پرش به محتوا

سید علی حسینی خامنه ای: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «حسيني خامنه‌ای، سيد علي (1318ش مشهد - 1404 ) محمد تقوي آيت الله سيد علي حسيني خامنه‌ای فرزند آيت الله سيد جواد خامنه اي در 1318 ش در مشهد بدنيا آمد . ( قصه آفتاب،15) معظم له تحصيلات خود را با رفتن به مکتب خانه هاي زادگاهش آغاز کرد . سپس...» ایجاد کرد
 
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
حسيني خامنه‌ای،  سيد علي (1318ش مشهد - 1404 )  محمد تقوي                              آيت الله سيد علي حسيني خامنه‌ای فرزند آيت الله سيد جواد خامنه اي  در 1318 ش در مشهد بدنيا آمد . ( قصه آفتاب،15) معظم له تحصيلات خود را با رفتن به مکتب خانه هاي زادگاهش آغاز کرد .  سپس به مدرسه ابتدايي اسلامي دار التعليم ديانتي رفت و دوران ابتدائي را در آن مدرسه طي کرد . همزمان بخشي از دروس ديني را در آن مدرسه فرا گرفت و بخش ديگري از مقدمات را نزد پدر آموخت .  سپس به مدرسه علميه نواب مشهد رفت و دوره سطح را در آن مدرسه به پايان رسانيد . بعد از آن در درس خارج آيت الله ميلاني شرکت جست . مدتي هم در درس خارج حاج شيخ هاشم قزويني حاضر شد . سپس به عراق رفت و مدتي در درس خارج فقه و اصول آيات حکيم , خويي, شاهرودي , ميرزا باقر زنجاني , ميرزا حسن يزدي و آقا ميرزا حسن بجنوردي شرکت کرد . پس از يک سال به کشور بازگشت و در شهر قم به تحصيل دروس خارج در نزد امام خميني ره و آيات بروجردي و شيخ مرتضي حائري يزدي پرداخت و فلسفه را هم از علامه طباطبائي آموخت .(كاظميني ،  287-288) ايشان علاوه بر تحصيل علوم ديني ، تحصيلات کلاسيک خود را تا کسب مدرک ديپلم تداوم داد . او مبارزات خود را از دوران فعاليت فدائيان اسلام آغاز کرد . ملاقات ايشان با شهيد نواب صفوي در سالهاي 32-31 در مدرسه سليمان خان مشهد تاثير مهم و عميقي بر او نهاد . در 1333 ش در مشهد اعلاميه اي در ارتباط با امر به معروف و نهي از منکر نگاشت و در آن راجع به عدم رعايت ضوابط و ظواهر اسلامي هشدار داد . اين اعلاميه از طريق پست در شهر مشهد توزيع همگاني شد و انعکاس وسيعي در شهر داشت . (همان ) در بهمن ماه 1341 ش از سوي آيت الله ميلاني مامور بردن نامه اي براي امام ره شد . (  زندگينامه ....,45) پس از فاجعه فيضيه قم و  پيش از محرم 42 از سوي امام ره مامور ارسال پيام هايي براي آيت الله ميلاني و برخي علماء و وعاظ مشهد شد . (همان ,48) پس از ابلاغ اين پيام ها عازم بيرجند شد . سخنراني هاي وي در آن منطقه موجب دستگيري وي در روز تاسوعا شد . سپس به مشهد منتقل و به مدت ده روز در زندان بسر برد . (صدري مازندراني ,24) در رمضان همان سال به زاهدان رفت و به دليل سخنراني در آن شهر دستگير و به تهران اعزام شد که به مدت دو ماه در زندان قزل قلعه محبوس بود . در 29 بهمن ماه 43 به همراه عده اي از فضلاي قم در نامه اي به هويدا اعمال غير اسلامي دولت را تقبيح و خواستار بازگشت امام ره از تبعيد شد (همان , 57) پس از بازگشت به مشهد ، در نگارش و انتشار کتابهايي در تبيين نهضت هاي آزاديبخش و اسلامي ،مي کوشيد .از همين رو در 14 فروردين 46 به بهانه ترجمه کتابهاي آينده در قلمرو اسلام ، صلح امام حسن (ع) و مسلمانان در نهضت هندوستان ، دستگير و چهارماه در زندان به سر برد . از سال 1349به برگزاري درس تفسير در مسجد صديقيها اقدام کرد . با فوت آيت الله سيد محسن حکيم در 1349 در ترويج و تبليغ مرجعيت امام خميني ره تلاش مي کرد که بر اثر اين فعاليت ها دستگير و به چهار ماه زندان محکوم شد . پس از عمليات انفجار دکلهاي برق مشهد در جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي به عنوان يکي از رهبران فعاليت هاي ضد رژيم دستگير و مدت دو ماه زنداني شد پس از آزادي ، در مسجد امام حسن (ع) و بعدها در مسجد کرامت مشهد به تدريس نهج البلاغه پرداخت . سرانجام ساواک در اسفند ماه 1352 جلسات درس وي را تعطيل کرد  ولي او به برگزاري آن جلسات تداوم داد.  تداوم اين فعاليت ها باعث شد در دي ماه 53 دستگير و به کميته مشترک ضد خرابکاري در تهران منتقل شود . پس از ده ماه حبس در 8 آبان 54 آزاد گرديد . اما پس از آزادي ، ساواک براي محدود کردن ايشان ، در اسفند همان سال وي را ممنوع الخروج نمود . دو سال بعد در تابستان 56 و به همراه آقايان بهشتي ، باهنر ، رباني املشي و موحدي کرماني جامعه روحانيت مبارز را براي سازماندهي مبارزات بنيان گذاشت . (كاظميني ، 287-293 ) در آذر 56 به جرم فعاليت به نفع امام ره و طرفداري از افکار دکتر علي شريعتي از طريق پخش اعلاميه ها در مراکز آموزش عالي دستگير شد . رژيم ايشان را به ايرانشهر تبعيد کرد . پس از طي يکسال دوران تبعيد در ايرانشهر , به شهر مشهد بازگشت و مسجد کرامت را به عنوان پايگاه مبارزاتي خود قرار داد . در همان سال به همراه آيات واعظ طبسي ، عبد الکريم هاشمي نژاد ، موسوي قوچاني و کامياب ، ستادي براي هدايت مبارزات مردم تشکيل داد . (همان )  در 17 آذر 57به فريمان رفته و راهپيمايي مردم آن شهر را هدايت کرد . در همان زمان با حمله نيروهاي نظامي به بيمارستان شاهرضا ، در برپايي تحصن مردم مشهد در اعتراض به اين اقدام نقش مهمي ايفا کرد .(  همان ) در دي ماه 57 با تشکيل شوراي انقلاب ، به عضويت آن شورا در آمد . پس از ورود امام ره به کشور انقلاب ، به عنوان مسئول تبليغات دفتر امام ره برگزيده شد که در اين مسئوليت به تنظيم نشريه اي به نام رسانه ، همت گماشت . پس ازپيروزي انقلاب اسلامي همراه آيات باهنر ، بهشتي ، موسوي اردبيلي و هاشمي ، حزب جمهوري اسلامي را بنيان نهاد . در فروردين ماه 58 مامور رسيدگي به اوضاع مردم سيستان و بلوچستان شد .( قصه آفتاب , 95) پس از آن به نمايندگي از  شوراي انقلاب به وزارت دفاع رفت و در 27 مرداد58 معاونت وزير دفاع را به عهده گرفت و در اين سمت بود که در 10 آذر همان سال توسط امام ره به سرپرستي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برگزيده شد. ايشان پس از فوت آيت الله طالقاني و انصراف آيت الله منتظري از امامت جمعه تهران ، به امامت جمعه تهران منصوب شد . همزمان در شوراي عالي دفاع عضويت يافت . در اين سمت بارها در جبهه حضور يافت.(كاظميني ، 287-293)  در اولين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي از تهران به نمايندگي برگزيده شده و به مجلس راه يافت(نگرشي به اولين..، ) . او در عزل بني صدر از رياست جمهوري نقش زيادي داشت . در 6 تير 1360 با انفجار بمب در مسجد ابوذر مجروح شد . بر اثر اين حادثه به مدت 42 روز در بيمارستان بستري شد پس از آن از ناحيه دست راست به افتخار جانبازي نائل آمد . (همان ,109) بعد از شهادت شهيد بهشتي ، به عنوان دبير کل حزب انتخاب و اين سمت را تا زمان انحلا ل حزب در 1366 بر عهده داشت . در سومين دوره انتخابات رياست جمهوري به عنوان سومين رئيس جمهور جمهوري اسلامي ايران برگزيده شد و در چهارمين دوره نيز به آن سمت انتخاب گرديد . در شوراي بازنگري قانون اساسي ، به عضويت آن مجلس در آمد . پس از فوت امام ره از طرف مجلس خبرگان رهبري به عنوان رهبر انقلاب اسلامي انتخاب و تاکنون در اين سمت مي باشند . همچنين پس از فوت آيات عظام مرعشي نجفي ، گلپايگاني و اراکي ، از طرف جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز به عنوان مرجع تقليد معرفي شد . از وي آثاري منتشر شده است که مي توان به موارد زير اشاره کرد : ترجمه کتابهاي 1- آينده در قلمرو اسلام 2- مسلمانان در نهضت آزادي هندوستان 3- صلح امام حسن (ع) و تاليف و نگارش کتابهاي 1- گفتاري در باب صبر 2- گفتاري در وحدت 3- وحدت و تحزب 4- بازگشت به نهج البلاغه5- رسالت حوزه6-هنر هشتم7-منشور تداوم انقلاب و دهها اثر ديگر . (كاظميني ، 292-293)
آیت الله سید علی حسینی خامنه‌ای فرزند آیت الله سید جواد خامنه ای در 1318 ش در [[مشهد]] بدنیا آمد.<ref>قصه آفتاب، زندگینامه رهبر معظم انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران، 1381، ص15.</ref> معظم له تحصیلات خود را با رفتن به مکتب خانه‌های زادگاهش آغاز کرد.  سپس به مدرسه ابتدایی اسلامی دار التعلیم دیانتی رفت و دوران ابتدائی را در آن مدرسه طی کرد. همزمان بخشی از دروس دینی را در آن مدرسه فرا گرفت و بخش دیگری از مقدمات را نزد پدر آموخت.  سپس به مدرسه علمیه نواب [[مشهد]] رفت و دوره سطح را در آن مدرسه به پایان رسانید. بعد از آن در درس خارج آیت الله میلانی شرکت جست. مدتی هم در درس خارج حاج شیخ هاشم قزوینی حاضر شد. سپس به عراق رفت و مدتی در درس خارج فقه و اصول آیات حکیم، خویی، شاهرودی، میرزا باقر زنجانی، میرزا حسن یزدی و آقا میرزا حسن بجنوردی شرکت کرد. پس از یک سال به کشور بازگشت و در شهر [[قم]] به تحصیل دروس خارج در نزد [[امام خمینی]] (ره) و [[آیت الله بروجردی]] و شیخ مرتضی حائری یزدی پرداخت و فلسفه را هم از علامه طباطبائی آموخت.<ref name=":0">كاظمینی، میرزا محمد، دانشنامه ائمه جمعه سراسر كشور، ج1، بنیاد ریحانه الرسول یزد، تهران،‌ برگ رضوان،‌ 1384، ص287-288.</ref> ایشان علاوه بر تحصیل علوم دینی، تحصیلات کلاسیک خود را تا کسب مدرک دیپلم تداوم داد. او مبارزات خود را از دوران فعالیت [[فدائیان اسلام]] آغاز کرد. ملاقات ایشان با [[نواب صفوی|شهید نواب صفوی]] در سالهای 32-31 در مدرسه سلیمان خان [[مشهد]] تاثیر مهم و عمیقی بر او نهاد. در 1333 ش در [[مشهد]] اعلامیه‌ای در ارتباط با امر به معروف و نهی از منکر نگاشت و در آن راجع به عدم رعایت ضوابط و ظواهر اسلامی هشدار داد. این اعلامیه از طریق پست در شهر [[مشهد]] توزیع همگانی شد و انعکاس وسیعی در شهر داشت.<ref name=":0" /> در بهمن ماه 1341 ش از سوی آیت الله میلانی مامور بردن نامه‌ای برای امام (ره) شد.<ref>زندگینامه مقام معظم رهبری مدظله العالی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران، 1378، ص45.</ref> پس از فاجعه فیضیه [[قم]] و  پیش از محرم 42 از سوی امام (ره) مامور ارسال پیام هایی برای آیت الله میلانی و برخی علماء و وعاظ مشهد شد.<ref>زندگینامه مقام معظم رهبری مدظله العالی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران، 1378، ص48.</ref> پس از ابلاغ این پیام ها عازم بیرجند شد. سخنرانی‌های وی در آن منطقه موجب دستگیری وی در روز تاسوعا شد. سپس به [[مشهد]] منتقل و به مدت ده روز در زندان بسر برد.<ref>صدری مازندرانی، حسن، حکایت نامه سلاله زهرا (س)، موسسه انتشارات مشهور، قم، 1381، ص24.</ref> در رمضان همان سال به [[زاهدان]] رفت و به دلیل سخنرانی در آن شهر دستگیر و به [[استان تهران|تهران]] اعزام شد که به مدت دو ماه در زندان قزل قلعه محبوس بود. در 29 بهمن ماه 43 به همراه عده‌ای از فضلای [[قم]] در نامه ای به هویدا اعمال غیر اسلامی دولت را تقبیح و خواستار بازگشت امام (ره) از تبعید شد<ref>صدری مازندرانی، حسن، حکایت نامه سلاله زهرا (س)، موسسه انتشارات مشهور، قم، 1381، ص57.</ref> پس از بازگشت به [[مشهد]]، در نگارش و انتشار کتاب‌هایی در تبیین نهضت‌های آزادیبخش و اسلامی، می کوشید. از همین رو در 14 فروردین 46 به بهانه ترجمه کتاب‌های آینده در قلمرو [[اسلام]]، صلح امام حسن (ع) و مسلمانان در نهضت هندوستان، دستگیر و چهارماه در زندان به سر برد. از سال 1349 به برگزاری درس تفسیر در مسجد صدیقی‌ها اقدام کرد. با فوت آیت الله سید محسن حکیم در 1349 در ترویج و تبلیغ مرجعیت [[امام خمینی]] (ره) تلاش می کرد که بر اثر این فعالیت‌ها دستگیر و به چهار ماه زندان محکوم شد. پس از عملیات انفجار دکل‌های برق [[مشهد]] در جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی به عنوان یکی از رهبران فعالیت های ضد رژیم دستگیر و مدت دو ماه زندانی شد پس از آزادی، در مسجد امام حسن (ع) و بعدها در مسجد کرامت [[مشهد]] به تدریس نهج البلاغه پرداخت. سرانجام ساواک در اسفند ماه 1352 جلسات درس وی را تعطیل کرد  ولی او به برگزاری آن جلسات تداوم داد.  تداوم این فعالیت ها باعث شد در دی ماه 53 دستگیر و به کمیته مشترک ضد خرابکاری در [[استان تهران|تهران]] منتقل شود. پس از ده ماه حبس در 8 آبان 54 آزاد گردید. اما پس از آزادی، [[ساواک]] برای محدود کردن ایشان، در اسفند همان سال وی را ممنوع الخروج نمود. دو سال بعد در تابستان 56 و به همراه آقایان [[آیت الله محمد بهشتی|بهشتی]]، [[محمدجواد باهنر|باهنر]]، ربانی املشی و موحدی کرمانی [[جامعه روحانیت مبارز]] را برای سازماندهی مبارزات بنیان گذاشت.<ref name=":1">كاظمینی، میرزا محمد، دانشنامه ائمه جمعه سراسر كشور، ج1، بنیاد ریحانه الرسول یزد، تهران،‌ برگ رضوان،‌ 1384، ص287-293.</ref> در آذر 56 به جرم فعالیت به نفع امام (ره) و طرفداری از افکار دکتر [[علی شریعتی]] از طریق پخش اعلامیه‌ها در مراکز آموزش عالی دستگیر شد. رژیم ایشان را به [[ایرانشهر]] تبعید کرد. پس از طی یکسال دوران تبعید در [[ایرانشهر]]، به شهر [[مشهد]] بازگشت و مسجد کرامت را به عنوان پایگاه مبارزاتی خود قرار داد. در همان سال به همراه آیت الله واعظ طبسی، عبد الکریم هاشمی نژاد، موسوی قوچانی و کامیاب، ستادی برای هدایت مبارزات مردم تشکیل داد.<ref name=":1" /> در 17 آذر 57 به فریمان رفته و راهپیمایی مردم آن شهر را هدایت کرد. در همان زمان با حمله نیروهای نظامی به بیمارستان شاهرضا، در برپایی تحصن مردم [[مشهد]] در اعتراض به این اقدام نقش مهمی ایفا کرد.<ref name=":1" /> در دی ماه 57 با تشکیل شورای انقلاب، به عضویت آن شورا در آمد. پس از ورود امام (ره) به کشور، به عنوان مسئول تبلیغات دفتر امام (ره) برگزیده شد که در این مسئولیت به تنظیم نشریه‌ای به نام رسانه، همت گماشت. پس از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] همراه [[محمدجواد باهنر|آیت الله باهنر]]، [[آیت الله محمد بهشتی|بهشتی]]، موسوی اردبیلی و هاشمی، [[حزب جمهوری اسلامی]] را بنیان نهاد. در فروردین ماه 58 مامور رسیدگی به اوضاع مردم [[استان سیستان و بلوچستان|سیستان و بلوچستان]] شد.<ref>قصه آفتاب، زندگینامه رهبر معظم انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران، 1381، ص95.</ref> پس از آن به نمایندگی از  شورای انقلاب به وزارت دفاع رفت و در 27 مرداد 58 معاونت وزیر دفاع را به عهده گرفت و در این سمت بود که در 10 آذر همان سال توسط امام (ره) به سرپرستی [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] برگزیده شد. ایشان پس از فوت [[آیت الله سید محمد طالقانی|آیت الله طالقانی]] و انصراف آیت الله منتظری از امامت جمعه [[استان تهران|تهران]]، به امامت جمعه [[استان تهران|تهران]] منصوب شد. همزمان در شورای عالی دفاع عضویت یافت. در این سمت بارها در جبهه حضور یافت.<ref name=":1" /> در اولین دوره انتخابات [[مجلس شورای اسلامی]] از [[استان تهران|تهران]] به نمایندگی برگزیده شده و به مجلس راه یافت (نگرشی به اولین..، ) . او در عزل بنی صدر از ریاست جمهوری نقش زیادی داشت. در 6 تیر 1360 با انفجار بمب در مسجد ابوذر مجروح شد. بر اثر این حادثه به مدت 42 روز در بیمارستان بستری شد پس از آن از ناحیه دست راست به افتخار جانبازی نائل آمد. (همان ,109) بعد از شهادت [[آیت الله محمد بهشتی|شهید بهشتی]]، به عنوان دبیر کل حزب انتخاب و این سمت را تا زمان انحلال حزب در 1366 بر عهده داشت. در سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری به عنوان سومین رئیس جمهور [[جمهوری اسلامی|جمهوری اسلامی ایران]] برگزیده شد و در چهارمین دوره نیز به آن سمت انتخاب گردید. در [[شورای بازنگری قانون اساسی]]، به عضویت آن مجلس در آمد. پس از فوت امام (ره) از طرف [[مجلس خبرگان رهبری]] به عنوان رهبر انقلاب اسلامی انتخاب و تاکنون در این سمت می باشند. همچنین پس از فوت آیات عظام مرعشی نجفی، گلپایگانی و اراکی، از طرف جامعه مدرسین حوزه علمیه [[قم]] و جامعه روحانیت مبارز به عنوان مرجع تقلید معرفی شد. از وی آثاری منتشر شده است که می توان به موارد زیر اشاره کرد:


منابع:           1- صدري مازندراني , حسن , حکايت نامه سلاله زهرا (س) , موسسه انتشارات مشهور, قم ,1381.2-  زندگينامه مقام معظم رهبري مدظله العالي , موسسه فرهنگي قدر ولايت, تهران 1378.                                                                                             3-  قصه آفتاب , زندگينامه رهبر معظم انقلاب اسلامي , موسسه فرهنگي قدر ولايت , تهران , 1381.   5- كاظميني ، ميرزا محمد، دانشنامه ائمه جمعه سراسر كشور ، ج1، بنياد ريحانه الرسول يزد، تهران ،‌برگ رضوان ،‌1384
ترجمه کتاب‌های:
 
# آینده در قلمرو اسلام
# مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان
# صلح امام حسن (ع)  
 
تالیف و نگارش کتاب‌های:
 
# گفتاری در باب صبر
# گفتاری در وحدت
# وحدت و تحزب
# بازگشت به نهج البلاغه
# رسالت حوزه
# هنر هشتم
# منشور تداوم انقلاب
 
و دهها اثر دیگر.<ref name=":1" />
 
== نیز نگاه کنید به ==
 
* [[امام خمینی|امام خمینی (ره)]]
* [[آیت الله بروجردی]]
* [[فدائیان اسلام]]
* [[جامعه روحانیت مبارز]]
* [[جمهوری اسلامی]]
* [[حزب جمهوری اسلامی]]
* [[مجلس شورای اسلامی]]
* [[شورای بازنگری قانون اساسی]]
 
== مآخذ ==
<references />
 
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی]، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی].
 
== نویسنده مقاله ==
محمد تقوی
[[رده:انقلاب اسلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۲۶

آیت الله سید علی حسینی خامنه‌ای فرزند آیت الله سید جواد خامنه ای در 1318 ش در مشهد بدنیا آمد.[۱] معظم له تحصیلات خود را با رفتن به مکتب خانه‌های زادگاهش آغاز کرد. سپس به مدرسه ابتدایی اسلامی دار التعلیم دیانتی رفت و دوران ابتدائی را در آن مدرسه طی کرد. همزمان بخشی از دروس دینی را در آن مدرسه فرا گرفت و بخش دیگری از مقدمات را نزد پدر آموخت. سپس به مدرسه علمیه نواب مشهد رفت و دوره سطح را در آن مدرسه به پایان رسانید. بعد از آن در درس خارج آیت الله میلانی شرکت جست. مدتی هم در درس خارج حاج شیخ هاشم قزوینی حاضر شد. سپس به عراق رفت و مدتی در درس خارج فقه و اصول آیات حکیم، خویی، شاهرودی، میرزا باقر زنجانی، میرزا حسن یزدی و آقا میرزا حسن بجنوردی شرکت کرد. پس از یک سال به کشور بازگشت و در شهر قم به تحصیل دروس خارج در نزد امام خمینی (ره) و آیت الله بروجردی و شیخ مرتضی حائری یزدی پرداخت و فلسفه را هم از علامه طباطبائی آموخت.[۲] ایشان علاوه بر تحصیل علوم دینی، تحصیلات کلاسیک خود را تا کسب مدرک دیپلم تداوم داد. او مبارزات خود را از دوران فعالیت فدائیان اسلام آغاز کرد. ملاقات ایشان با شهید نواب صفوی در سالهای 32-31 در مدرسه سلیمان خان مشهد تاثیر مهم و عمیقی بر او نهاد. در 1333 ش در مشهد اعلامیه‌ای در ارتباط با امر به معروف و نهی از منکر نگاشت و در آن راجع به عدم رعایت ضوابط و ظواهر اسلامی هشدار داد. این اعلامیه از طریق پست در شهر مشهد توزیع همگانی شد و انعکاس وسیعی در شهر داشت.[۲] در بهمن ماه 1341 ش از سوی آیت الله میلانی مامور بردن نامه‌ای برای امام (ره) شد.[۳] پس از فاجعه فیضیه قم و پیش از محرم 42 از سوی امام (ره) مامور ارسال پیام هایی برای آیت الله میلانی و برخی علماء و وعاظ مشهد شد.[۴] پس از ابلاغ این پیام ها عازم بیرجند شد. سخنرانی‌های وی در آن منطقه موجب دستگیری وی در روز تاسوعا شد. سپس به مشهد منتقل و به مدت ده روز در زندان بسر برد.[۵] در رمضان همان سال به زاهدان رفت و به دلیل سخنرانی در آن شهر دستگیر و به تهران اعزام شد که به مدت دو ماه در زندان قزل قلعه محبوس بود. در 29 بهمن ماه 43 به همراه عده‌ای از فضلای قم در نامه ای به هویدا اعمال غیر اسلامی دولت را تقبیح و خواستار بازگشت امام (ره) از تبعید شد[۶] پس از بازگشت به مشهد، در نگارش و انتشار کتاب‌هایی در تبیین نهضت‌های آزادیبخش و اسلامی، می کوشید. از همین رو در 14 فروردین 46 به بهانه ترجمه کتاب‌های آینده در قلمرو اسلام، صلح امام حسن (ع) و مسلمانان در نهضت هندوستان، دستگیر و چهارماه در زندان به سر برد. از سال 1349 به برگزاری درس تفسیر در مسجد صدیقی‌ها اقدام کرد. با فوت آیت الله سید محسن حکیم در 1349 در ترویج و تبلیغ مرجعیت امام خمینی (ره) تلاش می کرد که بر اثر این فعالیت‌ها دستگیر و به چهار ماه زندان محکوم شد. پس از عملیات انفجار دکل‌های برق مشهد در جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی به عنوان یکی از رهبران فعالیت های ضد رژیم دستگیر و مدت دو ماه زندانی شد پس از آزادی، در مسجد امام حسن (ع) و بعدها در مسجد کرامت مشهد به تدریس نهج البلاغه پرداخت. سرانجام ساواک در اسفند ماه 1352 جلسات درس وی را تعطیل کرد ولی او به برگزاری آن جلسات تداوم داد. تداوم این فعالیت ها باعث شد در دی ماه 53 دستگیر و به کمیته مشترک ضد خرابکاری در تهران منتقل شود. پس از ده ماه حبس در 8 آبان 54 آزاد گردید. اما پس از آزادی، ساواک برای محدود کردن ایشان، در اسفند همان سال وی را ممنوع الخروج نمود. دو سال بعد در تابستان 56 و به همراه آقایان بهشتی، باهنر، ربانی املشی و موحدی کرمانی جامعه روحانیت مبارز را برای سازماندهی مبارزات بنیان گذاشت.[۷] در آذر 56 به جرم فعالیت به نفع امام (ره) و طرفداری از افکار دکتر علی شریعتی از طریق پخش اعلامیه‌ها در مراکز آموزش عالی دستگیر شد. رژیم ایشان را به ایرانشهر تبعید کرد. پس از طی یکسال دوران تبعید در ایرانشهر، به شهر مشهد بازگشت و مسجد کرامت را به عنوان پایگاه مبارزاتی خود قرار داد. در همان سال به همراه آیت الله واعظ طبسی، عبد الکریم هاشمی نژاد، موسوی قوچانی و کامیاب، ستادی برای هدایت مبارزات مردم تشکیل داد.[۷] در 17 آذر 57 به فریمان رفته و راهپیمایی مردم آن شهر را هدایت کرد. در همان زمان با حمله نیروهای نظامی به بیمارستان شاهرضا، در برپایی تحصن مردم مشهد در اعتراض به این اقدام نقش مهمی ایفا کرد.[۷] در دی ماه 57 با تشکیل شورای انقلاب، به عضویت آن شورا در آمد. پس از ورود امام (ره) به کشور، به عنوان مسئول تبلیغات دفتر امام (ره) برگزیده شد که در این مسئولیت به تنظیم نشریه‌ای به نام رسانه، همت گماشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی همراه آیت الله باهنر، بهشتی، موسوی اردبیلی و هاشمی، حزب جمهوری اسلامی را بنیان نهاد. در فروردین ماه 58 مامور رسیدگی به اوضاع مردم سیستان و بلوچستان شد.[۸] پس از آن به نمایندگی از شورای انقلاب به وزارت دفاع رفت و در 27 مرداد 58 معاونت وزیر دفاع را به عهده گرفت و در این سمت بود که در 10 آذر همان سال توسط امام (ره) به سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برگزیده شد. ایشان پس از فوت آیت الله طالقانی و انصراف آیت الله منتظری از امامت جمعه تهران، به امامت جمعه تهران منصوب شد. همزمان در شورای عالی دفاع عضویت یافت. در این سمت بارها در جبهه حضور یافت.[۷] در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از تهران به نمایندگی برگزیده شده و به مجلس راه یافت (نگرشی به اولین..، ) . او در عزل بنی صدر از ریاست جمهوری نقش زیادی داشت. در 6 تیر 1360 با انفجار بمب در مسجد ابوذر مجروح شد. بر اثر این حادثه به مدت 42 روز در بیمارستان بستری شد پس از آن از ناحیه دست راست به افتخار جانبازی نائل آمد. (همان ,109) بعد از شهادت شهید بهشتی، به عنوان دبیر کل حزب انتخاب و این سمت را تا زمان انحلال حزب در 1366 بر عهده داشت. در سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری به عنوان سومین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد و در چهارمین دوره نیز به آن سمت انتخاب گردید. در شورای بازنگری قانون اساسی، به عضویت آن مجلس در آمد. پس از فوت امام (ره) از طرف مجلس خبرگان رهبری به عنوان رهبر انقلاب اسلامی انتخاب و تاکنون در این سمت می باشند. همچنین پس از فوت آیات عظام مرعشی نجفی، گلپایگانی و اراکی، از طرف جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز به عنوان مرجع تقلید معرفی شد. از وی آثاری منتشر شده است که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

ترجمه کتاب‌های:

  1. آینده در قلمرو اسلام
  2. مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان
  3. صلح امام حسن (ع)

تالیف و نگارش کتاب‌های:

  1. گفتاری در باب صبر
  2. گفتاری در وحدت
  3. وحدت و تحزب
  4. بازگشت به نهج البلاغه
  5. رسالت حوزه
  6. هنر هشتم
  7. منشور تداوم انقلاب

و دهها اثر دیگر.[۷]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. قصه آفتاب، زندگینامه رهبر معظم انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران، 1381، ص15.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ كاظمینی، میرزا محمد، دانشنامه ائمه جمعه سراسر كشور، ج1، بنیاد ریحانه الرسول یزد، تهران،‌ برگ رضوان،‌ 1384، ص287-288.
  3. زندگینامه مقام معظم رهبری مدظله العالی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران، 1378، ص45.
  4. زندگینامه مقام معظم رهبری مدظله العالی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران، 1378، ص48.
  5. صدری مازندرانی، حسن، حکایت نامه سلاله زهرا (س)، موسسه انتشارات مشهور، قم، 1381، ص24.
  6. صدری مازندرانی، حسن، حکایت نامه سلاله زهرا (س)، موسسه انتشارات مشهور، قم، 1381، ص57.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ كاظمینی، میرزا محمد، دانشنامه ائمه جمعه سراسر كشور، ج1، بنیاد ریحانه الرسول یزد، تهران،‌ برگ رضوان،‌ 1384، ص287-293.
  8. قصه آفتاب، زندگینامه رهبر معظم انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران، 1381، ص95.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

محمد تقوی