پرش به محتوا

ایران هخامنشی، دین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايران هخامنشي، دين،''' با وجود پژوهش‌هاي گوناگون و تقريباً پيوسته دربارة دين ايرانيان در عصر هخامنشي هنوز محققان در اين باره به عقيدة مشتركي دست نيافته‌اند، و اين موضوع همچنان پيچيده به نظر مي‌رسد. پراكندگي و تنوع منابع دين هخامنشيان باعث...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''ايران هخامنشي، دين،''' با وجود پژوهش‌هاي گوناگون و تقريباً پيوسته دربارة دين ايرانيان در عصر هخامنشي هنوز محققان در اين باره به عقيدة مشتركي دست نيافته‌اند، و اين موضوع همچنان پيچيده به نظر مي‌رسد. پراكندگي و تنوع منابع دين هخامنشيان باعث شده است كه نتيجه‌گيري‌هاي متضاد در اين باره مطرح شود. مهم‌ترين اين منابع عبارت‌اند از: كتيبه‌هاي پادشاهان هخامنشي، نوشته‌هاي مورخان يونان باستان، لوح‌هاي عيلامي تخت جمشيد، بعضي از نوشته‌هاي بابلي، عيلامي و آرامي، و مطالعات باستان‌شناسي.  
[[پرونده:کتاب دین هخامنشیان.jpg|بندانگشتی|کتاب دین هخامنشیان اثر ژاک دوشن ،برگرفته از سایت خبر آنلاین ،قابل بازیابی از [https://www.khabaronline.ir/news/395275/هخامنشیان-چه-دینی-داشتند https://www.khabaronline.ir/news/395275/]]]
'''ایران هخامنشی، دین،''' با وجود پژوهش‌های گوناگون و تقریباً پیوسته درباره دین ایرانیان در [[هخامنشیان|عصر هخامنشی]] هنوز محققان در این باره به عقیده مشترکی دست نیافته‌اند، و این موضوع همچنان پیچیده به نظر می‌رسد. پراکندگی و تنوع منابع دین هخامنشیان باعث شده است که نتیجه‌گیری‌های متضاد در این باره مطرح شود. مهم‌ترین این منابع عبارت‌اند از: کتیبه‌های پادشاهان [[هخامنشیان|هخامنشی]]، نوشته‌های مورخان یونان باستان، لوح‌های عیلامی [[تخت جمشید]]، بعضی از نوشته‌های بابلی، عیلامی و آرامی، و مطالعات [[باستان شناسی|باستان‌شناسی]].  


در بحث از دين هخامنشيان نمي‌توان تصور كنوني از آئين زرتشتي را با آن روزگار تطبيق داد. افزون بر اين، از عصر ظهور زردشت (در فاصلة 1200-1000 ق‌م) تا بنيان‌گذاري شاهنشاهي هخامنشي (550 ق‌م) زمان بسياري گذشته و در نتيجه، در آن مدت دگرگوني‌هاي اجتماعي، فرهنگي وديني مهمي روي داده بود.<sup>1</sup>  
در بحث از [[ایران هخامنشی، دین|دین هخامنشیان]] نمی‌توان تصور کنونی از [[زرتشتی، دین|آئین زرتشتی]] را با آن روزگار تطبیق داد. افزون بر این، از عصر ظهو[[زرتشت|ر زردشت]] (در فاصله 1200-1000 ق‌م) تا بنیان‌گذاری شاهنشاهی [[هخامنشیان|هخامنشی]] (550 ق‌م) زمان بسیاری گذشته و در نتیجه، در آن مدت دگرگونی‌های اجتماعی، فرهنگی ودینی مهمی روی داده بود<ref>فرای، ریچارد. '''''تاریخ باستانی ایران'''''. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص 197. </ref><ref>نیولی، گراردو. '''''زمان و زادگاه زرتشت'''''. ترجمه سید منصور سید سجادی، تهران: آگاه، 1381، ص 280.</ref>  


هخامنشيان اهورا مزدا را به عنوان خداي برتر مي‌پرستيدند و به وجود ايزدان ديگر نيز اعتقاد داشتند؛ «راستي» را مي‌ستودند و از «دروغ» نفرت داشتند. اين نكات تا حدودي مي‌تواند گواه بر نظام ديني آن‌ها باشد.<sup>2</sup>  
[[هخامنشیان]] اهورا مزدا را به عنوان خدای برتر می‌پرستیدند و به وجود ایزدان دیگر نیز اعتقاد داشتند؛ «راستی» را می‌ستودند و از «دروغ» نفرت داشتند. این نکات تا حدودی می‌تواند گواه بر نظام دینی آن‌ها باشد<ref>فرای، ریچارد. '''''تاریخ باستانی ایران'''''. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص 197. </ref>.


اما مخالفان زرتشتي بودن هخامنشيان دلايلي چند را اقامه مي‌كنند، از جمله اين‌كه نام زرتشت در كتيبه‌هاي هخامنشيان نيامده است؛ در سنگ‌نبشته‌هاي هخامنشي از انگره مينيو يا اهريمن ياد نشده است؛ در نوشته‌هاي هخامنشيان از خدا با واژة «بَگه» [1]ياد شده، در حالي كه در ''اوستا'' از لغت «ايزد» استفاده شده است؛ از قلمرو هخامنشيان گورهايي به دست آمده، كه دليلي بر دفن مردگان، بر خلاف آئين زرتشتي است؛ و تدفين پادشاهان هخامنشي در گوردخمه‌ها و نيز قرباني حيواني براي آنان، از امور ناپسند نزد زردشت بوده است.  
اما مخالفان [[زرتشتی، دین|زرتشتی]] بودن [[هخامنشیان]] دلایلی چند را اقامه می‌کنند، از جمله این‌که نام [[زرتشت]] در کتیبه‌های [[هخامنشیان]] نیامده است؛ در سنگ‌نبشته‌های [[هخامنشیان|هخامنشی]] از انگره مینیو یا اهریمن یاد نشده است؛ در نوشته‌های [[هخامنشیان]] از خدا با واژه «بَگه» (baga)یاد شده، در حالی که در ''[[اوستا]]'' از لغت «ایزد» استفاده شده است؛ از قلمرو [[هخامنشیان]] گورهایی به دست آمده، که دلیلی بر دفن مردگان، بر خلاف [[زرتشتی، دین|آئین زرتشتی]] است؛ و تدفین پادشاهان [[هخامنشیان|هخامنشی]] در گوردخمه‌ها و نیز قربانی حیوانی برای آنان، از امور ناپسند نزد [[زرتشت|زردشت]] بوده است.  


لكن موافقان زرتشتي بودن هخامنشيان مي‌گويند نيامدن نام زرتشت در كتيبه‌هاي هخامنشي دليل موجهي بر زرتشتي نبودن ايشان نيست، چنان كه در كتيبه‌هاي ساساني نيز نام وي ذكر نشده است و اين كه در كتيبه‌هاي هخامنشي معمولاً اصطلاحات ديني زردشتي ديده نمي‌شود، بدين سبب است كه اين متون، به طور كلي ماهيت سياسي دارند. همچنين بعضي اختلاف‌ها در كاربرد واژه‌ها، مانند بگه و ايزد ممكن است به دليل تفاوت‌هاي گويشي باشد و به علاوه، داريوش در كتيبه‌اي اصل شر را «دروغ» معرفي مي‌كند<sup>3</sup> كه به بينش خود زرتشت بسيار نزديك است.  
لکن موافقان [[زرتشتی، دین|زرتشتی]] بودن [[هخامنشیان]] می‌گویند نیامدن نام زرتشت در کتیبه‌های [[هخامنشیان|هخامنشی]] دلیل موجهی بر [[زرتشتی، دین|زرتشتی]] نبودن ایشان نیست، چنان که در کتیبه‌های ساسانی نیز نام وی ذکر نشده است و این که در کتیبه‌های [[هخامنشیان|هخامنشی]] معمولاً اصطلاحات دینی [[زرتشتی، دین|زردشتی]] دیده نمی‌شود، بدین سبب است که این متون، به طور کلی ماهیت سیاسی دارند. همچنین بعضی اختلاف‌ها در کاربرد واژه‌ها، مانند بگه و ایزد ممکن است به دلیل تفاوت‌های گویشی باشد و به علاوه، داریوش در کتیبه‌ای اصل شر را «دروغ» معرفی می‌کند<ref>Williams Jackson, A. V. '''''Zoroastrian Studies'''''. New York: 1928, P. 154.</ref> که به بینش خود [[زرتشت]] بسیار نزدیک است.  


به جز هخامنشيان، ساسانيان نيز ـ كه بي‌شك مزدايي بودند ـ رسم موميايي كردن جسد پادشاهان و نهادن آن در مقبره‌هاي صخره‌اي را داشتند. از اين رو، حفظ پيكرهاي افراد خانوادة سلطنتي، احتمالاً به سبب حفظ فرّه شاهي در مقبره، و يا بر اساس آئيني خاصِ مردگان خانوادة سلطنت بوده است.<sup>4</sup>  
به جز [[هخامنشیان]]، [[ساسانیان]] نیز ـ که بی‌شک مزدایی بودند ـ رسم مومیایی کردن جسد پادشاهان و نهادن آن در مقبره‌های صخره‌ای را داشتند. از این رو، حفظ پیکرهای افراد خانواده سلطنتی، احتمالاً به سبب حفظ فرّه شاهی در مقبره، و یا بر اساس آئینی خاصِ مردگان خانواده سلطنت بوده است<ref>Boyce, M. '''''A History of Zoroastrianism''''', Leiden: Brill, 1982, Vol. II, PP. 55f.</ref>.


به هر حال، در مورد كورش اين شك وجود دارد كه او مزدايي بوده يا نه، زيرا وي در استوانة معروف خود مي‌گويد كه برگزيدة مردوك خداست،<sup>5</sup> لكن در كاخ كورش آتشگاهي تعبيه شده بود كه براي نيايش در دين زرتشتي به كار مي‌آيد<sup>6</sup> و بويس به اين علت و عللي ديگر وي را مزداپرست مي‌داند.<sup>7</sup>  
به هر حال، در مورد کورش این شک وجود دارد که او مزدایی بوده یا نه، زیرا وی در استوانه معروف خود می‌گوید که برگزیده مردوک خداست،<ref>Williams Jackson, A. V. '''''Zoroastrian Studies'''''. New York: 1928, P. 156.</ref> لکن در کاخ کورش آتشگاهی تعبیه شده بود که برای نیایش در [[زرتشتی، دین|دین زرتشتی]] به کار می‌آید<ref>Boyce, M. '''''A History of Zoroastrianism''''', Leiden: Brill, 1982, Vol. II, 52-53.</ref> و بویس به این علت و عللی دیگر وی را مزداپرست می‌داند<ref>Boyce, M. '''''A History of Zoroastrianism''''', Leiden: Brill, 1982, Vol. II, 50ff.</ref>.


در مورد داريوش اطمينان كامل وجود دارد. داريوش روحاً به اندازة زرتشت يكتاپرست بود؛ او از هيچ خدايي به جز اهورا مزدا ياد نمي‌كند، پيوسته او را مي‌خواند، براي خود و خانواده‌اش و كارهايش پشتيباني او را درخواست مي‌نمايد و با همان شدت زرتشت از ديوان نفرت دارد. در نوشته‌هاي آرامگاهي داريوش به نظر مي‌رسد كه وي يكي از ''گاثاها'' (سروده‌هاي پيامبر) را نقل كرده است.<sup>8</sup> لحن سنگ‌نوشته‌هاي خشايارشا نيز مشابه با داريوش است و از مزداپرستي او حكايت دارد و نزد اردشير اول نيز چنين گرايشي را مشاهده مي‌كنيم.<sup>9</sup>  
در مورد داریوش اطمینان کامل وجود دارد. داریوش روحاً به اندازه [[زرتشت]] یکتاپرست بود؛ او از هیچ خدایی به جز اهورا مزدا یاد نمی‌کند، پیوسته او را می‌خواند، برای خود و خانواده‌اش و کارهایش پشتیبانی او را درخواست می‌نماید و با همان شدت [[زرتشت]] از دیوان نفرت دارد. در نوشته‌های آرامگاهی [[داریوش]] به نظر می‌رسد که وی یکی از ''گاثاها'' (سروده‌های پیامبر) را نقل کرده است<ref> اومستد، ا. ت. '''''تاریخ شاهنشاهی هخامنشی'''''. ترجمه محمد مقدم، تهران: امیرکبیر، 1357، ص 265، 648.</ref><ref>Olmstead, A. T. '''''History of the Persian Empire'''''. Chicago / London: University Chicago Press, 1959, PP. 195, 471.</ref>. لحن سنگ‌نوشته‌های [[خشایارشا]] نیز مشابه با [[داریوش]] است و از مزداپرستی او حکایت دارد و نزد اردشیر اول نیز چنین گرایشی را مشاهده می‌کنیم<ref>Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», '''''The Cambridge History of Iran''''', Cambridge University Press, 1985, Vol. II, PP.689, 692.</ref>.


