مراحل تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
گروههای مردمی آگاه و دلسوز ایران با وجود قانون اساسی در کشور در دوران سلطنت ۵۷ ساله خاندان پهلوی از دو مساله مهم داخلی و خارجی یعنی خفقان عمومی داخلی و دیکتاتوری فردی و ادامه نفوذ سیاستهای خارجی بخصوص انگلستان و سپس امریکا در سرنوشت ایران رنج میبردند. رضا شاه که با سیاست مکارانه انگلستان از طریق کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ شمسی به تدریج صاحب قدرت و سپس سلطنت ایران شد، دست به یک سلسله اقدامات اقتصادی و نظامی و اداری زد و با براندازی ملوک الطوایفی تا حدودی امنیت و آرامش سیاسی را در کشور برقرار نمود، ولی با کشف حجاب و مبارزه آشکار بااعتقادات دینی و فرهنگی مردم و اتخاذ روش خشونت و دیکتاتوری فردی در برخورد با مخالفان روحانی و سیاسی خود، زمینههای اعتراض و عصیان بعدی مردمی را فراهم ساخت. وی با سیاست جانبداری از آلمان هیتلری، ایران را عملا وارد جنگ جهانی دوم کرد که عواقب سوئی برای کشور ما داشت. با برکناری او از قدرت تا حدودی به دوران اختناق سیاسی خاتمه داده شد و احزاب و جمعیت های سیاسی و مذهبی و مطبوعات در فاصله ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ جان گرفتند که مخصوصا دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت، اوج مشارکت مردمی در امور سیاسی | گروههای مردمی آگاه و دلسوز ایران با وجود [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران|قانون اساسی در کشور]] در دوران سلطنت ۵۷ ساله خاندان پهلوی از دو مساله مهم داخلی و خارجی یعنی خفقان عمومی داخلی و دیکتاتوری فردی و ادامه نفوذ سیاستهای خارجی بخصوص انگلستان و سپس امریکا در سرنوشت ایران رنج میبردند. [[رضا شاه پهلوی|رضا شاه]] که با سیاست مکارانه انگلستان از طریق کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ شمسی به تدریج صاحب قدرت و سپس سلطنت ایران شد، دست به یک سلسله اقدامات اقتصادی و نظامی و اداری زد و با براندازی ملوک الطوایفی تا حدودی امنیت و آرامش سیاسی را در کشور برقرار نمود، ولی با کشف حجاب و مبارزه آشکار بااعتقادات دینی و فرهنگی مردم و اتخاذ روش خشونت و دیکتاتوری فردی در برخورد با مخالفان روحانی و سیاسی خود، زمینههای اعتراض و عصیان بعدی مردمی را فراهم ساخت. وی با سیاست جانبداری از آلمان هیتلری، ایران را عملا وارد جنگ جهانی دوم کرد که عواقب سوئی برای کشور ما داشت. با برکناری او از قدرت تا حدودی به دوران اختناق سیاسی خاتمه داده شد و احزاب و جمعیت های سیاسی و مذهبی و مطبوعات در فاصله ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ جان گرفتند که مخصوصا دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت، اوج مشارکت مردمی در امور سیاسی بود. | ||
آنچه برای شاه و هیات حاکم مطرح نبود، تکیه به نیروی لایزال الهی و مردم بود که همین مساله زمینه دیگری برای حرکت بعدی شد؛ زیرا از نشانههای بارز انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی، تکیه به مکتب مقدس اسلام و وحدت و یکپارچگی ملی و رهبری بی چون و چرای امام در تمام مبارزات علیه رژیم حاکم و تسلط بیگانگان بر امور کشور ماست.<ref>مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ عباسعلی عمید زنجانی، دوره فقه سیاسی، تهران: امیر کبیر، ج ۱، ۱۳۶۶، صص ۱۹۳ - ۱۹۱؛ جلالالدین مدنی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۹، ج ۱.</ref> | این تحرک ملی مذهبی که با رهبری دکتر [[محمد مصدق]] و آیتالله کاشانی به اوج خود رسید، با توطئه مشترک دربار شاه، سازمان سیا و سازمان جاسوسی انگلستان(Inteligent Service) در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرکوب شد و از این زمان به بعد [[محمدرضا شاه پهلوی|محمدرضا شاه]] با تکیه بر حمایتهای پنهان و آشکار امریکا و انگلستان و سایر دولتهای سرمایهداری به فرمانروایی و محدود کردن آزادیهای سیاسی و مذهبی پرداخت. در عوض، آزادی گروههایی از اقشار جامعه در تبعیت از فرهنگ غربی و بیبندوباری اجتماعی و پشت پازدن به آداب و سنن مذهبی و ملی خود، به شدت مورد تشویق و تبلیغ دستگاههای خبری و رسانههایگروهی تحت حمایت دولت قرارگرفت و همین امر یکی، از زمینههای مهم نارضایی مردم متدین و معتقد به مبانی دینی و اخلاقی و سنتهای قابل قبول قومی و ملی مردم از دستگاه حاکمه شد. نمونه این اعتراضهای عمومی و مردمی را میتوان در وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به رهبری مرجع تقلید شیعیان جهان [[امام خمینی|امام خمینی (ره)]] جستجو کرد که یک رو در رویی مستقیم با مظالم دستگاه حکومتی و فسادهای اجتماعی واعمال ضد دینی آنها در داخل کشور و وابستگی و انقیاد بی چون و چرای آنها از ابرقدرتهای غربی به رهبری امریکا و باج دهی آنها به ابرقدرت شرق به عنوان حقالسکوت بود. آنچه برای شاه و هیات حاکم مطرح نبود، تکیه به نیروی لایزال الهی و مردم بود که همین مساله زمینه دیگری برای حرکت بعدی شد؛ زیرا از نشانههای بارز انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی، تکیه به مکتب مقدس اسلام و وحدت و یکپارچگی ملی و رهبری بی چون و چرای امام در تمام مبارزات علیه رژیم حاکم و تسلط بیگانگان بر امور کشور ماست.<ref>مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ عباسعلی عمید زنجانی، دوره فقه سیاسی، تهران: امیر کبیر، ج ۱، ۱۳۶۶، صص ۱۹۳ - ۱۹۱؛ جلالالدین مدنی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۹، ج ۱.</ref> | ||
=== جریان انقلاب و مقدمات تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران === | === جریان [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] و مقدمات تصویب [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] === | ||
آرامش ظاهری حاکم بر کشور پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آرامشی قبل از طوفان بود، به طوری که انتشار نامهای توهینآمیز علیه امام در یکی از روزنامههای کشور، آتشخشم مردم را شعلهور کرد و به تظاهرات عظیمی در شهر [ | آرامش ظاهری حاکم بر کشور پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آرامشی قبل از طوفان بود، به طوری که انتشار نامهای توهینآمیز علیه امام در یکی از روزنامههای کشور، آتشخشم مردم را شعلهور کرد و به تظاهرات عظیمی در شهر [[قم]] انجامید.گرچه رژیم این قیام مردمی را در ۱۹ دی ماه ۱۳۵۶ به شدت سرکوب کرد و عدهای را که برای حمایت و پاسداری از دیانت و مرجع تقلید شیعیان به پاخاسته بودند به خاک و خون کشید، این حادثه آغاز مقابله آشکار مردم با دستگاه حاکمه بود. در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ مردم تبریز در چهلمین روز شهدای [[قم]] مقابله مستقیم دیگری را تدارک دیدند که انعکاس جهانی مهمی داشت و انظار عمومی جهان را متوجه حوادث و وقایعی که به قول شاه در جزیره ثبات اتفاق میافتاد،کرد.<ref name=":2">جرابد و مطبوعات روزهای انقلاب «تاریخچه تحولات انقلاب» کتابهای حقوق اساسی عمید زنجانی و جلالالدین مدنی. .</ref> | ||
از این زمان به بعد، حوادث انقلابی یکی پس از دیگری در پایتخت و سایر شهرهای دور و نزدیک اتفاق افتاد هر چند رژیم سلطنتی با تعویض نخستوزیران و تشکیل کابینههای آشتی، ملی، نظامی و حافظ قانون اساسی رژیم سلطنتی در طول سال ۱۳۵۷ شمسی کوشید با جریان انقلاب مقابله نماید و مانند سالهای ۱۳۳۲ و ۱۳۴۲ بر اوضاع مسلط شود، اما وحدت و یکپارچگی مردم و رهبری قاطعانه و بیچون و چرای [ | از این زمان به بعد، حوادث انقلابی یکی پس از دیگری در پایتخت و سایر شهرهای دور و نزدیک اتفاق افتاد هر چند رژیم سلطنتی با تعویض نخستوزیران و تشکیل کابینههای آشتی، ملی، نظامی و حافظ قانون اساسی رژیم سلطنتی در طول سال ۱۳۵۷ شمسی کوشید با جریان انقلاب مقابله نماید و مانند سالهای ۱۳۳۲ و ۱۳۴۲ بر اوضاع مسلط شود، اما وحدت و یکپارچگی مردم و رهبری قاطعانه و بیچون و چرای [[امام خمینی|امام خمینی (ره)]] امکان هرگونه حرکت و ترفند سیاسی داخلی و خارجی را از طراحان آنها سلبکرد و انقلاب مردم در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید. | ||
از نیمه دوم سال ۱۳۵۷ جریان انقلاب سرعت بیشتریگرفت و رژیم عراق در توافقی با رژیم سلطنتی ایران، امام را برای خروج از خاک عراق تحت فشار گذاشت. به دلیل مشکلات فراوانی که برای رهبر انقلاب ایجاد کردند، ایشان عازم فرانسه شد و در شهر کوچک نوفل لوشاتو در حومه پاریس اقامت گزید. از این زمان نوفل لوشاتو به یک مرکز سیاسی و خبری درباره انقلاب ایران تبدیل شد و امام با شرکت در کنفرانسهای خبری و مصاحبههای مطبوعاتی اهداف انقلاب را برای جهانیان تبیین کرد. به موازات این اقدام جهانی، ایشان با ارسال پیامها و دستورالعملهای انقلابی، مردم را به پایداری و مقاومت در مقابل دسیسهها و ترفندهای رژیم تشویق نمود؛ به طوری که انقلاب تنها به پایتخت و شهرهای بزرگ محدود نشد بلکه سراسر کشور یکپارچه به صحنه قیام تبدیل شد. | از نیمه دوم سال ۱۳۵۷ جریان [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] سرعت بیشتریگرفت و رژیم عراق در توافقی با رژیم سلطنتی ایران، امام را برای خروج از خاک عراق تحت فشار گذاشت. به دلیل مشکلات فراوانی که برای رهبر انقلاب ایجاد کردند، ایشان عازم فرانسه شد و در شهر کوچک نوفل لوشاتو در حومه پاریس اقامت گزید. از این زمان نوفل لوشاتو به یک مرکز سیاسی و خبری درباره انقلاب ایران تبدیل شد و امام با شرکت در کنفرانسهای خبری و مصاحبههای مطبوعاتی اهداف انقلاب را برای جهانیان تبیین کرد. به موازات این اقدام جهانی، ایشان با ارسال پیامها و دستورالعملهای انقلابی، مردم را به پایداری و مقاومت در مقابل دسیسهها و ترفندهای رژیم تشویق نمود؛ به طوری که انقلاب تنها به پایتخت و شهرهای بزرگ محدود نشد بلکه سراسر کشور یکپارچه به صحنه قیام تبدیل شد. | ||
مسوولیت امام در رهبری انقلاب محدود به مرجعیت وی در امور دینی نبود بلکه هدایت سیاسی و مدیریتی انقلاب نیز به عهده ایشان بود و به همین دلیل در نیمه دوم سال انقلاب، تشکیل شورای انقلاب را اعلام و اعضای آن را تعیین کردند. هر چند اسامی و تعداد اعضای شورای انقلاب به دلایل امنیتی و سیاسی هیچ وقت رسما اعلام نشد ولی این شورا مرکب از شخصیتهای انقلابی روحانی و سیاسی طراز اول و بعضا با وجهه ملی، بیش از یک سال و نیم امور تصمیمگیری و هدایت و قانونگذاری کشور را تحت رهبری امام به عهده گرفت. امام، رهبر مردمی انقلاب، از خارج و شورای انقلاب منبعث از جانب ایشان، در داخل، هدایت و تصمیمگیری را به عنوان دو وظیفه اصلی حکومت به عهده گرفتند. بقایای رژیم سلطنتی که آخرین ماههای عمر خود را سپری میکردند، یعنی شاه، مجالس قانونگذاری و دولتهای متغیّر و متزلزل او با اتکا به قانون اساسی مشروطه و وفادار به رژیم سلطنتی بر سرکاربودند. | مسوولیت امام در رهبری [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] محدود به مرجعیت وی در امور دینی نبود بلکه هدایت سیاسی و مدیریتی انقلاب نیز به عهده ایشان بود و به همین دلیل در نیمه دوم سال انقلاب، تشکیل شورای [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] را اعلام و اعضای آن را تعیین کردند. هر چند اسامی و تعداد اعضای شورای [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] به دلایل امنیتی و سیاسی هیچ وقت رسما اعلام نشد ولی این شورا مرکب از شخصیتهای انقلابی روحانی و سیاسی طراز اول و بعضا با وجهه ملی، بیش از یک سال و نیم امور تصمیمگیری و هدایت و قانونگذاری کشور را تحت رهبری امام به عهده گرفت. امام، رهبر مردمی انقلاب، از خارج و شورای انقلاب منبعث از جانب ایشان، در داخل، هدایت و تصمیمگیری را به عنوان دو وظیفه اصلی حکومت به عهده گرفتند. بقایای رژیم سلطنتی که آخرین ماههای عمر خود را سپری میکردند، یعنی شاه، مجالس قانونگذاری و دولتهای متغیّر و متزلزل او با اتکا به قانون اساسی [[نهضت مشروطه|مشروطه]] و وفادار به رژیم سلطنتی بر سرکاربودند. | ||
گسترش انقلاب از یک سو و فشار خارجی حامیان سلطنت شاه از سوی دیگر، زمینه خروج او را از کشور در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ برای همیشه فراهم کرد. شاه با تعیین اعضای شورای، سلطنت امیدوار بود پس از فروکش شعلههای انقلاب و آرام شدن اوضاع به کمک حامیان خارجی و یا داخلی خود بازگردد اما نه مردم خواهان بازگشت وی بودند و نه حامیان خارجی او میتوانستند در برابر طوفان بنیانکن انقلاب اسلامی ایران چنین تصمیمی بگیرند. در نتیجه پس از خروج شاه از کشور، امام مراجعت خود به وطن را به ملت انقلابی ایران و همه دنیا اعلام کرد و بهرغم توطئههای که بر سر راه او چیدند، روز دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ پس از ۱۵ سال تبعید و . دوری از وطن با استقبال بینظیر مردم به آغوش ملت بازگشت. | گسترش [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] از یک سو و فشار خارجی حامیان سلطنت شاه از سوی دیگر، زمینه خروج او را از کشور در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ برای همیشه فراهم کرد. شاه با تعیین اعضای شورای، سلطنت امیدوار بود پس از فروکش شعلههای [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] و آرام شدن اوضاع به کمک حامیان خارجی و یا داخلی خود بازگردد اما نه مردم خواهان بازگشت وی بودند و نه حامیان خارجی او میتوانستند در برابر طوفان بنیانکن [[انقلاب اسلامی ایران]] چنین تصمیمی بگیرند. در نتیجه پس از خروج شاه از کشور، امام مراجعت خود به وطن را به ملت انقلابی ایران و همه دنیا اعلام کرد و بهرغم توطئههای که بر سر راه او چیدند، روز دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ پس از ۱۵ سال تبعید و . دوری از وطن با استقبال بینظیر مردم به آغوش ملت بازگشت. | ||
با ورود امام به کشور و بیعت اقشار مختلف جامعه با ایشان چهره انقلاب دگرگون شد و امام با تعیین دولت موقت انقلاب به ریاست مهندس مهدی بازرگان در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ برای اداره امور وزارتخانهها و سازمانهای اداری و اجرایی کشور عملا ارکان حکومت انقلابی ایران را تکمیل کرد. ارکان رژیم سلطنتی پس از یک رو در رویی مستقیم با نیروهای انقلاب در ۲۲ بهمن ماه همان سال متلاشی شد و کشور تحت اداره نیروهای مردمی انقلاب قرارگرفت. این سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ سیاسی ایران بود.<ref name=":2" /> | با ورود امام به کشور و بیعت اقشار مختلف جامعه با ایشان چهره انقلاب دگرگون شد و امام با تعیین دولت موقت [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] به ریاست مهندس [[مهدی بازرگان]] در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ برای اداره امور وزارتخانهها و سازمانهای اداری و اجرایی کشور عملا ارکان حکومت انقلابی ایران را تکمیل کرد. ارکان رژیم سلطنتی پس از یک رو در رویی مستقیم با نیروهای [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] در ۲۲ بهمن ماه همان سال متلاشی شد و کشور تحت اداره نیروهای مردمی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] قرارگرفت. این سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ سیاسی ایران بود.<ref name=":2" /> | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [ | * [[حقوق اساسی ایران پیش از مشروطه]] | ||
* [ | * [[حقوق اساسی ایران پس از انقلاب مشروطه]] | ||
* [[حقوق اساسی در ایران]] | * [[حقوق اساسی در ایران]] | ||
* [ | * [[تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]] | ||
* [ | * [[شکل حکومت ایران پس از انقلاب اسلامی]] | ||
* [ | * [[خصوصیات شکلی و صوری جمهوری اسلامی ایران]] | ||
* [ | * [[حق حاکمیت ملت ایران و قوای ناشی از آن]] | ||
== مـآخذ == | == مـآخذ == | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
عباس منوچهری | عباس منوچهری | ||
[[رده: | [[رده:نظام سیاسی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۱۷
گروههای مردمی آگاه و دلسوز ایران با وجود قانون اساسی در کشور در دوران سلطنت ۵۷ ساله خاندان پهلوی از دو مساله مهم داخلی و خارجی یعنی خفقان عمومی داخلی و دیکتاتوری فردی و ادامه نفوذ سیاستهای خارجی بخصوص انگلستان و سپس امریکا در سرنوشت ایران رنج میبردند. رضا شاه که با سیاست مکارانه انگلستان از طریق کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ شمسی به تدریج صاحب قدرت و سپس سلطنت ایران شد، دست به یک سلسله اقدامات اقتصادی و نظامی و اداری زد و با براندازی ملوک الطوایفی تا حدودی امنیت و آرامش سیاسی را در کشور برقرار نمود، ولی با کشف حجاب و مبارزه آشکار بااعتقادات دینی و فرهنگی مردم و اتخاذ روش خشونت و دیکتاتوری فردی در برخورد با مخالفان روحانی و سیاسی خود، زمینههای اعتراض و عصیان بعدی مردمی را فراهم ساخت. وی با سیاست جانبداری از آلمان هیتلری، ایران را عملا وارد جنگ جهانی دوم کرد که عواقب سوئی برای کشور ما داشت. با برکناری او از قدرت تا حدودی به دوران اختناق سیاسی خاتمه داده شد و احزاب و جمعیت های سیاسی و مذهبی و مطبوعات در فاصله ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ جان گرفتند که مخصوصا دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت، اوج مشارکت مردمی در امور سیاسی بود.
