هنرهای تجسمی در جمهوری اسلامی ایران
هنرهای تجسمی در جمهوری اسلامی ایران شامل نقاشی دوران جمهوری اسلامی؛ نگارگری، تذهیب و تشعیر در جمهوری اسلامی؛ هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری در جمهوری اسلامی است.
نقاشی دوران جمهوری اسلامی
نقاشی دوران جمهوری اسلامی را، از آغاز تا سال ۱۳۷۷، باید به دو دوره تقسیم کرد: دورهی نخست، از آغاز تا پایان جنگ تحمیلی؛ و دورهی دوم از پایان جنگ تحمیلی به بعد. در دورهی، نخست نیز گرایشهای متفاوتی مشاهده میشود، گروهی از هنرمندان که خصلتهای انقلاب اسلامی در آنها کمتر مشاهده میشد، به نقاشیکردن به شیوههای رایج امریکایی و اروپایی ادامه میدهند. یعنی یک نقاشی بدون شکل و محتوای خاص، گونهای ترکیببندی از خطوط، سطحها و رنگهایی که بهزعم نقاش آن خوشایند باشد و یا به اصطلاح آنان، یک نقاشی که «بینالمللی» باشد؛ گروه دیگر، نقاشانی هستند که تاکنون به شیوهای شخصی دست یازیدهاند و در آن شیوه ادامه میدهند مانند جواد حمیدی، احمد اسفندیاری و پرویز کلانتری؛ گروه سوم نقاشان جوانی هستند که میکوشند برای انقلاب اسلامی و در راه تداوم آن بیافرینند ولیکن از پشتوانههای هنری خود ناآگاهند و یا آگاهیهای کمی دارند و به شیوهی غربی آموزش دیدهاند. آنها بیشتر میکوشند موضوعهای مذهبی و یا بهره گرفته شده از انقلاب و جنگ تحمیلی را تصویر کنند، ولیکن شیوهی عملی آنان شیوهی «واقعیگرایان جامعی»(Social Realiste) فاصلهی دهههای ۲۰ و ۳۰ بعد از جنگ جهانی دوم میباشد، یعنی؛ گروهی که به این نام در روسیهی استالینی، و به دستور او ایجاد شد و برای اندک زمانی اغلب هنرمندان «کمونیست» (تودهای مسلک) اروپا از آن پیروی کردند و سپس در فرانسه تغییر نام داده و تحت عنوان «نقاشان گواه زمان خود» تا دههی ۴۰ (۱۳۵۰هش) به فعالیت مشغول و سپس از میان رفتند. این نقاشان که در ایران در تجمعی به نام «حوزهی هنری» به فعالیت ادامه میدهند، درعین پایبندی به هویت شخصی خود، از الگوهای سیاسی اروپا پیروی میکنند و مقامات و مسئولان دولتی و سیاسی نیز از آنان حمایت کامل میکنند؛ گروه چهارمی هم هستند (مانند آیتاللهی) که میکوشند از این میان راهی را برگزینند که نه الگوبرداری از بیگانه باشد و نه جنبههای سیاسی بر آن مستولی باشد، بلکه گونهای نقاشی بیافرینند که ایرانی بوده و ریشه در فرهنگ اسلامی ایرانی داشته باشد و بیانگر احساس و زیباییشناسی ایرانی باشد. این گروه که در اقلیت هستند، تظاهرات هنری کمی ابراز میدارند.
در دههی پس از جنگ تحمیلی، گروه نخست یا مقلدان نقاشی باختری و به اصطلاح خود «بینالمللی»ها با تغییر جهت اندکی در مسیر کار خود و کوشش در بهرهگیری از نشانهها و نمادهای باستانی سعی در «ایرانی کردن» آثار خود کردند و با ورود به دانشگاه آزاد اسلامی به آموزش عقاید و شیوههای خود پرداختند.گروه دوم، یا نقاشان انقلاب، نظریات خود را در دانشگاه هنر و دانشگاه شاهد آموزش داده و عملاً گونهای از نقاشی را پیش گرفتند که یک ریش در هنر اروپا و ریشهای در فرهنگ اسلامی داشته و حالتی التقاطی را به خود گرقته است. گروه سوم هیچگونه تغییری را متحمل نشدند. گروه چهارم نیز بیشتر توان خود را در آموزش هنرها به کارگرفتند تا یک تولید هنری که اگر هم ایرانی و اصیل باشد نمیتواند مورد حمایت مثرلاتَ هنری نظام قرار گیرد.
با این حال، روزبهروز بر تعداد هنرآموختگان در رشتههای نقاشی افزوده میشود و این اهر سبب گسترش نگارخانهها و ازدیاد تعداد آنها و برگزاری نمایشگاههای گروهی قراوان میگردد. که متأسفانه بیشتر آنها در مرکز کشور میباشد. از این نمایشگاهها میتوان دوسالانههای نقاشی و سالانههای تجلی احساس را نام برد. طرح برگزاری نمایشگاههای دو سالانه برای ترغیب و تشویق جوانان به خلق آثار هنری در قلمروهای مختلف هنرهای تجسمی، مانند نقاشی، هنرهای ترسیمی (گرافیک)، شکلک و طنز (کاریکاتور)، طراحی، نگارگری، پیکرسازی و پیکرتراشی، سفالینه و لعابینه، و غیره در سال ۱۳۶۴ به معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط نویسندهی این سطور، تقدیم شد و آن معاونت، بتدریج که امکانات فراهم میشد، یکی از این رشتههای هنری را به صورت نمایشگاه دو سالانه برگزار میکرد. برخی از این نمایشگاههای دوسالانه پس از چندی به نمایشگاه بینالمللی تبدیل شدند، مانند دوسالانهی شکلک وطنز (کاریکاتور) ، دوسالانهی عکاسی (که در آغاز سالانه بود)، و هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری (گرافیک).
دو سالانهی نقاشی و هنرهای ترسیمی و نگارگری بیشتر از هنرهای دیگر مورد پذیرش و استقبال اقشار مختلف جامعه، بویژه نسل جوان گردید. دوسالانهی نقاشی هر دو سال در فصل زمستان، هنرهای ترسیمی در بهار، نگارگری در تابستان و طنز و عکاسی در پاییز و سفالینه نیز در بهار برگزار میشوند. دولت جمهوری اسلامی برای تشویق و ترغیب هنرمندان جوان و آفرینشگر در هر دوسالانه، به ۱۰ نفر از بهترینها، که به وسیلهی شورای داورانی منتخب از میان هنرمندان سرشناس، برگزیده میشوند، ۱۰ سکهی بهار آزادی جایزه اعطا میکند.
به دلیل فعالیت بیشتر جوانان در قلمرو نقاشی، علاوه بر دو سالانه، به مناسبتهای مختلف، مانند روز زن، که روز تولد بانویگرامی اسلام حضرت فاطمه(س) است، نمایشگاهی به طور سالانه از آثار نقاشی بانوان و دوشیزگان تحت عنوان تجلی احساس برگزار میشود. نیز به مناسبت دههی فجر،که سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی است، نمایشگاه نقاشی سالانه در تهران و دیگر شهرستانهای بزرگ و مراکز استانها برگزار میگردد. از سوی دیگر، اغلب به مناسبت بعضی از وقایع تاریخی نمایشگاههای نقاشی برگزار میگردد که گاهی نیز آثار ارائه شده برای کمک به گروهی که ذینفع است به فروش میرسد. میتوان نمایشگاه آثار نقاشی برای کمک به بوسنی و هرزگوین، نمایشگاه نقاشی برای کمک به زلزلهزدگان یا برای کمک به بیماران کلیوی و یا سرطانیها را از این گونه دانست.
شهرداری تهران نیز چندین فرهنگسرا در نقاط مختلف پایتخت و بیش از ۲۰ نگارخانه در سراسر شهر تهران برای تشویق هنرمندان، آموزش هنرهای مختلف، تشکیل نمایشگاههای فردی یا گروهی برپا کرده است. از دیگر نمایشگاههای بینالمللی نقاشی، نمایشگاه حرم امن بود که به مناسبت کشتار ایرانیان در ایام حج در مکه انجام گرفت و هنرمندانی از امریکای جنوبی، افریقا، چین، استرالیا و دیگر کشورهای جهان، هرکجا که گروهی از مسلمانان متمرکز بودند، در آن شرکت کرده بودند. یکی دیگر از فعالیتهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در قلمرو طراحی، نقاشی و سایر هنرهای تجسمی، جشنوارهی سالانهی منطقهای جوانان است که در چهار مرکز استان انجام میگیرد و از تمام استانها، هنرمندان جوان در آن شرکت میکنند و به بهترین آثار برگزیده در هریک از رشتههای هنری جوایزی اهدا میشود. نمایشگاه بینالمللی دیگری که برپا گردید، و امید به تداوم آن به صورت دوسالانه یا سهسالانه میرود، نمایشگاه بینالمللی خوشنویسی از جهان اسلام میباشد که نخستین آن در سال ۱۳۷۶ برگزار گردید و از بیشتر کشورهای اسلامی در آن شرکت کرده بودند.
نگارگری، تذهیب و تشعیر
نگارگری که به غلط آن را با واژهی فرنگی «مینیاتور» معرفی کردهاند، هنر اصیل ایرانی است که پس از رضا عباسی در اواخر دوران صفوی، به دلیل رونق یافتن نقاشی شبه - خاوری که به دستگروه هنرمندان فرنگ رفته مانند محمد زمان رواج یافته بود، دچار رکود و تنزلکیفیتهای تصویری میگردد. در دوران قاجار تعداد کمی از هنرمندان ایرانی به این نقاشی اهمیت میدادند و اغلب آنان نیز در شهرستانهای دور از مرکز که هنوز به آداب و سنن و فرهنگگذشته پایبند بودند، مانند اصفهان و شیراز، زندگی میکردند و این هنر نیم مرده را به اندک شاگردان خود میآموختند. در دوران پهلوی اول، برای دورانی کوتاه، در مدرسهای که حسین طاهرزاده بهزاد تأسیس کرده بود، گروهی به آموزش این هنر پرداختند که از میان آنها، بهادری طراح فرش، هادی تجویدی نگارگر و چند تن دیگر تا آخر عمر به این هنر پرداختند و کوشیدند آن را، حتی اگر در خانه هم شده، آموزش دهند. از تربیتشدگان این گروه میتوان محمود فرشچیان، هوشنگ جزیزاده، ابوعطا، مطیع و محمد تجویدی را نام برد. لیکن رضاشاه پس از بازگشت کمالالملک، محمد غفاری، از فرنگ و تأسیس مدرسهی عالی کمالالملک، مدرسهی هنرهای، ملی طاهرزادهی بهزاد را تعطیل کرد و از فعالیت آن جلوگیری نمود. در دوران پهلوی دوم، تنها کوشش بر این بود که حداقل اصول این هنرها را در هنرستانها در تراز پایینآموزش دهند و از مرگ قطعی آن جلوگیری به عمل آید.
پس از انقلاب اسلامی، ستاد انقلاب فرهنگی برای حفظ هنرهای ملی و بومی رشتهای، دانشگاهی تحت عنوان «صنایع دستی» تأسیس کرد که حداقل آگاهیهایی را از اغلب هنرهای دستی فراموش شده مانند فرش، گلیم، سفال و غیره در اختیار دانشجویان قرار میداد. نگارگری و تذهیب و تشعیر نیز درشمار «صنایع دستی» آمده و آموزشی نه چندان ژرف از آنها آغاز شد. در دههی نخست پس از پیروزی انقلاب، گروهی از استادان و هنرمندان معتقد به اصالتهای، ایرانی و اسلامی در هنر (ازجمله نویسندهی این سطور)، کوشیدند که آموزش نگارگری و دیگر هنرهای اسلامی را وارد دانشگاهها کنند، ولیکن مورد پذیرشگروه برنامهریزی وزارت فرهنگ و آموزش عالی قرار نگرفت. از اینرو، به طور غیرمستقیم با نوشتن مقالهها و سخنرانیها جوانان را به فراگرفتن آن ترغیب و تشویقکردند و این امر مقدمهای برای برگزاری نخستین دوسالانهی نگارگری در تابستان سال ۱۳۷۲ و برگزاری مجموعهای از سخنرانیها در همین زمینه، گردید.
