کلاه بوقی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:کلاه بوقی.jpg|بندانگشتی|تصویری از [[امیرکبیر، میرزا تقی خان|امیرکبیر]]، قابل بازیابی از https://hanikashopp.com/]] | |||
کلاه بوقی : نوعی کلاه قیفی یا شیپوری شکل و مخروطی بلند و نوک تیز، در اندازههای مختلف که در دورههای [[اسلام|اسلامی]]، نوع بلند و قرمزرنگ آن جنبه تحقیرآمیز و مسخرگی یافت وآن را بیشتر بر سر محکومین میگذاشتند. | |||
=== [[ایران باستان]] === | === [[ایران باستان]] === | ||
یکی از قدیمیترین نمونههای کلاه بوقی را، قبل از | یکی از قدیمیترین نمونههای کلاه بوقی را، قبل از [[آریاییان|آریاییها]]، بر سر زنی از دوره ایلام باستان میتوان دید<ref>Spycket,A. Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda, (1992), P. 101,pl. 68,no 546</ref>.نوع بلندتر آن را نیز گاهی برخی روحانیان آن دوره بر سر میگذاشتهاند<ref>نگهبان، عزت الله. '''''حفاری هفت تپه دشت خوزستان'''''. سازمان میراث فرهنگی، 1372، ص245- 246، 329، 348، اثر مهر H. T. S. 238، ش 206، طرح 69.</ref>. در میان جنگجویان نیز این سرپوش و نوع بسیار بلند آن<ref>Porada,E. Tchoga-Zanbil la glyptique, Paris, 1970, p 19, TZ 598. 1956, no 13; Calmeyer, P. Relief bronzen in Babylonischem stil,München, 1973, Pp 44-45, no E 2, 94-95, Abb. 90.</ref>، و نوع شاخدارش رایج بود<ref>Amiet,P. Elam, Paris, 1966, Pp 374-377, fig 282-285; Porada, 1970, Pp. 28-33, TZ 474. 1956, no 27.</ref>. در دوره [[ماد|مادها]]، مردان طبقات حاکم<ref>Dalton,O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, Pp. 2-3, pl. 2.</ref>و گروه جنگیان نوع بلند کلاه بوقی را، که گاه نوک آن به طرف جلو خمیده بود، بر سر میگذاشتند<ref>Pope,A. U. A survey of Persian art,ed,P. Ackerman,Oxford,1938-1939,vol 4,pl. 124,no C</ref>. این کلاه را جنگیان [[هخامنشیان|هخامنشی]] نیز استفاده میکردند<ref>De mecquenem,R. The Achaemenid and later remains at Susa, SPA, 1938-1939,vol I,p. 327, fig 77.</ref>. به نظر میرسد که این سرپوش و انواع آن در میان سکاها ([[آریاییان|آریایی]]<nowiki/>های چادرنشین و بیابانگرد) رواج بیشتری داشت، به حدی که یکی از تیرههای سکایی با نام «سکاییان تیزخود»[سکاتیگرخئودا .Sakā tigraxaudā] معرفی شده بودند. نوع سکایی این کلاه، بلند و مخروطی شکل بود و نوک آن قدری به سوی عقب خمیده بود. پایین کلاه تمام گوشها، پشت گردن و زیرچانه را میپوشاند و با تسمهای روی چانه بسته و محکم میشد<ref>Walser,V. Persepolis, Tübingen, 1980, P. 32.</ref>.نوع ساده بسیار بلند این کلاه را در نقش سکونخا[1]، رهبر سکاهای شورشی بر داریوش هخامنشی، در نقش برجسته بیستون میتوان دید<ref>Flandin,E,Coste,P. Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris,Gide et Bandy,1843-1854, vol 4, pl. 18.</ref>.بزرگان، روحانیون و جنگیان اشکانی کلاه بوقی بسیار بلند<ref name=":0">Herrmann,G. The Iranian revival,Oxford, 1977, Pp. 67,70.</ref>،و [[ساسانیان]] کلاه نوک خمیده به جلو بر سر میگذاشتند<ref>بر سر نرسه شاه ساسانی( 293- 302 م )، لوکونین، و. تمدن ایران ساسانی. ترجمه عنایت الله رضا، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372، ص376، جدول، 19 ش، I a.</ref><ref name=":1">Sellwood, D.Coinage of Parthia,2<sup>nd</sup> ed, London, 1980, Pp. 89-92, type 31, no 31. 2,Pp. 131-156, type 43, no 43.12.</ref>. | ||
[[اسلام]] تا [[مغول ها|مغول]] : | |||
