پهلوان
پهلوان، عنوانی برای مردان دلیر و توانا و کشتیگیران و زورگران و رزمآوران جسور و بیباک نبردگاهها.

پهلو و پهلوان را به پهلو، (Pahlaw)شاخهای از قوم پارت که مردانش به توانایی و دلیری شهرت داشتند، منسوب کردهاند[۱]. قوم پارت پس از سلوکیان حکومت پارتی یا اشکانی (250 پ م- 226م) را تشکیل دادند. شالوده این حکومت بنابر تحقیقی بر دوایری از قدرت استوار بود که در مرکز هر دایره فرمانروایی با عنوان پهلوان و در کانون همه دوایر قدرت پادشاهی و مذهب قرار داشت که روی هم هسته اصلی قدرت حکومتی را شکل میدادند[۲]. مردانگیها و رشادتها و جنگ و گریزهای این گروه پهلوانان «سنّت پهلوانی» را در ایران پدید آورد که بر زندگی عامه مردم و حماسههای ملی ایران تأثیر گذاشت[۳]. گروهی نقّال خنیاگر معروف به گوسانها حافظ و راوی افسانههای پهلوانی این دسته پهلوانان پارتی و انتقال آن به دوره ساسانی بودند[۴][۵]. سنت پهلوانی در ایران یک دوره تحوّل و تطّور از عصر اساطیری تا عصر حماسی و تاریخی را پیموده است. پهلوانان دوره اساطیری، مانند گرشاسب، بزرگ پهلوان دین زردشتی، نمونه زمینی ایزدان و الهگانی بودند که در جامه پهلوانان انساننما رفتار و کرداری ایزدگونه و ابر انسانی داشتند[۶]. رستم نیز، بنابر نظری، در آغاز اصل و جوهری ایزدی داشت و از ایزدان هند و ایرانی به شمار میآمد، و پس از عصر اوستا و در دورهای دیگر و در ناحیه سیستان به پهلوان بزرگ حماسی تبدیل شد[۷].
در دوره حماسی، پهلوانان انسانهایی بودند که نیرو و رفتاری جاودانه و افسانهآمیز داشتند. دوره حماسی ایران با کاوه و پادشاهی منوچهر آغاز شد و با کشته شدن رستم و آغاز پادشاهی بهمن، پسر اسفندیار پایان یافت. کاوه و پسرش کارن، اسفندیار و رستم نمونههایی از پهلوانان این دوره حماسی بودند[۸]. در این دوره پهلوانان از اقتدار پادشاهی یا فرّ کیانی، یعنی قدرت معنوی شاهان، پاسداری میکردند. پهلوانان دودمان پهلوانی سیستان، و در آن میان رستم، پاسدار فرّ کیانینیز بودند[۹].
پهلوانان دوره تاریخی را میتوان به 3 دسته تقسیم کرد:
- پهلوانان تاریخی که از میان امیران و سپهسالاران برخاسته بودند و موضوع و مضمون داستانهای تاریخی شدهاند، مانند اسکندر در اسکندرنامه نظامی و چنگیزخان در شهنشاهنامه تبریزی؛
- پهلوانان دینی- تاریخی، مانند حضرت امیرمؤمنان حضرت علی(ع) و سیدالشهدا امیرحمزه که موضوع داستانهای حماسی تاریخی- دینی خاوراننامه ابنحسام و صاحبقراننامه بر مبنای قهرمانیهای این دو شخصیت مذهبی شکل گرفتهاند[۱۰].
در دوره تاریخی طولانی عصر اسلامی ایران پهلوانان بیشماری در هر دوره و زمان و در هر شهر و جامعه از میان اقشار مختلف مردم برخاستهاند که هر یک در عرصههای زندگی اجتماعی خود به نحوی نقش داشتهاند. مثلاً در سده نخست هجری قمری در خانواده هفتگانه «اهل بیوتات» مردانی از پهلوانان، مانند فیروز سیستانی، پهلوانی در عصر امارت سردار عرب اموی، عبدالرحمن ابن اشعث (د. 850ق/ 704م) در سیستان، شهرت داشتند[۱۱]. یا در سده 6ق/ 12م پهلوان فیله همدانی[۱۲] و در سده 8ق/ 14م پهلوان اسد، حاکم کرمان[۱۳] و همچنین پهلوانانی دیگر در دورههای بعد در شمار این گروه از پهلوانان بودند.
در فتوتنامه سلطانی در شرح 8 طایفه «اهلزور» به کارهای پهلوانی مخصوص زورگران مانند مردگیری، سنگشکنی، داربازی، سنگ آسیا برداشتن و پیل زور کردن اشاره میکند[۱۴]. امروزه نیز پهلوانانی مانند پهلوانان زمان مؤلف فتوتنامه در میدانهای شهر و روستای ایران با برپایی نمایشهای پهلوانی، قدرت بدنی و زور بازوی خود را به مردم با چنین زورآزمانیهایی نشان میدهند.
شماری از پهلوانان در سلک عارفان و عیاران و جوانمردان نامدار یا اهل شعر و موسیقی بودند. پهلوان محمود خوارزمی، معروف به پوریای ولی (د. 722ق/ 1322م) از عارفان بزرگ و پیر و مرشد پهلوانان و کشتیگیران زورخانه،[۱۵][۱۶] و پهلوان محمد ابوسعید از هنرمندان کامل در شعر و موسیقی و آواز،[۱۷][۱۸] نمونههایی از این جمع پهلوانان به شمار میروند.
در دوره قاجار، شاه به سرآمد و بزرگ پهلوانان و پهلوانان پایتخت لقب «پهلوانباشی» و بازوبند پهلوانی اعطاء میکرد. پهلوان حسن بَد اُفت در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه و پهلوان یزدی بزرگ در اواخر سلطنت او لقب و منصب پهلوانباشی داشتند[۱۹]. رئیس محلهها را هم در قدیم معمولاً از میان این گروه پهلوانان خوشنام برمیگزیدند و آنان را «پهلوان محله» یا «باباشمل محلًه» مینامیدند[۲۰].
از دیرباز پهلوانان با پارهای نشانها شناخته میشدهاند. در میان این نشانها میتوان به «جامه پهلوانی»، «کلاه پهلوانی»، «نگین پهلوانی»،[۲۱] «تنبان چرمین»،[۲۲] یا «تنکه پهلوانی»،[۲۳] «نَطع چرمی» و امروزه «لُنگ کسوت»[۲۴][۲۵] اشاره کرد. برداشتن و همراه داشتن قمه یا خنجر نیز در قدیم در میان پهلوانان عیار پیشه جوانمرد مرسوم بوده است[۲۶].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ کریستنسن، آرتو. ایران در زمان ساسانیان. ترجمه غلامرضا رشید یاسمی، تهران: 1367ش، 124- 125.
- ↑ خالقیمطلق، جلال. «بیژن و منیژه و ویس و ورامین»، ادب پهلوانی. نوشته موذنجامی، تهران: 1379ش، 312.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. جستجو در تصوف ایران. تهران: 1363ش، 320.
- ↑ مشکور، محمدجواد. پارتیها یا پهلویان قدیم. تهران: 1350ش، 1/487.
- ↑ تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. تهران: انتشارات سخن، 1378ش، 76.
- ↑ بهار مهرداد، از اسطوره تا تاریخ. به کوشش ابوالقاسم اسماعیلپور، تهران: 1376ش، 23- 627.
- ↑ بهار مهرداد، از اسطوره تا تاریخ. به کوشش ابوالقاسم اسماعیلپور، تهران: 1376ش، 229- 230، 236.
- ↑ صفا، ذبیحالله. حماسهسرایی در ایران. تهران: امیرکبیر، 1363ش، 208- 209، 477.
- ↑ Davidson, Olga, M., Poet and Hero in the Persian Book of kings. London: 1994, 114.
- ↑ صفا، ذبیحالله. حماسهسرایی در ایران. تهران: امیرکبیر، 1363ش، 343، 390.
- ↑ ملکالشعرای بهار، محمدتقی. «جوانمردی»، در آئین جوانمردی. نوشته هنری کربن، تهران: 1352ش، 110.
- ↑ رشیدالدین فضلالله. جامعالتواریخ. به کوشش بهمن کریمی، تهران: اقبال، 1362ش، 1/498- 499.
- ↑ خواندامیر، غیاثالدین بن همام. حبیبالسیر. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: 1362ش، 3/316، 365.
- ↑ واعظیکاشفی سبزواری، ملاحسین. فتوتنامه سلطانی. به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1350ش، 330- 336.
- ↑ نفیسی، سعید. سرچشمه تصوف در ایران. تهران: 1343ش، 143- 144.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. جستجو در تصوف ایران. تهران: 1363ش، 352.
- ↑ واصفیهروی، بدایع الوقایع. به کوشش الکساندر بلدروف، تهران: 1349ش، 1/489- 516.
- ↑ علیشیر نوایی، میرنظامالدین. تذکره مجالس النفألس. به کوشش علیاصغر حکمت. تهران: 1363ش. 52، 89- 90، 264.
- ↑ پرتو بیضایی، حسین. تاریخ ورزشهای باستانی ایران. زورخانه. تهران: 1337ش، 80.
- ↑ بلوکباشی، علی. «پدیدهای به نام لوطی و لوطیگری در حیات اجتماعی تاریخ ایران»، فرهنگ مردم. بهار 1383ش، س3، ش8 و 9، 103.
- ↑ لازار، ژیلبر. «پهلوی، پهلوانی در شاهنامه»، سیمرغ. 1351ش، ش5، 48- 49.
- ↑ واعظیکاشفی سبزواری، ملاحسین. فتوتنامه سلطانی. به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1350ش، 310.
- ↑ پرتو بیضایی، حسین. تاریخ ورزشهای باستانی ایران. زورخانه. تهران: 1337ش، 34.
- ↑ پرتو بیضایی، حسین. تاریخ ورزشهای باستانی ایران. زورخانه. تهران: 1337ش، 83-84.
- ↑ انصافپور، غلامرضا. تاریخ و فرهنگ زورخانه. تهران: مرکز مردمشناسی ایران. 1353ش، 300- 301.
- ↑ نفیسی، سعید. سرچشمه تصوف در ایران. تهران: 1343ش، 147.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی