پرش به محتوا

نوروز در خراسان

از ویکی ایران

در خراسان همه از بزرگ و کوچک و فقیر و غنی به آداب و رسوم نوروز بای‌بند و علاقه‌مندند و در اجرای سنن باستانی این عید ملّی سخت می‌کوشند، چند روز متوالی دست از کار می‌کشند و ایام و ساعات خود را صرف عیش و نوش و سور و سرور و خوردن اطعمه لذیذ و شیرینی و تنقلات و تفریح و خنده می‌کنند، گندم و عدس سبز می‌کنند، لباس نو می‌پوشند، می‌رقصند، بازی می‌کنند، آب به یکدیگر می‌پاشند، اسفند می‌سوزانند، تخم‌مرغ رنگ کرده درست می‌کنند، دکاکین را با پارچه‌های رنگارنگ و فرش های خوش‌نقش و زیبا می‌آرایند، پوست پلنگ و کشکول و تبرزین به در و دیوار می‌آویزند، به دیدن هم می‌روند، یکدیگر را می‌بوسند، سال نو را به خویشان و دوستان خود تبریک می‌گویند، برای آنها پیروز بختی و شادکامی آرزو می‌کنند، به یکدیگر هدیه می‌دهند و خلاصه در انجام مراسم نوروزی و برپاداشتن آداب و رسوم کهن باستانی سنگ تمام می‌گذارند، از چند هفته به نوروز جنبشی خاص در مردم پدید می‌آید همه در فکر تهیه لباس نو به این سوی و آن سوی می‌روند، همه خانه‌تکانی می‌کنند، ظروف مسین را به رویگر می‌دهند که سفید کند، جامه‌ها را می‌شویند، فرشها را می‌تکانند، همه خراسانیها در و پنجره و پله و دستگیره‌ها را تمیز می‌کنند و از تمام اثاث خودگرد می‌زدایند تا در شب عید و موقع تحویل همه اطاقها و زوایای خانه پاک و پاکیزه باشد، گندم یا عدس در بشقاب و «دوری» خیس می‌کنند. اسفرزه یا ترتیزک و خاکشیر روی پارچه پهن می‌کنند و پشت کوزه می‌چسبانند تا برای شب عید سبز شود و در ایام نوروز خانه به سبزه آراسته باشد، حاجی‌فیروز «جیگی جیگی نه‌نه خانم» (از این جهت به او این نام داده شده است که وی غالباً شعر معروف «جیگی جیگی نه‌نه خانم» را همراه با نوای تنبک می‌خواند.) در کوچه و بازار راه می‌افتد، دنبک می‌زنند و تصنیف می‌خوانند، مردم در شب چهارشنبه‌سوری آتش می‌افروزند و از روی شعله‌های سرخ رنگ می‌پرند و برای خود تندرستی و سرخ‌رویی آرزو می‌کنند. یکی دو روز به عید مانده هم سمنو می‌پزند و روز قبل از تحویل به حمام می‌روند و سر و تن را خوب می‌شویند و به دست و پا حنا می‌بندند. وقتی لحظه تحویل سال شد عده‌ای به مسجد می‌روند تا دعا بخوانند و از برکت آن دعا در تمام سال از خطرات مصون و غرق در نعمت گردند. گروهی نیز در خانه نزد زن و فرزند می‌مانند زیرا عقیده دارند که در موقع تحویل نباید از خانه و خویشان خود دور باشند والا تمام یا قسمت اعظم سال را به دوری از خانواده مبتلا خواهند شد.

چند لحظه قبل از تحویل سال اندکی آرد خمیر می‌کنند و در گوشه‌ایی می‌گذارند تا ور آید (ورآمدن خمیر در اول سال مایه برکت است) بعد سماور را آتش می‌کنند و سفره هفت سین را می‌چینند و لباسهای نو خود را می‌پوشند، اسفند در آتش می‌ریزند، مشک و عنبر می‌سوزانند و در هر اطاق چراغ یا شمعی می‌افروزند. آنگاه سفره سفیدی در وسط اطاق پهن می‌کنند و دو عدد لاله یا چراغ یا دو شمع هم روشن می‌کنند و در وسط آن می‌گذارند. بین دو لاله یک جلد کلام‌الله مجید و یک آینه می‌گذارند و چند دانه گندم می‌پاشند روی آینه هم یک تخم مرغ می‌گذارند تا در موقع تحویل روی آینه بچرخد. یک ظرف عسل در گوشه سفره و یک عدد نان سنگک نیز در گوشه دیگر می‌گذارند. سینی هفت سین را هم در وسط سفره در جای مناسبی می‌نهند. در سینی هفت‌سین هفت چیز که نام آنها با «س» شروع شده باشد می‌چینند ظاهراً در زمان قدیم بجای هفت‌سین در سفره هفت‌شین می‌گذاشته‌اند چنانکه از این شعر پیداست:

جشن نوروز از زمان کیان

می‌نهادند مردم ایران

هد و شیر و شراب و شکر ناب

شمع و شمشاد شاید اندر خوان

به این شرح: یک ظرف کوچک سمنو، یک عدد سکّه، یک استکان سرکه، چند دانه سیر، چند دانه سنجد، قدری سماق، یک عدد سیب، علاوه بر آن سبزه‌ای را هم که از دو هفته قبل تهیه کرده‌اند در کنار آن قرار می‌دهند. یک کاسه پر آب هم در گوشه‌ای می‌گذارند و روی آب چند ساقه سبز و یک عدد نارنج می‌اندازند.

مقداری آجیل و شیرینی هم در دو بشقاب جداگانه می‌ریزند و با یک پیاله ماست و یک بشقاب سبزی پلو و ماهی در کنار سفره قرار می‌دهند، بعد در تمام اطاقها، در دهان خیک ماست و سرکیسه‌های نخود و لوبیا و عدس و ماش و برنج را باز می‌گذارند و منتظر می‌نشینند تا سال تحویل شود. آب علامت روشنایی و سبزه علامت خرمی و شمع و چراغ علامت طول عمر است. ماهی را هم‌چون رزق حلال می‌دانند در سفره می‌گذارند تا در تمام سال رزق حلال نصیبشان بشود، عسل برای شیرین کامی و تندرستی اهل خانه و نان و سکه هم برای جلب نعمت و برکت است.

دعای سال نو ، قابل بازیابی ازhttps://avazeghalam.blog.ir/1395/12/26/%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%82%D9%84%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%A8%D8%B5%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A7%D9%84

عده‌ای چند لحظه قبل از تحویل سال قدری «آب جوجه خروس» یا شیر می‌خورند زیرا معتقدند که به هنگام تحویل در شکم هر کس آب جوجه خروس باشد پوست بدنش در تمام سال لطیف و درخشان می‌شود و اگر شیر باشد پوست بدنش سفید و نرم خواهد شد علاوه بر آن اگر شخص مزاج گرم داشته باشد آب جوجه خروس و بخارات جگر او را دفع و گرمی مزاجش را رفع خواهدکرد. ظهر یا شب آخر سال سبزی‌پلو با ماهی و کوکو و مُرغ تهیه می‌کنند و مقداری از آنها را برای سال نو نگاه می‌دارند و در موقع تحویل در سفره هفت سین می‌گذارند. یک کوزه نو هم می‌خرند و مملو از آب می‌کنند یک نارنج هم در دهانه آن می‌گذارند و تا سال نو نشود از آب کوزه استفاده نمی‌کنند. وقتی لحظه تحویل فرا رسید اعضای خانواده دور سفره می‌نشینند و هر کدام یک سکه یا چند دانه برنج یا یک «گاو خدا» (خر خاکی) در مشت می‌گیرند یا کلّه جوجه خروس در جیب می‌گذارند. اندکی قبل از تحویل سر مرغ و دل و جگر و سنگدان و گردن او را می‌پزند و در موقع تحویل به مرد خانه می‌دهند که بخورد تا ثروتمند شود. همینکه سال تحویل شد به هم «مبارک باد» می‌گویند و سر و روی یکدیگر را می‌بوسند. عده‌ای دعا می‌خوانند و می‌گویند:

«یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبّراللیل والنهار یا محوّل الحول والاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال»

و برای دفع آفات و بلیات انگشتری که دارای نگین فیروزه یا نگین «شرف شمس» باشد رنگین عقیق یا دُر که روی آن طلسمی نقش کرده‌اند به انگشت می‌کنند، عده دیگر عسل به دهان می‌گذارند تا در طی سال هم اعتدال مزاج پیدا کنند و هم اخلاق خوش و شیرین داشته باشند یا آنکه مقداری تباشیر (یک مثقال تباشیر در پنج سیر عرق بید) قلم ساییده در عرق بید می‌ریزند و می‌خورند و می‌گویند:

«الهی همانطور که سال کهنه نو شد مزاج من هم عوض شود!»

و عقیده دارند که به این طریق اگر مزاجشان‌گرم باشد سرد و اگر سرد باشد گرم خواهد شد خراسانیها عقیده دارند که اگر کسی در موقع تحویل سال سنجد بخورد تا آخر سال گزنده او را نخواهد گزید و اگر سیر بخورد رطوبت و سردیش نخواهد کرد. و اگر سه یا چهار عدد مروارید غلطان (بی‌سوراخ) بخورد دیگر مریض نخواهد شد. از سمنو هم چون نذر حضرت زهراست باید اندکی خورد تا از آسیب بیماریها محفوظ ماند. قدری آب هم باید نوشید و سپس در آینه نگاه کرد تا قلب و چشم، همیشه روشن باشد. علاوه بر آن معتقدند که سال نو و سال کهنه هر دو مانند پریان موجوداتی نامرئی هستند. سال‌کهنه در آخرین لحظاتی که می‌خواهد خانه را ترک کند به همه اطاقها و سوارخ سُنبه‌های خانه سر می‌زند اگر ببیند در و دیوار و فرش و اثاث خانه پاکیزه است و اهل خانه همه به حمام رفته و سر و بدن خود را شسته‌اند خوشحال می‌شود و اهل آن خانه را دُعا می‌کند که او را نزد همکارش سال نو روسفید کرده‌اند و اگر خانه کثیف و ناشسته باشد نفرین و لعنت خواهد فرستاد[۱].

شب آخر سال کهنه، سبزی‌پلو و ماهی و کوکو می‌خورند و قدری هم در سفره هفت سین می‌گذارند ولی عقیده دارند که نباید نام (کوکو) را بر زبان جاری ساخت بلکه به جای کوکو باید گفت (هست هست)، مثلاً اگر بخواهند بگویند «قدری‌کوکو به من بده» باید از کلمه کوکو حذر کنند و بگویند: «قدری هست هست به من بده» هر کس کلمه کوکو را بر زبان بیاورد تا آخر سال «سر در گم» یا کلافه می‌شود یعنی همیشه در پی «چیزی گم شده» خواهد گشت. اطاق یا خانه را هم نباید جارو کرد والا مورچه زیاد خواهد شد.

شب اول سال نو رشته‌پلو می‌خورند، روز شنبه اول سال هم آش رشته می‌پزند تا در تمام مدت سال کارشان بگیرد. از ماهی و کوکویی هم که از شب آخر سال کهنه مانده و به اصطلاح «سال رویش گشته است» قدری می‌خورند زیرا چنانکه قبلاً گفته شد عقیده دارند که ماهی از دریا گرفته می‌شود و رزق حلال است و خیر و برکت می‌آورد باید آن را از سال قبل نگهداشت و خورد تا روزی و نعمت انسان فراوان و حلال شود، «کوکو» را هم باید خورد تا در سال نو از «کوکو» گفتن راحت شد. اگر شنبه به نوروز بیفتد آن سال را مبارک‌تر می‌دانند و بیشتر شادی می‌کنند. عده‌ای در آن روز از شهر خارج می‌شوند و آش رشته می‌بزند و تا نزدیک غروب در سبزه‌زارها به تفرج می‌پردازند. در خانواده‌های خراسانی خصوصاً در روستاها رسم است که دو سه روز قبل از تحویل سال مقدار زیادی «نان خانگی» می‌پزند زیرا معتقدند که درموقع تحویل باید «صندوقخانه» هر خانه‌ای پر از نان باشد و نان مورد احتیاج اهل خانه در سیزده روز اول سال از بازار خریده نشود.

در طول مدت دوازده روز اول سال مردم به دیدن یکدیگر می‌روند، سر و روی هم را می‌بوسند؛ دست در دست یکدیگر می‌گذارند و جملاتی از قبیل: عید شریف شما مبارک؛ مبارکاً سنه؛ صد سال به این سالا (صد سال به این سالها)؛ زیر سایه امیرالمؤمنین(ع)، زیر سایه حضرت رضا(ع)، با بچه‌ها، با آقازاده‌ها، با خانم‌زاده‌ها؛ اسعدالله ایامکم، ایامکم سعیداً. روز اول عید معمولاً «بزرگ خانواده» یا «بزرگ محل» در خانه می‌نشیند، همه به دیدن او می‌روند و نوروز را به او تبریک می‌گویند و دستش را می‌بوسند او متناسب با مقام و موقعیت و استطاعت خود یک سکه نقره یا طلا، بعنوان عیدی به هریک از دیدارکنندگان می‌دهد. همه به جان او دعا می‌کنند و او هم متقابلاً برای همه توفیق و نیکبختی و سلامت آرزو می‌کند. در شهرهای خراسان برای پذیرایی از مهمانها در ایام نوروز انواع شیرینی بازاری و خانگی از قبیل باقلوا و لوز و شکر و نقل و مسقطی و بهشتی و حاجی بادام و گرز و راحت‌الحلقوم و پشمک و نان بادامی و نان نخودی و نان تاج و نان کرمی و پوفک و ساق عروس و بادبزنی و نازک نارنجی و نان شیر مرغ و نارنجک ... با آجیل و میوه در ظروف مخصوص می‌چینند و در جلو مهمانها قرار می‌دهند و لیکن در روستاها مقداری کشمش و نخودچی و انجیر و خرما وکشمته و نان برنجی و خرابیه وگوش فیل و قطاب و زنجبیلی و پادراز و کلوچه نوروزی و حلوای نقره‌ایِ یا انگشت پیچ و حلو بایک و کله‌گنو و امثال آنها در قاب و بشقاب های متعدد می‌ریزند و روی سفره‌ای که در وسط اطاق پهن کرده‌اند قرار می‌دهند. علاوه بر آن مقدای قاووت هم در ظرفی ریخته در وسط سفره می‌گذارند. رسم است که در ایام نوروز غیر از شیرینی و تنقلات مزبور در هر شهر و دهی یک یا چند رقم نان روغنی هم می‌پزند که هر یک از آنها اختصاص به همان محل یا منطقه دارد. از آن جمله می‌توان نانهای زیر را نام برد:

  1. فطیر مسِکَه (Fetir - meska) که بیشتر اختصاص به روستاهای اطراف قوچان و کلات نادری دارد؛
  2. قِلفتی (ghelefti) که بیشتر در تربت حیدریه و دهات اطراف آن تهیه می‌شود؛
  3. رووِر کِردَه (Ra - verkerda) که مخصوص شهرها و دهات جنوب خراسان مخصوصاً بیرجند است؛
  4. خُشکی (xoski) و آن نوعی نان بزرگ روغنی است که در بیرجند و دهات اطراف آن می‌پزند؛
  5. قطاب عدسی (ghotabe adasi) و آن قسمی قطاب روغنی است که میان آن ترب و عدس کوبیده می‌گذارند؛
  6. اورزِو (Orzu) و آن قسمی نان بزرگ به وزن چهار تا پنج کیلوگرم است که در جنوب خراسان بویژه در فردوس و دهات اطراف آن تهیه می‌شود؛
  7. قلیف کیک (ghelif-keyk) نوعی نان روغنی مدور است که مردم جنوب خراسان از شکر و آرد و تخم‌مرغ و شیر و روغن تهیه می‌کنند[۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. شکورزاده، ابراهیم (1346)، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص63-68 و 77-91.
  2. شکورزاده، ابراهبم (1363)، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران: سروش، ص96-107.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1378)، آداب و رسوم نوروز، تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

رضا شعبانی