پرش به محتوا

قهوه خانه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳: خط ۳:
حمام‌های بزرگ و معتبر نیز هر یک آبدارخانه‌ای داشت که آن را یک آبدارباشی<sup>*</sup> یا قهوه‌چی با کمک یک قلیاندار یا غلام قهوه‌چی می‌گرداند. در این آبدارخانه‌ها نیز پیش از رواج چای با قهوه و قلیان و چپق از مشتریان حمام پذیرایی می‌کردند<ref>بلوکباشی، علی. «'''''چگونگی شکل‌گیری معماری برازنده قهوه‌خانه'''''»، مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، سازمان میراث فرهنگی ایران، 1374، ج 1 / ص 317.</ref>.
حمام‌های بزرگ و معتبر نیز هر یک آبدارخانه‌ای داشت که آن را یک آبدارباشی<sup>*</sup> یا قهوه‌چی با کمک یک قلیاندار یا غلام قهوه‌چی می‌گرداند. در این آبدارخانه‌ها نیز پیش از رواج چای با قهوه و قلیان و چپق از مشتریان حمام پذیرایی می‌کردند<ref>بلوکباشی، علی. «'''''چگونگی شکل‌گیری معماری برازنده قهوه‌خانه'''''»، مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، سازمان میراث فرهنگی ایران، 1374، ج 1 / ص 317.</ref>.


نخستین [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]] در ایران، به احتمال فراوان در زمان شاه تهماسب (930-984 ق) و در شهر قزوین، و پس از آن در دوره شاه عباس اول (996-1038 ق) در اصفهان برپا گردید. با آمدن چای<sup>*</sup> به ایران و کشت این گیاه در برخی مناطق شمالی و ذائقه‌پذیر شدن طعم چای دَم کرده در میان مردم، کم کم چای جای قهوه را گرفت و از نیمه دوم سده 13 ق چای نوشی در [[قهوه خانه|قهوه‌خانه‌ها]] معمول شد، لیکن همچنان نام [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]] بر این مکان‌ها باقی ماند.  
نخستین قهوه‌خانه در [[کشور ایران|ایران]]، به احتمال فراوان در زمان شاه تهماسب (930-984 ق) و در شهر قزوین، و پس از آن در دوره شاه عباس اول (996-1038 ق) در اصفهان برپا گردید. با آمدن چای<sup>*</sup> به ایران و کشت این گیاه در برخی مناطق شمالی و ذائقه‌پذیر شدن طعم چای دَم کرده در میان مردم، کم کم چای جای قهوه را گرفت و از نیمه دوم سده 13 ق چای نوشی در قهوه‌خانه‌ها معمول شد، لیکن همچنان نام [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]] بر این مکان‌ها باقی ماند.  


اصفهان در دوره شاه عباس و تهران از دوره ناصرالدین شاه قاجار (1264-1314 ق) به این سو، عمده‌ترین شهرهای قهوه‌خانه‌دار ایران بودند. معتبرترین قهوه‌خانه‌های اصفهان قهوه‌خانه‌های عرب، بابا فراش، حاج یوسف، بابا شمس تیشی کاشی و طوفان در چهار باغ، بازارهای منتهی به میدان نقش جهان و بازار قیصریه، و معتبرترین قهوه‌خانه‌های تهران، آینه و قنبر در خیابان ناصرخسرو، یوزباشی در پشت شمس‌العماره، سنگتراش‌ها در بازار مسجد جامع، سرچشمه در محلّه سرچشمه و تُلُمبه در کوچه مروی بودند.
[[اصفهان]] در دوره شاه عباس و [[استان تهران|تهران]] از [[ناصر الدین شاه قاجار|دوره ناصرالدین شاه قاجار]] (1264-1314 ق) به این سو، عمده‌ترین شهرهای قهوه‌خانه‌دار ایران بودند. معتبرترین قهوه‌خانه‌های [[اصفهان]] قهوه‌خانه‌های عرب، بابا فراش، حاج یوسف، بابا شمس تیشی کاشی و طوفان در چهار [[باغ]]، [[بازار|بازارهای]] منتهی به [[نقش جهان|میدان نقش جهان]] و [[بازار]] قیصریه، و معتبرترین قهوه‌خانه‌های [[استان تهران|تهران]]، آینه و قنبر در خیابان ناصرخسرو، یوزباشی در پشت شمس‌العماره، سنگتراش‌ها در [[بازار]] [[مسجد جامع]]، سرچشمه در محلّه سرچشمه و تُلُمبه در کوچه مروی بودند.


قهوه‌خانه‌ها ابتدا در بازارها و محلّه‌ها و کنار مجموعه‌ای از واحدهای مهم صنفی، مانند نانوایی، قصابی، بقالی، سبزی فروشی، و بازار که روی هم بازارچه‌ای را در هر محلّه شکل می‌دادند، پدید آمد. پس از چندی، در هر خیابان و محلّه شهر و محل‌های تجمع پیشه‌ها و کارگاه‌های صنعتی، مسافرخانه‌ها، و بعدها در داخل و اطراف «گاراژ»های مسافربری و در مدخل شهرها و پیرامون دروازه‌ها و منزلگاه‌های میان شهری قهوه‌خانه‌هایی ساخته شدند. قهوه‌خانه‌های درون شهری با رونق‌ترین اماکن عمومی برای گذراندن اوقات فراغت مردم و پاتوغ (= پاتوق) افراد قشرها و صنف‌های گوناگون شهری بودند<ref>بلوکباشی، علی. '''''قهوه‌خانه‌های ایران'''''. تهران؛ دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1375، ص 8.</ref>.  
قهوه‌خانه‌ها ابتدا در [[بازار|بازارها]] و محلّه‌ها و کنار مجموعه‌ای از واحدهای مهم صنفی، مانند نانوایی، قصابی، بقالی، سبزی فروشی، و بازار که روی هم بازارچه‌ای را در هر محلّه شکل می‌دادند، پدید آمد. پس از چندی، در هر خیابان و محلّه شهر و محل‌های تجمع پیشه‌ها و کارگاه‌های صنعتی، مسافرخانه‌ها، و بعدها در داخل و اطراف «گاراژ»های مسافربری و در مدخل شهرها و پیرامون دروازه‌ها و منزلگاه‌های میان شهری قهوه‌خانه‌هایی ساخته شدند. قهوه‌خانه‌های درون شهری با رونق‌ترین اماکن عمومی برای گذراندن اوقات فراغت مردم و پاتوغ (= پاتوق) افراد قشرها و صنف‌های گوناگون شهری بودند<ref>بلوکباشی، علی. '''''قهوه‌خانه‌های ایران'''''. تهران؛ دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1375، ص 8.</ref>.  


معماری ساختمان [[قهوه خانه|قهوه‌خانه‌]]<nowiki/>های معتبر قدیمی برگرفته از شیوه معماری سنّتی سربینه (رختکن) حمام<sup>*</sup> و بنای داخلی زورخانه<sup>*</sup> و تکیه<sup>*</sup> بود. برخی از ارکان سربینه مانند سکوهای نشیمن دورادور بنا، طاق نماهای روی سکوها که تقریباً همانند معماری طاق نماهای زورخانه و تکیه بودند در معماری بنای سرپوشیده [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]] راه یافت. سکوی تعزیه‌خوانی در تکیه و سردم مرشدنشین زورخانه نیز از ارکان تأثیرگذار در «تخت‌بندی» و بستن «سر دم» در [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]] برای مرشد نقّال بود. [[قهوه خانه|قهوه‌خانه‌]]<nowiki/>های بزرگ فضای سربازی هم به نام «باغچه» برای پذیرایی از مشتریان در فصل‌های گرم سال داشتند. این فضا حوض یا حوضچه‌ای داشت که اطراف آن را باغچه‌بندی و درختکاری و گلکاری می‌کردند و در اطراف آن و در میان درختان تخت و نیمکت می‌گذاشتند، یا قالیچه و گلیم می‌انداختند تا مشتریان روی آن‌ها بنشینند<ref>مآخذ شماره 2، ص 318.</ref>.  
معماری ساختمان قهوه‌خانه‌های معتبر قدیمی برگرفته از شیوه معماری سنّتی سربینه (رختکن) [[حمام گنجعلیخان|حمام]]<sup>*</sup> و بنای داخلی زورخانه<sup>*</sup> و تکیه<sup>*</sup> بود. برخی از ارکان سربینه مانند سکوهای نشیمن دورادور بنا، طاق نماهای روی سکوها که تقریباً همانند معماری طاق نماهای زورخانه و تکیه بودند در معماری بنای سرپوشیده قهوه‌خانه راه یافت. سکوی تعزیه‌خوانی در تکیه و سردم مرشدنشین زورخانه نیز از ارکان تأثیرگذار در «تخت‌بندی» و بستن «سر دم» در قهوه‌خانه برای [[مرشد]] نقّال بود. قهوه‌خانه‌های بزرگ فضای سربازی هم به نام «باغچه» برای پذیرایی از مشتریان در فصل‌های گرم سال داشتند. این فضا حوض یا حوضچه‌ای داشت که اطراف آن را باغچه‌بندی و درختکاری و گلکاری می‌کردند و در اطراف آن و در میان درختان تخت و نیمکت می‌گذاشتند، یا قالیچه و گلیم می‌انداختند تا مشتریان روی آن‌ها بنشینند<ref>بلوکباشی، علی. '''''قهوه‌خانه‌های ایران'''''. تهران؛ دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1375، ص 318.</ref>.  


بعدها قهوه‌خانه در شمار یکی از واحدهای صنفی در آمد و قهوه‌چیگری از شغل‌های رسمی شد. شماری از قهوه‌چیان از گروه ورزشکاران زورخانه و پهلوانان و یا از دسته لوطیان بودند. در هر [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]] چند کارگر مانند کارگر «پای بساط»، «جارچی»، «قندگیر»، «چای بده»، «قلیان چاق کن»، «آتش بیار»، «دیزی پز» و استکان شوی کار می‌کردند<ref>مآخذ شماره 3، ص 59-60.</ref>.
بعدها قهوه‌خانه در شمار یکی از واحدهای صنفی در آمد و قهوه‌چیگری از شغل‌های رسمی شد. شماری از قهوه‌چیان از گروه ورزشکاران زورخانه و [[پهلوان|پهلوانان]] و یا از دسته [[لوطی|لوطیان]] بودند. در هر [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]] چند کارگر مانند کارگر «پای بساط»، «جارچی»، «قندگیر»، «چای بده»، «قلیان چاق کن»، «آتش بیار»، «دیزی پز» و استکان شوی کار می‌کردند<ref>بلوکباشی، علی. «'''''چگونگی شکل‌گیری معماری برازنده قهوه‌خانه'''''»، مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، سازمان میراث فرهنگی ایران، 1374، جلد 1، ص 59-60.</ref>.


قهوه‌خانه در قدیم وظیفه و نقش مهمی در جامعه داشت و همچون نهادی اجتماعی – فرهنگی انتقال میراث فرهنگی ایران و پرورش استعدادهای خلاق عامه مردم در شعر و نقاشی و راه‌اندازی کارهای اقتصادی و رد و بدل اخبار اجتماعی و سیاسی را در مملکت بر عهده داشت. در قهوه‌خانه مکتب هنر کلامی نقّالی<sup>*</sup> و سخنوری و مکتب هنر تجسمی نقاشی معروف به «نقاشی [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]]»<sup>*</sup> رشد یافت و در هر یک از این هنرها نقالان و نقاشان برجسته‌ای برآمدند.
قهوه‌خانه در قدیم وظیفه و نقش مهمی در جامعه داشت و همچون نهادی اجتماعی – فرهنگی انتقال میراث فرهنگی ایران و پرورش استعدادهای خلاق [[فرهنگ عامه|عامه مردم]] در شعر و نقاشی و راه‌اندازی کارهای اقتصادی و رد و بدل اخبار اجتماعی و سیاسی را در مملکت بر عهده داشت. در قهوه‌خانه مکتب هنر کلامی نقّالی<sup>*</sup> و سخنوری و مکتب هنر تجسمی نقاشی معروف به «نقاشی قهوه‌خانه»<sup>*</sup> رشد یافت و در هر یک از این هنرها نقالان و نقاشان برجسته‌ای برآمدند.


از زمان توسعه بده بستان‌های تجاری و صنعتی و فرهنگی ایران با کشورهای اروپایی و گسترش نظام ارتباطات سمعی و بصری و ورود رادیو و تلویزیون به [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]]، این نهاد اندک اندک اعتبار پیشین خود را از دست داد و به تدریج به صورت جایگاه نوشیدن چای و خوردن صبحانه و ناهار درآمد. برخی از قهوه‌خانه‌ها نیز کانون فساد و نشر بدکاری و بدآموزی شدند. در این زمان [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]] پیوند فرهنگی خود را با گذشته گسسته و عاملان انتقال فرهنگ و هنر کهن، یهنی نقالان و سخنوران و نقاشان، از این مدرسه بیرون رانده و فراموش شده‌اند. امروزه [[قهوه خانه|قهوه‌خانه]] به صورت واحدی بی هویت درآمده و نقش اجتماعی – فرهنگی پیشین خود را از دست داده است<ref>مآخذ شماره 3، ص 11-12.</ref>.
از زمان توسعه بده بستان‌های تجاری و صنعتی و فرهنگی [[کشور ایران|ایران]] با کشورهای اروپایی و گسترش نظام ارتباطات سمعی و بصری و ورود [[رادیو]] و [[تلویزیون]] به قهوه‌خانه، این نهاد اندک اندک اعتبار پیشین خود را از دست داد و به تدریج به صورت جایگاه نوشیدن چای و خوردن صبحانه و ناهار درآمد. برخی از قهوه‌خانه‌ها نیز کانون فساد و نشر بدکاری و بدآموزی شدند. در این زمان قهوه‌خانه پیوند فرهنگی خود را با گذشته گسسته و عاملان انتقال فرهنگ و هنر کهن، یعنی نقالان و سخنوران و نقاشان، از این مدرسه بیرون رانده و فراموش شده‌اند. امروزه قهوه‌خانه به صورت واحدی بی هویت درآمده و نقش اجتماعی – فرهنگی پیشین خود را از دست داده است<ref>بلوکباشی، علی. «'''''چگونگی شکل‌گیری معماری برازنده قهوه‌خانه'''''»، مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، سازمان میراث فرهنگی ایران، 1374، جلد 1، ص 11-12.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==
* [[فرهنگ عامه]]
* [[صفویان]]
* [[پهلوان]]
* [[لوطی]]


== '''مآخذ'''  ==
== '''مآخذ'''  ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۴۵

قهوه‌خانه، یا چایخانه. جای نوشیدن قهوه و چای دم کرده. در دوره صفوی در دربار شاهان آبدارخانه‌هایی بود که در آن‌ها قهوه نیز می‌پختند و به شاه و درباریان و مهمانان آنان می‌نوشانیدند. همراه با تداول قهوه‌پزی در دربار شغل صاحب جمع قهوه‌خانه یا قهوه‌چیگری نیز مناصب درباری شد[۱][۲].

حمام‌های بزرگ و معتبر نیز هر یک آبدارخانه‌ای داشت که آن را یک آبدارباشی* یا قهوه‌چی با کمک یک قلیاندار یا غلام قهوه‌چی می‌گرداند. در این آبدارخانه‌ها نیز پیش از رواج چای با قهوه و قلیان و چپق از مشتریان حمام پذیرایی می‌کردند[۳].

نخستین قهوه‌خانه در ایران، به احتمال فراوان در زمان شاه تهماسب (930-984 ق) و در شهر قزوین، و پس از آن در دوره شاه عباس اول (996-1038 ق) در اصفهان برپا گردید. با آمدن چای* به ایران و کشت این گیاه در برخی مناطق شمالی و ذائقه‌پذیر شدن طعم چای دَم کرده در میان مردم، کم کم چای جای قهوه را گرفت و از نیمه دوم سده 13 ق چای نوشی در قهوه‌خانه‌ها معمول شد، لیکن همچنان نام قهوه‌خانه بر این مکان‌ها باقی ماند.

اصفهان در دوره شاه عباس و تهران از دوره ناصرالدین شاه قاجار (1264-1314 ق) به این سو، عمده‌ترین شهرهای قهوه‌خانه‌دار ایران بودند. معتبرترین قهوه‌خانه‌های اصفهان قهوه‌خانه‌های عرب، بابا فراش، حاج یوسف، بابا شمس تیشی کاشی و طوفان در چهار باغ، بازارهای منتهی به میدان نقش جهان و بازار قیصریه، و معتبرترین قهوه‌خانه‌های تهران، آینه و قنبر در خیابان ناصرخسرو، یوزباشی در پشت شمس‌العماره، سنگتراش‌ها در بازار مسجد جامع، سرچشمه در محلّه سرچشمه و تُلُمبه در کوچه مروی بودند.

قهوه‌خانه‌ها ابتدا در بازارها و محلّه‌ها و کنار مجموعه‌ای از واحدهای مهم صنفی، مانند نانوایی، قصابی، بقالی، سبزی فروشی، و بازار که روی هم بازارچه‌ای را در هر محلّه شکل می‌دادند، پدید آمد. پس از چندی، در هر خیابان و محلّه شهر و محل‌های تجمع پیشه‌ها و کارگاه‌های صنعتی، مسافرخانه‌ها، و بعدها در داخل و اطراف «گاراژ»های مسافربری و در مدخل شهرها و پیرامون دروازه‌ها و منزلگاه‌های میان شهری قهوه‌خانه‌هایی ساخته شدند. قهوه‌خانه‌های درون شهری با رونق‌ترین اماکن عمومی برای گذراندن اوقات فراغت مردم و پاتوغ (= پاتوق) افراد قشرها و صنف‌های گوناگون شهری بودند[۴].

معماری ساختمان قهوه‌خانه‌های معتبر قدیمی برگرفته از شیوه معماری سنّتی سربینه (رختکن) حمام* و بنای داخلی زورخانه* و تکیه* بود. برخی از ارکان سربینه مانند سکوهای نشیمن دورادور بنا، طاق نماهای روی سکوها که تقریباً همانند معماری طاق نماهای زورخانه و تکیه بودند در معماری بنای سرپوشیده قهوه‌خانه راه یافت. سکوی تعزیه‌خوانی در تکیه و سردم مرشدنشین زورخانه نیز از ارکان تأثیرگذار در «تخت‌بندی» و بستن «سر دم» در قهوه‌خانه برای مرشد نقّال بود. قهوه‌خانه‌های بزرگ فضای سربازی هم به نام «باغچه» برای پذیرایی از مشتریان در فصل‌های گرم سال داشتند. این فضا حوض یا حوضچه‌ای داشت که اطراف آن را باغچه‌بندی و درختکاری و گلکاری می‌کردند و در اطراف آن و در میان درختان تخت و نیمکت می‌گذاشتند، یا قالیچه و گلیم می‌انداختند تا مشتریان روی آن‌ها بنشینند[۵].

بعدها قهوه‌خانه در شمار یکی از واحدهای صنفی در آمد و قهوه‌چیگری از شغل‌های رسمی شد. شماری از قهوه‌چیان از گروه ورزشکاران زورخانه و پهلوانان و یا از دسته لوطیان بودند. در هر قهوه‌خانه چند کارگر مانند کارگر «پای بساط»، «جارچی»، «قندگیر»، «چای بده»، «قلیان چاق کن»، «آتش بیار»، «دیزی پز» و استکان شوی کار می‌کردند[۶].

قهوه‌خانه در قدیم وظیفه و نقش مهمی در جامعه داشت و همچون نهادی اجتماعی – فرهنگی انتقال میراث فرهنگی ایران و پرورش استعدادهای خلاق عامه مردم در شعر و نقاشی و راه‌اندازی کارهای اقتصادی و رد و بدل اخبار اجتماعی و سیاسی را در مملکت بر عهده داشت. در قهوه‌خانه مکتب هنر کلامی نقّالی* و سخنوری و مکتب هنر تجسمی نقاشی معروف به «نقاشی قهوه‌خانه»* رشد یافت و در هر یک از این هنرها نقالان و نقاشان برجسته‌ای برآمدند.

از زمان توسعه بده بستان‌های تجاری و صنعتی و فرهنگی ایران با کشورهای اروپایی و گسترش نظام ارتباطات سمعی و بصری و ورود رادیو و تلویزیون به قهوه‌خانه، این نهاد اندک اندک اعتبار پیشین خود را از دست داد و به تدریج به صورت جایگاه نوشیدن چای و خوردن صبحانه و ناهار درآمد. برخی از قهوه‌خانه‌ها نیز کانون فساد و نشر بدکاری و بدآموزی شدند. در این زمان قهوه‌خانه پیوند فرهنگی خود را با گذشته گسسته و عاملان انتقال فرهنگ و هنر کهن، یعنی نقالان و سخنوران و نقاشان، از این مدرسه بیرون رانده و فراموش شده‌اند. امروزه قهوه‌خانه به صورت واحدی بی هویت درآمده و نقش اجتماعی – فرهنگی پیشین خود را از دست داده است[۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ 

  1. تذکره الملوک، به کوشش محمد دبیر سیاتی، تهران، 1332. بخش نخست، 32، 71.
  2. بلوکباشی، علی. قهوه‌خانه‌های ایران. تهران؛ دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1375، ص 59.
  3. بلوکباشی، علی. «چگونگی شکل‌گیری معماری برازنده قهوه‌خانه»، مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، سازمان میراث فرهنگی ایران، 1374، ج 1 / ص 317.
  4. بلوکباشی، علی. قهوه‌خانه‌های ایران. تهران؛ دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1375، ص 8.
  5. بلوکباشی، علی. قهوه‌خانه‌های ایران. تهران؛ دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1375، ص 318.
  6. بلوکباشی، علی. «چگونگی شکل‌گیری معماری برازنده قهوه‌خانه»، مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، سازمان میراث فرهنگی ایران، 1374، جلد 1، ص 59-60.
  7. بلوکباشی، علی. «چگونگی شکل‌گیری معماری برازنده قهوه‌خانه»، مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، سازمان میراث فرهنگی ایران، 1374، جلد 1، ص 11-12.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی