پرش به محتوا

آخوند: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''آخوند'''، عنوان عام قدیمی برای عالمان دینی و پیشوایان مذهبی<ref>معین. فرهنگ فارسی</ref><ref>دهخدا. لغت‌نامه.</ref>. این عنوان از عصر تیموریان به بعد، در ایران و کشورهای هم‌جوار متداول شد و نخست، مخصوص عالمان بزرگ دینی و دانشمندان روحانی طراز اول بود<ref>خواندمیر، غیاث‌الدین. '''''حبیب‌السیر'''''. ج 4، ص 352ـ353.</ref>. از عصر صفوی به بعد، عنوان آخوند (مانند عنوان شیخ) در میان شیعیان، مخصوصاً به آن دسته از عالمان دینی و دانشمندان روحانی اطلاق می‌شد که سیّد نبودند و دستار سفید بر سر می‌نهادند<ref>مشایخ فریدنی، محمّدحسین. '''''دایره‌المعارف تشیّع'''''. ج 1، ص 14.</ref>.  
'''آخوند'''، عنوان عام قدیمی برای عالمان دینی و پیشوایان مذهبی<ref>معین. فرهنگ فارسی</ref><ref>دهخدا. لغت‌نامه.</ref>. این عنوان از [[تیموریان|عصر تیموریان]] به بعد، در [[ایران]] و کشورهای هم‌جوار متداول شد و نخست، مخصوص عالمان بزرگ دینی و دانشمندان روحانی طراز اول بود<ref>خواندمیر، غیاث‌الدین. '''''حبیب‌السیر'''''. ج 4، ص 352ـ353.</ref>. از [[صفویان|عصر صفوی]] به بعد، عنوان آخوند (مانند عنوان شیخ) در میان شیعیان، مخصوصاً به آن دسته از عالمان دینی و دانشمندان روحانی اطلاق می‌شد که سیّد نبودند و دستار سفید بر سر می‌نهادند<ref>مشایخ فریدنی، محمّدحسین. '''''دایره‌المعارف تشیّع'''''. ج 1، ص 14.</ref>.  


نمونه‌ی نامبردارترین کسانی که در عصر صفوی به‌عنوان آخوند شناخته شده‌اند، آخوند ملاصدرا «صدرالمتألهین» شیرازی صاحب اسفار و آخوند ملا محمّدباقر مجلسی صاحب بحارالانواراند و معروف‌ترین کسی که در عصر قاجار به‌طور مطلق به این عنوان خوانده شده است، آخوند ملا محمّدکاظم خراسانی صاحب کفایه است<ref>مدرس. '''''ریحانه‌الادب'''''. ج 1، ص 41</ref><ref>قزوینی، محمّد. '''''حواشی جهانگشای قزوینی'''''. ج 3، ص 300.</ref>. عنوان تفخیم‌آمیز آخوند، بعدها اندک اندک از اعتبار و احترام پیشین خود افتاد و سرانجام بی‌آن‌که امتیازی تلقی شود، به نوع طبقه‌ی روحانیون و حتا به معلّمان مکتب‌خانه‌ها اطلاق شده است.  
نمونه‌ی نامبردارترین کسانی که در [[صفویان|عصر صفوی]] به‌عنوان آخوند شناخته شده‌اند، آخوند [[ملاصدرا|ملاصدرا «صدرالمتألهین» شیرازی]] صاحب اسفار و آخوند ملا محمّدباقر مجلسی صاحب بحارالانواراند و معروف‌ترین کسی که در [[قاجاریه|عصر قاجار]] به‌طور مطلق به این عنوان خوانده شده است، آخوند ملا محمّدکاظم خراسانی صاحب کفایه است<ref>مدرس. '''''ریحانه‌الادب'''''. ج 1، ص 41</ref><ref>قزوینی، محمّد. '''''حواشی جهانگشای قزوینی'''''. ج 3، ص 300.</ref>. عنوان تفخیم‌آمیز آخوند، بعدها اندک اندک از اعتبار و احترام پیشین خود افتاد و سرانجام بی‌آن‌که امتیازی تلقی شود، به نوع طبقه‌ی روحانیون و حتی به معلّمان مکتب‌خانه‌ها اطلاق شده است.  


در عین حال حرمت و احترام عنوان آخوند تا چندین سال پس از برآمدن رضاشاه پهلوی، در ایران محفوظ بود و به همین دلیل پس از الزام ایرانیان به اخذ شناسنامه، بسیاری از خاندان‌های روحانی نام‌خانوادگی خود را آخوندی، آخوندزاده و امثال آن‌ها برگزیدند. امّا پس از محدودشدن قدرت روحانیون و مخصوصاً الزام به برداشتن عمامه‌ها و کشف حجاب و تأسیس دانشگاه یعنی از سال‌های 1313 به بعد، واژه‌ی آخوند در ادبیات داستانی و مخصوصاً زبان محاوره‌ی فارسی با صبغه‌ی تخفیف و گاهی استهزاء مورد استفاده قرار گرفته است. برای مثال، صادق هدایت در حاجی‌آقا به کنایه و استهزا می‌گوید:<blockquote>«بیش‌تر عمرم، صرف علم و ادب شده، پیش آخوند ملا کاظم، جامع عباسی و جفر خواندم...»<ref>هدایت، صادق. '''''حاجی‌آقا'''''. تهران: جاویدان، 2536، ص 88.</ref>. </blockquote>این واژه در ادبیات دینی پس از انقلاب اسلامی 1357، برای هیچ‌یک از طبقات روحانی چه به‌طور عام و چه به‌طور خاص به‌طور کتبی به‌کار نمی‌رود و به‌کارگیری آن در محاوره‌ی شفاهی نیز خالی از تعریض و تخفیفی نیست.
در عین حال حرمت و احترام عنوان آخوند تا چندین سال پس از برآمدن [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه پهلوی]]، در ایران محفوظ بود و به همین دلیل پس از الزام ایرانیان به اخذ شناسنامه، بسیاری از خاندان‌های روحانی نام‌خانوادگی خود را آخوندی، آخوندزاده و امثال آن‌ها برگزیدند. امّا پس از محدودشدن قدرت روحانیون و مخصوصاً الزام به برداشتن عمامه‌ها و کشف حجاب و تأسیس دانشگاه یعنی از سال‌های 1313 به بعد، واژه‌ی آخوند در ادبیات داستانی و مخصوصاً زبان محاوره‌ی فارسی با صبغه‌ی تخفیف و گاهی استهزاء مورد استفاده قرار گرفته است. برای مثال، صادق هدایت در حاجی‌آقا به کنایه و استهزا می‌گوید:<blockquote>«بیش‌تر عمرم، صرف علم و ادب شده، پیش آخوند ملا کاظم، جامع عباسی و جفر خواندم...»<ref>هدایت، صادق. '''''حاجی‌آقا'''''. تهران: جاویدان، 2536، ص 88.</ref>. </blockquote>این واژه در ادبیات دینی پس از [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی 1357]]، برای هیچ‌یک از طبقات روحانی چه به‌طور عام و چه به‌طور خاص به‌طور کتبی به‌کار نمی‌رود و به‌کارگیری آن در محاوره‌ی شفاهی نیز خالی از تعریض و تخفیفی نیست.
 
== نیز نگاه کنید به ==
 
* [[اجتهاد]]
* [[تیموریان]]
* [[صفویان]]
* [[قاجاریه]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
سیدحسن امین
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۰۷

آخوند، عنوان عام قدیمی برای عالمان دینی و پیشوایان مذهبی[۱][۲]. این عنوان از عصر تیموریان به بعد، در ایران و کشورهای هم‌جوار متداول شد و نخست، مخصوص عالمان بزرگ دینی و دانشمندان روحانی طراز اول بود[۳]. از عصر صفوی به بعد، عنوان آخوند (مانند عنوان شیخ) در میان شیعیان، مخصوصاً به آن دسته از عالمان دینی و دانشمندان روحانی اطلاق می‌شد که سیّد نبودند و دستار سفید بر سر می‌نهادند[۴].

نمونه‌ی نامبردارترین کسانی که در عصر صفوی به‌عنوان آخوند شناخته شده‌اند، آخوند ملاصدرا «صدرالمتألهین» شیرازی صاحب اسفار و آخوند ملا محمّدباقر مجلسی صاحب بحارالانواراند و معروف‌ترین کسی که در عصر قاجار به‌طور مطلق به این عنوان خوانده شده است، آخوند ملا محمّدکاظم خراسانی صاحب کفایه است[۵][۶]. عنوان تفخیم‌آمیز آخوند، بعدها اندک اندک از اعتبار و احترام پیشین خود افتاد و سرانجام بی‌آن‌که امتیازی تلقی شود، به نوع طبقه‌ی روحانیون و حتی به معلّمان مکتب‌خانه‌ها اطلاق شده است.

در عین حال حرمت و احترام عنوان آخوند تا چندین سال پس از برآمدن رضاشاه پهلوی، در ایران محفوظ بود و به همین دلیل پس از الزام ایرانیان به اخذ شناسنامه، بسیاری از خاندان‌های روحانی نام‌خانوادگی خود را آخوندی، آخوندزاده و امثال آن‌ها برگزیدند. امّا پس از محدودشدن قدرت روحانیون و مخصوصاً الزام به برداشتن عمامه‌ها و کشف حجاب و تأسیس دانشگاه یعنی از سال‌های 1313 به بعد، واژه‌ی آخوند در ادبیات داستانی و مخصوصاً زبان محاوره‌ی فارسی با صبغه‌ی تخفیف و گاهی استهزاء مورد استفاده قرار گرفته است. برای مثال، صادق هدایت در حاجی‌آقا به کنایه و استهزا می‌گوید:

«بیش‌تر عمرم، صرف علم و ادب شده، پیش آخوند ملا کاظم، جامع عباسی و جفر خواندم...»[۷].

این واژه در ادبیات دینی پس از انقلاب اسلامی 1357، برای هیچ‌یک از طبقات روحانی چه به‌طور عام و چه به‌طور خاص به‌طور کتبی به‌کار نمی‌رود و به‌کارگیری آن در محاوره‌ی شفاهی نیز خالی از تعریض و تخفیفی نیست.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. معین. فرهنگ فارسی
  2. دهخدا. لغت‌نامه.
  3. خواندمیر، غیاث‌الدین. حبیب‌السیر. ج 4، ص 352ـ353.
  4. مشایخ فریدنی، محمّدحسین. دایره‌المعارف تشیّع. ج 1، ص 14.
  5. مدرس. ریحانه‌الادب. ج 1، ص 41
  6. قزوینی، محمّد. حواشی جهانگشای قزوینی. ج 3، ص 300.
  7. هدایت، صادق. حاجی‌آقا. تهران: جاویدان، 2536، ص 88.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

سیدحسن امین