پرش به محتوا

کتابخانه های اصفهان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اصفهان، كتابخانه‌های''' استان اصفهان در مركز كشور قرار دارد و از شمال به استان‌های مركزی، قم، و سمنان؛ از جنوب به استان‌های فارس و كهگیلویه و بویراحمد؛ از شرق به استان‌های خراسان و یزد؛ و از غرب به استان‌های لرستان و چهارمحال و بختیاری مح...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''اصفهان، كتابخانه‌های'''
=== اصفهان ===
استان [[اصفهان]] در مرکز کشور قرار دارد و از شمال به استان‌های [[استان مرکزی|مرکزی]]، [[قم]]، و [[سمنان]]؛ از جنوب به استان‌های [[استان فارس|فارس]] و [[استان کهگیلویه و بویراحمد|کهگیلویه و بویراحمد]]؛ از شرق به استان‌های خراسان و [[یزد]]؛ و از غرب به استان‌های [[استان لرستان|لرستان]] و [[استان چهارمحال و بختیاری|چهارمحال و بختیاری]] محدود است. جمعیت استان (طبق آمار سال 1375) 3923255 نفر و مساحت آن 105937 کیلومترمربع است.


استان اصفهان در مركز كشور قرار دارد و از شمال به استان‌های مركزی، قم، و سمنان؛ از جنوب به استان‌های فارس و كهگیلویه و بویراحمد؛ از شرق به استان‌های خراسان و یزد؛ و از غرب به استان‌های لرستان و چهارمحال و بختیاری محدود است. جمعیت استان (طبق آمار سال 1375) 3923255 نفر و مساحت آن 105937 كیلومترمربع است.
استان اصفهان دارای 17 شهرستان، 60 شهر، 37 بخش، و 116 دهستان بوده و مرکز آن، شهر [[اصفهان]] است. شهرستان‌های استان عبارت است از: [[اصفهان]]، اردستان، برخوار و میمه، خمینی‌شهر، خوانسار، سمیرم، شهرضا، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، کاشان، گلپایگان، لنجان، مبارکه، نایین، نجف‌آباد، و نطنز (21: [29]؛ 22: پانزده، شانزده).


=== تاریخچه ===
استان [[اصفهان]] از کهن‌ترین کانون‌های تمدن در سرزمین [[کشور ایران|ایران]] است. تپه‌های سیلگ در نزدیکی کاشان، خاستگاه یکی از نخستین تمدن‌های بشری بوده است. گریشمن، باستان‌شناس معروف فرانسوی که تپه‌های تاریخی سیلگ را از 1311 تا 1316 ش. حفاری کرده، می‌نویسد: "کاوش‌های منطقه سیلگ، وجود یک تمدن طولانی بومی را در نظر ما آشکار می‌نماید که بدون انقطاع از هزاره هفتم تا سده‌های آخر هزاره چهارم پیش از میلاد ادامه داشته است". همچنین با مطالعه الواح عیلامی کشف‌شده در این منطقه، تاریخ پیدایش خط را به سه تا دو هزار و پانصد سال پیش تخمین زده‌اند (26:48).


استان اصفهان دارای 17 شهرستان، 60 شهر، 37 بخش، و 116 دهستان بوده و مركز آن، شهر اصفهان است. شهرستان‌های استان عبارت است از: اصفهان، اردستان، برخوار و میمه، خمینی‌شهر، خوانسار، سمیرم، شهرضا، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، كاشان، گلپایگان، لنجان، مباركه، نایین، نجف‌آباد، و نطنز (21: [29]؛ 22: پانزده، شانزده).
شهر [[اصفهان]] نیز از جمله شهرهای باستانی [[کشور ایران|ایران]] است. برخی مورخان بنای این شهر را به تهمورث، سومین پادشاه سلسله پیشدادیان، نسبت داده‌اند (6:12؛ 32: ج 1، ص هجده). این شهر در زمان [[هخامنشیان]] به نام "گابا" یا "گِیْ" معروف بوده که پس از اسلام، اعراب آن را "جِیْ" نامیده‌اند (32: ج 1، ص نوزده؛ 1:51). [[اصفهان]]، در منابع تاریخی و جغرافیایی، به نام‌های اسپادان (بطلمیوسی)، سپاهان (پهلوی)، اصبهان (عربی)، و [[اصفهان]] ([[عربی]] و [[فارسی]] کنونی) آمده که به احتمال فراوان، اصل کلمه، پهلوی است. به نوشته برخی اسطوره‌شناسان و مورخان گذشته، کاوه آهنگر از اهالی فریدن [[اصفهان]] بوده و یاران او نیز اصفهانی بوده‌اند (32: ج ،1 ص بیست‌ویک). استرابون (63 ق.م. - 20 م.)، مورخ نامدار رومی، اصفهان را از شهرهای مهم [[کشور ایران|ایران]] در زمان [[هخامنشیان]] (559-330 ق.م.) می‌داند؛ اما طبری و حمزه اصفهانی، از مورخان معروف مسلمان، بنای [[اصفهان]] را توسط اسکندر مقدونی (356-323 ق.م.) دانسته‌اند (32: ج 1، ص بیست؛ 14:51).


[[اصفهان]] در دوره [[ساسانیان]] ولیعهدنشین و مرکز تجمع سپاه (اسپاهان) بوده و به‌منزله دژ مستحکمی به‌شمار می‌رفته و شاید به همین سبب یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، پس از شکست خوردن از سپاه [[اسلام]]، مدتی را در [[اصفهان]] به‌سر برد (4:51). وجود آتشگاه معروف بر روی قله کوه منفرد در غرب شهر [[اصفهان]]، نشانه شکوه و آبادانی این شهر در دوره [[ساسانیان]] است (5:51-8). مسعودی در مروج‌الذّهب، این آتشگاه را یکی از هفت آتشگاه بزرگ زرتشتیان قبل از اسلام دانسته که تا زمان وی نزد زرتشتیان مقدس بوده است (12: 6؛ 41: ج 1، ص 589).


ابن ندیم در کتاب الفهرست، از قول ابومعشر بلخی ( -272 ق.)، درباره عشق و علاقه پادشاهان باستانی [[کشور ایران|ایران]] در حفظ و صیانت دانش، کتاب، و کتابخانه، مطالبی نقل می‌کند. بلخی از قول فردی مطلع و مطمئن می‌گوید که در سال 250ق.، قسمتی از دژ "سارویه جی" [[اصفهان]] خراب شد. گمان نمی‌رفت که در آنجا اتاق و جای سکونتی باشد، لکن انباری پدیدار شد که در آن کتاب‌های بسیاری به‌دست آمد که کسی به خواندن آنها آشنا نبود. به گفته بلخی، وی مجلداتی از این کتاب‌ها را دیده بود و ابن عمید نیز آنها را برای ترجمه به بیت‌الحکمه در بغداد فرستاد که یکی از مترجمان، یوحنّای مسیحی بود. از جمله آثار کشف‌شده در آن دژ، نامه یکی از پادشاهان باستانی [[کشور ایران|ایران]] بدین مضمون بود:<blockquote>
در روزگار تهمورث، اخترشناسان از آینده خبر دادند که با فرو باریدن باران‌های پی‌درپی و فراوان در غرب، توفانی سهمناک برپا خواهد شد و زمان آن دویست و سی‌ویک سال و سیصد روز پس از نخستین روز پادشاهی تهمورث خواهد بود. تهمورث شاه که از دوستداران دانش، و خود از دانش‌پژوهان با فرّ و فرهنگ بود، بیمناک شد که مبادا این بلا از غرب به شرق کشیده شود و سرزمین‌های شرق نیز آسیب ببیند؛ پس کارشناسان و بنّایان را فراخواند و فرمان داد تا جست‌وجو نمایند که هر جا از آسیب زلزله و رطوبت مصون است، برگزینند و برای پاسداری از دانش‌های نیاکان در آنجا دژی بسازند. بنّایان و کارآگاهان، سارویه جی [[اصفهان]] را پسندیدند و دژ سارویه را ساختند. آنگاه فرمان داد تا در آن دژ، جایی زرّین بنا کنند و آنچه از دانش‌های گوناگون که در گنج‌خانه او بود و بر پوست توز نوشته بودند، در آن محل زرّین جای دادند تا از آسیب توفان در امان بماند و پس از فرونشستن توفان، مردمان از دانش‌های گذشتگان بهره‌یاب گردند.</blockquote>


فهرست


۱            تاریخچه
ابن ندیم می‌نویسد که من خود در سال 342 ق. این کتاب‌ها را دیده‌ام و چنان‌که گفته‌اند، آنها بسیار گندزا بودند و تا یک سال، کسی از بوی بدشان نمی‌توانست بدانها نزدیک شود (3: 438-440؛ 49: 14-15).


