پرش به محتوا

لوطی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''لوطي،''' گروهي اجتماعي از لايه‌هاي پائين جامعة قديم شهري. لوطي و لوطيگري پديده‌اي برخاسته از نظام فرهنگي محله‌هاي سنتي شهرهاي بزرگ ايران با پيشينه‌اي بسيار دراز بوده است.<sup>1</sup> واژة لوطی(= لوتي) در فرهنگ ايران به معاني و مفاهيم مختلف لَوَ...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''لوطي،''' گروهي اجتماعي از لايه‌هاي پائين جامعة قديم شهري.  
'''[[لوطی]]،''' گروهی اجتماعی از لایه‌های پائین جامعه قدیم شهری.  


لوطي و لوطيگري پديده‌اي برخاسته از نظام فرهنگي محله‌هاي سنتي شهرهاي بزرگ ايران با پيشينه‌اي بسيار دراز بوده است.<sup>1</sup> واژة لوطی(= لوتي) در فرهنگ ايران به معاني و مفاهيم مختلف لَوَند و حريف و شوخ؛<sup>2</sup> بي‌باك و حسود و متهور؛<sup>3</sup> غلام‌باره و هرزه و فاسد؛<sup>4</sup> تَرْدستِ معركه‌گير و جوانمرد و بخشنده و دل‌باز؛<sup>5</sup> داش و مشدي؛<sup>6</sup> پهلوان و گردن‌ كلفت؛<sup>7</sup> و مقابل پِنتي و شوخ و غير لوطي<sup>8</sup> به كار رفته است. عصر قاجار دورة اوج لوطي‌گري و لوطي‌بازي بوده است.<sup>9</sup> برخي لوطي و لوطي‌گري را دنبالة عياران و سازمان لوطيان را پيامد سازمان اولية عياران و هدفشان را حفظ اخلاقيات اجتماع در محله‌هاي خود تصور كرده‌‌اند.<sup>10</sup> در دورة قاجار در هر محلة بزرگ در شهرهايي مانند قزوين، اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز، و به ويژه تهران، گروهي لوطي زندگي مي‌كرد.<sup>11</sup> ميرزا حسين‌خان تحويلدار لوطيان دورة قاجار را 7 دسته شناسانده است: 1. لوطي‌هاي شيري يا شيرگردان؛ 2. لوطي‌هاي تنبك به دوشِ بعضاً خرس و ميمون رقصان؛ 3. لوطي‌هاي معركه‌گير حقه‌باز و شعبد‌باز؛ 4. لوطي‌هاي بندباز و چوبين پا؛ 5. لوطي‌هاي خيمه‌شب باز (← خيمه شب بازي)؛ 6. لوطي‌هاي سرخوانچة<sup>*</sup> استاد بقال (تقليدچيان و مسخرگان)؛ 7. لوطي‌هاي خونخوار و اشرار شارِب الخَمر غمّاز و قمارباز و لاطي و زاني و دزد.<sup>12</sup>
لوطی و لوطیگری پدیده‌ای برخاسته از نظام فرهنگی محله‌های سنتی شهرهای بزرگ ایران با پیشینه‌ای بسیار دراز بوده است<ref>بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، '''''فصلنامه فرهنگ مردم'''''. بهار 1383ش، س3، ش8،ص. 9، 99.</ref>. واژه لوطی(= لوتی) در [[فرهنگ ایران زمین|فرهنگ ایران]] به معانی و مفاهیم مختلف لَوَند و حریف و شوخ؛<ref name=":0">الگوالیری اكبرآبادی، سراج‌الدین علی. '''''چراغ هدایت'''''. به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: معرفت، 1338ش، 280.</ref> بی‌باک و حسود و متهور؛ <ref name=":0" /><ref name=":1">نجفی، ابوالحسن. '''''فرهنگ فارسی عامیانه'''''. تهران: انتشارات نیلوفر، 1378ش، 2/1306.</ref>غلام‌باره و هرزه و فاسد؛<ref>معین، محمد'''''. فرهنگ فارسی.''''' تهران: امیركبیر، 1356ش، 3/3652.</ref> تَرْدستِ معرکه‌گیر و جوانمرد و بخشنده و دل‌باز؛<ref>جمالزاده، محمدعلی. '''''فرهنگ لغات عامیانه'''''. تهران: ابن‌سینا، 1341ش، 380.</ref> داش و مشدی؛<ref>مصاحب، غلامحسین'''''. دایره المعارف فارسی'''''، تهران: امیركبیر، 1356ش، جلد 2، ص. 2522</ref> پهلوان و گردن‌ کلفت؛<ref name=":1" /> و مقابل پِنتی و شوخ و غیر لوطی<ref>جمالزاده، محمدعلی. تهران؛ معین، 1/816.</ref> به کار رفته است. [[قاجاریه|عصر قاجار]] دوره اوج لوطی‌گری و لوطی‌بازی بوده است<ref>بلوكباشی، جمالزاده، محمدعلی. تهران؛ معین، 9.</ref>. برخی لوطی و لوطی‌گری را دنباله عیاران و سازمان لوطیان را پیامد سازمان اولیه عیاران و هدفشان را حفظ اخلاقیات اجتماع در محله‌های خود تصور کرده‌‌اند<ref>لمبتون، آن. '''''جامعه اسلامی در ایران'''''. ترجمه حمید حمید، اصفهان: انتشارات نیما، 1351ش، 79</ref>. در [[قاجاریه|دوره قاجار]] در هر محله بزرگ در شهرهایی مانند [[استان قزوین|قزوین]]، [[اصفهان]]، [[شیراز]]، [[مشهد]]، [[تبریز]]، و به ویژه [[استان تهران|تهران]]، گروهی لوطی زندگی می‌کرد<ref>بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، '''''فصلنامه فرهنگ مردم'''''. بهار 1383ش، س3، ش8، ص. 100.</ref>. میرزا حسین‌خان تحویلدار لوطیان [[قاجاریه|دوره قاجار]] را 7 دسته شناسانده است:  


