پرش به محتوا

ایلخانان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايلخانان،''' يا ايلخانيان سلسلة حكمرانان مغول، جانشينان چنگيز، در ايران. (حك651-756ق / ؟ م).<sup>1</sup> برخي حكومت ايلخانان را از 653ق / 1255م ورود هلاكوخان به سمرقند تا 736ق / 1336م مرگ ابوسعيد بهادرخان مي‌دانند.<sup>2</sup> پس از هجوم مغول، ايران زير نظر خان‌هاي...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''ايلخانان،''' يا ايلخانيان سلسلة حكمرانان مغول، جانشينان چنگيز، در ايران. (حك651-756ق / ؟ م).<sup>1</sup>
'''[[ایلخانان]]،''' یا ایلخانیان سلسله حکمرانان [[مغول ها|مغول]]، جانشینان چنگیز، در [[ایران]]. (حک651-756ق / ؟ م)<ref>بیانی، شیرین. '''''مغولان و حکومت ایلخانان'''''. تهران: 1379، سمت، ص85.</ref>.


برخي حكومت ايلخانان را از 653ق / 1255م ورود هلاكوخان به سمرقند تا 736ق / 1336م مرگ ابوسعيد بهادرخان مي‌دانند.<sup>2</sup> پس از هجوم مغول، ايران زير نظر خان‌هاي مغول توسط حكام مغولي اداره مي‌شد. پس از چنگيز منگوقاآن هلاكو خان از فرزندان تولي را مأمور تسخير كامل ايران،<sup>3</sup> بر انداختن اسماعيليان و انهدام قلعه‌هاي آنان و تسليم كردن ركن‌الدين خورشاه رهبر اسماعيليان كرد.<sup>4</sup> وي همچنين با استفاده از اقدام نظامي و ضعف دستگاه خلافت عباسي با تصرف بغداد و كشتن المستعصم‌بالله<sup>5</sup> در 656ق به حكومت 524 سالة عباسيان در ايران پايان داد.<sup>6</sup> پيشروي‌هاي او و جانشينانش در غرب ايران با مقاومت مماليك مصر<sup>7</sup> در نبردهايي مانند عين‌جالوت به رهبري الملك‌مظفر به گونه‌اي شكست خورد.<sup>8</sup> اما هلاكو سلسلة ايلخانان (فرستادة خان بزرگ ـ تابع‌خان) را در ايران بنياد نهاد و در اين راه از خدمات ديوانسالاران دانشمنداني مانند عطاملك جويني و خواجه نصيرالدين توسي بهره‌مند گرديد. پس از او اباقاخان ايلخان شد (680-663ق / ؟ م) و تبريز را پايتخت خود كرد. خواجه شمس‌الدين محمد جويني را وزارت داد. با دختر امپراتور رم شرقي (بيزانس) ازدواج كرد. مادر خودش نيز مسيحي بود از اين رو با مسيحيان روابط حسنه‌اي داشت. اما در شرق با براق شاه اولووس جغتايي جنگيد. و در غرب با كمك مسيحيان با مماليك مصر جنگ‌هاي ناموفقي انجام داد.<sup>9</sup>  
برخی حکومت ایلخانان را از 653ق / 1255م ورود هلاکوخان به سمرقند تا 736ق / 1336م مرگ ابوسعید بهادرخان می‌دانند<ref>موسوی، مصطفی. «ایلخانیان»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1380، بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج10، ص704.</ref>. پس از هجوم [[مغول ها|مغول]]، ایران زیر نظر خان‌های [[مغول ها|مغول]] توسط حکام [[مغول ها|مغولی]] اداره می‌شد. پس از چنگیز منگوقاآن هلاکو خان از فرزندان تولی را مأمور تسخیر کامل ایران<ref>مرتضوی، منوچهر. '''''مسائل عصر ایلخانان'''''. تهران: 1370، آگاه، ص20-42.</ref>، بر انداختن [[اسماعیلیه|اسماعیلیان]] و انهدام قلعه‌های آنان و تسلیم کردن رکن‌الدین خورشاه رهبر اسماعیلیان کرد<ref>کاشانی، ابوالقاسم. '''''زبدهالتواریخ'''''. تهران: بی نا، 1311، ص207.</ref>. وی همچنین با استفاده از اقدام نظامی و ضعف دستگاه خلافت عباسی با تصرف بغداد و کشتن المستعصم‌بالله<ref>ابن‌طقطقی، محمد بن علی. '''''تاریخ فخری'''''. ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران: 1360، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ج2، ص448.</ref> در 656ق به حکومت 524 ساله عباسیان در [[ایران]] پایان داد<ref>وصاف الحضره شیرازی، فضل‌الله بن عبدالله. '''''تاریخ وصاف'''''. چاپ محمدمهدی اصفهانی، بمبئی: 1269، ج1، ص37.</ref>. پیشروی‌های او و جانشینانش در غرب ایران با مقاومت ممالیک مصر<ref>همدانی، رشیدالدین فضل‌الله. '''''جامع‌التواریخ'''''. به اهتمام بهمن کریمی، تهران: 1338، اقبال، ج3، ص 65.</ref> در نبردهایی مانند عین‌جالوت به رهبری الملک‌مظفر به گونه‌ای شکست خورد<ref>گروسه، رنه. '''''امپراتوری صحرانوردان'''''. ترجمه عبدالحسین میکده، تهران: 1352، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص 593.</ref>


احمد تكودار سومين ايلخان با مماليك مصر صلح كرد و در رقابت با ارغون براي حفظ منصب خود مسلمان شد<sup>10</sup> اما سرانجام ارغون كه از مشورت مجدالملك يزدي بهره‌مند بود او را به قتل رساند و اين‌گونه دوراني از نابساماني حكومت آغاز شد. او خواجه شمس‌الدين جويني- رقيب مجدالملك- را كشت، سعدالدولة يهودي را وزارت داد و از همين زمان عليه مماليك مصر با پاپ و ادوارد اول شاه انگليس و فيليپ لوبل شاه فرانسه روابط سياسي برقرار كرد. پس از او گيخاتو برادرش به قدرت رسيد در سراسر اين دوران اوضاع اقتصادي در نهايت ضعف و زوال بود. خواجه صدرالدين احمدخالدي زنجاني براي جبران اين وضع پول كاغذي چاو را رايج كرد كه باعث بسته شدن بازار و مهاجرت تجار شد.<sup>11</sup> پس از گيخاتو مدتي بايدو ايلخان بود اما از زمان غازان‌خان اصلاحات همه جانبه در اقتصاد و اجتماع ايران نمودار شد، او كه مسلمان شده و خود را محمود خوانده بود از اطاعت خان مغول در آمد و بر خود لقب خان داد و با مماليك مصر نيز درگيري‌هايي داشت. پس از او برادرش اولجايتو محمد خدابنده (703-716ق / ؟ م) به حكومت رسيد و بناي شكوهمند گنبد سلطانيه را پي نهاد و مذهب شيعه اختيار كرد.<sup>12</sup> پس از او آخرين ايلخان بزرگ ابوسعيد بود. از مصاحبت و مشاورت خواجه رشيدالدين فضل‌الله<sup>*</sup> مورخ، دانشمند و وزير برجسته و تاج‌الدين علي‌شاه تبريزي بهره‌مند شد. اما اين وزيران نيز در رقابت با يكديگر به سر بردند.
اما هلاکو سلسله ایلخانان (فرستاده خان بزرگ ـ تابع‌خان) را در ایران بنیاد نهاد و در این راه از خدمات دیوانسالاران دانشمندانی مانند عطاملک جوینی و [[خواجه نصیرالدین طوسی|خواجه نصیرالدین توسی]] بهره‌مند گردید. پس از او اباقاخان ایلخان شد (680-663ق / ؟ م) و [[تبریز]] را پایتخت خود کرد. خواجه شمس‌الدین محمد جوینی را وزارت داد. با دختر امپراتور رم شرقی (بیزانس) ازدواج کرد. مادر خودش نیز [[مسیحی، دین|مسیحی]] بود از این رو با [[مسیحی، دین|مسیحیان]] روابط حسنه‌ای داشت. اما در شرق با براق شاه اولووس جغتایی جنگید. و در غرب با کمک [[مسیحی، دین|مسیحیان]] با ممالیک مصر جنگ‌های ناموفقی انجام داد<ref>اشپولر، بارتولد. '''''تاریخ مغول در ایران'''''. ترجمه محمود میرآفتاب، تهران: 1351، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص141.</ref>.  


پس از فوت اولجايتو، مدتي ابوسعيد ايلخان بود و از آن پس، قلمرو ايلخانان به دست امرا و شاهزادگان مغولي افتاد و به مرور حكومت‌هاي محلي مانند، آل‌مظفر،<sup>*</sup> آل‌چوپان،<sup>*</sup> آل‌جلاير،<sup>*</sup> سربداران<sup>*</sup> و... در گوشه‌ و كنار ايران سر برآوردند.<sup>13</sup> تا اين‌كه تيمور كه خود را به مغولان منتسب مي‌كرد با تأسيس سلسلة تيموريان<sup>*</sup> دوباره قلمرو سياسي ايران را يكپارچه كرد.  
احمد تکودار سومین ایلخان با ممالیک [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B1 مصر] صلح کرد و در رقابت با ارغون برای حفظ منصب خود مسلمان شد <ref>ابن‌خلدون. '''''العبر'''''. ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: 1364، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ج4، ص592-594.</ref> اما سرانجام ارغون که از مشورت مجدالملک یزدی بهره‌مند بود او را به قتل رساند و این‌گونه دورانی از نابسامانی حکومت آغاز شد. او خواجه شمس‌الدین جوینی- رقیب مجدالملک- را کشت، سعدالدوله یهودی را وزارت داد و از همین زمان علیه ممالیک مصر با پاپ و ادوارد اول شاه انگلیس و فیلیپ لوبل شاه فرانسه روابط سیاسی برقرار کرد. پس از او گیخاتو برادرش به قدرت رسید در سراسر این دوران اوضاع اقتصادی در نهایت ضعف و زوال بود. خواجه صدرالدین احمدخالدی زنجانی برای جبران این وضع پول کاغذی چاو را رایج کرد که باعث بسته شدن [[بازار]] و مهاجرت تجار شد<ref>خواندمیر، غیاث‌الدین. '''''حبیب‌السیر'''''. تهران: 1333، کتابخانه خیام، ج3، ص137.</ref>.  


پس از ويراني‌هاي آغازين،<sup>14</sup> دوراني از شكوفايي فرهنگي و تمدني در نيمه‌هاي دورة ايلخانان به وجود آمد. آثاري مانند، زيج‌ايلخاني، گنبد سلطانيه، ربع رشيدي، رصدخانة مراغه، مساجد زيبا و شكوهمند و متعدد گواه از شكوفايي دانش و هنر در آن دوران و توانايي‌‌هاي وزيران برجسته و دانشمندان ايراني دارد. اصلاحات كساني چون غازان‌خان، علاقه‌مندي به توسعة روابط تجاري با شرق و غرب، رشد و بالندگي هنرهاي تجسمي، عدم رواج تعصبات مذهبي، رشد علوم عقلي و نقلي (به ويژه ادبيات و تاريخ‌نگاري)، از ويژگي‌هاي بارز دورة ايلخانان است. در دورة اولجايتو مذهب تشيع رواج يافت و حتي او قصد داشت مرقد امامان شيعه را به سلطانيه منتقل كند.<sup>15</sup>
پس از گیخاتو مدتی بایدو ایلخان بود اما از زمان غازان‌خان اصلاحات همه جانبه در اقتصاد و اجتماع [[ایران]] نمودار شد، او که مسلمان شده و خود را محمود خوانده بود از اطاعت خان مغول در آمد و بر خود لقب خان داد و با ممالیک [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B1 مصر] نیز درگیری‌هایی داشت. پس از او برادرش اولجایتو محمد خدابنده (703-716ق / ؟ م) به حکومت رسید و بنای شکوهمند [[گنبد سلطانیه]] را پی نهاد و مذهب شیعه اختیار کرد<ref>بناکتی، فخرالدین ابوسلیمان داود. '''''تاریخ بناکتی'''''. به اهتمام جعفر شعار، تهران: 1348، انجمن آثار ملی، ص475.</ref>. پس از او آخرین ایلخان بزرگ ابوسعید بود. از مصاحبت و مشاورت خواجه رشیدالدین فضل‌الله<sup>*</sup> مورخ، دانشمند و وزیر برجسته و تاج‌الدین علی‌شاه تبریزی بهره‌مند شد. اما این وزیران نیز در رقابت با یکدیگر به سر بردند.


پس از فوت اولجایتو، مدتی ابوسعید ایلخان بود و از آن پس، قلمرو ایلخانان به دست امرا و شاهزادگان مغولی افتاد و به مرور حکومت‌های محلی مانند، آل‌مظفر،<sup>*</sup> آل‌چوپان،<sup>*</sup> آل‌جلایر،<sup>*</sup> [[سربداران]]<sup>*</sup> و... در گوشه‌ و کنار [[ایران]] سر برآوردند<ref>سمرقندی، کمال‌الدین عبدالرزاق. '''''مطلع السعدین و مجمع‌البحرین'''''. به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: 1353، طهوری، ص78.</ref>.ا این‌که تیمور که خود را به [[مغول ها|مغولان]] منتسب می‌کرد با تأسیس سلسله [[تیموریان]] دوباره قلمرو سیاسی [[ایران]] را یکپارچه کرد.


'''مآخذ:'''
پس از ویرانی‌های آغازین،<ref>برای آگاهی بیشتر: جوینی، عطاملک. '''''جهانگشای جوینی'''''. تصحیح علامه محمد قزوینی، لیدن: 1937، بریل، 3 جلد.</ref>دورانی از شکوفایی فرهنگی و تمدنی در نیمه‌های دوره ایلخانان به وجود آمد. آثاری مانند، زیج‌ایلخانی، [[گنبد سلطانیه]]، ربع رشیدی، رصدخانه مراغه، مساجد زیبا و شکوهمند و متعدد گواه از شکوفایی دانش و هنر در آن دوران و توانایی‌‌های وزیران برجسته و دانشمندان ایرانی دارد. اصلاحات کسانی چون غازان‌خان، علاقه‌مندی به توسعه روابط تجاری با شرق و غرب، رشد و بالندگی هنرهای تجسمی، عدم رواج تعصبات مذهبی، رشد علوم عقلی و نقلی (به ویژه ادبیات و تاریخ‌نگاری)، از ویژگی‌های بارز دوره ایلخانان است. در دوره اولجایتو مذهب تشیع رواج یافت و حتی او قصد داشت مرقد امامان شیعه را به [[سلطانیه(مزار)|سلطانیه]] منتقل کند <ref>برای آگاهی بیشتر: ابوالقاسم بن حمد الکاشانی. '''''تاریخ اولجایتو'''''. به اهتمام مهین همبلی، تهران: 1348، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.</ref>.


1.    بياني، شيرين. '''''مغولان و حكومت ايلخانان'''''. تهران: 1379، سمت، ص85.
== نیز نگاه کنید به ==


2.    موسوي، مصطفي. «ايلخانيان»، '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: 1380، بنياد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج10، ص704.
* [[مغول ها]]
* [[تیموریان]]
* [[اسماعیلیه]]


3.    مرتضوي، منوچهر. '''''مسائل عصر ايلخانان'''''. تهران: 1370، آگاه، ص20-42.
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


4.    كاشاني، ابوالقاسم. '''''زبدةالتواريخ'''''. تهران: بي نا، 1311، ص207.
== نویسنده مقاله ==
 
امیرحسین ساکت‌اف
5.    ابن‌طقطقي، محمد بن علي. '''''تاريخ فخري'''''. ترجمة محمد وحيد گلپايگاني، تهران: 1360، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ج2، ص448.
[[رده:تاریخ]]
 
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]
6.    وصاف الحضره شيرازي، فضل‌الله بن عبدالله. '''''تاريخ وصاف'''''. چاپ محمدمهدي اصفهاني، بمبئي: 1269، ج1، ص37.
 
7.    همداني، رشيدالدين فضل‌الله. '''''جامع‌التواريخ'''''. به اهتمام بهمن كريمي، تهران: 1338، اقبال، ج3، ص 65.
 
8.    گروسه، رنه. '''''امپراتوري صحرانوردان'''''. ترجمة عبدالحسين ميكده، تهران: 1352، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص 593.
 
9.    اشپولر، بارتولد. '''''تاريخ مغول در ايران'''''. ترجمة محمود ميرآفتاب، تهران: 1351، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص141.
 
10.  ابن‌خلدون. '''''العبر'''''. ترجمة عبدالمحمد آيتي، تهران: 1364، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، ج4، ص592-594.
 
11.  خواندمير، غياث‌الدين. '''''حبيب‌السير'''''. تهران: 1333، كتابخانة خيام، ج3، ص137.
 
12.  بناكتي، فخرالدين ابوسليمان داود. '''''تاريخ بناكتي'''''. به اهتمام جعفر شعار، تهران: 1348، انجمن آثار ملي، ص475.
 
13.  سمرقندي، كمال‌الدين عبدالرزاق. '''''مطلع السعدين و مجمع‌البحرين'''''. به اهتمام عبدالحسين نوايي، تهران: 1353، طهوري، ص78.
 
14.  براي آگاهي بيشتر: جويني، عطاملك. '''''جهانگشاي جويني'''''. تصحيح علامه محمد قزويني، ليدن: 1937، بريل، 3 جلد.
 
15.  براي آگاهي بيشتر: ابوالقاسم بن حمد الكاشاني. '''''تاريخ اولجايتو'''''. به اهتمام مهين همبلي، تهران: 1348، بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
 
 
کورش صالحی

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۳۹

ایلخانان، یا ایلخانیان سلسله حکمرانان مغول، جانشینان چنگیز، در ایران. (حک651-756ق / ؟ م)[۱].

برخی حکومت ایلخانان را از 653ق / 1255م ورود هلاکوخان به سمرقند تا 736ق / 1336م مرگ ابوسعید بهادرخان می‌دانند[۲]. پس از هجوم مغول، ایران زیر نظر خان‌های مغول توسط حکام مغولی اداره می‌شد. پس از چنگیز منگوقاآن هلاکو خان از فرزندان تولی را مأمور تسخیر کامل ایران[۳]، بر انداختن اسماعیلیان و انهدام قلعه‌های آنان و تسلیم کردن رکن‌الدین خورشاه رهبر اسماعیلیان کرد[۴]. وی همچنین با استفاده از اقدام نظامی و ضعف دستگاه خلافت عباسی با تصرف بغداد و کشتن المستعصم‌بالله[۵] در 656ق به حکومت 524 ساله عباسیان در ایران پایان داد[۶]. پیشروی‌های او و جانشینانش در غرب ایران با مقاومت ممالیک مصر[۷] در نبردهایی مانند عین‌جالوت به رهبری الملک‌مظفر به گونه‌ای شکست خورد[۸].

اما هلاکو سلسله ایلخانان (فرستاده خان بزرگ ـ تابع‌خان) را در ایران بنیاد نهاد و در این راه از خدمات دیوانسالاران دانشمندانی مانند عطاملک جوینی و خواجه نصیرالدین توسی بهره‌مند گردید. پس از او اباقاخان ایلخان شد (680-663ق / ؟ م) و تبریز را پایتخت خود کرد. خواجه شمس‌الدین محمد جوینی را وزارت داد. با دختر امپراتور رم شرقی (بیزانس) ازدواج کرد. مادر خودش نیز مسیحی بود از این رو با مسیحیان روابط حسنه‌ای داشت. اما در شرق با براق شاه اولووس جغتایی جنگید. و در غرب با کمک مسیحیان با ممالیک مصر جنگ‌های ناموفقی انجام داد[۹].

احمد تکودار سومین ایلخان با ممالیک مصر صلح کرد و در رقابت با ارغون برای حفظ منصب خود مسلمان شد [۱۰] اما سرانجام ارغون که از مشورت مجدالملک یزدی بهره‌مند بود او را به قتل رساند و این‌گونه دورانی از نابسامانی حکومت آغاز شد. او خواجه شمس‌الدین جوینی- رقیب مجدالملک- را کشت، سعدالدوله یهودی را وزارت داد و از همین زمان علیه ممالیک مصر با پاپ و ادوارد اول شاه انگلیس و فیلیپ لوبل شاه فرانسه روابط سیاسی برقرار کرد. پس از او گیخاتو برادرش به قدرت رسید در سراسر این دوران اوضاع اقتصادی در نهایت ضعف و زوال بود. خواجه صدرالدین احمدخالدی زنجانی برای جبران این وضع پول کاغذی چاو را رایج کرد که باعث بسته شدن بازار و مهاجرت تجار شد[۱۱].

پس از گیخاتو مدتی بایدو ایلخان بود اما از زمان غازان‌خان اصلاحات همه جانبه در اقتصاد و اجتماع ایران نمودار شد، او که مسلمان شده و خود را محمود خوانده بود از اطاعت خان مغول در آمد و بر خود لقب خان داد و با ممالیک مصر نیز درگیری‌هایی داشت. پس از او برادرش اولجایتو محمد خدابنده (703-716ق / ؟ م) به حکومت رسید و بنای شکوهمند گنبد سلطانیه را پی نهاد و مذهب شیعه اختیار کرد[۱۲]. پس از او آخرین ایلخان بزرگ ابوسعید بود. از مصاحبت و مشاورت خواجه رشیدالدین فضل‌الله* مورخ، دانشمند و وزیر برجسته و تاج‌الدین علی‌شاه تبریزی بهره‌مند شد. اما این وزیران نیز در رقابت با یکدیگر به سر بردند.

پس از فوت اولجایتو، مدتی ابوسعید ایلخان بود و از آن پس، قلمرو ایلخانان به دست امرا و شاهزادگان مغولی افتاد و به مرور حکومت‌های محلی مانند، آل‌مظفر،* آل‌چوپان،* آل‌جلایر،* سربداران* و... در گوشه‌ و کنار ایران سر برآوردند[۱۳].ا این‌که تیمور که خود را به مغولان منتسب می‌کرد با تأسیس سلسله تیموریان دوباره قلمرو سیاسی ایران را یکپارچه کرد.

پس از ویرانی‌های آغازین،[۱۴]دورانی از شکوفایی فرهنگی و تمدنی در نیمه‌های دوره ایلخانان به وجود آمد. آثاری مانند، زیج‌ایلخانی، گنبد سلطانیه، ربع رشیدی، رصدخانه مراغه، مساجد زیبا و شکوهمند و متعدد گواه از شکوفایی دانش و هنر در آن دوران و توانایی‌‌های وزیران برجسته و دانشمندان ایرانی دارد. اصلاحات کسانی چون غازان‌خان، علاقه‌مندی به توسعه روابط تجاری با شرق و غرب، رشد و بالندگی هنرهای تجسمی، عدم رواج تعصبات مذهبی، رشد علوم عقلی و نقلی (به ویژه ادبیات و تاریخ‌نگاری)، از ویژگی‌های بارز دوره ایلخانان است. در دوره اولجایتو مذهب تشیع رواج یافت و حتی او قصد داشت مرقد امامان شیعه را به سلطانیه منتقل کند [۱۵].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بیانی، شیرین. مغولان و حکومت ایلخانان. تهران: 1379، سمت، ص85.
  2. موسوی، مصطفی. «ایلخانیان»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1380، بنیاد دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، ج10، ص704.
  3. مرتضوی، منوچهر. مسائل عصر ایلخانان. تهران: 1370، آگاه، ص20-42.
  4. کاشانی، ابوالقاسم. زبدهالتواریخ. تهران: بی نا، 1311، ص207.
  5. ابن‌طقطقی، محمد بن علی. تاریخ فخری. ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران: 1360، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ج2، ص448.
  6. وصاف الحضره شیرازی، فضل‌الله بن عبدالله. تاریخ وصاف. چاپ محمدمهدی اصفهانی، بمبئی: 1269، ج1، ص37.
  7. همدانی، رشیدالدین فضل‌الله. جامع‌التواریخ. به اهتمام بهمن کریمی، تهران: 1338، اقبال، ج3، ص 65.
  8. گروسه، رنه. امپراتوری صحرانوردان. ترجمه عبدالحسین میکده، تهران: 1352، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص 593.
  9. اشپولر، بارتولد. تاریخ مغول در ایران. ترجمه محمود میرآفتاب، تهران: 1351، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص141.
  10. ابن‌خلدون. العبر. ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: 1364، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ج4، ص592-594.
  11. خواندمیر، غیاث‌الدین. حبیب‌السیر. تهران: 1333، کتابخانه خیام، ج3، ص137.
  12. بناکتی، فخرالدین ابوسلیمان داود. تاریخ بناکتی. به اهتمام جعفر شعار، تهران: 1348، انجمن آثار ملی، ص475.
  13. سمرقندی، کمال‌الدین عبدالرزاق. مطلع السعدین و مجمع‌البحرین. به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: 1353، طهوری، ص78.
  14. برای آگاهی بیشتر: جوینی، عطاملک. جهانگشای جوینی. تصحیح علامه محمد قزوینی، لیدن: 1937، بریل، 3 جلد.
  15. برای آگاهی بیشتر: ابوالقاسم بن حمد الکاشانی. تاریخ اولجایتو. به اهتمام مهین همبلی، تهران: 1348، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

امیرحسین ساکت‌اف