پرش به محتوا

روبنده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''روبنده'''، پارچه‌ای که زنان در بیرون از خانه بر روی خود می‌انداختند تا صورتشان را کسی نبیند. باید توجه داشت که روبنده‌ها اغلب، به یکی از دو صورت استفاده می‌شده است. یا پارچة روبنده تمام صورت را از پیشانی تا پایین صورت می‌پوشاند و یا تنها این...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''روبنده'''، پارچه‌ای که زنان در بیرون از خانه بر روی خود می‌انداختند تا صورتشان را کسی نبیند. باید توجه داشت که روبنده‌ها اغلب، به یکی از دو صورت استفاده می‌شده است. یا پارچة روبنده تمام صورت را از پیشانی تا پایین صورت می‌پوشاند و یا تنها این روبنده از قسمت زیر چشم‌ها تا پایین‌تر را فرا می‌گرفت، که به این نوع اخیر برقع می‌گفتند. اگر روبنده از نوع اول بود، آن را یا از پارچه نازکی تهیه می‌کردند که بتوان از پشت آن دید، یا در محل چشم‌های آن، توری مشبکی تعبیه می‌کردند. رنگ روبنده‌ها اغلب سفید بوده است. پنام، خمره ( اخمار)، برقع، نقاب یا شماق، بتوله، رخ پوش، پیچه، چشم‌آویز، ایازی و پوشیه نام‌های تاریخی و انواع دیگر روبنده هستند که در شکل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.<sup>1</sup>
[[پرونده:روبنده.jpg|بندانگشتی|311x311پیکسل|استفاده زنان از روبنده ، قابل بازیابی از https://www.cgie.org.ir/]]
روبنده، پارچه‌ای که زنان در بیرون از خانه بر روی خود می‌انداختند تا صورتشان را کسی نبیند. باید توجه داشت که روبنده‌ها اغلب، به یکی از دو صورت استفاده می‌شده است. یا پارچه روبنده تمام صورت را از پیشانی تا پایین صورت می‌پوشاند و یا تنها این روبنده از قسمت زیر چشم‌ها تا پایین‌تر را فرا می‌گرفت، که به این نوع اخیر برقع می‌گفتند. اگر روبنده از نوع اول بود، آن را یا از پارچه نازکی تهیه می‌کردند که بتوان از پشت آن دید، یا در محل چشم‌های آن، توری مشبکی تعبیه می‌کردند. رنگ روبنده‌ها اغلب سفید بوده است. پنام، خمره ( اخمار)، برقع، نقاب یا شماق، بتوله، رخ پوش، پیچه، چشم‌آویز، ایازی و پوشیه نام‌های تاریخی و انواع دیگر روبنده هستند که در شکل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند<ref>نظام قاری، محمد. '''''دیوان البسه'''''. تصحیح محمد حبیب اصفهانی، استانبول: 1304 ق، به کوشش محمد مشیری، تهران: 1359، ص197.</ref><ref>اسدی طوسی. '''''لغت فرس'''''. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: کتابخانه طهوری، 1336،ص42 ،134؛</ref><ref>انجوی شیرازی، میرجمال الدین. '''''فرهنگ جهانگیری'''''. تصحیح، ر. عفیفی، مشهد:1351-1353، ج2، ص1365، 2211؛</ref><ref>محمد پادشاه، '''''فرهنگ آنندراج''.''' تصحیح محمد دبیرسیاقی، تهران: 1337، ج1، ص1120، ج2 ، ص1430-1432؛ </ref><ref>یادداشت مولف</ref>.


'''ایران باستان٭''': در دورة مادها گاه با ادامة دستارسر، روی چانه را نیز می‌پوشاندند. این روش در دورة هخامنشیان نیز مورد استفاده گسترده قرار گرفته است.<sup>2</sup> غیر از این، موبدان زردشتی پارچة نخی سفیدی را بر دهان و بینی و چانة خود می‌بستند تا نفسشان آتش مقدس را آلوده نکند. اگرچه این دهان‌بند که پنام نام داشت، یک روبند کامل قلمداد نمی‌شد اما به هرحال نیمی از صورت را می‌پوشاند.<sup>3</sup>
=== [[ایران باستان]] ===
در دوره [[ماد|مادها]] گاه با ادامه [[دستار]]<nowiki/>سر، روی چانه را نیز می‌پوشاندند. این روش در [[هخامنشیان|دوره هخامنشیان]] نیز مورد استفاده گسترده قرار گرفته است<ref>Parrot, A.Sumer, Paris, Gallimard, 960, P.270, fig 337</ref><ref>Ghirshman,R.Perse, proto-iraniens, Mèdes, Achéménides. Paris, Gallimard,1963,vol 1 ,p 269, fig 331</ref><ref>Dalton,O.The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, pl.37, fig 18.a</ref>.غیر از این، موبدان [[زرتشتی، دین|زردشتی]] پارچه نخی سفیدی را بر دهان و بینی و چانه خود می‌بستند تا نفسشان آتش مقدس را آلوده نکند. اگرچه این دهان‌بند که پنام نام داشت، یک روبند کامل قلمداد نمی‌شد اما به هرحال نیمی از صورت را می‌پوشاند<ref>ویسپرد. '''''گزارش ابراهیم پورداود.''''' به کوشش بهرام فره‌وشی، انتشارات دانشگاه تهران، 2537، ص 169.</ref>.


'''ابتدای اسلام تا مغول''' : در زمان پیامبر اسلام، اگرچه اغلب زنان روی گشاده داشتند اما برخی نیز از برقع‌های سبز رنگ استفاده می‌کردند، که تا روی سینه و یا حتی زانوان آنان می‌رسید.<sup>4</sup> دورة بنی‌امیه برخی از زنان نوعی روبند سفید را که به آن خمره ( اخمار) می‌گفتند، طوری به دور پیشانی خود می‌بستند که صورت آنان را می‌پوشاند.<sup>5  </sup>این پوشش در دورة عباسیان نیز مورد استفاده بوده است.<sup>6</sup> اگرچه روبنده اساساً پوششی زنانه محسوب می‌شد اما گاه برخی از مردان نیز از نوعی از آن استفاده می‌کرده‌اند مانند روبنده و نقاب برخی از شعرا و بذله‌گویان عصر اموی و عصرعباسی.<sup>7</sup> زنان عصر سامانی در سوگواری‌ها از روبنده‌های نیلی‌سیر استفاده می‌کردند.<sup>8  </sup>زنان دورة آل بویه، اغلب از پارچة نازک ابریشمی ( قصب ) روبنده خود را تهیه می کردند.<sup>9</sup>  گاه برخی از زنان ، قسمت آویخته نوعی مقنعه یا دستار را، بالا آورده و آن را از بالای گونه‌ها، به طرف دیگر صورت برده، می‌بستند، بدین ترتیب نیمة پایین صورت از چشم‌ها به پایین پوشانده می‌شد. <sup> </sup>به گونه‌ای از این پوشش که روی دهان و چانه را می‌گرفت، یاشماق ( یاشماخ ) گفته می‌شد.<sup>10  </sup>البته مردان نیز گاه ادامه آویخته عمامه'''٭'''خود را تقریباً به همین شکل بر صورت آورده و می‌بستند که به این کار لثام می‌گفتند.<sup>11</sup>
=== ابتدای [[اسلام]] تا [[مغول ها|مغول]] ===
در زمان پیامبر اسلام، اگرچه اغلب زنان روی گشاده داشتند اما برخی نیز از برقع‌های سبز رنگ استفاده می‌کردند، که تا روی سینه و یا حتی زانوان آنان می‌رسید<ref>Dozy, Pp.62-65.</ref>. دوره بنی‌امیه برخی از زنان نوعی روبند سفید را که به آن خمره ( اخمار) می‌گفتند، طوری به دور پیشانی خود می‌بستند که صورت آنان را می‌پوشاند<ref>Almagro, M.Al Qosayr amraresidencia ybanosen el desierto de Jordana, Madrid, 1975, Pp.153-154, 189-190, Pl V,XLIIC.</ref><ref>حسن ابراهیم، حسن. '''''تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی.'''''قاهره: الطبعه الثالثه، 1953م، ج1، ص494 مقایسه شود با نقاشی‌ای دیواری «قُصیر عَمره» در اردن، سده 2 ق/ 8 م،</ref><ref>طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. '''''تاریخ الرسل و الملوک.''''' قاهره: 1939-1957م، ج2، ص337.</ref><ref>ابن هشام، عبدالملک و محمد بن اسحاق. '''''السیره النبویه'''''. طبع مصطفی السقاء، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، مصر: 1936م، ترجمه و انشای فارسی، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی، تصحیح و مقدمه، اصغر مهدوی، تهران: خوارزمی،1360، ج2، ص632؛</ref><ref>ظاهراً در مواقع خاصی. واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر. '''''المغازی'''''. تحقیق مارسدن جونس، الطبعه الثالثه، بیروت: 1409ق/1989م، ج2، ص630- 631،850 ؛</ref>.<sup> </sup>این پوشش در دوره عباسیان نیز مورد استفاده بوده است<ref>اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق.''''' بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج10، ص353.</ref><ref>مسعودی، ابی الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج3، ص424؛</ref>. اگرچه روبنده اساساً پوششی زنانه محسوب می‌شد اما گاه برخی از مردان نیز از نوعی از آن استفاده می‌کرده‌اند مانند روبنده و نقاب برخی از شعرا و بذله‌گویان عصر اموی و عصرعباسی<ref>اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق.''''' بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی،ج1، ص206- 207، ج2، ص507.</ref>.


'''مغول تا عصر حاضر''': اغلب، توری نازک روبنده‌ها'''٭''' را از موی دم اسب می‌بافتند.<sup>12</sup> روبنده همسر خان بزرگ، از توری نازک سفیدی متصل به یک روسری قرمز زربفت و مزین به جواهرات و پرهای تزیینی تهیه می‌شد.<sup>13</sup> پس از صفویه،'''٭''' گاه روبنده را از توری خانه درشت قرمز رنگی درست می‌کردند که لبة آن حاشیه و نواری طلایی داشت. بلندی این روبنده که درمحل گوش ها، نوعی روگوشی مثلثی شکل صورتی رنگ داشت تا حدود ران‌ها می‌رسید و اغلب به همراه سربندی'''٭''' طلایی و نگین‌دار استفاده می‌شد. گاه نوعی کلاهک'''٭''' یا گونه‌ای دستار را نیز در زیر این توری بر سر می‌گذاشتند.<sup>14</sup> غیراز این، از روبنده‌های سفید و بلند پارچه‌ای که تا کمر می‌رسید و تنها محل چشم‌های آن توری داشت نیز، استفاده می‌شد (به همراه چادر'''٭''' بلند سیاه یا بنفش).<sup>15</sup> در دوران معاصر در برخی از نواحی ساحلی خلیج فارس و استان هرمزگان، زنان پارچة مستطیل شکلی را که تمام صورت را پوشانده با بندی در پیشانی بسته و محل چشم‌ها را توری نازکی قرار می‌دهند. غیر از این از نوعی نقاب که از پارچه چرم مانندی تهیه شده و به آن بتوله<sup>16</sup> می‌گویند، نیز استفاده می‌کنند.<sup>17</sup>  
زنان عصر [[سامانیان|سامانی]] در سوگواری‌ها از روبنده‌های نیلی‌سیر استفاده می‌کردند<ref>Dozy, Pp.4-20.</ref>. زنان دوره [[آل بویه]]، اغلب از پارچه نازک ابریشمی ( قصب ) روبنده خود را تهیه می کردند<ref>مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص411- 416.</ref><ref>زن عود نواز. ازدی، محمد بن احمد. '''''حکایه ابی القاسم البغدادی'''''. تصحیح آدام متز، آلمان: هایدلبرگ، 1902م، ص53-57؛ </ref>. گاه برخی از زنان، قسمت آویخته نوعی مقنعه یا [[دستار]] را، بالا آورده و آن را از بالای گونه‌ها، به طرف دیگر صورت برده، می‌بستند، بدین ترتیب نیمه پایین صورت از چشم‌ها به پایین پوشانده می‌شد. <sup> </sup>به گونه‌ای از این پوشش که روی دهان و چانه را می‌گرفت، یاشماق ( یاشماخ ) گفته می‌شد[1]<ref>استرآبادی، مهدی خان. '''''سنگلاخ''''' [ فرهنگ ترکی به فارسی]. ویرایش روشن خیاوی، تهران: نشر مرکز، بی‌تا، تاریخ مقدمه،1374، ص 258.</ref><ref>Gheilby, B. "Čādor" Iranica; Stilman,Y.K,.N.A.Stilman " Libas " En<sup>2</sup> ,vol V, Pp.732-753, pl.xlii, fig 8.</ref><ref>Dozy, Pp.62-65.</ref>. البته مردان نیز گاه ادامه آویخته [[عمامه]]٭خود را تقریباً به همین شکل بر صورت آورده و می‌بستند که به این کار لثام می‌گفتند[2]<ref>حافظ ابرو، شهاب‌الدین عبدالله هروی. '''''زبده التواریخ'''''. تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی، تهران: نشرنی،1372، ج1، ص97 ،525 ،529.</ref><ref>یا همچون فرزدق و یا ابن سریج. اصفهان: ج1، ص206-207، ج2، ص 507، ج10، ص301.</ref><ref>بخاری، محمد بن اسماعیل. '''''الجامع الصحیح''''' (صحیح بخاری)، محمد محسن خان، Arabic-English ،قاهره: دارالفکر،1391ق، ج7، ص68-71؛  </ref><ref>ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ.''''' بیروت: دارصادر، بیروت: 1385ق/ 1965م، ج2، ص246، ج5، ص503؛  </ref>


'''مآخذ''' :
=== [[مغول ها|مغول]] تا عصر حاضر ===
اغلب، توری نازک روبنده‌ها٭ را از موی دم اسب می‌بافتند<ref>سفرنامه‌های و نیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349، ص75 ،213، ص75 ؛</ref><ref>ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله'''''. سفرنامه'''''. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص223 گاه نیز برقع می‌زدند. همانجا، ج1، ص217؛</ref><ref>Maddison, F;E.S.Smith. Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art, ed, J.Raby Oxford university press, vol XII,1997, P.27.</ref>. روبنده همسر خان بزرگ، از توری نازک سفیدی متصل به یک روسری قرمز زربفت و مزین به جواهرات و پرهای تزیینی تهیه می‌شد<ref>Clavijo,R.G.de.Embassy to Tamerlane,1403-1406, Tr.G.Le Strange, London, 1928, Pp.257-260</ref>.پس از [[صفویان|صفویه]]،٭ گاه روبنده را از توری خانه درشت قرمز رنگی درست می‌کردند که لبه آن حاشیه و نواری طلایی داشت. بلندی این روبنده که درمحل گوش ها، نوعی روگوشی مثلثی شکل صورتی رنگ داشت تا حدود ران‌ها می‌رسید و اغلب به همراه [[سربند|سربندی]]٭ طلایی و نگین‌دار استفاده می‌شد. 


1. یادداشت مولف، نیز: محمد پادشاه، '''''فرهنگ آنندراج''.''' تصحیح محمد دبیرسیاقی، تهران: 1337، ج1، ص1120، ج2 ، ص1430-1432؛ انجوی شیرازی، میرجمال الدین. '''''فرهنگ جهانگیری'''''. تصحیح، ر. عفیفی، مشهد:1351-1353، ج2، ص1365، 2211 ؛ اسدی طوسی. '''''لغت فرس'''''. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: کتابخانه طهوری، 1336،ص42 ،134؛ نظام قاری، محمد. '''''دیوان البسه'''''. تصحیح محمد حبیب اصفهانی، استانبول: 1304 ق، به کوشش محمد مشیری، تهران: 1359، ص197.
گاه نوعی [[کلاه|کلاهک]]٭ یا گونه‌ای [[دستار]] را نیز در زیر این توری بر سر می‌گذاشتند<ref>Otter, J Voyage en Turquie et en Perse, Paris, 1748, part 47</ref><ref>ذکاء، یحیی. '''''لباس زنان ایران'''''. از سده سیزدهم تا امروز، تهران: 1336، ص11-21؛</ref><ref>'''''شاهنامه‌های کاخ گلستان.''''' 2250، مجلس روی جلد کتاب; 1915، ص642، مجلس بیست و نهم.</ref><ref>Chardin, J.Voyages de monsieyr lechevalier Chardin, en Perse,et autres lieuxdel, Orient II, Amsterdam,1711, P.52, Pl.22-23.</ref><ref>'''''شاهنامه موزه رضا عباسی'''''. داوری- شیرازی، ص35، مجلس اول.</ref><ref>سودآور، ابوالعلاء. '''''هنردربارهای ایران'''''، ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ،1380، ص385 ،d 155، آب تنی کردن شیرین.</ref>. غیراز این، از روبنده‌های سفید و بلند پارچه‌ای که تا کمر می‌رسید و تنها محل چشم‌های آن توری داشت نیز، استفاده می‌شد (به همراه [[چادر]]٭ بلند سیاه یا بنفش)<ref>ذکاء. ص11-21؛ فریدالملک همدانی، محمدعلی خان. '''''خاطرات فرید'''''. زوار، 1354، ص455-456.</ref><ref>Stilman,Y.K,.N.A.Stilman" Libas " En<sup>2</sup> ,vol V, Pp.732-753, pl.xlviii, fig 25.</ref><ref>Jaubert, P.Voyage en Armenie et en Perse, Paris, part,33</ref><ref>Scarce, G.M. " The development of women’s veils in Persia and Afghanisten "Costume 9, 1975, p.2</ref>.  


2.             Ghirshman,R.Perse, proto-iraniens, Mèdes, Achéménides. Paris, Gallimard,1963,vol 1 ,p 269, fig 331; Parrot, A.Sumer, Paris, Gallimard, 960, P.270, fig 337; Dalton,O.The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, pl.37, fig 18.a
در دوران معاصر در برخی از نواحی ساحلی [[خلیج فارس]] و [[استان هرمزگان]]، زنان پارچه مستطیل شکلی را که تمام صورت را پوشانده با بندی در پیشانی بسته و محل چشم‌ها را توری نازکی قرار می‌دهند. غیر از این از نوعی نقاب که از پارچه چرم مانندی تهیه شده و به آن بتوله[Battūla] می‌گویند، نیز استفاده می‌کنند<ref>برای برخی از اصطلاحات فارسی در مورد روبنده، نک: دهخدا، علی اکبر، '''''امثال و حکم'''''. امیرکبیر،1363، ج2، ص604.</ref><ref>نظری داشلی برون، ذلیخا. '''''پوشاک مردم استان بوشهر'''''. کتاب ماه هنر. ش 17- 18، بهمن و اسفند 1378، ص58- 61؛  </ref>.               


'''''اثر مهر استوانه‌ای.''''' سده 6-5 ق.م، مادی‌ها در پیکار با سکاها، کتابخانة ملی پاریس؛  نقش فرناباذ شهربان فریگیه روی سکه استاتر طلا، موزه لندن.
== نیز نگاه کنید به ==


3. ویسپرد. '''''گزارش ابراهیم پورداود.''''' به کوشش بهرام فره‌وشی، انتشارات دانشگاه تهران، 2537، ص 169.
* [[دستار]]
* [[صفویان]]
* [[اسلام]]
* [[آل بویه]]
* [[سامانیان]]
* [[چادر]]
* [[خلیج فارس]]
* [[استان هرمزگان]]


4.             Dozy, Pp.62-65.
== پاورقی ==
[1] - ظاهراً این واژه باید از «واشمگ»Wāšmag پهلوی گرفته شده باشد.


5. ظاهراً در مواقع خاصی. واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر. '''''المغازی'''''. تحقیق مارسدن جونس، الطبعة الثالثه، بیروت: 1409ق/1989م، ج2، ص630- 631،850 ؛ ابن هشام، عبدالملک و محمد بن اسحاق. '''''السیرة النبویه'''''. طبع مصطفی السقاء، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، مصر: 1936م، ترجمه و انشای فارسی، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی، تصحیح و مقدمه، اصغر مهدوی، تهران: خوارزمی،1360، ج2، ص632؛ طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. '''''تاریخ الرسل و الملوک.''''' قاهره: 1939-1957م، ج2، ص337. به نظر می‌رسد چنین روبنده‌هایی بعدها و در زمان سلیمان بن عبد الملک ( ح97 ق/715 م ) به کار رفته است. حسن ابراهیم، حسن. '''''تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی.'''''قاهره: الطبعة الثالثه، 1953م، ج1، ص494 مقایسه شود با نقاشی‌ای دیواری « قُصیر عَمره» در اردن، سده 2 ق/ 8 م،
[2] - یعنی پوشاندن صورت از چشم‌ها به پایین. پیامبر در فتح مکه.  


Almagro, M.Al Qosayr amraresidencia ybanosen el desierto de Jordana, Madrid, 1975, Pp.153-154, 189-190, Pl V,XLIIC.
== مآخذ ==
<references />


6. مسعودی، ابی الحسن علی. '''''مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ'''''. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعة الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج3، ص424؛ اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق.''''' بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415ق/ 1994م، الطبعة الاولی، ج10، ص353.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
7. اصفهانی، ج1، ص206- 207، ج2، ص507.
 
8.             Dozy, Pp.4-20.
 
9. زن عود نواز. ازدی، محمد بن احمد. '''''حکایة ابی القاسم البغدادی'''''. تصحیح آدام متز، آلمان: هایدلبرگ، 1902م، ص53-57؛ مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم'''''. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص411- 416.
 
 
10.          Dozy, Pp.62-65.
 
ظاهراً این واژه باید از «واشمگ»Wāšmag پهلوی گرفته شده باشد.
 
Gheilby, B. "Čādor" Iranica ; Stilman,Y.K,.N.A.Stilman " Libas " En<sup>2</sup> ,vol V, Pp.732-753, pl.xlii, fig 8.
 
استرآبادی، مهدی خان. '''''سنگلاخ''''' [ فرهنگ ترکی به فارسی]. ویرایش روشن خیاوی، تهران: نشر مرکز، بی‌تا، تاریخ مقدمه،1374، ص 258.
 
11.                یعنی پوشاندن صورت از چشم‌ها به پایین. پیامبر در فتح مکه. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. '''''الکامل فی التاریخ.''''' بیروت: دارصادر، بیروت: 1385ق/ 1965م، ج2، ص246، ج5، ص503؛ بخاری، محمد بن اسماعیل. '''''الجامع الصحیح''''' (صحیح بخاری)، محمد محسن خان، Arabic-English ،قاهره: دارالفکر،1391ق، ج7، ص68-71؛ یا همچون فرزدق و یا ابن سریج. اصفهان: ج1، ص206-207، ج2، ص 507، ج10، ص301.
 
12.          Maddison, F;E.S.Smith. Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art, ed, J.Raby Oxford university press, vol XII,1997, P.27.
 
ورقی از شاهنامه، شیراز( ؟ ). '''''مجموعة خلیلی'''''Mss 920  . زنان معمولاً با روی باز بوده‌اند. ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله'''''. سفرنامه'''''. ترجمة محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص223، گاه نیز برقع می‌زدند. همانجا، ج1، ص217؛ سفرنامه‌های و نیزیان در ایران، ترجمة منوچهر امیری، تهران: 1349، ص75 ،213، ص75 ؛ حافظ ابرو، شهاب‌الدین عبدالله هروی. '''''زبدة التواریخ'''''. تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی، تهران: نشرنی،1372، ج1، ص97 ،525 ،529.
 
13.          Clavijo,R.G.de.Embassy to Tamerlane,1403-1406, Tr.G.Le Strange, London, 1928, Pp.257-260
 
14.          Otter, J Voyage en Turquie et en Perse, Paris, 1748, part 47 ; Chardin, J.Voyages de monsieyr lechevalier Chardin, en Perse,et autres lieuxdel, Orient II, Amsterdam,1711, P.52, Pl.22-23.
 
ذکاء، یحیی. '''''لباس زنان ایران'''''. از سده سیزدهم تا امروز، تهران: 1336، ص11-21 ؛ '''''شاهنامه‌های کاخ گلستان.''''' 2250، مجلس روی جلد کتاب; 1915، ص642، مجلس بیست و نهم؛ '''''شاهنامة موزه رضا عباسی'''''. داوری- شیرازی، ص35، مجلس اول؛ سودآور، ابوالعلاء. '''''هنردربارهای ایران'''''، ترجمة ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ،1380، ص385 ،d 155، آب تنی کردن شیرین.
 
15.          Jaubert, P.Voyage en Armenie et en Perse, Paris, part,33 ; Scarce, G.M. " The development of women’s veils in Persia and Afghanisten "Costume 9, 1975, p.2 ; Stilman,Y.K,.N.A.Stilman" Libas " En<sup>2</sup> ,vol V, Pp.732-753, pl.xlviii, fig 25.
 
ذکاء. ص11-21؛ فریدالملک همدانی، محمدعلی خان. '''''خاطرات فرید'''''. زوار، 1354، ص455-456.
 
16.          Battūla.
 
17.                نظری داشلی برون، ذلیخا. '''''پوشاک مردم استان بوشهر'''''. کتاب ماه هنر. ش 17- 18، بهمن و اسفند 1378، ص58- 61؛  برای برخی از اصطلاحات فارسی در مورد روبنده، نک: دهخدا، علی اکبر، '''''امثال و حکم'''''. امیرکبیر،1363، ج2، ص604.


== نویسنده مقاله ==
محمدرضا چیت ساز
محمدرضا چیت ساز
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:پوشاک]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۱

استفاده زنان از روبنده ، قابل بازیابی از https://www.cgie.org.ir/

روبنده، پارچه‌ای که زنان در بیرون از خانه بر روی خود می‌انداختند تا صورتشان را کسی نبیند. باید توجه داشت که روبنده‌ها اغلب، به یکی از دو صورت استفاده می‌شده است. یا پارچه روبنده تمام صورت را از پیشانی تا پایین صورت می‌پوشاند و یا تنها این روبنده از قسمت زیر چشم‌ها تا پایین‌تر را فرا می‌گرفت، که به این نوع اخیر برقع می‌گفتند. اگر روبنده از نوع اول بود، آن را یا از پارچه نازکی تهیه می‌کردند که بتوان از پشت آن دید، یا در محل چشم‌های آن، توری مشبکی تعبیه می‌کردند. رنگ روبنده‌ها اغلب سفید بوده است. پنام، خمره ( اخمار)، برقع، نقاب یا شماق، بتوله، رخ پوش، پیچه، چشم‌آویز، ایازی و پوشیه نام‌های تاریخی و انواع دیگر روبنده هستند که در شکل‌ها و طرح‌های گوناگون در دوره‌های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند[۱][۲][۳][۴][۵].

ایران باستان

در دوره مادها گاه با ادامه دستارسر، روی چانه را نیز می‌پوشاندند. این روش در دوره هخامنشیان نیز مورد استفاده گسترده قرار گرفته است[۶][۷][۸].غیر از این، موبدان زردشتی پارچه نخی سفیدی را بر دهان و بینی و چانه خود می‌بستند تا نفسشان آتش مقدس را آلوده نکند. اگرچه این دهان‌بند که پنام نام داشت، یک روبند کامل قلمداد نمی‌شد اما به هرحال نیمی از صورت را می‌پوشاند[۹].

ابتدای اسلام تا مغول

در زمان پیامبر اسلام، اگرچه اغلب زنان روی گشاده داشتند اما برخی نیز از برقع‌های سبز رنگ استفاده می‌کردند، که تا روی سینه و یا حتی زانوان آنان می‌رسید[۱۰]. دوره بنی‌امیه برخی از زنان نوعی روبند سفید را که به آن خمره ( اخمار) می‌گفتند، طوری به دور پیشانی خود می‌بستند که صورت آنان را می‌پوشاند[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]. این پوشش در دوره عباسیان نیز مورد استفاده بوده است[۱۶][۱۷]. اگرچه روبنده اساساً پوششی زنانه محسوب می‌شد اما گاه برخی از مردان نیز از نوعی از آن استفاده می‌کرده‌اند مانند روبنده و نقاب برخی از شعرا و بذله‌گویان عصر اموی و عصرعباسی[۱۸].

زنان عصر سامانی در سوگواری‌ها از روبنده‌های نیلی‌سیر استفاده می‌کردند[۱۹]. زنان دوره آل بویه، اغلب از پارچه نازک ابریشمی ( قصب ) روبنده خود را تهیه می کردند[۲۰][۲۱]. گاه برخی از زنان، قسمت آویخته نوعی مقنعه یا دستار را، بالا آورده و آن را از بالای گونه‌ها، به طرف دیگر صورت برده، می‌بستند، بدین ترتیب نیمه پایین صورت از چشم‌ها به پایین پوشانده می‌شد.  به گونه‌ای از این پوشش که روی دهان و چانه را می‌گرفت، یاشماق ( یاشماخ ) گفته می‌شد[1][۲۲][۲۳][۲۴]. البته مردان نیز گاه ادامه آویخته عمامه٭خود را تقریباً به همین شکل بر صورت آورده و می‌بستند که به این کار لثام می‌گفتند[2][۲۵][۲۶][۲۷][۲۸]

مغول تا عصر حاضر

اغلب، توری نازک روبنده‌ها٭ را از موی دم اسب می‌بافتند[۲۹][۳۰][۳۱]. روبنده همسر خان بزرگ، از توری نازک سفیدی متصل به یک روسری قرمز زربفت و مزین به جواهرات و پرهای تزیینی تهیه می‌شد[۳۲].پس از صفویه،٭ گاه روبنده را از توری خانه درشت قرمز رنگی درست می‌کردند که لبه آن حاشیه و نواری طلایی داشت. بلندی این روبنده که درمحل گوش ها، نوعی روگوشی مثلثی شکل صورتی رنگ داشت تا حدود ران‌ها می‌رسید و اغلب به همراه سربندی٭ طلایی و نگین‌دار استفاده می‌شد.

گاه نوعی کلاهک٭ یا گونه‌ای دستار را نیز در زیر این توری بر سر می‌گذاشتند[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸]. غیراز این، از روبنده‌های سفید و بلند پارچه‌ای که تا کمر می‌رسید و تنها محل چشم‌های آن توری داشت نیز، استفاده می‌شد (به همراه چادر٭ بلند سیاه یا بنفش)[۳۹][۴۰][۴۱][۴۲].

در دوران معاصر در برخی از نواحی ساحلی خلیج فارس و استان هرمزگان، زنان پارچه مستطیل شکلی را که تمام صورت را پوشانده با بندی در پیشانی بسته و محل چشم‌ها را توری نازکی قرار می‌دهند. غیر از این از نوعی نقاب که از پارچه چرم مانندی تهیه شده و به آن بتوله[Battūla] می‌گویند، نیز استفاده می‌کنند[۴۳][۴۴].             

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1] - ظاهراً این واژه باید از «واشمگ»Wāšmag پهلوی گرفته شده باشد.

[2] - یعنی پوشاندن صورت از چشم‌ها به پایین. پیامبر در فتح مکه.

مآخذ

  1. نظام قاری، محمد. دیوان البسه. تصحیح محمد حبیب اصفهانی، استانبول: 1304 ق، به کوشش محمد مشیری، تهران: 1359، ص197.
  2. اسدی طوسی. لغت فرس. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: کتابخانه طهوری، 1336،ص42 ،134؛
  3. انجوی شیرازی، میرجمال الدین. فرهنگ جهانگیری. تصحیح، ر. عفیفی، مشهد:1351-1353، ج2، ص1365، 2211؛
  4. محمد پادشاه، فرهنگ آنندراج. تصحیح محمد دبیرسیاقی، تهران: 1337، ج1، ص1120، ج2 ، ص1430-1432؛
  5. یادداشت مولف
  6. Parrot, A.Sumer, Paris, Gallimard, 960, P.270, fig 337
  7. Ghirshman,R.Perse, proto-iraniens, Mèdes, Achéménides. Paris, Gallimard,1963,vol 1 ,p 269, fig 331
  8. Dalton,O.The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, pl.37, fig 18.a
  9. ویسپرد. گزارش ابراهیم پورداود. به کوشش بهرام فره‌وشی، انتشارات دانشگاه تهران، 2537، ص 169.
  10. Dozy, Pp.62-65.
  11. Almagro, M.Al Qosayr amraresidencia ybanosen el desierto de Jordana, Madrid, 1975, Pp.153-154, 189-190, Pl V,XLIIC.
  12. حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی.قاهره: الطبعه الثالثه، 1953م، ج1، ص494 مقایسه شود با نقاشی‌ای دیواری «قُصیر عَمره» در اردن، سده 2 ق/ 8 م،
  13. طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. تاریخ الرسل و الملوک. قاهره: 1939-1957م، ج2، ص337.
  14. ابن هشام، عبدالملک و محمد بن اسحاق. السیره النبویه. طبع مصطفی السقاء، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، مصر: 1936م، ترجمه و انشای فارسی، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی، تصحیح و مقدمه، اصغر مهدوی، تهران: خوارزمی،1360، ج2، ص632؛
  15. ظاهراً در مواقع خاصی. واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر. المغازی. تحقیق مارسدن جونس، الطبعه الثالثه، بیروت: 1409ق/1989م، ج2، ص630- 631،850 ؛
  16. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج10، ص353.
  17. مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهر فی التاریخ. به تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعه الثالث، قاهره: 1377ق/ 1958م، ج3، ص424؛
  18. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق. بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415ق/ 1994م، الطبعه الاولی،ج1، ص206- 207، ج2، ص507.
  19. Dozy, Pp.4-20.
  20. مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص411- 416.
  21. زن عود نواز. ازدی، محمد بن احمد. حکایه ابی القاسم البغدادی. تصحیح آدام متز، آلمان: هایدلبرگ، 1902م، ص53-57؛
  22. استرآبادی، مهدی خان. سنگلاخ [ فرهنگ ترکی به فارسی]. ویرایش روشن خیاوی، تهران: نشر مرکز، بی‌تا، تاریخ مقدمه،1374، ص 258.
  23. Gheilby, B. "Čādor" Iranica; Stilman,Y.K,.N.A.Stilman " Libas " En2 ,vol V, Pp.732-753, pl.xlii, fig 8.
  24. Dozy, Pp.62-65.
  25. حافظ ابرو، شهاب‌الدین عبدالله هروی. زبده التواریخ. تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی، تهران: نشرنی،1372، ج1، ص97 ،525 ،529.
  26. یا همچون فرزدق و یا ابن سریج. اصفهان: ج1، ص206-207، ج2، ص 507، ج10، ص301.
  27. بخاری، محمد بن اسماعیل. الجامع الصحیح (صحیح بخاری)، محمد محسن خان، Arabic-English ،قاهره: دارالفکر،1391ق، ج7، ص68-71؛  
  28. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، بیروت: 1385ق/ 1965م، ج2، ص246، ج5، ص503؛  
  29. سفرنامه‌های و نیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349، ص75 ،213، ص75 ؛
  30. ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص223 گاه نیز برقع می‌زدند. همانجا، ج1، ص217؛
  31. Maddison, F;E.S.Smith. Science,tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art, ed, J.Raby Oxford university press, vol XII,1997, P.27.
  32. Clavijo,R.G.de.Embassy to Tamerlane,1403-1406, Tr.G.Le Strange, London, 1928, Pp.257-260
  33. Otter, J Voyage en Turquie et en Perse, Paris, 1748, part 47
  34. ذکاء، یحیی. لباس زنان ایران. از سده سیزدهم تا امروز، تهران: 1336، ص11-21؛
  35. شاهنامه‌های کاخ گلستان. 2250، مجلس روی جلد کتاب; 1915، ص642، مجلس بیست و نهم.
  36. Chardin, J.Voyages de monsieyr lechevalier Chardin, en Perse,et autres lieuxdel, Orient II, Amsterdam,1711, P.52, Pl.22-23.
  37. شاهنامه موزه رضا عباسی. داوری- شیرازی، ص35، مجلس اول.
  38. سودآور، ابوالعلاء. هنردربارهای ایران، ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ،1380، ص385 ،d 155، آب تنی کردن شیرین.
  39. ذکاء. ص11-21؛ فریدالملک همدانی، محمدعلی خان. خاطرات فرید. زوار، 1354، ص455-456.
  40. Stilman,Y.K,.N.A.Stilman" Libas " En2 ,vol V, Pp.732-753, pl.xlviii, fig 25.
  41. Jaubert, P.Voyage en Armenie et en Perse, Paris, part,33
  42. Scarce, G.M. " The development of women’s veils in Persia and Afghanisten "Costume 9, 1975, p.2
  43. برای برخی از اصطلاحات فارسی در مورد روبنده، نک: دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم. امیرکبیر،1363، ج2، ص604.
  44. نظری داشلی برون، ذلیخا. پوشاک مردم استان بوشهر. کتاب ماه هنر. ش 17- 18، بهمن و اسفند 1378، ص58- 61؛  

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

محمدرضا چیت ساز