لوطيان به لحاظ شغل و رفتار و خوي و خصال به طور كلي به سه گروه بزرگ تقسيم مي‌شدند: 1. ''لوطي‌هاي ارباب معركه''، مانند تقليدچيان و مسخرگان، مطربان و رقاصان، و حيوان رقصان‌ها. شش دستة نخست دسته‌بندي‌ لوطيان ميرزا حسين خان تحويلدار در اين گروه قرار مي‌گرفتند؛ 2. ''لوطي‌هاي بزن بهادرِ شرير''، يا ''لات و لوت'' (= الوات يا الواط) با خوي و رفتاري ماجراجويانه كه با گردنْ كُلُفتي و قَدّاره‌بَندي و چاقوكشي و زورگويي فتنه بر پا مي‌كردند و از راه قمار و باجگيري نان و روزي در مي‌آوردند. لوطيان دستة هفتم در تقسيم‌بندي تحويلدار از اين صنف بودند؛ 3. ''لوطي‌هاي يَل جوانمرد''، يا پهلوانان وارسته و خوشنام با رفتار و كردار و خصايل به هنجار و مطلوب جامعه. افراد اين دسته با منش لوطيانة خود، فداکاری، ايثارگري و از جان و مال گذشتگي در ميان مردم محله و همپالگي‌هاي خود شهره بودند.<sup>13</sup>  
# لوطی‌های شیری یا شیرگردان؛
# لوطی‌های تنبک به دوشِ بعضاً خرس و میمون رقصان؛
# لوطی‌های معرکه‌گیر حقه‌باز و شعبد‌باز؛
# لوطی‌های بندباز و چوبین پا؛
# لوطی‌های خیمه‌شب باز (← [[خیمه شب بازی]])؛
# لوطی‌های سرخوانچه<sup>*</sup> استاد بقال (تقلیدچیان و مسخرگان)؛
# لوطی‌های خونخوار و اشرار شارِب الخَمر غمّاز و قمارباز و لاطی و زانی و دزد<ref>تحویلدار، میرزا حسین بن ابراهیم. '''''جغرافیای اصفهان'''''. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342، 86- 87</ref>.


