پرش به محتوا

تاریخ ایران بعد از اسلام: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Azadeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:


مسلمانان پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) و در زمان خلیفه اول، پس از ایجاد آرامش در جزیرةالعرب، به صورت جدی‌تری به [[کشور ایران|ایران]] توجه کردند و در صدد فتح آن بر آمدند. هرچند تا پایان زندگانی این خلیفه، تعرّضی جدی به [[کشور ایران|ایران]] صورت نبست، ولی معروف است که مثنی‌بن حارثةبن سلمه از طایفه شیبانی<ref>احمدبن یحیی بن جابر بلاذری، '''''فتوح‌البلدان'''''، ترجمه دکتر محمدتوکل، تهران: نشر نقره، ۱۳۷۷، ص۳۴۴.</ref>، سواد را مورد حمله قرار داد. این منطقه را پادشاهان [[کشور ایران|ایران]] «دل ایرانشهر» یعنی قلب [[کشور ایران|ایران]] لقب داده‌بودند<ref>ابن خردادبه، '''''مسالک و ممالک'''''، ترجمه سعید خاکرند، تهران: مؤسسه مطالعات و انتشارات تاریخی میراث ملل، مؤسسه فرهنگ حنفا، ۱۳۷۱، ص۷. </ref>.


مسلمابان پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) و در زمان خلیفه اول، پس از ایجاد آرامش در جزیرةالعرب، به صورت جدی‌تری به ایران توجه کردند و در صدد فتح آن بر آمدند. هرچند تا پایان زندگانی این خلیفه، تعرّضی جدی به ایران صورت نبست، ولی معروف است که مثنی‌بن حارثةبن سلمه از طایفه شیبانی،<ref>-احمدبن یحیی بن جابر بلاذری، فتوح‌البلدان، ترجمه دکتر محمدتوکل، تهران: نشر نقره، ۱۳۷۷، ص ۳۴۴</ref> سواد را مورد حمله قرار داد. این منطقه را پادشاهان ایران «دل ایرانشهر» یعنی قلب ایران لقب داده‌بودند.<ref>ابن خردادبه، مسالک و ممالک، ترجمه سعید خاکرند، تهران: مؤسسه مطالعات و انتشارات تاریخی میراث ملل، مؤسسه فرهنگ حنفا، ۱۳۷۱، ص ۷. </ref>
ابوبکر بن ابی‌قحافه (۱۳ - ۱۱ ق) بنا به درخواست مثنی؛ او را بر افراد طایفه‌اش ولایت داد تا آنان را به [[اسلام]] فراخواند و با اهل فارس بجنگند. آنگاه ابوبکر، خالدبن ولید مخزومی را به عراق فرستاد و مثنی را تحت فرمان او قرار داد<ref>احمدبن یحیی بن جابر بلاذری، '''''فتوح‌البلدان'''''، ترجمه دکتر محمدتوکل، تهران: نشر نقره، ۱۳۷۷، ص۳۴۵.</ref>. بدین ترتیب مقدمات فتح [[کشور ایران|ایران]] از سوی مسلمانان و انتقال حکومت از امپراتوری [[ساسانیان|ساسانی]] به فرمانروایان اسلامی فراهم آمد. تدارک مقدمات نبرد و انجام نبردها نزدیک به دو دهه به طول انجامید که شرح آن در پی خواهد آمد. هرچند تسخیر بخش‌هایی از شمال و شمال شرقی [[کشور ایران|ایران]] به سادگی انجام نپذیرفت و ورود [[اسلام]] در برخی از مناطق یکی دو قرن به طول انجامید.  
 
ابوبکر بن ابی‌قحافه (۱۳ - ۱۱ ق) بنا به درخواست مثنی؛ او را بر افراد طایفه‌اش ولایت داد تا آنان را به اسلام فراخواند و با اهل فارس بجنگند. آنگاه ابوبکر، خالدبن ولید مخزومی را به عراق فرستاد و مثنی را تحت فرمان او قرار داد.<ref>-فتوح‌البلدان، ص ۳۴۵.</ref> بدین ترتیب مقدمات فتح ایران از سوی مسلمانان و انتقال حکومت از امپراتوری ساسانی به فرمانروایان اسلامی فراهم آمد. تدارک مقدمات نبرد و انجام نبردها نزدیک به دو دهه به طول انجامید که شرح آن در پی خواهد آمد. هرچند تسخیر بخش‌هایی از شمال و شمال شرقی ایران به سادگی انجام نپذیرفت و ورود اسلام در برخی از مناطق یکی دو قرن به طول انجامید.  


خالد در «حفیر»، «مذار»، «لجه» و «الیس»، در کنار فرات، با ایرانیان جنگ کرد و در نبرد اخیر، پس از پیروزی، بر ایرانیان سخت گرفت تا جایی که سوگند خورد کسی از آنها را زنده انگذارد و جوی خون از آنها روان کند و به همین جهت در کشتن اسرای ایرانی راه افراط پیمود.  
خالد در «حفیر»، «مذار»، «لجه» و «الیس»، در کنار فرات، با ایرانیان جنگ کرد و در نبرد اخیر، پس از پیروزی، بر ایرانیان سخت گرفت تا جایی که سوگند خورد کسی از آنها را زنده انگذارد و جوی خون از آنها روان کند و به همین جهت در کشتن اسرای ایرانی راه افراط پیمود.  


بعد از آن خالد به فتح «حیره»، «انبار» و «عین‌التمر» مشغول شد.<ref>ابن اثیر جرزی، الکامل فی التاریخ، ج ۲، صص ۱۲۲-۱۰۱.</ref> پس از آنکه نوبت خلافت به عمربن خطاب (۲۳-۱۳ ق) رسید، وی تصمیم‌گرفت به فتوحات مسلمانان در عراق ادامه دهد. به همین جهت، ابوعبیدةبن مسعود ثقفی را به عراق فرستاد. مردانشاه حاجب نیز از سوی ایرانیان به مقابله او شتافت. در «قسّ ناطف» به دستور ابوعبید، پلی بر روی رود زدند و مسلمانان با عبور از روی آن به سوی ایرانیان رفتند، اما از ایشان شکست خوردند و ابوعبیده نیز کشته شد. (رمضان سال ۱۳ ق).<ref>دینوری، الاخبارالطوال، صص ۴۵ - ۱۴۴</ref> این نخستین تجربه جدی، برای مسلمانان‌گران به دست آمد. اما اراده آنان را سست نکرد و پریشانی اوضاع داخلی نیز به یاری آنان آمد.  
بعد از آن خالد به فتح «حیره»، «انبار» و «عین‌التمر» مشغول شد<ref>ابن اثیر جرزی، '''''الکامل فی التاریخ'''''، ج ۲، ص۱۲۲-۱۰۱.</ref>. پس از آنکه نوبت خلافت به عمربن خطاب (۲۳-۱۳ ق) رسید، وی تصمیم‌گرفت به فتوحات مسلمانان در عراق ادامه دهد. به همین جهت، ابوعبیدةبن مسعود ثقفی را به عراق فرستاد. مردانشاه حاجب نیز از سوی ایرانیان به مقابله او شتافت. در «قسّ ناطف» به دستور ابوعبید، پلی بر روی رود زدند و مسلمانان با عبور از روی آن به سوی ایرانیان رفتند، اما از ایشان شکست خوردند و ابوعبیده نیز کشته شد. (رمضان سال ۱۳ ق)<ref>دینوری، '''''الاخبارالطوال'''''، ص۴۵ - ۱۴۴.</ref>. این نخستین تجربه جدی، برای مسلمانان‌گران به دست آمد. اما اراده آنان را سست نکرد و پریشانی اوضاع داخلی نیز به یاری آنان آمد.  


یکسال پس از این واقعه، عمر، جریربن عبداللّه بجلی را مأمور جنگ عراق کرد. مسلمانان در «نخیله» اردو زدند و پس از جنگی سخت، که به کشته شدن مهران بن مهر بنداد همدانی انجامید، بر ایرانیان غالب گشتند (۱۴ ق). هجده ماه بعد عمر، سعدبن ابی‌وقاص را،که نام اصلی او مالک‌بن اهیب‌بن عبدمناف‌بن زهرةبن کلاب بود، به جنگ ایرانیان فرستاد. اهل فارس به فرماندهی رستم فرخزاد مابین «حیره» و «سیلحین» و مسلمانان میان «عزیب» و «قادسیه» اردو زدند. مدت چهارماه هیچ یک از طرفین اقدام به جنگ نکرد. در این مدت، مکاتبات و ارسال سفرا، بین دو فرمانده لشکر ادامه داشت و مذاکرات سفیران طرفین با فرماندهان دو سپاه بسیار جلب توجه نمود.<ref>جهت اطلاع بیشتر در این مورد، رجوع کنید به فتوح‌البلدان، صص ۳۷۶-۳۶۵؛ الکامل، صص ۲۷۵-۲۱۰؛ الاخبارالطوال، صص۳۷۴-۳۶۳؛ تاریخ طبری، صص ۴۳۸-۳۸۲؛ شاهنامه فردوسی، ج 7، صص ۲۲۵-۲۱۶</ref> به هر صورت، روز آخر سال ۱۶ ق نبرد «قادسیه» در نهایت شدت آغاز شد و به شکست ایرانیان انجامید. مسلمانان پس از آن به پیشروی پرداختند تا به «بهر سیر» در ناحیه کوفه رسیدند و پس از نه ماه، یا به قولی هجده ماه، آن شهر را نیز تصرف کردند. سپس ناحیه شرقی «مدائن» راگشودند و آنگاه عازم «جلولا» شدند (۱۶ ق).<ref>همان، ص ۱۶۴.</ref>  
یکسال پس از این واقعه، عمر، جریربن عبداللّه بجلی را مأمور جنگ عراق کرد. مسلمانان در «نخیله» اردو زدند و پس از جنگی سخت، که به کشته شدن مهران بن مهر بنداد همدانی انجامید، بر ایرانیان غالب گشتند (۱۴ ق). هجده ماه بعد عمر، سعدبن ابی‌وقاص را،که نام اصلی او مالک‌بن اهیب‌بن عبدمناف‌بن زهرةبن کلاب بود، به جنگ ایرانیان فرستاد. اهل فارس به فرماندهی رستم فرخزاد مابین «حیره» و «سیلحین» و مسلمانان میان «عزیب» و «قادسیه» اردو زدند. مدت چهارماه هیچ یک از طرفین اقدام به جنگ نکرد. در این مدت، مکاتبات و ارسال سفرا، بین دو فرمانده لشکر ادامه داشت و مذاکرات سفیران طرفین با فرماندهان دو سپاه بسیار جلب توجه نمود<ref>جهت اطلاع بیشتر در این مورد، رجوع کنید به '''''فتوح‌البلدان'''''، ص۳۷۶-۳۶۵؛ '''''الکامل'''''، ص ۲۷۵-۲۱۰؛ '''''الاخبارالطوال'''''، ص۳۷۴-۳۶۳؛ '''''تاریخ طبری'''''، ص ۴۳۸-۳۸۲؛ '''''شاهنامه فردوسی'''''، ج 7، ص ۲۲۵-۲۱۶.</ref>. به هر صورت، روز آخر سال ۱۶ ق نبرد «قادسیه» در نهایت شدت آغاز شد و به شکست ایرانیان انجامید. مسلمانان پس از آن به پیشروی پرداختند تا به «بهر سیر» در ناحیه کوفه رسیدند و پس از نه ماه، یا به قولی هجده ماه، آن شهر را نیز تصرف کردند. سپس ناحیه شرقی «مدائن» راگشودند و آنگاه عازم «جلولا» شدند (۱۶ ق)<ref>دینوری، '''''الاخبارالطوال'''''، ص۱۶۴.</ref>.


یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی که در میان دنیایی از اغتشاش بر تخت لرزان امپراتوری ایران نشسته بود و هیچگاه هم هنر بارزی برای کشورداری از خود نشان نداده بود، برای تشویق ایرانیان به «حلوان» رفت و مهران رازی را به فرماندهی سپاه برگزید، اما این اقدامات سودی نبخشید و شکست بر اهل فارس افتاد.<ref>ابن اثیر، همان کتاب، صص ۴۰-۳۳۸</ref> چون خبر شکست به یزدگرد رسید سراسیمه شد و در سال ۱۹ ق از حلوان‌گریخت. سپس مردم «فارس» و «ری» و «دامغان» و «اصفهان» و «همدان» و «نهاوند» در سال بیستم در کنار یزدگرد جمع شدند.  
یزدگرد سوم، آخرین شاه [[ساسانیان|ساسانی]] که در میان دنیایی از اغتشاش بر تخت لرزان امپراتوری [[کشور ایران|ایران]] نشسته بود و هیچگاه هم هنر بارزی برای کشورداری از خود نشان نداده بود، برای تشویق ایرانیان به «حلوان» رفت و مهران رازی را به فرماندهی سپاه برگزید، اما این اقدامات سودی نبخشید و شکست بر اهل فارس افتاد<ref>ابن اثیر جرزی، '''''الکامل فی التاریخ'''''، ص۴۰-۳۳۸.</ref>. چون خبر شکست به یزدگرد رسید سراسیمه شد و در سال ۱۹ ق از حلوان‌گریخت. سپس مردم «فارس» و «ری» و «دامغان» و «اصفهان» و «همدان» و «نهاوند» در سال بیستم در کنار یزدگرد جمع شدند.  


عمر نیز نعمان‌بن مقرن را نامزد جنگ با ایرانیان‌کرد، دو سپاه در «نهاوند» رویاروی هم قرار گرفتند و بار دیگر پیروزی از آن مسلمانان شد.<ref>بلاذری، همان کتاب، صص ۳۲-۴۲۷</ref> اعراب این جنگ را «فتح‌الفتوح» نامیدند، چراکه بعد از آن مقاومت چشمگیری از سوی ایرانیان در مقابل مسلمانان صورت نگرفت. مسلمانان تا سال ۲۳ ق که آخرین سال حکومت عمر بود، به فتوحات خود ادامه دادند و «قم» و «کاشان» و «اصفهان» راگشودند و در فاصله سالهای ۲۲ تا ۲۳ ق «ری»، «قومس» و «آذربایجان» را نیز تحت تصرف خود درآوردند. یزدگرد سوم به خراسان گریخت و در سال ۳۱ ق /۶۵۲م. در دوران خلافت عثمان‌بن عفان در مرو کشته شد. بدین ترتیب قسمت مهمی از ایران جزو سرزمینهای، اسلامی گشت.<ref>- ابن اثیر، همان کتاب، ج ۳، صص ۴۷-۳؛ همچنین جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به فتوح‌البلدان، صص ۴۸۴-۴۲۷؛ الاخبارالطوال، صص ۱۷۶-۱۶۸.</ref>  
عمر نیز نعمان‌بن مقرن را نامزد جنگ با ایرانیان‌کرد، دو سپاه در «نهاوند» رویاروی هم قرار گرفتند و بار دیگر پیروزی از آن مسلمانان شد<ref>بلاذری، همان کتاب، صص ۳۲-۴۲۷</ref>. اعراب این جنگ را «فتح‌الفتوح» نامیدند، چراکه بعد از آن مقاومت چشمگیری از سوی ایرانیان در مقابل مسلمانان صورت نگرفت. مسلمانان تا سال ۲۳ ق که آخرین سال حکومت عمر بود، به فتوحات خود ادامه دادند و «[[قم]]» و «[[کاشان]]» و «[[اصفهان]]» راگشودند و در فاصله سالهای ۲۲ تا ۲۳ ق «ری»، «قومس» و «آذربایجان» را نیز تحت تصرف خود درآوردند. یزدگرد سوم به خراسان گریخت و در سال ۳۱ ق /۶۵۲م. در دوران خلافت عثمان‌بن عفان در مرو کشته شد. بدین ترتیب قسمت مهمی از [[کشور ایران|ایران]] جزو سرزمینهای، اسلامی گشت<ref>ابن اثیر جرزی، '''''الکامل فی التاریخ'''''، ج3، ص3-47.</ref><ref>همچنین جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به '''''فتوح‌البلدان'''''، ص۴۸۴-۴۲۷؛ '''''الاخبارالطوال'''''، ص۱۷۶-۱۶۸.</ref>.


از سال ۱۱ تا ۳۶ ق به مدت ۲۵ سال، مرکز حکومت اسلامی شهر مدینه بود و طبعاً در این مدت ایران نیز، که به تدریج به تصرف مسلمانان در می‌آمد، زیر نظر خلفا اداره می‌شد. تا اینکه در سال ۳۶ ق امام علی (ع) که خلیفه وقت بود، عازم کوفه شد و با ورود و استقرار آن حضرت، این شهر تا سال ۴۰ ق مرکز حکومت جهان اسلام‌گشت. پس از شهادت آن بزرگوار در سال ۴۰ ق و انتقال خلافت به خاندان بنی‌امیه، پایتخت امپراتوری اسلامی به دمشق منتقل شد. در این دوره اداره سرزمین ایران به دو استان بصره و کوفه واگذار شد. استان بصره ایالتهای خوزستان، فارس، کرمان و مکران را در اختیار داشت، و قهستان<ref>- قهستان = قوهستان، کوهستان = جبل: شرقی کوهستان بیابان خراسان است و غربی کوهستان آذربایگان و شمالی کوهستان دیلمان و قزوین و ری و جنوبی کوهستان عراق است و بهری از خوزستان شهرهای مهم آن همدان و دینور و سپاهان و قم و کاشان و نهاوند است (مسالک و ممالک)، ص ۱۶۲
از سال ۱۱ تا ۳۶ ق به مدت ۲۵ سال، مرکز حکومت اسلامی شهر مدینه بود و طبعاً در این مدت [[کشور ایران|ایران]] نیز، که به تدریج به تصرف مسلمانان در می‌آمد، زیر نظر خلفا اداره می‌شد. تا اینکه در سال ۳۶ ق [[امام علی(ع)]] که خلیفه وقت بود، عازم کوفه شد و با ورود و استقرار آن حضرت، این شهر تا سال ۴۰ ق مرکز حکومت جهان اسلام‌گشت. پس از شهادت آن بزرگوار در سال ۴۰ ق و انتقال خلافت به خاندان بنی‌امیه، پایتخت امپراتوری اسلامی به دمشق منتقل شد. در این دوره اداره سرزمین [[کشور ایران|ایران]] به دو استان بصره و کوفه واگذار شد. استان بصره ایالتهای خوزستان، فارس، [[کرمان]] و مکران را در اختیار داشت، و قهستان[1]<ref>ابن خردادبه، '''''مسالک و ممالک'''''، ترجمه سعید خاکرند، تهران: مؤسسه مطالعات و انتشارات تاریخی میراث ملل، مؤسسه فرهنگ حنفا، ۱۳۷۱، ص162.
</ref>و اسپهان و ری و دامغان و طبرستان به استان کوفه واگذار شده بود<ref>ابن بلخی، '''''فارسنامه'''''، به کوشش سترنج: لندن، ۱۹۲۱، ص۱۲۰.</ref>.معاویه در سال ۴۲ ق مغیرةبن شعبه را والی کوفه کرد و بعد از او عبدالله‌بن عامر بن کریز عهده دار این سمت‌گشت. زیادبن ابیه هم سالیان درازی والی بصره بود<ref>یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب ، '''''تاریخ یعقوبی'''''، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲، ص۴۹-۱۴۸.</ref>.


</ref>و اسپهان و ری و دامغان و طبرستان به استان کوفه واگذار شده بود.<ref>ابن بلخی، فارسنامه، به کوشش سترنج: لندن، ۱۹۲۱، ص ۱۲۰.</ref>معاویه در سال ۴۲ ق مغیرةبن شعبه را والی کوفه کرد و بعد از او عبدالله‌بن عامر بن کریز عهده دار این سمت‌گشت. زیادبن ابیه هم سالیان درازی والی بصره بود.<ref>احمدبن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲، صص ۴۹-۱۴۸</ref>
حکومت بنی امیه تا سال ۱۳۲ ق دوام یافت. حکمرانان این سلسله، خلافت مذهبی را به سلطنت سیاسی تبدیل کردند و تعصبات نژادی و قبیله‌ای عرب را دوباره زنده کردند. دامن زدن به روحیات جاهلی سبب شد که خوارج مشکلات زیادی برای آنان ایجاد کنند، تا آنجا که عبدالملک‌بن مروان (۸۶-۶۵ ق) برای سرکوبی آنان مهلّب‌بن ابی صفره را به استانداری بصره تعیین کرد. استاندار عبدالملک درکوفه همان حجاج‌بن یوسف ثقفی مشهور بود<ref>ابوالحسن علی‌بن حسین مسعودی، '''''مروج‌الذهب و معادن‌الجواهر'''''، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵، ص۱۳۰.</ref>.
 
حکومت بنی امیه تا سال ۱۳۲ ق دوام یافت. حکمرانان این سلسله، خلافت مذهبی را به سلطنت سیاسی تبدیل کردند و تعصبات نژادی و قبیله‌ای عرب را دوباره زنده کردند. دامن زدن به روحیات جاهلی سبب شد که خوارج مشکلات زیادی برای آنان ایجاد کنند، تا آنجا که عبدالملک‌بن مروان (۸۶-۶۵ ق) برای سرکوبی آنان مهلّب‌بن ابی صفره را به استانداری بصره تعیین کرد. استاندار عبدالملک درکوفه همان حجاج‌بن یوسف ثقفی مشهور بود.<ref>ابوالحسن علی‌بن حسین مسعودی، مروج‌الذهب و معادن‌الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵، ص ۱۳۰.</ref>  


مهلّب‌بن ابی‌صفره و قتیّبةبن مسلم از عاملان حجاج‌بن یوسف در خراسان بودند. نصربن سیّار از سران سپاهی قتیّبةبن مسلم بر فرغانه مسلط شد و آنان توانستند در دوره بنی‌امیه، حدود ممالک اسلامی را به آسیای میانه و مرز چین برسانند. بدین نحو قرن اول هجری به پایان رسید و ایرانیان مسلمان نیز به عنوان بخشی از نیروهای جهان اسلام، در تصرف سرزمین‌های دیگر تلاش فراوانی کردند.
مهلّب‌بن ابی‌صفره و قتیّبةبن مسلم از عاملان حجاج‌بن یوسف در خراسان بودند. نصربن سیّار از سران سپاهی قتیّبةبن مسلم بر فرغانه مسلط شد و آنان توانستند در دوره بنی‌امیه، حدود ممالک اسلامی را به آسیای میانه و مرز چین برسانند. بدین نحو قرن اول هجری به پایان رسید و ایرانیان مسلمان نیز به عنوان بخشی از نیروهای جهان اسلام، در تصرف سرزمین‌های دیگر تلاش فراوانی کردند.
خط ۲۵: خط ۲۳:
== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87_%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86 سلسله هخامنشیان]
* [[تاریخ قبل از اسلام]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B9%D8%B5%D8%B1_%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%B1 عصر اسکندر]
* [[مادها]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9%DB%8C_%D9%87%D8%A7 سلوکی ها]
* [[سلسله هخامنشیان]]
* [https://iranology-e.ir/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D9%87%D8%A7 پارت ها]
* [[عصر اسکندر]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B9%D8%B5%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C عصر ساسانی]
* [[سلوکی ها]]
* [[پارت ها]]
* [[عصر ساسانی]]
 
== پاورقی ==
[1]. قهستان = قوهستان، کوهستان = جبل: شرقی کوهستان بیابان خراسان است و غربی کوهستان آذربایگان و شمالی کوهستان دیلمان و قزوین و ری و جنوبی کوهستان عراق است و بهری از [[استان خوزستان|خوزستان]] شهرهای مهم آن [[همدان]] و دینور و سپاهان و [[قم]] و [[کاشان]] و نهاوند است.


== مآخذ ==
== مآخذ ==
[[index.php?title=رده:تاریخ]]
<references />
<references />
== '''منبع اصلی''' ==
== '''منبع اصلی''' ==
خط ۳۹: خط ۴۱:
== '''نویسنده مقاله''' ==
== '''نویسنده مقاله''' ==
رضا شعبانی
رضا شعبانی
[[رده:تاریخ]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۵۳

مسلمانان پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) و در زمان خلیفه اول، پس از ایجاد آرامش در جزیرةالعرب، به صورت جدی‌تری به ایران توجه کردند و در صدد فتح آن بر آمدند. هرچند تا پایان زندگانی این خلیفه، تعرّضی جدی به ایران صورت نبست، ولی معروف است که مثنی‌بن حارثةبن سلمه از طایفه شیبانی[۱]، سواد را مورد حمله قرار داد. این منطقه را پادشاهان ایران «دل ایرانشهر» یعنی قلب ایران لقب داده‌بودند[۲].

ابوبکر بن ابی‌قحافه (۱۳ - ۱۱ ق) بنا به درخواست مثنی؛ او را بر افراد طایفه‌اش ولایت داد تا آنان را به اسلام فراخواند و با اهل فارس بجنگند. آنگاه ابوبکر، خالدبن ولید مخزومی را به عراق فرستاد و مثنی را تحت فرمان او قرار داد[۳]. بدین ترتیب مقدمات فتح ایران از سوی مسلمانان و انتقال حکومت از امپراتوری ساسانی به فرمانروایان اسلامی فراهم آمد. تدارک مقدمات نبرد و انجام نبردها نزدیک به دو دهه به طول انجامید که شرح آن در پی خواهد آمد. هرچند تسخیر بخش‌هایی از شمال و شمال شرقی ایران به سادگی انجام نپذیرفت و ورود اسلام در برخی از مناطق یکی دو قرن به طول انجامید.

خالد در «حفیر»، «مذار»، «لجه» و «الیس»، در کنار فرات، با ایرانیان جنگ کرد و در نبرد اخیر، پس از پیروزی، بر ایرانیان سخت گرفت تا جایی که سوگند خورد کسی از آنها را زنده انگذارد و جوی خون از آنها روان کند و به همین جهت در کشتن اسرای ایرانی راه افراط پیمود.

بعد از آن خالد به فتح «حیره»، «انبار» و «عین‌التمر» مشغول شد[۴]. پس از آنکه نوبت خلافت به عمربن خطاب (۲۳-۱۳ ق) رسید، وی تصمیم‌گرفت به فتوحات مسلمانان در عراق ادامه دهد. به همین جهت، ابوعبیدةبن مسعود ثقفی را به عراق فرستاد. مردانشاه حاجب نیز از سوی ایرانیان به مقابله او شتافت. در «قسّ ناطف» به دستور ابوعبید، پلی بر روی رود زدند و مسلمانان با عبور از روی آن به سوی ایرانیان رفتند، اما از ایشان شکست خوردند و ابوعبیده نیز کشته شد. (رمضان سال ۱۳ ق)[۵]. این نخستین تجربه جدی، برای مسلمانان‌گران به دست آمد. اما اراده آنان را سست نکرد و پریشانی اوضاع داخلی نیز به یاری آنان آمد.

