هنر معماری و شهرسازی در دوره جمهوری اسلامی ایران
برای شناخت هنر معماری و شهرسازی در جمهوری اسلامی، لازم است که بار دیگر به عقب برگشته و بررسی کوتاهی در مورد این هنر در ایران پیش از انقلاب بنماییم. آقای ایرج اعتصام، معمار و استاد دانشگاه، در بخشی از مقالهی خود به نام «بررسی تطبیقی معماری و شهرسازی معاصر ایران و اروپا» مینویسد: «...هرچند که رضاشاه در دوران ۲۰ سالهی خود به سفر فرنگ نرفت، ولی حضور و کثرت کارشناسان و مستشاران خارجی در تمام زمینههای اداری، نظامی و اقتصادی، تجارب معماری و شهرسازی اروپا را با قدرت هرچه تمامتر در ایران گسترش داد. تعداد محدودی از معماران و مهندسان ایرانی نیز که در اروپا و بخصوص اطریش و آلمان درس خوانده بودند، معماری آن دورهی اروپا را در ایران اشاعه دادند. در شهرسازی، الگوی رواج یافتهی اروپایی در تخریب بافتهای قدیمی برای خیابانهای اتومبیل (خودرو) رو، و شریانهای رفتامدی (ترافیک) عمود بر هم متداول میشود و خیابانها و میدانهای بافت قدیمی شهرها را، بدون توجه به اهمیت ویژگیهای معماری و شهرسازی آن میشکافد. در کنار میدانها و یا خیابانهای نزدیک به آنها، مراکز اداری مثل ساختمانهای شهربانی، شهرداری، پست و تلگراف، ثبت اسناد و ثبتاحوال، دارایی و دادگستری و غیره ساخته میشود که علت وجودی آنها، تغییر و گسترش نظام سازمانی و اداری تمامی آنها نسبت به دورهی قاجاریه است.
به هرحال، چه در ساختمانهای عمومی و دولتی و چه در ساختمانهای مسکونی، نفوذ مستقیم معماری اروپایی وجود داشت و مشهود بود... درنتیجه در این دوران با سبکهای معماری مختلفی روبرو میشویم که عبارتند از:
- معماری امروزی (مدرن) اروپایی و توجیهگرای (اکسپرسیونیستی) آلمان قبل از دههی ۱۹۳۰م (۱۳۰۹هش) که عمومیت و مقبولیت بیشتر مییابد مثل ساختمان ایستگاه راهآهن، هتل (مسافرخانه) ها، فروشگاهها، دانشگاه، کاخهای سلطنتی و ویلاهای بزرگ؛
- معماری به اصطلاح نئوکلاسیک (نو -کهنگرای) ایران با استفادهی مستقیم از عناصر معماری و تزیینی دورهی هخامنشی و ساسانی، مانند ساختمانهای بانک ملی خیابان فردوسی، شهربانی و موزهی ایران باستان؛
- معماری کلاسیک (کهنگرای) اروپا با استفادهی مستقیم از عناصر معماری و تزیینی اروپایی، مانند ساختمان سابق تلگرافخانه در میدان سپه؛
- معماری التقاطی با به کارگیری عناصر کلاسیک اروپایی و تزیینات ایرانی مانند ساختمانهای میدان حسنآباد؛
- معماری «شبه مستعمراتی» با بهرهگیری از مصالح و رنگ و طعم محلی، مثل کارخانههایی که عموماً آلمانیها در ایران ساختند؛
- ادامهی سبک قاجاری ولی با تمایل به برونگرایی، مانند بسیاری از ساختمانهای، مسکونی، به هرحال در کلیهی سبکهای فوق نفوذ و حضور معماری و مصالح و تکنیک (فناوری) ساختمانی اروپایی کاملاً محسوس است.
«پس از پایان جنگ جهانی دوم و اشغال ایران از طرف قوای متفقان و تبعید رضاشاه، دوران رکودی در توسعهی شهری و امور ساختمانی در ایران مشاهده میشود، ولی چند سال پس از به سلطنت رسیدن محمدرضاشاه، از سال ۱۳۲۰، [این توسعهی شهری و امور ساختمانی] تا انقلاب اسلامی ایران ادامه مییابد. مجدداً فعالیتهای ساختمانی و شهرسازی آغاز میشود؛ ولیکن این بار تحولات شهرسازی و معماری ما بیش از پیش تحت تأثیر مستقیم اروپا و امریکا است. معماری اروپا و امریکا در دورهی سیوهفت ساله ۱۹۴۰ (۱۳۱۹) تا ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) از مدرنیسم (امروزیگرایی) اولیه به اوج مدرنیسم (امروزیگرایی) میرسد و سپس شاهد افول آن در دههی شصت به بعد هستیم، با تمام پیآمدهایی که در معماری و شهرسازی اروپا و امریکا داشته است، جالب است توجه کنیم که تمام این تغییرات و تحولات به طور تمام و کمال در کشور ما منعکس میگردد؛ نه با آنچه که ضرورت واقعی نیاز جامعهی ما بوده است، بلکه به صورت تقلیدهای سطحی در تمام زمینهها و بخصوص در معماری و شهرسازی.
«گفتیم دههی ۱۹۵۰ (۱۳۲۹) دورهی اوج مدرنیسم در اروپا بود و دانشکدهی هنرهای زیبای، دانشگاه تهران، که در سال ۱۳۱۹ (۱۹۴۰) به عنوان هنرکده تأسیس میشود، پس از گذراندن حدود یک دهه به دانشکده تبدیل میگردد و دارای محل و ساختمان خاص خود در پردیسهی دانشگاه تهران میشود. آندره گدار فرانسوی رئیس دانشکده جای خود را به مهندس (محسن) فروغی میدهد و سیرو و دوبرول، استادان فرانسوی دانشکده، جای خود را به مهندس سیحون و مهندس غیایی استادان جوانی که تازه از فرانسه فارغالتحصیل شده و به ایران برگشته بودند میدهد.
علاوه بر آموزش معماری که رکن اساسی توسعهی مدرنیسم معماری در ایران بود، به اختصار اوضاع و احوال اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران را بررسی میکنیم تا ببینیم چگونه بستر مناسبی برای رشد و توسعهی مدرنیسم معماری و شهرسازی به وجود میآید... بخشی از دکترین (نظریهی اقتصادی) ترومن، یعنی اصل ۴ ترومن در ایران، پایهی تحولات برنامهریزی و توسعهی اقتصادی - اجتماعی ایران میشود و جامعهی ایران به سرعت به سمت صنعتی شدن (از نوع مونتاژ یا غیرمونتاژ) و رشد سریع شهرنشینی میرود، و تدریجاً به یک جامعهی مصرفی تبدیل میگردد.
معماری و شهرسازی این دوره به همان روال اروپا و امریکا و با همان دگرگونیها به پیش میرود، چه در آموزش و چه در طرحهای معماری و شهرسازی، سادهگرایی مدرنیسم در معماری و اهداف بعد از پایان جنگ آن، یعنی بیشتر ساختن، سریعتر ساختن و ارزانتر ساختن، به حذف کامل عناصر تزیینی و مصرف حداقل انواع مصالح (فیالمثل فقط آجر، آهن و شیشه) انجامید، که علیالاصول یک عامل منفی نیست ولی پیآمد تلخی که در معماری ایران داشت درکناشیانه و برداشت سودجویانه از دیدگاه مدرنیسم بود که منجر به ایجاد روشی در ساختمانسازی به نام «بساز و بفروش» شد... متأسفانه این سبک با همهی مشکلات شناخته شدهیی که دارد، به همان دلیلی که به وجود آمده، هنوز هم ادامه دارد؛ زیرا تجارب بعدی معماران ما نتوانسته چیزی جایگزین آنکند که سریعتر و ارزانتر بشود ساخت.
در این دورهی خارج از بحث «بساز و بفروشها»، ساختمانهای مهمی که توسط معماران ایرانی طراحی شدهاند براساس نسخههای اروپایی و امریکایی تابع سبک بینالمللی بودهاند که بسته به قدرت طراحی معماران، با سلیقهتر یاکجسلیقهتر بودهاند. برخی از آنها تناسبات زیباتر و اجرای بهتر داشتهاند و نمونههای برتر معماری مدرنیستی این دوران بهشمار میروند. ازجمله کارهای مهم این دوره ساختمان مجلس سنا (مجلس شورای اسلامی امروز) است که کار مشترک فروغی و غیایی است و بنایی است با اصول مدرنیستی سبک بینالمللی. در طراحی آرامگاه بوعلی در همدان و مقبرهی نادر در مشهد، مهندس سیحون قدمی فراتر از مدرنیسم سبک بینالمللی برداشته و در ارتباط با آن مشاهیر، استعارههای مناسبی را در معماری آرامگاهها به کار برده است.
به هرحال در دههی آخر این دوره ضمن تکرار سبکها و روشهای متداول غربی سعی در برخورداری از خصلتها و خصوصیات معماری و شهرسازی ایران و هویت ایرانی میشود. متأسفانه، مباحثات مربوط به بهرهگیری از معماری ایرانی سنتی که انتظار میرفت زمینهی تازهای در بیان معماری به وجود آورد، بهجز در موارد استثنایی، سرفصل تازهای به نام «معماری ملی» میگشایدکه مفهوم روشنی نداشت، و بالنتیجه تبدیل میشود به یک معماری مبتذل شبه مدرنیستی با بزک سنتی ایرانی که در تهران و سایر شهرهای ایران شاهد آن هستیم.
در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۸) انقلاب اسلامی به پیروزی میرسد و درحالی که مراحل اولیهی تغییرات اقتصادی خود را میگذراند گرفتار بلیّهی جنگ تحمیلی میشود، که به مدت هشت سال کلیه برنامهها و فعالیتها و ازجمله شهرسازی و معماری را تحتالشعاع خود قرار میدهد. پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، در زمینهی معماری و شهرسازی اولین تغییر در آموزش معماری آغاز میشود. به این ترتیب که ستاد انقلاب فرهنگی برنامهی تازهای را برای کلیهی مدارس شهرسازی و معماریکشور تدوین میکند. ولی، علاوه بر مسئلهی جنگ،کمبود منابع (علمی) به زبان فارسی و مدارک مکتوب و مدونی که راستای تأمین اهداف برنامه باشد، و بالاخره کمبود مدرسانی که آگاهی و توان کافی جهت تدریس و تفهیم معماری و فرهنگ اسلامی داشته باشند، باعث میشود که دانشجویان به تنها مرجع مطمئن یعنی مجلات و کتابهای اروپایی و امریکایی متوسل شوند... وقتی گفته میشود که انقلاب اسلامی انقلاب ارزشها است و هنگامی که معماری و شهرسازی در جهان نیز به سوی آن رفته است که از ارزشها و فرهنگ محلی بهرهگیریکند، تقلید کورکورانه و سطحی ما نامعقولتر از هر زمان دیگر است.
برای اینکه معماری نظام جمهوری اسلامی بتواند، علاوه بر برطرف کردن نیازهای جامعهی، صنعتی امروز، به معیارهای تازهای نیز دست یازد که هم ریشه در فرهنگ ایرانی اسلامی داشته باشد و هم متکی به فناوریها و مواد و مصالح تازه باشد،کوششی همهجانبه و اندیشیده شده لازم است که تقلید از ظواهر در آن جای بسیار کمی دارد، و از سوی دیگر، نظارت دقیق و اعمال معیارها با نهادیکه مسئولیت معماری و شهرسازی نظام را برعهده دارد، الزامی مینماید. متأسفانه آنچه که هماکنون به نام معماری برافراشته و بنا میگردد تابع هیچگونه نظارت فنی، و زیباشناسانه نیست و دقیقاً بازساخت طرحهایی است که در جای دیگری در امریکا یا اروپا به اجرا درآمدهاند.
نیز نگاه کنید به
- هنر در جمهوری اسلامی ایران
- هنرهای تجسمی در جمهوری اسلامی ایران
- نقاشی دوران جمهوری اسلامی
- نگارگری، تذهیب و تشعیر در جمهوری اسلامی
منبع اصلی
آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حبیب الله آیت اللهی