''' | در قرون اولیه اسلام زنان نوعی کلاه بوقی ابریشمین بر سر میگذاشتند<ref name=":2">متز، آدام. '''''الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع'''''، نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص154-155. </ref><ref name=":3">ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625 ؛ </ref><ref>Dozy,R. P. R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp. 73-80,262-278</ref><ref>حسن ابراهیم، حسن. '''''تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی'''''. قاهره: الطبعه الثالثه، 1953م، ج2، ص362-363 ؛</ref>.این نوع و نوع نمدی و زنگوله دار و قرمز رنگ آن را، که گاه دم روباهی از آن آویخته بود بر سرمحکومین میگذاشتهاند<ref name=":3" /><ref name=":2" />.نوع دیگر کلاه بوقی مخصوص مجازات شدگان، دارای چند ترک بود که هر ترک رنگ خاصی داشت. این نوع کلاه را بر سر بابک خرمدین پس از اسارت، گذاشتند<ref>مسعودی، ابی الحسن علی. '''مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ'''. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص57.</ref>.برخی از مردان عصر سامانی نوع مثلثی این [[کلاه]] را بر سر میگذاشتند که در ُزمره کلاههای بوقی به شمار نمیرفت<ref>Grube,E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth Century in the keir collection,Oxford,1976,Pp. 77,83 no 38,42.</ref>.ظاهراً نوع کلاههای بلند سکاییان قبل از [[اسلام]]، در قرون بعد اسلامی به ترکمانان رسیده است<ref name=":1" /><ref name=":0" />.به گونهای از این [[کلاه|کلاه]]<nowiki/>ها که سیاه رنگ بود و چند دستار به دورش میپیچیدند و شاهان ترک مانند آلب ارسلان آن را برسر میگذاشتند<ref>'''''سلجوقنامه'''''. با مقدمه محمد رمضانی، اسمعیل افشار، تهرانک کلاله خاور، 1332، ص 23؛ خواندمیر آنرا طاقیه طولانی نام نهاده. حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333- 1334، ج2، ص 487.</ref><ref>راوندی، محمد بن علی. '''''راحه الصدور و آیه السرور'''''. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص117؛ نیشابوری، خواجه امام ظهیرالدین.</ref>«کلاه جوار» میگفتند<ref>جوزجانی، '''''منهاج السراج'''''. طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص281؛ </ref><ref>بیهقی، ابوالفضلمحمد بن حسین. '''''تاریخ بیهقی'''''. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص61؛ ابن اثیر، ج 1، ص502-503. </ref><ref>راوندی، محمد بن علی. '''''راحه الصدور و آیه السرور'''''. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص331؛ نیشابوری، خواجه امام ظهیرالدین.</ref>.ظاهراً از پوست سیاه یا قهوهای قندوز (نوعی سگ آبی در نواحی ترکستان) نیز چنین کلاههایی تهیه میکردهاند<ref>جوزجانی، ج1، ص355، 411- 412؛ مقایسه شود با ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. '''''المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم'''''. دایره المعارف عثمانیه، حیدرآباد دکن، 1358- 1359 ق، ج8، ص53.</ref>.به سبب این که انتهای این [[کلاه|کلاه]]<nowiki/>ها قدری کج بود (یا شاید آنها را به صورت کج برسر میگذاشتهاند؟) آنها را «[[کلاه]] ترکمانی کژ» نیز میگفتند. نوشتهاند که محمد خوارزمشاه چنین کلاهی بر سر میگذاشته است<ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ'''''. بیروت: دارصادر، داربیروت، وقایع سال 594 ق/1197 م؛</ref><ref>جوزجانی، '''''منهاج السراج'''''. طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص246؛ </ref>.در میان درباریان او نیز این [[کلاه|کلاه]]<nowiki/>ها رواج داشت<ref>Pope. 1967, vol 9, no 517, vol 10, P.655.</ref>. | ||
[[مغول ها|مغول]] تا عصر حاضر: | |||
در دوره [[مغول ها|مغول]] گاه مردم عادی کلاه بوقی قرمز رنگ بر سر میگذاشتهاند<ref>ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله. '''''سفرنامه'''''. ترجمه محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص293. </ref><ref>Gray,B. La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 45-48, 57-58.</ref>.بزرگان نوع لبه برگشته قرمز رنگ و نوع بلند یا کوتاه به رنگ سفید یا سرخ آن را که لبه پشمی کلفت قهوهای رنگ داشت بر سر میگذاشتند<ref>Nizami. Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م, no 9,10,57.</ref><ref>عکاشه، ثروت. '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص206، لوحههای 263، 266، مهرو مشتری، دارالکتب مصر، ص 308، لوحه 288، شاهنامه شاه تهماسب، موزه متروپولیتن نیویورک.</ref>.جلودارها از کلاههای بوقی به رنگ سبز، سرخ، خاکستری، یا طلایی با لبه پشمی طلایی یا سیاه استفاده میکردند<ref>Nizami, no 5,27,33,38,43,45,57</ref>.در همین دوره در مجموعه خلعتهای وزارت، از کلاهی مرصع به نام «کلاه نوروزی» نام بردهاند<ref>مرعشی، ظهیرالدین. '''''تاریخ طبرستان و رویان و مازندران'''''. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران، شرق، 1368، ص 174، 218، 293، مقایسه شود با هدایای نه گانهای به نام نوئنا Nouena شامل لباسهای ابریشمی و حریرهای ارغوانی و مانند آن، که تاتارهای نواحی شمالی تر به بزرگان میدادند. ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) '''''سفرنامههای ونیزیان در ایران'''''، ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349، ص 25.</ref>که میباید همانی باشد که در زمان صفویان به آن «کلاه دولت» میگفتهاند<ref>Gray, Pp.72-77</ref>.<sup> </sup>هر دوی این نامها، ظاهراً مربوط به نوعی کلاه کله قندی منگولهدار است. شاهان صفوی نوع شل و کوتاه این کلاه را که اغلب آبی رنگ و خالدار بود و به سبب شلی، بالای آن به طرف پایین خم میشد، بر سر میگذاشتند<ref>'''''مجالسی از خمسه نظامی'''''؛ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص232- 233.</ref><ref>Nizami. no 31-33.</ref>.در دوره [[نادرشاه افشار]]، نوک بالایی این کلاه را بریدند،و همین با تغییرات دیگری به دوره [[قاجاریه|قاجار]]٭ رسید<ref>Maddison,F;E. S. Smit. Science,tools & magic, the Nasser D. Khalili collection of Islamic </ref><ref>art,ed,J. Raby,Oxford university press,vol XII, 1997,Pp. 171-172, AH 1262, LAQ 29</ref>. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[کلاه]] | |||
* [[لباس مجازات و محکومین]] | |||
1. | == پاورقی == | ||
[1]. Skunxa | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
محمدرضا چیت ساز | محمدرضا چیت ساز | ||
[[رده:پوشاک]] | |||
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۱۳

کلاه بوقی : نوعی کلاه قیفی یا شیپوری شکل و مخروطی بلند و نوک تیز، در اندازههای مختلف که در دورههای اسلامی، نوع بلند و قرمزرنگ آن جنبه تحقیرآمیز و مسخرگی یافت وآن را بیشتر بر سر محکومین میگذاشتند.
ایران باستان
یکی از قدیمیترین نمونههای کلاه بوقی را، قبل از آریاییها، بر سر زنی از دوره ایلام باستان میتوان دید[۱].نوع بلندتر آن را نیز گاهی برخی روحانیان آن دوره بر سر میگذاشتهاند[۲]. در میان جنگجویان نیز این سرپوش و نوع بسیار بلند آن[۳]، و نوع شاخدارش رایج بود[۴]. در دوره مادها، مردان طبقات حاکم[۵]و گروه جنگیان نوع بلند کلاه بوقی را، که گاه نوک آن به طرف جلو خمیده بود، بر سر میگذاشتند[۶]. این کلاه را جنگیان هخامنشی نیز استفاده میکردند[۷]. به نظر میرسد که این سرپوش و انواع آن در میان سکاها (آریاییهای چادرنشین و بیابانگرد) رواج بیشتری داشت، به حدی که یکی از تیرههای سکایی با نام «سکاییان تیزخود»[سکاتیگرخئودا .Sakā tigraxaudā] معرفی شده بودند. نوع سکایی این کلاه، بلند و مخروطی شکل بود و نوک آن قدری به سوی عقب خمیده بود. پایین کلاه تمام گوشها، پشت گردن و زیرچانه را میپوشاند و با تسمهای روی چانه بسته و محکم میشد[۸].نوع ساده بسیار بلند این کلاه را در نقش سکونخا[1]، رهبر سکاهای شورشی بر داریوش هخامنشی، در نقش برجسته بیستون میتوان دید[۹].بزرگان، روحانیون و جنگیان اشکانی کلاه بوقی بسیار بلند[۱۰]،و ساسانیان کلاه نوک خمیده به جلو بر سر میگذاشتند[۱۱][۱۲].
