هنرهای فلز

شامل قلمزنی، ملیلهکاری، ترصیع یا معرق فلز یا فلز نشانی است. قلمزنی، که برجستهکاری در فلز است، شیوهها و فنون متفاوت دارد. قلمزنی سنتی، کندهکاری بر فلز و «شیوه رانش فلز» رایجترین شیوههایکنونی است. در قلمزنی سنتی ظرف یا فلز موردنظر را از داخل یا از «پشت» با لایهی ضخیمی از موم یا قیر میپوشانند و سپس طرح را با مداد یا قلم روی صفحهی دیگر فلز منتقل کرده و با قلم فلزی و ضربههایکم یا زیاد چکش قسمتهای منفی طرح را میکوبند تا در موم یا قیر فرو رود و طرح اصلی برجسته بماند. سپس فلز یا ظرف راگرم کرده و موم یا قیر آن را جدا ساخته و پس از آن، باقیماندهی موم یا قیر را با حلالهای شیمیایی میزدایند. این شیوه بیشتر در اصفهان بر روی مس و در شیراز بر روی نقره اعمال میشود.
شیوهی کندهکاری بر فلز، یعنی بر مس، نقره و برنج و یا بر ظروف فولادین، راحتتر و سادهتر است و در آن فن کندهکاری ساده و فن «برداشت فلز» رایجتر میباشد. درکندهکاری ساده، همانند حکاکی روی فلز، سطح فلز را نخست صیقلی کرده و سپس طرح را روی آن منتقل میکنند و با قلمهای فلزی بخشهای مثبت طرح را بر فلز میکنند. در این شیوه قسمتهای منفی برجسته میماند. این شیوه بیشتر در اصفهان رایج است و هنرمندان بسیاری به استادی و مهارت در آن مشهورند.
در شیوهی «برداشت فلز»، شیء را از فلز ضخیم و معمولاً نقره و گاهی نیز مس، تهیه کرده و پس از انتقال طرح بر سطح آن، بخشهای منفی را با نوک قلمهای فولادی بسیار تیز و یا مغارهای فولادین برمیدارند و بدین طریق به قسمتهای مثبت طرح برجستگیهای متفاوت دلخواه میدهند. این شیوه با منبتکاری شباهت زیادی دارد؛ لیکن ظرافت و دقت در طرح در این شیوه بسیار بیشتر است. بافت چوب سبب میشود که در منبتکاری، هنرمند از ظرافتها و ریزهکاریها چشمپوشیکند؛ درحالی که در فلز آزادی هنرمند بسیار بیشتر است و آثار ایجاد شده تنوع زیادی دارند.
در ترصیع یا فلز نشانی و نیز در نگین نشانی، که اوج آن درگذشته در هنر هخامنشیان و ساسانیان تجلی کرده است، و سپس در زمان صفویان، و تجدید حیات آن در جمهوری اسلامی، کار اینگونه است که طرح را بر سطح فلز منتقلکرده و قسمتهای مثبت طرح را بر فلز میکنند و گود میکنند و سپس در شیارهایکنده شده فلز دیگری را داخل کرده و میکوبند و سپس درکوره حرارت میدهند تا که فلز اصلی با فلزهای نشانده شده اخت شده و بچسبد. در زمان ساسانیان فلز اصلی را آهن یا مسگرفته و شیارها را از طلا یا نقره پر میکردند. در دوران هخامنشیان فلز اصلی از طلا و شیارها از مس و یا برعکس انتخاب میشدند. درحال حاضر از مس و برنج استفاده میکنند، مگرآنکه اثر هنری به سفارش خریدار از فلز ارزشمند دیگری ساخته شود. در نگین نشانی یا ترصیع، از سنگهای ارزشمند و یا شیشههای رنگین برای پر کردن شیارها و یا گودیهای طرح استفاده میشود. اوج هنر ترصیع یا نگین نشانی در عهد ساسانیان بوده است و درحال حاضر، به دلیل بهای سنگین اینگونه آثار، جز به سفارش خریدار، اثری ساخته نمیشود. شیوهی رانش فلز،که شاید شیوهای نو و معاصر باشد، تا اندازهای شبیه به شیوهی قلمزنی بر فلز است ولی بدون عمل مومکاری یا قیرکاری؛ یعنی لایهی فلز یا ظرف را کمی ضخیمتر انتخاب کرده و میکوشند با ضربههای چکش بر قسمتهای مختلف طرح، بخشهای منفی را به سوی بخشهای مثبت رانده و در آن نواحی ایجاد برجستگیکنند.
در این شیوه چیزی از فلز برداشته نمیشود و برخلاف شیوهی قلمزنی، که در آن یک سطح مثبت و سطح دیگر منفی است، در این شیوه یک سطح مثبت و برجسته و سطح دیگر صاف و بدون برجستگی و گود است. در این شیوه معمولاً از فلزهای نرم مانند مس استفاده میشود. به سبب مشکلات و دقت زیادی که در اجرا لازم و ضروری است، هنرمندان کمی دست به این کار میزنند. نمونهی این شیوهی هنری در گذشته بسیار زیاد است. شیوهی دیگر رایج در فلزکاری، ساخت قطعات مختلف و جوش آنها بر یکدیگر است که از هزارهی دوم پیش از هجرت و نمونههایی نیز از هزارهی سوم پیش از هجرت در هنر ایرانیان مانّایی رواج داشته است.
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حبیب الله آیت اللهی