پرش به محتوا

جمهوری اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «جمهوري اسلامي مهدي جانعليان مفهوم جمهوري از اصطلاح لاتين Republica به معناي امر همگاني يا فعاليت عمومي مشتق شده است (بال و دگر، 25)، در ادبيات علوم سياسي جمهوري به حكومتي گويند كه در آن، حكومت موروثي نبوده و مدت حكومتِ بالاترين مقام اجرايي كشور (ري...» ایجاد کرد
 
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
جمهوري اسلامي
مفهوم جمهوری از اصطلاح لاتین Republica به معنای امر همگانی یا فعالیت عمومی مشتق شده است<ref>بال، ترنس، دگر، ريچارد، «ايدئولوژی‌های سياسی و آرمان دموكراتيک»، ترجمه احمد صبوری، تهران، دفتر مطالعات سياسی و بين‌المللی وزارت امور خارجه، 1382، ص25.</ref>، در ادبیات علوم سیاسی جمهوری به حکومتی گویند که در آن، حکومت موروثی نبوده و مدت حکومتِ بالاترین مقام اجرایی کشور (ریاست جمهوری) در آن محدود و با انتخاب مستقیم یا غیر مستقیم مردم می‌باشد. بنابراین جمهوری حکومتی است که در آن مردم یا قسمتی از آنان قدرت اعظم را در دست دارند<ref>پازارگاد، بهاءالدين، «تاريخ فلسفه سياسی»، ج 2، تهران، كتابفروشی زوّار، 1359، ص698-699.</ref> نظام جمهوری با دموکراسی همپوشانی و شباهت‌های بسیاری دارد امّا این دو نوع نظام سیاسی متفاوت بوده به گونه‌ای که جمهوری تنها به معنای حکومت غیر سلطنتی است و چنانچه بسیاری از دیکتاتوری‌های غیر سلطنتی نیز به این نام نامیده می‌شوند.<ref>آشوری، داريوش، «دانشنامه سياسی»، تهران، مرواريد، 1378، ص11.</ref> تفاوت اصلی میان دو نوع نظام جمهوری و دموکراسی در این است که در جمهوری فراتر از منافع شخصی یا طبقاتی منافع و خیر کل جامعه قرار دارد در حالی‌ که در دموکراسی هدف تضمین آزادی‌های فردی و حقوق مدنی است.<ref>بال، ترنس، دگر، ريچارد، «ايدئولوژی‌های سياسی و آرمان دموكراتيک»، ترجمه احمد صبوری، تهران، دفتر مطالعات سياسی و بين‌المللی وزارت امور خارجه، 1382، ص36.</ref>


مهدي جانعليان
اولین نوع نظام‌های جمهوری در رم باستان شکل گرفتند و سپس با تحولات رنسانس در اشکال قانون‌گرایی متجلی شده و در قالب جمهوری‌های ایتالیای شمالی ظاهر گردیدند و پس از آن به عنوان شکلی از حکومت در آمریکا و فرانسه و سپس سایر اروپا آشکار شدند.<ref>پتی، فيليپ، «جمهوری‌خواهی، نظريه‌ای در آزادی و حكومت»، ترجمه فرهاد مجلسی‌پور، تهران، شيرازه، 1382، ص37.</ref>


مفهوم جمهوري از اصطلاح لاتين Republica به معناي امر همگاني يا فعاليت عمومي مشتق شده است (بال و دگر، 25)، در ادبيات علوم سياسي جمهوري به حكومتي گويند كه در آن، حكومت موروثي نبوده و مدت حكومتِ بالاترين مقام اجرايي كشور (رياست جمهوري) در آن محدود و با انتخاب مستقيم يا غير مستقيم مردم مي‌باشد. بنابراين جمهوري حكومتي است كه در آن مردم يا قسمتي از آنان قدرت اعظم را در دست دارند (پازارگاد، 699- 698) نظام جمهوري با دموكراسي همپوشاني و شباهت‌هاي بسياري دارد امّا اين دو نوع نظام سياسي متفاوت بوده به گونه‌اي كه جمهوري تنها به معناي حكومت غير سلطنتي است و چنانچه بسياري از ديكتاتوري‌هاي غير سلطنتي نيز به اين نام ناميده مي‌شوند. (آشوري، 11) تفاوت اصلي ميان دو نوع نظام جمهوري و دموكراسي در اين است كه در جمهوري فراتر از منافع شخصي يا طبقاتي منافع و خير كل جامعه قرار دارد در حالي‌ كه در دموكراسي هدف تضمين آزادي‌هاي فردي و حقوق مدني است. (بال و دگر، 36)
در [[کشور ایران|ایران]] نخستین بار فرقه کمونیست ایران در نخستین کنگره‌ی بزرگ خود در انزلی در ژوئن 1920، همراه با جنگلی‌های گیلان، جمهوری سوسیالیست ایران را تشکیل داد<ref>آبراهاميان، يرواند، «ايران بين دو انقلاب»، ترجمه احمد گل‌محمّدی و ابراهيم فتاحی، تهران، نی، 1379، ص144-145.</ref> هر چند که این جمهوری مدت زیادی دوام نیاورد. پس از آن در سال 1924 م (1303 ش) [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] پیشنهاد داد که سلطنت [[قاجاریه|قاجار]] را ملغی اعلام کند و حکومت ایران جمهوری گردد و [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود (فوران، 306). امّا به دنبال افزایش مخالفت‌ها، او با عقب‌نشینی از موضع خود آشکارا پذیرفت که اندیشه جمهوری‌خواهی موجد آشوب اجتماعی است.<ref>آبراهاميان، يرواند، «ايران بين دو انقلاب»، ترجمه احمد گل‌محمّدی و ابراهيم فتاحی، تهران، نی، 1379، ص167.</ref>


اولين نوع نظام‌هاي جمهوري در رم باستان شكل گرفتند و سپس با تحولات رنسانس در اشكال قانون‌گرايي متجلي شده و در قالب جمهوري‌هاي ايتالياي شمالي ظاهر گرديدند و پس از آن به عنوان شكلي از حكومت در آمريكا و فرانسه و سپس ساير اروپا آشكار شدند. (پتي، 37)
نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه نخستین بار در اندیشه شیعه، همراه با پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] و تأسیس جمهوری اسلامی ایران به رهبری [[امام خمینی]] (ره) ظاهر شد <ref>فيرحی، داوود، «نظام سياسی و دولت در اسلام»، تهران، سمت، قم، مؤسسه آموزش عالی باقرالعلوم (ع)، 1382، ص241.</ref> در این نظام با طرد نظام سلطنتی و همچنین سایر گزینه‌های مبتنی بر حکومت فردی و گروهی، قالب جمهوری برگزیده شد یعنی پس از آن‌که [[اسلام]] را روح و هویت ساختارها و روندها دانسته، قالبی برای آن برگزیده است که این قالب جمهوری می‌باشد بدین ترتیب نوع نظام سیاسی ترکیب جمهوری اسلامی است<ref>زرنگ، محمّد، سرگذشت قانون اساسی در سه كشور ايران، فرانسه و آمريكا، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص152.</ref> بنابراین در جمهوری اسلامی که از دو کلمه جمهوری و اسلامی تشکیل شده است کلمه‌ی جمهوری، شکل حکومت پیشنهاد شده را مشخص می‌کند و کلمه اسلامی محتوای آن را... یعنی پیشنهاد می‌کند که این حکومت با اصول و مقررات اسلامی اداره شود و در مدار اصول اسلامی حرکت کند... به این ترتیب جمهوری اسلامی یعنی حکومتی که شکل آن انتخاب رئیس حکومت از سوی عامه مردم است برای مدت موقت و محتوای آن هم اسلامی است.<ref>مطهری، مرتضی، پيرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1378، ص79-80.</ref>  [[آیت الله محمد بهشتی|آیت‌الله بهشتی]] نیز در مورد چگونگی تشکیل این نوع نظام فرمودند:<blockquote>عنوان نظام ما باید نظام امت و امامت باشد. منتهی در اثنای انقلاب چون این عنوان هنوز برای توده مردم روشن نبود، به عنوان شعار اول «حکومت اسلامی» انتخاب شد که بسیار هم خوب و گویا بود و سپس وقتی معلوم شد این نظام حکومتی رئیس‌جمهور هم دارد آن‌وقت گفته شد «جمهوری اسلامی» ولی نام راستین و کامل نظام، نظام امت و امامت است.<ref>حسينی بهشتی، سيد محمّد، مبانی نظری قانون اساسی، تهران، بقعه، 1377، ص15.</ref></blockquote>در ابتدای پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] تقریباً تمام نیروهای سیاسی چهارگانه مذهبی، لیبرال، سوسیالیست و التقاطی (به استثنای معدودی سلطنت‌طلب) با نفی حکومت سلطنتی و روی کار آمدن حکومتی در شکل جمهوری موافق بودند با این همه، این نیروها درباره نوع این جمهوری با یکدیگر اختلاف نظر داشتند مثلاً گروهی به نام نهضت رادیکال (انشعابی از جبهه ملی) در آستانه تشکیل کنگره خود، خواستار تشکیل حکومت جمهوری (جمهوری صِرْف) شدند. کانون نویسندگان، حزب ناسیونال دموکرات ایران و احزاب کرد خواستار تشکیل جمهوری دموکراتیک ایران بودند. افرادی به صورت منفرد نیز خواستار تشکیل جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی بوده و [[نهضت آزادی ایران|نهضت آزادی]] و [[مهدی بازرگان]] خواهان تشکیل جمهوری دموکراتیک اسلامی شدند.<ref>خواجه سروی، غلامرضا، رقابت سياسی و ثبات سياسی در جمهوری اسلامی ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص233-234.</ref> این تمایلات در حالی مطرح می‌شد که به صراحت در فرمان امام برای تشکیل دولت موقت، رفراندوم برای استقرار جمهوری اسلامی ذکر شده بود و در همه مصاحبه‌ها و اعلامیه‌ها و سخنرانی‌های امام نیز فقط از جمهوری اسلامی به عنوان رژیم آینده یاد شده و شعار مردم نیز به نام حکومت اسلامی و یا جمهوری اسلامی بود.<ref>محمّدی، منوچهر، تحليلی بر انقلاب اسلامی، تهران، اميركبير، 1378، ص163.</ref> بنابراین [[امام خمینی]] (ره) به نفی واژه جمهوری به صورت مطلق- بدون پسوند اسلامی- پرداخته و فرمودند:<blockquote>آن‌که ملت ما می‌خواهد جمهوری اسلامی است نه جمهوری فقط.<ref>[امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 5، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص129.</ref> آن‌هایی که در نوشته‌هایشان از جمهوری دم می‌زنند، جمهوری فقط، یعنی اسلام نه، آنها می‌خواهند باز همان مصائب را با فرم دیگر برای ما به بار بیاورند.<ref>[امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 5، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص181.</ref></blockquote>امام همچنین سایر اشکال جمهوری را نیز رد کرده و فرمودند:<blockquote>اگر شما دیدید این جمعیت‌هایی که الآن مشغول فعالیت هستند جمهوری که می‌گویند... یا جمهوری دموکراتیک می‌گویند یا جمهوری دموکراتیک اسلامی... این همان معنایی است که دشمنان ما می‌خواهند. دشمنان ما از جمهوری نمی‌ترسند از [[اسلام]] می‌ترسند، از جمهوری صدمه ندیدند از [[اسلام]] صدمه دیدند. آن‌که تودهنی به آنها زد جمهوری نبود، جمهوری دموکراتیک هم نبود، جمهوری دموکراتیک اسلامی هم نبود، جمهوری اسلامی بود.<ref>[امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 6، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص256.</ref> [آیا] بچه‌های ما برای این‌که همان جمهوری که در شوروی هست، همان جمهوری که کمونیست‌ها می‌خواهند [شهید شدند؟]... ما خون دادیم برای آن جمهوری؛ ما خون دادیم برای جمهوری غرب!؛ ما برای اسلام خون دادیم. جوانان ما برای اسلام خون دادند<ref>[امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 6، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص257.</ref> همه این‌ها غلط است... من رأی خودم را به جمهوری اسلامی می‌دهم. به حکومت اسلامی، به جمهوری اسلامی، نه یک حرف زیاد، نه یک حرف کم.<ref>[امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 5، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص186.</ref></blockquote>بالاخره در روز 12 فروردین 1358 رفراندومی برای تعیین نوع رژیم آینده برگزار گردید. در واقع همان‌گونه که قبل از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، حضرت امام در صحبت‌ها و پیام‌های مختلف خویش گفته بودند که نظام «جمهوری اسلامی» به رأی گذاشته خواهد شد حال زمان عمل کردن به این قول و وعده رسیده بود. این رفراندوم که بزرگترین و مهم‌ترین رأی‌گیری در تاریخ سیاسی ایران می‌باشد به منظور تغییر شکل حکومت ایران صورت گرفت. رفراندوم یا همه‌پرسی از آحاد ملت ایران برای تعیین شکل حکومت، به طریقی که همه‌ی اقشار جامعه بتوانند با آزادی کامل رأی خود را به صورت مخفی اعلام کنند، صورت پذیرفت و ملت ایران با حضور گسترده خود و با اکثریت قریب به اتفاق 98/8 درصد به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند و در تاریخ 12 فروردین 1358 جمهوری اسلامی به صورت نظام حاکم بر [[کشور ایران|ایران]] اعلام گردید و تثبیت شد.<ref>سائلی كرده ده، مجيد، شورای انقلاب اسلامی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص172-175.</ref> نوع نظام «جمهوری اسلامی» در پیش‌نویس قانون اساسی نیز با این بیان که «نظام جمهوری اسلامی، نظامی است توحیدی بر پایه فرهنگ اصیل و پویا و انقلابی اسلامی با تکیه بر ارزش و کرامت انسان و مسؤولیت او درباره‌ی خویش، نقش بنیادی تقوی در رشد او، نفی هر گونه تبعیض و سلطه‌جویی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و ضرورت استفاده از دستاوردهای سودمند علوم و فرهنگ بشری، در عین التزام کامل به همه تعالیم اسلام»، ذکر شده بود.<ref>حسينی بهشتی، سيد محمّد، مبانی نظری قانون اساسی، تهران، بقعه، 1377، ص54.</ref> علاوه بر این در اصل اول قانون اساسی نیز حکومت ایران، جمهوری اسلامی بیان شد که ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینه‌اش به حکومت حق و عدل قرآن... به آن رأی مثبت داده است.<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، تهران، دوران، 1379، ص25.</ref> بنابراین نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نوعی حکومت جمهوری تحت ارشاد ولایت مُطلقه فقیه می‌باشد که از آن به مردم‌سالاری دینی نیز یاد می‌شود.


در ايران نخستين بار فرقه كمونيست ايران در نخستين كنگره‌ي بزرگ خود در انزلي در ژوئن 1920، همراه با جنگلي‌هاي گيلان، جمهوري سوسياليست ايران را تشكيل داد (آبراهاميان، 145- 144) هر چند كه اين جمهوري مدت زيادي دوام نياورد. پس از آن در سال 1924 م (1303 ش) رضاخان پيشنهاد داد كه سلطنت قاجار را ملغي اعلام كند و حكومت ايران جمهوري گردد و رضاخان به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب شود (فوران، 306). امّا به دنبال افزايش مخالفت‌ها، او با عقب‌نشيني از موضع خود آشكارا پذيرفت كه انديشه جمهوري‌خواهي موجد آشوب اجتماعي است. (آبراهاميان، 167)
== نیز نگاه کنید به ==


نظام جمهوري اسلامي مبتني بر ولايت فقيه نخستين بار در انديشه شيعه، همراه با پيروزي انقلاب اسلامي و تأسيس جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) ظاهر شد (فيرحي، 241) در اين نظام با طرد نظام سلطنتي و همچنين ساير گزينه‌هاي مبتني بر حكومت فردي و گروهي، قالب جمهوري برگزيده شد يعني پس از آن‌كه اسلام را روح و هويت ساختارها و روندها دانسته، قالبي براي آن برگزيده است كه اين قالب جمهوري مي‌باشد بدين ترتيب نوع نظام سياسي تركيب جمهوري اسلامي است (زرنگ، 152) بنابراين در جمهوري اسلامي كه از دو كلمه جمهوري و اسلامي تشكيل شده است كلمه‌ي جمهوري، شكل حكومت پيشنهاد شده را مشخص مي‌كند و كلمه اسلامي محتواي آن را... يعني پيشنهاد مي‌كند كه اين حكومت با اصول و مقررات اسلامي اداره شود و در مدار اصول اسلامي حركت كند... به اين ترتيب جمهوري اسلامي يعني حكومتي كه شكل آن انتخاب رئيس حكومت از سوي عامه مردم است براي مدت موقت و محتواي آن هم اسلامي است. (مطهري، 80- 79) آيت‌الله بهشتي نيز در مورد چگونگي تشكيل اين نوع نظام فرمودند: عنوان نظام ما بايد نظام امت و امامت باشد. منتهي در اثناي انقلاب چون اين عنوان هنوز براي توده مردم روشن نبود، به عنوان شعار اول «حكومت اسلامي» انتخاب شد كه بسيار هم خوب و گويا بود و سپس وقتي معلوم شد اين نظام حكومتي رئيس‌جمهور هم دارد آن‌وقت گفته شد «جمهوري اسلامي» ولي نام راستين و كامل نظام، نظام امت و امامت است. (بهشتي، 15)
* [[انقلاب اسلامی ایران]]
* [[امام خمینی|امام خمینی (ره)]]
* [[اسلام]]
* [[نهضت آزادی ایران]]
* [[مهدی بازرگان]]


در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تقريباً تمام نيروهاي سياسي چهارگانه مذهبي، ليبرال، سوسياليست و التقاطي (به استثناي معدودي سلطنت‌طلب) با نفي حكومت سلطنتي و روي كار آمدن حكومتي در شكل جمهوري موافق بودند با اين همه، اين نيروها درباره نوع اين جمهوري با يكديگر اختلاف نظر داشتند مثلاً گروهي به نام نهضت راديكال (انشعابي از جبهه ملي) در آستانه تشكيل كنگره خود، خواستار تشكيل حكومت جمهوري (جمهوري صِرْف) شدند. كانون نويسندگان، حزب ناسيونال دموكرات ايران و احزاب كُرد خواستار تشكيل جمهوري دموكراتيك ايران بودند. افرادي به صورت منفرد نيز خواستار تشكيل جمهوري دموكراتيك سوسياليستي بوده و نهضت آزادي و مهدي بازرگان خواهان تشكيل جمهوري دموكراتيك اسلامي شدند. (خواجه سروي، 234- 233) اين تمايلات در حالي مطرح مي‌شد كه به صراحت در فرمان امام براي تشكيل دولت موقت، رفراندوم براي استقرار جمهوري اسلامي ذكر شده بود و در همه مصاحبه‌ها و اعلاميه‌ها و سخنراني‌هاي امام نيز فقط از جمهوري اسلامي به عنوان رژيم آينده ياد شده و شعار مردم نيز به نام حكومت اسلامي و يا جمهوري اسلامي بود. (محمّدي، 163) بنابراين امام خميني (ره) به نفي واژه جمهوري به صورت مطلق- بدون پسوند اسلامي- پرداخته و فرمودند: آن‌كه ملت ما مي‌خواهد جمهوري اسلامي است نه جمهوري فقط (صحيفه نور، ج 5، 129) آنهايي كه در نوشته‌هايشان از جمهوري دم مي‌زنند، جمهوري فقط، يعني اسلام نه، آنها مي‌خواهند باز همان مصائب را با فرم ديگر براي ما به بار بياورند. (صحيفه نور، ج 5، 181) امام همچنين ساير اشكال جمهوري را نيز رد كرده و فرمودند: اگر شما ديديد اين جمعيت‌هايي كه الآن مشغول فعاليت هستند جمهوري كه مي‌گويند... يا جمهوري دموكراتيك مي‌گويند يا جمهوري دموكراتيك اسلامي... اين همان معنايي است كه دشمنان ما مي‌خواهند. دشمنان ما از جمهوري نمي‌ترسند از اسلام مي‌ترسند، از جمهوري صدمه نديدند از اسلام صدمه ديدند. آن‌كه تودهني به آنها زد جمهوري نبود، جمهوري دموكراتيك هم نبود، جمهوري دموكراتيك اسلامي هم نبود، جمهوري اسلامي بود. (صحيفه نور، ج 6، 256) [آيا] بچه‌هاي ما براي اين‌كه همان جمهوري كه در شوروي هست، همان جمهوري كه كمونيست‌ها مي‌خواهند [شهيد شدند؟]... ما خون داديم براي آن جمهوري؛ ما خون داديم براي جمهوري غرب!؛ ما براي اسلام خون داديم. جوانان ما براي اسلام خون دادند (همان، 257) همه اينها غلط است... من رأي خودم را به جمهوري اسلامي مي‌دهم. به حكومت اسلامي، به جمهوري اسلامي، نه يك حرف زياد، نه يك حرف كم (صحيفه نور، ج 5، 186) بالاخره در روز 12 فروردين 1358 رفراندومي براي تعيين نوع رژيم آينده برگزار گرديد. در واقع همان‌گونه كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، حضرت امام در صحبت‌ها و پيام‌هاي مختلف خويش گفته بودند كه نظام «جمهوري اسلامي» به رأي گذاشته خواهد شد حال زمان عمل كردن به اين قول و وعده رسيده بود. اين رفراندوم كه بزرگترين و مهم‌ترين رأي‌گيري در تاريخ سياسي ايران مي‌باشد به منظور تغيير شكل حكومت ايران صورت گرفت. رفراندوم يا همه‌پرسي از آحاد ملت ايران براي تعيين شكل حكومت، به طريقي كه همه‌ي اقشار جامعه بتوانند با آزادي كامل رأي خود را به صورت مخفي اعلام كنند، صورت پذيرفت و ملت ايران با حضور گسترده خود و با اكثريت قريب به اتفاق 8/98 درصد به جمهوري اسلامي رأي مثبت دادند و در تاريخ 12 فروردين 1358 جمهوري اسلامي به صورت نظام حاكم بر ايران اعلام گرديد و تثبيت شد. (سائلي كرده ده، 175- 172) نوع نظام «جمهوري اسلامي» در پيش‌نويس قانون اساسي نيز با اين بيان كه «نظام جمهوري اسلامي، نظامي است توحيدي بر پايه فرهنگ اصيل و پويا و انقلابيِ اسلامي با تكيه بر ارزش و كرامت انسان و مسؤوليت او درباره‌ي خويش، نقش بنيادي تقوي در رشد او، نفي هر گونه تبعيض و سلطه‌جويي فرهنگي، سياسي و اقتصادي و ضرورت استفاده از دستاوردهاي سودمند علوم و فرهنگ بشري، در عين التزام كامل به همه تعاليم اسلام، ذكر شده بود. (بهشتي، 54) علاوه بر اين در اصل اول قانون اساسي نيز حكومت ايران، جمهوري اسلامي بيان شد كه ملت ايران بر اساس اعتقاد ديرينه‌اش به حكومت حق و عدل قرآن... به آن رأي مثبت داده است. (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، 25) بنابراين نظام جمهوري اسلامي ايران مبتني بر نوعي حكومت جمهوري تحت ارشاد ولايت مُطلقه فقيه مي‌باشد كه از آن به مردم‌سالاري ديني نيز ياد مي‌شود.
== مآخذ ==
<references />


'''منابع:'''
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی]، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی].


1- بال، ترنس و ريچارد دگر، «ايدئولوژي‌هاي سياسي و آرمان دموكراتيك»، ترجمه احمد صبوري، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت امور خارجه، 1382
== نویسنده مقاله ==
 
مهدی جانعلیان
2- پازارگاد، بهاءالدين، «تاريخ فلسفه سياسي»، ج 2، تهران، كتابفروشي زوّار، 1359
[[رده:انقلاب اسلامی]]
 
3- آشوري، داريوش، «دانشنامه سياسي»، تهران، مرواريد، 1378
 
4- پتي، فيليپ، «جمهوري‌خواهي، نظريه‌اي در آزادي و حكومت»، ترجمه فرهاد مجلسي‌پور، تهران، شيرازه، 1382
 
5- آبراهاميان، يرواند، «ايران بين دو انقلاب»، ترجمه احمد گل‌محمّدي و ابراهيم فتاحي، تهران، ني، 1379
 
6- فيرحي، داوود، «نظام سياسي و دولت در اسلام»، تهران، سمت، قم، مؤسسه آموزش عالي باقرالعلوم (ع)، 1382
 
7- زرنگ، محمّد، سرگذشت قانون اساسي در سه كشور ايران، فرانسه و آمريكا، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1384
 
8- مطهري، مرتضي، پيرامون انقلاب اسلامي، تهران، صدرا، 1378
 
9- حسيني بهشتي، سيد محمّد، مباني نظري قانون اساسي، تهران، بقعه، 1377
 
10- خواجه سروي، غلامرضا، رقابت سياسي و ثبات سياسي در جمهوري اسلامي ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1382
 
11- محمّدي منوچهر، تحليلي بر انقلاب اسلامي، تهران، اميركبير، 1378
 
12- امام خميني (ره)، روح‌الله، صحيفه نور، تهران، مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1361
 
13- سائلي كرده ده، مجيد، شوراي انقلاب اسلامي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1384
 
14- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تهران، دوران، 1379

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۳۱

مفهوم جمهوری از اصطلاح لاتین Republica به معنای امر همگانی یا فعالیت عمومی مشتق شده است[۱]، در ادبیات علوم سیاسی جمهوری به حکومتی گویند که در آن، حکومت موروثی نبوده و مدت حکومتِ بالاترین مقام اجرایی کشور (ریاست جمهوری) در آن محدود و با انتخاب مستقیم یا غیر مستقیم مردم می‌باشد. بنابراین جمهوری حکومتی است که در آن مردم یا قسمتی از آنان قدرت اعظم را در دست دارند[۲] نظام جمهوری با دموکراسی همپوشانی و شباهت‌های بسیاری دارد امّا این دو نوع نظام سیاسی متفاوت بوده به گونه‌ای که جمهوری تنها به معنای حکومت غیر سلطنتی است و چنانچه بسیاری از دیکتاتوری‌های غیر سلطنتی نیز به این نام نامیده می‌شوند.[۳] تفاوت اصلی میان دو نوع نظام جمهوری و دموکراسی در این است که در جمهوری فراتر از منافع شخصی یا طبقاتی منافع و خیر کل جامعه قرار دارد در حالی‌ که در دموکراسی هدف تضمین آزادی‌های فردی و حقوق مدنی است.[۴]

اولین نوع نظام‌های جمهوری در رم باستان شکل گرفتند و سپس با تحولات رنسانس در اشکال قانون‌گرایی متجلی شده و در قالب جمهوری‌های ایتالیای شمالی ظاهر گردیدند و پس از آن به عنوان شکلی از حکومت در آمریکا و فرانسه و سپس سایر اروپا آشکار شدند.[۵]

در ایران نخستین بار فرقه کمونیست ایران در نخستین کنگره‌ی بزرگ خود در انزلی در ژوئن 1920، همراه با جنگلی‌های گیلان، جمهوری سوسیالیست ایران را تشکیل داد[۶] هر چند که این جمهوری مدت زیادی دوام نیاورد. پس از آن در سال 1924 م (1303 ش) رضاخان پیشنهاد داد که سلطنت قاجار را ملغی اعلام کند و حکومت ایران جمهوری گردد و رضاخان به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود (فوران، 306). امّا به دنبال افزایش مخالفت‌ها، او با عقب‌نشینی از موضع خود آشکارا پذیرفت که اندیشه جمهوری‌خواهی موجد آشوب اجتماعی است.[۷]

نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه نخستین بار در اندیشه شیعه، همراه با پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) ظاهر شد [۸] در این نظام با طرد نظام سلطنتی و همچنین سایر گزینه‌های مبتنی بر حکومت فردی و گروهی، قالب جمهوری برگزیده شد یعنی پس از آن‌که اسلام را روح و هویت ساختارها و روندها دانسته، قالبی برای آن برگزیده است که این قالب جمهوری می‌باشد بدین ترتیب نوع نظام سیاسی ترکیب جمهوری اسلامی است[۹] بنابراین در جمهوری اسلامی که از دو کلمه جمهوری و اسلامی تشکیل شده است کلمه‌ی جمهوری، شکل حکومت پیشنهاد شده را مشخص می‌کند و کلمه اسلامی محتوای آن را... یعنی پیشنهاد می‌کند که این حکومت با اصول و مقررات اسلامی اداره شود و در مدار اصول اسلامی حرکت کند... به این ترتیب جمهوری اسلامی یعنی حکومتی که شکل آن انتخاب رئیس حکومت از سوی عامه مردم است برای مدت موقت و محتوای آن هم اسلامی است.[۱۰] آیت‌الله بهشتی نیز در مورد چگونگی تشکیل این نوع نظام فرمودند:

عنوان نظام ما باید نظام امت و امامت باشد. منتهی در اثنای انقلاب چون این عنوان هنوز برای توده مردم روشن نبود، به عنوان شعار اول «حکومت اسلامی» انتخاب شد که بسیار هم خوب و گویا بود و سپس وقتی معلوم شد این نظام حکومتی رئیس‌جمهور هم دارد آن‌وقت گفته شد «جمهوری اسلامی» ولی نام راستین و کامل نظام، نظام امت و امامت است.[۱۱]

در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تقریباً تمام نیروهای سیاسی چهارگانه مذهبی، لیبرال، سوسیالیست و التقاطی (به استثنای معدودی سلطنت‌طلب) با نفی حکومت سلطنتی و روی کار آمدن حکومتی در شکل جمهوری موافق بودند با این همه، این نیروها درباره نوع این جمهوری با یکدیگر اختلاف نظر داشتند مثلاً گروهی به نام نهضت رادیکال (انشعابی از جبهه ملی) در آستانه تشکیل کنگره خود، خواستار تشکیل حکومت جمهوری (جمهوری صِرْف) شدند. کانون نویسندگان، حزب ناسیونال دموکرات ایران و احزاب کرد خواستار تشکیل جمهوری دموکراتیک ایران بودند. افرادی به صورت منفرد نیز خواستار تشکیل جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی بوده و نهضت آزادی و مهدی بازرگان خواهان تشکیل جمهوری دموکراتیک اسلامی شدند.[۱۲] این تمایلات در حالی مطرح می‌شد که به صراحت در فرمان امام برای تشکیل دولت موقت، رفراندوم برای استقرار جمهوری اسلامی ذکر شده بود و در همه مصاحبه‌ها و اعلامیه‌ها و سخنرانی‌های امام نیز فقط از جمهوری اسلامی به عنوان رژیم آینده یاد شده و شعار مردم نیز به نام حکومت اسلامی و یا جمهوری اسلامی بود.[۱۳] بنابراین امام خمینی (ره) به نفی واژه جمهوری به صورت مطلق- بدون پسوند اسلامی- پرداخته و فرمودند:

آن‌که ملت ما می‌خواهد جمهوری اسلامی است نه جمهوری فقط.[۱۴] آن‌هایی که در نوشته‌هایشان از جمهوری دم می‌زنند، جمهوری فقط، یعنی اسلام نه، آنها می‌خواهند باز همان مصائب را با فرم دیگر برای ما به بار بیاورند.[۱۵]

امام همچنین سایر اشکال جمهوری را نیز رد کرده و فرمودند:

اگر شما دیدید این جمعیت‌هایی که الآن مشغول فعالیت هستند جمهوری که می‌گویند... یا جمهوری دموکراتیک می‌گویند یا جمهوری دموکراتیک اسلامی... این همان معنایی است که دشمنان ما می‌خواهند. دشمنان ما از جمهوری نمی‌ترسند از اسلام می‌ترسند، از جمهوری صدمه ندیدند از اسلام صدمه دیدند. آن‌که تودهنی به آنها زد جمهوری نبود، جمهوری دموکراتیک هم نبود، جمهوری دموکراتیک اسلامی هم نبود، جمهوری اسلامی بود.[۱۶] [آیا] بچه‌های ما برای این‌که همان جمهوری که در شوروی هست، همان جمهوری که کمونیست‌ها می‌خواهند [شهید شدند؟]... ما خون دادیم برای آن جمهوری؛ ما خون دادیم برای جمهوری غرب!؛ ما برای اسلام خون دادیم. جوانان ما برای اسلام خون دادند[۱۷] همه این‌ها غلط است... من رأی خودم را به جمهوری اسلامی می‌دهم. به حکومت اسلامی، به جمهوری اسلامی، نه یک حرف زیاد، نه یک حرف کم.[۱۸]

بالاخره در روز 12 فروردین 1358 رفراندومی برای تعیین نوع رژیم آینده برگزار گردید. در واقع همان‌گونه که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام در صحبت‌ها و پیام‌های مختلف خویش گفته بودند که نظام «جمهوری اسلامی» به رأی گذاشته خواهد شد حال زمان عمل کردن به این قول و وعده رسیده بود. این رفراندوم که بزرگترین و مهم‌ترین رأی‌گیری در تاریخ سیاسی ایران می‌باشد به منظور تغییر شکل حکومت ایران صورت گرفت. رفراندوم یا همه‌پرسی از آحاد ملت ایران برای تعیین شکل حکومت، به طریقی که همه‌ی اقشار جامعه بتوانند با آزادی کامل رأی خود را به صورت مخفی اعلام کنند، صورت پذیرفت و ملت ایران با حضور گسترده خود و با اکثریت قریب به اتفاق 98/8 درصد به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند و در تاریخ 12 فروردین 1358 جمهوری اسلامی به صورت نظام حاکم بر ایران اعلام گردید و تثبیت شد.[۱۹] نوع نظام «جمهوری اسلامی» در پیش‌نویس قانون اساسی نیز با این بیان که «نظام جمهوری اسلامی، نظامی است توحیدی بر پایه فرهنگ اصیل و پویا و انقلابی اسلامی با تکیه بر ارزش و کرامت انسان و مسؤولیت او درباره‌ی خویش، نقش بنیادی تقوی در رشد او، نفی هر گونه تبعیض و سلطه‌جویی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و ضرورت استفاده از دستاوردهای سودمند علوم و فرهنگ بشری، در عین التزام کامل به همه تعالیم اسلام»، ذکر شده بود.[۲۰] علاوه بر این در اصل اول قانون اساسی نیز حکومت ایران، جمهوری اسلامی بیان شد که ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینه‌اش به حکومت حق و عدل قرآن... به آن رأی مثبت داده است.[۲۱] بنابراین نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نوعی حکومت جمهوری تحت ارشاد ولایت مُطلقه فقیه می‌باشد که از آن به مردم‌سالاری دینی نیز یاد می‌شود.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بال، ترنس، دگر، ريچارد، «ايدئولوژی‌های سياسی و آرمان دموكراتيک»، ترجمه احمد صبوری، تهران، دفتر مطالعات سياسی و بين‌المللی وزارت امور خارجه، 1382، ص25.
  2. پازارگاد، بهاءالدين، «تاريخ فلسفه سياسی»، ج 2، تهران، كتابفروشی زوّار، 1359، ص698-699.
  3. آشوری، داريوش، «دانشنامه سياسی»، تهران، مرواريد، 1378، ص11.
  4. بال، ترنس، دگر، ريچارد، «ايدئولوژی‌های سياسی و آرمان دموكراتيک»، ترجمه احمد صبوری، تهران، دفتر مطالعات سياسی و بين‌المللی وزارت امور خارجه، 1382، ص36.
  5. پتی، فيليپ، «جمهوری‌خواهی، نظريه‌ای در آزادی و حكومت»، ترجمه فرهاد مجلسی‌پور، تهران، شيرازه، 1382، ص37.
  6. آبراهاميان، يرواند، «ايران بين دو انقلاب»، ترجمه احمد گل‌محمّدی و ابراهيم فتاحی، تهران، نی، 1379، ص144-145.
  7. آبراهاميان، يرواند، «ايران بين دو انقلاب»، ترجمه احمد گل‌محمّدی و ابراهيم فتاحی، تهران، نی، 1379، ص167.
  8. فيرحی، داوود، «نظام سياسی و دولت در اسلام»، تهران، سمت، قم، مؤسسه آموزش عالی باقرالعلوم (ع)، 1382، ص241.
  9. زرنگ، محمّد، سرگذشت قانون اساسی در سه كشور ايران، فرانسه و آمريكا، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص152.
  10. مطهری، مرتضی، پيرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1378، ص79-80.
  11. حسينی بهشتی، سيد محمّد، مبانی نظری قانون اساسی، تهران، بقعه، 1377، ص15.
  12. خواجه سروی، غلامرضا، رقابت سياسی و ثبات سياسی در جمهوری اسلامی ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص233-234.
  13. محمّدی، منوچهر، تحليلی بر انقلاب اسلامی، تهران، اميركبير، 1378، ص163.
  14. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 5، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص129.
  15. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 5، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص181.
  16. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 6، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص256.
  17. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 6، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص257.
  18. [امام] خمينی، روح‌الله، صحيفه نور، جلد 5، تهران، مركز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ص186.
  19. سائلی كرده ده، مجيد، شورای انقلاب اسلامی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص172-175.
  20. حسينی بهشتی، سيد محمّد، مبانی نظری قانون اساسی، تهران، بقعه، 1377، ص54.
  21. قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، تهران، دوران، 1379، ص25.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

مهدی جانعلیان