۲            كتابخانه‌های مساجد و اماكن مذهبی
[[اصفهان]] در سال‌های 19 تا 23 ق. توسط اعراب مسلمان فتح شد (6: ج 1، ص 162؛ 32: ج 1، ص بیست‌وچهار؛ 51: 10،11). در آن زمان، [[اصفهان]] از دو منطقه جیْ و یهودیّه تشکیل می‌شد که در منطقه یهودیّه، گروه بزرگی از [[یهودیان]] زندگی می‌کردند (6: ج 1، ص 162؛ 51: 16-19). به نوشته [[ابوریحان بیرونی]] در آثارالباقیه و نیز یاقوت در معجم‌البلدان، بخت‌النّصر (604-526 ق.م.)، پادشاه بابل، پس از فتح اورشلیم، یهودیان این شهر را اسیر کرد و به بابل برد. اما گروهی از آنان را در کنار جی ـ که بعداً یهودیّه خوانده شد ـ اسکان داد (12: 7، 8)، اما ابونُعیم اصفهانی در ذکر اخبار [[اصفهان]]، تأسیس یهودیّه را در اواخر حکومت منصور عباسی (136-158 ق.) می‌داند (129:4).


۳            كتابخانه‌های مدارس دینی
استان [[اصفهان]]، به‌ویژه مرکز آن، شهر [[اصفهان]]، در دوره اسلامی بارها مراحل شکوه و عظمت و اقتدار، و نیز افول و انحطاط سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی را آزموده است. در جریان این فراز و فرود تاریخی، کتابخانه‌ها به‌عنوان نماد علم و دانش، رشد و گسترش فراوان یافتند و بارها نیز دستخوش غارت، ویرانی، و آتش‌سوزی گردیدند.


۴            كتابخانه‌های شخصی و خاندانی
عواملی که موجب شکوفایی و گسترش کتابخانه‌های این استان در دوران اسلامی گردید عبارت است از:


۵            كتابخانه‌های عمومی
# تشویق اسلام به کسب علم و دانش و ارج گذاشتن به مقام علما و دانشمندان و اهتمام تازه‌مسلمانان، از جمله ایرانیان به فراگیری قرآن کریم، احادیث و روایات، و احکام دینی.
# مرکزیت [[اصفهان]] در دوران سلسله‌های آل بویه، سلاجقه، و [[صفویان|صفویه]] و پایتختی [[اصفهان]] در زمان سلاجقه و صفویه، و توجه خاص پادشاهان این دو سلسله به [[اصفهان]]، سبب شکوه، آبادانی، ثروت، و عظمت این شهر شد. بسیاری از علما، ادبا، دانشمندان، و هنرمندان در این دوران، روی به این شهر آوردند و به رونق و شکوه فرهنگی آن افزودند؛ چنان‌که ابوبکر محمدبن ثابت خجندی ( 483 ق.)، از علمای مرو، که خاندان دانشمند خجندی (خجندیان یا آل خجند) از اعقاب اویند، به خواهش خواجه نظام‌الملک طوسی به [[اصفهان]] رفت و در مدرسه نظامیه این شهر تدریس کرد (2: ج 1، ص 694). همچنین صدرالدین محمد تُرکه اصفهانی، از علما و حکمای بزرگ نیمه دوم سده هفتم و نیمه اول سده هشتم هجری از ترکستان به اصفهان مهاجرت کرد و در این شهر ساکن گردید و خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، وزیر دانشمند غازان خان، ارادتی خاص به او داشته است. خاندان وی (آل تُرکه) در حدود 400 تا 450 سال و تا اواخر سلسله صفوی، در ایران، به‌ویژه اصفهان، مصدر خدمات فرهنگی بوده‌اند (14: 623 - 624).به خواهش پادشاهان صفوی، گروه کثیری از علما و فقهای شیعه جبلâ عامل، عراق، و بحرین به شهرهای ایران از جمله اصفهان آمدند که مورد احترام و تکریم فراوان پادشاهان و مردم قرار گرفتند. یکی از پژوهشگران معاصر راجع به خدمات فرهنگی علمای مهاجر جبل عامل به ایران می‌نویسد: "کتاب‌های زیادی در این زمان در زمینه‌های مختلف دانش‌های شیعی ]توسط علمای جبل عامل[ به رشته تحریر در آمد که بسیاری از آنها به‌صورت نسخه‌های دستنوشته در کتابخانه‌های ایران و دیگر کشورهای جهان پراکنده است. شمار این کتاب‌ها به اندازه‌ای است که ارائه فهرستی از نام‌های آنها و نگارندگانشان، از حوصله این پژوهش بیرون است". وی یکی دیگر از خدمات فرهنگی آنها را بنیان‌گذاری کتابخانه آستان قدس رضوی* برشمرده است (16: 13-16؛ 167:30، 168).
# وزرای دانشمند و با کفایتی چون ابن‌عمید ( -360 ق.)، صاحب‌بن عَبّاد (326-385 ق.)، ابن سینا (370-428 ق.)، ابن مسکویه ( -420 ق.)، میرزا رفیع‌الدین محمد صدر ( -1034ق.)، میرزا حبیب‌الله صدر ( -1060 ق.)، و سلطان‌العلما خلیفه سلطان (1001-1064 ق.) در این شهر وزارت یافتند (10: ج 4، ص 341-343؛ 19: ج 8، ص 144 -154؛ 32: ج 1، ص سی‌وپنج).صاحب‌بن عبّاد به‌مدت 19 سال (341-360 ق.) در اصفهان، سمت کاتب و 6 سال نیز وزارت مؤیدالدوله دیلمی را برعهده داشت. در این مدت وی عمارات متعددی در این شهر بنا کرد و بر شکوه و آبادانی آن افزود. اهل فضل و ادب دور او گرد آمدند و از کمک‌های مادی و حمایت‌های وی برخوردار شدند و شهر به مجمع دانشمندان و ادبا تبدیل گردید (15:12، 16؛ 32: ج 1، ص سی‌وسه؛ 43: ج 5، ذیل "صاحب"). صاحب، هر سال پنجاه‌هزار دینار به بغداد می‌فرستاد تا بر علما، فقها، شعرا، قرّا، سادات، و صلحا تقسیم کنند (771:35). همچنین غیاث‌الدین منصور شیرازی، میرزا رفیع‌الدین محمد صدر، میرزا حبیب‌الله صدر، و سلطان‌العلماء، خود از حکما، علما، و دانشمندان زمان خویش بودند و از این رو، احترام علما و دانشمندان را نگاه می‌داشتند و در تکریم و توقیر ایشان می‌کوشیدند. قصایدی که ملاّ عبدالرزاق لاهیجی ( -1072 ق.) در مدح این سه تن سروده، مؤید همین نظر است (19: ج 8، ص 145-158).
# علما و دانشمندانی که غالباً از دیگر شهرها به اصفهان مهاجرت کردند، علم و دانش را در خاندان خویش به میراث گذاشتند و خاندان‌های علمی فراوانی پدید آوردند که اخلاف آنان، میراث معنوی سرسلسله خود و نیز میراث مکتوب (کتابخانه) خاندان کهن و سرشناس خویش را پاسداری می‌کردند (624:14). عمر این خاندان‌های علمی، گاه به چند قرن می‌رسید که بعضی از آنها هنوز به حیات معنوی خویش ادامه می‌دهند. یکی از محققان معاصر، نام و شرح حال 46 خاندان علمی اصفهان را از قرن پنجم تا چهاردهم به اجمال برشمرده است (47: ج 1، ص 395-553). بسیاری از این خاندان‌ها، کتابخانه‌هایی داشتند که علاوه بر استفاده افراد عالم و دانشمند خود، دیگر علاقه‌مندان نیز می‌توانستند از مجموعه آن استفاده کنند که کتابخانه خجندیان یا آل خجند در قرن ششم و کتابخانه شیخ نجیب رضا در قرن یازدهم از آن زمره است (28:28). علاوه بر آن، بسیاری از علما و ادبا، از خوانِ کرم و نعمت این خاندان‌ها برخوردار بودند که بذل و بخشش صدرالدین خجندی ( ـ552 ق.) در حق شعرا و دانشمندان، معروف است (23:28).
# اهتمام پادشاهان، شاهزادگان و بزرگان سلسله‌های ایرانی، به‌ویژه صفوی، و دیگر اعیان و افراد مؤمن و متمول به امور خیریه و وقف، سبب احداث، تعمیر، و یا مرمت صدها باب مسجد، مدرسه، و جز آن گردید که اغلب آنها کتابخانه داشتند و در طول زمان رو به گسترش نهادند (26: 84-89).


