پرش به محتوا

کوچک خان جنگلی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''كوچك خان جنگلي''': ميرزا يونس معروف به ميرزا كوچك فرزند ميرزا بزرگ رهبر نهضت جنگل.
[[پرونده:63263974.jpg|بندانگشتی|میرزا کوچک خان جنگلی، قابل بازیابی از [https://www.isna.ir/news/1403091006806/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D9%88-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84 https://www.isna.ir/news/1403091006806]]]
'''کوچک خان جنگلی''': میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ رهبر نهضت جنگل.


ميرزا كوچك خان جنگلي در رشت (1297ق) متولد شد و تحصيلاتش را در آن شهر و مدرسه محمود تهران به پايان برد. نخستين حركت سياسي وي در جمع روحانيون مشروطه‌خواه بود و پس از آن با ستارخان همكاري داشت. در پي فتح [[استان تهران|تهران]] در جنگ با قواي محمدعلي شاه زخمي شد و به بعد از مداوا در بادكوبه، به تهران آمد<sup>1</sup> و پس از چندي به قم تبعيد شد. به دليل كمك‌هاي او به انقلابيون كرمانشاه به تهران بازگردانيده و در باغشاه زنداني شد پس از آن، با چند نفر از ملّيون كه علاقمند به اتحاد اسلام بودند متفق شد كه وحدت اسلامي، اعاده مشروطيت، قطع ايادي اسبتداد و مبارزه با نيرنگ بازان را سرلوحه كارشان قرار دهند. اين جمع دو دسته معتقد به مبارزه ملايم و مقاومت مسلحانه و ميرزا جزو دسته دوم بود.<sup>2</sup> ميرزاعلي خان ديوسالار از مجاهدان مشروطه به مازندران رفت اما پس از جدايي از او به لاهيجان رفت و دكتر حشمت، حاجي احمد كسائي و سلطان داودخان و برادرش غلامرضاخان و احسان الله خان با او همراه شدند و به گرد او جمع شدند و كميته اتحاد اسلام را درگيلان به وجود آورند.<sup>3</sup> روزنامه جنگل نيز كه ناشر افكار نهضت بود توسط حسين كمالي افكار نهضت را نشر مي‌داد. آلمانها و عثمانيان (متحدين) در ابتدا از او در برابر روسيه حمايت كردند. ميرزا مدتي نيز با نيروهاي انگليس براي راندن نيروهاي بلشويك از گيلان همكاري كرد و سپس خود با احسان الله خان به حكومت انقلابي گيلان پيوست و چون بلشويك‌ها از قواي قزاق و انگليس شكست خوردند به انزلي عقب نشست. ميرزا در پسيخان ناحيه از جنگلهاي شمال كمين گرفت و عليه دولت مركزي قيام كرد.<sup>4</sup> هرج و مرج سياسي اواخر سال 1338ق و اوايل 1339ق/ فروردين تا ديماه 1299ه‍. ش/ 1920م حكومت مركزي در گسترش قيام جنگل بسيار مؤثر افتاد. سيدضياء كه وارث پيمان مودت با شوروي شد با كسب اطمينان از طرف شوروي تصميم به براندازي نهضت جنگل گرفت.<sup>5</sup> اما در عمليات‌هاي دوره قوام‌السلطه نيروي جنگل در مازندران و به رهبري احسان‌الله خان در تنكابن از قواي دولتي شكست خورد و ميرزا و خالو قربان نيز كه به كمك او شتافتند شكست خوردند. اختلاف‌هاي آنان موجب جدايي‌شان از يكديگر شد. احسان الله خان به باكو گريخت و خالوقربان از ميرزا جدا شد و حيدرعمواوغلي به دست ميرزا به قتل رسيد و ميرزا در (مهر ماه 1300ه‍. ش/ 1921م) به جنگل پناه برد. كابينه قوام‌السلطنه در مجلس دچار تشنج شد و سردار سپه (رضاخان) شخصاً كار جنگل را دنبال كرد. سعدالله خان حكمران مازندران نيز طبق كه به احمدشاه براي تصفية جنگل داده بود در صدد تسليم ميرزا برآمد.<sup>6</sup> ميرزا كه تسليم شدن به دولت ايران و فرار به شوروي را نمي‌پذيرفت سرانجام در پي مقاومت در برابر رضاخان بعد از تسليم شدن خالو قربان، با يك نفر آلماني كه از دوستان صميمي بود در گردنه بين طالش و خلخال از سرما هلاك گرديد.<sup>7</sup> (آذرماه 1300ه‍. ش/ 1921م) نهضت جنگل از نظر مالي متكي به منطقه بود و گاهي با كمك‌هاي طرفداران و گاهي مصادره اموال خوانين و عوارض كالا به ميزان يك‌دهم تأمين مي‌شد. تعدادي از عناصر خارجي نيز با آنان همكاري مي‌كردند. رئيس مدرسه نظام يك آلماني به نام ويليام‌فن پاشن بود و چند اتريشي به نامهاي استريخ، اشنايدر و والتريخ به آنان آموزش نظامي مي‌دادند. تغييرات سياسي در شوروي و حكومت مركزي ايران، اختلاف نظر بين سران جنگل و تغيير سياست انگلستان از مهمترين عوامل سرنگوني نهضت جنگل بود.<sup>8</sup>
میرزا کوچک خان جنگلی در رشت (1297ق) متولد شد و تحصیلاتش را در آن شهر و مدرسه محمود [[استان تهران|تهران]] به پایان برد. نخستین حرکت سیاسی وی در جمع روحانیون [[نهضت مشروطه|مشروطه‌خواه]] بود و پس از آن با [[ستارخان]] همکاری داشت. در پی فتح [[استان تهران|تهران]] در جنگ با قوای محمدعلی شاه زخمی شد و به بعد از مداوا در بادکوبه، به [[استان تهران|تهران]] آمد<ref>میراحمدی، مریم، '''''پژوهشی در تاریخ معاصر ایران'''''، مشهد، آستان قدس، 1364، ص 21.</ref> و پس از چندی به [[قم]] تبعید شد. به دلیل کمک‌های او به انقلابیون [[کرمانشاه]] به [[استان تهران|تهران]] بازگردانیده و در باغشاه زندانی شد پس از آن، با چند نفر از ملّیون که علاقمند به اتحاد [[اسلام]] بودند متفق شد که وحدت اسلامی، اعاده [[نهضت مشروطه|مشروطیت]]، قطع ایادی اسبتداد و مبارزه با نیرنگ بازان را سرلوحه کارشان قرار دهند. این جمع دو دسته معتقد به مبارزه ملایم و مقاومت مسلحانه و میرزا جزو دسته دوم بود<ref>مدنی، جلال‌الدین، '''''تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران'''''، ج 2، قم، اسلامی، بی‌تا، صص 249- 243.</ref>.


میرزاعلی خان دیوسالار از مجاهدان [[نهضت مشروطه|مشروطه]] به مازندران رفت اما پس از جدایی از او به لاهیجان رفت و دکتر حشمت، حاجی احمد کسائی و سلطان داودخان و برادرش غلامرضاخان و احسان الله خان با او همراه شدند و به گرد او جمع شدند و کمیته اتحاد [[اسلام]] را در[[استان گیلان|گیلان]] به وجود آورند<ref>فخرائی، ابراهیم، '''''سردار جنگل'''''، تهران، جاویدان، 1357، ص 94.</ref>.


روزنامه جنگل نیز که ناشر افکار نهضت بود توسط حسین کمالی افکار نهضت را نشر می‌داد. آلمانها و عثمانیان (متحدین) در ابتدا از او در برابر روسیه حمایت کردند. میرزا مدتی نیز با نیروهای انگلیس برای راندن نیروهای بلشویک از [[استان گیلان|گیلان]] همکاری کرد و سپس خود با احسان الله خان به حکومت انقلابی [[استان گیلان|گیلان]] پیوست و چون بلشویک‌ها از قوای قزاق و انگلیس شکست خوردند به انزلی عقب نشست. میرزا در پسیخان ناحیه از جنگلهای شمال کمین گرفت و علیه دولت مرکزی قیام کرد<ref>آوری، پیتر، '''''تاریخ معاصر ایران'''''، ج 1، ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، تهران، عطایی، 1373، صص 412 و 411.</ref>. هرج و مرج سیاسی اواخر سال 1338ق و اوایل 1339ق/ فروردین تا دیماه 1299ه‍. ش/ 1920م حکومت مرکزی در گسترش قیام جنگل بسیار مؤثر افتاد.


سیدضیاء که وارث پیمان مودت با شوروی شد با کسب اطمینان از طرف شوروی تصمیم به براندازی نهضت جنگل گرفت<ref> هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، '''''تاریخ روابط خارجی ایران'''''، تهران، امیرکبیر، 1375، ص 369.</ref>. اما در عملیات‌های دوره قوام‌السلطه نیروی جنگل در مازندران و به رهبری احسان‌الله خان در تنکابن از قوای دولتی شکست خورد و میرزا و خالو قربان نیز که به کمک او شتافتند شکست خوردند. اختلاف‌های آنان موجب جدایی‌شان از یکدیگر شد. احسان الله خان به باکو گریخت و خالوقربان از میرزا جدا شد و حیدرعمواوغلی به دست میرزا به قتل رسید و میرزا در (مهر ماه 1300ه‍. ش/ 1921م) به جنگل پناه برد. کابینه [[احمد قوام السلطنه|قوام‌السلطنه]] در مجلس دچار تشنج شد و سردار سپه ([[رضا شاه پهلوی|رضاخان]]) شخصاً کار جنگل را دنبال کرد.


'''''مآخذ:'''''
سعدالله خان حکمران [[استان مازندران|مازندران]] نیز طبق که به احمدشاه برای تصفیه جنگل داده بود در صدد تسلیم میرزا برآمد<ref>شمیم، علی اصغر، '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''، تهران، مدبّر، 1378، ص 622.</ref>. میرزا که تسلیم شدن به دولت ایران و فرار به شوروی را نمی‌پذیرفت سرانجام در پی مقاومت در برابر رضاخان بعد از تسلیم شدن خالو قربان، با یک نفر آلمانی که از دوستان صمیمی بود در گردنه بین طالش و خلخال از سرما هلاک گردید<ref>  لنچوفسکی، گئورگ، '''''رقابت روسیه و غرب در ایران'''''، ترجمه اسماعیل راشین، تهران، جاویدان، 1356، ص 96.</ref>. (آذرماه 1300ه‍. ش/ 1921م) نهضت جنگل از نظر مالی متکی به منطقه بود و گاهی با کمک‌های طرفداران و گاهی مصادره اموال خوانین و عوارض کالا به میزان یک‌دهم تأمین می‌شد. تعدادی از عناصر خارجی نیز با آنان همکاری می‌کردند. رئیس مدرسه نظام یک آلمانی به نام ویلیام‌فن پاشن بود و چند اتریشی به نامهای استریخ، اشنایدر و والتریخ به آنان آموزش نظامی می‌دادند. تغییرات سیاسی در شوروی و حکومت مرکزی [[کشور ایران|ایران]]، اختلاف نظر بین سران جنگل و تغییر سیاست انگلستان از مهمترین عوامل سرنگونی نهضت جنگل بود<ref>فوران، جان، '''''مقاومت شکننده'''''، ترجمه احمد تدین، تهران، رسا، 1378، 298.    </ref>.


1-             ميراحمدي، مريم، '''''پژوهشي در تاريخ معاصر ايران'''''، مشهد، آستان قدس، 1364، ص 21.
== نیز نگاه کنید به ==


2-             مدني، جلال‌الدين، '''''تاريخ تحولات سياسي و روابط خارجي ايران'''''، ج 2، قم، اسلامي، بي‌تا، صص 249- 243.
* [[نهضت مشروطه]]
* [[استان گیلان]]
* [[ستارخان]]


3-             فخرائي، ابراهيم، '''''سردار جنگل'''''، تهران، جاويدان، 1357، ص 94.
== مآخذ ==
<references />


4-             آوري، پيتر، '''''تاريخ معاصر ايران'''''، ج 1، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي، تهران، عطايي، 1373، صص 412 و 411.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
5-             هوشنگ مهدوي، عبدالرضا، '''''تاريخ روابط خارجي ايران'''''، تهران، اميركبير، 1375، ص 369.
 
6-             شميم، علي اصغر، '''''ايران در دوره سلطنت قاجار'''''، تهران، مدبّر، 1378، ص 622.
 
7-             لنچوفسكي، گئورگ، '''''رقابت روسيه و غرب در ايران'''''، ترجمه اسماعيل راشين، تهران، جاويدان، 1356، ص 96.
 
8-             فوران، جان، '''''مقاومت شكننده'''''، ترجمه احمد تدين، تهران، رسا، 1378، 298.    


== نویسنده مقاله ==
کورش صالحی
کورش صالحی
[[رده:تاریخ]]
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۰۹

میرزا کوچک خان جنگلی، قابل بازیابی از https://www.isna.ir/news/1403091006806

کوچک خان جنگلی: میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ رهبر نهضت جنگل.

میرزا کوچک خان جنگلی در رشت (1297ق) متولد شد و تحصیلاتش را در آن شهر و مدرسه محمود تهران به پایان برد. نخستین حرکت سیاسی وی در جمع روحانیون مشروطه‌خواه بود و پس از آن با ستارخان همکاری داشت. در پی فتح تهران در جنگ با قوای محمدعلی شاه زخمی شد و به بعد از مداوا در بادکوبه، به تهران آمد[۱] و پس از چندی به قم تبعید شد. به دلیل کمک‌های او به انقلابیون کرمانشاه به تهران بازگردانیده و در باغشاه زندانی شد پس از آن، با چند نفر از ملّیون که علاقمند به اتحاد اسلام بودند متفق شد که وحدت اسلامی، اعاده مشروطیت، قطع ایادی اسبتداد و مبارزه با نیرنگ بازان را سرلوحه کارشان قرار دهند. این جمع دو دسته معتقد به مبارزه ملایم و مقاومت مسلحانه و میرزا جزو دسته دوم بود[۲].

میرزاعلی خان دیوسالار از مجاهدان مشروطه به مازندران رفت اما پس از جدایی از او به لاهیجان رفت و دکتر حشمت، حاجی احمد کسائی و سلطان داودخان و برادرش غلامرضاخان و احسان الله خان با او همراه شدند و به گرد او جمع شدند و کمیته اتحاد اسلام را درگیلان به وجود آورند[۳].

روزنامه جنگل نیز که ناشر افکار نهضت بود توسط حسین کمالی افکار نهضت را نشر می‌داد. آلمانها و عثمانیان (متحدین) در ابتدا از او در برابر روسیه حمایت کردند. میرزا مدتی نیز با نیروهای انگلیس برای راندن نیروهای بلشویک از گیلان همکاری کرد و سپس خود با احسان الله خان به حکومت انقلابی گیلان پیوست و چون بلشویک‌ها از قوای قزاق و انگلیس شکست خوردند به انزلی عقب نشست. میرزا در پسیخان ناحیه از جنگلهای شمال کمین گرفت و علیه دولت مرکزی قیام کرد[۴]. هرج و مرج سیاسی اواخر سال 1338ق و اوایل 1339ق/ فروردین تا دیماه 1299ه‍. ش/ 1920م حکومت مرکزی در گسترش قیام جنگل بسیار مؤثر افتاد.

سیدضیاء که وارث پیمان مودت با شوروی شد با کسب اطمینان از طرف شوروی تصمیم به براندازی نهضت جنگل گرفت[۵]. اما در عملیات‌های دوره قوام‌السلطه نیروی جنگل در مازندران و به رهبری احسان‌الله خان در تنکابن از قوای دولتی شکست خورد و میرزا و خالو قربان نیز که به کمک او شتافتند شکست خوردند. اختلاف‌های آنان موجب جدایی‌شان از یکدیگر شد. احسان الله خان به باکو گریخت و خالوقربان از میرزا جدا شد و حیدرعمواوغلی به دست میرزا به قتل رسید و میرزا در (مهر ماه 1300ه‍. ش/ 1921م) به جنگل پناه برد. کابینه قوام‌السلطنه در مجلس دچار تشنج شد و سردار سپه (رضاخان) شخصاً کار جنگل را دنبال کرد.

سعدالله خان حکمران مازندران نیز طبق که به احمدشاه برای تصفیه جنگل داده بود در صدد تسلیم میرزا برآمد[۶]. میرزا که تسلیم شدن به دولت ایران و فرار به شوروی را نمی‌پذیرفت سرانجام در پی مقاومت در برابر رضاخان بعد از تسلیم شدن خالو قربان، با یک نفر آلمانی که از دوستان صمیمی بود در گردنه بین طالش و خلخال از سرما هلاک گردید[۷]. (آذرماه 1300ه‍. ش/ 1921م) نهضت جنگل از نظر مالی متکی به منطقه بود و گاهی با کمک‌های طرفداران و گاهی مصادره اموال خوانین و عوارض کالا به میزان یک‌دهم تأمین می‌شد. تعدادی از عناصر خارجی نیز با آنان همکاری می‌کردند. رئیس مدرسه نظام یک آلمانی به نام ویلیام‌فن پاشن بود و چند اتریشی به نامهای استریخ، اشنایدر و والتریخ به آنان آموزش نظامی می‌دادند. تغییرات سیاسی در شوروی و حکومت مرکزی ایران، اختلاف نظر بین سران جنگل و تغییر سیاست انگلستان از مهمترین عوامل سرنگونی نهضت جنگل بود[۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. میراحمدی، مریم، پژوهشی در تاریخ معاصر ایران، مشهد، آستان قدس، 1364، ص 21.
  2. مدنی، جلال‌الدین، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، ج 2، قم، اسلامی، بی‌تا، صص 249- 243.
  3. فخرائی، ابراهیم، سردار جنگل، تهران، جاویدان، 1357، ص 94.
  4. آوری، پیتر، تاریخ معاصر ایران، ج 1، ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، تهران، عطایی، 1373، صص 412 و 411.
  5.  هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، امیرکبیر، 1375، ص 369.
  6. شمیم، علی اصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران، مدبّر، 1378، ص 622.
  7.   لنچوفسکی، گئورگ، رقابت روسیه و غرب در ایران، ترجمه اسماعیل راشین، تهران، جاویدان، 1356، ص 96.
  8. فوران، جان، مقاومت شکننده، ترجمه احمد تدین، تهران، رسا، 1378، 298.   

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

کورش صالحی