در قرون اولیه اسلام زنان نوعی کلاه بوقی ابریشمین بر سر میگذاشتند[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶].این نوع و نوع نمدی و زنگوله دار و قرمز رنگ آن را، که گاه دم روباهی از آن آویخته بود بر سرمحکومین میگذاشتهاند[۱۴][۱۳].نوع دیگر کلاه بوقی مخصوص مجازات شدگان، دارای چند ترک بود که هر ترک رنگ خاصی داشت. این نوع کلاه را بر سر بابک خرمدین پس از اسارت، گذاشتند[۱۷].برخی از مردان عصر سامانی نوع مثلثی این کلاه را بر سر میگذاشتند که در ُزمره کلاههای بوقی به شمار نمیرفت[۱۸].ظاهراً نوع کلاههای بلند سکاییان قبل از اسلام، در قرون بعد اسلامی به ترکمانان رسیده است[۱۲][۱۰].به گونهای از این کلاهها که سیاه رنگ بود و چند دستار به دورش میپیچیدند و شاهان ترک مانند آلب ارسلان آن را برسر میگذاشتند[۱۹][۲۰]«کلاه جوار» میگفتند[۲۱][۲۲][۲۳].ظاهراً از پوست سیاه یا قهوهای قندوز (نوعی سگ آبی در نواحی ترکستان) نیز چنین کلاههایی تهیه میکردهاند[۲۴].به سبب این که انتهای این کلاهها قدری کج بود (یا شاید آنها را به صورت کج برسر میگذاشتهاند؟) آنها را «کلاه ترکمانی کژ» نیز میگفتند. نوشتهاند که محمد خوارزمشاه چنین کلاهی بر سر میگذاشته است[۲۵][۲۶].در میان درباریان او نیز این کلاهها رواج داشت[۲۷].
مغول تا عصر حاضر:
در دوره مغول گاه مردم عادی کلاه بوقی قرمز رنگ بر سر میگذاشتهاند[۲۸][۲۹].بزرگان نوع لبه برگشته قرمز رنگ و نوع بلند یا کوتاه به رنگ سفید یا سرخ آن را که لبه پشمی کلفت قهوهای رنگ داشت بر سر میگذاشتند[۳۰][۳۱].جلودارها از کلاههای بوقی به رنگ سبز، سرخ، خاکستری، یا طلایی با لبه پشمی طلایی یا سیاه استفاده میکردند[۳۲].در همین دوره در مجموعه خلعتهای وزارت، از کلاهی مرصع به نام «کلاه نوروزی» نام بردهاند[۳۳]که میباید همانی باشد که در زمان صفویان به آن «کلاه دولت» میگفتهاند[۳۴]. هر دوی این نامها، ظاهراً مربوط به نوعی کلاه کله قندی منگولهدار است. شاهان صفوی نوع شل و کوتاه این کلاه را که اغلب آبی رنگ و خالدار بود و به سبب شلی، بالای آن به طرف پایین خم میشد، بر سر میگذاشتند[۳۵][۳۶].در دوره نادرشاه افشار، نوک بالایی این کلاه را بریدند،و همین با تغییرات دیگری به دوره قاجار٭ رسید[۳۷][۳۸].
نیز نگاه کنید به
پاورقی
[1]. Skunxa
مآخذ
- ↑ Spycket,A. Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda, (1992), P. 101,pl. 68,no 546
- ↑ نگهبان، عزت الله. حفاری هفت تپه دشت خوزستان. سازمان میراث فرهنگی، 1372، ص245- 246، 329، 348، اثر مهر H. T. S. 238، ش 206، طرح 69.
- ↑ Porada,E. Tchoga-Zanbil la glyptique, Paris, 1970, p 19, TZ 598. 1956, no 13; Calmeyer, P. Relief bronzen in Babylonischem stil,München, 1973, Pp 44-45, no E 2, 94-95, Abb. 90.
- ↑ Amiet,P. Elam, Paris, 1966, Pp 374-377, fig 282-285; Porada, 1970, Pp. 28-33, TZ 474. 1956, no 27.
- ↑ Dalton,O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, Pp. 2-3, pl. 2.
- ↑ Pope,A. U. A survey of Persian art,ed,P. Ackerman,Oxford,1938-1939,vol 4,pl. 124,no C
- ↑ De mecquenem,R. The Achaemenid and later remains at Susa, SPA, 1938-1939,vol I,p. 327, fig 77.
- ↑ Walser,V. Persepolis, Tübingen, 1980, P. 32.
- ↑ Flandin,E,Coste,P. Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris,Gide et Bandy,1843-1854, vol 4, pl. 18.
- ↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Herrmann,G. The Iranian revival,Oxford, 1977, Pp. 67,70.
- ↑ بر سر نرسه شاه ساسانی( 293- 302 م )، لوکونین، و. تمدن ایران ساسانی. ترجمه عنایت الله رضا، انتشارات علمی و فرهنگی، 1372، ص376، جدول، 19 ش، I a.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ Sellwood, D.Coinage of Parthia,2nd ed, London, 1980, Pp. 89-92, type 31, no 31. 2,Pp. 131-156, type 43, no 43.12.
- ↑ ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع، نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التألیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص154-155.
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625 ؛
- ↑ Dozy,R. P. R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp. 73-80,262-278
- ↑ حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعه الثالثه، 1953م، ج2، ص362-363 ؛
- ↑ مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص57.
- ↑ Grube,E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth Century in the keir collection,Oxford,1976,Pp. 77,83 no 38,42.
- ↑ سلجوقنامه. با مقدمه محمد رمضانی، اسمعیل افشار، تهرانک کلاله خاور، 1332، ص 23؛ خواندمیر آنرا طاقیه طولانی نام نهاده. حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشی خیام، 1333- 1334، ج2، ص 487.
- ↑ راوندی، محمد بن علی. راحه الصدور و آیه السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص117؛ نیشابوری، خواجه امام ظهیرالدین.
- ↑ جوزجانی، منهاج السراج. طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص281؛
- ↑ بیهقی، ابوالفضلمحمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص61؛ ابن اثیر، ج 1، ص502-503.
- ↑ راوندی، محمد بن علی. راحه الصدور و آیه السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، ص331؛ نیشابوری، خواجه امام ظهیرالدین.
- ↑ جوزجانی، ج1، ص355، 411- 412؛ مقایسه شود با ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. دایره المعارف عثمانیه، حیدرآباد دکن، 1358- 1359 ق، ج8، ص53.
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، وقایع سال 594 ق/1197 م؛
- ↑ جوزجانی، منهاج السراج. طبقات ناصری، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران: 1334، ج1، ص246؛
- ↑ Pope. 1967, vol 9, no 517, vol 10, P.655.
- ↑ ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص293.
- ↑ Gray,B. La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 45-48, 57-58.
- ↑ Nizami. Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م, no 9,10,57.
- ↑ عکاشه، ثروت. موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص206، لوحههای 263، 266، مهرو مشتری، دارالکتب مصر، ص 308، لوحه 288، شاهنامه شاه تهماسب، موزه متروپولیتن نیویورک.
- ↑ Nizami, no 5,27,33,38,43,45,57
- ↑ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران، شرق، 1368، ص 174، 218، 293، مقایسه شود با هدایای نه گانهای به نام نوئنا Nouena شامل لباسهای ابریشمی و حریرهای ارغوانی و مانند آن، که تاتارهای نواحی شمالی تر به بزرگان میدادند. ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...) سفرنامههای ونیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349، ص 25.
- ↑ Gray, Pp.72-77
- ↑ مجالسی از خمسه نظامی؛ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص232- 233.
- ↑ Nizami. no 31-33.
- ↑ Maddison,F;E. S. Smit. Science,tools & magic, the Nasser D. Khalili collection of Islamic
- ↑ art,ed,J. Raby,Oxford university press,vol XII, 1997,Pp. 171-172, AH 1262, LAQ 29
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمدرضا چیت ساز