لوطيان پهلوان جوانمرد به سه چيز: گروه، محله و شهر خود وابستگي و سرسپردگي تمام داشتند و در حفظ حرمت و آبروي تعلقات خود از جان فشاني دريغ نمي‌كردند. لوطيان رفتار و اخلاق و سنت‌هاي كم و بيش مشترك داشتند و به آن شناخته مي‌‌شدند.<sup>15</sup> نشانة صولت و مردانگي ظاهري آن‌ها سبيل پُرِ افتاده و به همراه داشتن 7 وصله، نشانة لوطيگري و مشدی‌گری آنها بود. این 7 وصله عبارت بودند از: زنجير يزدي، جام برنجي كرماني، دستمال بزرگ ابريشمي كاشاني، چاقوي اصفهاني، چپق از چوب عناب يا آلبالو، شالِ كمر «لام‌ الف لا» (شال كمري كه گره روي شكم آن به شكل «لا»ي ايستاده بود.) و گيوة تخت نازك كرمانشاهي برخي شغل‌ها مانند طبق‌كشي، پالوده‌ريزي، بستني‌سازي و توت و گردو فروشی نزد آن‌ها مقبول و برخي شغل‌ها مانند حلاّجي، دلّاكي، مقنّي‌گري، كنّاسي و حمّالي زشت و عيب و ننگ به شمار مي‌رفت.<sup>15</sup> تربيت قوچ و خروس و به جنگ انداختن آن‌ها، كبوتر بازي، گرَك بازي و ورزش‌هاي زورخانه‌اي از جمله سرگرمي‌هاي آن‌ها بود.<sup>16</sup> بالاترين سوگند ميان لوطيان سوگند خوردن به «كمر حرّ رياحي»، «حضرت عباس علمدار»، «شاه چراغ» و «تارموي سبيل مردانه»؛ و زشت‌ترين دشنام‌ها «نامرد»، «نالوطي»، «لچك به سر بودن» يا «لچك به سر كردن»؛ و بدترين اعمال سوگند به دروغ خوردن، موي سبيل گرو گذاشته را از گرو بيرون نياوردن و بي‌غيرتي و بي‌ناموسي كردن بود.<sup>17</sup>
لوطیان به لحاظ شغل و رفتار و خوی و خصال به طور کلی به سه گروه بزرگ تقسیم می‌شدند:


# ''لوطی‌های ارباب معرکه''، مانند تقلیدچیان و مسخرگان، مطربان و رقاصان، و حیوان رقصان‌ها. شش دسته نخست دسته‌بندی‌ لوطیان میرزا حسین خان تحویلدار در این گروه قرار می‌گرفتند؛
# ''لوطی‌های بزن بهادرِ شریر''، یا ''لات و لوت'' (= الوات یا الواط) با خوی و رفتاری ماجراجویانه که با گردنْ کُلُفتی و قَدّاره‌بَندی و چاقوکشی و زورگویی فتنه بر پا می‌کردند و از راه قمار و باجگیری نان و روزی در می‌آوردند. لوطیان دسته هفتم در تقسیم‌بندی تحویلدار از این صنف بودند؛
# ''لوطی‌های یَل جوانمرد''، یا پهلوانان وارسته و خوشنام با رفتار و کردار و خصایل به هنجار و مطلوب جامعه. افراد این دسته با منش لوطیانه خود، فداکاری، ایثارگری و از جان و مال گذشتگی در میان مردم محله و همپالگی‌های خود شهره بودند<ref>بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، '''''فصلنامه فرهنگ مردم'''''. بهار 1383ش، س3، ش8، ص. 101- 103</ref>.