یکسال پس از این واقعه، عمر، جریربن عبداللّه بجلی را مأمور جنگ عراق کرد. مسلمانان در «نخیله» اردو زدند و پس از جنگی سخت، که به کشته شدن مهران بن مهر بنداد همدانی انجامید، بر ایرانیان غالب گشتند (۱۴ ق). هجده ماه بعد عمر، سعدبن ابی‌وقاص را،که نام اصلی او مالک‌بن اهیب‌بن عبدمناف‌بن زهرةبن کلاب بود، به جنگ ایرانیان فرستاد. اهل فارس به فرماندهی رستم فرخزاد مابین «حیره» و «سیلحین» و مسلمانان میان «عزیب» و «قادسیه» اردو زدند. مدت چهارماه هیچ یک از طرفین اقدام به جنگ نکرد. در این مدت، مکاتبات و ارسال سفرا، بین دو فرمانده لشکر ادامه داشت و مذاکرات سفیران طرفین با فرماندهان دو سپاه بسیار جلب توجه نمود[۶]. به هر صورت، روز آخر سال ۱۶ ق نبرد «قادسیه» در نهایت شدت آغاز شد و به شکست ایرانیان انجامید. مسلمانان پس از آن به پیشروی پرداختند تا به «بهر سیر» در ناحیه کوفه رسیدند و پس از نه ماه، یا به قولی هجده ماه، آن شهر را نیز تصرف کردند. سپس ناحیه شرقی «مدائن» راگشودند و آنگاه عازم «جلولا» شدند (۱۶ ق)[۷].

یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی که در میان دنیایی از اغتشاش بر تخت لرزان امپراتوری ایران نشسته بود و هیچگاه هم هنر بارزی برای کشورداری از خود نشان نداده بود، برای تشویق ایرانیان به «حلوان» رفت و مهران رازی را به فرماندهی سپاه برگزید، اما این اقدامات سودی نبخشید و شکست بر اهل فارس افتاد[۸]. چون خبر شکست به یزدگرد رسید سراسیمه شد و در سال ۱۹ ق از حلوان‌گریخت. سپس مردم «فارس» و «ری» و «دامغان» و «اصفهان» و «همدان» و «نهاوند» در سال بیستم در کنار یزدگرد جمع شدند.

عمر نیز نعمان‌بن مقرن را نامزد جنگ با ایرانیان‌کرد، دو سپاه در «نهاوند» رویاروی هم قرار گرفتند و بار دیگر پیروزی از آن مسلمانان شد[۹]. اعراب این جنگ را «فتح‌الفتوح» نامیدند، چراکه بعد از آن مقاومت چشمگیری از سوی ایرانیان در مقابل مسلمانان صورت نگرفت. مسلمانان تا سال ۲۳ ق که آخرین سال حکومت عمر بود، به فتوحات خود ادامه دادند و «قم» و «کاشان» و «اصفهان» راگشودند و در فاصله سالهای ۲۲ تا ۲۳ ق «ری»، «قومس» و «آذربایجان» را نیز تحت تصرف خود درآوردند. یزدگرد سوم به خراسان گریخت و در سال ۳۱ ق /۶۵۲م. در دوران خلافت عثمان‌بن عفان در مرو کشته شد. بدین ترتیب قسمت مهمی از ایران جزو سرزمینهای، اسلامی گشت[۱۰][۱۱].

از سال ۱۱ تا ۳۶ ق به مدت ۲۵ سال، مرکز حکومت اسلامی شهر مدینه بود و طبعاً در این مدت ایران نیز، که به تدریج به تصرف مسلمانان در می‌آمد، زیر نظر خلفا اداره می‌شد. تا اینکه در سال ۳۶ ق امام علی(ع) که خلیفه وقت بود، عازم کوفه شد و با ورود و استقرار آن حضرت، این شهر تا سال ۴۰ ق مرکز حکومت جهان اسلام‌گشت. پس از شهادت آن بزرگوار در سال ۴۰ ق و انتقال خلافت به خاندان بنی‌امیه، پایتخت امپراتوری اسلامی به دمشق منتقل شد. در این دوره اداره سرزمین ایران به دو استان بصره و کوفه واگذار شد. استان بصره ایالتهای خوزستان، فارس، کرمان و مکران را در اختیار داشت، و قهستان[1][۱۲]و اسپهان و ری و دامغان و طبرستان به استان کوفه واگذار شده بود[۱۳].معاویه در سال ۴۲ ق مغیرةبن شعبه را والی کوفه کرد و بعد از او عبدالله‌بن عامر بن کریز عهده دار این سمت‌گشت. زیادبن ابیه هم سالیان درازی والی بصره بود[۱۴].

حکومت بنی امیه تا سال ۱۳۲ ق دوام یافت. حکمرانان این سلسله، خلافت مذهبی را به سلطنت سیاسی تبدیل کردند و تعصبات نژادی و قبیله‌ای عرب را دوباره زنده کردند. دامن زدن به روحیات جاهلی سبب شد که خوارج مشکلات زیادی برای آنان ایجاد کنند، تا آنجا که عبدالملک‌بن مروان (۸۶-۶۵ ق) برای سرکوبی آنان مهلّب‌بن ابی صفره را به استانداری بصره تعیین کرد. استاندار عبدالملک درکوفه همان حجاج‌بن یوسف ثقفی مشهور بود[۱۵].

مهلّب‌بن ابی‌صفره و قتیّبةبن مسلم از عاملان حجاج‌بن یوسف در خراسان بودند. نصربن سیّار از سران سپاهی قتیّبةبن مسلم بر فرغانه مسلط شد و آنان توانستند در دوره بنی‌امیه، حدود ممالک اسلامی را به آسیای میانه و مرز چین برسانند. بدین نحو قرن اول هجری به پایان رسید و ایرانیان مسلمان نیز به عنوان بخشی از نیروهای جهان اسلام، در تصرف سرزمین‌های دیگر تلاش فراوانی کردند.

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. قهستان = قوهستان، کوهستان = جبل: شرقی کوهستان بیابان خراسان است و غربی کوهستان آذربایگان و شمالی کوهستان دیلمان و قزوین و ری و جنوبی کوهستان عراق است و بهری از خوزستان شهرهای مهم آن همدان و دینور و سپاهان و قم و کاشان و نهاوند است.

مآخذ

  1. احمدبن یحیی بن جابر بلاذری، فتوح‌البلدان، ترجمه دکتر محمدتوکل، تهران: نشر نقره، ۱۳۷۷، ص۳۴۴.
  2. ابن خردادبه، مسالک و ممالک، ترجمه سعید خاکرند، تهران: مؤسسه مطالعات و انتشارات تاریخی میراث ملل، مؤسسه فرهنگ حنفا، ۱۳۷۱، ص۷.
  3. احمدبن یحیی بن جابر بلاذری، فتوح‌البلدان، ترجمه دکتر محمدتوکل، تهران: نشر نقره، ۱۳۷۷، ص۳۴۵.
  4. ابن اثیر جرزی، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص۱۲۲-۱۰۱.
  5. دینوری، الاخبارالطوال، ص۴۵ - ۱۴۴.
  6. جهت اطلاع بیشتر در این مورد، رجوع کنید به فتوح‌البلدان، ص۳۷۶-۳۶۵؛ الکامل، ص ۲۷۵-۲۱۰؛ الاخبارالطوال، ص۳۷۴-۳۶۳؛ تاریخ طبری، ص ۴۳۸-۳۸۲؛ شاهنامه فردوسی، ج 7، ص ۲۲۵-۲۱۶.
  7. دینوری، الاخبارالطوال، ص۱۶۴.
  8. ابن اثیر جرزی، الکامل فی التاریخ، ص۴۰-۳۳۸.
  9. بلاذری، همان کتاب، صص ۳۲-۴۲۷
  10. ابن اثیر جرزی، الکامل فی التاریخ، ج3، ص3-47.
  11. همچنین جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به فتوح‌البلدان، ص۴۸۴-۴۲۷؛ الاخبارالطوال، ص۱۷۶-۱۶۸.
  12. ابن خردادبه، مسالک و ممالک، ترجمه سعید خاکرند، تهران: مؤسسه مطالعات و انتشارات تاریخی میراث ملل، مؤسسه فرهنگ حنفا، ۱۳۷۱، ص162.
  13. ابن بلخی، فارسنامه، به کوشش سترنج: لندن، ۱۹۲۱، ص۱۲۰.
  14. یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب ، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲، ص۴۹-۱۴۸.
  15. ابوالحسن علی‌بن حسین مسعودی، مروج‌الذهب و معادن‌الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵، ص۱۳۰.

منبع اصلی

شعبانی، رضا(1381). کتاب ایران: گزیده تاریخ ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی