استنساخ
اِسْتِنْساخ، این اصطلاح، که با کلمه استکتاب مترادف دانسته شده، به معنای نوشتن نسخه کتابی از روی نسخه دیگر همان کتاب یا نسخه گرفتن از کتاب و نوشته به کار میرود، و معادل آن در زبان فارسی «نسخهنویسی» است[۱]. این اصطلاح از ماده «نسخ» گرفته شده که یکی از معانی نسخ «نَقْل» است؛ چنانکه نوشتهای از روی نوشتهای دیگر نقل شود.
چینیها، یونانیها و ایرانیان دوران باستان از طریق استنساخ کتاب به تکثیر و انتشار آن میپرداختند. گفتهاند که اسکندر مقدونی پس از ورود به ایران دستور داد تا از همه کتابهای موجود در اصطخر نسخهبرداری کنند[۲]. شاپور هم کتابهایی را که جمعآوری کرده بود در دسترس نسخهبرداران قرار داد تا از روی آنها نسخههایی استنساخ شوند[۳]. در تمدن اسلامی استنساخ کتاب نوعی ارزش فرهنگی تلقی شده؛ تا جایی که ابن خلدون آن را از زمینههای «عمران» محسوب داشته است[۴].
بر اساس شمارش مجموعه فهرستهای نسخ خطی نگارشهای اسلامی میتوان گفت که در طول یک هزار و دویست سال تاریخ از تاریخ تمدن اسلامی، در حدود پنج میلیون کتاب و رساله استنساخ شده است. این رقم حکایت از آن دارد که مقوله استنساخ، به عنوان ارزشی فرهنگی، در جهان اسلام شناخته بوده است.
انگیزههایی که سبب گردیده مقوله استنساخ، در قلمرو فرهنگ جهان اسلام، زمینهای از زمینههای عمران محسوب شود را میتوان در سه حوزه عقیده، علاقه به خِرَد و تحصیل دانش، و نیز به اعتبار امور اقتصادی و معیشتی مورد مداقّه قرار داد[۵]. یکی از مهمترین و کارآمدترین شبکههایی که به استنساخ و نسخهنویسی اهمیت فراوان میداده شبکهای است که در دربار سلاطین و حکمرانان تشکیل یافته است. دربارها نه تنها به وجود کاتبان آگاه از فرهنگ دیوانی نیاز داشتهاند و به اعتبار نوشتن نامههای دیوانی،کاتبان خوشنویس و مطلع بر آداب نامهنویسی و منشیگری به خدمت میگرفتهاند[۶][۷]، بلکه از لحاظ تشکیل کتابخانههای درباری و سلطنتی نیز به نسخهنویسانی نیاز داشتهاند تا آثار و نگارشهای مورد توجه سلاطین و حکمرانان را برای کتابخانههای آنان استنساخ کنند. در عصر تیموریان و صفویان ماهرترین خوشنویسان در کتابخانههای درباری مشغول استنساخ بودهاند. بایسنغر میرزا کتابخانهای داشت که مانند کانون فرهنگی عمل میکرد. در این کتابخانه، کتابآرایان ممتاز و بیش از چهل نفر خوشنویس ورزیده جمع بودند و به کار استنساخ و کتابآرایی میپرداختند[۸].
استنساخ کتاب در کتابخانههای دربارهای ایران و منطقه همچنان جریان داشت تا آنکه در اواخر عصر قاجار چاپخانه وارد ایران و دیگر کشورهای منطقه شد. با ورود چاپخانههای سنگی نیز، مقوله استنساخ یکی از مراحل تولید و تکثیر کتاب محسوب میشد، بهطوری که آثاری را که برای چاپ سنگی* مهیّا میکردند نخست نسخهای منقّح یا مصحَّح از آنها استنساخ میکرده سپس به چاپ میرساندهاند. در مراکز فرهنگی، حقالزحمه نسخهنویسان از محل هزینههای وقفی پرداخت میشده است[۹].
در ایران عصر صفوی و قاجار، مزد استنساخ کتاب بر پایه خوشی و بدی خط، و نیز بر مبنای احصای «بَیْت» ـ هر بیت متضمّن پنجاه حرف ـ سنجیده میشده است. مسئله استنساخ در مراکز آموزشی مقولهای عام بوده و وجهه فرهنگی داشته است[۱۰][۱۱]؛ تا جایی که هر طالب علمی که کتابهای بیشتری استنساخ میکرده، به اعتبار دانشوری و دانشمندی، پذیرفتهتر و مقبولتر بوده و هم از اعتبار بیشتری در حوزه تعلیم و تعلم برخوردار میشده است[۱۲].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ورّام، مسعود. تنبیه الخواطر و نزهه النواظر معروف به مجموعه ورّام. بیروت: دار صعب و دارالتعاریف، [بیتا]، ج 2، ص 160.
- ↑ استیپچویچ، الکساندر. کتاب در پویه تاریخ. ترجمه حمیدرضا آژیر، حمیدرضا شیخی، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1373، ص 67.
- ↑ عش، یوسف. کتابخانههای عمومی و نیمه عمومی عربی در قرون وسطی. ترجمه اسدالله علوی، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1372، ص 67.
- ↑ ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد. العبر و دیوان المبتدی و الخبر. بولاق: المطبعه بولاق، 1384ق، ج 1، ص 841.
- ↑ مایل هروی، نجیب. نقد و تصحیح متون: مراحل نسخهشناسی و شیوههای تصحیح نسخههای خطی فارسی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1369، ص 24-25.
- ↑ قابوس بن وشمگیر. قابوسنامه. به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران: علمی و فرهنگی، 1364، ص 207-215.
- ↑ نظامی، احمد بن عمر. چهار مقاله. به کوشش محمد قزوینی، محمد معین، تهران: زوار، 1333، ص 19-41.
- ↑ منشی قمی، احمد بن حسین. گلستان هنر. به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران: منوچهری، 1366، ص 42.
- ↑ رشیدالدین فضلالله. لطائف الحقائق. به کوشش غلامرضا طاهر، تهران: دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد، 1355، ج 2، ص 2-3، 10.
- ↑ عالی، مصطفی. مناقب هنروران. ترجمه توفیق سبحانی. تهران: سروش، 1369، ص 24.
- ↑ «فن کتابت و تصویر و صحافی»، ایرانشهر. ج 1، تهران: یونسکو، ص 747.
- ↑ مایل هروی، نجیب. نقد و تصحیح متون: مراحل نسخهشناسی و شیوههای تصحیح نسخههای خطی فارسی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1369، ص.366- 367.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
نجیب مایل هروی index.php?title=رده:رسانه ها و ارتباطات