پرش به محتوا

چادر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''چادر'''، بالاپوش زنانه ، بي آستين، گشاد، محيط بر سر و تمام بدن. '''چادر در ايران پيش از اسلام''': مدارك باستانشناختي و متون ادبي برگرفته از داستانهاي كهن ايراني نشان مي دهند كه حجاب تا حدي در بين زنان ايراني پيش از اسلام وجود داشته است. پارچه عصر...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''چادر'''، بالاپوش زنانه ، بي آستين، گشاد، محيط بر سر و تمام بدن.
چادر، بالاپوش زنانه، بی آستین، گشاد، محیط بر سر و تمام بدن.
[[پرونده:چادر.jpg|بندانگشتی|چادر ، قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.cgie.org.ir/]]


'''چادر در ايران پيش از اسلام''': مدارك باستانشناختي و متون ادبي برگرفته از داستانهاي كهن ايراني نشان مي دهند كه حجاب تا حدي در بين زنان ايراني پيش از اسلام وجود داشته است. پارچه عصر هخامنشي(559-330 قبل از ميلاد) يافته شده از دره پازيريك سيبري زناني را نشان مي دهد كه پوششي از نوك سرشان آويزان است. زنان خاندان سلطنتي دوره پارت و اشكاني(250 قبل از ميلاد تا حدود 220 ميلادي) در كالسكه هاي پرده دار حمل مي شده اند كه نمونه آن ويس در داستان ويس و رامين عصر پارت است كه نه تنها در پشت پرده نشسته بلكه نقابي نيز به صورت دارد.  در متون پهلوي نيز از چادر همراه با سربند و واشمگ به عنوان  سربند زنان زردشتي  ياد شده است. چادر از سر برداشتن شيرين (چهره اي كه تا آن لحظه توسط ديگران رؤيت نشدة بود)، همسر خسرو پرويز (596-628ميلادي) در مقابل ناپسري اش شيرويه (قباد دوم، 628ميلادي، 6 ماه) نيز بيان كننده وجود نهاد حجاب و حضور نماد چادر زن در دربار ايراني دوره ساسانيان (حدود 226 ميلادي تا حدود 652 ميلادي ) است. زنان غير درباري در هنر ساساني اغلب در نقش رامشگران، كه اغلب روسريهاي بلنديا پوششي از پارچه پشت نما بر سر دارند، به تصوير كشيده شده اند.  
=== '''چادر در ایران پیش از اسلام''' ===
مدارک [[باستان شناسی|باستانشناختی]] و متون ادبی برگرفته از داستانهای کهن ایرانی نشان می دهند که حجاب تا حدی در بین زنان ایرانی پیش از [[اسلام]] وجود داشته است. پارچه [[هخامنشیان|عصر هخامنشی]](559-330 قبل از میلاد) یافته شده از دره پازیریک سیبری زنانی را نشان می دهد که پوششی از نوک سرشان آویزان است. زنان خاندان سلطنتی دوره [[پارتیان|پارت]] و اشکانی(250 قبل از میلاد تا حدود 220 میلادی) در کالسکه های پرده دار حمل می شده اند که نمونه آن ویس در داستان ویس و رامین عصر [[پارتیان|پارت]] است که نه تنها در پشت پرده نشسته بلکه نقابی نیز به صورت دارد. در متون پهلوی نیز از چادر همراه با [[سربند]] و واشمگ به عنوان  سربند زنان زردشتی یاد شده است. چادر از سر برداشتن شیرین (چهره ای که تا آن لحظه توسط دیگران رؤیت نشده بود)، همسر [[خسرو پرویز]] (596-628میلادی) در مقابل ناپسری اش شیرویه (قباد دوم، 628میلادی، 6 ماه) نیز بیان کننده وجود نهاد حجاب و حضور نماد چادر زن در دربار ایرانی دوره [[ساسانیان]] (حدود 226 میلادی تا حدود 652 میلادی ) است. زنان غیر درباری در هنر [[ساسانیان|ساسانی]] اغلب در نقش رامشگران، که اغلب روسریهای بلندیا پوششی از پارچه پشت نما بر سر دارند، به تصویر کشیده شده اند.  


/اصغر كريمي/
=== '''چادر در ایران اسلامی''' ===
این تن پوش در ایران اسلامی نماد بارز و تمام عیار نهاد حجاب اسلامی است. وجوب پوشیدن چادر برای زنان مسلمان اساسا برخواسته از آیه 31 ( و بگو مر زنان با ایمان را که فرو گیرند دیده هاشان را و نگاهدارند عورتهاشان را و ظاهر نسازند پیرایه خود را مگر به آنچه آشکار آمد از آن و باید که فرو گذارند مقنعه هاشان را بر گریبانهاشان و ظاهر نسازند پیرایه خود را مگر برای شوهرهاشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یاپسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنانشان یا آنچه را مالک باشند یمین هاشان یا پیروان غیر صاحبان حاجت از مردان یا کودکان که اطلاع نیافته اند بر عورتهای زنان و نباید که بزنند به پاهاشان تا آنچه دانسته شود آنچه پنهان می دارند از پیرایه شان و بازگشت کنید به سوی خدا  همه ای مؤمنان باشد که شما رستگار شوید) از سوره نور(سوره 24)،  و آیه 59 ( ای پیغمبر بگو مر جفت هایت را و دخترانت را  و زنان مؤمنان را که فرو پوشند بر خود از چادرهاشان آن نزدیکتر است  به آن که شناخته شوند پس رنجانده نشوند و باشد خدا آمرزنده مهربان) از سوره احزابٍ(سوره 33) [1] است.


تلخيص از مقاله:
بسیاری از مسافران خارجی که در مقاطع مختلف زمانی و تحت عناوین گوناگون به [[کشور ایران|ایران]] سفر کرده و سفرنامه هایی نوشته اند، از مشاهده این نوع پوشش زنانه شگفت زده شده و شرح و تفسیرهایی درباره آن نوشته اند.


بيژن غيبي، «چادر در منابع ادبي كهن»، در : '''''پوشاك در ايران زمين، از سري مقالات دانشنامه ايرانيكا،''''' ترجمه پيمان متين با مقدمه علي بلوكباشي، امير كبير، تهران 1382. صص 421-422
در زمان [[قاجاریه|قاجار]]، چادر که تن پوشی یکپارچه و کاملا پوشاننده بود به جامه متحدالشکل زنان ایرانی در خارج از خانه تبدیل شد در حالی که  سایر قطعات پوشاک سنتی زنانه، چون [[اَرخالُق]]  و [[چاقچور]] به تدریج تحت نفوذ سبک های اروپایی که از سوی دربار رواج  داده می شد، کنار نهاده شدند. چادر در قرن 13 قمری بیشتر از پارچه ساتن یا پشمی به رنگ آبی نیلی دوخته می شد.


'' ''
چادر به عنوان پوشش متعارف زنان در خارج از خانه متداول بود تا این که در 17 دی 1315 حرکت آمیخته با فشار «کشف حجاب» [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه]] شروع شد. عده ای آن را با میل و تعدادی با اکراه و به اجبار پذیرفتند ولی عده زیادی از زنان به انزوای درون خانه کشانده شدند. این عمل دغدغه خاطر زعمای مذهبی را به عنوان تجاوز به عفت عمومی فراهم کرد و زمینه اعتراضات گسترده ای شد. پس از بر کناری [[رضا شاه پهلوی|رضا شاه]] در 1320 شمسی، بسیاری از زنان پوشیدن چادر را از سر گرفتند.


'''چادر در ايران اسلامي:''' اين تن پوش در ايران اسلامي نماد بارز و تمام عيار نهاد حجاب اسلامي است. وجوب پوشيدن چادر براي زنان مسلمان اساسا برخواسته از آيه 31 ( و بگو مر زنان با ايمان را كه فرو گيرند ديده هاشان را و نگاهدارند عورتهاشان را و ظاهر نسازند پيرايه خود را مگر به آنچه آشكار آمد از آن و بايد كه فرو گذارند مقنعه هاشان را بر گريبانهاشان و ظاهر نسازند پيرايه خود را مگر براي شوهرهاشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان ياپسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنانشان يا آنچه را مالك باشند يمين هاشان يا پيروان غير صاحبان حاجت از مردان يا كودكان كه اطلاع نيافته اند بر عورتهاي زنان و نبايد كه بزنند به پاهاشان تا آنچه دانسته شود آنچه پنهان مي دارند از پيرايه شان  و بازگشت كنيد به سوي خدا  همه اي مؤمنان باشد كه شما رستگار شويد) از سوره نور(سوره 24)،  و آيه 59 ( اي پيغمبر بگو مر جفت هايت را و دخترانت را  و زنان مؤمنان را كه فرو پوشند بر خود از چادرهاشان آن نزديكتر است  به آن كه شناخته شوند پس رنجانده نشوند  و باشد خدا آمرزنده مهربان) از سوره احزابٍ(سوره 33) [1] است.
در دهه های 1340 و 1350 شمسی که فعل و انفعالات اسلامی اوج می گرفت، چادر و معیارهای اسلامی پوشاک به عنوان حافظ شرف و عفت زنان و اصالت فرهنگی اجتماع مورد ستایش قرار گرفت. تعداد زیادی از زنان ایرانی به منظور طرد همه جانبه هنجارهای غربی، چادر به سر کردند. در 1357 شمسی جمعیت عظیمی از زنان چادری در تمام تظاهرات گسترده [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] شرکت جستند. پس از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، بیانیه اسفندماه 1358 در باب رعایت معیارهای اسلامی توسط زنان، بر وجوب پوشش اسلامی تأیید و تأکید کرد.  


بسياري از مسافران خارجي كه در مقاطع مختلف زماني و تحت عناوين گوناگون به ايران سفر كرده و سفرنامه هايي نوشته اند، از مشاهده اين نوع پوشش زنانه شگفت زده شده و شرح و تفسيرهايي درباره آن نوشته اند.  
زنان طبقات متوسط معمولا از دو نوع چادر استفاده می کنند، یکی برای بیرون از منزل که معمولا تیره رنگ و اغلب از جنس کرپ چینی( کرپ دو شین) است و دیگری چادرنماز، به رنگ روشن از چیت با نقش گلهای ریز. از این چادرنماز معمولا چند عدد در خانه وجود دارد. یکی از آنها، که تکه نواری برای بستن در زیر چانه دارد، در درون جانماز به شکل تا کرده قرار می گیرد و پاک و مطهر می ماند تا در موقع اقامه نماز از آن استفاده شود و  بقیه برای پذیرایی از مهمانان است که به محض ورود به منظور احترام و راحتی آنها، چادر سیاه آنها را می گیرند و چادر نماز تعارفشان می کنند.


در زمان قاجار، چادر كه تن پوشي يكپارچه و كاملا پوشاننده بود به جامه متحدالشكل زنان ايراني در خارج از خانه تبديل شد در حالي كه  ساير قطعات پوشاك سنتي زنانه ، چون آرخالق و چاقچور به تدريج تحت نفوذ سبكهاي اروپايي كه از سوي دربار رواج  داده مي شد ، كنار نهاده شدند. چادر در قرن 13 قمري بيشتر از پارچه  ساتن يا پشمي به رنگ آبي نيلي دوخته مي شد.
از این چادر نمازها، که چادر درون خانه نیز هست، به صورتهای مختلف استفاده می شود. در موقع کار، برای این که هم حفظ حجاب شود و هم دست و پاگیر نباشد، دو سر آن را به صورت چلیپا از روی سینه و شکم می گذرانند و در پشت کمر گره می زنند. همین محل گره خورده جای مناسبی برای قرار دادن کودکان شیرخوار در هنگام کار و فعالیت است. اشیاء کوچک و ضروری را، که بیم مفقودشدن آنها می رود، در یکی از گوشه های چادر می گذارند و گره میزنند. زیرانداز و روانداز مناسبی برای استراحت های کوتاه مدت و خواب بعد از ظهر تابستان است.     


چادر به عنوان پوشش متعارف زنان در خارج از خانه متداول بود تا اين كه در 17 دي 1315 حركت آميخته با فشار «كشف حجاب» رضاشاه شروع شد. عده اي آن را با ميل و تعدادي با اكراه و به اجبار پذيرفتند ولي عدة زيادي از زنان به انزواي درون خانه كشانده شدند. اين عمل دغدغه خاطر زعماي مذهبي را به عنوان تجاوز به عفت عمومي فراهم كرد و زمينه اعتراضات گسترده اي شد. پس از بر كناري رضا شاه در 1320 شمسي، بسياري از زنان پوشيدن چادر را از سر گرفتند.
== نیز نگاه کنید به ==


در دهه هاي 1340 و 1350 شمسي كه فعل و انفعالات اسلامي اوج ميگرفت ، چادر و معيارهاي اسلامي پوشاك به عنوان حافظ شرف و عفت زنان و اصالت فرهنگي اجتماع مورد ستايش قرار گرفت. تعداد زيادي از زنان ايراني به منظور طرد همه جانبه هنجارهاي غربي، چادر به سر كردند. در 1357 شمسي جمعيت عظيمي از زنان چادري در تمام تظاهرات گسترده انقلاب اسلامي شركت جستند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بيانيه اسفندماه 1358 در باب رعايت معيارهاي اسلامي توسط زنان، بر وجوب پوشش اسلامي تأييد و تأكيد كرد.
* [[باستان شناسی]]
* [[سربند]]
* [[چاقچور]]
* [[اَرخالُق]]


زنان طبقات متوسط معمولا از دو نوع چادر استفاده مي كنند، يكي براي بيرون از منزل  كه معمولا تيره رنگ و اغلب از جنس كرپ چيني( كرپ دو شين) است و ديگري چادرنماز، به رنگ روشن از چيت با نقش گلهاي ريز. از اين چادرنماز معمولا چند عدد در خانه وجود دارد. يكي از آنها، كه تكه نواري براي بستن در زير چانه دارد، در درون جانماز به شكل تا كرده قرار مي گيرد و پاك و مطهر مي ماند تا در موقع اقامه نماز از آن استفاده شود و  بقيه براي پذيرايي از مهمانان است كه به محض ورود به منظور احترام و راحتي آنها، چادر سياه آنها را مي گيرند و چادر نماز تعارفشان مي كنند.
== پاورقی ==
[1] - قران کریم، ترجمه مصباح زاده، انتشارات ایران، تهران 1372


از اين چادر نمازها، كه چادر درون خانه نيز هست، به صورتهاي مختلف استفاده مي شود. در موقع كار، براي اين كه هم حفظ حجاب شود و هم دست و پاگير نباشد، دو سر آن را به صورت چليپا از روي سينه و شكم مي گذرانند و در پشت كمر گره مي زنند. همين محل گره خورده جاي مناسبي براي قرار دادن كودكان شيرخوار در هنگام كار و فعاليت است. اشياء كوچك و ضروري را، كه بيم مفقودشدن آنها مي رود، در يكي از گوشه هاي چادر مي گذارند و گره ميزنند. زيرانداز و روانداز مناسبي براي استراحت هاي كوتاه مدت و خواب بعد از ظهر تابستان است.     
== مآخذ ==
تلخیص از مقاله: حامد الگار، «چادر در ایران اسلامی»، در ''': ''پوشاک در ایران زمین، از سری مقالات دانشنامه ایرانیکا،''''' ترجمه پیمان متین با مقدمه علی بلوکباشی، امیر کبیر، تهران 1382. ص 425-428.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


/اصغر كريمي/
== نویسنده مقاله ==
 
اصغر کریمی
تلخيص از مقاله:
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
 
[[رده:پوشاک]]
حامد الگار، «چادر در ايران اسلامي»، در ''': ''پوشاك در ايران زمين، از سري مقالات دانشنامه ايرانيكا،''''' ترجمه پيمان متين با مقدمه علي بلوكباشي، امير كبير، تهران 1382. صص 425-428.
 
----[1] - قران كريم، ترجمه مصباح زاده، انتشارات ايران، تهران 1372

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۰۶

چادر، بالاپوش زنانه، بی آستین، گشاد، محیط بر سر و تمام بدن.

چادر ، قابل بازیابی ازhttps://www.cgie.org.ir/

چادر در ایران پیش از اسلام

مدارک باستانشناختی و متون ادبی برگرفته از داستانهای کهن ایرانی نشان می دهند که حجاب تا حدی در بین زنان ایرانی پیش از اسلام وجود داشته است. پارچه عصر هخامنشی(559-330 قبل از میلاد) یافته شده از دره پازیریک سیبری زنانی را نشان می دهد که پوششی از نوک سرشان آویزان است. زنان خاندان سلطنتی دوره پارت و اشکانی(250 قبل از میلاد تا حدود 220 میلادی) در کالسکه های پرده دار حمل می شده اند که نمونه آن ویس در داستان ویس و رامین عصر پارت است که نه تنها در پشت پرده نشسته بلکه نقابی نیز به صورت دارد. در متون پهلوی نیز از چادر همراه با سربند و واشمگ به عنوان  سربند زنان زردشتی یاد شده است. چادر از سر برداشتن شیرین (چهره ای که تا آن لحظه توسط دیگران رؤیت نشده بود)، همسر خسرو پرویز (596-628میلادی) در مقابل ناپسری اش شیرویه (قباد دوم، 628میلادی، 6 ماه) نیز بیان کننده وجود نهاد حجاب و حضور نماد چادر زن در دربار ایرانی دوره ساسانیان (حدود 226 میلادی تا حدود 652 میلادی ) است. زنان غیر درباری در هنر ساسانی اغلب در نقش رامشگران، که اغلب روسریهای بلندیا پوششی از پارچه پشت نما بر سر دارند، به تصویر کشیده شده اند.  

چادر در ایران اسلامی

این تن پوش در ایران اسلامی نماد بارز و تمام عیار نهاد حجاب اسلامی است. وجوب پوشیدن چادر برای زنان مسلمان اساسا برخواسته از آیه 31 ( و بگو مر زنان با ایمان را که فرو گیرند دیده هاشان را و نگاهدارند عورتهاشان را و ظاهر نسازند پیرایه خود را مگر به آنچه آشکار آمد از آن و باید که فرو گذارند مقنعه هاشان را بر گریبانهاشان و ظاهر نسازند پیرایه خود را مگر برای شوهرهاشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یاپسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنانشان یا آنچه را مالک باشند یمین هاشان یا پیروان غیر صاحبان حاجت از مردان یا کودکان که اطلاع نیافته اند بر عورتهای زنان و نباید که بزنند به پاهاشان تا آنچه دانسته شود آنچه پنهان می دارند از پیرایه شان و بازگشت کنید به سوی خدا  همه ای مؤمنان باشد که شما رستگار شوید) از سوره نور(سوره 24)،  و آیه 59 ( ای پیغمبر بگو مر جفت هایت را و دخترانت را  و زنان مؤمنان را که فرو پوشند بر خود از چادرهاشان آن نزدیکتر است  به آن که شناخته شوند پس رنجانده نشوند و باشد خدا آمرزنده مهربان) از سوره احزابٍ(سوره 33) [1] است.

بسیاری از مسافران خارجی که در مقاطع مختلف زمانی و تحت عناوین گوناگون به ایران سفر کرده و سفرنامه هایی نوشته اند، از مشاهده این نوع پوشش زنانه شگفت زده شده و شرح و تفسیرهایی درباره آن نوشته اند.

در زمان قاجار، چادر که تن پوشی یکپارچه و کاملا پوشاننده بود به جامه متحدالشکل زنان ایرانی در خارج از خانه تبدیل شد در حالی که  سایر قطعات پوشاک سنتی زنانه، چون اَرخالُق و چاقچور به تدریج تحت نفوذ سبک های اروپایی که از سوی دربار رواج  داده می شد، کنار نهاده شدند. چادر در قرن 13 قمری بیشتر از پارچه ساتن یا پشمی به رنگ آبی نیلی دوخته می شد.

چادر به عنوان پوشش متعارف زنان در خارج از خانه متداول بود تا این که در 17 دی 1315 حرکت آمیخته با فشار «کشف حجاب» رضاشاه شروع شد. عده ای آن را با میل و تعدادی با اکراه و به اجبار پذیرفتند ولی عده زیادی از زنان به انزوای درون خانه کشانده شدند. این عمل دغدغه خاطر زعمای مذهبی را به عنوان تجاوز به عفت عمومی فراهم کرد و زمینه اعتراضات گسترده ای شد. پس از بر کناری رضا شاه در 1320 شمسی، بسیاری از زنان پوشیدن چادر را از سر گرفتند.

در دهه های 1340 و 1350 شمسی که فعل و انفعالات اسلامی اوج می گرفت، چادر و معیارهای اسلامی پوشاک به عنوان حافظ شرف و عفت زنان و اصالت فرهنگی اجتماع مورد ستایش قرار گرفت. تعداد زیادی از زنان ایرانی به منظور طرد همه جانبه هنجارهای غربی، چادر به سر کردند. در 1357 شمسی جمعیت عظیمی از زنان چادری در تمام تظاهرات گسترده انقلاب اسلامی شرکت جستند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیانیه اسفندماه 1358 در باب رعایت معیارهای اسلامی توسط زنان، بر وجوب پوشش اسلامی تأیید و تأکید کرد.

زنان طبقات متوسط معمولا از دو نوع چادر استفاده می کنند، یکی برای بیرون از منزل که معمولا تیره رنگ و اغلب از جنس کرپ چینی( کرپ دو شین) است و دیگری چادرنماز، به رنگ روشن از چیت با نقش گلهای ریز. از این چادرنماز معمولا چند عدد در خانه وجود دارد. یکی از آنها، که تکه نواری برای بستن در زیر چانه دارد، در درون جانماز به شکل تا کرده قرار می گیرد و پاک و مطهر می ماند تا در موقع اقامه نماز از آن استفاده شود و  بقیه برای پذیرایی از مهمانان است که به محض ورود به منظور احترام و راحتی آنها، چادر سیاه آنها را می گیرند و چادر نماز تعارفشان می کنند.

از این چادر نمازها، که چادر درون خانه نیز هست، به صورتهای مختلف استفاده می شود. در موقع کار، برای این که هم حفظ حجاب شود و هم دست و پاگیر نباشد، دو سر آن را به صورت چلیپا از روی سینه و شکم می گذرانند و در پشت کمر گره می زنند. همین محل گره خورده جای مناسبی برای قرار دادن کودکان شیرخوار در هنگام کار و فعالیت است. اشیاء کوچک و ضروری را، که بیم مفقودشدن آنها می رود، در یکی از گوشه های چادر می گذارند و گره میزنند. زیرانداز و روانداز مناسبی برای استراحت های کوتاه مدت و خواب بعد از ظهر تابستان است.     

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1] - قران کریم، ترجمه مصباح زاده، انتشارات ایران، تهران 1372

مآخذ

تلخیص از مقاله: حامد الگار، «چادر در ایران اسلامی»، در : پوشاک در ایران زمین، از سری مقالات دانشنامه ایرانیکا، ترجمه پیمان متین با مقدمه علی بلوکباشی، امیر کبیر، تهران 1382. ص 425-428.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر کریمی