'''مآخذ:'''
لوطیان پهلوان جوانمرد به سه چیز: گروه، محله و شهر خود وابستگی و سرسپردگی تمام داشتند و در حفظ حرمت وابروی تعلقات خود از جان فشانی دریغ نمی‌کردند. لوطیان رفتار و اخلاق و سنت‌های کم و بیش مشترک داشتند و بهان شناخته می‌‌شدند<ref>بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، '''''فصلنامه فرهنگ مردم'''''. بهار 1383ش، س3، ش8، ص. 100.</ref>. نشانه صولت و مردانگی ظاهریان‌ها سبیل پُرِ افتاده و به همراه داشتن 7 وصله، نشانه لوطیگری و مشدی‌گریانها بود. این 7 وصله عبارت بودند از: زنجیر یزدی، جام برنجی کرمانی، دستمال بزرگ ابریشمی کاشانی، چاقوی اصفهانی، چپق از چوب عناب یاالبالو، شالِ کمر «لام‌ الف لا» (شال کمری که گره روی شکمان به شکل «لا»ی ایستاده بود.) و گیوه تخت نازک کرمانشاهی برخی شغل‌ها مانند طبق‌کشی، پالوده‌ریزی، بستنی‌سازی و توت و گردو فروشی نزدان‌ها مقبول و برخی شغل‌ها مانند حلاّجی، دلّاکی، مقنّی‌گری، کنّاسی و حمّالی زشت و عیب و ننگ به شمار می‌رفت<ref>مستوفی، عبدالله. '''''شرح زندگانی من''''': '''''تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه'''''. تهران: انتشارات زوار، 1371ش، 1/304- 305.</ref>.


                                   1.      بلوكباشي، علي. «پديده‌اي به نام لوطي و لوطيگري در حيات اجتماعي تاريخ ايران»، '''''فصلنامة فرهنگ مردم'''''. بهار 1383ش، س3، ش8، 9، 99.
تربیت قوچ و خروس و به جنگ انداختنان‌ها، کبوتر بازی، گرَک بازی و ورزش‌های زورخانه‌ای از جمله سرگرمی‌هایان‌ها بود<ref>مستوفی، عبدالله. '''''شرح زندگانی من''''': '''''تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه'''''. تهران: انتشارات زوار، 1371ش، ص. 105.</ref><ref>بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، '''''فصلنامه فرهنگ مردم'''''. بهار 1383ش، س3، ش8، ص.105.  </ref>. بالاترین سوگند میان لوطیان سوگند خوردن به «کمر حرّ ریاحی»، «حضرت عباس علمدار»، «شاه چراغ» و «تارموی سبیل مردانه»؛ و زشت‌ترین دشنام‌ها «نامرد»، «نالوطی»، «لچک به سر بودن» یا «لچک به سر کردن»؛ و بدترین اعمال سوگند به دروغ خوردن، موی سبیل گرو گذاشته را از گرو بیرون نیاوردن و بی‌غیرتی و بی‌ناموسی کردن بود.


                                   2.      الگواليري اكبرآبادي، سراج‌الدين علي. '''''چراغ هدايت'''''. به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: معرفت، 1338ش، 280.
== نیز نگاه کنید به ==


                                   3.      همانجا؛ نجفي، ابوالحسن. '''''فرهنگ فارسي عاميانه'''''. تهران: انتشارات نيلوفر، 1378ش، 2/1306.
* [[فرهنگ ایران زمین]]
 
* [[قاجاریه]]
                                   4.      معين، محمد'''''. فرهنگ فارسي.''''' تهران: اميركبير، 1356ش، 3/3652.
* [[خیمه شب بازی]]
 
                                   5.      جمالزاده، محمدعلي. '''''فرهنگ لغات عاميانه'''''. تهران: ابن‌سينا، 1341ش، 380.
 
                                   6.      '''''دايرةالمعارف فارسي'''''، غلامحسين مصاحب. تهران: اميركبير، 1356ش، 2/2522.
 
                                   7.      نجفي، همانجا.
 
                                   8.      جمالزاده، محمدعلي. همانجا؛ معين، 1/816.
 
                                   9.      بلوكباشي، همان، 9.
 
                                  10.     لمبتون، آن. '''''جامعة اسلامي در ايران'''''. ترجمة حميد حميد، اصفهان: انتشارات نيما، 1351ش، 79.
 
                                  11.     بلوكباشي. همانجا، 100.
 