این تحرک ملی مذهبی که با رهبری دکتر محمد مصدق و آیتالله کاشانی به اوج خود رسید، با توطئه مشترک دربار شاه، سازمان سیا و سازمان جاسوسی انگلستان(Inteligent Service) در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرکوب شد و از این زمان به بعد محمدرضا شاه با تکیه بر حمایتهای پنهان و آشکار امریکا و انگلستان و سایر دولتهای سرمایهداری به فرمانروایی و محدود کردن آزادیهای سیاسی و مذهبی پرداخت. در عوض، آزادی گروههایی از اقشار جامعه در تبعیت از فرهنگ غربی و بیبندوباری اجتماعی و پشت پازدن به آداب و سنن مذهبی و ملی خود، به شدت مورد تشویق و تبلیغ دستگاههای خبری و رسانههایگروهی تحت حمایت دولت قرارگرفت و همین امر یکی، از زمینههای مهم نارضایی مردم متدین و معتقد به مبانی دینی و اخلاقی و سنتهای قابل قبول قومی و ملی مردم از دستگاه حاکمه شد. نمونه این اعتراضهای عمومی و مردمی را میتوان در وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به رهبری مرجع تقلید شیعیان جهان امام خمینی (ره) جستجو کرد که یک رو در رویی مستقیم با مظالم دستگاه حکومتی و فسادهای اجتماعی واعمال ضد دینی آنها در داخل کشور و وابستگی و انقیاد بی چون و چرای آنها از ابرقدرتهای غربی به رهبری امریکا و باج دهی آنها به ابرقدرت شرق به عنوان حقالسکوت بود. آنچه برای شاه و هیات حاکم مطرح نبود، تکیه به نیروی لایزال الهی و مردم بود که همین مساله زمینه دیگری برای حرکت بعدی شد؛ زیرا از نشانههای بارز انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی، تکیه به مکتب مقدس اسلام و وحدت و یکپارچگی ملی و رهبری بی چون و چرای امام در تمام مبارزات علیه رژیم حاکم و تسلط بیگانگان بر امور کشور ماست.[۱]
جریان انقلاب و مقدمات تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
آرامش ظاهری حاکم بر کشور پس از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آرامشی قبل از طوفان بود، به طوری که انتشار نامهای توهینآمیز علیه امام در یکی از روزنامههای کشور، آتشخشم مردم را شعلهور کرد و به تظاهرات عظیمی در شهر قم انجامید.گرچه رژیم این قیام مردمی را در ۱۹ دی ماه ۱۳۵۶ به شدت سرکوب کرد و عدهای را که برای حمایت و پاسداری از دیانت و مرجع تقلید شیعیان به پاخاسته بودند به خاک و خون کشید، این حادثه آغاز مقابله آشکار مردم با دستگاه حاکمه بود. در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ مردم تبریز در چهلمین روز شهدای قم مقابله مستقیم دیگری را تدارک دیدند که انعکاس جهانی مهمی داشت و انظار عمومی جهان را متوجه حوادث و وقایعی که به قول شاه در جزیره ثبات اتفاق میافتاد،کرد.[۲]
از این زمان به بعد، حوادث انقلابی یکی پس از دیگری در پایتخت و سایر شهرهای دور و نزدیک اتفاق افتاد هر چند رژیم سلطنتی با تعویض نخستوزیران و تشکیل کابینههای آشتی، ملی، نظامی و حافظ قانون اساسی رژیم سلطنتی در طول سال ۱۳۵۷ شمسی کوشید با جریان انقلاب مقابله نماید و مانند سالهای ۱۳۳۲ و ۱۳۴۲ بر اوضاع مسلط شود، اما وحدت و یکپارچگی مردم و رهبری قاطعانه و بیچون و چرای امام خمینی (ره) امکان هرگونه حرکت و ترفند سیاسی داخلی و خارجی را از طراحان آنها سلبکرد و انقلاب مردم در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید.
از نیمه دوم سال ۱۳۵۷ جریان انقلاب سرعت بیشتریگرفت و رژیم عراق در توافقی با رژیم سلطنتی ایران، امام را برای خروج از خاک عراق تحت فشار گذاشت. به دلیل مشکلات فراوانی که برای رهبر انقلاب ایجاد کردند، ایشان عازم فرانسه شد و در شهر کوچک نوفل لوشاتو در حومه پاریس اقامت گزید. از این زمان نوفل لوشاتو به یک مرکز سیاسی و خبری درباره انقلاب ایران تبدیل شد و امام با شرکت در کنفرانسهای خبری و مصاحبههای مطبوعاتی اهداف انقلاب را برای جهانیان تبیین کرد. به موازات این اقدام جهانی، ایشان با ارسال پیامها و دستورالعملهای انقلابی، مردم را به پایداری و مقاومت در مقابل دسیسهها و ترفندهای رژیم تشویق نمود؛ به طوری که انقلاب تنها به پایتخت و شهرهای بزرگ محدود نشد بلکه سراسر کشور یکپارچه به صحنه قیام تبدیل شد.
مسوولیت امام در رهبری انقلاب محدود به مرجعیت وی در امور دینی نبود بلکه هدایت سیاسی و مدیریتی انقلاب نیز به عهده ایشان بود و به همین دلیل در نیمه دوم سال انقلاب، تشکیل شورای انقلاب را اعلام و اعضای آن را تعیین کردند. هر چند اسامی و تعداد اعضای شورای انقلاب به دلایل امنیتی و سیاسی هیچ وقت رسما اعلام نشد ولی این شورا مرکب از شخصیتهای انقلابی روحانی و سیاسی طراز اول و بعضا با وجهه ملی، بیش از یک سال و نیم امور تصمیمگیری و هدایت و قانونگذاری کشور را تحت رهبری امام به عهده گرفت. امام، رهبر مردمی انقلاب، از خارج و شورای انقلاب منبعث از جانب ایشان، در داخل، هدایت و تصمیمگیری را به عنوان دو وظیفه اصلی حکومت به عهده گرفتند. بقایای رژیم سلطنتی که آخرین ماههای عمر خود را سپری میکردند، یعنی شاه، مجالس قانونگذاری و دولتهای متغیّر و متزلزل او با اتکا به قانون اساسی مشروطه و وفادار به رژیم سلطنتی بر سرکاربودند.
گسترش انقلاب از یک سو و فشار خارجی حامیان سلطنت شاه از سوی دیگر، زمینه خروج او را از کشور در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ برای همیشه فراهم کرد. شاه با تعیین اعضای شورای، سلطنت امیدوار بود پس از فروکش شعلههای انقلاب و آرام شدن اوضاع به کمک حامیان خارجی و یا داخلی خود بازگردد اما نه مردم خواهان بازگشت وی بودند و نه حامیان خارجی او میتوانستند در برابر طوفان بنیانکن انقلاب اسلامی ایران چنین تصمیمی بگیرند. در نتیجه پس از خروج شاه از کشور، امام مراجعت خود به وطن را به ملت انقلابی ایران و همه دنیا اعلام کرد و بهرغم توطئههای که بر سر راه او چیدند، روز دوازدهم بهمن ۱۳۵۷ پس از ۱۵ سال تبعید و . دوری از وطن با استقبال بینظیر مردم به آغوش ملت بازگشت.
با ورود امام به کشور و بیعت اقشار مختلف جامعه با ایشان چهره انقلاب دگرگون شد و امام با تعیین دولت موقت انقلاب به ریاست مهندس مهدی بازرگان در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ برای اداره امور وزارتخانهها و سازمانهای اداری و اجرایی کشور عملا ارکان حکومت انقلابی ایران را تکمیل کرد. ارکان رژیم سلطنتی پس از یک رو در رویی مستقیم با نیروهای انقلاب در ۲۲ بهمن ماه همان سال متلاشی شد و کشور تحت اداره نیروهای مردمی انقلاب قرارگرفت. این سرآغاز عصر جدیدی در تاریخ سیاسی ایران بود.[۲]
نیز نگاه کنید به
- حقوق اساسی ایران پیش از مشروطه
- حقوق اساسی ایران پس از انقلاب مشروطه
- حقوق اساسی در ایران
- تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
- شکل حکومت ایران پس از انقلاب اسلامی
- خصوصیات شکلی و صوری جمهوری اسلامی ایران
- حق حاکمیت ملت ایران و قوای ناشی از آن
مـآخذ
منبع اصلی
منوچهری، عباس(1381). کتاب ایران: نظام سیاسی در ایران. ویراستاری محسن شانه چی. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی – بین المللی.
نویسنده مقاله
عباس منوچهری