شعر و ادبیات در سوگواریهای مذهبی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹۶: | خط ۹۶: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
محمد صادق فربد | محمد صادق فربد | ||
[[رده: | [[رده:مراسم سوگواری]] | ||
[[رده:ادبیات]] | [[رده:ادبیات]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۱
خلاقیتهای ادبی بعد از اسلام، از زمانی که برگزاری سوگواری در شهادت امام حسین(ع) معمول گردید؛ به تدریج آغاز شد. این نوآوریهای ادبی در آغاز بسیار ساده، روان و عامیانه بود به این سبب از زمان سنایی و قوامی رازی قطعات معدودی اشعاری که گویندگان در دورانهای غزنوی و سلجوقی به یاد امام حسین سرودند آنقدر مهم نبوده که تبدیل به کتاب خاصی گردد به علاوه مجموعههای مناقب که مناقب خوانان یا مناقبیان گردآورده بودند یا آثاری از نوع مقتلنامه که بخصوص از زمان سلجوقیان آغاز گردید به ظاهر کار نویسندگان طراز اول نبود.[۱] از این روی باید مدتها میگذشت تا زمینههای اجتماعی و سیاسی برای رشد و گسترش خلاقیتها در این زمینه فراهم گردد. این امر با جلوس شاه اسماعیل به سلطنت و رسمیت مذهب تشیع در ایران محقق گردید.
اثر معروف حسین کاشفی به نام «روضة الشهدا» مجموعهای از روایات رثایی و حماسی دینی فارسی و ترکی درباره فاجعه کربلا است. این مجموعه درباره فاجعه کربلا و یادآوری و انتقامگیری از عاملان شهادت امام حسین(ع) و یارانش میباشد. در عهد صفویه سرودن شعر در مدح و رثاء امامان و شهیدان کربلا افتخاری بس بزرگ بود. به گفته ژان کالمار انگیزه و محرک عمده پیدایش این فضای فرهنگی سرودههای شعرای بزرگی چون محتشم کاشانی بود. هفت بند محتشم کاشانی که از شاهکارهای مرثیهسرایی این دوره و دورههای بعد از او است الهام بخش سایر شعرا در دورههای بعدی است بنابراین روضهخوانی و تعزیه خوانی تحت تأثیر این اثر برجسته رشد میکند.
نوحه خوانها و تعزیه خوانها در آغاز به استفاده از روش تک خوانی و طولانی به ایفاء نقش میپرداختند، اشعارشان ساده، سست و آکنده از عبارات محاورهای بود. تکخوانیها عموماً به صورت اشعار ساده و کم وزن - مثنوی - نوشته میشد و گاه اصلاً فاقد وزن بود. نقالها برای جلب نظر حاضرین و تماشاگران و تأثیر گذاری بر آنها و برانگیختن عواطف، اغلب از واژههایی مانند «آه» «وای بر من» «ای برادر» «بمیرم الهی» «بیکس» «مظلوم» و غیره که عمدتاً توأم با ناله و اندوه بود استفاده میکردند و هم امروز نیز از این واژهها استفاده میکنند.
به طور کلی از نظر زیبایی شناسی شاعرانه شعر نخستین نوحه و مرثیه در روضهخوانی و تعزیه سست و بیقاعده بوده و به لهجه بومی نوشته میشده است اما در عین سادگی، زیبا، روان، فصیح ودلانگیز است به سخن دیگر چون سوگواری به صور گوناگون اعم از روضه خوانی، دسته گردانی و تعزیه یک نمایش بومی و مذهبی است و عمدتاً به توده مردم (عوام) مربوط است طبعاً از گفتارهای معمولی، عامیانه و کوچه بازاری استفاده میشود. البته نباید این نظر را قطعی دانست زیرا اشعاری در زمینه سوگواریها وجود دارد که نشان دهنده کاربرد صناعات ادبی و هنری است و از شاهکارهای ادب فارسی محسوب میگردد که نمونهای از آن آورده میشود. اشعار سروده شده عمدتاً براساس واقعه کربلاست از این روی میتوان آنها را تحت عنوان شعر یا مرثیه کربلا نامگذاری کرد. ویژگیهای این اشعار عبارت است از:
فریاد کسی است که به او ظلم شده است، فریاد بلند و جانگداز مظلومیت خاندان پیامبرِ است، پاسخی به طلب یاری امام از پیروان است، صدای قدمهای رهروان راه منتهی به کربلا است، شمشیر هماره اخته شیعه است، فریاد عدالتخواهی انسان در طول قرون و اعصار است، آمیزهای از کلمات آتشین گوینده، شنونده و خواننده است و... تجلی این صفات در شعر در واقع تجلی و انعکاس قدمت خلاقیت هنری پیروان حسین(ع) و تأثیر آن واقعه در بروز آن خلاقیتهاست.
معروفترین مرثیه محتشم کاشانی ترکیببند او است که زینت بخش در و دیوار تمامی تکیهها، حسینیهها، معابر و... است. یک بند از دوازده بند آن را در زیر میآوریم:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین پروردهٔ کنار رسول خدا حسین
در اشعار اولیه مرثیه سرایان بیشتر از قالب «مثنوی» استفاده شده است اما مرثیه سرایان و تعزیه نویسان خلاق و نوظهور از قالبهای «چکامه مسمط» و «ترجیعبند» که از انواع آن رباعیهاست به طرز استادانهای استفاده نمودهاند. افزودن ردیف ازکارهای مهم دیگر آنها بوده است زیرا کاربرد ردیف در اشعار جاذبههای بیشتری را برای تأثیرگذاری بر حضار و شرکتکنندگان در مراسم سوگواری به وجود میآورد. روی هم رفته مطالعه تطبیقی اشعار از آغاز پیدایش و رونق سوگواریهای اولیه تا تبدیل شدن آن به هنر مذهبی نمایشی به نام تعزیهنشان میدهد که سرایش اشعار از ساده و سست به پیچیدگی و استحکام رو آورده است. به عنوان نمونه پارهای از اشعاری که در تعزیه مورد استفاده قرار میگرفته ذکر میکنیم: مناظره شمر و ابن سعد:
مترس ای سگ تو از عباس سرور مرا خویش است عباس دلاور گر شوم با پسر سعد برابر امشب گویمش صبر کن ای سگ ابتر امشب
نمونه فوق در عین حال که اهانتآمیز و کوچهبازاری است، به ذکر مناقب حضرت عباس(ع) میپردازد به سخن دیگر، تأثیر بنیادهای اعتقادی در سراینده شعر به حدی است که با آنکه زبان رزم و کینهورزی را باید نشان دهد ولی حرمت شخصیتهای مذهبی در آن حفظ شده است. نمونه زیر شعری است که شمر میخواند:
میرسم از کوفه با سپاه فراوان جانب بن سعد با سپاه فراوان
وه چه زمینی است این زمین معطر بس چه بساطی است در میان بیابان
ناقه آهو مگر فتاده در این دشت یا مگر اینجا بساط کرده سلیمان
و یا کاملتر و محکمتر از اشعار فوق که رباعی است و برخوردار از ردیف است.
ای مسلمانان امان از بیکسی بیکسم یاران امان از بیکسی کو انیسی تا بپرسد حال من وای بر من وای بر احوال من
یا در مراسم سوگ و تعزیه حضرت فاطمه کبری:
یا رب از هجر پدر تابم رفت روز آرام به شب خوابم رفت روز خوش نیست مرا بهر پدر زان زمان کز بر من بابم رفت
کاربرد ردیف در شعر ضمن اینکه به راحتی خواندن آن کمک میکند و بر آهنگِ خواندن آن تأثیر میگذارد تنوع و تازگی آن را افزایش میدهد.
در محاوره و گفتگو بین سران لشگر اشقیا با اولیا تک بیتی هم رواج یافته است که با پاسخ یکدیگر است و یا بیان وضعیت و درد و رنج است. این اشعار به طریقی تنظیم میشوند که ورود و خروج افراد را در صحنه نمایش سوگواری مذهبی نشان دهد و در عین حال حضار و تماشاچیان را با وقایع همراه سازند. نمونه تک بیتیها:
ابن سعدبه شمر:
ز تو کین گستری و ظلم نمایان از من ز تو فرمانبری و دادن فرمان از من
شمر به ابن سعد:
حکم فرمودن و استادن میدان با تو از تن پاک حسین سر ببریدن با من
علاوه بر تکبیتی در مراسم سوگ و تعزیه، در محاوره و گفتگو مصراع هم مورد استفاده قرار میگیرد مانند گفتگوی دختر امام حسین (ع) (رقیه) با پدر خویش: رقیه:
پدر رفتی مرا آخر یتیم و در بدر کردی
امام:
چها ای آسمان بر پادشاه بحر و بر کردی
رقیه:
پدر بعد از تو ما را شمر بیتقصیر میبندد
امام:
تو را و خواهرانت را به یک زنجیر میبندد
رقیه:
دخیل والامان از تشنه کامی سوختم بابا
امام:
ز بیآبی امان، آتش بدل افروختم بابا...
این سبک شعر برانگیزنده عواطف، اضطراب، اضطرار و درماندگی است که میزان اثربخشی آن در حاضرین مراسم تعزیه و سوگواری بسیار زیاد است. از قرن دهم هجری قمری که روضةالشهداء حسین کاشفی و ترکیببند محتشم کاشانی سروده شده است تا امروز بیشتر شعرای ایرانی تحت تأثیر روش و سبک آنها قرار گرفته و به پیروی از آنها اشعار نغز و محکمی در رثاء امام حسین (ع) و خاندان پیامبر (ص) سرودهاند وحشی بافقی که معاصر آنان است چنین سروده است:
روزیاست اینکه حادثه کوس بلازده است کوس بلا به معرکه کربلا زده است
روزیاست اینکه دست ستم، تیشه جفا بر پای گلبن چمن مصطفی زده است
روزیاست اینکه بسته تتق آه اهل چتر سیاه بر سر آل عبا زده است
روزیاست اینکه خشک شد از تابتشنگی آن چشمهای که خنده بر آب بقا زده است
روزیست اینکه کشته بیداد کربلا زانوی داد در حرم کبریا زده است
امروز آن عزا است که چرخ کبود پوش بر نیل جامه خاصه پی این عزا زده است
امروز ماتمیست که زهرا گشاده روی بر سرزده زحسرت و واحسرتا زدهست
یعنی محرم آمد و روز ندامت است روز ندامت چه، که روز قیامت است
مشفق کاشانی در قرن چهاردهم هجری شمسی به استقبال محتشم رفته و ترکیببند او را تضمین نموده است که نمونهای از آن ذکر میشود:
از موج فتنه چشم جهان غیرت یم است وز تند باد حادثه پشت فلک خم است
صبح امید چون شب تاریک مظلم است «بازاین چه شورش است که در خلق عالماست»
«باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»هرجا نشان محنت و مردم به غم قرین افکندهاند غلغله تا چرخ هفتمین
گردون فکنده بس گره از درد بر حسین «باز این چه رستخیز عظیم است در زمین»
«فی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است»
تأثیر دین بر سوگواری و هنرگونههای مختلف شعری زیر را به وجود آورده است:
شعر تعلیمی
در شعر تعلیمی شاعر دیگران را به ترغیب و قبول مذهب یا فرقه خاصی دعوت میکند مانند برخی از اشعار ناصر خسرو.
شعر پند و اندرز
هدف اینگونه اشعار تشویق به انجام کارهای نیک و احتراز از بدیهاست.
شعر مذهبی و منقبتی
در اینگونه اشعار به مدح و ثنای اولیاء دین و بزرگان پرداخته میشود. بازگویی صفات و خصال شجاعانه و سخاوتمندانه آنها عناصر تشکیل دهنده اینگونه اشعار است. اشعار مذهبی و مناقبی را افرادی به نام مناقب خوان یا مداح در مجالس، کوی و برزن میخوانند.
شعر حماسی مذهبی
این اشعار منظومههای حماسی هستند که در آنها بزرگترین شخصیتهای مذهبی در زمره قهرمانان محسوب میگردند مانند اشعاری که در مورد حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) و... سروده شدهاند.
شعر شهادت
ابن اشعار به ذکر چگونگی شهادت اولیاء دین مثل امام حسین(ع) و یارانش میپردازد. در این نوع شعر گاهی به وصف چگونگی سایر شهدا پرداخته میشود.
مرثیه
مرثیهها در شهادت، رنج، مشقت و مصائب شخصیتهای مذهبی سروده میشوند. در مرثیه شاعر به جنبههای حزن انگیزتر و جانسوزتر میپردازد و از ذکر جزئیات احتراز مینماید.
به سخن دیگر شعر مرثیه عمدتاً جنبه سوگواری دارد.[۲]
روی هم رفته در زمینه تأثیر دین و سوگواری بر هنر شعر در ایران باید گفت که مرثیهها و شهادتنامهها و تعزیهنامهها از آغاز به شعر و تقریباً عامیانه بودهاند که این امر از طبیعت عمومی بودن سوگواری بر میخیزد بتدریج اهل ادب و شعرا و نویسندگان به این مجموعه پیوسته و به آفرینش آثار و اشعار محکم و برخوردار از سبک و صناعات ادبی پرداختند. بهرام بیضایی در زمینه چگونگی شعر در تعزیه مینویسد:
«تعزیهنامهها به شعر بود و شعر تعزیه عامیانه بود... به زبان مردم بودن از طرفی حسن تعزیهنامههاست که شعر نمایش است و نه نمایش شعر و از طرفی از بدآوردههایش، زیرا که در ادبیات نمایشی تعزیه هرگز از طرف حاشیه پردازان ادبیات به رسمیت شناخته نشد. به هر حال زمینه شعری تعزیه را رسم مرثیه سرایی، که حداقل از عهد صفویه بالا گرفت، ایجاد میکرد و منابع داستانیش را اساطیر و حماسههای مذهبی که از طریق انواع نقالیهای مذهبی به او رسیده بود تشکیل میداد».[۳]
شعر از طریق بازنمایی حادثه کربلا چه به صورت نمایشی و چه کلامی، همدردی و مشارکت مردم را در مراسم سوگ فراهم میسازد زیرا که در شعر نقشهای ستمگران و دشمنان با قدرت و استحکام معرفی و بدینوسیله حس نفرت و روگردانی از آنها در مردم تقویب میشود به سخن دیگر شعر و نمایش میتواند قضاوت اخلاقی جامعه را نسبت به ستمگران و اشقیاء شکل دهد و حس مخالفت مردم را نسبت به آنها برانگیزد بنابراین شعر میتواند احساسات انزجارآمیز جامعه را نسبت به اعمال اشقیاء و ستمگران تقویت و پایدار نماید. تجلی این انزجار در قالب نوعی واکنش عاطفی نسبت به قهرمانان مذهبی که با دشمنان خویش جنگیدهاند بروز میکند. نمونه دیگری از اشعار اثرگذار بدین قرار است: شمر در تعزیه میگوید:
من حسین را میکشم رحمی نباشد در دلم هر که میترسد نیاید من حسین را قاتلم همین زمان میبرم من کنون سرت زبدن ایا حسین علی نور چشم اهل زمن
این سبک شعر احساسات مردم را علیه ستمگران و دشمنان خاندان امام حسین (ع) برمیانگیزد.
نیز نگاه کنید به
- انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
- روضه خوانی
- مرثیه سرایی 2
- محرم و دستهگردانی
- فرآیندهای حادثهکربلا
- تاریخچه تعزیه در ایران
مآخذ
- ↑ کالمار،ژان. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران. ترجمه داوود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۱۶۵.
- ↑ اقبال، زهرا. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران (مرثیه سرایی در عصر قاجار). ترجمه داود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۲۷۲.
- ↑ بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: نشر کاویان، ۱۳۴۴، ص ۱۳۳.
منبع اصلی
فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
محمد صادق فربد