پرش به محتوا

استنساخ: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اِسْتِنْساخ'''، اين اصطلاح، كه با كلمة استكتاب مترادف دانسته شده، به معناي نوشتن نسخة كتابي از روي نسخة ديگر همان كتاب يا نسخه گرفتن از كتاب و نوشته به كار مي‌رود، و معادل آن در زبان فارسي «نسخه‌نويسي» است.<sup>1</sup> اين اصطلاح از مادة «نسخ» گرف...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''اِسْتِنْساخ'''، اين اصطلاح، كه با كلمة استكتاب مترادف دانسته شده، به معناي نوشتن نسخة كتابي از روي نسخة ديگر همان كتاب يا نسخه گرفتن از كتاب و نوشته به كار مي‌رود، و معادل آن در زبان فارسي «نسخه‌نويسي» است.<sup>1</sup> اين اصطلاح از مادة «نسخ» گرفته شده كه يكي از معاني نسخ «نَقْل» است؛ چنان‌كه نوشته‌اي از روي نوشته‌اي ديگر نقل شود.  
'''اِسْتِنْساخ'''، این اصطلاح، که با کلمه استکتاب مترادف دانسته شده، به معنای نوشتن نسخه کتابی از روی نسخه دیگر همان کتاب یا نسخه گرفتن از [[کتاب]] و نوشته به کار می‌رود، و معادل آن در زبان فارسی «نسخه‌نویسی» است<ref>ورّام، مسعود. '''''تنبیه الخواطر و نزهه النواظر''''' معروف به '''''مجموعه ورّام'''''. بیروت: دار صعب و دارالتعاریف، [بی‌تا]، ج 2، ص 160.</ref>. این اصطلاح از ماده «نسخ» گرفته شده که یکی از معانی نسخ «نَقْل» است؛ چنان‌که نوشته‌ای از روی نوشته‌ای دیگر نقل شود.  


چيني‌ها، يوناني‌ها و ايرانيان دوران باستان از طريق استنساخ كتاب به تكثير و انتشار آن مي‌پرداختند. گفته‌اند كه اسكندر مقدوني پس از ورود به ايران دستور داد تا از همة كتاب‌هاي موجود در اصطخر نسخه‌برداري كنند. شاپور هم كتاب‌هايي را كه جمع‌آوري كرده بود در دسترس نسخه‌برداران قرار داد تا از روي آن‌ها نسخه‌هايي استنساخ شوند.<sup>3</sup> در تمدن اسلامي استنساخ كتاب نوعي ارزش فرهنگي تلقي شده؛ تا جايي كه ابن خلدون آن را از زمينه‌هاي «عمران» محسوب داشته است.<sup>4</sup>  
چینی‌ها، یونانی‌ها و ایرانیان دوران باستان از طریق استنساخ [[کتاب]] به تکثیر و انتشار آن می‌پرداختند. گفته‌اند که اسکندر مقدونی پس از ورود به ایران دستور داد تا از همه کتاب‌های موجود در اصطخر نسخه‌برداری کنند<ref>استیپچویچ، الکساندر. '''''کتاب در پویه تاریخ'''''. ترجمه حمیدرضا آژیر، حمیدرضا شیخی، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1373، ص 67. </ref>. [[شاپور]] هم کتاب‌هایی را که جمع‌آوری کرده بود در دسترس نسخه‌برداران قرار داد تا از روی آن‌ها نسخه‌هایی استنساخ شوند<ref>عش، یوسف. '''''کتابخانه‌های عمومی و نیمه عمومی عربی در قرون وسطی'''''. ترجمه اسدالله علوی، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1372، ص 67. </ref>. در تمدن اسلامی استنساخ [[کتاب]] نوعی ارزش فرهنگی تلقی شده؛ تا جایی که ابن خلدون آن را از زمینه‌های «عمران» محسوب داشته است<ref>ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد. '''''العبر و دیوان المبتدی و الخبر'''''. بولاق: المطبعه بولاق، 1384ق، ج 1، ص 841.</ref>.


بر اساس شمارش مجموعة فهرست‌هاي نسخ خطي نگارش‌هاي اسلامي مي‌توان گفت كه در طول يك هزار و دويست سال تاريخ از تاريخ تمدن اسلامي، در حدود پنج ميليون كتاب و رساله استنساخ شده است. اين رقم حكايت از آن دارد كه مقولة استنساخ، به عنوان ارزشي فرهنگي، در جهان اسلام شناخته بوده است.  
بر اساس شمارش مجموعه فهرست‌های نسخ خطی نگارش‌های اسلامی می‌توان گفت که در طول یک هزار و دویست سال تاریخ از تاریخ تمدن اسلامی، در حدود پنج میلیون کتاب و رساله استنساخ شده است. این رقم حکایت از آن دارد که مقوله استنساخ، به عنوان ارزشی فرهنگی، در جهان [[اسلام]] شناخته بوده است.  


انگيزه‌هايي كه سبب گرديده مقولة استنساخ، در قلمرو فرهنگ جهان اسلام، زمينه‌اي از زمينه‌هاي عمران محسوب شود را مي‌توان در سه حوزة عقيده، علاقه به خِرَد و تحصيل دانش، و نيز به اعتبار امور اقتصادي و معيشتي مورد مداقّه قرار داد.<sup>5</sup> يكي از مهم‌ترين و كارآمدترين شبكه‌هايي كه به استنساخ و نسخه‌نويسي اهميت فراوان مي‌داده شبكه‌اي است كه در دربار سلاطين و حكمرانان تشكيل يافته است. دربارها نه تنها به وجود كاتبان آگاه از فرهنگ ديواني نياز داشته‌اند و به اعتبار نوشتن نامه‌هاي ديواني،كاتبان خوشنويس و مطلع بر آداب نامه‌نويسي و منشي‌گري به خدمت مي‌گرفته‌اند،<sup>6</sup> بلكه از لحاظ تشكيل كتابخانه‌هاي درباري و سلطنتي نيز به نسخه‌نويساني نياز داشته‌اند تا آثار و نگارش‌هاي مورد توجه سلاطين و حكمرانان را براي كتابخانه‌هاي آنان استنساخ كنند. در عصر تيموريان و صفويان ماهرترين خوشنويسان در كتابخانه‌هاي درباري مشغول استنساخ بوده‌اند. بايسنغر ميرزا كتابخانه‌اي داشت كه مانند كانون فرهنگي عمل مي‌كرد. در اين كتابخانه، كتاب‌آرايان ممتاز و بيش از چهل نفر خوشنويس ورزيده جمع بودند و به كار استنساخ و كتاب‌آرايي مي‌پرداختند.<sup>7</sup>  
انگیزه‌هایی که سبب گردیده مقوله استنساخ، در قلمرو فرهنگ جهان اسلام، زمینه‌ای از زمینه‌های عمران محسوب شود را می‌توان در سه حوزه عقیده، علاقه به خِرَد و تحصیل دانش، و نیز به اعتبار امور اقتصادی و معیشتی مورد مداقّه قرار داد<ref>مایل هروی، نجیب. '''''نقد و تصحیح متون: مراحل نسخه‌شناسی و شیوه‌های تصحیح نسخه‌های خطی فارسی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1369، ص 24-25. </ref>. یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین شبکه‌هایی که به استنساخ و نسخه‌نویسی اهمیت فراوان می‌داده شبکه‌ای است که در دربار سلاطین و حکمرانان تشکیل یافته است. دربارها نه تنها به وجود کاتبان آگاه از فرهنگ دیوانی نیاز داشته‌اند و به اعتبار نوشتن نامه‌های دیوانی،کاتبان خوشنویس و مطلع بر آداب نامه‌نویسی و منشی‌گری به خدمت می‌گرفته‌اند<ref>قابوس بن وشمگیر. '''''قابوس‌نامه'''''. به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران: علمی و فرهنگی، 1364، ص 207-215.</ref><ref>نظامی، احمد بن عمر. '''''چهار مقاله'''''. به کوشش محمد قزوینی، محمد معین، تهران: زوار، 1333، ص 19-41.</ref>، بلکه از لحاظ تشکیل کتابخانه‌های درباری و سلطنتی نیز به نسخه‌نویسانی نیاز داشته‌اند تا آثار و نگارش‌های مورد توجه سلاطین و حکمرانان را برای کتابخانه‌های آنان استنساخ کنند. در عصر [[تیموریان]] و [[صفویان]] ماهرترین خوشنویسان در کتابخانه‌های درباری مشغول استنساخ بوده‌اند. بایسنغر میرزا کتابخانه‌ای داشت که مانند کانون فرهنگی عمل می‌کرد. در این کتابخانه، کتاب‌آرایان ممتاز و بیش از چهل نفر خوشنویس ورزیده جمع بودند و به کار استنساخ و کتاب‌آرایی می‌پرداختند<ref>منشی قمی، احمد بن حسین. '''''گلستان هنر'''''. به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران: منوچهری، 1366، ص 42. </ref>.


استنساخ كتاب در كتابخانه‌هاي دربارهاي ايران و منطقه همچنان جريان داشت تا آنكه در اواخر عصر قاجار چاپخانه وارد ايران و ديگر كشورهاي منطقه شد. با ورود چاپخانه‌هاي سنگي نيز، مقولة استنساخ يكي از مراحل توليد و تكثير كتاب محسوب مي‌شد، به‌طوري كه آثاري را كه براي چاپ سنگي<sup>*</sup> مهيّا مي‌كردند نخست نسخه‌اي منقّح يا مصحَّح از آن‌ها استنساخ مي‌كرده سپس به چاپ مي‌رسانده‌اند. در مراكز فرهنگي، حق‌الزحمة نسخه‌نويسان از محل هزينه‌هاي وقفي پرداخت مي‌شده است.<sup>8</sup>  
استنساخ کتاب در کتابخانه‌های دربارهای [[ایران]] و منطقه همچنان جریان داشت تا آنکه در اواخر [[قاجاریه|عصر قاجار]] چاپخانه وارد [[ایران]] و دیگر کشورهای منطقه شد. با ورود چاپخانه‌های سنگی نیز، مقوله استنساخ یکی از مراحل تولید و تکثیر [[کتاب]] محسوب می‌شد، به‌طوری که آثاری را که برای [[چاپ سنگی]]<sup>*</sup> مهیّا می‌کردند نخست نسخه‌ای منقّح یا مصحَّح از آن‌ها استنساخ می‌کرده سپس به [[چاپ و چاپخانه|چاپ]] می‌رسانده‌اند. در مراکز فرهنگی، حق‌الزحمه نسخه‌نویسان از محل هزینه‌های وقفی پرداخت می‌شده است<ref>رشیدالدین فضل‌الله. '''''لطائف الحقائق'''''. به کوشش غلامرضا طاهر، تهران: دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد، 1355، ج 2، ص 2-3، 10. </ref>.


در ايران عصر صفوي و قاجار، مزد استنساخ كتاب بر پاية خوشي و بدي خط، و نيز بر مبناي احصاي «بَيْت» ـ هر بيت متضمّن پنجاه حرف ـ سنجيده مي‌شده است. مسئلة استنساخ در مراكز آموزشي مقوله‌اي عام بوده و وجهة فرهنگي داشته است؛<sup>9</sup> تا جايي كه هر طالب علمي كه كتاب‌هاي بيشتري استنساخ مي‌كرده، به اعتبار دانشوري و دانشمندي، پذيرفته‌تر و مقبول‌تر بوده و هم از اعتبار بيشتري در حوزة تعليم و تعلم برخوردار مي‌شده است.<sup>10</sup>
در [[ایران]] [[صفویان|عصر صفوی]] و [[قاجاریه|قاجار]]، مزد استنساخ [[کتاب]] بر پایه خوشی و بدی خط، و نیز بر مبنای احصای «بَیْت» ـ هر بیت متضمّن پنجاه حرف ـ سنجیده می‌شده است. مسئله استنساخ در مراکز آموزشی مقوله‌ای عام بوده و وجهه فرهنگی داشته است<ref>عالی، مصطفی. مناقب هنروران. ترجمه توفیق سبحانی. تهران: سروش، 1369، ص 24.</ref><ref>«فن کتابت و تصویر و صحافی»، '''''ایرانشهر'''''. ج 1، تهران: یونسکو، ص 747.</ref>؛ تا جایی که هر طالب علمی که [[کتاب|کتاب‌]]<nowiki/>های بیشتری استنساخ می‌کرده، به اعتبار دانشوری و دانشمندی، پذیرفته‌تر و مقبول‌تر بوده و هم از اعتبار بیشتری در حوزه تعلیم و تعلم برخوردار می‌شده است<ref>مایل هروی، نجیب. '''''نقد و تصحیح متون: مراحل نسخه‌شناسی و شیوه‌های تصحیح نسخه‌های خطی فارسی'''''. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1369، ص.366- 367.</ref>.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1-    ورّام، مسعود. '''''تنبيه الخواطر و نزهة النواظر''''' معروف به '''''مجموعة ورّام'''''. بيروت: دار صعب و دارالتعاريف، [بي‌تا]، ج 2، ص 160.
* [[اقتباس]]
* [[کتاب]]


2-    استيپچويچ، الكساندر. '''''كتاب در پوية تاريخ'''''. ترجمة حميدرضا آژير، حميدرضا شيخي، مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1373، ص 67.
== مآخذ ==
<references />


3-    عش، يوسف. '''''كتابخانه‌هاي عمومي و نيمه عمومي عربي در قرون وسطي'''''. ترجمة اسدالله علوي، مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1372، ص 67.  
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


4-    ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد. '''''العبر و ديوان المبتدي و الخبر'''''. بولاق: المطبعة بولاق، 1384ق، ج 1، ص 841.
== نویسنده مقاله ==
 
نجیب مایل هروی
5-    مايل هروي، نجيب. '''''نقد و تصحيح متون: مراحل نسخه‌شناسي و شيوه‌هاي تصحيح نسخه‌هاي خطي فارسي'''''. مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1369، ص 24-25.
[[index.php?title=رده:رسانه ها و ارتباطات]]
 
[[رده:ارتباطات]]
6-    قابوس بن وشمگير. '''''قابوس‌نامه'''''. به كوشش غلامحسين يوسفي، تهران: علمي و فرهنگي، 1364، ص 207-215؛ نظامي، احمد بن عمر. '''''چهار مقاله'''''. به كوشش محمد قزويني، محمد معين، تهران: زوار، 1333، ص 19-41.
 
7-    منشي قمي، احمد بن حسين. '''''گلستان هنر'''''. به كوشش احمد سهيلي خوانساري، تهران: منوچهري، 1366، ص 42.
 
8-    رشيدالدين فضل‌الله. '''''لطائف الحقائق'''''. به كوشش غلامرضا طاهر، تهران: دانشگاه تهران، كتابخانة مركزي و مركز اسناد، 1355، ج 2، ص 2-3، 10.
 
9-    عالي، مصطفي. مناقب هنروران. ترجمة توفيق سبحاني. تهران: سروش، 1369، ص 24؛ «فن كتابت و تصوير و صحافي»، '''''ايرانشهر'''''. ج 1، تهران: يونسكو، ص 747.
 
10-  مايل هروي. همان. ص 366-367.

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۵۱

اِسْتِنْساخ، این اصطلاح، که با کلمه استکتاب مترادف دانسته شده، به معنای نوشتن نسخه کتابی از روی نسخه دیگر همان کتاب یا نسخه گرفتن از کتاب و نوشته به کار می‌رود، و معادل آن در زبان فارسی «نسخه‌نویسی» است[۱]. این اصطلاح از ماده «نسخ» گرفته شده که یکی از معانی نسخ «نَقْل» است؛ چنان‌که نوشته‌ای از روی نوشته‌ای دیگر نقل شود.

چینی‌ها، یونانی‌ها و ایرانیان دوران باستان از طریق استنساخ کتاب به تکثیر و انتشار آن می‌پرداختند. گفته‌اند که اسکندر مقدونی پس از ورود به ایران دستور داد تا از همه کتاب‌های موجود در اصطخر نسخه‌برداری کنند[۲]. شاپور هم کتاب‌هایی را که جمع‌آوری کرده بود در دسترس نسخه‌برداران قرار داد تا از روی آن‌ها نسخه‌هایی استنساخ شوند[۳]. در تمدن اسلامی استنساخ کتاب نوعی ارزش فرهنگی تلقی شده؛ تا جایی که ابن خلدون آن را از زمینه‌های «عمران» محسوب داشته است[۴].

بر اساس شمارش مجموعه فهرست‌های نسخ خطی نگارش‌های اسلامی می‌توان گفت که در طول یک هزار و دویست سال تاریخ از تاریخ تمدن اسلامی، در حدود پنج میلیون کتاب و رساله استنساخ شده است. این رقم حکایت از آن دارد که مقوله استنساخ، به عنوان ارزشی فرهنگی، در جهان اسلام شناخته بوده است.

انگیزه‌هایی که سبب گردیده مقوله استنساخ، در قلمرو فرهنگ جهان اسلام، زمینه‌ای از زمینه‌های عمران محسوب شود را می‌توان در سه حوزه عقیده، علاقه به خِرَد و تحصیل دانش، و نیز به اعتبار امور اقتصادی و معیشتی مورد مداقّه قرار داد[۵]. یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین شبکه‌هایی که به استنساخ و نسخه‌نویسی اهمیت فراوان می‌داده شبکه‌ای است که در دربار سلاطین و حکمرانان تشکیل یافته است. دربارها نه تنها به وجود کاتبان آگاه از فرهنگ دیوانی نیاز داشته‌اند و به اعتبار نوشتن نامه‌های دیوانی،کاتبان خوشنویس و مطلع بر آداب نامه‌نویسی و منشی‌گری به خدمت می‌گرفته‌اند[۶][۷]، بلکه از لحاظ تشکیل کتابخانه‌های درباری و سلطنتی نیز به نسخه‌نویسانی نیاز داشته‌اند تا آثار و نگارش‌های مورد توجه سلاطین و حکمرانان را برای کتابخانه‌های آنان استنساخ کنند. در عصر تیموریان و صفویان ماهرترین خوشنویسان در کتابخانه‌های درباری مشغول استنساخ بوده‌اند. بایسنغر میرزا کتابخانه‌ای داشت که مانند کانون فرهنگی عمل می‌کرد. در این کتابخانه، کتاب‌آرایان ممتاز و بیش از چهل نفر خوشنویس ورزیده جمع بودند و به کار استنساخ و کتاب‌آرایی می‌پرداختند[۸].

استنساخ کتاب در کتابخانه‌های دربارهای ایران و منطقه همچنان جریان داشت تا آنکه در اواخر عصر قاجار چاپخانه وارد ایران و دیگر کشورهای منطقه شد. با ورود چاپخانه‌های سنگی نیز، مقوله استنساخ یکی از مراحل تولید و تکثیر کتاب محسوب می‌شد، به‌طوری که آثاری را که برای چاپ سنگی* مهیّا می‌کردند نخست نسخه‌ای منقّح یا مصحَّح از آن‌ها استنساخ می‌کرده سپس به چاپ می‌رسانده‌اند. در مراکز فرهنگی، حق‌الزحمه نسخه‌نویسان از محل هزینه‌های وقفی پرداخت می‌شده است[۹].

در ایران عصر صفوی و قاجار، مزد استنساخ کتاب بر پایه خوشی و بدی خط، و نیز بر مبنای احصای «بَیْت» ـ هر بیت متضمّن پنجاه حرف ـ سنجیده می‌شده است. مسئله استنساخ در مراکز آموزشی مقوله‌ای عام بوده و وجهه فرهنگی داشته است[۱۰][۱۱]؛ تا جایی که هر طالب علمی که کتاب‌های بیشتری استنساخ می‌کرده، به اعتبار دانشوری و دانشمندی، پذیرفته‌تر و مقبول‌تر بوده و هم از اعتبار بیشتری در حوزه تعلیم و تعلم برخوردار می‌شده است[۱۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ورّام، مسعود. تنبیه الخواطر و نزهه النواظر معروف به مجموعه ورّام. بیروت: دار صعب و دارالتعاریف، [بی‌تا]، ج 2، ص 160.
  2. استیپچویچ، الکساندر. کتاب در پویه تاریخ. ترجمه حمیدرضا آژیر، حمیدرضا شیخی، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1373، ص 67.
  3. عش، یوسف. کتابخانه‌های عمومی و نیمه عمومی عربی در قرون وسطی. ترجمه اسدالله علوی، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1372، ص 67.
  4. ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد. العبر و دیوان المبتدی و الخبر. بولاق: المطبعه بولاق، 1384ق، ج 1، ص 841.
  5. مایل هروی، نجیب. نقد و تصحیح متون: مراحل نسخه‌شناسی و شیوه‌های تصحیح نسخه‌های خطی فارسی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1369، ص 24-25.
  6. قابوس بن وشمگیر. قابوس‌نامه. به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران: علمی و فرهنگی، 1364، ص 207-215.
  7. نظامی، احمد بن عمر. چهار مقاله. به کوشش محمد قزوینی، محمد معین، تهران: زوار، 1333، ص 19-41.
  8. منشی قمی، احمد بن حسین. گلستان هنر. به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران: منوچهری، 1366، ص 42.
  9. رشیدالدین فضل‌الله. لطائف الحقائق. به کوشش غلامرضا طاهر، تهران: دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد، 1355، ج 2، ص 2-3، 10.
  10. عالی، مصطفی. مناقب هنروران. ترجمه توفیق سبحانی. تهران: سروش، 1369، ص 24.
  11. «فن کتابت و تصویر و صحافی»، ایرانشهر. ج 1، تهران: یونسکو، ص 747.
  12. مایل هروی، نجیب. نقد و تصحیح متون: مراحل نسخه‌شناسی و شیوه‌های تصحیح نسخه‌های خطی فارسی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1369، ص.366- 367.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

نجیب مایل هروی index.php?title=رده:رسانه ها و ارتباطات