پرش به محتوا

نگارگری، تذهیب و تشعیر در جمهوری اسلامی

از ویکی ایران

نگارگری که به غلط آن را با واژه‌ی فرنگی «مینیاتور» معرفی کرده‌اند، هنر اصیل ایرانی است که پس از رضا عباسی در اواخر دوران صفوی، به دلیل رونق یافتن نقاشی شبه - خاوری که به دست‌گروه هنرمندان فرنگ رفته مانند محمد زمان رواج یافته بود، دچار رکود و تنزل‌کیفیت‌های تصویری می‌گردد. در دوران قاجار تعداد کمی از هنرمندان ایرانی به این نقاشی اهمیت می‌دادند و اغلب آنان نیز در شهرستان‌های دور از مرکز که هنوز به آداب و سنن و فرهنگ‌گذشته پای‌بند بودند، مانند اصفهان و شیراز، زندگی می‌کردند و این هنر نیم مرده را به اندک شاگردان خود می‌آموختند. در دوران پهلوی اول، برای دورانی کوتاه، در مدرسه‌ای که حسین طاهرزاده بهزاد تأسیس کرده بود، گروهی به آموزش این هنر پرداختند که از میان آنها، بهادری طراح فرش، هادی تجویدی نگارگر و چند تن دیگر تا آخر عمر به این هنر پرداختند و کوشیدند آن را، حتی اگر در خانه هم شده، آموزش دهند. از تربیت‌شدگان این گروه می‌توان محمود فرشچیان، هوشنگ جزی‌زاده، ابوعطا، مطیع و محمد تجویدی را نام برد. لیکن رضاشاه پس از بازگشت کمال‌الملک، محمد غفاری، از فرنگ و تأسیس مدرسه‌ی عالی کمال‌الملک، مدرسه‌ی هنرهای، ملی طاهرزاده‌ی بهزاد را تعطیل کرد و از فعالیت آن جلوگیری نمود. در دوران پهلوی دوم، تنها کوشش بر این بود که حداقل اصول این هنرها را در هنرستان‌ها در تراز پایین‌آموزش دهند و از مرگ قطعی آن جلوگیری به عمل آید.

پس از انقلاب اسلامی، ستاد انقلاب فرهنگی برای حفظ هنرهای ملی و بومی رشته‌ای، دانشگاهی تحت عنوان «صنایع دستی» تأسیس کرد که حداقل آگاهی‌هایی را از اغلب هنرهای دستی فراموش شده مانند فرش، گلیم، سفال و غیره در اختیار دانشجویان قرار می‌داد. نگارگری و تذهیب و تشعیر نیز درشمار «صنایع دستی» آمده و آموزشی نه چندان ژرف از آنها آغاز شد. در دهه‌ی نخست پس از پیروزی انقلاب، گروهی از استادان و هنرمندان معتقد به اصالت‌های، ایرانی و اسلامی در هنر (ازجمله نویسنده‌ی این سطور)، کوشیدند که آموزش نگارگری و دیگر هنرهای اسلامی را وارد دانشگاه‌ها کنند، ولیکن مورد پذیرش‌گروه برنامه‌ریزی وزارت فرهنگ و آموزش عالی قرار نگرفت. از این‌رو، به طور غیرمستقیم با نوشتن مقاله‌ها و سخنرانی‌ها جوانان را به فراگرفتن آن ترغیب و تشویق‌کردند و این امر مقدمه‌ای برای برگزاری نخستین دوسالانه‌ی نگارگری در تابستان سال ۱۳۷۲ و برگزاری مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها در همین زمینه، گردید.

این نمایشگاه سبب شد که جوانان زیادی به نگارگری روی آورند، به طوری که تعداد شرکت‌کنندگان در دومین دوسالانه‌ی نگارگری تقریباً دو برابر شده بود. این امر سبب شد که در دانشکده‌های هنری، مانند، دانشکده‌ی شاهد و دانشکده‌ی یزد، چهار واحد نگارگری در برنامه‌ی آنان گنجانیده شود و از سوی دیگر، کلاس‌های آموزش آزاد این هنر به دست معدود استادان موجود برگزار گردد. با چاپ و نشر مجموعه‌ی سخنرانی‌های دومین دو سالانه‌ی نگارگری توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن هنرهای تجسمی و چاپ مقالاتی در فصل‌نامه‌ی هنر و در شماره‌های مختلف آن، حتی هنرمندان‌گروه چهارم نیز به تحقیق در اصول این هنر و ترجمه‌ی مقالات نوشته شده در این زمینه به دست خاورشناسان و غیره و نشر آنها پرداختند و با چاپ کتاب نگره‌ی هنر انقلاب اسلامی توسط انتشارات عروج، امید آن به وجود آمد که در آینده‌ی نه چندان دور شاهد شکوفایی هنری ایرانی - اسلامی و ارجمند باشیم که درخور نظام جمهوری اسلامی ایران باشد. از میان استادان برجسته‌ی این هنر باید از محمود فرشچیان، هوشنگ جزی‌زاده، رستم شیرازی، مطیع، مهرگان، آقامیری، تاکستانی و علیجان‌پور، رجوی نام برد.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی