پرش به محتوا

مثنوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Arghavan (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:Masnavi-einaky.jpg|بندانگشتی|قالب مثنوی-قابل بازیابی از https://einaky.com/wp-content/uploads/2019/01/masnavi-einaky.jpg]]
[[پرونده:Masnavi-einaky.jpg|بندانگشتی|قالب مثنوی-قابل بازیابی از https://einaky.com/wp-content/uploads/2019/01/masnavi-einaky.jpg]]
«مثنوی» که به آن «مزدوج» هم‌گویند، شعری است که وزن همه‌ی مصراع‌های آن یکی است، اما هر بیت قافیه‌ای مستقل دارد و از این جهت آن را مثنوی؛ منسوب به مثنی به معنی دوتا دوتا نامیده‌اند.
«مثنوی» که به آن «مزدوج» هم‌گویند، شعری است که وزن همه‌ی مصراع‌های آن یکی است، اما هر بیت قافیه‌ای مستقل دارد و از این جهت آن را مثنوی؛ منسوب به مثنی به معنی دوتا دوتا نامیده‌اند. تعداد ابیات مثنوی محدود نیست و بدین سبب قالبی مناسب برای بیان قصه‌ها، تاریخ و افسانه است. در ادب فارسی از قرون آغازین [[شعر فارسی]]، مثنوی وجود داشته‌است و چند مثنوی در ادب فارسی سروده شده که از شاهکارهای ادبی محسوب می‌شوند.


تعداد ابیات مثنوی محدود نیست و بدین سبب قالبی مناسب برای بیان قصه‌ها، تاریخ و افسانه است.
=== انواع مثنوی ===


در ادب فارسی از قرون آغازین شعر فارسی، مثنوی وجود داشته‌است و چند مثنوی در ادب فارسی سروده شده که از شاهکارهای ادبی محسوب می‌شوند.  
==== مثنوی حماسی ====
این نوع مثنوی‌که از قرون چهارم آغاز شده‌است، در [[شاهنامه فردوسی|شاهنامه‌ی فردوسی]] به اوج می‌رسد. در [[شاهنامه فردوسی|شاهنامه]]، هم بخش‌های [[حماسه|حماسی]] وجود دارد و هم تاریخی و به خاطر داستان‌های موجود در آن، مثنوی داستانی هم محسوب می‌شود، ولی اهمیت اصلی شاهنامه در نظم افسانه‌ها و داستان‌های حماسی آن است. وزن مثنوی [[شاهنامه فردوسی|شاهنامه]] در بحر متقارب است که متناسب با محتوای حماسی آن است. به‌جز شاهنامه،گشتاسب‌نامه و گرشاسب‌نامه هم از متون حماسی بشمارند و اگر حماسه‌های دینی و تاریخی پس از قرن ششم را هم در این دسته قرار دهیم بی‌راه نمی‌نماید.  


== انواع مثنوی ==
==== مثنوی اخلاقی - تعلیمی ====
 
=== مثنوی حماسی ===
این نوع مثنوی‌که از قرون چهارم آغاز شده‌است، در [[شاهنامه فردوسی|شاهنامه‌ی فردوسی]] به اوج می‌رسد. در شاهنامه، هم بخش‌های [[حماسه|حماسی]] وجود دارد و هم تاریخی و به خاطر داستان‌های موجود در آن، مثنوی داستانی هم محسوب می‌شود، ولی اهمیت اصلی شاهنامه در نظم افسانه‌ها و داستان‌های حماسی آن است. وزن مثنوی شاهنامه در بحر متقارب است که متناسب با محتوای حماسی آن است. به‌جز شاهنامه،گشتاسب‌نامه و گرشاسب‌نامه هم از متون حماسی بشمارند و اگر حماسه‌های دینی و تاریخی پس از قرن ششم را هم در این دسته قرار دهیم بی‌راه نمی‌نماید.
 