اردشير دوم در كتيبه‌هاي مختلف خود هم از اهورا مزدا، هم از اهورا مزدا و ميثره و هم از اهورا مزدا و اناهيتا و ميثره ياد كرده است،<sup>10</sup> لكن به نظر مي‌رسد كه وي به ويژه به اناهيتا دلبستگي داشته و تنديس‌هاي او را در معابدي در شهرهاي مختلف بر پا كرده بود<sup>11</sup> كه اين تا اندازه‌اي دور شدن از تعاليم مزدايي است. در عين حال، در تقويم رسمي ايراني، كه از اواسط دوران هخامنشي تنظيم شد، نام ماه‌ها و روزها اساساً از مفاهيم گاثاهايي و اوستايي گرفته شده است.<sup>12</sup>
[[اردشیر بابکان|اردشیر]] دوم در کتیبه‌های مختلف خود هم از اهورا مزدا، هم از اهورا مزدا و میثره و هم از اهورا مزدا و آناهیتا و میثره یاد کرده است،<ref>Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», '''''The Cambridge History of Iran''''', Cambridge University Press, 1985, Vol. II, P 694.</ref> لکن به نظر می‌رسد که وی به ویژه به آناهیتا دلبستگی داشته و تندیس‌های او را در معابدی در شهرهای مختلف بر پا کرده بود<ref>اومستد، ا. ت. '''''تاریخ شاهنشاهی هخامنشی'''''. ترجمه محمد مقدم، تهران: امیرکبیر، 1357، ص 649.</ref> که این تا اندازه‌ای دور شدن از تعالیم [[مزدکی، آئین|مزدایی]] است. در عین حال، در تقویم رسمی ایرانی، که از اواسط دوران [[هخامنشیان|هخامنشی]] تنظیم شد، نام ماه‌ها و روزها اساساً از مفاهیم گاثاهایی و اوستایی گرفته شده است<ref>Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», '''''The Cambridge History of Iran''''', Cambridge University Press, 1985, Vol. II,PP. 692f.</ref>.


دربار هخامنشي هيچ‌گاه قصد رسميت بخشيدن به دين خاصي را نداشت و تسامح ديني هخامنشيان سبب شده بود كه يك آئين فراگير و رسمي در قلمرو ايشان به وجود نيايد.<sup>13</sup> احتمالاً براي تمام روزگار هخامنشيان (550-330 ق‌م) نمي‌توان از دين واحدي نام برد و لااقل، به نظر نمي‌رسد كه تمام شاهان هخامنشي آئيني با عناصر گاثاهايي را ستايش كرده باشند. شايد هخامنشيان در اعتقاد به آئين زرتشتي، راه و روش ويژه‌اي داشته‌اند.<sup>14</sup> با اين حال، به احتمال قوي تا پايان فرمانروايي هخامنشيان، دين مزدايي در ولايات شاهنشاهي ايشان گسترش يافته بود.<sup>15</sup>  
دربار [[هخامنشیان|هخامنشی]] هیچ‌گاه قصد رسمیت بخشیدن به دین خاصی را نداشت و تسامح دینی [[هخامنشیان]] سبب شده بود که یک آئین فراگیر و رسمی در قلمرو ایشان به وجود نیاید<ref>فرای، ریچارد. '''''تاریخ باستانی ایران'''''. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص. 202. </ref><ref>فرای، ریچارد، «مذهب در فارس در زمان هخامنشیان»، ترجمه سلما قوامی شهیدی، '''''ارج‌نامه شهریاری'''''. تهران: 1380، ص 387.</ref>. احتمالاً برای تمام روزگار [[هخامنشیان]] (550-330 ق‌م) نمی‌توان از دین واحدی نام برد و لااقل، به نظر نمی‌رسد که تمام شاهان [[هخامنشیان|هخامنشی]] آئینی با عناصر گاثاهایی را ستایش کرده باشند. شاید [[هخامنشیان]] در اعتقاد به [[زرتشتی، دین|آئین زرتشتی]]، راه و روش ویژه‌ای داشته‌اند<ref>موله، ماریان. '''''ایران باستان'''''. ترجمه ژاله آموزگار، تهران: 1377، ص 119. </ref><ref>دوشن ـ گیمن، ژاک. '''''زرتشت و جهان''''' '''''غرب'''''. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: مروارید، 1363، ص 100.</ref>. با این حال، به احتمال قوی تا پایان فرمانروایی [[هخامنشیان]]، [[مزدکی، آئین|دین مزدایی]] در ولایات شاهنشاهی ایشان گسترش یافته بود<ref>بویس، مری. '''''زردشتیان'''''. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: 1381، ص 105.</ref><ref>Boyce, M. '''''Zoroastrianism, Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, P. 76.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[ایران اشكانی، دین]]
* [[ایران ساسانی، دین]]
* [[ایران مادی، دین]]
* [[زرتشتی، دین|زرتشتی دین]]
* [[هخامنشیان]]


1-          نك: فراي، ريچارد. '''''تاريخ باستاني ايران'''''. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: علمي و فرهنگي، 1380، ص 197؛ نيولي، گراردو. '''''زمان و زادگاه زرتشت'''''. ترجمة سيد منصور سيد سجادي، تهران: آگاه، 1381، ص 280.
== '''مآخذ''' ==
   
<references />


2-          فراي. همانجا.  
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


3-     Williams Jackson, A. V. '''''Zoroastrian Studies'''''. New York: 1928, P. 154.
== پیوند به بیرون ==
 
مذهب و سیاست مذهبی هخامنشیان،سایت پرتال جامع علوم انسانی،قابل بازیابی از  [https://ensani.ir/fa/article/107209/مذهب-و-سیاست-مذهبی-هخامنشیان https://ensani.ir/fa/article/107209]
4-     Boyce, M. '''''A History of Zoroastrianism''''', Leiden: Brill, 1982, Vol. II, PP. 55f.
[[رده:ادیان و مذاهب]]
 
[[رده:ادیان]]
5-     Williams Jackson. Ibid. P. 156.
 
6-     Boyce. Ibid. Vol. II, PP. 52-53.
 
7-     Ibid. Vol. II, PP. 50ff.
 
8-          اومستد، ا. ت. '''''تاريخ شاهنشاهي هخامنشي'''''. ترجمة محمد مقدم، تهران: اميركبير، 1357، ص 265، 648؛
 
Olmstead, A. T. '''''History of the Persian Empire'''''. Chicago / London: University Chicago Press, 1959, PP. 195, 471.
 
Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», '''''The Cambridge History of Iran''''', Cambridge University Press, 1985, Vol. II, PP. 684ff.
 
9-     Schwartz. Ibid. PP. 689, 692.
 
10-  Ibid. P. 694.
 
11-        اومستد. ص 649؛ Olmstead. Ibid. P. 471 .
 
12-  Schwartz. Ibid. PP. 692f.
 
13-        فراي. همان. ص 202؛ همو، «مذهب در فارس در زمان هخامنشيان»، ترجمة سلما قوامي شهيدي، '''''ارج‌نامة شهرياري'''''. تهران: 1380، ص 387.
 
14-        موله، ماريان. '''''ايران باستان'''''. ترجمة ژاله آموزگار، تهران: 1377، ص 119؛ دوشن ـ گيمن، ژاك. '''''زرتشت و جهان''''' '''''غرب'''''. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: مرواريد، 1363، ص 100.
 
15-        بويس، مري. '''''زردشتيان'''''. ترجمة عسكر بهرامي، تهران: 1381، ص 105؛
 
Boyce, M. '''''Zoroastrianism, Their Religious Beliefs and Practices'''''. London: Routledge, 1979, P. 76.
----[1]. baga

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۴

کتاب دین هخامنشیان اثر ژاک دوشن ،برگرفته از سایت خبر آنلاین ،قابل بازیابی از https://www.khabaronline.ir/news/395275/

ایران هخامنشی، دین، با وجود پژوهش‌های گوناگون و تقریباً پیوسته درباره دین ایرانیان در عصر هخامنشی هنوز محققان در این باره به عقیده مشترکی دست نیافته‌اند، و این موضوع همچنان پیچیده به نظر می‌رسد. پراکندگی و تنوع منابع دین هخامنشیان باعث شده است که نتیجه‌گیری‌های متضاد در این باره مطرح شود. مهم‌ترین این منابع عبارت‌اند از: کتیبه‌های پادشاهان هخامنشی، نوشته‌های مورخان یونان باستان، لوح‌های عیلامی تخت جمشید، بعضی از نوشته‌های بابلی، عیلامی و آرامی، و مطالعات باستان‌شناسی.

در بحث از دین هخامنشیان نمی‌توان تصور کنونی از آئین زرتشتی را با آن روزگار تطبیق داد. افزون بر این، از عصر ظهور زردشت (در فاصله 1200-1000 ق‌م) تا بنیان‌گذاری شاهنشاهی هخامنشی (550 ق‌م) زمان بسیاری گذشته و در نتیجه، در آن مدت دگرگونی‌های اجتماعی، فرهنگی ودینی مهمی روی داده بود[۱][۲]

هخامنشیان اهورا مزدا را به عنوان خدای برتر می‌پرستیدند و به وجود ایزدان دیگر نیز اعتقاد داشتند؛ «راستی» را می‌ستودند و از «دروغ» نفرت داشتند. این نکات تا حدودی می‌تواند گواه بر نظام دینی آن‌ها باشد[۳].

اما مخالفان زرتشتی بودن هخامنشیان دلایلی چند را اقامه می‌کنند، از جمله این‌که نام زرتشت در کتیبه‌های هخامنشیان نیامده است؛ در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی از انگره مینیو یا اهریمن یاد نشده است؛ در نوشته‌های هخامنشیان از خدا با واژه «بَگه» (baga)یاد شده، در حالی که در اوستا از لغت «ایزد» استفاده شده است؛ از قلمرو هخامنشیان گورهایی به دست آمده، که دلیلی بر دفن مردگان، بر خلاف آئین زرتشتی است؛ و تدفین پادشاهان هخامنشی در گوردخمه‌ها و نیز قربانی حیوانی برای آنان، از امور ناپسند نزد زردشت بوده است.

لکن موافقان زرتشتی بودن هخامنشیان می‌گویند نیامدن نام زرتشت در کتیبه‌های هخامنشی دلیل موجهی بر زرتشتی نبودن ایشان نیست، چنان که در کتیبه‌های ساسانی نیز نام وی ذکر نشده است و این که در کتیبه‌های هخامنشی معمولاً اصطلاحات دینی زردشتی دیده نمی‌شود، بدین سبب است که این متون، به طور کلی ماهیت سیاسی دارند. همچنین بعضی اختلاف‌ها در کاربرد واژه‌ها، مانند بگه و ایزد ممکن است به دلیل تفاوت‌های گویشی باشد و به علاوه، داریوش در کتیبه‌ای اصل شر را «دروغ» معرفی می‌کند[۴] که به بینش خود زرتشت بسیار نزدیک است.

به جز هخامنشیان، ساسانیان نیز ـ که بی‌شک مزدایی بودند ـ رسم مومیایی کردن جسد پادشاهان و نهادن آن در مقبره‌های صخره‌ای را داشتند. از این رو، حفظ پیکرهای افراد خانواده سلطنتی، احتمالاً به سبب حفظ فرّه شاهی در مقبره، و یا بر اساس آئینی خاصِ مردگان خانواده سلطنت بوده است[۵].

به هر حال، در مورد کورش این شک وجود دارد که او مزدایی بوده یا نه، زیرا وی در استوانه معروف خود می‌گوید که برگزیده مردوک خداست،[۶] لکن در کاخ کورش آتشگاهی تعبیه شده بود که برای نیایش در دین زرتشتی به کار می‌آید[۷] و بویس به این علت و عللی دیگر وی را مزداپرست می‌داند[۸].

در مورد داریوش اطمینان کامل وجود دارد. داریوش روحاً به اندازه زرتشت یکتاپرست بود؛ او از هیچ خدایی به جز اهورا مزدا یاد نمی‌کند، پیوسته او را می‌خواند، برای خود و خانواده‌اش و کارهایش پشتیبانی او را درخواست می‌نماید و با همان شدت زرتشت از دیوان نفرت دارد. در نوشته‌های آرامگاهی داریوش به نظر می‌رسد که وی یکی از گاثاها (سروده‌های پیامبر) را نقل کرده است[۹][۱۰]. لحن سنگ‌نوشته‌های خشایارشا نیز مشابه با داریوش است و از مزداپرستی او حکایت دارد و نزد اردشیر اول نیز چنین گرایشی را مشاهده می‌کنیم[۱۱].

اردشیر دوم در کتیبه‌های مختلف خود هم از اهورا مزدا، هم از اهورا مزدا و میثره و هم از اهورا مزدا و آناهیتا و میثره یاد کرده است،[۱۲] لکن به نظر می‌رسد که وی به ویژه به آناهیتا دلبستگی داشته و تندیس‌های او را در معابدی در شهرهای مختلف بر پا کرده بود[۱۳] که این تا اندازه‌ای دور شدن از تعالیم مزدایی است. در عین حال، در تقویم رسمی ایرانی، که از اواسط دوران هخامنشی تنظیم شد، نام ماه‌ها و روزها اساساً از مفاهیم گاثاهایی و اوستایی گرفته شده است[۱۴].

دربار هخامنشی هیچ‌گاه قصد رسمیت بخشیدن به دین خاصی را نداشت و تسامح دینی هخامنشیان سبب شده بود که یک آئین فراگیر و رسمی در قلمرو ایشان به وجود نیاید[۱۵][۱۶]. احتمالاً برای تمام روزگار هخامنشیان (550-330 ق‌م) نمی‌توان از دین واحدی نام برد و لااقل، به نظر نمی‌رسد که تمام شاهان هخامنشی آئینی با عناصر گاثاهایی را ستایش کرده باشند. شاید هخامنشیان در اعتقاد به آئین زرتشتی، راه و روش ویژه‌ای داشته‌اند[۱۷][۱۸]. با این حال، به احتمال قوی تا پایان فرمانروایی هخامنشیان، دین مزدایی در ولایات شاهنشاهی ایشان گسترش یافته بود[۱۹][۲۰].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

   

  1. فرای، ریچارد. تاریخ باستانی ایران. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص 197.
  2. نیولی، گراردو. زمان و زادگاه زرتشت. ترجمه سید منصور سید سجادی، تهران: آگاه، 1381، ص 280.
  3. فرای، ریچارد. تاریخ باستانی ایران. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص 197.
  4. Williams Jackson, A. V. Zoroastrian Studies. New York: 1928, P. 154.
  5. Boyce, M. A History of Zoroastrianism, Leiden: Brill, 1982, Vol. II, PP. 55f.
  6. Williams Jackson, A. V. Zoroastrian Studies. New York: 1928, P. 156.
  7. Boyce, M. A History of Zoroastrianism, Leiden: Brill, 1982, Vol. II, 52-53.
  8. Boyce, M. A History of Zoroastrianism, Leiden: Brill, 1982, Vol. II, 50ff.
  9.  اومستد، ا. ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. ترجمه محمد مقدم، تهران: امیرکبیر، 1357، ص 265، 648.
  10. Olmstead, A. T. History of the Persian Empire. Chicago / London: University Chicago Press, 1959, PP. 195, 471.
  11. Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», The Cambridge History of Iran, Cambridge University Press, 1985, Vol. II, PP.689, 692.
  12. Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», The Cambridge History of Iran, Cambridge University Press, 1985, Vol. II, P 694.
  13. اومستد، ا. ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. ترجمه محمد مقدم، تهران: امیرکبیر، 1357، ص 649.
  14. Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», The Cambridge History of Iran, Cambridge University Press, 1985, Vol. II,PP. 692f.
  15. فرای، ریچارد. تاریخ باستانی ایران. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص. 202.
  16. فرای، ریچارد، «مذهب در فارس در زمان هخامنشیان»، ترجمه سلما قوامی شهیدی، ارج‌نامه شهریاری. تهران: 1380، ص 387.
  17. موله، ماریان. ایران باستان. ترجمه ژاله آموزگار، تهران: 1377، ص 119.
  18. دوشن ـ گیمن، ژاک. زرتشت و جهان غرب. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: مروارید، 1363، ص 100.
  19. بویس، مری. زردشتیان. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: 1381، ص 105.
  20. Boyce, M. Zoroastrianism, Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 76.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

پیوند به بیرون

مذهب و سیاست مذهبی هخامنشیان،سایت پرتال جامع علوم انسانی،قابل بازیابی از https://ensani.ir/fa/article/107209