پرش به محتوا

محمد مصدق: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''مصدق، محمد.''' حقوق‌دان و سياستمدار، رهبر جبهة ملي ايران<sup>*</sup> و نخست وزير دولت ملي و رهبر ملي شدن صنعت نفت<sup>*</sup> (1261م ـ 1346ش). محمدخان مصدق‌السلطنه در خانواده‌اي متنفذ از اشراف ديوانسالار ايران متولد شد، پدرش ميرزا هدايت وزير دفتر پسر عموي...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''مصدق، محمد.''' حقوق‌دان و سياستمدار، رهبر جبهة ملي ايران<sup>*</sup> و نخست وزير دولت ملي و رهبر ملي شدن صنعت نفت<sup>*</sup> (1261م ـ 1346ش). محمدخان مصدق‌السلطنه در خانواده‌اي متنفذ از اشراف ديوانسالار ايران متولد شد، پدرش ميرزا هدايت وزير دفتر پسر عموي ميرزا يوسف مستوفي‌الممالك از صدراعظم‌ها و ديوانيان نامدار بود كه از آشتيان به تهران مهاجرت كردند.<sup>1</sup> مادرش نيز ملك تاج خانم نجم‌السطنه از سوي پدر نوة فتحعلي‌شاه قاجار<sup>*</sup> بود كه برادرانش از رجال نامي مشهور به فرمانفرماييان فيروز بودند. مصدق 10 ساله بود كه پدرش فوت كرد و در دامان مادرش پرورش يافت، تحصيلات مقدماتي را به طور سنتي در تهران آغاز كرد<sup>2</sup> و در 14 سالگي؛ لقب مصدق‌السلطنه را از سوي ناصرالدين شاه دريافت كرد و بعدها مستوفي ايالت خراسان شد. در آن زمان افضل‌الملك دربارة او نوشت «چنين شخصي كه در سن شباب اين طور جلوه‌گري كند بايد از آيات بزرگ گردد».<sup>3</sup> در 19 سالگي با ضياءالسلطنه دختر سيدزين‌العابدين امام جمعة تهران ازدواج كرد و از او صاحب پنج فرزند شد. مصدق‌السلطنه از مشروطه‌خواهان انجمن آشتياني‌ها بود كه در دورة دوم مجلس شوراي ملي<sup>*</sup> به وكالت از طبقة اعيان و اشراف انتخاب شد اما به دليل آن‌كه سنش از 30 سال كمتر بود به مجلس راه نيافت اما در مبارزات سياسي عضويت جامع آدميت و جامع انسانيت درآمد. در پي بمباران مجلس به فرانسه رفت (1287ش) و در مدرسة علوم سياسي به تحصيل پرداخت. پس از دورة استبداد صغير (حكومت محمدعلي شاه) به نوشاتل سويس رفت. پس از دريافت ليسانس حقوق رسالة دكتري خود را با عنوان «''وصيت در فقه اسلامي''» نوشت و در 1293ش به ايران بازگشت و به دعوت محمدعلي ذكاءالملك استادي مدرسة علوم  سياسي را پذيرفت.<sup>4</sup> او از مخالفان عقد قرارداد 1919م (1337ق) در زمان حسن وثوق‌الدوله بود و به هنگام رياست الوزرايي حسن پيرنيا<sup>*</sup> (مشيرالدوله)، در حالي ‌كه در سويس بود به وزارت عدليه دعوت شد. اما در بازگشت به ايران از طريق بوشهر، درخواست مردم فارس مبني بر واليگري آن‌جا را قبول كرد و تا كودتاي 1299ش<sup>*</sup> (كودتاي سياه سيدضياء و رضاخان) در اين سمت بود.<sup>5</sup> با سقوط كابينة كودتا به وزارت ماليه، در 1301ش به حكومت آذربايجان، در 1302ش به وزارت خارجه و در دورة پنجم مجلس شوراي ملي به نمايندگي از تهران انتخاب شد و با سلطنت رضاخان به مخالفت برخاست. در دورة ششم نيز به مخالفت خود ادامه داد كه به تدريج از سياست كناره گرفت و به روستاي احمدآباد رفت و در 1319ش نيز به بيرجند رفت. با آغاز جنگ جهاني دوم مجدداً به احمدآباد تبعيد شد.<sup>6</sup> دكتر مصدق در دورة چهاردهم مجلس شوراي ملي نمايندة اول تهران شد و  ضمن برملا ساختن ماهيت رژيم پهلوي<sup>*</sup> با فراهم آوردن مقدمات مسائل مربوط به نفت به مبارزات خود ادامه داد و ضمن تشكيل جبهة ملي ايران<sup>*</sup> در ملي شدن صنعت نفت نقش اصلي را ايفا كرد (29 اسفند 1329ش).<sup>7</sup> در ارديبهشت 1330ش به نخست وزيري ايران انتخاب شد و پس از خلع‌يد و قطع رابطه با انگلستان با آن‌كه مجلس هفدهم از او دفاع مي‌كرد، در تصدي وزارت دفاع ملي با محمدرضا شاه اختلاف پيدا كرد، كناره‌گيري او از نخست وزيري با قيام مردم در 30 تيرماه 1331ش و نخست وزيري مجدد او همراه بود.<sup>8</sup> موضع‌گيري او در برابر رژيم پهلوي با فرار شاه، مخالفت برخي روحانيان، نيروهاي ارتشي و مالكان با او شد، كه سرانجام با تلاش‌هاي سيا [1]و عوامل انگليسي در كودتاي 28 مرداد 1332ش از نخست‌وزيري بركنار<sup>9</sup> و به مدت سه سال زنداني شد. پس از آزادي تا پايان عمر، كه بر اثر بيماري سرطان در 14 اسفند 1346ش فوت كرد، در احمدآباد به تبعيد به سر برد. اگرچه وصيت كرد كه او را در ابن‌بابويه در كنار شهداي 30 تير دفن كنند اما با ممانعت دولت، در روستاي احمدآباد به خاك سپرده شد. از دكتر مصدق دست نوشته‌ها و اسناد فراواني برجاي مانده كه بيانگر فعاليت‌هاي ملي‌گرايانه و آ‌زادي‌خواهانة او در توجه استقلال و آ‌زادي ايران است. او هم‌زمان با فعاليت‌هاي استقلال‌طلبان هند به رهبري گاندي و پيش از تلاش مصري‌ها در ملي كردن كانال سوئز رهبري نهضت ملي كردن صنعت نفت، مبارزه با اختناق و خلع‌يد بيگانگان را بر عهده گرفت.
'''مصدق، محمد.''' حقوق‌دان و سیاستمدار، رهبر [[جبهه ملی ایران]]<sup>*</sup> و نخست وزیر دولت ملی و رهبر [[ملی شدن صنعت نفت]]<sup>*</sup> (1261م ـ 1346ش). محمدخان مصدق‌السلطنه در خانواده‌ای متنفذ از اشراف دیوانسالار ایران متولد شد، پدرش میرزا هدایت وزیر دفتر پسر عموی میرزا یوسف مستوفی‌الممالک از صدراعظم‌ها و دیوانیان نامدار بود که از آشتیان به [[استان تهران|تهران]] مهاجرت کردند<ref>نیرّی، حمید. '''''زندگی‌نامه مستوفی‌الممالک'''''. با همکاری سیف‌الله وحیدنیا، تهران: وحید، 1369ش، ص75.</ref>. مادرش نیز ملک تاج خانم نجم‌السطنه از سوی پدر نوه [[فتحعلی شاه قاجار|فتحعلی‌شاه قاجار]]<sup>*</sup> بود که برادرانش از رجال نامی مشهور به فرمانفرماییان فیروز بودند. مصدق 10 ساله بود که پدرش فوت کرد و در دامان مادرش پرورش یافت، تحصیلات مقدماتی را به طور سنتی در [[استان تهران|تهران]] آغاز کرد<ref>مصدق، محمد. '''''خاطرات و تألمات مصدق'''''. به کوشش غلامحسین مصدق و ایرج افشار، تهران: علمی، 1365ش، ص35-40.</ref> و در 14 سالگی؛ لقب مصدق‌السلطنه را از سوی [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] دریافت کرد و بعدها مستوفی ایالت خراسان شد. در آن زمان افضل‌الملک درباره او نوشت «چنین شخصی که در سن شباب این طور جلوه‌گری کند باید از آیات بزرگ گردد»<ref>افضل‌الملک، غلامحسین'''''. افضل‌التواریخ'''''. به کوشش منصوره اتحادیه (نظام‌مافی) و سیروس سعدوندیان، تهران: نشر تاریخ ایران، 1361ش، ص83.</ref>. در 19 سالگی با ضیاءالسلطنه دختر سیدزین‌العابدین امام جمعه [[استان تهران|تهران]] ازدواج کرد و از او صاحب پنج فرزند شد. مصدق‌السلطنه از مشروطه‌خواهان انجمن آشتیانی‌ها بود که در دوره دوم [[مجلس شورای ملی]]<sup>*</sup> به وکالت از طبقه اعیان و اشراف انتخاب شد اما به دلیل آن‌که سنش از 30 سال کمتر بود به مجلس راه نیافت اما در مبارزات سیاسی عضویت جامع آدمیت و جامع انسانیت درآمد.  
 
در پی بمباران مجلس به [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87 فرانسه] رفت (1287ش) و در مدرسه علوم سیاسی به تحصیل پرداخت. پس از دوره استبداد صغیر (حکومت [[محمد علی شاه|محمدعلی شاه]]) به نوشاتل سویس رفت. پس از دریافت لیسانس حقوق رساله دکتری خود را با عنوان «''وصیت در فقه اسلامی''» نوشت و در 1293ش به ایران بازگشت و به دعوت محمدعلی ذکاءالملک استادی مدرسه علوم  سیاسی را پذیرفت<ref>مصدق، محمد. '''''خاطرات و تألمات مصدق'''''. به کوشش غلامحسین مصدق و ایرج افشار، تهران: علمی، 1365ش، ص79-85.</ref>. او از مخالفان عقد قرارداد 1919م (1337ق) در زمان حسن وثوق‌الدوله بود و به هنگام ریاست الوزرایی [[حسن پیرنیا]]<sup>*</sup> (مشیرالدوله)، در حالی ‌که در سویس بود به وزارت عدلیه دعوت شد. اما در بازگشت به [[ایران]] از طریق [[بوشهر]]، درخواست مردم فارس مبنی بر والیگری آن‌جا را قبول کرد و تا کودتای 1299ش<sup>*</sup> (کودتای سیاه سیدضیاء و [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]]) در این سمت بود<ref>تکمیل‌همایون، ناصر. «والیگری محمدخان مصدق‌السلطنه در فارس'''''»، فارس شناخت'''''. بهار 1384ش.</ref>.
 
با سقوط کابینه کودتا به وزارت مالیه، در 1301ش به حکومت آذربایجان، در 1302ش به وزارت خارجه و در دوره پنجم [[مجلس شورای ملی]] به نمایندگی از تهران انتخاب شد و با سلطنت [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] به مخالفت برخاست. در دوره ششم نیز به مخالفت خود ادامه داد که به تدریج از سیاست کناره گرفت و به روستای احمدآباد رفت و در 1319ش نیز به بیرجند رفت. با آغاز جنگ جهانی دوم مجدداً به احمدآباد تبعید شد<ref>نجاتی، غلامرضا. مصدق؛ '''''سال‌های مبارزه و مقاومت'''''. تهران: رسا، 1377ش، ص31.</ref>.
 
دکتر مصدق در دوره چهاردهم [[مجلس شورای ملی]] نماینده اول [[استان تهران|تهران]] شد و  ضمن برملا ساختن ماهیت [[سلسله پهلوی|رژیم پهلوی]]<sup>*</sup> با فراهم آوردن مقدمات مسائل مربوط به نفت به مبارزات خود ادامه داد و ضمن تشکیل [[جبهه ملی ایران]]<sup>*</sup> در [[ملی شدن صنعت نفت]] نقش اصلی را ایفا کرد (29 اسفند 1329ش)<ref>روحانی، فؤاد. '''''تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران'''''. تهران: کتاب‌های جیبی و فرانکلین، 1353ش.</ref>. در اردیبهشت 1330ش به نخست وزیری [[ایران]] انتخاب شد و پس از خلع‌ید و قطع رابطه با انگلستان با آن‌که مجلس هفدهم از او دفاع می‌کرد، در تصدی وزارت دفاع ملی با [[محمدرضا شاه پهلوی|محمدرضا شاه]] اختلاف پیدا کرد، کناره‌گیری او از نخست وزیری با قیام مردم در 30 تیرماه 1331ش و نخست وزیری مجدد او همراه بود<ref>مکی، حسین. '''''وقایع سی‌ام تیر 1331'''''. تهران: ایران، 1366ش، ص180- 186.</ref>. موضع‌گیری او در برابر رژیم پهلوی با فرار شاه، مخالفت برخی روحانیان، نیروهای ارتشی و مالکان با او شد، که سرانجام با تلاش‌های سیا [1]و عوامل انگلیسی در کودتای 28 مرداد 1332ش از نخست‌وزیری برکنار<ref>گازیوروسکی، مارک ـ ج. '''''کودتای 28 مرداد 1332'''''. ترجمه غلامرضا نجاتی، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1367ش.</ref> و به مدت سه سال زندانی شد. پس از آزادی تا پایان عمر، که بر اثر بیماری سرطان در 14 اسفند 1346ش فوت کرد، در احمدآباد به تبعید به سر برد. اگرچه وصیت کرد که او را در ابن‌بابویه در کنار شهدای 30 تیر دفن کنند اما با ممانعت دولت، در روستای احمدآباد به خاک سپرده شد. از دکتر مصدق دست نوشته‌ها و اسناد فراوانی برجای مانده که بیانگر فعالیت‌های ملی‌گرایانه و آ‌زادی‌خواهانه او در توجه استقلال و آ‌زادی ایران است. او هم‌زمان با فعالیت‌های استقلال‌طلبان هند به رهبری گاندی و پیش از تلاش مصری‌ها در ملی کردن کانال سوئز رهبری نهضت ملی کردن صنعت نفت، مبارزه با اختناق و خلع‌ید بیگانگان را بر عهده گرفت<ref>مکی، حسین. '''''کودتای 28 مرداد 1332 و رویدادهای متعاقب آن.''''' تهران: علمی، 1378ش.</ref>.
 
نیز نگاه کنید به
 
[[مجلس شورای ملی]]
 
[[سلسله پهلوی]]
 
[[ملی شدن صنعت نفت]]
 
[[جبهه ملی ایران]]
 




'''مآخذ:'''
'''مآخذ:'''


1.    نيرّي، حميد. '''''زندگي‌نامة مستوفي‌الممالك'''''. با همكاري سيف‌الله وحيدنيا، تهران: وحيد، 1369ش، ص75.
1.    نیرّی، حمید. '''''زندگی‌نامه مستوفی‌الممالک'''''. با همکاری سیف‌الله وحیدنیا، تهران: وحید، 1369ش، ص75.


2.    مصدق، محمد. '''''خاطرات و تألمات مصدق'''''. به كوشش غلامحسين مصدق و ايرج افشار، تهران: علمي، 1365ش، ص35-40.
2.    مصدق، محمد. '''''خاطرات و تألمات مصدق'''''. به کوشش غلامحسین مصدق و ایرج افشار، تهران: علمی، 1365ش، ص35-40.


3.    افضل‌الملك، غلامحسين'''''. افضل‌التواريخ'''''. به كوشش منصوره اتحاديه (نظام‌مافي) و سيروس سعدونديان، تهران: نشر تاريخ ايران، 1361ش، ص83.
3.    افضل‌الملک، غلامحسین'''''. افضل‌التواریخ'''''. به کوشش منصوره اتحادیه (نظام‌مافی) و سیروس سعدوندیان، تهران: نشر تاریخ ایران، 1361ش، ص83.


4.    مصدق. '''''خاطرات و تألمات'''''. ص79-85.
4.    مصدق. '''''خاطرات و تألمات'''''. ص79-85.


5.    تكميل‌همايون، ناصر. «واليگري محمدخان مصدق‌السلطنه در فارس'''''»، فارس شناخت'''''. بهار 1384ش.
5.    تکمیل‌همایون، ناصر. «والیگری محمدخان مصدق‌السلطنه در فارس'''''»، فارس شناخت'''''. بهار 1384ش.


6.    نجاتي، غلامرضا. مصدق؛ '''''سال‌هاي مبارزه و مقاومت'''''. تهران: رسا، 1377ش، ص31.
6.    نجاتی، غلامرضا. مصدق؛ '''''سال‌های مبارزه و مقاومت'''''. تهران: رسا، 1377ش، ص31.


7.    براي آگاهي بيشتر روحاني، فؤاد. '''''تاريخ ملي شدن صنعت نفت ايران'''''. تهران: كتاب‌هاي جيبي و فرانكلين، 1353ش.
7.    برای آگاهی بیشتر روحانی، فؤاد. '''''تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران'''''. تهران: کتاب‌های جیبی و فرانکلین، 1353ش.


8.    مكي، حسين. '''''وقايع سي‌ام تير 1331'''''. تهران: ايران، 1366ش، ص180- 186.
8.    مکی، حسین. '''''وقایع سی‌ام تیر 1331'''''. تهران: ایران، 1366ش، ص180- 186.


9.    براي آگاهي بيشتر گازيوروسكي، مارك ـ ج. '''''كودتاي 28 مرداد 1332'''''. ترجمة غلامرضا نجاتي، تهران: شركت سهامي انتشار، 1367ش. و مكي، حسين. '''''كودتاي 28 مرداد 1332 و رويدادهاي متعاقب آن.''''' تهران: علمي، 1378ش.
9.    برای آگاهی بیشتر گازیوروسکی، مارک ـ ج. '''''کودتای 28 مرداد 1332'''''. ترجمه غلامرضا نجاتی، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1367ش. و مکی، حسین. '''''کودتای 28 مرداد 1332 و رویدادهای متعاقب آن.''''' تهران: علمی، 1378ش.




ناصر تکمیل همایون
ناصر تکمیل همایون
----[1]. SIA
----[1]. SIA

نسخهٔ ‏۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۲۰

مصدق، محمد. حقوق‌دان و سیاستمدار، رهبر جبهه ملی ایران* و نخست وزیر دولت ملی و رهبر ملی شدن صنعت نفت* (1261م ـ 1346ش). محمدخان مصدق‌السلطنه در خانواده‌ای متنفذ از اشراف دیوانسالار ایران متولد شد، پدرش میرزا هدایت وزیر دفتر پسر عموی میرزا یوسف مستوفی‌الممالک از صدراعظم‌ها و دیوانیان نامدار بود که از آشتیان به تهران مهاجرت کردند[۱]. مادرش نیز ملک تاج خانم نجم‌السطنه از سوی پدر نوه فتحعلی‌شاه قاجار* بود که برادرانش از رجال نامی مشهور به فرمانفرماییان فیروز بودند. مصدق 10 ساله بود که پدرش فوت کرد و در دامان مادرش پرورش یافت، تحصیلات مقدماتی را به طور سنتی در تهران آغاز کرد[۲] و در 14 سالگی؛ لقب مصدق‌السلطنه را از سوی ناصرالدین شاه دریافت کرد و بعدها مستوفی ایالت خراسان شد. در آن زمان افضل‌الملک درباره او نوشت «چنین شخصی که در سن شباب این طور جلوه‌گری کند باید از آیات بزرگ گردد»[۳]. در 19 سالگی با ضیاءالسلطنه دختر سیدزین‌العابدین امام جمعه تهران ازدواج کرد و از او صاحب پنج فرزند شد. مصدق‌السلطنه از مشروطه‌خواهان انجمن آشتیانی‌ها بود که در دوره دوم مجلس شورای ملی* به وکالت از طبقه اعیان و اشراف انتخاب شد اما به دلیل آن‌که سنش از 30 سال کمتر بود به مجلس راه نیافت اما در مبارزات سیاسی عضویت جامع آدمیت و جامع انسانیت درآمد.

در پی بمباران مجلس به فرانسه رفت (1287ش) و در مدرسه علوم سیاسی به تحصیل پرداخت. پس از دوره استبداد صغیر (حکومت محمدعلی شاه) به نوشاتل سویس رفت. پس از دریافت لیسانس حقوق رساله دکتری خود را با عنوان «وصیت در فقه اسلامی» نوشت و در 1293ش به ایران بازگشت و به دعوت محمدعلی ذکاءالملک استادی مدرسه علوم  سیاسی را پذیرفت[۴]. او از مخالفان عقد قرارداد 1919م (1337ق) در زمان حسن وثوق‌الدوله بود و به هنگام ریاست الوزرایی حسن پیرنیا* (مشیرالدوله)، در حالی ‌که در سویس بود به وزارت عدلیه دعوت شد. اما در بازگشت به ایران از طریق بوشهر، درخواست مردم فارس مبنی بر والیگری آن‌جا را قبول کرد و تا کودتای 1299ش* (کودتای سیاه سیدضیاء و رضاخان) در این سمت بود[۵].

با سقوط کابینه کودتا به وزارت مالیه، در 1301ش به حکومت آذربایجان، در 1302ش به وزارت خارجه و در دوره پنجم مجلس شورای ملی به نمایندگی از تهران انتخاب شد و با سلطنت رضاخان به مخالفت برخاست. در دوره ششم نیز به مخالفت خود ادامه داد که به تدریج از سیاست کناره گرفت و به روستای احمدآباد رفت و در 1319ش نیز به بیرجند رفت. با آغاز جنگ جهانی دوم مجدداً به احمدآباد تبعید شد[۶].

دکتر مصدق در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی نماینده اول تهران شد و  ضمن برملا ساختن ماهیت رژیم پهلوی* با فراهم آوردن مقدمات مسائل مربوط به نفت به مبارزات خود ادامه داد و ضمن تشکیل جبهه ملی ایران* در ملی شدن صنعت نفت نقش اصلی را ایفا کرد (29 اسفند 1329ش)[۷]. در اردیبهشت 1330ش به نخست وزیری ایران انتخاب شد و پس از خلع‌ید و قطع رابطه با انگلستان با آن‌که مجلس هفدهم از او دفاع می‌کرد، در تصدی وزارت دفاع ملی با محمدرضا شاه اختلاف پیدا کرد، کناره‌گیری او از نخست وزیری با قیام مردم در 30 تیرماه 1331ش و نخست وزیری مجدد او همراه بود[۸]. موضع‌گیری او در برابر رژیم پهلوی با فرار شاه، مخالفت برخی روحانیان، نیروهای ارتشی و مالکان با او شد، که سرانجام با تلاش‌های سیا [1]و عوامل انگلیسی در کودتای 28 مرداد 1332ش از نخست‌وزیری برکنار[۹] و به مدت سه سال زندانی شد. پس از آزادی تا پایان عمر، که بر اثر بیماری سرطان در 14 اسفند 1346ش فوت کرد، در احمدآباد به تبعید به سر برد. اگرچه وصیت کرد که او را در ابن‌بابویه در کنار شهدای 30 تیر دفن کنند اما با ممانعت دولت، در روستای احمدآباد به خاک سپرده شد. از دکتر مصدق دست نوشته‌ها و اسناد فراوانی برجای مانده که بیانگر فعالیت‌های ملی‌گرایانه و آ‌زادی‌خواهانه او در توجه استقلال و آ‌زادی ایران است. او هم‌زمان با فعالیت‌های استقلال‌طلبان هند به رهبری گاندی و پیش از تلاش مصری‌ها در ملی کردن کانال سوئز رهبری نهضت ملی کردن صنعت نفت، مبارزه با اختناق و خلع‌ید بیگانگان را بر عهده گرفت[۱۰].

نیز نگاه کنید به

مجلس شورای ملی

سلسله پهلوی

ملی شدن صنعت نفت

جبهه ملی ایران


مآخذ:

1.    نیرّی، حمید. زندگی‌نامه مستوفی‌الممالک. با همکاری سیف‌الله وحیدنیا، تهران: وحید، 1369ش، ص75.

2.    مصدق، محمد. خاطرات و تألمات مصدق. به کوشش غلامحسین مصدق و ایرج افشار، تهران: علمی، 1365ش، ص35-40.

3.    افضل‌الملک، غلامحسین. افضل‌التواریخ. به کوشش منصوره اتحادیه (نظام‌مافی) و سیروس سعدوندیان، تهران: نشر تاریخ ایران، 1361ش، ص83.

4.    مصدق. خاطرات و تألمات. ص79-85.

5.    تکمیل‌همایون، ناصر. «والیگری محمدخان مصدق‌السلطنه در فارس»، فارس شناخت. بهار 1384ش.

6.    نجاتی، غلامرضا. مصدق؛ سال‌های مبارزه و مقاومت. تهران: رسا، 1377ش، ص31.

7.    برای آگاهی بیشتر ← روحانی، فؤاد. تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران. تهران: کتاب‌های جیبی و فرانکلین، 1353ش.

8.    مکی، حسین. وقایع سی‌ام تیر 1331. تهران: ایران، 1366ش، ص180- 186.

9.    برای آگاهی بیشتر ← گازیوروسکی، مارک ـ ج. کودتای 28 مرداد 1332. ترجمه غلامرضا نجاتی، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1367ش. و مکی، حسین. کودتای 28 مرداد 1332 و رویدادهای متعاقب آن. تهران: علمی، 1378ش.


ناصر تکمیل همایون


[1]. SIA

  1. نیرّی، حمید. زندگی‌نامه مستوفی‌الممالک. با همکاری سیف‌الله وحیدنیا، تهران: وحید، 1369ش، ص75.
  2. مصدق، محمد. خاطرات و تألمات مصدق. به کوشش غلامحسین مصدق و ایرج افشار، تهران: علمی، 1365ش، ص35-40.
  3. افضل‌الملک، غلامحسین. افضل‌التواریخ. به کوشش منصوره اتحادیه (نظام‌مافی) و سیروس سعدوندیان، تهران: نشر تاریخ ایران، 1361ش، ص83.
  4. مصدق، محمد. خاطرات و تألمات مصدق. به کوشش غلامحسین مصدق و ایرج افشار، تهران: علمی، 1365ش، ص79-85.
  5. تکمیل‌همایون، ناصر. «والیگری محمدخان مصدق‌السلطنه در فارس»، فارس شناخت. بهار 1384ش.
  6. نجاتی، غلامرضا. مصدق؛ سال‌های مبارزه و مقاومت. تهران: رسا، 1377ش، ص31.
  7. روحانی، فؤاد. تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران. تهران: کتاب‌های جیبی و فرانکلین، 1353ش.
  8. مکی، حسین. وقایع سی‌ام تیر 1331. تهران: ایران، 1366ش، ص180- 186.
  9. گازیوروسکی، مارک ـ ج. کودتای 28 مرداد 1332. ترجمه غلامرضا نجاتی، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1367ش.
  10. مکی، حسین. کودتای 28 مرداد 1332 و رویدادهای متعاقب آن. تهران: علمی، 1378ش.