ایران هخامنشی، دین

ایران هخامنشی، دین، با وجود پژوهشهای گوناگون و تقریباً پیوسته درباره دین ایرانیان در عصر هخامنشی هنوز محققان در این باره به عقیده مشترکی دست نیافتهاند، و این موضوع همچنان پیچیده به نظر میرسد. پراکندگی و تنوع منابع دین هخامنشیان باعث شده است که نتیجهگیریهای متضاد در این باره مطرح شود. مهمترین این منابع عبارتاند از: کتیبههای پادشاهان هخامنشی، نوشتههای مورخان یونان باستان، لوحهای عیلامی تخت جمشید، بعضی از نوشتههای بابلی، عیلامی و آرامی، و مطالعات باستانشناسی.
در بحث از دین هخامنشیان نمیتوان تصور کنونی از آئین زرتشتی را با آن روزگار تطبیق داد. افزون بر این، از عصر ظهور زردشت (در فاصله 1200-1000 قم) تا بنیانگذاری شاهنشاهی هخامنشی (550 قم) زمان بسیاری گذشته و در نتیجه، در آن مدت دگرگونیهای اجتماعی، فرهنگی ودینی مهمی روی داده بود[۱][۲]
هخامنشیان اهورا مزدا را به عنوان خدای برتر میپرستیدند و به وجود ایزدان دیگر نیز اعتقاد داشتند؛ «راستی» را میستودند و از «دروغ» نفرت داشتند. این نکات تا حدودی میتواند گواه بر نظام دینی آنها باشد[۳].
اما مخالفان زرتشتی بودن هخامنشیان دلایلی چند را اقامه میکنند، از جمله اینکه نام زرتشت در کتیبههای هخامنشیان نیامده است؛ در سنگنبشتههای هخامنشی از انگره مینیو یا اهریمن یاد نشده است؛ در نوشتههای هخامنشیان از خدا با واژه «بَگه» (baga)یاد شده، در حالی که در اوستا از لغت «ایزد» استفاده شده است؛ از قلمرو هخامنشیان گورهایی به دست آمده، که دلیلی بر دفن مردگان، بر خلاف آئین زرتشتی است؛ و تدفین پادشاهان هخامنشی در گوردخمهها و نیز قربانی حیوانی برای آنان، از امور ناپسند نزد زردشت بوده است.
لکن موافقان زرتشتی بودن هخامنشیان میگویند نیامدن نام زرتشت در کتیبههای هخامنشی دلیل موجهی بر زرتشتی نبودن ایشان نیست، چنان که در کتیبههای ساسانی نیز نام وی ذکر نشده است و این که در کتیبههای هخامنشی معمولاً اصطلاحات دینی زردشتی دیده نمیشود، بدین سبب است که این متون، به طور کلی ماهیت سیاسی دارند. همچنین بعضی اختلافها در کاربرد واژهها، مانند بگه و ایزد ممکن است به دلیل تفاوتهای گویشی باشد و به علاوه، داریوش در کتیبهای اصل شر را «دروغ» معرفی میکند[۴] که به بینش خود زرتشت بسیار نزدیک است.
به جز هخامنشیان، ساسانیان نیز ـ که بیشک مزدایی بودند ـ رسم مومیایی کردن جسد پادشاهان و نهادن آن در مقبرههای صخرهای را داشتند. از این رو، حفظ پیکرهای افراد خانواده سلطنتی، احتمالاً به سبب حفظ فرّه شاهی در مقبره، و یا بر اساس آئینی خاصِ مردگان خانواده سلطنت بوده است[۵].
به هر حال، در مورد کورش این شک وجود دارد که او مزدایی بوده یا نه، زیرا وی در استوانه معروف خود میگوید که برگزیده مردوک خداست،[۶] لکن در کاخ کورش آتشگاهی تعبیه شده بود که برای نیایش در دین زرتشتی به کار میآید[۷] و بویس به این علت و عللی دیگر وی را مزداپرست میداند[۸].
در مورد داریوش اطمینان کامل وجود دارد. داریوش روحاً به اندازه زرتشت یکتاپرست بود؛ او از هیچ خدایی به جز اهورا مزدا یاد نمیکند، پیوسته او را میخواند، برای خود و خانوادهاش و کارهایش پشتیبانی او را درخواست مینماید و با همان شدت زرتشت از دیوان نفرت دارد. در نوشتههای آرامگاهی داریوش به نظر میرسد که وی یکی از گاثاها (سرودههای پیامبر) را نقل کرده است[۹][۱۰]. لحن سنگنوشتههای خشایارشا نیز مشابه با داریوش است و از مزداپرستی او حکایت دارد و نزد اردشیر اول نیز چنین گرایشی را مشاهده میکنیم[۱۱].
اردشیر دوم در کتیبههای مختلف خود هم از اهورا مزدا، هم از اهورا مزدا و میثره و هم از اهورا مزدا و آناهیتا و میثره یاد کرده است،[۱۲] لکن به نظر میرسد که وی به ویژه به آناهیتا دلبستگی داشته و تندیسهای او را در معابدی در شهرهای مختلف بر پا کرده بود[۱۳] که این تا اندازهای دور شدن از تعالیم مزدایی است. در عین حال، در تقویم رسمی ایرانی، که از اواسط دوران هخامنشی تنظیم شد، نام ماهها و روزها اساساً از مفاهیم گاثاهایی و اوستایی گرفته شده است[۱۴].
دربار هخامنشی هیچگاه قصد رسمیت بخشیدن به دین خاصی را نداشت و تسامح دینی هخامنشیان سبب شده بود که یک آئین فراگیر و رسمی در قلمرو ایشان به وجود نیاید[۱۵][۱۶]. احتمالاً برای تمام روزگار هخامنشیان (550-330 قم) نمیتوان از دین واحدی نام برد و لااقل، به نظر نمیرسد که تمام شاهان هخامنشی آئینی با عناصر گاثاهایی را ستایش کرده باشند. شاید هخامنشیان در اعتقاد به آئین زرتشتی، راه و روش ویژهای داشتهاند[۱۷][۱۸]. با این حال، به احتمال قوی تا پایان فرمانروایی هخامنشیان، دین مزدایی در ولایات شاهنشاهی ایشان گسترش یافته بود[۱۹][۲۰].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ فرای، ریچارد. تاریخ باستانی ایران. ترجمه مسعود رجبنیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص 197.
- ↑ نیولی، گراردو. زمان و زادگاه زرتشت. ترجمه سید منصور سید سجادی، تهران: آگاه، 1381، ص 280.
- ↑ فرای، ریچارد. تاریخ باستانی ایران. ترجمه مسعود رجبنیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص 197.
- ↑ Williams Jackson, A. V. Zoroastrian Studies. New York: 1928, P. 154.
- ↑ Boyce, M. A History of Zoroastrianism, Leiden: Brill, 1982, Vol. II, PP. 55f.
- ↑ Williams Jackson, A. V. Zoroastrian Studies. New York: 1928, P. 156.
- ↑ Boyce, M. A History of Zoroastrianism, Leiden: Brill, 1982, Vol. II, 52-53.
- ↑ Boyce, M. A History of Zoroastrianism, Leiden: Brill, 1982, Vol. II, 50ff.
- ↑ اومستد، ا. ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. ترجمه محمد مقدم، تهران: امیرکبیر، 1357، ص 265، 648.
- ↑ Olmstead, A. T. History of the Persian Empire. Chicago / London: University Chicago Press, 1959, PP. 195, 471.
- ↑ Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», The Cambridge History of Iran, Cambridge University Press, 1985, Vol. II, PP.689, 692.
- ↑ Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», The Cambridge History of Iran, Cambridge University Press, 1985, Vol. II, P 694.
- ↑ اومستد، ا. ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. ترجمه محمد مقدم، تهران: امیرکبیر، 1357، ص 649.
- ↑ Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», The Cambridge History of Iran, Cambridge University Press, 1985, Vol. II,PP. 692f.
- ↑ فرای، ریچارد. تاریخ باستانی ایران. ترجمه مسعود رجبنیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص. 202.
- ↑ فرای، ریچارد، «مذهب در فارس در زمان هخامنشیان»، ترجمه سلما قوامی شهیدی، ارجنامه شهریاری. تهران: 1380، ص 387.
- ↑ موله، ماریان. ایران باستان. ترجمه ژاله آموزگار، تهران: 1377، ص 119.
- ↑ دوشن ـ گیمن، ژاک. زرتشت و جهان غرب. ترجمه مسعود رجبنیا، تهران: مروارید، 1363، ص 100.
- ↑ بویس، مری. زردشتیان. ترجمه عسکر بهرامی، تهران: 1381، ص 105.
- ↑ Boyce, M. Zoroastrianism, Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 76.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
پیوند به بیرون
مذهب و سیاست مذهبی هخامنشیان،سایت پرتال جامع علوم انسانی،قابل بازیابی از https://ensani.ir/fa/article/107209