۶            كتابخانه‌های كودكان و نوجوانان
با این همه، عوامل متعددی موجب از میان رفتن شکوه و اعتبار، و حتی ویرانی اصفهان و به تبع آن ویرانی کتابخانه‌ها و نابودی کتاب‌ها و در نتیجه کاهش چشمگیر تعداد کتابخانه‌های استان در طول قرون گردیده که از میان آنها می‌توان به عوامل زیر اشاره کرد :


۷            كتابخانه‌های آموزشگاهی
1. آشوب‌های مذهبی فراوانی که از قرن چهارم تا قرن دهم (ظهور صفویه) و از آن پس تا اوایل قرن چهاردهم گهگاه در اصفهان و دیگر شهرهای استان روی می‌داد، سبب کشته شدن بسیاری از مردم و نابودی بازارها، خانه‌ها، مساجد، مدارس، و کتابخانه‌های پیروان مذاهب می‌گردید. این درگیری‌های خونین که از سال 345 ق. و با نزاع میان سنّیان و شیعیان اصفهان شروع شد، بارها به‌صورت‌های گوناگون ادامه یافت که می‌توان به این موارد اشاره کرد: قتل عام شافعی‌ها و حنفی‌ها توسط باطنی‌ها (اسماعیلیه) در 494 ق. و در مقابل، آتش‌زدن باطنی‌ها، کشتار باطنی‌ها در 511 ق.، درگیری‌های خونین میان شافعی‌ها و حنفی‌ها در سال‌های 542 ق.، 560 ق.، 582 ق.، و 633 ق.، چنان‌که در سال 542 ق. به تحریک حاکم اصفهان، حنفی‌ها، مدرسه خجندیان را - که متعلق به شافعی‌ها بود ـ غارت کردند و کتابخانه معتبر آن را به آتش کشیدند (14:28، 28؛ 219:34، 220). سپس در طول حکومت صفویه و پس از آن، جنگ حیدری و نعمتی و متشرعه و صوفیه، بعضاً موجب ویرانی و نابودی کتابخانه‌ها گردید؛


۸            كتابخانه‌های تخصصی


۹            كتابخانه‌های دانشگاهی
2. هجوم لشکریان دشمن، بارها موجب ویرانی شهر و قتل عام مردم گردید که می‌توان به حمله سپاه مغول در سال 633 ق.، کشتار 70000 نفر از مردم اصفهان در سال 789 ق. توسط امیر تیمور، سرکوب شورش و قتل عام مردم اصفهان به‌دست جهانشاه قراقویونلو ( ـ872 ق.)، و سرانجام سقوط اصفهان در محرم 1135 ق. به‌دست افاغنه یاد کرد. در واقعه اخیر هزاران نفر از شاهزادگان، امرای لشکر، و بزرگان صفوی، و نیز گروه کثیری از مردم و علمای شیعه به‌قتل رسیدند و مساجد و مدارس دینی متعددی با کتابخانه‌ها و مجموعه‌هایشان به‌کلی از میان رفت یا غارت شد که از جمله می‌توان از کتابخانه سلطنتی، کتابخانه مدرسه ملاّعبدالله، کتابخانه مدرسه آقا کمال خازن، و کتابخانه شخصی و مهم حزین لاهیجی نام برد (5: ج 2، ص 217-219؛ 13: 303-310؛ 15: 187؛ 47: ج 2، ص 340، 347، 348)؛


۱۰         مآخذ:


تاریخچه
3. از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول صفوی (907 ق.) تا سقوط اصفهان و برچیده شدن این سلسله (1135 ق.)، صدها نفر از شعرا، علما، هنرمندان، و دانشمندان ایرانی به‌سبب سخت‌گیری‌های مذهبی و سیاسی صفویان، و یا انگیزه‌های شخصی و سایر ملاحظات به هند، عثمانی، و ماوراءالنهر مهاجرت کردند و به خدمت دربار و پادشاهان این کشورها در آمدند (7: 169-186؛ 38: ج 1، ص چهار ـ پنج). احمد گلچین معانی، شرح حال 745 شاعر را که در طول سلسله صفوی به هند مهاجرت کردند، به‌تفصیل آورده است (38: ج 1، ص چهار ـ پنج). تعداد قابل توجهی از آنان از مشاهیر این استان هستند و یا از دربار پادشاهان، شاهزادگان، و بزرگان صفوی در اصفهان، رخت سفر به‌سوی دیار غربت بربستند. بنا به رسم معمول، بسیاری از آنان صاحب کتابخانه یا مجموعه‌های شخصی بوده‌اند و احتمال فراوان می‌توان داد که بسیاری از آثار و مجموعه‌های شخصی نیز همراه آنها، به آن سرزمین‌ها منتقل شده باشد؛


استان اصفهان از كهن‌ترین كانون‌های تمدن در سرزمین ایران است. تپه‌های سیلگ در نزدیكی كاشان، خاستگاه یكی از نخستین تمدن‌های بشری بوده است. گریشمن، باستان‌شناس معروف فرانسوی كه تپه‌های تاریخی سیلگ را از 1311 تا 1316 ش. حفاری كرده، می‌نویسد: "كاوش‌های منطقه سیلگ، وجود یك تمدن طولانی بومی را در نظر ما آشكار می‌نماید كه بدون انقطاع از هزاره هفتم تا سده‌های آخر هزاره چهارم پیش از میلاد ادامه داشته است". همچنین با مطالعه الواح عیلامی كشف‌شده در این منطقه، تاریخ پیدایش خط را به سه تا دو هزار و پانصد سال پیش تخمین زده‌اند (26:48).


