جشن نوروز در میان زرتشتیان
در میان ایرانیان، طبعاً انتظار آن هم هست که زرتشتیان پاسدار منضبط آداب کهن محسوب شوند. به این ملاحظه، ابتدا بحث نوروز را در میان آنها که در وطن مألوف ماندهاند، پی میگیریم. دستور پشوتنجی سنجانا از روی یک پیشینه باستانی درباره برگذاری جشن نوروز مینویسد:
«ایرانیان باستان پیش از آنکه تحویل سال واقع شود سراپای خود را پاک میشستند، جامه نو میپوشیدند، با سرودن «اوستا» و انجام تشریفات مذهبی بر سر سفره نوروز که به ترتیب خاص با شیرینی، شمع، آئینه، گل، سبزه، نقل، مجمر آتش، عود و سایر خوردنیها و آشامیدنیهای نیکو آراسته میشد، به انتظار شنیدن صدای کوس و دُهل شاهی که آغاز نوروز بود مینشستند، چون لحظه نوروز میشد ابتدا ریش سفید یا سالمندترین عضو خانواده برخاسته و به هر یک از اهل خانه سه قاشق عسل با سه دانه آب نبات با شیرینی دیگر با سه دانه سکه زرین یا سیمین و سه برگ سبز داده به آنها تبریک نوروزی میگفت، سپس همه خانواده برپا ایستاده با صدای بلند، اوستای تندرستی را میسرودند و برای خود و بستگان از اهورمزدا دیرزیوی و نیکنامی و شادکامی و فراخ روزی خواستار میشدند»[۱].
امروز در میان زرتشتیان ایران نیز برگذاری مراسم جشن نوروز تقریباً به همان ترتیبی است که دستور پشوتن گفته، و جشن تا بیست ویک(۲۱) روز ادامه دارد. عدد (۲۱) نماینده نماز مقدسی است که یتااهو (yathaahu) نام دارد و دارای بیست و یک کلمه است -خالیکردن بیست و یک توپ در جشن نوروز نیز به یاد همین بیست و یک کلمه نماز یتااهو است که در کیش مزدیسنی مقام بزرگی دارد و دارای فضیلت و شرافت زیاد است. درواقع عدد بیست و یک از قدیم الایام مقدّس و محترم بوده و حالا هم تقدّس و احترام آن در میان ایرانیان باقی و محفوظ است. در اینجا لازم است به شماره صدویک نیز اشاره شود که کنایه از صد و یک نام خداوند است که زرتشتیان در موقع نماز آن را میخوانند - این صد و یک نام را در آئین مزدیسنی فروزگان اهورمزدا میگویند یعنی نام هایی که حاکی از مقامات خداست. اردشیر جهانیان مینویسد:
«پیش از آغاز پنجروز کبیسه آخر سال که روزهای داد و دهش به زیردستان و بینوایان است، خانهتکانی اساسی انجام مییابد، یعنی از بالای بام تا آخرین نقطه زیرزمین و حیاط جارو و گردگیری و شست و شو میشود و اثاثیه خانه پاک و تمیز میگردد و آن تکههایی که فرسوده و لبپریده است به نو تبدیل مییابد. در آخرین روز سالکهنه نیز اهل خانه پس از فراغت از نظافت خانه، به شست و شوی خود میپردازند. جامههای کهنه را از تن بیرون میکنند و در صورت امکان به لباس نو تبدیل مینمایند والا همان لباسها را شست و شو میدهند و خود را با وضع مرتب برای استقبال و در آغوش گرفتن سال نو مهیا میسازند زیرا بنا به عقیده ایرانیان، فروهر گذشتگان در این روزها برای دیدار خانواده و خویشاوند به خانههای خود برمیگردند، اگر خانه و اهل خانه به صفت پاکی درون و برون آراسته باشند خشنود میگردند و از درگاه اهورامزدا برای آن خانواده، خیر و برکت و تندرستی و آسایش مسئلت مینمایند[۱]».
در زمانهای گذشته رسم چنین بوده که اگر تحویل سال در شب پایان آخر سال اتفاق میافتاد، هنگام تحویل بر فراز کاخ سلطنتی یا تپه بزرگ شهر، خرمنی از آتش روشن میکردند و سایر مردم نیز با پیروی از آن بر فراز بلندی خانه خود میرفتند و آتش افروزی مینمودند و اگر تحوبل سال در روز واقع میشد پیش از طلوع آفتاب مراسم آتش افروزی انجام میگرفت و با این رسم و ترتیب بدیهای سال کهنه را در آتش سوزانیده، روشنایی آن را برای سال آینده هدیه میکردند و راهنمای کار و کوشش خود قرار میدادند. همین آداب و رسوم امروزه به شکل آتشبازی و چراغانی در هنگام غروب شب عید باقی مانده است. زرتشتیان برای انجام تشریفات جشن، اطاقی را که همیشه به کارهای مذهبی و پرستش اختصاص دارد یعنی جائی که از آمد و رفت افراد دور است، برای گستردن سفره عید و چیدن هفت سین انتخاب میکنند برای چیدن هفت سین و سایر لوازم جشن، سفره سفید بیآلایش حتی بدون یک ذره لکه و حتیالامکان نو، بر روی زمین یا میز میگستردند، بر روی آن ابتدا آئینه وگلابپاش و ظرفی پر از آب تمیزکه در آن برگهای آویشن و یک عدد انار به یا سیب و چند سکه نقره انداخته میشود میگذارند. روبروی آن مجمر آتش (اَتشدان) برای بخوردادن و چراغی فروزان و کتاب اوستا و گلدانی پر از انواع گل و شاخههای برگدار مورد و سرو و کاج تازه (در صورت امکان از درختهایی که به امشاسپندان تعلق دارد برمیگزیند) قرار میدهند. در وسط سفره هفت رقم میوهکه اگر تازه آن ممکن باشد چه بهتر والا میوه خشک میگذارند، به طوریکه هفت سین تکمیل میشود.
این هفت سین را به شماره امشاسپندان بر سر سفره قرار میدهند تا آنکه نماینده فروزگان (صفات) اهورامزدا باشند، تصور میرود. بعد از هفتسین یا هفتشین انواع شیرینی و شربت و آجیل و خوراکی پخته از جمله شیرین پلو اقسام سبزی خوردنی و ماست و پنیر وکوزه آب نیز باید بر سر سفره موجود باشد. در موقع تحویل سال اهل خانه دور سفره عید حضور مییابند و در برابر خوان گسترده و نعمتهای خداداد بدرگاه اهورمزدا دست سپاس بلند میکنند با خواندن اوستا سال نو آغاز میگردد. پس از خواندن اوستا به دادن عیدی و روبوسی و تبریک گفتن میپردازند و با داد و ستد شاخههای برگدار مورد و سرو و کاج انجام تشریفات جشن شروع میشود پس از آن مراسم دادنگلاب و نشان دادن آئینه و خوردن شیرینی انجام مییابد آنگاه درکتابچه یادبود بوسیله مردان عبارات یا اشعاری نوشته میشود. برای بانوان نیز پارچه سبز یا سفید جهت آغاز دوختن در سال نو آماده است ضمناً کاشتن سبزیگندم و یا سایر حبوبات در ظرف و افزودن بر سایر لوازم سفره نیز معمول است. یکی دیگر از آداب نوروز پاشیدن مقداری برگ آویشن برگوشههای پایین چهارچوبه درب منزل است که نشانه برقراری جشن در خانه است. پس از دید و بازدید خویشاوندان نزدیک، که فوری انجام مییابد به سوی پرستشگاه روانه میشوند و آغاز سال را در خارج از خانه هم ابتدا به پرستش خداوند میپردازند و با انداختن پول در صندوق خیریه همگانی وظیفه وجدانی خود را بجا میآورند.
از آنجا که زرتشتیان به مرور در عبادتگاه که آن را آدریان (Adorian) میگویند حاضر میشوند، لذا مراسم تبریک و دید و بازدید عمومی هم انجام میگیرد. پس از پایان تشریفات عبادی به منزل کسانی که یکی از اهل خانه آنان در گذشته و یک سال آن تمام نشده و باصطلاح پرسه (Porsah) یا حرمت دارند میروند.
در پایان این تشریفات نیز بار دیگر به آدریان میروند و آنگاه برای رفتن به خانه بزرگ خاندان اجتماع میکنند و دید و بازدیدها را آغاز مینمایند. عبارتی که در این موقع استعمال میشود از این قرار است: سال نو را شادباش میگویم، امیدوارم که این قبیل جشنها و سال نوهای بیشمار را با شادی و کامروایی بسر برید، کارها برابر دستور اهورامزدا و امشاسپندان بر کام باشد. ضمناً دانستن این نکته شیرین هم لازم است، یکی از آداب و رسومی که در این جشن و همچنین در جشن ششم فروردین (تولد و برگزیده شدن زرتشت پیامبر) و جشن تیرگان در تیر ماه، بوسیله بانوان انجام میگیرد، موضوع فال کوزه است. بدین ترتیبکه یک روز قبل از جشن از اهالی خانه و دوستان و آنهایی که میل دارند در فال شرکت کنند، چیزهای کوچکی را با پارچه سبزی میپیچند و در کوزهای که نو باشد میاندازند و در کوزه را میبندند، و در میان درخت موردنظر یعنی آن درختی که به اهورامزدا تعلق دارد میگذارند، روز بعد (روز جشن) در سر ساعت همان موقعی که کوزه در میان درخت گذاشته شده آنهایی که در فال شرکت دارند جمع میشوند و کوزه را از میان درخت برمیدارند و پس از آنکه در آتش بخور میدهند کوزه را از روی آتش میگذرانند و آن را بدست دوشیزه نابالغی میدهند که یکیک از لوازم و اشیاء داخل کوزه را بدست بگیرد و منتظر شود تا سایرین یک فرد شعر از بربخوانند آنگاه که چکامه خوانده شد و وصف حال صاحب اثاثیه معلوم گردید، اشیاء را از درون کوزه بیرون میآورند و به صاحب آن تحویل میدهند. میتوان گفت به این ترتیب در حقیقت، یک مجلس ادبی تشکیل میگردد، اشعاری هم که خوانده میشد خالی از تفریح نبود[۲].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1378)، آداب و رسوم نوروز، تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
رضا شعبانی