=== مثنوی اخلاقی - تعلیمی ===
در این نوع مثنوی، شاعر، اشعاری با موضوعات و مفاهیم اخلاقی می‌سراید و چون مثنوی قالب مناسبی برای اطاله‌ی کلام و بسط آن است، موضوعات اخلاقی و تعلیمی هم در آن قرار می‌گیرند. [[بوستان سعدی]] از این نوع مثنوی است و مثنوی‌های عرفانی هم در این دسته قرار می‌گیرند، مثل حدیقةالحقیقه‌ی حکیم [[سنایی غزنوی]] (م ۵۳۵ ق).  
در این نوع مثنوی، شاعر، اشعاری با موضوعات و مفاهیم اخلاقی می‌سراید و چون مثنوی قالب مناسبی برای اطاله‌ی کلام و بسط آن است، موضوعات اخلاقی و تعلیمی هم در آن قرار می‌گیرند. [[بوستان سعدی]] از این نوع مثنوی است و مثنوی‌های عرفانی هم در این دسته قرار می‌گیرند، مثل حدیقةالحقیقه‌ی حکیم [[سنایی غزنوی]] (م ۵۳۵ ق).  


=== مثنوی عرفانی ===
==== مثنوی عرفانی ====
بیان موضوعات عرفانی و صوفیانه در قالب مثنوی، از [[سنایی غزنوی|سنایی]] شروع شد و پس از آن اکثر شاعران عارف مثنوی‌های عارفانه‌ای از خود به‌جای‌گذاشتند. مثنوی حدیقةالحقیقه‌ی سنایی اگر چه یک مثنوی تعلیمی است، ولی به‌خاطر مضامین موجود در آن در نوع عرفانی هم قرار می‌گیرد. این مثنوی در بحر خفیف است و در آن داستان‌های صوفیانه‌ی فراوانی آمده‌است. مثنوی‌های [[عطار نیشابوری|عطار]] هم از مثنوی‌های عرفانی محسوب می‌شوند. منطق‌الطیر او معروف‌ترین مثنوی عرفانی پس از حدیقه است. پس از عطار، مثنوی عرفانی روند تکاملی خود را ادامه داد و [[مولوی، جلال الدین محمد|مولانا جلال محمد بلخی]] آن را به اوج خود رساند. مولوی با مثنوی معنوی خود ادامه‌دهنده‌ی راه [[سنایی غزنوی|سنایی]] و [[عطار نیشابوری|عطار]] گشت. مثنوی اثری است با محتوای عرفانی، ولی همراه با مضامین اخلاقی، تعلیمی و دینی. این کتاب در شش دفتر سروده شده‌است و در آن مولوی با رعایت مقام مخاطب، داستان‌ها و حکایات فراوانی آورده‌است. وزن عروضی این مثنوی بحر رمل مسدس است و با بیت معروف: <blockquote>بشنو این نی چون حکایت می‌کند  
بیان موضوعات عرفانی و صوفیانه در قالب مثنوی، از [[سنایی غزنوی|سنایی]] شروع شد و پس از آن اکثر شاعران عارف مثنوی‌های عارفانه‌ای از خود به‌جای‌گذاشتند. مثنوی حدیقةالحقیقه‌ی سنایی اگر چه یک مثنوی تعلیمی است، ولی به‌خاطر مضامین موجود در آن در نوع عرفانی هم قرار می‌گیرد. این مثنوی در بحر خفیف است و در آن داستان‌های صوفیانه‌ی فراوانی آمده‌است. مثنوی‌های [[عطار نیشابوری|عطار]] هم از مثنوی‌های عرفانی محسوب می‌شوند. [[منطق الطیر|منطق‌الطیر]] او معروف‌ترین مثنوی عرفانی پس از حدیقه است. پس از [[عطار نیشابوری|عطار]]، مثنوی عرفانی روند تکاملی خود را ادامه داد و [[مولوی، جلال الدین محمد|مولانا جلال محمد بلخی]] آن را به اوج خود رساند. [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] با [[مثنوی معنوی]] خود ادامه‌دهنده‌ی راه [[سنایی غزنوی|سنایی]] و [[عطار نیشابوری|عطار]] گشت. مثنوی اثری است با محتوای عرفانی، ولی همراه با مضامین اخلاقی، تعلیمی و دینی. این کتاب در شش دفتر سروده شده‌است و در آن [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] با رعایت مقام مخاطب، داستان‌ها و حکایات فراوانی آورده‌است. وزن عروضی این مثنوی بحر رمل مسدس است و با بیت معروف: <blockquote>بشنو این نی چون حکایت می‌کند


از جدایی‌ها شکایت می‌کند. </blockquote>شروع می‌شود. پس از مولانا، مثنوی عرفانی معروفی همانند مثنوی معنوی به نظم نیامد، ولی شاعرانی مثل عراقی و [[جامی]] از خود آثاری بر جای نهادند. جامی با مثنوی‌های هفت‌گانه‌ی خود یا سبعه‌ی جامی، موضوعات عرفانی را بیان کرده‌است، اما او بیشتر پیرو نظامی است تا مولوی و عطار.  
از جدایی‌ها شکایت می‌کند. </blockquote>شروع می‌شود. پس از [[مولوی، جلال الدین محمد|مولانا]]، مثنوی عرفانی معروفی همانند [[مثنوی معنوی]] به نظم نیامد، ولی شاعرانی مثل عراقی و [[جامی]] از خود آثاری بر جای نهادند. [[جامی]] با مثنوی‌های هفت‌گانه‌ی خود یا سبعه‌ی جامی، موضوعات عرفانی را بیان کرده‌است، اما او بیشتر پیرو [[نظامی گنجوی|نظامی]] است تا [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] و [[عطار نیشابوری|عطار]].  


=== مثنوی عاشقانه ===
==== مثنوی عاشقانه ====
در مثنوی‌های عاشقانه، مضمون اصلی مربوط به داستان‌های عاشقانه است و شعر براساس نوعی نگرش تغزلی سروده شده است. این نوع مثنوی که عموماً درباره‌ی قهرمانان عشقی و حوادث مربوط به آنان است، از دیرباز در ادب فارسی رواج داشته‌است. در قرن پنجم، فخرالدین اسعد گرگانی، داستان معروف ویس ورامین را که از زبان پهلوی اقتباس شده‌بود، به نظم درآورد. در قرن ششم بزرگ‌ترین شاعر داستان‌سرای فارسی، یعنی [[نظامی گنجوی|نظامی گنجه‌ای]] یا گنجوی ظهور کرد. او با مثنوی‌های عاشقانه‌ی خود با زبانی فصیح و استوار از دیگران پیشی گرفت. خسرو و شیرین، لیلی و مجنون و هفت‌پیکر از مثنوی‌های عاشقانه‌ی معروف او هستند. او نه تنها در مثنوی عاشقانه، بلکه در مثنوی عارفانه و تعلیمی هم مهارت داشت. مخزن‌الاسرار واسکندرنامه از دیگر مثنوی‌های معروف او هستند.   
در مثنوی‌های عاشقانه، مضمون اصلی مربوط به داستان‌های عاشقانه است و شعر براساس نوعی نگرش تغزلی سروده شده است. این نوع مثنوی که عموماً درباره‌ی قهرمانان عشقی و حوادث مربوط به آنان است، از دیرباز در ادب فارسی رواج داشته‌است. در قرن پنجم، فخرالدین اسعد گرگانی، داستان معروف [[ویس و رامین|ویس ورامین]] را که از زبان پهلوی اقتباس شده‌بود، به نظم درآورد. در قرن ششم بزرگ‌ترین شاعر داستان‌سرای فارسی، یعنی [[نظامی گنجوی|نظامی گنجه‌ای]] یا گنجوی ظهور کرد. او با مثنوی‌های عاشقانه‌ی خود با زبانی فصیح و استوار از دیگران پیشی گرفت. [[خسرو و شیرین]]، [[لیلی و مجنون]] و [[هفت پیکر|هفت‌پیکر]] از مثنوی‌های عاشقانه‌ی معروف او هستند. او نه تنها در مثنوی عاشقانه، بلکه در مثنوی عارفانه و تعلیمی هم مهارت داشت. [[مخزن الاسرار|مخزن‌الاسرار]] و [[اسکندرنامه]] از دیگر مثنوی‌های معروف او هستند.   


در قرن هفتم در حوزه‌ی هند، یکی دیگر از استادان مثنوی عاشقانه ظهور کرد؛ امیرخسرو دهلوی، که به نظامی گنجه‌ای توجه فراوان داشت، به پیروی از وی خمسه‌ای سرود. وی در این خمسه، از سه مثنوی معروف نظامی تقلید کرده است. شیرین و خسرو را به تبع خسرو و شیرین نظامی و لیلی و مجنون را به تبع لیلی و مجنون نظامی و هشت بهشت را در مقابل هفت پیکر او سرود. به‌جز امیر خسرو، خواجوی کرمانی هم در قرن هشتم به مثنوی‌های عاشقانه‌ی نظامی توجه داشت. او همای و همایون و گل و نوروز را در مضامین عاشقانه در بحر متقارب و بحر هزج به نظم درآورد. خواجو، علاوه بر این، مثنوی‌های دیگری به تقلید از نظامی دارد، مثل کمال‌نامه، روضةالانوار و گوهرنامه. جامی در قرن نهم در مقابل خمسه‌ی نظامی، هفت مثنوی به عنوان هفت اورنگ سرود که تعدادی از آنها عاشقانه است. یوسف و زلیخا، و لیلی و مجنون از این دسته‌اند.   
در قرن هفتم در حوزه‌ی هند، یکی دیگر از استادان مثنوی عاشقانه ظهور کرد؛ امیرخسرو دهلوی، که به [[نظامی گنجوی|نظامی گنجه‌ای]] توجه فراوان داشت، به پیروی از وی خمسه‌ای سرود. وی در این خمسه، از سه مثنوی معروف [[نظامی گنجوی|نظامی]] تقلید کرده است. شیرین و خسرو را به تبع [[خسرو و شیرین]] [[نظامی گنجوی|نظامی]] و [[لیلی و مجنون]] را به تبع [[لیلی و مجنون]] [[نظامی گنجوی|نظامی]] و هشت بهشت را در مقابل [[هفت پیکر]] او سرود. به‌جز امیر خسرو، [[خواجوی کرمانی]] هم در قرن هشتم به مثنوی‌های عاشقانه‌ی نظامی توجه داشت. او همای و همایون و گل و نوروز را در مضامین عاشقانه در بحر متقارب و بحر هزج به نظم درآورد. خواجو، علاوه بر این، مثنوی‌های دیگری به تقلید از [[نظامی گنجوی|نظامی]] دارد، مثل کمال‌نامه، روضةالانوار و گوهرنامه. جامی در قرن نهم در مقابل خمسه‌ی نظامی، هفت مثنوی به عنوان [[هفت اورنگ]] سرود که تعدادی از آنها عاشقانه است. یوسف و زلیخا، و [[لیلی و مجنون]] از این دسته‌اند.   


اما جامی در پیروی از نظامی بیشتر به مثنوی‌های عرفانی و اخلاقی توجه داشت تا عاشقانه، حتی در مثنوی سلامان و ابسال که از قصه‌ای قدیمی اقتباس شده‌است، به معانی عرفانی توجه دارد. سلسلةالذهب، تحفةالاحرار، سبحةالاحرار، خردنامه‌ی اسکندری از این گونه‌اند. در هند نیز عرفی شیرازی در قرن دهم یک مثنوی به نام خسرو و شیرین به تقلید از نظامی سرود. وحشی بافقی هم در این قرن، فرهاد و شیرین را که یک مثنوی عاشقانه است به نظم درآورد، ولی آن را ناتمام رها کرد. هاتفی خرجردی (م۹۲۷ق) نوه‌ی [[جامی]] به تقلید از [[نظامی گنجوی|نظامی]]، لیلی و مجنون، شیرین و خسرو و هفت‌منظر را سرود که مضامین عاشقانه دارند. در دوره‌ی بازگشت ادبی هم تعدادی از شاعران به مثنوی‌سرایی روی آوردند. وصال شیرازی در زمان فتح‌علی‌شاه قاجار، یک مثنوی به نام بزم وصال، سرود و فرهاد و شیرین وحشی را که ناتمام بود، کامل کرد.  
اما [[جامی]] در پیروی از [[نظامی گنجوی|نظامی]] بیشتر به مثنوی‌های عرفانی و اخلاقی توجه داشت تا عاشقانه، حتی در مثنوی سلامان و ابسال که از قصه‌ای قدیمی اقتباس شده‌است، به معانی عرفانی توجه دارد. سلسلةالذهب، تحفةالاحرار، سبحةالاحرار، خردنامه‌ی اسکندری از این گونه‌اند. در هند نیز عرفی شیرازی در قرن دهم یک مثنوی به نام [[خسرو و شیرین]] به تقلید از [[نظامی گنجوی|نظامی]] سرود. [[وحشی بافقی]] هم در این قرن، فرهاد و شیرین را که یک مثنوی عاشقانه است به نظم درآورد، ولی آن را ناتمام رها کرد. هاتفی خرجردی (م۹۲۷ق) نوه‌ی [[جامی]] به تقلید از [[نظامی گنجوی|نظامی]]، [[لیلی و مجنون]]، شیرین و خسرو و هفت‌منظر را سرود که مضامین عاشقانه دارند. در دوره‌ی بازگشت ادبی هم تعدادی از شاعران به مثنوی‌سرایی روی آوردند. وصال شیرازی در زمان [[فتحعلی شاه قاجار|فتح‌علی‌شاه قاجار]]، یک مثنوی به نام بزم وصال، سرود و فرهاد و شیرین وحشی را که ناتمام بود، کامل کرد.  


وجه مشترک اکثر مثنوی‌های فارسی، استفاده از حکایات و داستان در موضوعات مختلف در مثنوی است، می‌توان گفت یکی از اشکال داستان‌های سنتی فارسی، مثنوی است. از نظر وزن عروضی مثنوی‌های فارسی در چندین بحر سروده شده‌اند. در مثنوی‌های حماسی از وزن فعولن فعولن فعولن فعول (بحر متقارب)، در مثنوی‌های عرفانی از وزن فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلات (بحر رمل) یا وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن (بحر خفیف) و در مثنوی‌های عاشقانه از وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل (بحر هزج) استفاده شده‌است.  
وجه مشترک اکثر مثنوی‌های فارسی، استفاده از حکایات و داستان در موضوعات مختلف در مثنوی است، می‌توان گفت یکی از اشکال داستان‌های سنتی فارسی، مثنوی است. از نظر وزن عروضی مثنوی‌های فارسی در چندین بحر سروده شده‌اند. در مثنوی‌های حماسی از وزن فعولن فعولن فعولن فعول (بحر متقارب)، در مثنوی‌های عرفانی از وزن فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلات (بحر رمل) یا وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن (بحر خفیف) و در مثنوی‌های عاشقانه از وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل (بحر هزج) استفاده شده‌است.  
خط ۳۰: خط ۲۶:
== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [https://iranology-e.ir/%D8%A7%D8%AF%D8%A8_%D8%BA%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C ادب غنایی]
* [[ادب غنایی]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B9%DB%8C رباعی]
* [[رباعی]]
* [https://iranology-e.ir/%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%AF%D9%87 قصیده]
* [[قصیده]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%BA%D8%B2%D9%84 غزل]
* [[غزل]]
* [https://iranology-e.ir/%D9%85%D8%AB%D9%86%D9%88%DB%8C مثنوی]
* [[ترکیب بند]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8_%D8%A8%D9%86%D8%AF ترکیب بند]


== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۵

قالب مثنوی-قابل بازیابی از https://einaky.com/wp-content/uploads/2019/01/masnavi-einaky.jpg

«مثنوی» که به آن «مزدوج» هم‌گویند، شعری است که وزن همه‌ی مصراع‌های آن یکی است، اما هر بیت قافیه‌ای مستقل دارد و از این جهت آن را مثنوی؛ منسوب به مثنی به معنی دوتا دوتا نامیده‌اند. تعداد ابیات مثنوی محدود نیست و بدین سبب قالبی مناسب برای بیان قصه‌ها، تاریخ و افسانه است. در ادب فارسی از قرون آغازین شعر فارسی، مثنوی وجود داشته‌است و چند مثنوی در ادب فارسی سروده شده که از شاهکارهای ادبی محسوب می‌شوند.

انواع مثنوی

مثنوی حماسی

این نوع مثنوی‌که از قرون چهارم آغاز شده‌است، در شاهنامه‌ی فردوسی به اوج می‌رسد. در شاهنامه، هم بخش‌های حماسی وجود دارد و هم تاریخی و به خاطر داستان‌های موجود در آن، مثنوی داستانی هم محسوب می‌شود، ولی اهمیت اصلی شاهنامه در نظم افسانه‌ها و داستان‌های حماسی آن است. وزن مثنوی شاهنامه در بحر متقارب است که متناسب با محتوای حماسی آن است. به‌جز شاهنامه،گشتاسب‌نامه و گرشاسب‌نامه هم از متون حماسی بشمارند و اگر حماسه‌های دینی و تاریخی پس از قرن ششم را هم در این دسته قرار دهیم بی‌راه نمی‌نماید.

مثنوی اخلاقی - تعلیمی

در این نوع مثنوی، شاعر، اشعاری با موضوعات و مفاهیم اخلاقی می‌سراید و چون مثنوی قالب مناسبی برای اطاله‌ی کلام و بسط آن است، موضوعات اخلاقی و تعلیمی هم در آن قرار می‌گیرند. بوستان سعدی از این نوع مثنوی است و مثنوی‌های عرفانی هم در این دسته قرار می‌گیرند، مثل حدیقةالحقیقه‌ی حکیم سنایی غزنوی (م ۵۳۵ ق).

مثنوی عرفانی

بیان موضوعات عرفانی و صوفیانه در قالب مثنوی، از سنایی شروع شد و پس از آن اکثر شاعران عارف مثنوی‌های عارفانه‌ای از خود به‌جای‌گذاشتند. مثنوی حدیقةالحقیقه‌ی سنایی اگر چه یک مثنوی تعلیمی است، ولی به‌خاطر مضامین موجود در آن در نوع عرفانی هم قرار می‌گیرد. این مثنوی در بحر خفیف است و در آن داستان‌های صوفیانه‌ی فراوانی آمده‌است. مثنوی‌های عطار هم از مثنوی‌های عرفانی محسوب می‌شوند. منطق‌الطیر او معروف‌ترین مثنوی عرفانی پس از حدیقه است. پس از عطار، مثنوی عرفانی روند تکاملی خود را ادامه داد و مولانا جلال محمد بلخی آن را به اوج خود رساند. مولوی با مثنوی معنوی خود ادامه‌دهنده‌ی راه سنایی و عطار گشت. مثنوی اثری است با محتوای عرفانی، ولی همراه با مضامین اخلاقی، تعلیمی و دینی. این کتاب در شش دفتر سروده شده‌است و در آن مولوی با رعایت مقام مخاطب، داستان‌ها و حکایات فراوانی آورده‌است. وزن عروضی این مثنوی بحر رمل مسدس است و با بیت معروف:

بشنو این نی چون حکایت می‌کند از جدایی‌ها شکایت می‌کند.

شروع می‌شود. پس از مولانا، مثنوی عرفانی معروفی همانند مثنوی معنوی به نظم نیامد، ولی شاعرانی مثل عراقی و جامی از خود آثاری بر جای نهادند. جامی با مثنوی‌های هفت‌گانه‌ی خود یا سبعه‌ی جامی، موضوعات عرفانی را بیان کرده‌است، اما او بیشتر پیرو نظامی است تا مولوی و عطار.