4. در جریان حمله افغان و پس از آنکه اصفهان دستخوش ویرانی و ناامنی گردید، گروه زیادی از علمای برجسته شهرهای ایران، از جمله اصفهان، رحل اقامت در عتبات افکندند و حوزه‌های دینی آنجا را قوت بخشیدند. احتمال دارد که در جریان این مهاجرت، بخشی از مجموعه‌های شخصی و خاندانی استان که از فتنه افغان مصون مانده بود، بدانجا انتقال یافته باشد؛


شهر اصفهان نیز از جمله شهرهای باستانی ایران است. برخی مورخان بنای این شهر را به تهمورث، سومین پادشاه سلسله پیشدادیان، نسبت داده‌اند (6:12؛ 32: ج 1، ص هجده). این شهر در زمان هخامنشیان به نام "گابا" یا "گِیْ" معروف بوده كه پس از اسلام، اعراب آن را "جِیْ" نامیده‌اند (32: ج 1، ص نوزده؛ 1:51). اصفهان، در منابع تاریخی و جغرافیایی، به نام‌های اسپادان (بطلمیوسی)، سپاهان (پهلوی)، اصبهان (عربی)، و اصفهان (عربی و فارسی كنونی) آمده كه به احتمال فراوان، اصل كلمه، پهلوی است. به نوشته برخی اسطوره‌شناسان و مورخان گذشته، كاوه آهنگر از اهالی فریدن اصفهان بوده و یاران او نیز اصفهانی بوده‌اند (32: ج ،1 ص بیست‌ویك). استرابون (63 ق.م. - 20 م.)، مورخ نامدار رومی، اصفهان را از شهرهای مهم ایران در زمان هخامنشیان (559-330 ق.م.) می‌داند؛ اما طبری و حمزه اصفهانی، از مورخان معروف مسلمان، بنای اصفهان را توسط اسكندر مقدونی (356-323 ق.م.) دانسته‌اند (32: ج 1، ص بیست؛ 14:51).


5. بخشی از مجموعه‌ها و کتابخانه‌های شخصی و خاندانی به مرور زمان میان افراد خاندان تقسیم و پراکنده گردید یا پس از فوت صاحب آن، به‌حراج گذاشته شد. کتابخانه خاندان خاتون‌آبادی و مجلسی، و نیز کتابخانه‌های شخصی حاج محمد ابراهیم قزوینی، حاج میرزا یحیی مستوفی و دیگران به همین سرنوشت دچار گردید (47: ج 2، ص 352-357؛ 50: ج 2، ص 179)؛


اصفهان در دوره ساسانیان ولیعهدنشین و مركز تجمع سپاه (اسپاهان) بوده و به‌منزله دژ مستحكمی به‌شمار می‌رفته و شاید به همین سبب یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، پس از شكست خوردن از سپاه اسلام، مدتی را در اصفهان به‌سر برد (4:51). وجود آتشگاه معروف بر روی قله كوه منفرد در غرب شهر اصفهان، نشانه شكوه و آبادانی این شهر در دوره ساسانیان است (5:51-8). مسعودی در مروج‌الذّهب، این آتشگاه را یكی از هفت آتشگاه بزرگ زرتشتیان قبل از اسلام دانسته كه تا زمان وی نزد زرتشتیان مقدس بوده است (12: 6؛ 41: ج 1، ص 589).


6. سرانجام، دوران آشفته سیاسی پس از صفویه و انتقال پایتخت از اصفهان به تهران در دوره قاجاریه، سبب کاهش اعتبار سیاسی و فرهنگی شهر اصفهان و کم‌توجهی دربار و دولت به آن گردید.


ابن ندیم در كتاب الفهرست، از قول ابومعشر بلخی ( -272 ق.)، درباره عشق و علاقه پادشاهان باستانی ایران در حفظ و صیانت دانش، كتاب، و كتابخانه، مطالبی نقل می‌كند. بلخی از قول فردی مطلع و مطمئن می‌گوید كه در سال 250ق.، قسمتی از دژ "سارویه جی" اصفهان خراب شد. گمان نمی‌رفت كه در آنجا اتاق و جای سكونتی باشد، لكن انباری پدیدار شد كه در آن كتاب‌های بسیاری به‌دست آمد كه كسی به خواندن آنها آشنا نبود. به گفته بلخی، وی مجلداتی از این كتاب‌ها را دیده بود و ابن عمید نیز آنها را برای ترجمه به بیت‌الحكمه* در بغداد فرستاد كه یكی از مترجمان، یوحنّای مسیحی بود. از جمله آثار كشف‌شده در آن دژ، نامه یكی از پادشاهان باستانی ایران بدین مضمون بود:


کتابخانه‌های مساجد و اماکن مذهبی


"در روزگار تهمورث، اخترشناسان از آینده خبر دادند كه با فرو باریدن باران‌های پی‌درپی و فراوان در غرب، توفانی سهمناك برپا خواهد شد و زمان آن دویست و سی‌ویك سال و سیصد روز پس از نخستین روز پادشاهی تهمورث خواهد بود. تهمورث شاه كه از دوستداران دانش، و خود از دانش‌پژوهان با فرّ و فرهنگ بود، بیمناك شد كه مبادا این بلا از غرب به شرق كشیده شود و سرزمین‌های شرق نیز آسیب ببیند؛ پس كارشناسان و بنّایان را فراخواند و فرمان داد تا جست‌وجو نمایند كه هر جا از آسیب زلزله و رطوبت مصون است، برگزینند و برای پاسداری از دانش‌های نیاكان در آنجا دژی بسازند. بنّایان و كارآگاهان، سارویه جی اصفهان را پسندیدند و دژ سارویه را ساختند. آنگاه فرمان داد تا در آن دژ، جایی زرّین بنا كنند و آنچه از دانش‌های گوناگون كه در گنج‌خانه او بود و بر پوست توز نوشته بودند، در آن محل زرّین جای دادند تا از آسیب توفان در امان بماند و پس از فرونشستن توفان، مردمان از دانش‌های گذشتگان بهره‌یاب گردند".
نخستین مسجد این استان، "جامع عتیق" نام داشت که در محل آتشکده‌ای در اصفهان بنا گردید (47: ج 1، ص 8) و سپس مسجد دیگری در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) (35-40 ق.) در این شهر ساخته شد که ظاهراً همان مسجد شعیای نبیّ (ع) است (108:4؛ 522:51). سپس مساجد متعدد دیگری در این شهر و سایر شهرهای استان ساخته شد. به نوشته مافرّوخی در کتاب محاسن اصفهان، مسجد جامع عتیق در زمان هارون‌الرشید (170-193 ق.) گسترش یافت و در سال 309 ق. در زمان خلافت مقتدر عباسی، "ابوعلی‌بن رستم بر ساختمان مسجد افزایش داد که چهار خانقاه ]شد[ به چهار حدّ و هر حدّی رواقی داشت... و برابر رواق، کتابخانه و حجرات و مخزن‌های کتب به‌همت استاد ابوالعباس ضُبّی احداث شد. در آن کتابخانه، از کتب معتبره نفیسه و مجلداتی از غریب حدیث و اسرار تفسیر و نحو و لغت و اشعار منتخب و سنن انبیا و خلفا و سِیَر ملوک و علما، و از علوم پیشینیان، منطق و ریاضی و طبیعی و الهی گذارده بودند" (12: 110-111). به نوشته ابن اثیر، کتابخانه نفیس مسجد جامع که فهرستی مشتمل بر سه مجلد قطور داشت، در سال 514 ق. یا 515 ق.، همراه با مسجد و مدارس پیوسته بدان، توسط اسماعیلیه، طعمه حریق شد (111:12؛ 23:26؛ 25:29). مسجد جامع جورجیر یا مسجد جامع صغیر نیز که به نوشته، مافرّوخی توسط صاحب‌بن عبّاد در اصفهان بنا شد، خانقاه، کتابخانه، مَدْرَس، و مجلس ادبی داشته است که از این مسجد، هم‌اکنون تنها سردری به جا مانده است (32: ج 1، ص سی و شش، سی و هفت).




ابن ندیم می‌نویسد كه من خود در سال 342 ق. این كتاب‌ها را دیده‌ام و چنان‌كه گفته‌اند، آنها بسیار گندزا بودند و تا یك سال، كسی از بوی بدشان نمی‌توانست بدانها نزدیك شود (3: 438-440؛ 49: 14-15).
کتابخانه خانقاه شیخ ابومسعود، احمدبن فرات رازی نیز از کتابخانه‌های معتبر قرن سوم به بعد بوده است. وی از عرفای نامدار قرن سوم هجری بود که در اصفهان اقامت داشت و پس از اینکه درگذشت خانقاهی بر مزارش بنا کردند. به نوشته ابوصالح عبدالرحمن شهرستانی، که از شاگردان خاصّ او بوده، کتابخانه خانقاه، از نفیس‌ترین کتابخانه‌های ایران بوده است. این کتابخانه تا سال 1264 ق. پا بر جا بود تا اینکه در این سال، به‌سبب مخالفت‌های صدرالدین جبلâ عاملی، از علمای شیعه لبنان، با صوفیه، نفایس خانقاه از جمله کتاب‌های آن به تاراج رفت (50: ج 2، ص 41، 42).




اصفهان در سال‌های 19 تا 23 ق. توسط اعراب مسلمان فتح شد (6: ج 1، ص 162؛ 32: ج 1، ص بیست‌وچهار؛ 51: 10،11). در آن زمان، اصفهان از دو منطقه جیْ و یهودیّه تشكیل می‌شد كه در منطقه یهودیّه، گروه بزرگی از یهودیان زندگی می‌كردند (6: ج 1، ص 162؛ 51: 16-19). به نوشته ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه و نیز یاقوت در معجم‌البلدان، بخت‌النّصر (604-526 ق.م.)، پادشاه بابل، پس از فتح اورشلیم، یهودیان این شهر را اسیر كرد و به بابل برد. اما گروهی از آنان را در كنار جی ـ كه بعداً یهودیّه خوانده شد ـ اسكان داد (12: 7، 8)، اما ابونُعیم اصفهانی در ذكر اخبار اصفهان، تأسیس یهودیّه را در اواخر حكومت منصور عباسی (136-158 ق.) می‌داند (129:4).
از قرن چهارم به بعد که محل آموزش و درس و بحث، از مساجد به مدارس منتقل شد، کتابخانه‌های مساجد به‌تدریج از رونق افتاد و در عوض کتابخانه‌های مدارس، اهمیت و اعتبار و گسترش روزافزونی یافت.




استان اصفهان، به‌ویژه مركز آن، شهر اصفهان، در دوره اسلامی بارها مراحل شكوه و عظمت و اقتدار، و نیز افول و انحطاط سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی را آزموده است. در جریان این فراز و فرود تاریخی، كتابخانه‌ها به‌عنوان نماد علم و دانش، رشد و گسترش فراوان یافتند و بارها نیز دستخوش غارت، ویرانی، و آتش‌سوزی گردیدند.
در آغاز قرن یازدهم هجری و همزمان با گسترش روابط سیاسی ایران و اروپا، گروه عظیمی از ارامنه جلفا به دستور شاه عباس اول صفوی (996-1038 ق.) به اصفهان کوچانده شدند و کلیسای وانک در محله جلفای اصفهان برای آنها ساخته شد که از همان آغاز دارای کتابخانه بود. در این کتابخانه نسخه‌های خطی ارمنی مربوط به قرون هفتم و هشتم هجری به بعد نگاهداری می‌شد که هم‌اکنون نیز موجود است (50: ج 2، ص 139). علاوه بر آن، حدود 25000 جلد کتاب چاپی به زبان‌های ارمنی، فارسی، انگلیسی، و جز آن نگهداری می‌شود (1:33).




عواملی كه موجب شكوفایی و گسترش كتابخانه‌های این استان در دوران اسلامی گردید عبارت است از:
از حمله مغول بدین سو، به‌ویژه در دوران سلسله‌های شیعی صفویه و قاجاریه، اطلاع زیادی از وجود کتابخانه‌های مساجد در دست نیست. یکی از علت‌های آن را می‌توان توجه ویژه پادشاهان و بزرگان این دو سلسله به اماکن مقدس مذهبی و وقف مجموعه‌های شخصی به آستانه‌های حضرت رضا (ع)، حضرت معصومه (س)، و نیز بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی و سایر اماکن مقدس مذهبی دانست.




1. تشویق اسلام به كسب علم و دانش و ارج گذاشتن به مقام علما و دانشمندان و اهتمام تازه‌مسلمانان، از جمله ایرانیان به فراگیری قرآن كریم، احادیث و روایات، و احكام دینی.
تا پایان نیمه اول سال 1378 ش.، در مجموع، 66 واحد کتابخانه با مجموعه 126540 جلد و در حدود 13000 نفر عضو، در سطح مساجد شهرستان‌های استان فعالیت داشته‌اند که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: اصفهان (36 واحد با مجموعه 96440 جلد و 6112 نفر عضو)، اردستان (2 واحد)، خمینی‌شهر (یک واحد با مجموعه 8000 جلد و 500 نفر عضو)، شهرضا (یک واحد با مجموعه 1800 جلد و 54 نفر عضو)، فلاورجان (یک واحد با مجموعه 600 جلد و 45 نفر عضو)، کاشان (5 واحد با مجموعه 13000 جلد و 1412 نفر عضو)، گلپایگان (یک واحد با 113 نفر عضو)، نایین (یک واحد با مجموعه 2000 جلد و 150 نفر عضو)، نجف‌آباد (یک واحد با مجموعه 3500 جلد و 3000 نفر عضو)، و نطنز (2 واحد با مجموعه 1200 جلد و 1265 نفر عضو) (1:39).




2. مركزیت اصفهان در دوران سلسله‌های آل بویه، سلاجقه، و صفویه و پایتختی اصفهان در زمان سلاجقه و صفویه، و توجه خاص پادشاهان این دو سلسله به اصفهان، سبب شكوه، آبادانی، ثروت، و عظمت این شهر شد. بسیاری از علما، ادبا، دانشمندان، و هنرمندان در این دوران، روی به این شهر آوردند و به رونق و شكوه فرهنگی آن افزودند؛ چنان‌كه ابوبكر محمدبن ثابت خجندی ( ـ 483 ق.)، از علمای مرو، كه خاندان دانشمند خجندی (خجندیان یا آل خجند) از اعقاب اویند، به خواهش خواجه نظام‌الملك طوسی به اصفهان رفت و در مدرسه نظامیه این شهر تدریس كرد (2: ج 1، ص 694). همچنین صدرالدین محمد تُركه اصفهانی، از علما و حكمای بزرگ نیمه دوم سده هفتم و نیمه اول سده هشتم هجری از تركستان به اصفهان مهاجرت كرد و در این شهر ساكن گردید و خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، وزیر دانشمند غازان خان، ارادتی خاص به او داشته است. خاندان وی (آل تُركه) در حدود 400 تا 450 سال و تا اواخر سلسله صفوی، در ایران، به‌ویژه اصفهان، مصدر خدمات فرهنگی بوده‌اند (14: 623 - 624).
کتابخانه‌های مدارس دینی


بر اساس منابع موجود تاریخی، کهن‌ترین کتابخانه‌های مدارس استان، کتابخانه‌های مدارس شرفیه، عزیزیه، صفویه، و مجدیه در قرن ششم در شهر کاشان بوده و به شیعیان تعلق داشته است. عبدالجلیل قزوینی (505 ـ بعد از 585 ق.)، متکلم معروف شیعی در کتاب معروف خود به نام النقض، از کتابخانه‌های آن مدارس یاد کرده و دو تن از استادان آنها را برشمرده است (35: ؛775 79:48-81؛ 50: ج 2، ص 26). مدرسه‌ای نیز در محله کران اصفهان به دستور ملکشاه سلجوقی (465-485 ق.)برای حنفی‌ها و شافعی‌ها ساخته شد که به مدرسه ملکشاهی معروف گردید و بعدها مزار ملکشاه، خواجه نظام‌الملک و دیگر شاهزادگان سلجوقی گردید (34: 220؛ 73:49). این مدرسه از مدارس معروف قرون پنجم تا هفتم هجری بود و در قرن ششم هجری کتابخانه معتبری داشته که مرجع محققان و مراجعان علاقه‌مند بوده است (50: ج 2، ص 73).


به خواهش پادشاهان صفوی، گروه كثیری از علما و فقهای شیعه جبلâ عامل، عراق، و بحرین به شهرهای ایران از جمله اصفهان آمدند كه مورد احترام و تكریم فراوان پادشاهان و مردم قرار گرفتند. یكی از پژوهشگران معاصر راجع به خدمات فرهنگی علمای مهاجر جبل عامل به ایران می‌نویسد: "كتاب‌های زیادی در این زمان در زمینه‌های مختلف دانش‌های شیعی ]توسط علمای جبل عامل[ به رشته تحریر در آمد كه بسیاری از آنها به‌صورت نسخه‌های دستنوشته در كتابخانه‌های ایران و دیگر كشورهای جهان پراكنده است. شمار این كتاب‌ها به اندازه‌ای است كه ارائه فهرستی از نام‌های آنها و نگارندگانشان، از حوصله این پژوهش بیرون است". وی یكی دیگر از خدمات فرهنگی آنها را بنیان‌گذاری كتابخانه آستان قدس رضوی* برشمرده است (16: 13-16؛ 167:30، 168).


اما بزرگ‌ترین مدرسه‌ای که در این ولایت ساخته شد و تا قرن‌ها مانند نداشت، مدرسه نظامیه اصفهان بود که همانند مدارس مشابه دیگر، به دستور خواجه نظام‌الملک طوسی (408/ 410-485 ق.)، وزیر دانشمند و با کفایت آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی، در پایتخت سلاجقه (اصفهان) ساخته شد. از تاریخ تأسیس این مدرسه اطلاعی در دست نیست. قدیمی‌ترین سند تاریخی در این باره، کتاب محاسن اصفهان مافرّوخی است که تألیف آن بین سال‌های 465 تا 485 ق.، یعنی دوره پادشاهی ملکشاه، صورت گرفته و نخستین مدرّس آن، ابوبکر محمدبن ثابت خجندی ( ـ 483 ق.)، سالها تولیت و مدرّسی آن نظامیه را برعهده داشته است (222:34، 223).


3. وزرای دانشمند و با كفایتی چون ابن‌عمید ( -360 ق.)، صاحب‌بن عَبّاد (326-385 ق.)، ابن سینا (370-428 ق.)، ابن مسكویه ( -420 ق.)، میرزا رفیع‌الدین محمد صدر ( -1034ق.)، میرزا حبیب‌الله صدر ( -1060 ق.)، و سلطان‌العلما خلیفه سلطان (1001-1064 ق.) در این شهر وزارت یافتند (10: ج 4، ص 341-343؛ 19: ج 8، ص 144 -154؛ 32: ج 1، ص سی‌وپنج).


نظامیه اصفهان با توجه به موقعیت ممتاز این شهر در دوره سلجوقی و علاقه وافر خواجه نظام‌الملک به دانشمندان و فقها و رسیدگی به وضع آنان، از استادان دانشمند و نام‌آوری که بیشتر آنان از خجندیان بودند، برخوردار بوده است. وجود این مدرّسان ـ که علاوه بر نظامیه اصفهان در نظامیه بغداد نیز مراتب مدرّسی و نظارت داشته‌اند ـ نظامیه اصفهان را خیلی زود تبدیل به یکی از مراکز مهم علمی و مذهبی دوره سلجوقی کرد. این نظامیه، کتابخانه معظمی متناسب با دیگر تشکیلات گسترده خود داشته که کتاب‌های نفیس آن، توجه طالبان علم را به خود معطوف کرده بود. عماد کاتب اصفهانی( ـ597 ق.) در خریده‌القصر، و جمال‌الدین قفطی ( ـ 648 ق.) در تاریخ‌الحکماء، به وجود کتابدار و کتاب‌های نفیس و منحصر به فرد این کتابخانه اشاره کرده‌اند (34: 224؛ 774:35؛ 50: ج 2، ص 73، 74). اغلب مراجعه‌کنندگانِ کتابخانه‌های نظامیه را استادان و دانشجویان تشکیل می‌دادند (27:29). کتابخانه مدرسه شرفیه کاشان نیز در سال 533 ق. بنا شد و پس از حدود دو قرن در سال 721 ق. رو به ویرانی نهاد (23: 102؛ 79:48).


صاحب‌بن عبّاد به‌مدت 19 سال (341-360 ق.) در اصفهان، سمت كاتب و 6 سال نیز وزارت مؤیدالدوله دیلمی را برعهده داشت. در این مدت وی عمارات متعددی در این شهر بنا كرد و بر شكوه و آبادانی آن افزود. اهل فضل و ادب دور او گرد آمدند و از كمك‌های مادی و حمایت‌های وی برخوردار شدند و شهر به مجمع دانشمندان و ادبا تبدیل گردید (15:12، 16؛ 32: ج 1، ص سی‌وسه؛ 43: ج 5، ذیل "صاحب"). صاحب، هر سال پنجاه‌هزار دینار به بغداد می‌فرستاد تا بر علما، فقها، شعرا، قرّا، سادات، و صلحا تقسیم كنند (771:35). همچنین غیاث‌الدین منصور شیرازی، میرزا رفیع‌الدین محمد صدر، میرزا حبیب‌الله صدر، و سلطان‌العلماء، خود از حكما، علما، و دانشمندان زمان خویش بودند و از این رو، احترام علما و دانشمندان را نگاه می‌داشتند و در تكریم و توقیر ایشان می‌كوشیدند. قصایدی كه ملاّ عبدالرزاق لاهیجی ( -1072 ق.) در مدح این سه تن سروده، مؤید همین نظر است (19: ج 8، ص 145-158).


کتابخانه مدرسه سلطان بخت‌آغا ( ـ769 ق.) همسر شاه محمود مظفری، از کتابخانه‌های معتبر قرن هشتم بوده است. این مدرسه در سال 769 ق. بنا گردید و کتابخانه مدرسه بابا قاسم نیز در همین قرن مورد استفاده صوفیه بوده است (47: ج 2، ص 338 - 339؛ 50: ج 2، ص 100 ).


4. علما و دانشمندانی كه غالباً از دیگر شهرها به اصفهان مهاجرت كردند، علم و دانش را در خاندان خویش به میراث گذاشتند و خاندان‌های علمی فراوانی پدید آوردند كه اخلاف آنان، میراث معنوی سرسلسله خود و نیز میراث مكتوب (كتابخانه) خاندان كهن و سرشناس خویش را پاسداری می‌كردند (624:14). عمر این خاندان‌های علمی، گاه به چند قرن می‌رسید كه بعضی از آنها هنوز به حیات معنوی خویش ادامه می‌دهند. یكی از محققان معاصر، نام و شرح حال 46 خاندان علمی اصفهان را از قرن پنجم تا چهاردهم به اجمال برشمرده است (47: ج 1، ص 395-553). بسیاری از این خاندان‌ها، كتابخانه‌هایی داشتند كه علاوه بر استفاده افراد عالم و دانشمند خود، دیگر علاقه‌مندان نیز می‌توانستند از مجموعه آن استفاده كنند كه كتابخانه خجندیان یا آل خجند در قرن ششم و كتابخانه شیخ نجیب رضا در قرن یازدهم از آن زمره است (28:28). علاوه بر آن، بسیاری از علما و ادبا، از خوانِ كرم و نعمت این خاندان‌ها برخوردار بودند كه بذل و بخشش صدرالدین خجندی ( ـ552 ق.) در حق شعرا و دانشمندان، معروف است (23:28).


کتابخانه مدرسه نصرآباد و خانقاه جنب آن را صدرالدین علی طیب به سال 854 ق. بنا کرد و چون جسد مولانا ابوالقاسم نصرآبادی، شاعر و عارف دوره صفویه، در آن دفن شد، این مدرسه به نام وی معروف گردید. کتابخانه مدرسه خواجه مَلِک نیز که پیش از قرن دهم هجری تأسیس شد، از کتابخانه‌های عظیم و معتبر اصفهان به‌شمار می‌رفته و مرجع دانشمندان بوده است (47: ج 2، ص 350؛ 50: ج 2، ص 101-113).