این نمایشگاه سبب شد که جوانان زیادی به نگارگری روی آورند، به طوری که تعداد شرکتکنندگان در دومین دوسالانهی نگارگری تقریباً دو برابر شده بود. این امر سبب شد که در دانشکدههای هنری، مانند، دانشکدهی شاهد و دانشکدهی یزد، چهار واحد نگارگری در برنامهی آنان گنجانیده شود و از سوی دیگر، کلاسهای آموزش آزاد این هنر به دست معدود استادان موجود برگزار گردد. با چاپ و نشر مجموعهی سخنرانیهای دومین دو سالانهی نگارگری توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن هنرهای تجسمی و چاپ مقالاتی در فصلنامهی هنر و در شمارههای مختلف آن، حتی هنرمندانگروه چهارم نیز به تحقیق در اصول این هنر و ترجمهی مقالات نوشته شده در این زمینه به دست خاورشناسان و غیره و نشر آنها پرداختند و با چاپ کتاب نگرهی هنر انقلاب اسلامی توسط انتشارات عروج، امید آن به وجود آمد که در آیندهی نه چندان دور شاهد شکوفایی هنری ایرانی - اسلامی و ارجمند باشیم که درخور نظام جمهوری اسلامی ایران باشد. از میان استادان برجستهی این هنر باید از محمود فرشچیان، هوشنگ جزیزاده، رستم شیرازی، مطیع، مهرگان، آقامیری، تاکستانی و علیجانپور، رجوی نام برد.
هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری
هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری، که هواداران آنها مصرانه از نام فرنگی آن،گرافیک، دفاع میکنند، در ردهبندی هنرها میتوان آن را زیر شاخهای از طراحی و نقاشی دانست که درحد نقطه، خط، سطح و رنگ مسطح ساده شده و در خدمت تبلیغ مصرف در جامعهی صنعتی باشد و یا به عبارت دیگر، گونهای از ترکیببندی که در خدمت مصرف جامعه قرار گرفته باشد و حاوی پیامی صریح و روشن باشد.
هنرمندان نگاشتاری پیش از نقاشی به تجلیات گروهی دست زدند. دوسالانهی اول و دوم این هنرها به کمک انجمن هنرمندان «گرافیست» و بخش انتشارات صدا و سیمای جمهوریاسلامی، سروش، در محل موزهی هنرهای معاصر تشکیل شد. ولیکن دوسالانههای سوم به بعد به همت مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با کمکهای مادی دولت انجامگرفت و همانند سایر دوسالانهها به روند منطقی خود دست یازید. بخشهایی که معمولاً در این نمایشگاهها ارائه میشوند عبارتند از آگهی دیواری یا اعلان، (پوستر، آفیش)، نشانه (اَرم)، نقش - نگاره (پیکتوگرام) صفحهآرایی (لیآت، میزان پاژ)، تصویرگری کتاب، و دیگر نقشهایی از این گروه که در خدمت تولید و مصرف جامعهی امروزی هستند.
یکی از هنرهای نگاشتاری که طنز تصویری، و یا با نامکهن ایرانی، شکلک، است، نخست در دوسالانههای «گرافیک» متجلی شد و سپس خود به عنوان یک هنر انتقادی و تبلیغی به صورت مستقل و در دوسالانهی طنز (کاریکاتور) ارائه گردید و سریعاً به شکل بینالمللی در آمد. از این زمان دوسالانهی «گرافیک» و سالانهی تصویرگران کتاب کودک نیز در شکل بینالمللی متجلی شدند. یکی دیگر از شاخههای هنرهای نگاشتاری، عکس، نیز نخست به صورت سالانه برگزار میشد، ولیکن به دلیل عدم توفیق در ارائهی عکسهای خوب و خلاق، تصمیم به دوسالانه کردن آنگرفته شد و پس از نخستین دوسالانهاش، به شکلی بینالمللی آشکارگردید.
تصویرگری کتاب کودک نیز، که یکی از شاخههای فرعی هنرهای نگاشتاری است، نخست به صورت سالانه و در سطح ملی برگزار شد، ولی پس از آن برای پربارتر شدن به صورت بینالمللی درآمد. بینالمللی شدن این دوسالانهها منافعی برای نسل جوان هنرمند داشت و آن آشنا شدن آنها با روند تکامل و پیشرفت این هنرها در دیگر نقاط جهان بود. ولیکن این ناخوشایندی را نیز دارد، و از آن اجتناب و پرهیزی نیست، که هنرمند ایرانی برای اینکه بتواند در سطحی جهانی(!) فعال بشود، هویت هنری خود را رها کند و دنبالهرو هنری بینالمللی و بویژه باختریگردد. همچنان که در نقاشی نیز صادق است.
نیز نگاه کنید به
هنر معماری و شهرسازی در دوره جمهوری اسلامی ایران
نگارگری، تذهیب و تشعیر در جمهوری اسلامی
هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری در جمهوری اسلامی
منبع اصلی
آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حبیب الله آیت اللهی