                                  12.     تحويلدار، ميرزا حسين بن ابراهيم. '''''جغرافياي اصفهان'''''. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342، 86- 87.
 
                                  13.     بلوكباشي. همانجا، 101- 103.
 
                                  14.     همو، 100.
 
                                  15.     مستوفي، عبدالله. '''''شرح زندگاني من''''': '''''تاريخ اجتماعي و اداري دورة قاجاريه'''''. تهران: انتشارات زوار، 1371ش، 1/304- 305.
 
                                  16.     همو، 105؛ بلوكباشي، همانجا، 105.                      


== ماخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
علی بلوکباشی
علی بلوکباشی
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:مردم شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۲۵

لوطی، گروهی اجتماعی از لایه‌های پائین جامعه قدیم شهری.

لوطی و لوطیگری پدیده‌ای برخاسته از نظام فرهنگی محله‌های سنتی شهرهای بزرگ ایران با پیشینه‌ای بسیار دراز بوده است[۱]. واژه لوطی(= لوتی) در فرهنگ ایران به معانی و مفاهیم مختلف لَوَند و حریف و شوخ؛[۲] بی‌باک و حسود و متهور؛ [۲][۳]غلام‌باره و هرزه و فاسد؛[۴] تَرْدستِ معرکه‌گیر و جوانمرد و بخشنده و دل‌باز؛[۵] داش و مشدی؛[۶] پهلوان و گردن‌ کلفت؛[۳] و مقابل پِنتی و شوخ و غیر لوطی[۷] به کار رفته است. عصر قاجار دوره اوج لوطی‌گری و لوطی‌بازی بوده است[۸]. برخی لوطی و لوطی‌گری را دنباله عیاران و سازمان لوطیان را پیامد سازمان اولیه عیاران و هدفشان را حفظ اخلاقیات اجتماع در محله‌های خود تصور کرده‌‌اند[۹]. در دوره قاجار در هر محله بزرگ در شهرهایی مانند قزوین، اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز، و به ویژه تهران، گروهی لوطی زندگی می‌کرد[۱۰]. میرزا حسین‌خان تحویلدار لوطیان دوره قاجار را 7 دسته شناسانده است:

  1. لوطی‌های شیری یا شیرگردان؛
  2. لوطی‌های تنبک به دوشِ بعضاً خرس و میمون رقصان؛
  3. لوطی‌های معرکه‌گیر حقه‌باز و شعبد‌باز؛
  4. لوطی‌های بندباز و چوبین پا؛
  5. لوطی‌های خیمه‌شب باز (← خیمه شب بازی
  6. لوطی‌های سرخوانچه* استاد بقال (تقلیدچیان و مسخرگان)؛
  7. لوطی‌های خونخوار و اشرار شارِب الخَمر غمّاز و قمارباز و لاطی و زانی و دزد[۱۱].

لوطیان به لحاظ شغل و رفتار و خوی و خصال به طور کلی به سه گروه بزرگ تقسیم می‌شدند:

  1. لوطی‌های ارباب معرکه، مانند تقلیدچیان و مسخرگان، مطربان و رقاصان، و حیوان رقصان‌ها. شش دسته نخست دسته‌بندی‌ لوطیان میرزا حسین خان تحویلدار در این گروه قرار می‌گرفتند؛
  2. لوطی‌های بزن بهادرِ شریر، یا لات و لوت (= الوات یا الواط) با خوی و رفتاری ماجراجویانه که با گردنْ کُلُفتی و قَدّاره‌بَندی و چاقوکشی و زورگویی فتنه بر پا می‌کردند و از راه قمار و باجگیری نان و روزی در می‌آوردند. لوطیان دسته هفتم در تقسیم‌بندی تحویلدار از این صنف بودند؛
  3. لوطی‌های یَل جوانمرد، یا پهلوانان وارسته و خوشنام با رفتار و کردار و خصایل به هنجار و مطلوب جامعه. افراد این دسته با منش لوطیانه خود، فداکاری، ایثارگری و از جان و مال گذشتگی در میان مردم محله و همپالگی‌های خود شهره بودند[۱۲].