مثنوی عاشقانه

در مثنوی‌های عاشقانه، مضمون اصلی مربوط به داستان‌های عاشقانه است و شعر براساس نوعی نگرش تغزلی سروده شده است. این نوع مثنوی که عموماً درباره‌ی قهرمانان عشقی و حوادث مربوط به آنان است، از دیرباز در ادب فارسی رواج داشته‌است. در قرن پنجم، فخرالدین اسعد گرگانی، داستان معروف ویس ورامین را که از زبان پهلوی اقتباس شده‌بود، به نظم درآورد. در قرن ششم بزرگ‌ترین شاعر داستان‌سرای فارسی، یعنی نظامی گنجه‌ای یا گنجوی ظهور کرد. او با مثنوی‌های عاشقانه‌ی خود با زبانی فصیح و استوار از دیگران پیشی گرفت. خسرو و شیرین، لیلی و مجنون و هفت‌پیکر از مثنوی‌های عاشقانه‌ی معروف او هستند. او نه تنها در مثنوی عاشقانه، بلکه در مثنوی عارفانه و تعلیمی هم مهارت داشت. مخزن‌الاسرار و اسکندرنامه از دیگر مثنوی‌های معروف او هستند.

در قرن هفتم در حوزه‌ی هند، یکی دیگر از استادان مثنوی عاشقانه ظهور کرد؛ امیرخسرو دهلوی، که به نظامی گنجه‌ای توجه فراوان داشت، به پیروی از وی خمسه‌ای سرود. وی در این خمسه، از سه مثنوی معروف نظامی تقلید کرده است. شیرین و خسرو را به تبع خسرو و شیرین نظامی و لیلی و مجنون را به تبع لیلی و مجنون نظامی و هشت بهشت را در مقابل هفت پیکر او سرود. به‌جز امیر خسرو، خواجوی کرمانی هم در قرن هشتم به مثنوی‌های عاشقانه‌ی نظامی توجه داشت. او همای و همایون و گل و نوروز را در مضامین عاشقانه در بحر متقارب و بحر هزج به نظم درآورد. خواجو، علاوه بر این، مثنوی‌های دیگری به تقلید از نظامی دارد، مثل کمال‌نامه، روضةالانوار و گوهرنامه. جامی در قرن نهم در مقابل خمسه‌ی نظامی، هفت مثنوی به عنوان هفت اورنگ سرود که تعدادی از آنها عاشقانه است. یوسف و زلیخا، و لیلی و مجنون از این دسته‌اند.

اما جامی در پیروی از نظامی بیشتر به مثنوی‌های عرفانی و اخلاقی توجه داشت تا عاشقانه، حتی در مثنوی سلامان و ابسال که از قصه‌ای قدیمی اقتباس شده‌است، به معانی عرفانی توجه دارد. سلسلةالذهب، تحفةالاحرار، سبحةالاحرار، خردنامه‌ی اسکندری از این گونه‌اند. در هند نیز عرفی شیرازی در قرن دهم یک مثنوی به نام خسرو و شیرین به تقلید از نظامی سرود. وحشی بافقی هم در این قرن، فرهاد و شیرین را که یک مثنوی عاشقانه است به نظم درآورد، ولی آن را ناتمام رها کرد. هاتفی خرجردی (م۹۲۷ق) نوه‌ی جامی به تقلید از نظامی، لیلی و مجنون، شیرین و خسرو و هفت‌منظر را سرود که مضامین عاشقانه دارند. در دوره‌ی بازگشت ادبی هم تعدادی از شاعران به مثنوی‌سرایی روی آوردند. وصال شیرازی در زمان فتح‌علی‌شاه قاجار، یک مثنوی به نام بزم وصال، سرود و فرهاد و شیرین وحشی را که ناتمام بود، کامل کرد.

وجه مشترک اکثر مثنوی‌های فارسی، استفاده از حکایات و داستان در موضوعات مختلف در مثنوی است، می‌توان گفت یکی از اشکال داستان‌های سنتی فارسی، مثنوی است. از نظر وزن عروضی مثنوی‌های فارسی در چندین بحر سروده شده‌اند. در مثنوی‌های حماسی از وزن فعولن فعولن فعولن فعول (بحر متقارب)، در مثنوی‌های عرفانی از وزن فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلات (بحر رمل) یا وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن (بحر خفیف) و در مثنوی‌های عاشقانه از وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل (بحر هزج) استفاده شده‌است.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

احمد تمیم داری