پرش به محتوا

لری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''لُري'''/lori/، از زبان‌هاي ايراني جنوب غربي است كه خود شاخه‌اي از زبان‌هاي هند و ايراني به شمار مي‌آيد.<sup>1</sup> به گفتة اُرانسكي، زبان‌ها (و لهجه‌هاي) ايراني جنوب غربي از لهجه‌هاي باستاني بخش جنوب غربي فلات (سرزمين پارسه parsa) ريشه مي‌گيرند. د...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:گویش های زبان لر و دسته بندی آن ها.jpg|بندانگشتی|گویش های زبان لر و دسته بندی آن ها،برگرفته از سایت گلونی، قابل بازیابی از [https://golvani.ir/زبان-و-سرزمین-مردم-لر/ زبان-و-سرزمین-مردم-لر/https://golvani.ir/1395/08/]]]
'''لُري'''/lori/، از زبان‌هاي ايراني جنوب غربي است كه خود شاخه‌اي از زبان‌هاي هند و ايراني به شمار مي‌آيد.<sup>1</sup> به گفتة اُرانسكي، زبان‌ها (و لهجه‌هاي) ايراني جنوب غربي از لهجه‌هاي باستاني بخش جنوب غربي فلات (سرزمين پارسه parsa) ريشه مي‌گيرند. در بين زبان‌هاي جنوب غربي ايران، لري نزديك‌ترين رابطه را با زبان فارسي دارد؛ هر دوي آن‌ها دنبالة پارسي ميانه، از قرن 3 پ م تا قرن 8 و 9م / 1 و 2ق هستند كه زبان پارتيان و ساسانيان بوده و به تدريج تغيير شكل داده است.<sup>2</sup> راولينسون خلاف كساني كه گويش‌هاي رايج در مناطق كوهستاني زاگرس را بازماندة زبان پهلوي مي‌دانستند لري را از فارسي باستان مشتق دانسته  است.<sup>3</sup> زبان لري به گويش‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود كه ظاهراً تا حدودي متناسب با تقسيم‌بندي ايلاتي هستند: گويش‌هاي لُر بزرگ (ممسني‌اي و كهگيلويه‌اي)؛ گويش بختياري؛ گويش لُر كوچك (گويش فِيلي).<sup>4</sup> طبق يك تقسيم‌بندي ديگر، لري را مي‌توان به دو شعبة باختري و خاوري تقسيم كرد كه مرز بين اين دو رودخانة دِز است كه لرستان و بختياري را از هم جدا مي‌سازد.<sup>5</sup> در مورد زبان لُري هم اكنون در منطقة وسيعي از ايران رايج است و حدود سه ميليون نفر به آن تكلم مي‌كنند،<sup>6</sup> اما در بعضي منابع تعداد گويش وران آن چهار ميليون نفر نيز تخمين  زده شده است.<sup>7</sup> طبق تقسيم‌بندي اول گويش‌هاي لُر بزرگ در فارس رواج دارند؛ گويش‌ بختياري در ناحيه‌اي گسترده‌تر، از غرب اصفهان تا دزفول و شوشتر رواج دارد و مركز فرهنگي گويش فِيلي، خرم‌آباد است.<sup>8</sup> طبق تقسيم‌بندي دوم، قلمرو گويش باختري، منطقة نهاوند، بروجرد، قسمتي از ملاير و تويسركان، سيلاخور، اليگودرز، لرستان، برخي از نواحي استان ايلام و خوزستان شمالي را در بر مي‌گيرد. فزون بر اين چگني‌هاي منجيل و نواحي قزوين و هُداوندهاي مقيم خوار ورامين نيز به اين زبان گفتگو مي‌كنند. قلمرو لري خاوري شامل، بختياري، كهگيلويه و بويراحمد، مناطقي از استان‌هاي فارس، بوشهر، خوزستان و اصفهان است. گروه‌هايي از لُرها در برخي دهات خُمين ساكن‌اند و گروهي از طوايف كرمان در نواحي سيرجان، جيرفت و بافت نيز به اين زبان سخن مي‌گويند.<sup>9</sup> گويش‌هاي لُري غير از بختياري كه چند ويژگي مخصوصي به خود دارد، تفاوت اندكي با يكديگر دارند و تحت تأثير زبان فارسي و گويش‌هاي كردي همجوار قرار گرفته‌اند.<sup>10</sup> قبلاً رابطة نزديكي ميان لُري و كردي مي‌دانستند و حتي لري را يكي از گويش‌هاي كردي به حساب مي‌آوردند.<sup>11</sup> اما براساس داده‌هاي جمع‌آوري شده توسط ژوكفسكي (zhukovski) در 6-1883، اُ. مان (O.Mann) آشكار گرديد كه كردي و لري كاملاً از يكديگر جدا هستند.<sup>12</sup> لري در اكثر لغات و اصطلاحات و تلفظ به فارسي ادبي نزديك است.<sup>13</sup> در عين حال بعضي از واژه‌هاي لُري با تلفظ فارسي ميانه يا نزديك به آن به كار مي‌روند، در حالي كه در فارسي تلفظ آن‌ها از تلفظ اصلي دور شده است، مانند كلمات /šaš/ «شِش»، /asp/ «اسب»، /sohr/ «سرخ»، /merd/ «مَرد».<sup>14</sup> لري بعضي از اصطلاحات دورة مغول را نيز حفظ كرده است: /tušāl/ «رئيس قبيله» كه در مغولي /tüšümel/ به معني «رسمي» است.<sup>15</sup> نظام آوايي گويش‌هاي لُري شامل واكه‌هاي /a, ā(â), i, Ī, u, ū, ü/ است. واكه‌هاي مركب /ēy/ و /ōw/ معمولاً در نتيجة فرايند تضعيف يا نرم‌شدگي آوا به /ē/ و /o/ تبديل مي‌‌شوند. بيشتر همخوان‌هاي لري مانند همخوان‌هاي فارسي هستند، همخوان‌ /δ/ كه گونه‌اي از تلفظ /d/ در جايگاه بعد از واكه است نيز در اين زبان وجود دارد.<sup>16</sup> اين تلفظ همان حرف «ذ» فارسي است.<sup>17</sup> در كلماتي مانند baδ «بد» و bāδ «باد»،<sup>18</sup> و نيز همخوان /w/ كه با /v/ يا /b/ در تناوب است.<sup>19</sup> (pow «آب»).<sup>20</sup> گويش‌هاي لُر بزرگ و بختياري در مقايسه با لر كوچك تفاوت‌هاي بيشتري با فارسي معيار دارند كه از جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: -am در پايان واژه به –om و –um تبديل مي‌شود.<sup>21</sup> (در بختياري: (mībīzam/ ībīzom) «اَلك مي‌كنم» و (mīkonam/ īkunum) «مي‌كنم».<sup>22</sup> در مقابل /ū/ فارسي در مواردي /Ī/ مشاهده مي‌شود: (pūl/ pīl)؛ /h/ لري در بعضي موارد در تقابل با /x/ فارسي است (xāne/ hona). در مقابل تركيب –ft در واژه‌هاي فارسي، در لري –ht قرار مي‌گيرد. (raft→ raht).<sup>23</sup> در اين گويش‌ها براي اسم نه تمايز جنس دستوري وجود دارد و نه حالت صرفي. پسوند نكره‌ساز /Ī/ است به همراه و يا بدون /ya/، /yak/ «يك»: لري فيلي:  sag- ī (ya) (yak) «سگي». در تمام گويش‌هاي لري كسرة اضافة (-i و گاهي –ye/ -e) وجود دارد.<sup>24</sup> صرف فعل بر پاية دو مادة مضارع و ماضي قرار دارد. صفت مفعولي در ساخت ماضي بعيد و مجهول به كار برده مي‌شود. مضارع اخباري: بختياري: T- kun- um «مي‌كنم»، ماضي: بختياري: kird- om «كردم». ماضي نقلي: بختياري: kird – im- a «كرده‌ام». ماضي بعيد: ممسني: kirda biδom «كرده‌ بودم»<sup>25</sup> مجهول: ممسني: xarda vābi «خورده شد».<sup>26</sup> در ستاك‌هاي حال و گذشته لري غالباً از فارسي تبعيت مي‌كند، با اين حال كلمات و ستاك‌هاي غير فارسي نيز در اين زبان ديده مي‌شود، مانند: twanum/ wandum «پرتاب كردن» و tar/ ītarom «قادر بودن».<sup>27</sup> نحو گويش‌هاي لري در مجموع‌ همان نحو فارسي محاوره‌اي است.<sup>28</sup> الگوي غالب ترتيب واژه‌ها همانند فارسي فاعل، فعل، مفعول يعني sov است. (لري خرم‌آباد: /e berāro, sare mene qorbone tu/ «اي برادرم سر من قربان تو»<sup>29</sup>؛ (بختياري: /mu hamī dohδar- a īxom/ «من همين دختر را مي‌خواهم»).<sup>30</sup> با آن‌كه زبان لُري قرن‌ها در بين قوم لُر رايج بوده اما لُرها كمتر آثار مكتوب به زبان خود دارند و نوشته‌هاي آن‌ها به زبان فارسي است.<sup>31</sup> ‌
'''[[لری|لُری]]'''/lori/، از [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] جنوب غربی است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هند و ایرانی به شمار می‌آید<ref>Grimes, Barbara. (ed.) "LUR" '''''Ethnologue/ Languages''''' of the world. 12th edition. Texas: Summer Institute. p. 641.</ref><ref>امان‌اللهی بهاروند، سکندر. '''''قوم لُر'''''. تهران: آگاه، 1374، ص51.</ref><ref name=":0">لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص563.</ref>. به گفته اُرانسکی، زبان‌ها (و لهجه‌های) ایرانی جنوب غربی از لهجه‌های باستانی بخش جنوب غربی فلات (سرزمین پارسه parsa) ریشه می‌گیرند. در بین زبان‌های جنوب غربی ایران، [[لری]] نزدیک‌ترین رابطه را با [[فارسی|زبان فارسی]] دارد؛ هر دوی آن‌ها دنباله پارسی میانه، از قرن 3 پ م تا قرن 8 و 9م / 1 و 2ق هستند که زبان [[پارتیان]] و [[ساسانیان]] بوده و به تدریج تغییر شکل داده است<ref>امان‌اللهی بهاروند، سکندر. '''''قوم لُر'''''. تهران: آگاه، 1374، ص53.</ref>. راولینسون خلاف کسانی که گویش‌های رایج در مناطق کوهستانی [[زاگرس]] را بازمانده زبان پهلوی می‌دانستند لری را از [[فارسی]] باستان مشتق دانسته  است<ref>راولینسون، هنری. '''''سفرنامه لرستان، خوزستان ـ بختیاری'''''. ترجمه دکتر سکندر امان‌اللهی، خرم‌آباد: امیرکبیر، 2536، ص113.</ref>.  


زبان لری به گویش‌های مختلفی تقسیم می‌شود که ظاهراً تا حدودی متناسب با تقسیم‌بندی ایلاتی هستند: گویش‌های لُر بزرگ ([[ممسنی|ممسنی‌]]<nowiki/>ای و کهگیلویه‌ای)؛ گویش [[بختیاری]]؛ گویش لُر کوچک (گویش فِیلی)<ref name=":0" />. طبق یک تقسیم‌بندی دیگر، لری را می‌توان به دو شعبه باختری و خاوری تقسیم کرد که مرز بین این دو رودخانه دِز است که [[استان لرستان|لرستان]] و [[استان کهگیلویه و بویراحمد|بختیاری]] را از هم جدا می‌سازد<ref name=":1">امان‌اللهی بهاروند، سکندر. '''''قوم لُر'''''. تهران: آگاه، 1374، ص55.</ref>. در مورد زبان لُری هم اکنون در منطقه وسیعی از [[کشور ایران|ایران]] رایج است و حدود سه میلیون نفر به آن تکلم می‌کنند،<ref>Asher, R. E. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh." '''''Atlas of the world’s Languages'''''. London: Rout ledge Reference, 1994, p. 205.</ref><ref name=":5">امان‌اللهی بهاروند، سکندر. '''''قوم لُر'''''. تهران: آگاه، 1374، ص54.</ref> اما در بعضی منابع تعداد گویش وران آن چهار میلیون نفر نیز تخمین  زده شده است<ref>برگرفته از [https://www.ethnologue.com/ https://www.ethnologue.com]</ref>. طبق تقسیم‌بندی اول گویش‌های لُر بزرگ در فارس رواج دارند؛ گویش‌ [[بختیاری]] در ناحیه‌ای گسترده‌تر، از غرب [[اصفهان]] تا دزفول و شوشتر رواج دارد و مرکز فرهنگی گویش فِیلی، خرم‌آباد است<ref name=":0" />. طبق تقسیم‌بندی دوم، قلمرو گویش باختری، منطقه نهاوند، بروجرد، قسمتی از ملایر و تویسرکان، سیلاخور، الیگودرز، [[استان لرستان|لرستان]]، برخی از نواحی [[استان ایلام]] و [[استان خوزستان|خوزستان]] شمالی را در بر می‌گیرد.


'''مآخذ:'''
فزون بر این چگنی‌های منجیل و نواحی قزوین و هُداوندهای مقیم خوار ورامین نیز به این زبان گفتگو می‌کنند. قلمرو لری خاوری شامل، [[بختیاری]]، [[استان کهگیلویه و بویراحمد|کهگیلویه و بویراحمد]]، مناطقی از استان‌های [[استان فارس|فارس]]، [[بوشهر]]، [[استان خوزستان|خوزستان]] و [[استان اصفهان|اصفهان]] است. گروه‌هایی از لُرها در برخی دهات خُمین ساکن‌اند و گروهی از طوایف [[کرمان]] در نواحی سیرجان، جیرفت و بافت نیز به این زبان سخن می‌گویند<ref name=":1" />. گویش‌های لُری غیر از [[بختیاری]] که چند ویژگی مخصوصی به خود دارد، تفاوت اندکی با یکدیگر دارند و تحت تأثیر [[فارسی|زبان فارسی]] و گویش‌های [[کردی]] همجوار قرار گرفته‌اند<ref name=":0" />. قبلاً رابطه نزدیکی میان [[لری|لُری]] و [[کردی]] می‌دانستند و حتی [[لری]] را یکی از گویش‌های [[کردی]] به حساب می‌آوردند<ref>ابراهیم‌پور، محمدتقی. '''''واژه‌نامه کردی ـ فارسی'''''. تهران: انتشارات ققنوس، 1373، ص15.</ref><ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی'''''. ص1167.</ref>. اما براساس داده‌های جمع‌آوری شده توسط ژوکفسکی (zhukovski) در 6-1883، اُ. مان (O.Mann) آشکار گردید که [[کردی]] و لری کاملاً از یکدیگر جدا هستند<ref name=":2">Minorsky, v. "LUR", The '''''Encyclopeadia of Islam'''''. Leiden – New york: E. J. BRILL, 1986, Vol 5, p 823</ref>. [[لری]] در اکثر لغات و اصطلاحات و تلفظ به فارسی ادبی نزدیک است<ref>دولتیاری، روح‌الدین. '''''لرستان (سرزمین تاریخ کهن).''''' خرم‌آباد: انتشارات افلاک، 1375، ص104.</ref>.


1.    Grimes, Barbara. (ed.) "LUR" '''''Ethnologue/ Languages''''' of the world. 12th edition. Texas: Summer Institute. p. 641.
در عین حال بعضی از واژه‌های لُری با تلفظ فارسی میانه یا نزدیک به آن به کار می‌روند، در حالی که در فارسی تلفظ آن‌ها از تلفظ اصلی دور شده است، مانند کلمات /šaš/ «شِش»، /asp/ «اسب»، /sohr/ «سرخ»، /merd/ «مَرد»<ref name=":3">صادقی، علی‌اشرف. «نقد و معرفی کتاب»، بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه». '''''مجله زبان‌شناسی.''''' سال چهاردهم، شماره اول و دوم، 1378، ص144- 142.</ref>. لری بعضی از اصطلاحات دوره مغول را نیز حفظ کرده است: /tušāl/ «رئیس قبیله» که در مغولی /tüšümel/ به معنی «رسمی» است<ref name=":2" />. نظام آوایی گویش‌های لُری شامل واکه‌های /a, ā(â), i, Ī, u, ū, ü/ است. واکه‌های مرکب /ēy/ و /ōw/ معمولاً در نتیجه فرایند تضعیف یا نرم‌شدگی آوا به /ē/ و /o/ تبدیل می‌‌شوند. بیشتر همخوان‌های لری مانند همخوان‌های [[فارسی]] هستند، همخوان‌ /δ/ که گونه‌ای از تلفظ /d/ در جایگاه بعد از واکه است نیز در این زبان وجود دارد<ref name=":4">لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص567.</ref>. این تلفظ همان حرف «ذ» [[فارسی]] است<ref name=":3" />. در کلماتی مانند baδ «بد» و bāδ «باد»،<ref>سلامی، عبدالنبی. '''''گنجینه گویش‌شناسی فارسی'''''. تهران: نشر آثار (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، 1383، ص142، 160.</ref> و نیز همخوان /w/ که با /v/ یا /b/ در تناوب است<ref name=":4" />. (pow «آب»)<ref>مقیمی، افضل. '''''بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه'''''. شیراز: انتشارات نوید، 1373، ص130.</ref>.  


و نيز: امان‌اللهي بهاروند، سكندر. '''''قوم لُر'''''. تهران: آگاه، 1374، ص51؛ و نيز: لكوك، پير. «گويش‌هاي جنوب غرب ايران»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ترجمه زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص563.
گویش‌های لُر بزرگ و [[بختیاری]] در مقایسه با لر کوچک تفاوت‌های بیشتری با فارسی معیار دارند که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: -am در پایان واژه به –om و –um تبدیل می‌شود<ref name=":2" />. (در بختیاری: (mībīzam/ ībīzom) «اَلک می‌کنم» و (mīkonam/ īkunum) «می‌کنم»<ref>لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568- 569.</ref>. در مقابل /ū/ فارسی در مواردی /Ī/ مشاهده می‌شود: (pūl/ pīl)؛ /h/ لری در بعضی موارد در تقابل با /x/ فارسی است (xāne/ hona). در مقابل ترکیب –ft در واژه‌های فارسی، در لری –ht قرار می‌گیرد. (raft→ raht)<ref name=":2" /><ref>مقیمی، افضل. '''''بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه.''''' شیراز: انتشارات نوید، 1373، ص120.</ref>. در این گویش‌ها برای اسم نه تمایز جنس دستوری وجود دارد و نه حالت صرفی. پسوند نکره‌ساز /Ī/ است به همراه و یا بدون /ya/، /yak/ «یک»: لری فیلی:  sag- ī (ya) (yak) «سگی». در تمام گویش‌های لری کسره اضافه (-i و گاهی –ye/ -e) وجود دارد<ref>لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568.</ref>. صرف فعل بر پایه دو ماده مضارع و ماضی قرار دارد. صفت مفعولی در ساخت ماضی بعید و مجهول به کار برده می‌شود. مضارع اخباری: [[بختیاری]]: T- kun- um «می‌کنم»، ماضی: [[بختیاری]]: kird- om «کردم». ماضی نقلی: بختیاری: kird – im- a «کرده‌ام». ماضی بعید: ممسنی: kirda biδom «کرده‌ بودم»<ref>لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص570- 569.</ref> مجهول: ممسنی: xarda vābi «خورده شد»<ref>سلامی، عبدالنبی. '''''گنجینه گویش‌شناسی فارسی'''''. تهران: نشر آثار (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، 1383، ص205.</ref>. در ستاک‌های حال و گذشته [[لری]] غالباً از فارسی تبعیت می‌کند، با این حال کلمات و ستاک‌های غیر فارسی نیز در این زبان دیده می‌شود، مانند: twanum/ wandum «پرتاب کردن» و tar/ ītarom «قادر بودن»<ref name=":2" />. نحو گویش‌های [[لری]] در مجموع‌ همان نحو [[فارسی]] محاوره‌ای است<ref>لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص570.</ref>. الگوی غالب ترتیب واژه‌ها همانند فارسی فاعل، فعل، مفعول یعنی sov است. (لری خرم‌آباد: /e berāro, sare mene qorbone tu/ «ای برادرم سر من قربان تو»<ref>شادابی، سعید. '''''فرهنگ مردم لرستان'''''. انتشارات افلاک، 1377، ص96.</ref>؛ ([[بختیاری]]: /mu hamī dohδar- a īxom/ «من همین دختر را می‌خواهم»)<ref>لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568.</ref>. با آن‌که زبان لُری قرن‌ها در بین قوم لُر رایج بوده اما لُرها کمتر آثار مکتوب به زبان خود دارند و نوشته‌های آن‌ها به زبان [[فارسی]] است<ref name=":5" />.


2.     امان‌اللهي بهاروند، سكندر. '''''قوم لُر'''''. ص53.
== نیز نگاه کنید به ==


3.     راولينسون، هنري. '''''سفرنامة لرستان، خوزستان ـ بختياري'''''. ترجمة دكتر سكندر امان‌اللهي، خرم‌آباد: اميركبير، 2536، ص113.
* [[زبان های ایرانی]]
* [[کردی]]


4.    لكوك، پير. «گويش‌هاي جنوب غرب ايران»، '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص563.
* [[سنندجی]]


5.     امان‌اللهي بهاروند، سكندر'''''. قوم لُر'''''. ص55.
* [[مهابادی]]


6.    Asher, R. E. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh." '''''Atlas of the world’s Languages'''''. London: Rout ledge Reference, 1994, p. 205.
* [[کرمانشاهی]]


و نك. امان‌اللهي بهاروند، سكندر. '''''قوم لُر'''''. ص54.
* [[هورامی]]


7.    http: www.Ethnologue.com ./ 14/ show – Languages. Asp? Code= 1URI.
* [[بختیاری]]


8.    لكوك، پير. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص563.
* [[ممسنی]]


9.     امان‌اللهي بهاروند، سكندر. '''''قوم لُر.''''' ص55.
* [[لکی]]


10.  لكوك، پير. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص563.
* [[استان لرستان]]
 
* [[استان کهگیلویه و بویراحمد]]
11.  ابراهيم‌پور، محمدتقي. '''''واژه‌نامة كردي ـ فارسي'''''. تهران: انتشارات ققنوس، 1373، ص15؛ و نك. مصاحب، غلامحسين. '''''دايرةالمعارف فارسي'''''. ص1167.
 
12.  Minorsky, v. "LUR", The '''''Encyclopeadia of Islam'''''. Leiden – New york: E. J. BRILL, 1986, Vol 5, p 823.
 
13.  دولتياري، روح‌الدين. '''''لرستان (سرزمين تاريخ كهن).''''' خرم‌آباد: انتشارات افلاك، 1375، ص104.
 
14.  صادقي، علي‌اشرف. «نقد و معرفي كتاب»، بررسي گويش بويراحمد و كهگيلويه». '''''مجلة زبان‌شناسي.''''' سال چهاردهم، شمارة اول و دوم، 1378، ص144- 142.
 
15.  Minorsky, V., the '''''Encyclopeadia of Islam'''''. P 823.
 
16.  لكوك، پير. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص567.
 
17.  صادقي، علي‌اشرف'''''. مجلة زبان‌شناسي'''''. ص144- 142.
 
18.  سلامي، عبدالنبي. '''''گنجينة گويش‌شناسي فارسي'''''. تهران: نشر آثار (فرهنگستان زبان و ادب فارسي)، 1383، ص142، 160.
 
19.  لكوك، پير. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص567.
 
20.  مقيمي، افضل. '''''بررسي گويش بويراحمد و كهگيلويه'''''. شيراز: انتشارات نويد، 1373، ص130.
 
21.  Minorsky, v., the '''''Encyclopeadia of Islam'''''. P 823.
 
22.  لكوك، پير. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص568- 569.
 
23.  Minorsky, v., the '''''Encyclopeadia of Islam'''''. P 823.
 
و نك. مقيمي، افضل. '''''بررسي گويش بويراحمد و كهگيلويه.''''' شيراز: انتشارات نويد، 1373، ص120.
 
24.  لكوك، پير. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص568.
 
25.  لكوك، پير. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص570- 569.
 
26.  سلامي، عبدالبني. '''''گنجينة گويش‌شناسي فارسي'''''. ص205.
 
27.  Minorsky, v., the '''''Encyclopeadia of Islam'''''. P. 823.
 
28.  لكوك، پير'''''. راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص570.
 
29.  شادابي، سعيد. '''''فرهنگ مردم لرستان'''''. انتشارات افلاك، 1377، ص96.
 
30.  لكوك، پير. '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ص568.
 
31.  امان‌اللهي بهاروند، سكندر'''''. قوم لُر'''''. ص54.


== مآخذ ==
<references />


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
آتوسا رستم بیک تفرشی
آتوسا رستم بیک تفرشی
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:زبان شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۴۳

گویش های زبان لر و دسته بندی آن ها،برگرفته از سایت گلونی، قابل بازیابی از زبان-و-سرزمین-مردم-لر/https://golvani.ir/1395/08/

لُری/lori/، از زبان‌های ایرانی جنوب غربی است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هند و ایرانی به شمار می‌آید[۱][۲][۳]. به گفته اُرانسکی، زبان‌ها (و لهجه‌های) ایرانی جنوب غربی از لهجه‌های باستانی بخش جنوب غربی فلات (سرزمین پارسه parsa) ریشه می‌گیرند. در بین زبان‌های جنوب غربی ایران، لری نزدیک‌ترین رابطه را با زبان فارسی دارد؛ هر دوی آن‌ها دنباله پارسی میانه، از قرن 3 پ م تا قرن 8 و 9م / 1 و 2ق هستند که زبان پارتیان و ساسانیان بوده و به تدریج تغییر شکل داده است[۴]. راولینسون خلاف کسانی که گویش‌های رایج در مناطق کوهستانی زاگرس را بازمانده زبان پهلوی می‌دانستند لری را از فارسی باستان مشتق دانسته  است[۵].

زبان لری به گویش‌های مختلفی تقسیم می‌شود که ظاهراً تا حدودی متناسب با تقسیم‌بندی ایلاتی هستند: گویش‌های لُر بزرگ (ممسنی‌ای و کهگیلویه‌ای)؛ گویش بختیاری؛ گویش لُر کوچک (گویش فِیلی)[۳]. طبق یک تقسیم‌بندی دیگر، لری را می‌توان به دو شعبه باختری و خاوری تقسیم کرد که مرز بین این دو رودخانه دِز است که لرستان و بختیاری را از هم جدا می‌سازد[۶]. در مورد زبان لُری هم اکنون در منطقه وسیعی از ایران رایج است و حدود سه میلیون نفر به آن تکلم می‌کنند،[۷][۸] اما در بعضی منابع تعداد گویش وران آن چهار میلیون نفر نیز تخمین  زده شده است[۹]. طبق تقسیم‌بندی اول گویش‌های لُر بزرگ در فارس رواج دارند؛ گویش‌ بختیاری در ناحیه‌ای گسترده‌تر، از غرب اصفهان تا دزفول و شوشتر رواج دارد و مرکز فرهنگی گویش فِیلی، خرم‌آباد است[۳]. طبق تقسیم‌بندی دوم، قلمرو گویش باختری، منطقه نهاوند، بروجرد، قسمتی از ملایر و تویسرکان، سیلاخور، الیگودرز، لرستان، برخی از نواحی استان ایلام و خوزستان شمالی را در بر می‌گیرد.

فزون بر این چگنی‌های منجیل و نواحی قزوین و هُداوندهای مقیم خوار ورامین نیز به این زبان گفتگو می‌کنند. قلمرو لری خاوری شامل، بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، مناطقی از استان‌های فارس، بوشهر، خوزستان و اصفهان است. گروه‌هایی از لُرها در برخی دهات خُمین ساکن‌اند و گروهی از طوایف کرمان در نواحی سیرجان، جیرفت و بافت نیز به این زبان سخن می‌گویند[۶]. گویش‌های لُری غیر از بختیاری که چند ویژگی مخصوصی به خود دارد، تفاوت اندکی با یکدیگر دارند و تحت تأثیر زبان فارسی و گویش‌های کردی همجوار قرار گرفته‌اند[۳]. قبلاً رابطه نزدیکی میان لُری و کردی می‌دانستند و حتی لری را یکی از گویش‌های کردی به حساب می‌آوردند[۱۰][۱۱]. اما براساس داده‌های جمع‌آوری شده توسط ژوکفسکی (zhukovski) در 6-1883، اُ. مان (O.Mann) آشکار گردید که کردی و لری کاملاً از یکدیگر جدا هستند[۱۲]. لری در اکثر لغات و اصطلاحات و تلفظ به فارسی ادبی نزدیک است[۱۳].

در عین حال بعضی از واژه‌های لُری با تلفظ فارسی میانه یا نزدیک به آن به کار می‌روند، در حالی که در فارسی تلفظ آن‌ها از تلفظ اصلی دور شده است، مانند کلمات /šaš/ «شِش»، /asp/ «اسب»، /sohr/ «سرخ»، /merd/ «مَرد»[۱۴]. لری بعضی از اصطلاحات دوره مغول را نیز حفظ کرده است: /tušāl/ «رئیس قبیله» که در مغولی /tüšümel/ به معنی «رسمی» است[۱۲]. نظام آوایی گویش‌های لُری شامل واکه‌های /a, ā(â), i, Ī, u, ū, ü/ است. واکه‌های مرکب /ēy/ و /ōw/ معمولاً در نتیجه فرایند تضعیف یا نرم‌شدگی آوا به /ē/ و /o/ تبدیل می‌‌شوند. بیشتر همخوان‌های لری مانند همخوان‌های فارسی هستند، همخوان‌ /δ/ که گونه‌ای از تلفظ /d/ در جایگاه بعد از واکه است نیز در این زبان وجود دارد[۱۵]. این تلفظ همان حرف «ذ» فارسی است[۱۴]. در کلماتی مانند baδ «بد» و bāδ «باد»،[۱۶] و نیز همخوان /w/ که با /v/ یا /b/ در تناوب است[۱۵]. (pow «آب»)[۱۷].

گویش‌های لُر بزرگ و بختیاری در مقایسه با لر کوچک تفاوت‌های بیشتری با فارسی معیار دارند که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: -am در پایان واژه به –om و –um تبدیل می‌شود[۱۲]. (در بختیاری: (mībīzam/ ībīzom) «اَلک می‌کنم» و (mīkonam/ īkunum) «می‌کنم»[۱۸]. در مقابل /ū/ فارسی در مواردی /Ī/ مشاهده می‌شود: (pūl/ pīl)؛ /h/ لری در بعضی موارد در تقابل با /x/ فارسی است (xāne/ hona). در مقابل ترکیب –ft در واژه‌های فارسی، در لری –ht قرار می‌گیرد. (raft→ raht)[۱۲][۱۹]. در این گویش‌ها برای اسم نه تمایز جنس دستوری وجود دارد و نه حالت صرفی. پسوند نکره‌ساز /Ī/ است به همراه و یا بدون /ya/، /yak/ «یک»: لری فیلی:  sag- ī (ya) (yak) «سگی». در تمام گویش‌های لری کسره اضافه (-i و گاهی –ye/ -e) وجود دارد[۲۰]. صرف فعل بر پایه دو ماده مضارع و ماضی قرار دارد. صفت مفعولی در ساخت ماضی بعید و مجهول به کار برده می‌شود. مضارع اخباری: بختیاری: T- kun- um «می‌کنم»، ماضی: بختیاری: kird- om «کردم». ماضی نقلی: بختیاری: kird – im- a «کرده‌ام». ماضی بعید: ممسنی: kirda biδom «کرده‌ بودم»[۲۱] مجهول: ممسنی: xarda vābi «خورده شد»[۲۲]. در ستاک‌های حال و گذشته لری غالباً از فارسی تبعیت می‌کند، با این حال کلمات و ستاک‌های غیر فارسی نیز در این زبان دیده می‌شود، مانند: twanum/ wandum «پرتاب کردن» و tar/ ītarom «قادر بودن»[۱۲]. نحو گویش‌های لری در مجموع‌ همان نحو فارسی محاوره‌ای است[۲۳]. الگوی غالب ترتیب واژه‌ها همانند فارسی فاعل، فعل، مفعول یعنی sov است. (لری خرم‌آباد: /e berāro, sare mene qorbone tu/ «ای برادرم سر من قربان تو»[۲۴]؛ (بختیاری: /mu hamī dohδar- a īxom/ «من همین دختر را می‌خواهم»)[۲۵]. با آن‌که زبان لُری قرن‌ها در بین قوم لُر رایج بوده اما لُرها کمتر آثار مکتوب به زبان خود دارند و نوشته‌های آن‌ها به زبان فارسی است[۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. Grimes, Barbara. (ed.) "LUR" Ethnologue/ Languages of the world. 12th edition. Texas: Summer Institute. p. 641.
  2. امان‌اللهی بهاروند، سکندر. قوم لُر. تهران: آگاه، 1374، ص51.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص563.
  4. امان‌اللهی بهاروند، سکندر. قوم لُر. تهران: آگاه، 1374، ص53.
  5. راولینسون، هنری. سفرنامه لرستان، خوزستان ـ بختیاری. ترجمه دکتر سکندر امان‌اللهی، خرم‌آباد: امیرکبیر، 2536، ص113.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ امان‌اللهی بهاروند، سکندر. قوم لُر. تهران: آگاه، 1374، ص55.
  7. Asher, R. E. "Languages of South Asia from Iran to Bangladesh." Atlas of the world’s Languages. London: Rout ledge Reference, 1994, p. 205.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ امان‌اللهی بهاروند، سکندر. قوم لُر. تهران: آگاه، 1374، ص54.
  9. برگرفته از https://www.ethnologue.com
  10. ابراهیم‌پور، محمدتقی. واژه‌نامه کردی ـ فارسی. تهران: انتشارات ققنوس، 1373، ص15.
  11. مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. ص1167.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ ۱۲٫۴ Minorsky, v. "LUR", The Encyclopeadia of Islam. Leiden – New york: E. J. BRILL, 1986, Vol 5, p 823
  13. دولتیاری، روح‌الدین. لرستان (سرزمین تاریخ کهن). خرم‌آباد: انتشارات افلاک، 1375، ص104.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ صادقی، علی‌اشرف. «نقد و معرفی کتاب»، بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه». مجله زبان‌شناسی. سال چهاردهم، شماره اول و دوم، 1378، ص144- 142.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص567.
  16. سلامی، عبدالنبی. گنجینه گویش‌شناسی فارسی. تهران: نشر آثار (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، 1383، ص142، 160.
  17. مقیمی، افضل. بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه. شیراز: انتشارات نوید، 1373، ص130.
  18. لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568- 569.
  19. مقیمی، افضل. بررسی گویش بویراحمد و کهگیلویه. شیراز: انتشارات نوید، 1373، ص120.
  20. لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568.
  21. لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص570- 569.
  22. سلامی، عبدالنبی. گنجینه گویش‌شناسی فارسی. تهران: نشر آثار (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)، 1383، ص205.
  23. لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص570.
  24. شادابی، سعید. فرهنگ مردم لرستان. انتشارات افلاک، 1377، ص96.
  25. لکوک، پیر. «گویش‌های جنوب غرب ایران»، راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمه زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 83- 1382، جلد دوم، ص568.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

آتوسا رستم بیک تفرشی