تسخیر لانه جاسوسی
اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی در13 آبان 1358، بصورت حرکتی کاملاً خود جوش از سوی گروهی از دانشجویان انقلابی مسلمان انجام گرفت، که پس از تصرف سفارت خود را دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نامیدند .
تا پیش از حاکمیت یافتن رژیم پهلوی در ایران، جنبشهای مردمی عمدتاً خصلتی ضد استبدادی داشتند. انقلاب مشروطه، آخرین نمونه از این دست بود. پس از به تخت نشستن رضاخان و روی کار آمدنخاندان پهلوی، قدرتهای استعماری نیز در کنار عوامل استبدادی، بر جامعه استیلا یافتند. نهضت ملی شدن صنعت نفت، نخستین تجربه جامعه ایران در مبارزه همزمان با استبداد و استعمار بود. انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) در واقع مبارزهای بود با دو وجه استبدادی و استعماری رژیم پهلوی، که با پیروزی انقلاب رضاشاه پهلوی بُعد ضد استبدادی انقلاب به ثمر نشست اما جنبه استعماری انقلاب همچنان باقی بود که با اشغال «لانه جاسوسی»[۱] بُعد ضد استعماری انقلاب نیز به ثمر نشست و خط «نه شرقی و نه غربی» امام (ره) را بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران حاکم کرد .
عملکرد دولت موقت به ریاست مهندس بازرگان این احساس را درمیان دانشجویان مسلمان تقویت کرد که اداره امور کشور با اندیشهها و آرای امام فاصله میگیرد، دانشجویان جهت مقابله با این وضعیت درصدد بر آمدند که یک جریان متشکل دانشجویی ایجاد کنند و به نحوی خود را با امام مرتبط سازند، ازامام رهنمود بگیرند و آن را در دانشگاهها دنبال کنند.[۲]
پذیرفته شدن شاه مخلوع در آمریکا از یک سو و ملاقات هئیت ایرانی (مهندس بازرگان، ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه و مصطفی چمران وزیر دفاع) با برژینسکی، مشاور امنیت ملی کارتر در 10 آبان ماه 1358 در الجزایر از سوی دیگر، خشم نیروهای انقلابی ایران را بر انگیخت و دانشجویان پیرو خط امام تصمیم گرفتند با حمله به سفارت آمریکا به این امر اعتراض کرده و نشان دهند که هیچگونه سازش و مذاکرهای را با آمریکا، بویژه تا هنگامی که شاه در پناه آمریکایی هاست نمیپذیرند.[۳]
در پی سخنان امام خمینی (ره) در 10 آبان 1358 به مناسبت سالروز 13 آبان که دانشجویان و طلاب رادعوت به بسیج عمومی علیه امپریالیزم مینمود[۴] عدهای از دانشجویان تصمیم به اشغال سفارت آمریکا گرفتند.
سه تن از آنها (میردامادی، بیطرف، اصغرزاده) آقای موسوی خوئینیها را در جریان امر قرارداده و از وی درخواست کردند امام (ره) را مطلع نمایند اما وی با طرح قضیه خدمت امام مخالفت نمود و قرار شد پس از تصرف سفارت این امر را به اطلاع امام برسانند و چنانچه مخالفت کردند سریعاً محل راترک کنند.[۵]
روز13 آبان 1358 تظاهراتی از سوی دانشجویان مسلمان دانشگاهها برگزار میشد و عدهای از دانشجویان که از قبل طرح حمله به سفارت را داشتند از دیوارها بالا رفته و باهمراهی سایر دانشجویان، که به حدود 300 الی 400 تن میرسیدند، همه ساختمانها را ظرف 2 الی 3 ساعت تصرف کردند.[۶] دانشجویان عمدتاً به قصد یک حرکت اعتراض آمیز که شاید فقط چند ساعت سفارت را دراختیار داشته باشند دست به این عمل زدند[۷] و هرگز تصور تبدیل شدن یک حرکت اعتراضآمیز را به یک واقعه عظیم بین المللی و طولانی (444 روز) در تاریخ سیاسی جهان نمیکردند. امام خمینی (ره) طی سخنانی در 14 آبان ماه اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را تأیید نمود و آمریکا را «شیطان بزرگ» نامید و به سفارت آمریکا لقب «لانه جاسوسی» داد[۱] مهندس بازرگان در همان روز استفعا داد و در 17 آبان علل استعفای خود را تشریح کرد[۸].
آمریکا هیئتی را شامل رمزی کلارک دادستان پیشین آمریکا و ویلیام میلر از کارکنان سابق وزارت خارجه،جهت حل مسئله و آزادی گروگانها اعزام نمود. امام خمینی طی بیانیهای اعلام کرد که هیچ کس حقمذاکره با هیأت آمریکایی را ندارد[۸].
هیئت آمریکایی از ترکیه به آمریکا بازگشت[۹]. خواسته اصلی دانشجویان که با تأیید امام خمینی (ره) همراه شد، قطع مداخله آمریکا، تحریم تجاری ایران از سوی آمریکا و توقیف کلیه داراییها و ذخایر ارزی ایران در آمریکا و مؤسسات آمریکایی در سراسر جهان یعنی بیرون از حوزه صلاحیت قضایی آن کشور انجامید. (احمدی داستانی، ص 13)
امام خمینی (ره) در 27 و 29 آبان دستور آزادی 13 تن از گروگانها (سیاه پوستان و زنان) را صادر نمودند و 52 تن از گروگانها در سفارت ماندند.[۱۰]
شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه 457 از دولت ایران خواست گروگانهای آمریکایی را در اسرع وقت آزاد نمایند. عدم توجه مقامات ایرانی موجب شد تا اداره مهاجرت آمریکا اخراج 9 هزار تبعه ایرانی از آمریکا را در دستور کار خود قرار دهد.[۱۱][۱۲]
کارتر عملیات نظامی را جهت آزادی گروگانها تدارک میدید[۱۳] (کلن ص 177) و عملیات نظامی آمریکا در ایران که قرار بود در 4 تا 6 اردیبهشت 1359 انجام شود با ماجرای طوفان شنطبس و منفجر شدن یکی از هلیکوپترها و هواپیماهای حامل سوخت با شکست مواجه گردید.[۱۴](جردن صص 171 ـ 170) بنابراین آمریکا از اقدام نظامی ناامید شده و باید از طریق سیاسی مسئله را حل میکرد[۱۵] حل مشکلات ناشی از بحران گروگانگیری و رفع توقیف داراییهای ایران با صلاحدید امام خمینی (ره) به مجلس شورای اسلامی، که در شرف تشکیل بود واگذار شد.[۱۶]
در 11 آبان 1359 مجلس شروطی تعیین کرد که به دولت وقت (دولت شهید رجایی) امکان حل اختلافات با آمریکا را میداد. این شروط از پیام امام خمینی (ره) در 21 شهریور 1359 به زائران بیت اللهالحرام برگرفته شده و عبارت بود از: بازپس دادن اموال خانواده محمّدرضا پهلوی، لغو تمام ادعاهای آمریکا علیه ایران، تضمین آمریکا به عدم مداخله سیاسی و نظامی در ایران و آزاد گذاشتن تمامیسرمایههای ایران.[۱۷]
شاه چندی پیش از آن در 5 مرداد 1359 در مصر درگذشت و بدین ترتیب، شرط استرداد شاه منتفی شد. مهندس بهزاد نبوی (مشاور امور اجرایی نخست وزیر وقت) مسئول انجام مذاکرات از طریق دولت جمهوری الجزایر با آمریکا در این زمینه گردید و با میانجیگری دولت الجزایر، زمینه مذاکره و توافق طرفین جهت حل اختلافات فراهم شد و مذاکراتی صورت گرفت که در نهایت به صدور بیانههای الجزایر که عهدنامهای بین المللی تلقی میشود، در 29 دی 1359 انجامید.[۱۸] این توافق طرفین را ملزم به تعهدات حقوقی خود نموده که از اعتبار و تداوم دائم برخوردار بوده و طرفین همواره ملزم به آن تلقی میشوند. (احمدی واستانی، ص 15) یک روز پس از صدور بیانیهها، در30 دی 1359 گروگانها آزاد و از راه الجزایر به آمریکا منتقل شدند.[۱۹] دولت آمریکا نیز بلافاصله مبلغ 955/7 میلیارد دلار از داراییهای ایران را به حساب امانی مقرر در توافقات انتقال داد.(احمدی واستانی، ص 28)
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران هر چند رژیم آمریکایی پهلوی سرنگون شده و جمهوری اسلامی استقرار یافت، اما چنانکه از اسناد محرمانه لانه جاسوسی بر میآید آمریکا در پی آن بود که منافع خود را در ایران بازیابد:
«منافع ما در دسترسی مداوم به نفت ایران باید توسط توانائی دولت جدید دربرقراری نظم درچاههای نفت و احتیاج او به درآمد حفظ گردد. منافع ما در این که ایران در آمد نفتش را در آمریکا خرج کند باید بهبود یابد»[۲۰]
از آنجا که با افشای شاه و اطرافیانش اهداف آمریکا در ایران فاش شده بود، امکان آنکه آمریکا بتواند با همان روشهای سابقش قدم پیش بگذارد نبود و پیروزی سریع انقلاب نیز باعث شد سران آمریکا نتوانند در ایران بعد از انقلاب به طرح نقشهای که کاملاً با منافعشان سازگار باشد بپردازند، لذا تصمیم گرفتند تا مدتی کوتاه سکوتی نسبی اختیار کرده و در خظ دست به اقداماتی علیه جمهوری اسلامی زده و هم اوضاع را بهتر بررسی نمایند.[۲۱] اما بعد از مدتی سکوت و شناخت چهرههای مختلفی که به نحوی در اداره ایران دست داشتند، اولین قدم را جهت بسط سلطه دوبارهاش در ایران و برقراری روابط سیاسی مجدد برداشته و تلاش میکند با عوامل بالقوه و بالفعلش در ایران تماس برقرار نماید. لذا دست به اقدامات جهت برقراری روابط سیاسی میزند[۲۲] البته علت علاقه آمریکا در برقراری این روابط آنهم در اولین ماههای بعد از پیروزی انقلاب آن است که در رأس امور افرادی را مشاهده میکند که از قبل از انقلاب آنها را به خوبی میشناخته و از موضع محتاطانه آنها در قبال منافعش اصلاح داشت و میدانست که حتی اگر خودش در برقراری روابط عجلهای نداشته باشد ممکن است دولت موقت در این امر پیشقدم شود. البته در کنار دولت موقت از امام خمینی (ره) نیز غافل نبوده و پیوسته از ایشان بعنوان یک نیروی مخالف منافع غرب و آمریکا یاد میکردند[۲۳] و آمریکا به انقلاب و امام تنها به چشم تهدیدی نسبت به منافعش در ایران نگاه نمیکند بلکه پیوسته تأثیر رهنمودهای امام (ره) را بعنوان محرک حرکتهای اسلامی که اساس حکومتهای دست نشانده آمریکا در منطقه را متزلزل مینماید درنظر دارد[۲۴] لذا درصدد است که با برقراری رابطه رسمی با دولت سرقت و نیروهای غربزده در ایران، آنها را تقویت نماید تا هم زمینه رشد برای گروههای غربزده سیاسی فراهمشود و هم بدین وسیله نقش امام در اجتماع را تضعیف نمایند[۲۵].
بهرحال آمریکا از بعد از انقلاب تا زمان اشغال لانه جاسوسی اینگونه که اسناد حکایت میکنند روشها وشیوههای گوناگونی را در پیش میگیرد تا بلکه منافع از دست رفته را دوباره بازیابد و مشاهده میشود که با تسخیر لانه جاسوسی هر چند آمریکا دست از توطئههایش علیه انقلاب اسلامی ایران بر نداشت، اما مرکز توطئههای آمریکا در منطقه از بین رفت و نیز وحدت و یکپارچگی مردم ایران با محوریت امامخمینی (ره) و خط امام دو چندان شد و به شعار «بعد از شاه نوبت آمریکاست» تحققی عینی بخشید و خط «نه شرقی و نه غربی» امام خمینی (ره) را بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران حاکم کرد.
13 ـ روزنامه عصر آزادگان، 20 آبان 1378 هـ.ش
15 ـ دانشنامه جهان اسلام، ذيل واژه بيانيههاي الجزاير
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ امام خمينی، روح الله، صحيفه نور، ج 10، تهران، 1361، ص139.
- ↑ ستوده، اميررضا، كاويانی، حميد، بحران 444 روزه در تهران، ذكر، تهران 1379، ص55.56.
- ↑ باقی، عماد الدين، انقلاب و تنازع بقا (پژوهشی در زمينهها و پيامدهای اشغال سفارت آمريكا در تهران)، نشر عروج، تهران، 1376، ص21-24.
- ↑ امام خمينی، روح الله، صحيفه نور، ج 10، تهران، 1361، ص97.
- ↑ مجله حضور، شماره 2، آبان 1370، ص2.
- ↑ باقی، عماد الدين، انقلاب و تنازع بقا (پژوهشی در زمينهها و پيامدهای اشغال سفارت آمريكا در تهران)، نشر عروج، تهران، 1376، ص25.
- ↑ ابتكار، معصومه؛ تسخير (اولين روايت مكتوب از درون سفارت تسخير شده آمريكا در تهران) تهران، اطلاعات، 1379، ص42.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ روزنامه اطلاعات، 17 آبان ماه 1358، شماره 15997.
- ↑ ابتكار، معصومه؛ تسخير (اولين روايت مكتوب از درون سفارت تسخير شده آمريكا در تهران) تهران، اطلاعات، 1379، ص160-162.
- ↑ باقی، عماد الدين، انقلاب و تنازع بقا (پژوهشی در زمينهها و پيامدهای اشغال سفارت آمريكا در تهران)، نشر عروج، تهران، 1376، ص54.
- ↑ ستوده، اميررضا، كاويانی، حميد، بحران 444 روزه در تهران، ذكر، تهران 1379، ص125.
- ↑ باقی، عماد الدين، انقلاب و تنازع بقا (پژوهشی در زمينهها و پيامدهای اشغال سفارت آمريكا در تهران)، نشر عروج، تهران، 1376، ص49.
- ↑ برژينسکی، زبيكينف، توطئه در ايران، ترجمه محمود شرقی، تهران، هفته، بیتا، ص187.
- ↑ بكويث، چارلی و ناكس، دونالد، نيروی دلتا (از پل میتا طبس) ترجمه رضافاضل زرندی، تهران، اميركبير، 1365، ص393-398.
- ↑ سالينجر، پير، آمريكا دربند، تهران، كتاب سرا، 1363، ص291.
- ↑ امام خمينی، روح الله، صحيفه نور، ج 11، تهران، 1361، ص280.
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی ايران، ش 11589، ص 21، 18 آذر 1363.
- ↑ افتخارجهرمی، گودرز، ديوان داوری دعاوی ايران، ايالات متحده و عملكرد آن در قلمرو حقوق بينالملل، مجله حقوقی، ش 16 ـ 17 (1371 ـ 1372 ش)، ص19.
- ↑ نظر بلند، غلامرضا، ديوان داوری دعاوی ايران ـ ايالات متحده، مجله سياست خارجی، سال 4، ش 4 (زمستان 1369)، ص592.
- ↑ دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، اسناد لانه جاسوسي، قم، انتشارات حوزه علميه قم، ج 16، سند 15، ص73.
- ↑ دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، اسناد لانه جاسوسي، قم، انتشارات حوزه علميه قم، ج 16، سند 16.
- ↑ دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، اسناد لانه جاسوسي، قم، انتشارات حوزه علميه قم، ج 15، سندشماره :10/19/33/18.
- ↑ دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، اسناد لانه جاسوسي، قم، انتشارات حوزه علميه قم، ج 16، سند شماره 2.
- ↑ دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، اسناد لانه جاسوسي، قم، انتشارات حوزه علميه قم، ج 16، سند شماره 15.
- ↑ دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، اسناد لانه جاسوسي، قم، انتشارات حوزه علميه قم، ج 16، سند شماره 2، 6.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.