پرش به محتوا

فرهنگ نویسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''فرهنگ‌نویسی'''، تألیف و تدوین مجموعه‌ای از واژگان یك یا چند زبان كه بر پایة نظمی دانشنامه‌ای ـ الفبایی یا موضوعی ـ گرد آمده باشند. فرهنگ‌ها یا واژه‌نامه‌ها را به دو گروه یك زبانه و دو یا چند زبانه، هر گروه را به دو دستة عمومی و تخصصی و هر د...» ایجاد کرد
 
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''فرهنگ‌نویسی'''، تألیف و تدوین مجموعه‌ای از واژگان یك یا چند زبان كه بر پایة نظمی دانشنامه‌ای ـ الفبایی یا موضوعی ـ گرد آمده باشند.  
فرهنگ‌نویسی، تألیف و تدوین مجموعه‌ای از واژگان یک یا چند زبان که بر پایه نظمی دانشنامه‌ای ـ الفبایی یا موضوعی ـ گرد آمده باشند.  


فرهنگ‌ها یا واژه‌نامه‌ها را به دو گروه یك زبانه و دو یا چند زبانه، هر گروه را به دو دستة عمومی و تخصصی و هر دسته را به سه شاخة كوچك، میانه و بزرگ تقسیم می‌كنند. معمولاً واژه‌نامه‌های كوچك حداكثر 30هزار واژه، واژه‌نامه‌های میانه بین 30هزار تا 100هزار واژه و واژه‌نامه‌های بزرگ بیش از 100هزار واژه دارند. توضیحاتی كه اغلب دربارة واژه و تركیبات آن در واژه‌نامه‌ها می‌آید، اشتمال دارد بر سرشناسه (مدخل، درآیه، عنوان، مادّه، ‌مادّة لغت)، ‌شیوة ضبط، ‌هویت دستوری، معنی، سند معنی، ‌شاهد و مثال، ‌مآخذ شاهد و مثال، هویت ثانوی، معنی هویت ثانوی، سند معنی ثانوی، ‌معنی اصطلاحی، شاهد و اصطلاح معنی اصطلاحی. در بیشتر واژه‌نامه‌ها، نشانه‌ها و رمزهایی ویژه برای پرهیز از زیاده‌نویسی به كار می‌گیرند.<sup>1</sup>  
فرهنگ‌ها یا واژه‌نامه‌ها را به دو گروه یک زبانه و دو یا چند زبانه، هر گروه را به دو دسته عمومی و تخصصی و هر دسته را به سه شاخه کوچک، میانه و بزرگ تقسیم می‌کنند. معمولاً واژه‌نامه‌های کوچک حداکثر 30هزار واژه، واژه‌نامه‌های میانه بین 30هزار تا 100هزار واژه و واژه‌نامه‌های بزرگ بیش از 100هزار واژه دارند. توضیحاتی که اغلب درباره واژه و ترکیبات آن در واژه‌نامه‌ها می‌آید، اشتمال دارد بر سرشناسه (مدخل، درآیه، عنوان، مادّه، ‌مادّه لغت)، ‌شیوه ضبط، ‌هویت دستوری، معنی، سند معنی، ‌شاهد و مثال، ‌مآخذ شاهد و مثال، هویت ثانوی، معنی هویت ثانوی، سند معنی ثانوی، ‌معنی اصطلاحی، شاهد و اصطلاح معنی اصطلاحی. در بیشتر واژه‌نامه‌ها، نشانه‌ها و رمزهایی ویژه برای پرهیز از زیاده‌نویسی به کار می‌گیرند<ref name=":0">'''''دانشنامه ادب فارسی'''''، '''''فرهنگنامه ادبی فارسی'''''. ج 2، به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1376، ص 1400ـ1401.</ref>.


فرهنگ‌نویسی فارسی
تاریخچه فرهنگ‌نویسی در ایران: قدیم‌ترین فرهنگ‌ها درباره [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] یکی فرهنگ اوئیم(Oim) و دیگر فرهنگ مشهور به مناختای است، که آن را فرهنگ پهلویک نیز نامیده‌اند. قرائنی نشان می‌دهد که هر دو کتاب در دوره [[ساسانیان|ساسانی]]، یا نزدیک به این دوره تألیف شده‌اند. اما تاریخ فرهنگ‌نویسی در زبان فارسی دری با فرهنگ‌نویسی برای زبان عربی به کوشش ایرانیان آغاز شد<ref name=":1">نفیسی، سعید. «فرهنگ‌های فارسی»، '''''لغت نامه دهخدا'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1334، ص 178 (مقدمه).</ref>. ظاهراً نیاز به فراهم آوردن فرهنگ فارسی نخستین بار در سده 5ق / 11م، هنگامی احساس شد که حوزه زبان دری از خراسان به دیگر نواحی ایران گسترش یافته بود<ref name=":2">مرادی، ‌نورالله. '''''مرجع‌شناسی'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 129.</ref>. به تصریح ابن الندیم در الفهرست، ‌از قدیم ترین کتاب‌های لغت، کتاب لغت عیسی بن علی بن عیسی بن داوود الجرح / الجراح در اواخر سده 3ق / 9م و اوایل سده 4ق / 10م است، اما از مندرجات، حدود تألیف و موجود بودن یا نبودن نسخه آن اطلاعی در دست نیست<ref name=":2" />. در ذیل کتاب کشف الظنون (چاپ جدید استانبول)، اثر حاجی خلیفه، از دو کتاب با عناوین تاجُ المصادر فی اللُغه، از ابی جعفر احمد بن علی المعروف به جعفرک المقری البیهقی و تاجُ المصَادر فی لُغهُ الفُرس از [[رودکی]] الشاعر الحسن محمد بن عبدالله السمرقندی (د 343ق / 954م) یاد شده است. تردیدی نیست که حاجی خلیفه در استناد کتاب اخیر به رودکی اشتباه کرده و این اثر همان تاج المصادر در لغت عربی به فارسی از ابوجعفر احمد بن علی جعفرک بیهقی (د 544ق /1149م) است<ref name=":1" />. گروهی نیز رساله [[ابوحفص سغدی|ابوحَفْص سُغدی]] را نخستین واژه‌نامه فارسی پنداشته‌اند، حال آنکه وی در اوایل سده 5ق / 11م می‌زیسته و به جز ابوحفص حکیم بن احفص سغدی است که نوعی ساز از خانواده رود به نام شهرود را اختراع کرده و تا حدود 300 و 306ق / 913 و 918م حیات داشته است. نخستین بار، سُروری کاشانی، شاعر فرهنگ‌نویس ایرانیِ معاصرِ [[عباس یکم صفوی|شاه عباس یکم صفوی]] (حک 996-1038ق / 1588-1629م) در نخستین تحریر [[مجمع الفرس|مَجْمَعُ‌الْفُرس]] (1008 ق / 1599م) از رساله [[ابوحفص سغدی]] نام برده و آن را در شمار منابع خود آورده است<ref name=":0" />. کتاب دیگر فرهنگ قَطران / منتخب حکیم قطران / تفاسیر فی لُغهالفرس تألیف حکیم قطران تبریزی شاعر (د پس از 465ق / 1073م) است. از این فرهنگ اولین بار [[اسدی طوسی]] در مقدمه لغت‌نامه خود یاد کرده، ‌اما آن را ارج ننهاده است. محمد بن هندوشاه در [[صحاح الفرس|صحاحُ‌الْفُرس]] تعداد لغات آن را 300 دانسته و معتقد است که قطران نخستین کسی است که لغت فرس را ترتیب داد و آن را کتابت کرد. احتمالاً شمس فخری نیز در معیار جمالی به این فرهنگ نظر داشته است<ref>دبیر سیاقی، محمد. '''''فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها'''''. تهران: اسپرک، 1368، ص 14.</ref>. اما کهن‌ترین فرهنگ فارسی موجود متکی بر شواهد شعری، لغت‌نامه تألیف ابومنصور علی بن احمد اسدی طوسی شاعر (د 465 ق / 1073م) است که به فرهنگ اسدی و [[لغت فرس اسدی]]<sup>*</sup> نیز شهرت دارد. اسدی طوسی پس از نظم [[گرشاسب نامه|گرشاسب‌نامه]] (458ق / 1066م) آن را تألیف کرده است<ref>مرادی، ‌نورالله. '''''مرجع‌شناسی'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 131.</ref>. مؤلف در مقدمه کتاب سبب تألیف آن را آشنایی اندک شاعران با لغات فارسی و درخواست اردشیر بن دیلمسپارِ نجمیِ شاعر از وی برای تألیف این لغت‌نامه عنوان کرده است. همچنین اسدی در مقدمه آورده که ترتیب لغات بر اساس حرف آخر است به عنوان باب. یعنی از لغاتی که آخرشان «الف» است به عنوان «باب الف» آغاز کرده و به لغاتی که آخرشان «ی» است با عنوان «باب یاء» ختم کرده است<ref>اسدی طوسی، علی. '''''لغت فرس'''''. به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران: چاپخانه مجلس، 1319، ص 1 و2.</ref>. در فرهنگ اسدی بسیار دست برده‌اند و در هر زمانی برای تکمیل، چیزی بر آن افزوده‌اند، چنان که به جرأت نمی‌توان گفت آنچه از اسدی است، کدام است. با این همه کتاب سودمندی به شمار می‌رود و اساس و مبنای همه لغت‌نویسانی است که پس از اسدی آمده‌اند<ref>نفیسی، سعید. «فرهنگ‌های فارسی»، '''''لغت نامه دهخدا'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1334، ص 180 (مقدمه).</ref>. از این کتاب چاپ‌هایی به کوشش محمد دبیرسیاقی (تهران، 1336 و 1356ش)، [[عباس اقبال آشتیانی]] (تهران، ‌1319ش)، به ویژه چاپ منقح فتح‌الله مجتبایی و علی اشرف صادقی درخور ذکر است. فرهنگ دیگری که از سده 6ق / 11م باقی مانده فَرُّخنامه جمالی تألیف ابوبکر مطهر بن ابی‌القاسم جمالی، مشهور به یزدی در 580ق / 1184م است. در حقیقت این کتاب که تکمله‌ای بر نزهت‌نامه علایی (506 تا 513ق) اثر شهمردان بن ابی‌الخیر مستوفی رازی است، ‌در 16 مقالت فراهم شده است و هر مقالت، ‌هم به نسبت مقال فصل‌هایی دارد. در مجموع لغات این فرهنگ 266 است که بر حسب حرف آخر لغات تنظیم شده است<ref>مرادی، ‌نورالله. '''''مرجع‌شناسی'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 132.</ref>. در 993ق / 1584م، ‌حسین وفایی معاصر شاه طهماسب یکم صفوی (حک 930-984ق / 1524-1576م) فرهنگ وفایی را به تقلید از معیار جمالی نوشت. این فرهنگ که باب دو فصل آن مبتنی بر حروف آخر و اول لغات است، ‌25 باب و 451 فصل دارد و صاحبان فرهنگ جهانگیری و فرهنگ سروری از آن بهره برده‌اند<ref>نقوی، شهریار''. '''فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان'''''. تهران: اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 10.</ref>. در اواخر سده 10ق / 16م، میرزا ابراهیم شاه حسین اصفهانی، فرهنگی به نام فرهنگ میرزا ابراهیم یا فرهنگ میرزا تألیف کرد. واژه‌های این کتاب با لغتی که با الف همزه شروع و به الف ساکن ختم می‌گردد، ‌آ‎غاز می‌شود و به لغتی که با یاء آغاز و به یاء ختم می‌گردد، پایان می‌پذیرد. این فرهنگ، که در آن برخی اسامی خاص و پاره‌ای از لغات ترکی و عربی نیز آمده، از منابع مهم و مورد استفاده فرهنگ‌های بعدی چون مجمع‌الفرس سروری، [[فرهنگ جهانگیری]]<sup>*</sup> و فرهنگ‌های دیگر بوده است<ref>مرادی، ‌نورالله. '''''مرجع‌شناسی'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 134 و 135.</ref>. در 1008ق / 1599م محمدقاسم سروری کاشانی، فرهنگی به نام مجمع‌الفرس یا فرهنگ سروری تألیف کرد که ترتیب لغات آن بر اساس حروف تهجی است و حرف اول کلمه را باب تشکیل می‌دهد. این فرهنگ به لحاظ تحقیق در مطالب و خوبی ترتیب لغات، ‌در میان کتاب‌های لغت اهمیت بسیاری دارد<ref>نقوی، شهریار''. '''فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان'''''. تهران: اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 10 و 21.</ref>. رضا قلی خان لله باشی متخلص به هدایت (د 1288ق / 1871م) شاعر، نویسنده، ‌مورخ و رجل دوره ناصری نیز در 1286ق / 1869م فرهنگ انجمن آرای ناصری را بر اساس لغات 41 فرهنگ پیشین، به ویژه فرهنگ سروری، [[فرهنگ رشیدی]]، برهان قاطع و برهان جامع نوشت. مبنای ترتیب لغات این فرهنگ بر حروف اول (انجمن) است. سپس حروف دوم را در ترتیب الفبایی رعایت کرده و عنوان «نمایش» بدان داده است. پس از آن حروف دیگر کلمه را ملحوظ داشته است. انجمن آرای ناصری که حدود 12000 لغت دارد، در 1288ق / 1871م در تهران چاپ سنگی شده است<ref>دبیر سیاقی، محمد. '''''فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها'''''. تهران: اسپرک، 1368، ص 188-190.</ref>. محمد کریم تبریزی نیز در سده 13ق فرهنگ برهان جامع را تألیف کرد و در 1260ق / 1844م آن را در [[تبریز]] به چاپ رسانید. این کتاب تلخیصی از برهان قاطع به شمار می‌رود و در حاشیه برخی شواهد، ‌لغات افزوده شده است. در 1308ق / 1891م هم فرهنگ نوبهار به اهتمام محمد علی تبریزی خیابانی در دو جلد در تبریز به چاپ رسید. این فرهنگ خلاصه‌ای از فرهنگ انجمن آرای ناصری است<ref>مرادی، ‌نورالله. '''''مرجع‌شناسی'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 139 و 140.</ref>. از دیگر فرهنگ‌نویسان ایرانی میرزا علی اکبرخان نفیسی ملقب به ناظم الاطباء (د 1303ش) است. وی مدت 25 سال از عمر خود را صرف تألیف [[فرهنگ نفیسی]]<sup>*</sup> یا فرنودسار و یا فرهنگ ناظم الاطباء کرد<ref>نفیسی، سعید. «فرهنگ‌های فارسی»، '''''لغت نامه دهخدا'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1334، ص 221، 223 و 224.</ref>. پس از آن فرهنگ‌های با ارزش فارسی دیگری در ایران نوشته شد که به سبب کثرت تعداد، به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم: [[لغت نامه دهخدا|لغت‌نامه علی‌اکبر دهخدا]]<sup>*</sup> (د 1334ش) تعداد عناوین لغوی لغت‌نامه حدود 200هزار و مطالبی که در بخش اعلام آن آورده شده، ‌به حدود 80هزار عنوان می‌رسد. پایه لغت‌نامه در 1333 تا 1337ش / 1914 تا 1918م پی ریزی شد و سپس با همکاری گروهی از نویسندگان مطالب آن به نگارش درآمد. پس از مرگ مؤلف، [[محمد معین]] کار او را به پایان برد. این فرهنگ عظیم را دانشگاه تهران چاپ کرد و تاریخ چاپ آخرین جلد آن 1359ش است<ref>دبیر سیاقی، محمد. '''''فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها'''''. تهران: اسپرک، 1368، ص 225 به بعد.</ref>. کتاب دیگر، فرهنگ فارسی مشهور به فرهنگ معین<sup>*</sup> تألیف محمد معین (د1350ش) است<ref>مرادی، ‌نورالله. '''''مرجع‌شناسی'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 148ـ 149.</ref>. فرهنگ بزرگ سخن از دیگر فرهنگ‌های مهم فارسی است که در مدت هشت سال و به کوشش ده‌ها تن از کارشناسان به سرپرستی حسن انوری فراهم آمده است<ref>'''''فرهنگ بزرگ سخن'''''. به کوشش حسن انوری، تهران: سخن، 1381، ج 1، مقدمه ناشر.</ref>. این کتاب هشت جلدی را انتشارات سخن در 1381ش چاپ کرده است.


'''تاریخچة فرهنگ‌نویسی در ایران''': قدیم‌ترین فرهنگ‌ها دربارة [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] یكی فرهنگ اوئیم[1] و دیگر فرهنگ مشهور به ''مناختای''[2] است، كه آن را ''فرهنگ پهلویك'' نیز نامیده‌اند. قرائنی نشان می‌دهد كه هر دو كتاب در دورة ساسانی، یا نزدیك به این دوره تألیف شده‌اند. اما تاریخ فرهنگ‌نویسی در زبان فارسی دری با فرهنگ‌نویسی برای زبان عربی به كوشش ایرانیان آغاز شد.<sup>2</sup> ظاهراً نیاز به فراهم آوردن فرهنگ فارسی نخستین بار در سدة 5ق / 11م، هنگامی احساس شد كه حوزة زبان دری از خراسان به دیگر نواحی ایران گسترش یافته بود.<sup>3</sup> به تصریح ابن الندیم در ''الفهرست''، ‌از قدیم ترین كتاب‌های لغت، كتاب لغت عیسی بن علی بن عیسی بن داوود الجرح / الجراح در اواخر سدة 3ق / 9م و اوایل سدة 4ق / 10م است، اما از مندرجات، حدود تألیف و موجود بودن یا نبودن نسخة آن اطلاعی در دست نیست.<sup>4</sup> در ذیل كتاب ''كشف الظنون'' (چاپ جدید استانبول)، اثر حاجی خلیفه، از دو كتاب با عناوین ''تاجُ المصادر فی اللُغه،'' از ابی جعفر احمد بن علی المعروف به جعفرك المقری البیهقی و ''تاجُ المصَادر فی لُغةُ الفُرس'' از رودكی الشاعر الحسن محمد بن عبدالله السمرقندی (د 343ق / 954م) یاد شده است. تردیدی نیست كه حاجی خلیفه در استناد كتاب اخیر به رودكی اشتباه كرده و این اثر همان ''تاج المصادر'' در لغت عربی به فارسی از ابوجعفر احمد بن علی جعفرك بیهقی (د 544ق /1149م) است.<sup>5</sup> گروهی نیز رسالة ابوحَفْص سُغدی را نخستین واژه‌نامة فارسی پنداشته‌اند، حال آنكه وی در اوایل سدة 5ق / 11م می‌زیسته و به جز ابوحفص حكیم بن احفص سغدی است كه نوعی ساز از خانوادة رود به نام شهرود را اختراع كرده و تا حدود 300 و 306ق / 913 و 918م حیات داشته است. نخستین بار، سُروری كاشانی، شاعر فرهنگ‌نویس ایرانیِ معاصرِ شاه عباس یكم صفوی (حك 996-1038ق / 1588-1629م) در نخستین تحریر ''مَجْمَعُ‌الْفُرس'' (1008 ق / 1599م) از رسالة ابوحفص سغدی نام برده و آن را در شمار منابع خود آورده است.<sup>6</sup> كتاب دیگر ''فرهنگ قَطران'' / ''منتخب حكیم قطران'' / ''تفاسیر فی لُغةالفرس'' تألیف حكیم قطران تبریزی شاعر (د پس از 465ق / 1073م) است. از این فرهنگ اولین بار اسدی طوسی در مقدمة ''لغت‌نامه'' خود یاد كرده، ‌اما آن را ارج ننهاده است. محمد بن هندوشاه در ''صحاحُ‌الْفُرس'' تعداد لغات آن را 300 دانسته و معتقد است كه قطران نخستین كسی است كه لغت فرس را ترتیب داد و آن را كتابت كرد. احتمالاً شمس فخری نیز در ''معیار جمالی'' به این فرهنگ نظر داشته است.<sup>7</sup> اما كهن‌ترین فرهنگ فارسی موجود متكی بر شواهد شعری، لغت‌نامة تألیف ابومنصور علی بن احمد اسدی طوسی شاعر (د 465 ق / 1073م) است كه به ''فرهنگ اسدی'' و ''لغت فرس اسدی''<sup>*</sup> نیز شهرت دارد. اسدی طوسی پس از نظم ''گرشاسب‌نامه'' (458ق / 1066م) آن را تألیف كرده است.<sup>8</sup> مؤلف در مقدمة كتاب سبب تألیف آن را آشنایی اندك شاعران با لغات فارسی و درخواست اردشیر بن دیلمسپارِ نجمیِ شاعر از وی برای تألیف این لغت‌نامه عنوان كرده است. همچنین اسدی در مقدمه آورده كه ترتیب لغات بر اساس حرف آخر است به عنوان باب. یعنی از لغاتی كه آخرشان «الف» است به عنوان «باب الف» آغاز كرده و به لغاتی كه آخرشان «ی» است با عنوان «باب یاء» ختم كرده است.<sup>9</sup> در ''فرهنگ اسدی'' بسیار دست برده‌اند و در هر زمانی برای تكمیل، چیزی بر آن افزوده‌اند، چنان كه به جرأت نمی‌توان گفت آنچه از اسدی است، كدام است. با این همه كتاب سودمندی به شمار می‌رود و اساس و مبنای همة لغت‌نویسانی است كه پس از اسدی آمده‌اند.<sup>10</sup> از این كتاب چاپ‌هایی به كوشش محمد دبیرسیاقی (تهران، 1336 و 1356ش)، عباس اقبال آشتیانی (تهران، ‌1319ش)، به ویژه چاپ منقح فتح‌الله مجتبایی و علی اشرف صادقی درخور ذكر است. فرهنگ دیگری كه از سدة 6ق / 11م باقی مانده ''فَرُّخنامة جمالی'' تألیف ابوبكر مطهر بن ابی‌القاسم جمالی، مشهور به یزدی در 580ق / 1184م است. در حقیقت این كتاب كه تكمله‌ای بر ''نزهت‌نامة علایی'' (506 تا 513ق) اثر شهمردان بن ابی‌الخیر مستوفی رازی است، ‌در 16 مقالت فراهم شده است و هر مقالت، ‌هم به نسبت مقال فصل‌هایی دارد. در مجموع لغات این فرهنگ 266 است كه بر حسب حرف آخر لغات تنظیم شده است.<sup>11</sup> در 993ق / 1584م، ‌حسین وفایی معاصر شاه طهماسب یكم صفوی (حك 930-984ق / 1524-1576م) ''فرهنگ وفایی'' را به تقلید از ''معیار جمالی'' نوشت. این فرهنگ كه باب دو فصل آن مبتنی بر حروف آخر و اول لغات است، ‌25 باب و 451 فصل دارد و صاحبان ''فرهنگ جهانگیری'' و ''فرهنگ سروری'' از آن بهره برده‌اند.<sup>12</sup> در اواخر سدة 10ق / 16م، میرزا ابراهیم شاه حسین اصفهانی، فرهنگی به نام ''فرهنگ میرزا ابراهیم'' یا ''فرهنگ میرزا'' تألیف كرد. واژه‌های این كتاب با لغتی كه با الف همزه شروع و به الف ساكن ختم می‌گردد، ‌آ‎غاز می‌شود و به لغتی كه با یاء آغاز و به یاء ختم می‌گردد، پایان می‌پذیرد. این فرهنگ، كه در آن برخی اسامی خاص و پاره‌ای از لغات تركی و عربی نیز آمده، از منابع مهم و مورد استفادة فرهنگ‌های بعدی چون ''مجمع‌الفرس'' سروری، ''فرهنگ جهانگیری''<sup>*</sup> و فرهنگ‌های دیگر بوده است.<sup>13</sup> در 1008ق / 1599م محمدقاسم سروری كاشانی، فرهنگی به نام ''مجمع‌الفرس'' یا ''فرهنگ سروری'' تألیف كرد كه ترتیب لغات آن بر اساس حروف تهجی است و حرف اول كلمه را باب تشكیل می‌دهد. این فرهنگ به لحاظ تحقیق در مطالب و خوبی ترتیب لغات، ‌در میان كتاب‌های لغت اهمیت بسیاری دارد.<sup>14</sup> رضا قلی خان لـله باشی متخلص به هدایت (د 1288ق / 1871م) شاعر، نویسنده، ‌مورخ و رجل دورة ناصری نیز در 1286ق / 1869م ''فرهنگ انجمن آرای ناصری'' را بر اساس لغات 41 فرهنگ پیشین، به ویژه ''فرهنگ سروری''، ''فرهنگ رشیدی''، ''برهان قاطع'' و ''برهان جامع'' نوشت. مبنای ترتیب لغات این فرهنگ بر حروف اول (انجمن) است. سپس حروف دوم را در ترتیب الفبایی رعایت كرده و عنوان «نمایش» بدان داده است. پس از آن حروف دیگر كلمه را ملحوظ داشته است. ''انجمن آرای ناصری'' كه حدود 12000 لغت دارد، در 1288ق / 1871م در تهران چاپ سنگی شده است.<sup>15</sup> محمد كریم تبریزی نیز در سدة 13ق فرهنگ ''برهان جامع'' را تألیف كرد و در 1260ق / 1844م آن را در تبریز به چاپ رسانید. این كتاب تلخیصی از ''برهان قاطع'' به شمار می‌رود و در حاشیة برخی شواهد، ‌لغات افزوده شده است. در 1308ق / 1891م هم ''فرهنگ نوبهار'' به اهتمام محمد علی تبریزی خیابانی در دو جلد در تبریز به چاپ رسید. این فرهنگ خلاصه‌ای از فرهنگ انجمن آرای ناصری است.<sup>16</sup> از دیگر فرهنگ‌نویسان ایرانی میرزا علی اكبرخان نفیسی ملقب به ناظم الاطباء (د 1303ش) است. وی مدت 25 سال از عمر خود را صرف تألیف ''فرهنگ نفیسی''<sup>*</sup> یا ''فرنودسار'' و یا ''فرهنگ ناظم الاطباء'' كرد.<sup>17</sup> پس از آن فرهنگ‌های با ارزش فارسی دیگری در ایران نوشته شد كه به سبب كثرت تعداد، به پاره‌ای از آنها اشاره می‌كنیم: ''لغت‌نامة'' علی‌اكبر دهخدا<sup>*</sup> (د 1334ش) تعداد عناوین لغوی ''لغت‌نامه'' حدود 200هزار و مطالبی كه در بخش اعلام آن آورده شده، ‌به حدود 80هزار عنوان می‌رسد. پایة ''لغت‌نامه'' در 1333 تا 1337ش / 1914 تا 1918م پی ریزی شد و سپس با همكاری گروهی از نویسندگان مطالب آن به نگارش درآمد. پس از مرگ مؤلف، محمد معین كار او را به پایان برد. این فرهنگ عظیم را دانشگاه تهران چاپ كرد و تاریخ چاپ آخرین جلد آن 1359ش است.<sup>18</sup> كتاب دیگر، ''فرهنگ فارسی'' مشهور به ''فرهنگ معین''<sup>*</sup> تألیف محمد معین (د1350ش) است.<sup>19</sup> ''فرهنگ بزرگ سخن'' از دیگر فرهنگ‌های مهم فارسی است كه در مدت هشت سال و به كوشش ده‌ها تن از كارشناسان به سرپرستی حسن انوری فراهم آمده است.<sup>20</sup> این كتاب هشت جلدی را انتشارات سخن در 1381ش چاپ كرده است.  
فرهنگ‌نویسی فارسی در شبه قاره، فرهنگ‌نویسی شعری فارسی از سده 7 ق / 13م به هندوستان منتقل شد و در سده‌های 8، 9 و 10 ق در این زمینه اقدامات بسیاری به انجام رسید، اما رشد و شکوفایی این فنّ در سده 11 ق صورت گرفت. کامل‌ترین فرهنگ شعری فارسی، [[فرهنگ جهانگیری]]<sup>*</sup> تألیف جمال‌الدین حسین انجو در 1017ق / 1608م است. فرهنگ رشیدی اثر عبدالرشید تتوی در 1064ق / 1654م و سراج اللغات از سراج‌الدین علی خان آرزو در 1147ق / 1734م نیز از اهمیت بسیاری برخوردارند. در سده‌های بعد نیز فرهنگ‌نویسی فارسی در هندوستان به طور جدی ادامه یافت، چنان که فرهنگ نظام تألیف سید محمدعلی داعی الاسلام (چ 1346-1358ق / 1927-1939م) در سده 14ق در میان فرهنگ‌های فارسی این سده در شبه قاره اهمیت به سزایی پیدا کرد<ref>نقوی، شهریار''. '''فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان'''''. تهران: اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 12 و 13.</ref>. به طور کلی فرهنگ‌نویسی فارسی در شبه قاره را می‌توان به دو دوره تقسیم کرد: 1ـ دوره پیش از بابُریان یا مغولان هند. برخی از فرهنگ‌های مهم این دوره عبارتند از: فرهنگ قُواس / قُواسی، تألیف فخرالدین مبارک شاه قُواس غزنوی، با حدود 1050 لغت در 690ق / 1291م؛ دستورالاَفاضل فی لغات الفضایل، از رفیع دهلوی با 2071 لغت در 743ق / 1342م؛ اداتُ الفضلا، تألیف قاضی بدرالدین محمد دهلوی در 822ق / 1419م؛ شرفنامه منیری / فرهنگ ابراهیمی، از ابراهیم قوام فاروقی منیری با حدود8000 لغت در 877 یا 878ق / 1472 یا 1473م. 2ـ دوره بابُریان یا مغولان هند. از فرهنگ‌های مشهور این دوره می‌توان: سُرمه سلیمانی، تألیف تقی‌الدین اوحدی بَلیانی در 1009 تا 1015ق / 1600 تا 1606م، [[فرهنگ جهانگیری]]<sup>*</sup>، از جمال‌الدین حسین انجو با حدود 1000 لغت در 1017ق / 1607م؛ فرهنگ دُرّ دَری، از علی یوسفی شیروانی در 1018ق / 1608م؛ چهار عنصر دانش، از امان‌الله حسینی در 1014 تا 1037ق / 1605 تا 1628م؛ برهان قاطع، تألیف محمد حسین برهان تبریزی با حدود 20000 لغت در 1062ق / 1652م؛ فرهنگ رشیدی، از عبدالرشید تتوی با حدود 8500 لغت در 1064ق / 1654م و قاطع برهان، تألیف غالب دهلوی در 1278 تا 1294ق / 1861 تا 1877م را نام برد. اما با پیشرفت روزافزون زبان اردو، این زبان جایگزین زبان فارسی در شبه قاره شد، و رفته رفته فرهنگ‌نویسی اردو بر فرهنگ‌نویسی فارسی سایه افکند<ref>دانشنامه ادب فارسی، '''''ادب فارسی در شبه قاره'''''. ‌به کوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، ج 4، 1380، ص 1965، 1968 و 1973.</ref>.


'''فرهنگ‌نویسی فارسی در شبه قاره،''' فرهنگ‌نویسی شعری فارسی از سدة 7 ق / 13م به هندوستان منتقل شد و در سده‌های 8، 9 و 10 ق در این زمینه اقدامات بسیاری به انجام رسید، اما رشد و شكوفایی این فنّ در سدة 11 ق صورت گرفت. كامل‌ترین فرهنگ شعری فارسی، ''فرهنگ جهانگیری''<sup>*</sup> تألیف جمال‌الدین حسین انجو در 1017ق / 1608م است. ''فرهنگ رشیدی'' اثر عبدالرشید تتوی در 1064ق / 1654م و ''سراج اللغات'' از سراج‌الدین علی خان آرزو در 1147ق / 1734م نیز از اهمیت بسیاری برخوردارند. در سده‌های بعد نیز فرهنگ‌نویسی فارسی در هندوستان به طور جدی ادامه یافت، چنان كه فرهنگ ''نظام'' تألیف سید محمدعلی داعی الاسلام (چ 1346-1358ق / 1927-1939م) در سدة 14ق در میان فرهنگ‌های فارسی این سده در شبه قاره اهمیت به سزایی پیدا كرد.<sup>21</sup> به طور كلی فرهنگ‌نویسی فارسی در شبه قاره را می‌توان به دو دوره تقسیم كرد: 1ـ دورة پیش از بابُریان یا مغولان هند. برخی از فرهنگ‌های مهم این دوره عبارتند از: ''فرهنگ قُواس'' / ''قُواسی''، تألیف فخرالدین مبارك شاه قُواس غزنوی، با حدود 1050 لغت در 690ق / 1291م؛ ''دستورالاَفاضل فی لغات الفضایل''، از رفیع دهلوی با 2071 لغت در 743ق / 1342م؛ ''اداتُ الفضلا،'' تألیف قاضی بدرالدین محمد دهلوی در 822ق / 1419م؛ ''شرفنامة منیری'' / ''فرهنگ ابراهیمی''، از ابراهیم قوام فاروقی منیری با حدود8000 لغت در 877 یا 878ق / 1472 یا 1473م. 2ـ دورة بابُریان یا مغولان هند. از فرهنگ‌های مشهور این دوره می‌توان: ''سُرمة سلیمانی''، تألیف تقی‌الدین اوحدی بَلیانی در 1009 تا 1015ق / 1600 تا 1606م، ''فرهنگ جهانگیری''<sup>*</sup>، از جمال‌الدین حسین انجو با حدود 1000 لغت در 1017ق / 1607م؛ ''فرهنگ دُرّ دَری''، از علی یوسفی شیروانی در 1018ق / 1608م؛ ''چهار عنصر دانش''، از امان‌الله حسینی در 1014 تا 1037ق / 1605 تا 1628م؛ ''برهان قاطع''، تألیف محمد حسین برهان تبریزی با حدود 20000 لغت در 1062ق / 1652م؛ ''فرهنگ رشیدی''، از عبدالرشید تتوی با حدود 8500 لغت در 1064ق / 1654م و ''قاطع برهان''، تألیف غالب دهلوی در 1278 تا 1294ق / 1861 تا 1877م را نام برد. اما با پیشرفت روزافزون زبان اردو، این زبان جایگزین زبان فارسی در شبه قاره شد، و رفته رفته فرهنگ‌نویسی اردو بر فرهنگ‌نویسی فارسی سایه افكند.<sup>22</sup> 
== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[فرهنگ جهانگیری]]
* [[محمد معین]]
* [[لغت نامه دهخدا]]
* [[فرهنگ نفیسی]]
* [[تبریز]]
* [[فرهنگ رشیدی]]
* [[زبان های ایرانی]]
* [[ساسانیان]]
* [[مجمع الفرس]]
* [[عباس اقبال آشتیانی]]
* [[صحاح الفرس]]
* [[رودکی]]
* [[ابوحفص سغدی]]
* [[لغت فرس اسدی]]


1.     '''''دانشنامة ادب فارسی'''''، '''''فرهنگنامة ادبی فارسی'''''. ج 2، به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1376، ص 1400ـ1401.
== مآخذ ==
 
2.     نفیسی، سعید. «فرهنگ‌های فارسی»، '''''لغت نامه دهخدا'''''. تهران: دانشگاه تهران، 1334، ص 178 (مقدمه).
 
3.     مرادی، ‌نورالله. '''''مرجع‌شناسی'''''. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 129.
 
4.     همانجا.
 
5.     نفیسی. همانجا.
 
6.     '''''فرهنگنامة ادبی فارسی'''''. همانجا.
 
7.     دبیر سیاقی، محمد. '''''فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها'''''. تهران: اسپرك، 1368، ص 14.
 
8.     مرادی. '''''همان'''''. ‌ص 131.
 
9.     اسدی طوسی، علی. '''''لغت فرس'''''. به كوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران: چاپخانة مجلس، 1319، ص 1 و2.
 
10.  نفیسی. '''''همان'''''. ص 180 (مقدمه).
 
11.  مرادی. '''''همان'''''. ص 132.
 
12.  نقوی، شهریار''. '''فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاكستان'''''. تهران: ادارة كل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 10.
 
13.  مرادی. '''''همان'''''. ص 134 و 135.
 
14.  نقوی. '''''همان'''''. ص 10 و 21.
 
15.  دبیرسیاقی. '''''همان'''''. ص 188-190.
 
16.  مرادی. '''''همان'''''. ص 139 و 140.
 
17.  نفیسی. '''''همان'''''. ص 221، 223 و 224.
 
18.  دبیرسیاقی. '''''همان'''''. ص 225 به بعد.
 
19.  مرادی. '''''همان'''''. ص 148ـ 149.
 
20.  '''''فرهنگ بزرگ سخن'''''. به كوشش حسن انوری، تهران: سخن، 1381، ج 1، مقدمة ناشر.
 
21.  نقوی. '''''همان'''''. ص 12 و 13.
 
22.  دانشنامة ادب فارسی، '''''ادب فارسی در شبه قاره'''''. ‌به كوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، ج 4، 1380، ص 1965، 1968 و 1973.
----[1]. Oim
 
[2].
 
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۱۰ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۰۵

فرهنگ‌نویسی، تألیف و تدوین مجموعه‌ای از واژگان یک یا چند زبان که بر پایه نظمی دانشنامه‌ای ـ الفبایی یا موضوعی ـ گرد آمده باشند.

فرهنگ‌ها یا واژه‌نامه‌ها را به دو گروه یک زبانه و دو یا چند زبانه، هر گروه را به دو دسته عمومی و تخصصی و هر دسته را به سه شاخه کوچک، میانه و بزرگ تقسیم می‌کنند. معمولاً واژه‌نامه‌های کوچک حداکثر 30هزار واژه، واژه‌نامه‌های میانه بین 30هزار تا 100هزار واژه و واژه‌نامه‌های بزرگ بیش از 100هزار واژه دارند. توضیحاتی که اغلب درباره واژه و ترکیبات آن در واژه‌نامه‌ها می‌آید، اشتمال دارد بر سرشناسه (مدخل، درآیه، عنوان، مادّه، ‌مادّه لغت)، ‌شیوه ضبط، ‌هویت دستوری، معنی، سند معنی، ‌شاهد و مثال، ‌مآخذ شاهد و مثال، هویت ثانوی، معنی هویت ثانوی، سند معنی ثانوی، ‌معنی اصطلاحی، شاهد و اصطلاح معنی اصطلاحی. در بیشتر واژه‌نامه‌ها، نشانه‌ها و رمزهایی ویژه برای پرهیز از زیاده‌نویسی به کار می‌گیرند[۱].

تاریخچه فرهنگ‌نویسی در ایران: قدیم‌ترین فرهنگ‌ها درباره زبان‌های ایرانی یکی فرهنگ اوئیم(Oim) و دیگر فرهنگ مشهور به مناختای است، که آن را فرهنگ پهلویک نیز نامیده‌اند. قرائنی نشان می‌دهد که هر دو کتاب در دوره ساسانی، یا نزدیک به این دوره تألیف شده‌اند. اما تاریخ فرهنگ‌نویسی در زبان فارسی دری با فرهنگ‌نویسی برای زبان عربی به کوشش ایرانیان آغاز شد[۲]. ظاهراً نیاز به فراهم آوردن فرهنگ فارسی نخستین بار در سده 5ق / 11م، هنگامی احساس شد که حوزه زبان دری از خراسان به دیگر نواحی ایران گسترش یافته بود[۳]. به تصریح ابن الندیم در الفهرست، ‌از قدیم ترین کتاب‌های لغت، کتاب لغت عیسی بن علی بن عیسی بن داوود الجرح / الجراح در اواخر سده 3ق / 9م و اوایل سده 4ق / 10م است، اما از مندرجات، حدود تألیف و موجود بودن یا نبودن نسخه آن اطلاعی در دست نیست[۳]. در ذیل کتاب کشف الظنون (چاپ جدید استانبول)، اثر حاجی خلیفه، از دو کتاب با عناوین تاجُ المصادر فی اللُغه، از ابی جعفر احمد بن علی المعروف به جعفرک المقری البیهقی و تاجُ المصَادر فی لُغهُ الفُرس از رودکی الشاعر الحسن محمد بن عبدالله السمرقندی (د 343ق / 954م) یاد شده است. تردیدی نیست که حاجی خلیفه در استناد کتاب اخیر به رودکی اشتباه کرده و این اثر همان تاج المصادر در لغت عربی به فارسی از ابوجعفر احمد بن علی جعفرک بیهقی (د 544ق /1149م) است[۲]. گروهی نیز رساله ابوحَفْص سُغدی را نخستین واژه‌نامه فارسی پنداشته‌اند، حال آنکه وی در اوایل سده 5ق / 11م می‌زیسته و به جز ابوحفص حکیم بن احفص سغدی است که نوعی ساز از خانواده رود به نام شهرود را اختراع کرده و تا حدود 300 و 306ق / 913 و 918م حیات داشته است. نخستین بار، سُروری کاشانی، شاعر فرهنگ‌نویس ایرانیِ معاصرِ شاه عباس یکم صفوی (حک 996-1038ق / 1588-1629م) در نخستین تحریر مَجْمَعُ‌الْفُرس (1008 ق / 1599م) از رساله ابوحفص سغدی نام برده و آن را در شمار منابع خود آورده است[۱]. کتاب دیگر فرهنگ قَطران / منتخب حکیم قطران / تفاسیر فی لُغهالفرس تألیف حکیم قطران تبریزی شاعر (د پس از 465ق / 1073م) است. از این فرهنگ اولین بار اسدی طوسی در مقدمه لغت‌نامه خود یاد کرده، ‌اما آن را ارج ننهاده است. محمد بن هندوشاه در صحاحُ‌الْفُرس تعداد لغات آن را 300 دانسته و معتقد است که قطران نخستین کسی است که لغت فرس را ترتیب داد و آن را کتابت کرد. احتمالاً شمس فخری نیز در معیار جمالی به این فرهنگ نظر داشته است[۴]. اما کهن‌ترین فرهنگ فارسی موجود متکی بر شواهد شعری، لغت‌نامه تألیف ابومنصور علی بن احمد اسدی طوسی شاعر (د 465 ق / 1073م) است که به فرهنگ اسدی و لغت فرس اسدی* نیز شهرت دارد. اسدی طوسی پس از نظم گرشاسب‌نامه (458ق / 1066م) آن را تألیف کرده است[۵]. مؤلف در مقدمه کتاب سبب تألیف آن را آشنایی اندک شاعران با لغات فارسی و درخواست اردشیر بن دیلمسپارِ نجمیِ شاعر از وی برای تألیف این لغت‌نامه عنوان کرده است. همچنین اسدی در مقدمه آورده که ترتیب لغات بر اساس حرف آخر است به عنوان باب. یعنی از لغاتی که آخرشان «الف» است به عنوان «باب الف» آغاز کرده و به لغاتی که آخرشان «ی» است با عنوان «باب یاء» ختم کرده است[۶]. در فرهنگ اسدی بسیار دست برده‌اند و در هر زمانی برای تکمیل، چیزی بر آن افزوده‌اند، چنان که به جرأت نمی‌توان گفت آنچه از اسدی است، کدام است. با این همه کتاب سودمندی به شمار می‌رود و اساس و مبنای همه لغت‌نویسانی است که پس از اسدی آمده‌اند[۷]. از این کتاب چاپ‌هایی به کوشش محمد دبیرسیاقی (تهران، 1336 و 1356ش)، عباس اقبال آشتیانی (تهران، ‌1319ش)، به ویژه چاپ منقح فتح‌الله مجتبایی و علی اشرف صادقی درخور ذکر است. فرهنگ دیگری که از سده 6ق / 11م باقی مانده فَرُّخنامه جمالی تألیف ابوبکر مطهر بن ابی‌القاسم جمالی، مشهور به یزدی در 580ق / 1184م است. در حقیقت این کتاب که تکمله‌ای بر نزهت‌نامه علایی (506 تا 513ق) اثر شهمردان بن ابی‌الخیر مستوفی رازی است، ‌در 16 مقالت فراهم شده است و هر مقالت، ‌هم به نسبت مقال فصل‌هایی دارد. در مجموع لغات این فرهنگ 266 است که بر حسب حرف آخر لغات تنظیم شده است[۸]. در 993ق / 1584م، ‌حسین وفایی معاصر شاه طهماسب یکم صفوی (حک 930-984ق / 1524-1576م) فرهنگ وفایی را به تقلید از معیار جمالی نوشت. این فرهنگ که باب دو فصل آن مبتنی بر حروف آخر و اول لغات است، ‌25 باب و 451 فصل دارد و صاحبان فرهنگ جهانگیری و فرهنگ سروری از آن بهره برده‌اند[۹]. در اواخر سده 10ق / 16م، میرزا ابراهیم شاه حسین اصفهانی، فرهنگی به نام فرهنگ میرزا ابراهیم یا فرهنگ میرزا تألیف کرد. واژه‌های این کتاب با لغتی که با الف همزه شروع و به الف ساکن ختم می‌گردد، ‌آ‎غاز می‌شود و به لغتی که با یاء آغاز و به یاء ختم می‌گردد، پایان می‌پذیرد. این فرهنگ، که در آن برخی اسامی خاص و پاره‌ای از لغات ترکی و عربی نیز آمده، از منابع مهم و مورد استفاده فرهنگ‌های بعدی چون مجمع‌الفرس سروری، فرهنگ جهانگیری* و فرهنگ‌های دیگر بوده است[۱۰]. در 1008ق / 1599م محمدقاسم سروری کاشانی، فرهنگی به نام مجمع‌الفرس یا فرهنگ سروری تألیف کرد که ترتیب لغات آن بر اساس حروف تهجی است و حرف اول کلمه را باب تشکیل می‌دهد. این فرهنگ به لحاظ تحقیق در مطالب و خوبی ترتیب لغات، ‌در میان کتاب‌های لغت اهمیت بسیاری دارد[۱۱]. رضا قلی خان لله باشی متخلص به هدایت (د 1288ق / 1871م) شاعر، نویسنده، ‌مورخ و رجل دوره ناصری نیز در 1286ق / 1869م فرهنگ انجمن آرای ناصری را بر اساس لغات 41 فرهنگ پیشین، به ویژه فرهنگ سروری، فرهنگ رشیدی، برهان قاطع و برهان جامع نوشت. مبنای ترتیب لغات این فرهنگ بر حروف اول (انجمن) است. سپس حروف دوم را در ترتیب الفبایی رعایت کرده و عنوان «نمایش» بدان داده است. پس از آن حروف دیگر کلمه را ملحوظ داشته است. انجمن آرای ناصری که حدود 12000 لغت دارد، در 1288ق / 1871م در تهران چاپ سنگی شده است[۱۲]. محمد کریم تبریزی نیز در سده 13ق فرهنگ برهان جامع را تألیف کرد و در 1260ق / 1844م آن را در تبریز به چاپ رسانید. این کتاب تلخیصی از برهان قاطع به شمار می‌رود و در حاشیه برخی شواهد، ‌لغات افزوده شده است. در 1308ق / 1891م هم فرهنگ نوبهار به اهتمام محمد علی تبریزی خیابانی در دو جلد در تبریز به چاپ رسید. این فرهنگ خلاصه‌ای از فرهنگ انجمن آرای ناصری است[۱۳]. از دیگر فرهنگ‌نویسان ایرانی میرزا علی اکبرخان نفیسی ملقب به ناظم الاطباء (د 1303ش) است. وی مدت 25 سال از عمر خود را صرف تألیف فرهنگ نفیسی* یا فرنودسار و یا فرهنگ ناظم الاطباء کرد[۱۴]. پس از آن فرهنگ‌های با ارزش فارسی دیگری در ایران نوشته شد که به سبب کثرت تعداد، به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم: لغت‌نامه علی‌اکبر دهخدا* (د 1334ش) تعداد عناوین لغوی لغت‌نامه حدود 200هزار و مطالبی که در بخش اعلام آن آورده شده، ‌به حدود 80هزار عنوان می‌رسد. پایه لغت‌نامه در 1333 تا 1337ش / 1914 تا 1918م پی ریزی شد و سپس با همکاری گروهی از نویسندگان مطالب آن به نگارش درآمد. پس از مرگ مؤلف، محمد معین کار او را به پایان برد. این فرهنگ عظیم را دانشگاه تهران چاپ کرد و تاریخ چاپ آخرین جلد آن 1359ش است[۱۵]. کتاب دیگر، فرهنگ فارسی مشهور به فرهنگ معین* تألیف محمد معین (د1350ش) است[۱۶]. فرهنگ بزرگ سخن از دیگر فرهنگ‌های مهم فارسی است که در مدت هشت سال و به کوشش ده‌ها تن از کارشناسان به سرپرستی حسن انوری فراهم آمده است[۱۷]. این کتاب هشت جلدی را انتشارات سخن در 1381ش چاپ کرده است.

فرهنگ‌نویسی فارسی در شبه قاره، فرهنگ‌نویسی شعری فارسی از سده 7 ق / 13م به هندوستان منتقل شد و در سده‌های 8، 9 و 10 ق در این زمینه اقدامات بسیاری به انجام رسید، اما رشد و شکوفایی این فنّ در سده 11 ق صورت گرفت. کامل‌ترین فرهنگ شعری فارسی، فرهنگ جهانگیری* تألیف جمال‌الدین حسین انجو در 1017ق / 1608م است. فرهنگ رشیدی اثر عبدالرشید تتوی در 1064ق / 1654م و سراج اللغات از سراج‌الدین علی خان آرزو در 1147ق / 1734م نیز از اهمیت بسیاری برخوردارند. در سده‌های بعد نیز فرهنگ‌نویسی فارسی در هندوستان به طور جدی ادامه یافت، چنان که فرهنگ نظام تألیف سید محمدعلی داعی الاسلام (چ 1346-1358ق / 1927-1939م) در سده 14ق در میان فرهنگ‌های فارسی این سده در شبه قاره اهمیت به سزایی پیدا کرد[۱۸]. به طور کلی فرهنگ‌نویسی فارسی در شبه قاره را می‌توان به دو دوره تقسیم کرد: 1ـ دوره پیش از بابُریان یا مغولان هند. برخی از فرهنگ‌های مهم این دوره عبارتند از: فرهنگ قُواس / قُواسی، تألیف فخرالدین مبارک شاه قُواس غزنوی، با حدود 1050 لغت در 690ق / 1291م؛ دستورالاَفاضل فی لغات الفضایل، از رفیع دهلوی با 2071 لغت در 743ق / 1342م؛ اداتُ الفضلا، تألیف قاضی بدرالدین محمد دهلوی در 822ق / 1419م؛ شرفنامه منیری / فرهنگ ابراهیمی، از ابراهیم قوام فاروقی منیری با حدود8000 لغت در 877 یا 878ق / 1472 یا 1473م. 2ـ دوره بابُریان یا مغولان هند. از فرهنگ‌های مشهور این دوره می‌توان: سُرمه سلیمانی، تألیف تقی‌الدین اوحدی بَلیانی در 1009 تا 1015ق / 1600 تا 1606م، فرهنگ جهانگیری*، از جمال‌الدین حسین انجو با حدود 1000 لغت در 1017ق / 1607م؛ فرهنگ دُرّ دَری، از علی یوسفی شیروانی در 1018ق / 1608م؛ چهار عنصر دانش، از امان‌الله حسینی در 1014 تا 1037ق / 1605 تا 1628م؛ برهان قاطع، تألیف محمد حسین برهان تبریزی با حدود 20000 لغت در 1062ق / 1652م؛ فرهنگ رشیدی، از عبدالرشید تتوی با حدود 8500 لغت در 1064ق / 1654م و قاطع برهان، تألیف غالب دهلوی در 1278 تا 1294ق / 1861 تا 1877م را نام برد. اما با پیشرفت روزافزون زبان اردو، این زبان جایگزین زبان فارسی در شبه قاره شد، و رفته رفته فرهنگ‌نویسی اردو بر فرهنگ‌نویسی فارسی سایه افکند[۱۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ دانشنامه ادب فارسی، فرهنگنامه ادبی فارسی. ج 2، به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات، 1376، ص 1400ـ1401.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ نفیسی، سعید. «فرهنگ‌های فارسی»، لغت نامه دهخدا. تهران: دانشگاه تهران، 1334، ص 178 (مقدمه).
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ مرادی، ‌نورالله. مرجع‌شناسی. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 129.
  4. دبیر سیاقی، محمد. فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها. تهران: اسپرک، 1368، ص 14.
  5. مرادی، ‌نورالله. مرجع‌شناسی. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 131.
  6. اسدی طوسی، علی. لغت فرس. به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران: چاپخانه مجلس، 1319، ص 1 و2.
  7. نفیسی، سعید. «فرهنگ‌های فارسی»، لغت نامه دهخدا. تهران: دانشگاه تهران، 1334، ص 180 (مقدمه).
  8. مرادی، ‌نورالله. مرجع‌شناسی. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 132.
  9. نقوی، شهریار. فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان. تهران: اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 10.
  10. مرادی، ‌نورالله. مرجع‌شناسی. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 134 و 135.
  11. نقوی، شهریار. فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان. تهران: اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 10 و 21.
  12. دبیر سیاقی، محمد. فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها. تهران: اسپرک، 1368، ص 188-190.
  13. مرادی، ‌نورالله. مرجع‌شناسی. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 139 و 140.
  14. نفیسی، سعید. «فرهنگ‌های فارسی»، لغت نامه دهخدا. تهران: دانشگاه تهران، 1334، ص 221، 223 و 224.
  15. دبیر سیاقی، محمد. فرهنگ‌های فارسی و فرهنگ‌گونه‌ها. تهران: اسپرک، 1368، ص 225 به بعد.
  16. مرادی، ‌نورالله. مرجع‌شناسی. تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 148ـ 149.
  17. فرهنگ بزرگ سخن. به کوشش حسن انوری، تهران: سخن، 1381، ج 1، مقدمه ناشر.
  18. نقوی، شهریار. فرهنگ‌نویسی فارسی در هند و پاکستان. تهران: اداره کل نگارش وزارت فرهنگ، 1341، ص 12 و 13.
  19. دانشنامه ادب فارسی، ادب فارسی در شبه قاره. ‌به کوشش حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، ج 4، 1380، ص 1965، 1968 و 1973.