پرش به محتوا

مسیحی، دین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''مسيحي، دين'''، منسوب به حضرت عيسي كه خود را مسيح و منجي موعود خواند و پيروانش آن را پذيرفتند، و در تحولات بعدي، از مجموعة اعتقادي ايشان ديني جديد پديد آمد. وي كه در سال 30 م در ميان يهوديان فلسطين ظهور كرد، نگرشي تازه نسبت به احكام و شريعت يهود ا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''مسيحي، دين'''، منسوب به حضرت عيسي كه خود را مسيح و منجي موعود خواند و پيروانش آن را پذيرفتند، و در تحولات بعدي، از مجموعة اعتقادي ايشان ديني جديد پديد آمد. وي كه در سال 30 م در ميان يهوديان فلسطين ظهور كرد، نگرشي تازه نسبت به احكام و شريعت يهود اتخاذ كرد، بدون آنكه با اصلِ اين احكام و اعتقادات، مخالفتي داشته باشد.<sup>1</sup> از جمله اين كه ضمن پذيرش ''كتاب مقدس'' يهود، هر گونه قرباني و آدابِ مذهبي را مطرود دانست.<sup>2</sup> لذا نمي‌توان او را بنيادگزار ديني جديد دانست، بلكه فقط اصلاحاتي را كه خود لازم مي‌شمرد در دين اعمال كرد.<sup>3</sup>  
'''مسیحی، دین'''، منسوب به حضرت [[عیسی (ع)|عیسی]] که خود را مسیح و منجی موعود خواند و پیروانش آن را پذیرفتند، و در تحولات بعدی، از مجموعه اعتقادی ایشان دینی جدید پدید آمد. وی که در سال 30 م در میان [[یهودیان]] فلسطین ظهور کرد، نگرشی تازه نسبت به احکام و [[دین یهودی|شریعت یهود]] اتخاذ کرد، بدون آنکه با اصلِ این احکام و اعتقادات، مخالفتی داشته باشد<ref>'''''كتاب مقدس، انجیل متی'''''. 5/18. </ref>. از جمله این که ضمن پذیرش ''کتاب مقدس'' [[دین یهودی|یهود]]، هر گونه قربانی و آدابِ مذهبی را مطرود دانست<ref>'''''مبانی مسیحیت'''''. تألیف: آكادمی علوم اتحاد شوروی، ترجمه از روسی به فرانسه: ل. پیاتی گورسكی، از فرانسه به فارسی: اسدالله مبشری، تهران: 1369، ص 98. </ref>. لذا نمی‌توان او را بنیادگزار دینی جدید دانست، بلکه فقط اصلاحاتی را که خود لازم می‌شمرد در دین اعمال کرد<ref>Bultmann, Rudolf: '''''Primitive Christianity''''', Translated by R. H. Fuller, New York, 1972, P. 86-87.</ref>.


به اين ترتيب، مسيحيان نخستين، فرقه‌اي در درون جامعة يهودي محسوب مي‌شدند كه به مسيح بودن عيسي اعتقاد داشتند. پس از واقعة مصلوب شدن عيسي، حواريون او دست به تبليغ زدند و تعاليم عيسي را با عنوان بِشارت (انجيل) در ميان يهوديان تعليم دادند.<sup>4</sup> با ظهور پاولس پولس قديس[1]، مسيحيت، حياتِ تازه‌اي يافت. وي در ميان اقوام غير يهودي به تبليغ پرداخت و توانست بسياري از ايشان را به آئين جديد جذب كند.  
به این ترتیب، مسیحیان نخستین، فرقه‌ای در درون جامعه [[یهودیان|یهودی]] محسوب می‌شدند که به مسیح بودن [[عیسی (ع)|عیسی]] اعتقاد داشتند. پس از واقعه مصلوب شدن [[عیسی (ع)|عیسی]]، حواریون او دست به تبلیغ زدند و تعالیم [[عیسی (ع)|عیسی]] را با عنوان بِشارت (انجیل) در میان [[یهودیان]] تعلیم دادند<ref>كاكس، هاروی.'''''مسیحیت'''''. ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، 1378، ص 43. </ref>. با ظهور پاولس پولس قدیس(Pulos)، مسیحیت، حیاتِ تازه‌ای یافت. وی در میان اقوام غیر یهودی به تبلیغ پرداخت و توانست بسیاری از ایشان را به آئین جدید جذب کند.  


پاولس اعتقاد و عمل به قوانين يهودي را به عنوان مقدمة پذيرش مسيحيت، نفي و مسيحيت را از صبغة يك فرقة يهودي خارج كرد و آئين جديد، ازين پس، تبديل به دين جديدي شد.  
پاولس اعتقاد و عمل به قوانین [[دین یهودی|یهودی]] را به عنوان مقدمه پذیرش مسیحیت، نفی و مسیحیت را از صبغه یک [[دین یهودی|فرقه یهودی]] خارج کرد و آئین جدید، ازین پس، تبدیل به دین جدیدی شد.  


تعاليم پاولس بر 2 محور اساسي قرار دارد: 1- اعتقاد به عيسي به عنوان خداي برخاسته از قبر؛ 2- و اعتقاد به اينكه نجات و رستگاري از طريق ايمان به عيسي (خداي مصلوب شده) حاصل مي‌شود نه از طريق اجراي احكام ديني.<sup>5</sup>
تعالیم پاولس بر 2 محور اساسی قرار دارد:


پس از آن بود كه مسيحيان براي توضيح اين مباني اعتقادي به دو طبيعت الهي و انساني در عيسي مسيح قائل شدند. اين آموزه و بخت‌هاي پيرامون آن، منجر به بروز اختلافاتي ميان متفكران مسيحي شد، به نحوي كه تشكيل شوراهايي در شهرهايي چون نيقيه، قسطنطنيه و خالكدون يا خَلْقيدُونه در آسياي صغير نيز نتوانست كمكي به رفع اختلافات كند.  
# اعتقاد به [[عیسی (ع)|عیسی]] به عنوان خدای برخاسته از قبر؛
# و اعتقاد به اینکه نجات و رستگاری از طریق ایمان به [[عیسی (ع)|عیسی]] (خدای مصلوب شده) حاصل می‌شود نه از طریق اجرای احکام دینی<ref>كاكس، هاروی.'''''مسیحیت'''''. ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، 1378، ص 47-52.</ref>.


به اين ترتيب، كليساهاي مسيحي به دو بخش غربي و شرقي، تقسيم شدند.<sup>6</sup> كليساهاي شرقي كه در اصول اعتقادي نظر مراجع ديني غربي را نپذيرفتند، از همان ابتدا به دو شاخة منوفيزيت (تك طبيعي، يا وحدت طبيعي) و نستوري تقسيم شدند. كليساي منوفيزيت كه بعداً به «يعقوبي» نيز اشتهار يافت، پيرو نظرية «وحدت طبيعت» بود، به اين معنا كه طبيعت الهي و انساني در عيسي مسيح وحدت دارد، اما كليساي نستوري با ردِّ اصطلاح «مادر خدا» براي مريم عذرا و پذيرفتن دو طبيعت جداگانة الهي و انساني براي مسيح، الهياتي خاص به وجود آورد.<sup>7</sup>
پس از آن بود که مسیحیان برای توضیح این مبانی اعتقادی به دو طبیعت الهی و انسانی در [[عیسی (ع)|عیسی مسیح]] قائل شدند. این آموزه و بخت‌های پیرامون آن، منجر به بروز اختلافاتی میان متفکران مسیحی شد، به نحوی که تشکیل شوراهایی در شهرهایی چون نیقیه، قسطنطنیه و خالکدون یا خَلْقیدُونه در آسیای صغیر نیز نتوانست کمکی به رفع اختلافات کند.  


در حوزة فرهنگي ايراني دو قوم به مسيحيت گراييدند: آسوريان<sup>*</sup> (سرياني زبان) و ارمنيان<sup>*</sup>. سريانيان مسيحي كه در زمان اشكانيان از آرامش و رفاه برخوردار بودند، در زمان ساسانيان غالباً مورد تعرض دستگاه حاكمه قرار گرفتند، تا اين كه اعتقاد نستوري را پذيرفتند و به آرامشي نسبي دست يافتند. با ورود اسلام به ايران و در دوران خلفاي راشدين تا زمان بني اميه، مسيحيان سرياني ايران با پرداخت جزيه و خراج، از امنيت و آسايش كلي برخوردار بودند و به اجراي آئين‌هاي ديني خود مي‌پرداختند.<sup>8</sup> نستوريان (← آسوريان) جامعة مستقلي داشتند و ادارة امور داخلي آن بر عهدة جاثليق يا خليفة مورد تأييد آنها بود.<sup>9</sup> در دورة عباسيان، مسيحيان در دستگاه خلافت نفوذ فراواني يافتند و در فعاليت‌هاي علمي همچون ترجمة آثار فلسفي، پزشكي و علمي يوناني، مؤثر بودند.<sup>10</sup> در دوران مغول و پس از آن سريانيان با مصائب و سيه‌روزي‌ها و نيز با شادكامي‌هاي ساير ايرانيان شريك بودند.  
به این ترتیب، کلیساهای مسیحی به دو بخش غربی و شرقی، تقسیم شدند<ref>میشل، توماس. '''''كلام مسیحی'''''. ترجمه حسین توفیقی، قم: 1377، ص 101-106. </ref>. کلیساهای شرقی که در اصول اعتقادی نظر مراجع دینی غربی را نپذیرفتند، از همان ابتدا به دو شاخه منوفیزیت (تک طبیعی، یا وحدت طبیعی) و نستوری تقسیم شدند. کلیسای منوفیزیت که بعداً به «یعقوبی» نیز اشتهار یافت، پیرو نظریه «وحدت طبیعت» بود، به این معنا که طبیعت الهی و انسانی در [[عیسی (ع)|عیسی]] مسیح وحدت دارد، اما کلیسای نستوری با ردِّ اصطلاح «مادر خدا» برای مریم عذرا و پذیرفتن دو طبیعت جداگانه الهی و انسانی برای مسیح، الهیاتی خاص به وجود آورد<ref>Morony, M. G., '''''Iraq After The Muslim Conquest''''', Princeton, 1984, P. 357.</ref>.  


در هنگام سلطنت قاجاريه، نستوريان ايران كه عمدتاً در منطقة سلماس و اورميه سكني داشتند، از شرايط نامساعد اقتصادي و فرهنگي و پرداخت ماليات سنگين رنج مي‌بردند و به ناچار شماري از ايشان به روسيه كوچ كردند.<sup>11</sup> در اواخر قرن 19 م مبلغين پروتستان آمريكايي و انگليسي و كاتوليك‌هاي رمي به تبليغ در بين جامعة آسوري ايران پرداختند و آنها را ترغيب به تأسيس مراكز فرهنگي و بيمارستان و انتشار كتب و جرايد، كردند.<sup>12</sup> اين اقدامات سبب جذب برخي از ايشان به آئين‌هاي پروتستان و كاتوليك شد. از آن پس گروهي كه كاتوليك شده بودند خود را كلداني خواندند. امروزه آسوريان ايران، در مجلس شوراي اسلامي ايران، داراي نماينده هستند.  
در حوزه فرهنگی ایرانی دو قوم به مسیحیت گراییدند: [[آسوریان]]<sup>*</sup> (سریانی زبان) و [[ارمنی|ارمنیان]]<sup>*</sup>. سریانیان مسیحی که در زمان اشکانیان از آرامش و رفاه برخوردار بودند، در زمان [[ساسانیان]] غالباً مورد تعرض دستگاه حاکمه قرار گرفتند، تا این که اعتقاد نستوری را پذیرفتند و به آرامشی نسبی دست یافتند. با ورود اسلام به ایران و در دوران خلفای راشدین تا زمان بنی امیه، مسیحیان سریانی ایران با پرداخت جزیه و خراج، از امنیت و آسایش کلی برخوردار بودند و به اجرای آئین‌های دینی خود می‌پرداختند<ref>.Morony, op. cit. P. 346</ref>. نستوریان (← [[آسوریان]]) جامعه مستقلی داشتند و اداره امور داخلی آن بر عهده جاثلیق یا خلیفه مورد تأیید آنها بود<ref>Grunebaum, G. E. von, '''''Medieval Islam''''', Chicago, 1971, P.184</ref>. در دوره عباسیان، مسیحیان در دستگاه خلافت نفوذ فراوانی یافتند و در فعالیت‌های علمی همچون ترجمه آثار فلسفی، پزشکی و علمی یونانی، مؤثر بودند<ref>Nasr, H., "Life Sciences, Alchemy and medicino". '''''Combridge History of Iran''''', Combridge University Press, 1968, P. 415.</ref>. در دوران [[مغول ها|مغول]] و پس از آن سریانیان با مصائب و سیه‌روزی‌ها و نیز با شادکامی‌های سایر ایرانیان شریک بودند.  


گروه ديگر مسيحيان ايراني ارمنيانند، قومي كه از زمان هخامنشيان به مجموعة ايران پيوستگي يافت. امنيت و آسايش ارمنيان كه از اوايل قرن 4 م به مسيحيت گراييدند، همواره تحت تأثير روابط شاهان ايران با روم، در نوسان بود. با ظهور اسلام، ارمني‌ها تا دورة حكومت عباسيان به دولت مركزي جزيه مي‌پرداختند<sup>13</sup> و در اجراي آئين‌هاي ديني خود آزاد بودند. در دورة صفويان، به ويژه در زمان شاه عباس اول كه گروه بزرگي از ايشان از ارمنستان به اصفهان كوچ داده شدند، از امتيازات ويژه‌اي برخوردار شدند و زمينه‌هاي رشد اقتصادي برايشان فراهم گرديد.  
در هنگام سلطنت [[قاجاریه]]، نستوریان ایران که عمدتاً در منطقه سلماس و اورمیه سکنی داشتند، از شرایط نامساعد اقتصادی و فرهنگی و پرداخت مالیات سنگین رنج می‌بردند و به ناچار شماری از ایشان به [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه] کوچ کردند<ref>سرنا، كارلا. '''''آدم‌ها و آئین‌ها در ایران'''''. ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران: 1363، ص 183. </ref>. در اواخر قرن 19 م مبلغین پروتستان آمریکایی و انگلیسی و کاتولیک‌های رمی به تبلیغ در بین جامعه [[آسوری]] ایران پرداختند و آنها را ترغیب به تأسیس مراکز فرهنگی و بیمارستان و انتشار کتب و جراید، کردند<ref>Water Field, R. E., '''''Christians in Persia''''', London, 1973, P. 102-111.</ref>. این اقدامات سبب جذب برخی از ایشان به آئین‌های پروتستان و کاتولیک شد. از آن پس گروهی که کاتولیک شده بودند خود را کلدانی خواندند. امروزه آسوریان ایران، در [https://www.parliran.ir/ مجلس شورای اسلامی ایران]، دارای نماینده هستند.  


در دوران قاجاريه، به سبب نابساماني‌هاي بسيار اجتماعي، شماري از ارمنيان جلفاي اصفهان به هندوستان و انگلستان مهاجرت كردند.<sup>14</sup> با اين همه، هنوز جمعيت‌هايي از آنان در تهران، آذربايجان، گيلان، اصفهان و شيراز اقامت دارند.<sup>15</sup>
گروه دیگر مسیحیان ایرانی ارمنیانند، قومی که از زمان [[هخامنشیان]] به مجموعه [[کشور ایران|ایران]] پیوستگی یافت. امنیت و آسایش ارمنیان که از اوایل قرن 4 م به [[مسیحی، دین|مسیحیت]] گراییدند، همواره تحت تأثیر روابط شاهان ایران با روم، در نوسان بود. با ظهور [[اسلام]]، ارمنی‌ها تا دوره حکومت عباسیان به دولت مرکزی جزیه می‌پرداختند<ref>بلاذری، احمد. '''''فتوح البلدان'''''. به كوشش عبدالله انیس طباع، بیروت: 1987م / 1407ق، ص 277-279.</ref> و در اجرای آئین‌های دینی خود آزاد بودند. در [[صفویان|دوره صفویان]]، به ویژه در زمان شاه عباس اول که گروه بزرگی از ایشان از ارمنستان به [[اصفهان]] کوچ داده شدند، از امتیازات ویژه‌ای برخوردار شدند و زمینه‌های رشد اقتصادی برایشان فراهم گردید.  


بنا بر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، ارمنيان از حقوق اجتماعي و آزادي اجراي مراسم ديني برخوردارند و در مجلس شوراي اسلامي، ارمنيان جنوب و شمال هر يك داراي يك نماينده‌اند.  
در [[قاجاریه|دوران قاجاریه]]، به سبب نابسامانی‌های بسیار اجتماعی، شماری از ارمنیان جلفای [[اصفهان]] به هندوستان و انگلستان مهاجرت کردند<ref>فلاندن، اوژن. '''''سفرنامه'''''. ترجمه حسین نورصادقی، تهران: 1356، ص 232. </ref>. با این همه، هنوز جمعیت‌هایی از آنان در [[استان تهران|تهران]]، آذربایجان، [[استان گیلان|گیلان]]، [[اصفهان]] و [[شیراز]] اقامت دارند<ref>بامداد، مهدی. '''''شرح حال رجال ایران'''''. ج 2، تهران: 1357، ص 279. </ref>.


بنا بر [[قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران]]، ارمنیان از حقوق اجتماعی و آزادی اجرای مراسم دینی برخوردارند و در [https://www.parliran.ir/ مجلس شورای اسلامی]، [[ارمنی|ارمنیان]] جنوب و شمال هر یک دارای یک نماینده‌اند.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1-   '''''كتاب مقدس، انجيل متي'''''. 5/18.
* [[عیسی (ع)|عیسی(ع)]]
* [[آسوریان]]
* [[ارمنی]]
* [[مانوی، دین]]
* [[مندائی، دین]]
* [[زرتشتی، دین]]


2-   '''''مباني مسيحيت'''''. تأليف: آكادمي علوم اتحاد شوروي، ترجمه از روسي به فرانسه: ل. پياتي گورسكي، از فرانسه به فارسي: اسدالله مبشري، تهران: 1369، ص 98.
== '''مآخذ''' ==
<references />


3-   Bultmann, Rudolf: '''''Primitive Christianity''''', Translated by R. H. Fuller, New York, 1972, P. 86-87.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


4-   كاكس، هاروي.'''''مسيحيت'''''. ترجمة عبدالرحيم سليماني اردستاني، قم، 1378، ص 43.  
== پیوند به بیرون ==
پیشینه مسیحیت،سایت [https://fa.wikipedia.org ویکی پدیا]، قابل بازیابی از [https://fa.wikipedia.org/wiki/مسیحیت wiki/مسیحیت/https://fa.wikipedia.org]


5-   '''''همان'''''. ص 47-52.
دین مسیحیت،سایت [https://fa.wikifeqh.ir ویکی فقه] ،قابل بازیابی از [https://fa.wikifeqh.ir/مسیحیت/ مسیحیت/https://fa.wikifeqh.ir]


6-   ميشل، توماس. '''''كلام مسيحي'''''. ترجمة حسين توفيقي، قم: 1377، ص 101-106.
== نویسنده مقاله ==
 
نامعلوم
7-   Morony, M. G., '''''Iraq After The Muslim Conquest''''', Princeton, 1984, P. 357.
[[رده:ادیان و مذاهب]]
 
[[رده:ادیان]]
8-   Morony, op. cit. P. 346.
 
9-   Grunebaum, G. E. von, '''''Medieval Islam''''', Chicago, 1971, P. 184.
 
10- Nasr, H., "Life Sciences, Alchemy and medicino". '''''Combridge History of Iran''''', Combridge University Press, 1968, P. 415.
 
11- سرنا، كارلا. '''''آدم‌ها و آئين‌ها در ايران'''''. ترجمة ابوالقاسم حالت، تهران: 1363، ص 183.
 
12- Water Field, R. E., '''''Christians in Persia''''', London, 1973, P. 102-111.
 
13- بلاذري، احمد. '''''فتوح البلدان'''''. به كوشش عبدالله انيس طباع، بيروت: 1987م / 1407ق، ص 277-279.
 
14- فلاندن، اوژن. '''''سفرنامه'''''. ترجمة حسين نورصادقي، تهران: 1356، ص 232.
 
15- بامداد، مهدي. '''''شرح حال رجال ايران'''''. ج 2، تهران: 1357، ص 279.
----[1]. Pulos

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۵۹

مسیحی، دین، منسوب به حضرت عیسی که خود را مسیح و منجی موعود خواند و پیروانش آن را پذیرفتند، و در تحولات بعدی، از مجموعه اعتقادی ایشان دینی جدید پدید آمد. وی که در سال 30 م در میان یهودیان فلسطین ظهور کرد، نگرشی تازه نسبت به احکام و شریعت یهود اتخاذ کرد، بدون آنکه با اصلِ این احکام و اعتقادات، مخالفتی داشته باشد[۱]. از جمله این که ضمن پذیرش کتاب مقدس یهود، هر گونه قربانی و آدابِ مذهبی را مطرود دانست[۲]. لذا نمی‌توان او را بنیادگزار دینی جدید دانست، بلکه فقط اصلاحاتی را که خود لازم می‌شمرد در دین اعمال کرد[۳].

به این ترتیب، مسیحیان نخستین، فرقه‌ای در درون جامعه یهودی محسوب می‌شدند که به مسیح بودن عیسی اعتقاد داشتند. پس از واقعه مصلوب شدن عیسی، حواریون او دست به تبلیغ زدند و تعالیم عیسی را با عنوان بِشارت (انجیل) در میان یهودیان تعلیم دادند[۴]. با ظهور پاولس پولس قدیس(Pulos)، مسیحیت، حیاتِ تازه‌ای یافت. وی در میان اقوام غیر یهودی به تبلیغ پرداخت و توانست بسیاری از ایشان را به آئین جدید جذب کند.

پاولس اعتقاد و عمل به قوانین یهودی را به عنوان مقدمه پذیرش مسیحیت، نفی و مسیحیت را از صبغه یک فرقه یهودی خارج کرد و آئین جدید، ازین پس، تبدیل به دین جدیدی شد.

تعالیم پاولس بر 2 محور اساسی قرار دارد:

  1. اعتقاد به عیسی به عنوان خدای برخاسته از قبر؛
  2. و اعتقاد به اینکه نجات و رستگاری از طریق ایمان به عیسی (خدای مصلوب شده) حاصل می‌شود نه از طریق اجرای احکام دینی[۵].

پس از آن بود که مسیحیان برای توضیح این مبانی اعتقادی به دو طبیعت الهی و انسانی در عیسی مسیح قائل شدند. این آموزه و بخت‌های پیرامون آن، منجر به بروز اختلافاتی میان متفکران مسیحی شد، به نحوی که تشکیل شوراهایی در شهرهایی چون نیقیه، قسطنطنیه و خالکدون یا خَلْقیدُونه در آسیای صغیر نیز نتوانست کمکی به رفع اختلافات کند.

به این ترتیب، کلیساهای مسیحی به دو بخش غربی و شرقی، تقسیم شدند[۶]. کلیساهای شرقی که در اصول اعتقادی نظر مراجع دینی غربی را نپذیرفتند، از همان ابتدا به دو شاخه منوفیزیت (تک طبیعی، یا وحدت طبیعی) و نستوری تقسیم شدند. کلیسای منوفیزیت که بعداً به «یعقوبی» نیز اشتهار یافت، پیرو نظریه «وحدت طبیعت» بود، به این معنا که طبیعت الهی و انسانی در عیسی مسیح وحدت دارد، اما کلیسای نستوری با ردِّ اصطلاح «مادر خدا» برای مریم عذرا و پذیرفتن دو طبیعت جداگانه الهی و انسانی برای مسیح، الهیاتی خاص به وجود آورد[۷].

در حوزه فرهنگی ایرانی دو قوم به مسیحیت گراییدند: آسوریان* (سریانی زبان) و ارمنیان*. سریانیان مسیحی که در زمان اشکانیان از آرامش و رفاه برخوردار بودند، در زمان ساسانیان غالباً مورد تعرض دستگاه حاکمه قرار گرفتند، تا این که اعتقاد نستوری را پذیرفتند و به آرامشی نسبی دست یافتند. با ورود اسلام به ایران و در دوران خلفای راشدین تا زمان بنی امیه، مسیحیان سریانی ایران با پرداخت جزیه و خراج، از امنیت و آسایش کلی برخوردار بودند و به اجرای آئین‌های دینی خود می‌پرداختند[۸]. نستوریان (← آسوریان) جامعه مستقلی داشتند و اداره امور داخلی آن بر عهده جاثلیق یا خلیفه مورد تأیید آنها بود[۹]. در دوره عباسیان، مسیحیان در دستگاه خلافت نفوذ فراوانی یافتند و در فعالیت‌های علمی همچون ترجمه آثار فلسفی، پزشکی و علمی یونانی، مؤثر بودند[۱۰]. در دوران مغول و پس از آن سریانیان با مصائب و سیه‌روزی‌ها و نیز با شادکامی‌های سایر ایرانیان شریک بودند.

در هنگام سلطنت قاجاریه، نستوریان ایران که عمدتاً در منطقه سلماس و اورمیه سکنی داشتند، از شرایط نامساعد اقتصادی و فرهنگی و پرداخت مالیات سنگین رنج می‌بردند و به ناچار شماری از ایشان به روسیه کوچ کردند[۱۱]. در اواخر قرن 19 م مبلغین پروتستان آمریکایی و انگلیسی و کاتولیک‌های رمی به تبلیغ در بین جامعه آسوری ایران پرداختند و آنها را ترغیب به تأسیس مراکز فرهنگی و بیمارستان و انتشار کتب و جراید، کردند[۱۲]. این اقدامات سبب جذب برخی از ایشان به آئین‌های پروتستان و کاتولیک شد. از آن پس گروهی که کاتولیک شده بودند خود را کلدانی خواندند. امروزه آسوریان ایران، در مجلس شورای اسلامی ایران، دارای نماینده هستند.

گروه دیگر مسیحیان ایرانی ارمنیانند، قومی که از زمان هخامنشیان به مجموعه ایران پیوستگی یافت. امنیت و آسایش ارمنیان که از اوایل قرن 4 م به مسیحیت گراییدند، همواره تحت تأثیر روابط شاهان ایران با روم، در نوسان بود. با ظهور اسلام، ارمنی‌ها تا دوره حکومت عباسیان به دولت مرکزی جزیه می‌پرداختند[۱۳] و در اجرای آئین‌های دینی خود آزاد بودند. در دوره صفویان، به ویژه در زمان شاه عباس اول که گروه بزرگی از ایشان از ارمنستان به اصفهان کوچ داده شدند، از امتیازات ویژه‌ای برخوردار شدند و زمینه‌های رشد اقتصادی برایشان فراهم گردید.

در دوران قاجاریه، به سبب نابسامانی‌های بسیار اجتماعی، شماری از ارمنیان جلفای اصفهان به هندوستان و انگلستان مهاجرت کردند[۱۴]. با این همه، هنوز جمعیت‌هایی از آنان در تهران، آذربایجان، گیلان، اصفهان و شیراز اقامت دارند[۱۵].

بنا بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ارمنیان از حقوق اجتماعی و آزادی اجرای مراسم دینی برخوردارند و در مجلس شورای اسلامی، ارمنیان جنوب و شمال هر یک دارای یک نماینده‌اند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. كتاب مقدس، انجیل متی. 5/18.
  2. مبانی مسیحیت. تألیف: آكادمی علوم اتحاد شوروی، ترجمه از روسی به فرانسه: ل. پیاتی گورسكی، از فرانسه به فارسی: اسدالله مبشری، تهران: 1369، ص 98.
  3. Bultmann, Rudolf: Primitive Christianity, Translated by R. H. Fuller, New York, 1972, P. 86-87.
  4. كاكس، هاروی.مسیحیت. ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، 1378، ص 43.
  5. كاكس، هاروی.مسیحیت. ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، 1378، ص 47-52.
  6. میشل، توماس. كلام مسیحی. ترجمه حسین توفیقی، قم: 1377، ص 101-106.
  7. Morony, M. G., Iraq After The Muslim Conquest, Princeton, 1984, P. 357.
  8. .Morony, op. cit. P. 346
  9. Grunebaum, G. E. von, Medieval Islam, Chicago, 1971, P.184
  10. Nasr, H., "Life Sciences, Alchemy and medicino". Combridge History of Iran, Combridge University Press, 1968, P. 415.
  11. سرنا، كارلا. آدم‌ها و آئین‌ها در ایران. ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران: 1363، ص 183.
  12. Water Field, R. E., Christians in Persia, London, 1973, P. 102-111.
  13. بلاذری، احمد. فتوح البلدان. به كوشش عبدالله انیس طباع، بیروت: 1987م / 1407ق، ص 277-279.
  14. فلاندن، اوژن. سفرنامه. ترجمه حسین نورصادقی، تهران: 1356، ص 232.
  15. بامداد، مهدی. شرح حال رجال ایران. ج 2، تهران: 1357، ص 279.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

پیوند به بیرون

پیشینه مسیحیت،سایت ویکی پدیا، قابل بازیابی از wiki/مسیحیت/https://fa.wikipedia.org

دین مسیحیت،سایت ویکی فقه ،قابل بازیابی از مسیحیت/https://fa.wikifeqh.ir

نویسنده مقاله

نامعلوم