لوطیان پهلوان جوانمرد به سه چیز: گروه، محله و شهر خود وابستگی و سرسپردگی تمام داشتند و در حفظ حرمت وابروی تعلقات خود از جان فشانی دریغ نمی‌کردند. لوطیان رفتار و اخلاق و سنت‌های کم و بیش مشترک داشتند و بهان شناخته می‌‌شدند[۱۳]. نشانه صولت و مردانگی ظاهریان‌ها سبیل پُرِ افتاده و به همراه داشتن 7 وصله، نشانه لوطیگری و مشدی‌گریانها بود. این 7 وصله عبارت بودند از: زنجیر یزدی، جام برنجی کرمانی، دستمال بزرگ ابریشمی کاشانی، چاقوی اصفهانی، چپق از چوب عناب یاالبالو، شالِ کمر «لام‌ الف لا» (شال کمری که گره روی شکمان به شکل «لا»ی ایستاده بود.) و گیوه تخت نازک کرمانشاهی برخی شغل‌ها مانند طبق‌کشی، پالوده‌ریزی، بستنی‌سازی و توت و گردو فروشی نزدان‌ها مقبول و برخی شغل‌ها مانند حلاّجی، دلّاکی، مقنّی‌گری، کنّاسی و حمّالی زشت و عیب و ننگ به شمار می‌رفت[۱۴].

تربیت قوچ و خروس و به جنگ انداختنان‌ها، کبوتر بازی، گرَک بازی و ورزش‌های زورخانه‌ای از جمله سرگرمی‌هایان‌ها بود[۱۵][۱۶]. بالاترین سوگند میان لوطیان سوگند خوردن به «کمر حرّ ریاحی»، «حضرت عباس علمدار»، «شاه چراغ» و «تارموی سبیل مردانه»؛ و زشت‌ترین دشنام‌ها «نامرد»، «نالوطی»، «لچک به سر بودن» یا «لچک به سر کردن»؛ و بدترین اعمال سوگند به دروغ خوردن، موی سبیل گرو گذاشته را از گرو بیرون نیاوردن و بی‌غیرتی و بی‌ناموسی کردن بود.

نیز نگاه کنید به

ماخذ

  1. بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، فصلنامه فرهنگ مردم. بهار 1383ش، س3، ش8،ص. 9، 99.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ الگوالیری اكبرآبادی، سراج‌الدین علی. چراغ هدایت. به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: معرفت، 1338ش، 280.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ نجفی، ابوالحسن. فرهنگ فارسی عامیانه. تهران: انتشارات نیلوفر، 1378ش، 2/1306.
  4. معین، محمد. فرهنگ فارسی. تهران: امیركبیر، 1356ش، 3/3652.
  5. جمالزاده، محمدعلی. فرهنگ لغات عامیانه. تهران: ابن‌سینا، 1341ش، 380.
  6. مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی، تهران: امیركبیر، 1356ش، جلد 2، ص. 2522
  7. جمالزاده، محمدعلی. تهران؛ معین، 1/816.
  8. بلوكباشی، جمالزاده، محمدعلی. تهران؛ معین، 9.
  9. لمبتون، آن. جامعه اسلامی در ایران. ترجمه حمید حمید، اصفهان: انتشارات نیما، 1351ش، 79
  10. بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، فصلنامه فرهنگ مردم. بهار 1383ش، س3، ش8، ص. 100.
  11. تحویلدار، میرزا حسین بن ابراهیم. جغرافیای اصفهان. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342، 86- 87
  12. بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، فصلنامه فرهنگ مردم. بهار 1383ش، س3، ش8، ص. 101- 103
  13. بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، فصلنامه فرهنگ مردم. بهار 1383ش، س3، ش8، ص. 100.
  14. مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من: تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه. تهران: انتشارات زوار، 1371ش، 1/304- 305.
  15. مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من: تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه. تهران: انتشارات زوار، 1371ش، ص. 105.
  16. بلوكباشی، علی. «پدیده‌ای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، فصلنامه فرهنگ مردم. بهار 1383ش، س3، ش8، ص.105.  

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی