هنرهای تجسمی در دوران پهلوی
نقاشی و دیگر هنرهای تجسمی
سفر محمد غفاری (کمالالملک) به اروپا و نسخهبرداری او از آثار کهنگرای اروپایی و تدریس شیوههای نقاشی باختری کهنگرا، پس از بازگشتن به ایران، سیر نقاشی قاجاری را که به سوی یک تحول تازه و نو پیش میرفت، منحرف کرد و یک واقعیگرایی محض به شیوهی دوران باززایش (رنسانس) هنری ایتالیا را جایگزین آن ساخت. هنرمندان جریان هنری اصیل ایرانی، از نگارگرها، کاشیگرها و آیینهکارها، به تزیین کاخهای شاهی پرداختند و آموزش هنرهای ایرانی - اسلامی را متوقف کردند. تنها در یک دورهی کوتاه چند ساله مدرسهای به سرپرستی حسین طاهرزادهی بهزاد برای آموزش هنرهای ایرانی دایر شد که تعداد انگشتشماری، هنرمند به اصطلاح زمان «سنتگرا» تربیت کرد. نسل نخست این هنرمندان از میان رفته و نسل دوم نیز به سالهای کهولت و پیری نزدیک میشوند. تأسیس دانشکدهی هنرهای زیبا به دست آندره گدار فرانسوی و سپس به سرپرستی مهندس فروغی سبب شد که مدرسهی طاهرزادهی بهزاد تعطیل گردد و حفظ و آموزش هنرهای اصیل ایرانی به ادارهی هنرهای زیبای کشور محدود
۳۱۳
هنر ایران پس از اسلام تا... گردد.
از سوی دیگر، همانند معماران، عدهای هنرمند تحصیل کرده در فرنگ، که از سوی پهلوی، اول به اروپا اعزام شده بودند، پس از بازگشت شیوههای نو و تازهی اروپایی را که هیچگونه نزدیکی و خویشاوندی با هنر و فرهنگ ایرانی نداشت، به مثابهی نمودی از «تهران باخترمابانه»، به ایران وارد کرده و به آموزش و تبلیغ آن پرداختند. و چون این اروپازدگی با سیاست نظام سیاسی جدید هماهنگ و اخت بود، وزارت فرهنگ (سابق) به سرمایهگذاری، آموزش و تشویق و ترغیب هنرمندان جوان در این جریان تازه پرداخت و هنرمندان «ایرانی کار»، بویژه اخیالینگارها، به فراموشی و بیمهری سپرده شدند و استادانی چون قوللرآغاسی و مدبر در بیچارگی این جهان را ترک گفتند. هنرمندان نگارگر نیز، تنها در برخی از شهرستانها چون اصفهان، به زندگی هنری خود ادامه دادند و بتدریج از تعداد استادان این هنرها کاسته شد. در زمان پهلوی دوم، اروپاییگرایی، یک جریان باب روز شد و تقلید کورکورانه از هنر اروپا چنان رواج یافتکه بسیاری از هنرمندان با تغییرات اندکی در آثار اروپایی، آثاری به نام و امضای خود ارائه میکردند.
شاخص اینگروه نامی، جعفری و استاد ضیاء پور میباشند. تأسیس جشنهای هنر شیراز به دست فرح پهلوی سبب شد که پدیدههای مختلف هنر باختری معاصر، بویژه در قلمرو موسیقی و نمایش، تا آنجا جلوه کند که موهنترین نمایشهای ضد دینی و ضد اخلاقی به طور آشکار در خیابانهای شیراز به اجرا درآید، و سپس مورد تقلید هنرمندان ایرانی قرار گیرد.
از هنرهای دیگری که در این زمان رشد زیادی پیدا میکرد و تقلید از آثار اروپایی در آن بشدت هرچه بیشتر رواج یافت، هنر «سینما» است که هنری کاملاً باختری است و از پدیدههای، فناوری معاصر میباشد. هنر سینما در دوران پهلوی اول شکوفایی زیادی نداشت، لیکن در عهد پهلوی دوم رواج و گسترش زیادی پیدا میکرد و میکوشید که در اروپایی کردن و فرنگیمآب کردن فرهنگ عمومیگام بردارد.