پرش به محتوا

اسماعیلیه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اسماعيليه،''' فرقه‌اي افتراقي از شيعه با چندين شعبه، از آن ميان، نزاري (اسماعيليان ايران، 483 – 654ق/ 1090 – 1257م). '''الف) پيدايش (ظهور):''' پس از فوت امام جعفر صادق(ع) (148ق/ 765م) آنان كه در برابر امام موسي كاظم(ع) (اماميه= دوازده امامي)، امامت اسماعيل را پ...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''اسماعيليه،''' فرقه‌اي افتراقي از شيعه با چندين شعبه، از آن ميان، نزاري (اسماعيليان ايران، 483 – 654ق/ 1090 – 1257م).  
'''[[اسماعیلیه]]،''' فرقه‌ای افتراقی از شیعه با چندین شعبه، از آن میان، نزاری (اسماعیلیان [[ایران]]، 483 – 654ق/ 1090 – 1257م).  


'''الف) پيدايش (ظهور):''' پس از فوت امام جعفر صادق(ع) (148ق/ 765م) آنان كه در برابر امام موسي كاظم(ع) (اماميه= دوازده امامي)، امامت اسماعيل را پذيرفتند 2 گروه بودند: يكي آنان‌كه مرگ اسماعيل را پيش از مرگ امام صادق انكار كرده او را مهدي موعود خواندند (اسماعيليه خالصه يا واقفه يا خطابيه). ديگر آنان‌كه مرگ او را تأييد كرده<sup>1</sup> (اسماعيليه مباركيه)، امامت پسرش محمد را به عنوان مهدي موعود پذيرفتند (سَبْعيّه= هفت امامي) و برخي از آنان پسرش عبدالله را مهدي موعود دانستند.<sup>2</sup>  
=== پیدایش (ظهور) ===
پس از فوت [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام جعفر صادق(ع)]] (148ق/ 765م) آنان که در برابر امام موسی کاظم(ع) (امامیه= دوازده امامی)، امامت اسماعیل را پذیرفتند 2 گروه بودند: یکی آنان‌که مرگ اسماعیل را پیش از مرگ [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام صادق]] انکار کرده او را مهدی موعود خواندند (اسماعیلیه خالصه یا واقفه یا خطابیه). دیگر آنان‌که مرگ او را تأیید کرده <ref>  برای آگاهی بیشتر← شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالکریم. '''''الملل و النحل'''''. ترجمة افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی، تصحیح سیدمحمدرضا جلالی، نائینی، تهران: اقبال، 1350، ص128، 140، 152و 153.</ref>(اسماعیلیه مبارکیه)، امامت پسرش محمد را به عنوان مهدی موعود پذیرفتند (سَبْعیّه= هفت امامی) و برخی از آنان پسرش عبدالله را مهدی موعود دانستند<ref>لویس، برنارد «پیدایش اسماعیلیه» '''''در اسماعیلیان در تاریخ'''''. ترجمة یعقوب آژند، تهران: مولی، 1368، ص50- 51 و مادلونگ، '''''فرقه‌های اسلامی'''''. ترجمة ابوالقاسم سری، تهران: اساطیر، 1377، ص156- 158.</ref>.


'''ب) دوره ستر:''' از فوت محمد بن اسماعيل تا 286ق/ 899م دوره امامان مستور خوانده مي‌شود كه خوزستان، جنوب عراق و سرانجام سلميه در شمال سوريه مركز نشر دعوت بودند و ميمون قدّاح از رهبران اسماعيليان بود.<sup>3</sup> در اين مدت، دستگاه خلافت عباسي، اسماعيليان را به عنوان باطني (معتقد به دستيابي به حقايق باطني از طريق تأويل و ملاحده و از آن‌جا كه همدان قرمط در 260ق/ 874م دعوت را آشكار كرد به نام قرمطي، در خوزستان، فارس، خراسان، ماوراءالنهر، يمن و... مورد تعقيب قرار مي‌دادند.<sup>4</sup>  
=== دوره ستر ===
از فوت محمد بن اسماعیل تا 286ق/ 899م دوره امامان مستور خوانده می‌شود که [[استان خوزستان|خوزستان]]، جنوب عراق و سرانجام سلمیه در شمال [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87 سوریه] مرکز نشر دعوت بودند و میمون قدّاح از رهبران [[اسماعیلیان، کتابخانه ها|اسماعیلیان]] بود<ref>دفتری، فرهاد «اسماعیلیه» '''''در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1377، ج8، ص683.</ref>. در این مدت، دستگاه خلافت عباسی، اسماعیلیان را به عنوان باطنی (معتقد به دستیابی به حقایق باطنی از طریق تأویل و ملاحده و از آن‌جا که همدان قرمط در 260ق/ 874م دعوت را آشکار کرد به نام قرمطی، در [[استان خوزستان|خوزستان]]، [[استان فارس|فارس]]، خراسان، ماوراءالنهر، یمن و... مورد تعقیب قرار می‌دادند<ref>برای آگاهی بیشتر← دخویه، میخائل‌یان. '''''قرمطیان بحرین و فاطمیان'''''. ترجمة محمدباقر امیرخانی، تهران: سروش، 1371.</ref>.


'''ج) افتراق و خلافت فاطميان:''' در 286ق/ 899م، عبيدالله مهدي، با اعلام امامت خود و انكار مهدويت محمد بن اسماعيل، اصلاحاتي آغاز كرد كه در سلميه با مخالفت پيروان قرمط و زكرويه بن مهرويه داعي قرمطي قرار گرفت<sup>5</sup> و به مغرب (مراكش) رفت. در آن‌جا به ياري سپاهي از بربرانِ اسماعيلي در شمال آفريقا و به مركزيت قاهره سلسله فاطميان (منتسب به فاطمه دختر پيامبر(ص) را بنيانگذاري كرد (ربيع‌الآخر 297ق) كه در محرم 567ق (سپتامبر 1171م) صلاح‌الدين ايوبي اين سلسله را برچيد.<sup>6</sup> در 487ق/ 1094م مستنصر هشتمين خليفه فاطمي درگذشت و با پيروزي يافتن المستعلي بالله بر خليفة بر حق، نزار،<sup>7</sup> فاطميان دو شاخه مستعولي و نزاري و بعدها مستعوليان خود به شاخه‌هاي ديگري تقسيم شدند.<sup>8</sup>
=== افتراق و خلافت فاطمیان ===
در 286ق/ 899م، عبیدالله مهدی، با اعلام [[امامت]] خود و انکار مهدویت محمد بن اسماعیل، اصلاحاتی آغاز کرد که در سلمیه با مخالفت پیروان قرمط و زکرویه بن مهرویه داعی قرمطی قرار گرفت<ref>مادلونگ، ویلفرد. «فاطمیان و قرمطیان بحرین» در، '''''تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه'''''. تنظیم و تدوین فرهاد دفتری، ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌روز، 1382، ص41- 44. برای آگاهی بیشتر ←


'''د. نزاريان ايران.''' در 483ق/ 1090م ''حسن صباح'' داعي اسماعيلي با ياري پيروانش با چيرگي بر قلاع ديلمان و قهستان صاحب قدرت شد و پس از فوت مستنصر با حمايت از نزار، عملاً اسماعيليان ايران نهضت نزاري را بنيان‌گذاري كردند. حسن فرزند علي بن محمد صباح حِميري يمني، در خانواده‌اي شيعي دوازده امامي در قم، به دنيا آمد (دهه 440ق/ 1050م) و نزد اميرة ضراب ابونصر سَراج و عبدالملك عطاش تعاليم اسماعيلي را آموخت. در 469- 473ق به قاهره مركز خلفاي فاطمي سفر كرد<sup>9</sup> و پس از قتل نزار توسط مستعلي، روابط خود را با فاطميان مصر قطع و به عنوان داعي‌الموت نهضت نزاري را استوار ساخت. او آموزه «دعوت جديده» را در برابر «دعوت قديمه» با ارائه اصل تعليم و خداشناسي توسط امام نه براساس عقل، قرارداد<sup>10</sup> كه در رساله ديني او به زبان فارسي با نام ''فصول اربعه (چهارگانه)'' انعكاس يافت و امام محمد غزالي در كتاب المستظهره به رد نظريات او پرداخت. در زمان حسن صباح بسياري از رجال سياسي خلافت عباسي و حكومت سلجوقي، از آن ميان خواجه نظام‌الملك طوسي<sup>*</sup>، كشته شدند و سپاهيان آنان نتوانستند قلاع اسماعيلي را تصرف كنند. او در 518ق/ 1124م درگذشت و كيا بزرگ اميد رودباري در رأس شورائي چهار نفره جانشين او شد و سرگذشت باباسيدنا در 596ق/ 1199م در شرح احوال حسن صباح تأليف شد.<sup>11</sup>  
Halm, Heinz, '''''The Fatimids and Their Traditions of Learning'''''. London: The Institute of Ismaili Studies, 1997.</ref>  و به مغرب (مراکش) رفت. در آن‌جا به یاری سپاهی از بربرانِ اسماعیلی در شمال آفریقا و به مرکزیت قاهره سلسله فاطمیان (منتسب به [[فاطمه(س)|فاطمه دختر پیامبر(ص)]] را بنیانگذاری کرد (ربیع‌الآخر 297ق) که در محرم 567ق (سپتامبر 1171م) صلاح‌الدین ایوبی این سلسله را برچید<ref>حمدانی، عباس. «دولت فاطمیان». '''''در اسماعیلیان در تاریخ'''''. ترجمة یعقوب آژند، تهران: مولی، 1368، ص244- 246.</ref>. در 487ق/ 1094م مستنصر هشتمین خلیفه فاطمی درگذشت و با پیروزی یافتن المستعلی بالله بر خلیفه بر حق، نزار،<ref>Daftary, Farhad. '''''A Short History of the Ismailis''''' Traditions of a Muslim Community, Edinburgh University, 1998.</ref> فاطمیان دو شاخه مستعولی و نزاری و بعدها مستعولیان خود به شاخه‌های دیگری تقسیم شدند.<ref>فیضی، آصف. «اسماعیلیان هند'''''»، در اسماعیلیان در تاریخ.''''' ترجمة یعقوب آژند، تهران: مولی، 1368، ص391- 401.</ref>


'''كيا بزرگ''' تا 532ق/ 1138م به عنوان داعي ديلم بر جامعه نزاري حكومت مي‌كرد و عمده درگيري‌هاي سياسي – نظامي او با سلجوقيان، از آن ميان، سلطان سنجر (فوت 522ق/ 1157م) در شرق بود.<sup>12</sup> او پسر خود، محمد را به جانشيني منصوب كرد و از اين زمان رهبري نزاريان ارثي شد، در دوره داعي سوم محمد (532–557ق/ 1138–1162م)، سلجوقيان دچار كشمكش دروني و ضعف بودند. نزاريان بر سپاهيان سلجوقي پيروزي يافتند حتي خلفاي عباسي، راشد و المسترشد و سلطان سلجوقي، داود (538ق/ 1143م) و برخي حكمرانان و قضات با دشنه فداييان نزاري كشته شدند. اما در واپسين سال‌هاي حكومت و، حسن بن محمد جانشين جنبشي متأثر از انديشة ظهور امام مستور كه مؤمنان تندرو در انتظارش بودند به راه انداخت.<sup>13</sup> حسن به عنوان چهارمين داعي جانشين پدر شد (559ق/ 1164م) و با اعلام اين‌كه جهت امام، خليفه، يا نماينده است دور قيامت را با لقب «علي ذكره سلام» آغاز كرد و مهدي امام معرفي شد اما در 561ق/ 1161م كشته شد و پسرش نورالدين محمد دوم به جاي او نشست. از آن‌جا كه نَسَب اين دو را به نزار ختم كردند اين دوره را قيامت يا كشف روحاني خواندند كه امام حاضر خواهد بود.<sup>14</sup> در اين زمان اقتدار سلجوقيان از هم پاشيد، علاءالدين تكش دامنه اقتدار خوارزمشاهيان<sup>*</sup> را گسترش و طغرل سوم سلجوقي را در ري شكست داد (590ق / 1194م) و خوارزمشاهيان با نزاريان درگير منازعات سياسي – نظامي شدند. جلال‌الدين حسن سوم، ششمين داعي اسماعيلي، همزمان با سلطان محمد خوارزمشاه<sup>*</sup> و خلافت الناصرلدين‌لله خليفه عباسي، با نص پدر رهبر نزاريان شد و با گرويدن به مذهب اهل سنت، رابطه با خليفه عباسي را آغاز كرد.<sup>15</sup> به پيشنهاد او، فقهاي اهل سنت از كتابخانه الموت بازديد كرده، كتب مذهبي نزاري را سوزاندند، خليفه نيز راست‌كيشي او را تأييد و به اين ترتيب ملقب به نو مسلمان شد.<sup>16</sup> او كه پيش از ديگران خطر جدي يورش مغولان را دريافته بود در 618ق/ 1221م فوت كرد و پسرش علاءالدين محمد سوم كه جانشين او بود در حالي كه جامعه‌نزاري درگير مباحث كلامي پيرامون ستر، دور قيامت و پذيرش مذهب سنت بود به حكومت رسيد. پس از او، پسرش ركن‌الدين خورشاه به عنوان هشتمين و آخرين داعي نزاري در 653ق/ 1255م روي كار آمد كه همزمان با شكست‌هاي خوارزمشاهيان و خلافت عباسي از مغولان بود. نزاريان در برابر سپاهيان هلاكوخان مغول شكست خوردند و الموت، لمسر و سرانجام گرد كوه به تدريج سقوط كردند.<sup>18</sup> با كشته شدن ركن‌الدين خورشاه در اسارت مغولان (654ق/ 1257م) نهضت نزاريان برچيده شد.<sup>19</sup> در سال‌هاي پاياني حيات سياسي نزاريان برخي دانشمندان مانند خواجه نصيرالدين توسي<sup>*</sup> از امكانات و كتابخانه عظيم الموت كه بعدها توسط مغولان نابود شد، بهره مي‌بردند.<sup>20</sup> شيوه حكومت و برخورد نزاريان با مخالفان باعث شد تا افسانه سازي‌هايي دربارة گروه‌هاي فدايي يا به تعبير اروپاييان، حشاشين/ اساسين به وجود آيد كه بسياري از مطالب اين چنيني واقعيت تاريخي ندارد.<sup>21</sup> گروه‌هاي پراكنده نزاري در ديلم، قهستان، پيرامون خراسان و هند به حيات خود ادامه دادند و از اواخر دوره زنديه تا تلاش‌هاي نافرجام آقاخان محلاتي (1259ق/ 1843م) در دوره قاجاريه<sup>22</sup> مدتي حكمراني كوتاه مدتي در محلات، كرمان و يزد داشتند و اكنون گروه‌هاي نزاري در ايران، افغانستان، تاجيكستان، پاكستان، هند، چين، سوريه، كنيا، تانزانيا، انگلستان و آمريكاي شمالي پراكنده‌اند و رهبر آنان لقب آقاخان دارد.
=== نزاریان ایران ===
در 483ق/ 1090م ''حسن صباح'' داعی اسماعیلی با یاری پیروانش با چیرگی بر قلاع دیلمان و قهستان صاحب قدرت شد و پس از فوت مستنصر با حمایت از نزار، عملاً [[اسماعیلیان، کتابخانه ها|اسماعیلیان]] ایران نهضت نزاری را بنیان‌گذاری کردند. حسن فرزند علی بن محمد صباح حِمیری یمنی، در خانواده‌ای شیعی دوازده امامی در [[قم]]، به دنیا آمد (دهه 440ق/ 1050م) و نزد امیره ضراب ابونصر سَراج و عبدالملک عطاش تعالیم اسماعیلی را آموخت. در 469- 473ق به قاهره مرکز خلفای فاطمی سفر کرد<ref>دفتری، فرهاد. «حسن صباح و سرآغاز جنبش اسماعیلی نزاری»، '''''در تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه''''' . تنظیم و تدوین فرهاد دفتری، ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌‌روز، 1382، ص330- 331.</ref> و پس از قتل نزار توسط مستعلی، روابط خود را با فاطمیان [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B1 مصر] قطع و به عنوان داعی‌الموت نهضت نزاری را استوار ساخت. او آموزه «دعوت جدیده» را در برابر «دعوت قدیمه» با ارائه اصل تعلیم و خداشناسی توسط امام نه براساس عقل، قرارداد<ref>خواجه‌رشیدالدین فضل‌الله همدانی. '''''جامع التواریخ (قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و داعیان و رفیقان).''''' به اهتمام محمدتقی دانش‌پژوه و محمد مدرسی زنجانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356، ص106- 107.</ref> که در رساله دینی او به زبان فارسی با نام ''فصول اربعه (چهارگانه)'' انعکاس یافت و امام محمد غزالی در کتاب المستظهره به رد نظریات او پرداخت. در زمان حسن صباح بسیاری از رجال سیاسی خلافت عباسی و [[سلجوقیان|حکومت سلجوقی]]، از آن میان [[نظام الملک طوسی|خواجه نظام‌الملک طوسی]]<sup>*</sup>، کشته شدند و سپاهیان آنان نتوانستند قلاع اسماعیلی را تصرف کنند. او در 518ق/ 1124م درگذشت و کیا بزرگ امید رودباری در رأس شورائی چهار نفره جانشین او شد و سرگذشت باباسیدنا در 596ق/ 1199م در شرح احوال حسن صباح تألیف شد<ref>هاجسن، مارشال. گ. س. '''''فرقه اسماعیلیه'''''. ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: علمی و فرهنگی، 1383، ص366.</ref>.  


'''کیا بزرگ''' تا 532ق/ 1138م به عنوان داعی دیلم بر جامعه نزاری حکومت می‌کرد و عمده درگیری‌های سیاسی – نظامی او با [[سلجوقیان]]، از آن میان، سلطان سنجر (فوت 522ق/ 1157م) در شرق بود<ref>دفتری، فرهاد. '''''تاریخ و عقاید اسماعیلیه'''''. ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌روز، 1383، ص415- 421.</ref>. او پسر خود، محمد را به جانشینی منصوب کرد و از این زمان رهبری نزاریان ارثی شد، در دوره داعی سوم محمد (532–557ق/ 1138–1162م)، [[سلجوقیان]] دچار کشمکش درونی و ضعف بودند. نزاریان بر سپاهیان [[سلجوقیان|سلجوقی]] پیروزی یافتند حتی خلفای عباسی، راشد و المسترشد و سلطان [[سلجوقیان|سلجوقی]]، داود (538ق/ 1143م) و برخی حکمرانان و قضات با دشنه فداییان نزاری کشته شدند. اما در واپسین سال‌های حکومت و، حسن بن محمد جانشین جنبشی متأثر از اندیشه ظهور امام مستور که مؤمنان تندرو در انتظارش بودند به راه انداخت<ref>هاجسن، مارشال. گ. س. «دولت اسماعیلی»، '''''در تاریخ ایران (از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان پژوهش دانشگاه کمبریج).''''' گردآورنده جی. آ. بویل. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1371، ج5، ص425- 430.</ref>.


'''مآخذ:'''
حسن به عنوان چهارمین داعی جانشین پدر شد (559ق/ 1164م) و با اعلام این‌که جهت امام، خلیفه، یا نماینده است دور قیامت را با لقب «علی ذکره سلام» آغاز کرد و مهدی امام معرفی شد اما در 561ق/ 1161م کشته شد و پسرش نورالدین محمد دوم به جای او نشست. از آن‌جا که نَسَب این دو را به نزار ختم کردند این دوره را قیامت یا کشف روحانی خواندند که امام حاضر خواهد بود<ref>دفتری. '''''تاریخ و عقاید اسماعیلیه'''''. ص447.</ref>. در این زمان اقتدار [[سلجوقیان]] از هم پاشید، علاءالدین تکش دامنه اقتدار [[خوارزمشاهیان]]<sup>*</sup> را گسترش و طغرل سوم سلجوقی را در ری شکست داد (590ق / 1194م) و [[خوارزمشاهیان]] با نزاریان درگیر منازعات سیاسی – نظامی شدند. جلال‌الدین حسن سوم، ششمین داعی اسماعیلی، همزمان با [[سلطان محمد خوارزمشاه]]<sup>*</sup> و خلافت الناصرلدین‌لله خلیفه عباسی، با نص پدر رهبر نزاریان شد و با گرویدن به مذهب اهل سنت، رابطه با خلیفه عباسی را آغاز کرد<ref>خلعتبری، الهیار و شرفی، محبوبه. '''''خوارزمشاهیان.''''' تهران: سمت، 1380، ص29- 33.</ref>. به پیشنهاد او، فقهای اهل سنت از [https://117009.samanpl.ir/ کتابخانه الموت] بازدید کرده، کتب مذهبی نزاری را سوزاندند، خلیفه نیز راست‌کیشی او را تأیید و به این ترتیب ملقب به نو مسلمان شد<ref>هاجسن'''''. فرقه اسماعیلیه'''''. ص282- 289.</ref>. او که پیش از دیگران خطر جدی یورش [[مغول ها|مغولان]] را دریافته بود در 618ق/ 1221م فوت کرد و پسرش علاءالدین محمد سوم که جانشین او بود در حالی که جامعه‌نزاری درگیر مباحث کلامی پیرامون ستر، دور قیامت و پذیرش مذهب سنت بود به حکومت رسید<ref>برای آگاهی بیشتر ← اقبال‌آشتیانی، عباس. '''''تایخ مفصل مغول''''' تهران. امیرکبیر، 1341.</ref>.


1.    براي آگاهي بيشتر← شهرستاني، ابوالفتح محمد بن عبدالكريم. '''''الملل و النحل'''''. ترجمة افضل‌الدين صدر تركه اصفهاني، تصحيح سيدمحمدرضا جلالي، نائيني، تهران: اقبال، 1350، ص128، 140، 152و 153.
پس از او، پسرش رکن‌الدین خورشاه به عنوان هشتمین و آخرین داعی نزاری در 653ق/ 1255م روی کار آمد که همزمان با شکست‌های [[خوارزمشاهیان]] و خلافت عباسی از [[مغول ها|مغولان]] بود. نزاریان در برابر سپاهیان هلاکوخان مغول شکست خوردند و الموت، لمسر و سرانجام گرد کوه به تدریج سقوط کردند<ref>برای آگاهی بیشتر ← ستوده، منوچهر'''''. قلاع اسماعیلیه در رشته‌کوه‌های البرز'''''. تهران: طهوری، 1362.</ref>. با کشته شدن رکن‌الدین خورشاه در اسارت مغولان (654ق/ 1257م) نهضت نزاریان برچیده شد<ref>عطاملک علاءالدین جوینی'''''. تاریخ جهان‌گشای جوینی'''''. تصحیح محمد بن عبدالوهاب قزوینی، هلند، لیدن: بریل، 1355ق/ 1937م، ج3، ص275- 278.</ref>. در سال‌های پایانی حیات سیاسی نزاریان برخی دانشمندان مانند [[خواجه نصیرالدین طوسی]]<sup>*</sup> از امکانات و [https://117009.samanpl.ir/ کتابخانه عظیم الموت] که بعدها توسط [[مغول ها|مغولان]] نابود شد، بهره می‌بردند<ref>دباشی، حمید. «فیلسوف، وزیر خواجه نصیرالدین طوسی و اسماعیلیان»، '''''در تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه'''''. تنظیم و تدوین فرهاد دفتری، ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌فر، 1382، ص287.</ref>. شیوه حکومت و برخورد نزاریان با مخالفان باعث شد تا افسانه سازی‌هایی درباره گروه‌های فدایی یا به تعبیر اروپاییان، حشاشین/ اساسین به وجود آید که بسیاری از مطالب این چنینی واقعیت تاریخی ندارد<ref>Daftary, Farhad. The '''''Assassin Legends''''' (myths of the Ismailis), London and New York, I. B. Tauris & Coltd. 1994, p 131- 135.</ref>. گروه‌های پراکنده نزاری در دیلم، قهستان، پیرامون خراسان و هند به حیات خود ادامه دادند و از اواخر [[زندیه|دوره زندیه]] تا تلاش‌های نافرجام آقاخان محلاتی (1259ق/ 1843م) در [[قاجاریه|دوره قاجاریه]]<ref>برای آگاهی بیشتر← الگار، حامد. '''''شورش آقاخان محلاتی، و چند مقاله دیگر'''''. ترجمة ابوالقاسم سری، تهران: توس، 1375</ref> مدتی حکمرانی کوتاه مدتی در محلات، [[کرمان]] و [[یزد]] داشتند و اکنون گروه‌های نزاری در [[ایران]]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 تاجیکستان]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 پاکستان]، هند، [https://dmelal.ir/index.php?title=%DA%86%DB%8C%D9%86 چین]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87 سوریه]، کنیا، تانزانیا، انگلستان و آمریکای شمالی پراکنده‌اند و رهبر آنان لقب آقاخان دارد.
== نیز نگاه کنید به ==


2.    لويس، برنارد «پيدايش اسماعيليه» '''''در اسماعيليان در تاريخ'''''. ترجمة يعقوب آژند، تهران: مولي، 1368، ص50- 51 و مادلونگ، '''''فرقه‌هاي اسلامي'''''. ترجمة ابوالقاسم سري، تهران: اساطير، 1377، ص156- 158.
* [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)]]
* [[اسماعیلیه 2]]
* [[سلجوقیان]]
* [[خوارزمشاهیان]]


3.    دفتري، فرهاد «اسماعيليه» '''''در دائرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1377، ج8، ص683.
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


4.    براي آگاهي بيشتر← دخويه، ميخائل‌يان. '''''قرمطيان بحرين و فاطميان'''''. ترجمة محمدباقر اميرخاني، تهران: سروش، 1371.
== پیوند به بیرون ==
 
کتابخانه عمومی حسن صباح، قابل بازیابی از https://117009.samanpl.ir/
5.    مادلونگ، ويلفرد. «فاطميان و قرمطيان بحرين» در، '''''تاريخ و انديشه‌هاي اسماعيلي در سده‌هاي ميانه'''''. تنظيم و تدوين فرهاد دفتري، ترجمة فريدون بدره‌اي، تهران: فرزان‌روز، 1382، ص41- 44. براي آگاهي بيشتر ←
 
Halm, Heinz, '''''The Fatimids and Their Traditions of Learning'''''. London: The Institute of Ismaili Studies, 1997.
 
6.    حمداني، عباس. «دولت فاطميان». '''''در اسماعيليان در تاريخ'''''. ترجمة يعقوب آژند، تهران: مولي، 1368، ص244- 246.
 
7.    Daftary, Farhad. '''''A Short History of the Ismailis''''' Traditions of a Muslim Community, Edinburgh University, 1998.
 
8.    فيضي، آصف. «اسماعيليان هند'''''»، در اسماعيليان در تاريخ.''''' ترجمة يعقوب آژند، تهران: مولي، 1368، ص391- 401.
 
9.    دفتري، فرهاد. «حسن صباح و سرآغاز جنبش اسماعيلي نزاري»، '''''در تاريخ و انديشه‌هاي اسماعيلي در سده‌هاي ميانه''''' . تنظيم و تدوين فرهاد دفتري، ترجمة فريدون بدره‌اي، تهران: فرزان‌‌روز، 1382، ص330- 331.
 
10.  خواجه‌رشيدالدين فضل‌الله همداني. '''''جامع التواريخ (قسمت اسماعيليان و فاطميان و نزاريان و داعيان و رفيقان).''''' به اهتمام محمدتقي دانش‌پژوه و محمد مدرسي زنجاني، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1356، ص106- 107.
 
11.  هاجسن، مارشال. گ. س. '''''فرقه اسماعيليه'''''. ترجمة فريدون بدره‌اي، تهران: علمي و فرهنگي، 1383، ص366.
 
12.  دفتري، فرهاد. '''''تاريخ و عقايد اسماعيليه'''''. ترجمة فريدون بدره‌اي، تهران: فرزان‌روز، 1383، ص415- 421.
 
13.  هاجسن، مارشال. گ. س. «دولت اسماعيلي»، '''''در تاريخ ايران (از آمدن سلجوقيان تا فروپاشي دولت ايلخانان پژوهش دانشگاه كمبريج).''''' گردآورنده جي. آ. بويل. ترجمه حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1371، ج5، ص425- 430.
 
14.  دفتري. '''''تاريخ و عقايد اسماعيليه'''''. ص447.
 
15.  خلعتبري، الهيار و شرفي، محبوبه. '''''خوارزمشاهيان.''''' تهران: سمت، 1380، ص29- 33.
 
16.  هاجسن'''''. فرقه اسماعيليه'''''. ص282- 289.
 
17.  براي آگاهي بيشتر ← اقبال‌آشتياني، عباس. '''''تايخ مفصل مغول''''' تهران. اميركبير، 1341.
 
18.  براي آگاهي بيشتر ← ستوده، منوچهر'''''. قلاع اسماعيليه در رشته‌كوه‌هاي البرز'''''. تهران: طهوري، 1362.
 
19.  عطاملك علاءالدين جويني'''''. تاريخ جهان‌گشاي جويني'''''. تصحيح محمد بن عبدالوهاب قزويني، هلند، ليدن: بريل، 1355ق/ 1937م، ج3، ص275- 278.
 
20.  دباشي، حميد. «فيلسوف، وزير خواجه نصيرالدين طوسي و اسماعيليان»، '''''در تاريخ و انديشه‌هاي اسماعيلي در سده‌هاي ميانه'''''. تنظيم و تدوين فرهاد دفتري، ترجمة فريدون بدره‌اي، تهران: فرزان‌فر، 1382، ص287.
 
21.  Daftary, Farhad. The '''''Assassin Legends''''' (myths of the Ismailis), London and New York, I. B. Tauris & Coltd. 1994, p 131- 135.
 
22.  براي آگاهي بيشتر← الگار، حامد. '''''شورش آقاخان محلاتي، و چند مقاله ديگر'''''. ترجمة ابوالقاسم سري، تهران: توس، 1375


== نویسنده مقاله ==
اللهیار خلعتبری
اللهیار خلعتبری
[[رده:تاریخ]]
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۳۳

اسماعیلیه، فرقه‌ای افتراقی از شیعه با چندین شعبه، از آن میان، نزاری (اسماعیلیان ایران، 483 – 654ق/ 1090 – 1257م).

پیدایش (ظهور)

پس از فوت امام جعفر صادق(ع) (148ق/ 765م) آنان که در برابر امام موسی کاظم(ع) (امامیه= دوازده امامی)، امامت اسماعیل را پذیرفتند 2 گروه بودند: یکی آنان‌که مرگ اسماعیل را پیش از مرگ امام صادق انکار کرده او را مهدی موعود خواندند (اسماعیلیه خالصه یا واقفه یا خطابیه). دیگر آنان‌که مرگ او را تأیید کرده [۱](اسماعیلیه مبارکیه)، امامت پسرش محمد را به عنوان مهدی موعود پذیرفتند (سَبْعیّه= هفت امامی) و برخی از آنان پسرش عبدالله را مهدی موعود دانستند[۲].

دوره ستر

از فوت محمد بن اسماعیل تا 286ق/ 899م دوره امامان مستور خوانده می‌شود که خوزستان، جنوب عراق و سرانجام سلمیه در شمال سوریه مرکز نشر دعوت بودند و میمون قدّاح از رهبران اسماعیلیان بود[۳]. در این مدت، دستگاه خلافت عباسی، اسماعیلیان را به عنوان باطنی (معتقد به دستیابی به حقایق باطنی از طریق تأویل و ملاحده و از آن‌جا که همدان قرمط در 260ق/ 874م دعوت را آشکار کرد به نام قرمطی، در خوزستان، فارس، خراسان، ماوراءالنهر، یمن و... مورد تعقیب قرار می‌دادند[۴].

افتراق و خلافت فاطمیان

در 286ق/ 899م، عبیدالله مهدی، با اعلام امامت خود و انکار مهدویت محمد بن اسماعیل، اصلاحاتی آغاز کرد که در سلمیه با مخالفت پیروان قرمط و زکرویه بن مهرویه داعی قرمطی قرار گرفت[۵] و به مغرب (مراکش) رفت. در آن‌جا به یاری سپاهی از بربرانِ اسماعیلی در شمال آفریقا و به مرکزیت قاهره سلسله فاطمیان (منتسب به فاطمه دختر پیامبر(ص) را بنیانگذاری کرد (ربیع‌الآخر 297ق) که در محرم 567ق (سپتامبر 1171م) صلاح‌الدین ایوبی این سلسله را برچید[۶]. در 487ق/ 1094م مستنصر هشتمین خلیفه فاطمی درگذشت و با پیروزی یافتن المستعلی بالله بر خلیفه بر حق، نزار،[۷] فاطمیان دو شاخه مستعولی و نزاری و بعدها مستعولیان خود به شاخه‌های دیگری تقسیم شدند.[۸]

نزاریان ایران

در 483ق/ 1090م حسن صباح داعی اسماعیلی با یاری پیروانش با چیرگی بر قلاع دیلمان و قهستان صاحب قدرت شد و پس از فوت مستنصر با حمایت از نزار، عملاً اسماعیلیان ایران نهضت نزاری را بنیان‌گذاری کردند. حسن فرزند علی بن محمد صباح حِمیری یمنی، در خانواده‌ای شیعی دوازده امامی در قم، به دنیا آمد (دهه 440ق/ 1050م) و نزد امیره ضراب ابونصر سَراج و عبدالملک عطاش تعالیم اسماعیلی را آموخت. در 469- 473ق به قاهره مرکز خلفای فاطمی سفر کرد[۹] و پس از قتل نزار توسط مستعلی، روابط خود را با فاطمیان مصر قطع و به عنوان داعی‌الموت نهضت نزاری را استوار ساخت. او آموزه «دعوت جدیده» را در برابر «دعوت قدیمه» با ارائه اصل تعلیم و خداشناسی توسط امام نه براساس عقل، قرارداد[۱۰] که در رساله دینی او به زبان فارسی با نام فصول اربعه (چهارگانه) انعکاس یافت و امام محمد غزالی در کتاب المستظهره به رد نظریات او پرداخت. در زمان حسن صباح بسیاری از رجال سیاسی خلافت عباسی و حکومت سلجوقی، از آن میان خواجه نظام‌الملک طوسی*، کشته شدند و سپاهیان آنان نتوانستند قلاع اسماعیلی را تصرف کنند. او در 518ق/ 1124م درگذشت و کیا بزرگ امید رودباری در رأس شورائی چهار نفره جانشین او شد و سرگذشت باباسیدنا در 596ق/ 1199م در شرح احوال حسن صباح تألیف شد[۱۱].

کیا بزرگ تا 532ق/ 1138م به عنوان داعی دیلم بر جامعه نزاری حکومت می‌کرد و عمده درگیری‌های سیاسی – نظامی او با سلجوقیان، از آن میان، سلطان سنجر (فوت 522ق/ 1157م) در شرق بود[۱۲]. او پسر خود، محمد را به جانشینی منصوب کرد و از این زمان رهبری نزاریان ارثی شد، در دوره داعی سوم محمد (532–557ق/ 1138–1162م)، سلجوقیان دچار کشمکش درونی و ضعف بودند. نزاریان بر سپاهیان سلجوقی پیروزی یافتند حتی خلفای عباسی، راشد و المسترشد و سلطان سلجوقی، داود (538ق/ 1143م) و برخی حکمرانان و قضات با دشنه فداییان نزاری کشته شدند. اما در واپسین سال‌های حکومت و، حسن بن محمد جانشین جنبشی متأثر از اندیشه ظهور امام مستور که مؤمنان تندرو در انتظارش بودند به راه انداخت[۱۳].

حسن به عنوان چهارمین داعی جانشین پدر شد (559ق/ 1164م) و با اعلام این‌که جهت امام، خلیفه، یا نماینده است دور قیامت را با لقب «علی ذکره سلام» آغاز کرد و مهدی امام معرفی شد اما در 561ق/ 1161م کشته شد و پسرش نورالدین محمد دوم به جای او نشست. از آن‌جا که نَسَب این دو را به نزار ختم کردند این دوره را قیامت یا کشف روحانی خواندند که امام حاضر خواهد بود[۱۴]. در این زمان اقتدار سلجوقیان از هم پاشید، علاءالدین تکش دامنه اقتدار خوارزمشاهیان* را گسترش و طغرل سوم سلجوقی را در ری شکست داد (590ق / 1194م) و خوارزمشاهیان با نزاریان درگیر منازعات سیاسی – نظامی شدند. جلال‌الدین حسن سوم، ششمین داعی اسماعیلی، همزمان با سلطان محمد خوارزمشاه* و خلافت الناصرلدین‌لله خلیفه عباسی، با نص پدر رهبر نزاریان شد و با گرویدن به مذهب اهل سنت، رابطه با خلیفه عباسی را آغاز کرد[۱۵]. به پیشنهاد او، فقهای اهل سنت از کتابخانه الموت بازدید کرده، کتب مذهبی نزاری را سوزاندند، خلیفه نیز راست‌کیشی او را تأیید و به این ترتیب ملقب به نو مسلمان شد[۱۶]. او که پیش از دیگران خطر جدی یورش مغولان را دریافته بود در 618ق/ 1221م فوت کرد و پسرش علاءالدین محمد سوم که جانشین او بود در حالی که جامعه‌نزاری درگیر مباحث کلامی پیرامون ستر، دور قیامت و پذیرش مذهب سنت بود به حکومت رسید[۱۷].

پس از او، پسرش رکن‌الدین خورشاه به عنوان هشتمین و آخرین داعی نزاری در 653ق/ 1255م روی کار آمد که همزمان با شکست‌های خوارزمشاهیان و خلافت عباسی از مغولان بود. نزاریان در برابر سپاهیان هلاکوخان مغول شکست خوردند و الموت، لمسر و سرانجام گرد کوه به تدریج سقوط کردند[۱۸]. با کشته شدن رکن‌الدین خورشاه در اسارت مغولان (654ق/ 1257م) نهضت نزاریان برچیده شد[۱۹]. در سال‌های پایانی حیات سیاسی نزاریان برخی دانشمندان مانند خواجه نصیرالدین طوسی* از امکانات و کتابخانه عظیم الموت که بعدها توسط مغولان نابود شد، بهره می‌بردند[۲۰]. شیوه حکومت و برخورد نزاریان با مخالفان باعث شد تا افسانه سازی‌هایی درباره گروه‌های فدایی یا به تعبیر اروپاییان، حشاشین/ اساسین به وجود آید که بسیاری از مطالب این چنینی واقعیت تاریخی ندارد[۲۱]. گروه‌های پراکنده نزاری در دیلم، قهستان، پیرامون خراسان و هند به حیات خود ادامه دادند و از اواخر دوره زندیه تا تلاش‌های نافرجام آقاخان محلاتی (1259ق/ 1843م) در دوره قاجاریه[۲۲] مدتی حکمرانی کوتاه مدتی در محلات، کرمان و یزد داشتند و اکنون گروه‌های نزاری در ایران، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، هند، چین، سوریه، کنیا، تانزانیا، انگلستان و آمریکای شمالی پراکنده‌اند و رهبر آنان لقب آقاخان دارد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1.   برای آگاهی بیشتر← شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالکریم. الملل و النحل. ترجمة افضل‌الدین صدر ترکه اصفهانی، تصحیح سیدمحمدرضا جلالی، نائینی، تهران: اقبال، 1350، ص128، 140، 152و 153.
  2. لویس، برنارد «پیدایش اسماعیلیه» در اسماعیلیان در تاریخ. ترجمة یعقوب آژند، تهران: مولی، 1368، ص50- 51 و مادلونگ، فرقه‌های اسلامی. ترجمة ابوالقاسم سری، تهران: اساطیر، 1377، ص156- 158.
  3. دفتری، فرهاد «اسماعیلیه» در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1377، ج8، ص683.
  4. برای آگاهی بیشتر← دخویه، میخائل‌یان. قرمطیان بحرین و فاطمیان. ترجمة محمدباقر امیرخانی، تهران: سروش، 1371.
  5. مادلونگ، ویلفرد. «فاطمیان و قرمطیان بحرین» در، تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه. تنظیم و تدوین فرهاد دفتری، ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌روز، 1382، ص41- 44. برای آگاهی بیشتر ← Halm, Heinz, The Fatimids and Their Traditions of Learning. London: The Institute of Ismaili Studies, 1997.
  6. حمدانی، عباس. «دولت فاطمیان». در اسماعیلیان در تاریخ. ترجمة یعقوب آژند، تهران: مولی، 1368، ص244- 246.
  7. Daftary, Farhad. A Short History of the Ismailis Traditions of a Muslim Community, Edinburgh University, 1998.
  8. فیضی، آصف. «اسماعیلیان هند»، در اسماعیلیان در تاریخ. ترجمة یعقوب آژند، تهران: مولی، 1368، ص391- 401.
  9. دفتری، فرهاد. «حسن صباح و سرآغاز جنبش اسماعیلی نزاری»، در تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه . تنظیم و تدوین فرهاد دفتری، ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌‌روز، 1382، ص330- 331.
  10. خواجه‌رشیدالدین فضل‌الله همدانی. جامع التواریخ (قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و داعیان و رفیقان). به اهتمام محمدتقی دانش‌پژوه و محمد مدرسی زنجانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356، ص106- 107.
  11. هاجسن، مارشال. گ. س. فرقه اسماعیلیه. ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: علمی و فرهنگی، 1383، ص366.
  12. دفتری، فرهاد. تاریخ و عقاید اسماعیلیه. ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌روز، 1383، ص415- 421.
  13. هاجسن، مارشال. گ. س. «دولت اسماعیلی»، در تاریخ ایران (از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان پژوهش دانشگاه کمبریج). گردآورنده جی. آ. بویل. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1371، ج5، ص425- 430.
  14. دفتری. تاریخ و عقاید اسماعیلیه. ص447.
  15. خلعتبری، الهیار و شرفی، محبوبه. خوارزمشاهیان. تهران: سمت، 1380، ص29- 33.
  16. هاجسن. فرقه اسماعیلیه. ص282- 289.
  17. برای آگاهی بیشتر ← اقبال‌آشتیانی، عباس. تایخ مفصل مغول تهران. امیرکبیر، 1341.
  18. برای آگاهی بیشتر ← ستوده، منوچهر. قلاع اسماعیلیه در رشته‌کوه‌های البرز. تهران: طهوری، 1362.
  19. عطاملک علاءالدین جوینی. تاریخ جهان‌گشای جوینی. تصحیح محمد بن عبدالوهاب قزوینی، هلند، لیدن: بریل، 1355ق/ 1937م، ج3، ص275- 278.
  20. دباشی، حمید. «فیلسوف، وزیر خواجه نصیرالدین طوسی و اسماعیلیان»، در تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه. تنظیم و تدوین فرهاد دفتری، ترجمة فریدون بدره‌ای، تهران: فرزان‌فر، 1382، ص287.
  21. Daftary, Farhad. The Assassin Legends (myths of the Ismailis), London and New York, I. B. Tauris & Coltd. 1994, p 131- 135.
  22. برای آگاهی بیشتر← الگار، حامد. شورش آقاخان محلاتی، و چند مقاله دیگر. ترجمة ابوالقاسم سری، تهران: توس، 1375

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

پیوند به بیرون

کتابخانه عمومی حسن صباح، قابل بازیابی از https://117009.samanpl.ir/

نویسنده مقاله

اللهیار خلعتبری