5. اهتمام پادشاهان، شاهزادگان و بزرگان سلسله‌های ایرانی، به‌ویژه صفوی، و دیگر اعیان و افراد مؤمن و متمول به امور خیریه و وقف، سبب احداث، تعمیر، و یا مرمت صدها باب مسجد، مدرسه، و جز آن گردید كه اغلب آنها كتابخانه داشتند و در طول زمان رو به گسترش نهادند (26: 84-89).


در دوره صفویه و قاجاریه، مدارس دینی متعددی در استان اصفهان ساخته شد. شاردن که در نیمه دوم قرن یازدهم از اصفهان دیدن کرده، تعداد مدارس این شهر را 57 باب نوشته است (167:30). این مدارس که پس از آن تاریخ، رو به فزونی نهاد، غالباً دارای کتابخانه‌های قابل توجهی بود که می‌توان از این کتابخانه‌ها نام برد: کتابخانه مدرسه عباسی (قرن دهم هجری)؛ کتابخانه‌های مدارس جدّه بزرگ و جدّه کوچک، آقا کافور، خالصیّه، و شاه سلیمان (قرن یازدهم هجری)؛ کتابخانه‌های مدارس مریم‌بیگم صفوی، ملاعبدالله، و آقا کمال خازن (قرن دوازدهم)، که دو کتابخانه اخیر در حمله افغان‌ها به اصفهان در سال 1135 ق. غارت شد؛ و کتابخانه معتبر و با عظمت مدرسه چهار باغ (سلطانی) که حاوی مجموعه نفیس سلطنتی بود و در جریان حمله افغان‌ها، به زیرزمین کتابخانه منتقل شد و به‌سبب رطوبت و آفت موریانه از بین رفت. کتابخانه مدرسه پای قلعه (1217 ق.)، کتابخانه مدرسه میرباقری در خوانسار (1232 ق.)، کتابخانه مدرسه بزرگ صدر (1234 ق.)، کتابخانه مدرسه ایلچی که تا 1238 ق. دایر بوده است، کتابخانه مدرسه آقا در کاشان (1268 ق.)، کتابخانه مدرسه سلطانی کاشان (1221 ق.)، کتابخانه مدرسه رکن‌الملک (1331 ق.)، کتابخانه مدرسه علمیه حاج میرزا علی در اردستان (1342 ش.)، و کتابخانه مدرسه آیت‌الله اعتمادی (قرن چهاردهم)، نیز از کتابخانه‌های قابل ذکر مدارس دینی استان به‌شمار می‌روند (23: 103، 104، 184؛ 47: ج 2، ص 350-359؛ 50: ج 2، ص 142-173).


با این همه، عوامل متعددی موجب از میان رفتن شكوه و اعتبار، و حتی ویرانی اصفهان و به تبع آن ویرانی كتابخانه‌ها و نابودی كتاب‌ها و در نتیجه كاهش چشمگیر تعداد كتابخانه‌های استان در طول قرون گردیده كه از میان آنها می‌توان به عوامل زیر اشاره كرد :


کتابخانه‌های شخصی و خاندانی


1. آشوب‌های مذهبی فراوانی كه از قرن چهارم تا قرن دهم (ظهور صفویه) و از آن پس تا اوایل قرن چهاردهم گهگاه در اصفهان و دیگر شهرهای استان روی می‌داد، سبب كشته شدن بسیاری از مردم و نابودی بازارها، خانه‌ها، مساجد، مدارس، و كتابخانه‌های پیروان مذاهب می‌گردید. این درگیری‌های خونین كه از سال 345 ق. و با نزاع میان سنّیان و شیعیان اصفهان شروع شد، بارها به‌صورت‌های گوناگون ادامه یافت كه می‌توان به این موارد اشاره كرد: قتل عام شافعی‌ها و حنفی‌ها توسط باطنی‌ها (اسماعیلیه) در 494 ق. و در مقابل، آتش‌زدن باطنی‌ها، كشتار باطنی‌ها در 511 ق.، درگیری‌های خونین میان شافعی‌ها و حنفی‌ها در سال‌های 542 ق.، 560 ق.، 582 ق.، و 633 ق.، چنان‌كه در سال 542 ق. به تحریك حاكم اصفهان، حنفی‌ها، مدرسه خجندیان را - كه متعلق به شافعی‌ها بود ـ غارت كردند و كتابخانه معتبر آن را به آتش كشیدند (14:28، 28؛ 219:34، 220). سپس در طول حكومت صفویه و پس از آن، جنگ حیدری و نعمتی و متشرعه و صوفیه، بعضاً موجب ویرانی و نابودی كتابخانه‌ها گردید؛
پادشاهان فرهنگ‌دوست و وزرای دانشمندی که از قرن سوم به بعد در اصفهان منصب وزارت یافتند و نیز علما و دانشمندانی که به اصفهان مهاجرت کرده و در این شهر سکونت گزیدند، و سرانجام دانشمندانی که در این شهر پرورش یافتند، به‌سبب علاقه وافرشان به کتاب، به‌تدریج کتابخانه‌های شخصی و خاندانی فراوانی در استان پدید آوردند که به مهم‌ترین آنها، اشاره می‌شود.




2. هجوم لشكریان دشمن، بارها موجب ویرانی شهر و قتل عام مردم گردید كه می‌توان به حمله سپاه مغول در سال 633 ق.، كشتار 70000 نفر از مردم اصفهان در سال 789 ق. توسط امیر تیمور، سركوب شورش و قتل عام مردم اصفهان به‌دست جهانشاه قراقویونلو ( ـ872 ق.)، و سرانجام سقوط اصفهان در محرم 1135 ق. به‌دست افاغنه یاد كرد. در واقعه اخیر هزاران نفر از شاهزادگان، امرای لشكر، و بزرگان صفوی، و نیز گروه كثیری از مردم و علمای شیعه به‌قتل رسیدند و مساجد و مدارس دینی متعددی با كتابخانه‌ها و مجموعه‌هایشان به‌كلی از میان رفت یا غارت شد كه از جمله می‌توان از كتابخانه سلطنتی، كتابخانه مدرسه ملاّعبدالله، كتابخانه مدرسه آقا كمال خازن، و كتابخانه شخصی و مهم حزین لاهیجی نام برد (5: ج 2، ص 217-219؛ 13: 303-310؛ 15: 187؛ 47: ج 2، ص 340، 347، 348)؛
عمادالدوله علی بویه‌ای (322-338 ق.) که در آغاز از سوی مردآویج حکومت کرج ابودُلَف (ناحیه‌ای میان اصفهان و همدان) را داشت، دارای کتابخانه قابل توجهی بوده است (47: ج 2، ص 779). اما شاید هیچ کتابخانه شخصی در آن زمان و بعدها به عظمت و بزرگی کتابخانه صاحب‌بن عبّاد* (326-385 ق.) نبوده است. او طی سال‌ها، به‌ویژه نوزده سال وزارت خود در اصفهان، کتابخانه‌ای فراهم آورد که به گفته خود 117000 جلد کتاب نفیس داشت و برای حمل و نقل آنها، چهارصد شتر لازم بوده است. فهرست این مجموعه عظیم، ده مجلد ذکر شده است. صاحب، این کتابخانه را "وقف عام" (عمومی) کرده بود (27: ج 2، ص 1547؛ 47: ج 2، ص 335-336؛ 50: ج 2، ص 5). انوشیروان بن خالد کاشانی (قرن 5 ق.) وزیر ادیب و دانشمند سلطان محمود سلجوقی و المسترشد بالله عباسی، کتابخانه‌ای بی‌نظیر در کاشان بنا نهاد که تا سال 674 ق. و به نام خودش بر جای بوده است (47: ج 2، ص 23، 24).




3. از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول صفوی (907 ق.) تا سقوط اصفهان و برچیده شدن این سلسله (1135 ق.)، صدها نفر از شعرا، علما، هنرمندان، و دانشمندان ایرانی به‌سبب سخت‌گیری‌های مذهبی و سیاسی صفویان، و یا انگیزه‌های شخصی و سایر ملاحظات به هند، عثمانی، و ماوراءالنهر مهاجرت كردند و به خدمت دربار و پادشاهان این كشورها در آمدند (7: 169-186؛ 38: ج 1، ص چهار ـ پنج). احمد گلچین معانی، شرح حال 745 شاعر را كه در طول سلسله صفوی به هند مهاجرت كردند، به‌تفصیل آورده است (38: ج ص چهار ـ پنج). تعداد قابل توجهی از آنان از مشاهیر این استان هستند و یا از دربار پادشاهان، شاهزادگان، و بزرگان صفوی در اصفهان، رخت سفر به‌سوی دیار غربت بربستند. بنا به رسم معمول، بسیاری از آنان صاحب كتابخانه یا مجموعه‌های شخصی بوده‌اند و احتمال فراوان می‌توان داد كه بسیاری از آثار و مجموعه‌های شخصی نیز همراه آنها، به آن سرزمین‌ها منتقل شده باشد؛
خجندیان نیز که خاندانی اهل فضل و دانش بودند کتابخانه معتبری داشتند که حدود صد سال سابقه داشت، تا اینکه در سال 542 ق. به تحریک حاکم اصفهان و در جریان آشوب مذهبی آن سال به‌آتش کشیده شد و آسیب فراوان دید؛ اما اندکی پس از آن واقعه، کتابخانه احیا گردید. چنان‌که ابوالشرف گلپایگانی در ترجمه تاریخ یمینی آورده، وی نسخه‌ای از تفسیر صدجلدی را که متعلق به مدرسه صابونی نیشابور بوده، در سال 545 ق. (سه سال پس از آتش‌سوزیدر کتابخانه خجندیان اصفهان یافته و از آن استفاده فراوان کرده است (2: ج 1، ص 694؛ 28:28؛ 39:49؛ 50: ج ص 35).




4. در جریان حمله افغان و پس از آنكه اصفهان دستخوش ویرانی و ناامنی گردید، گروه زیادی از علمای برجسته شهرهای ایران، از جمله اصفهان، رحل اقامت در عتبات افكندند و حوزه‌های دینی آنجا را قوت بخشیدند. احتمال دارد كه در جریان این مهاجرت، بخشی از مجموعه‌های شخصی و خاندانی استان كه از فتنه افغان مصون مانده بود، بدانجا انتقال یافته باشد؛
حاج حسن بیک (معاصر شاه عباس اول صفوی)، از اعیان و اشراف اصفهان و از دوستداران کتاب بود، که نسخه‌های نفیس و ارزشمندی برای کتابخانه‌اش تهیه می‌کرد. کتاب گرشاسب‌نامه در سال 1025 ق. برای کتابخانه او تحریر شد که علیرضا عباسی، نقاش معروف، هفت مجلس برای آن تصویر کرد. کلیات خاقانی که در 1038 ق. کتابت شده، متعلق به کتابخانه او بوده است (50: ج 2، ص 152، 153). کتابخانه شیخ علی منشار ( ـ984 ق.)، حدود 4000 جلد کتاب داشت که اغلب آنها از هند فراهم شده بود (94:20؛ 47: ج 2، ص 339). شیخ بهاءالدین عاملی، معروف به "شیخ بهایی" (953-1030 ق.)، خود کتابخانه قابل توجهی داشته و پس از درگذشت پدر زنش (شیخ علی منشار)، مجموعه ارزشمند وی به دخترش رسید و جزو کتابخانه شیخ بهایی گردید (94:20). بعد از اینکه کتابخانه مرقد امام رضا (آستان قدس رضوی) در مشهد توسط ازبکان غارت شد، شیخ بهایی، بخشی از مجموعه خود را به آن کتابخانه هدیه کرد که بسیاری از آنها هم‌اکنون موجود است (47: ج 2، ص 339-340؛ 50: ج 2، ص 139). ملاّمحمد مقیم، کتابدار کتابخانه شاه سلیمان صفوی (1068-1077 ق.)، خود مردی کتابدوست و نسخه‌شناس بود. وی کتابخانه‌ای در اصفهان برای خویش فراهم کرد و کتاب‌های نفیسی را که در سفر هند به‌همراه آورده بود به مجموعه کتابخانه خود افزود (47: ج 2، ص 343؛ 50: ج 2، ص 152). به گفته میرزا عبدالله اصفهانی معروف به "افندی"، ملاّمحسن فیض کاشانی (1007-1091ق.)، کتابخانه معظمی در کاشان و سپس در اصفهان داشته است. آقا حسین خوانساری (1016-1099 ق.)، فقیه و عالم معروف، کتابخانه مهم و بزرگی داشت که پس از گذشت چند قرن، هنوز آثار خطی او به‌طور گسترده در کتابخانه‌های ایران موجود است و اغلب کتابخانه‌های بزرگ ایران، تعدادی از مجموعه او را نگهداری می‌کنند (46: ج 1، ص 460).




5. بخشی از مجموعه‌ها و كتابخانه‌های شخصی و خاندانی به مرور زمان میان افراد خاندان تقسیم و پراكنده گردید یا پس از فوت صاحب آن، به‌حراج گذاشته شد. كتابخانه خاندان خاتون‌آبادی و مجلسی، و نیز كتابخانه‌های شخصی حاج محمد ابراهیم قزوینی، حاج میرزا یحیی مستوفی و دیگران به همین سرنوشت دچار گردید (47: ج 2، ص 352-357؛ 50: ج 2، ص 179)؛
شیخ نجیب‌الدین رضا، متخلص به "نجیب"، از مشایخ سلسله ذهبیه و از عرفای نامدار معاصر شاه سلیمان، کتابخانه معظمی داشت که مورد استفاده و مراجعه پیروان آن سلسله بوده. هم‌اکنون تعداد زیادی از مجموعه کتاب‌های او در کتابخانه‌های خصوصی کشور موجود است (50: ج 2، ص 145). خاندان بزرگ و معروف روضاتی نیز از قرن 12 ق. به‌بعد، کتابخانه بزرگ و بااهمیتی در اصفهان داشته‌اند. حاج میر ابوالقاسم، مشهور به "میرکبیر" (1090-1158 ق.)، سرسلسله این خاندان، مجموعه ارزشمندی فراهم کرد که بسیاری از نسخ آن توسط وی استنساخ شده بود. حاج میرسید محمد ( ـ1293 ق.)، از علما و دانشمندان زمان، کتابشناس و نسخه‌شناس متبحری بوده است؛ و برادرش، سید محمدباقر خوانساری در تدوین اثر معروف زندگینامه‌ای خود، به نام روضات‌الجنات از دانش و تخصص او بهره می‌گرفته است. گویند هزار نسخه خطی به نظر او رسیده که تمام یا قسمتی از آنها به خط اوست (409:18، 410؛ 47: ج 1، ص 431، 432؛ 50 : ج 2، ص 153). ملاّمحمد رفیع خوانساری نیز مجموعه گرانقدری داشته که آن را وقف یکی از مدارس دینی اصفهان کرد (345:18). کتابخانه میرفندرسکی ( -1050 ق.)، حکیم و فیلسوف معروف، شهرت بسزایی داشته است که پس از مرگ وی بنا بر وصیتش به کتابخانه آستانه شیخ صفی‌الدین در اردبیل منتقل شد (47: ج 2، ص 341؛ 50: ج 2، ص 150). میرزا عبدالله اصفهانی ( - 1130 ق.) صاحب کتاب زندگینامه‌ای معروف ریاض‌العلماء و حیاض‌الفضلا، برای تدوین کتابش، کتابخانه معتبر و نفیسی تدارک دیده بود (47: ج 2، ص 346؛ 50: ج 2، ص 154). میرزا ابوتراب اصفهانی، خود از افاضل اصفهان در قرن دوازدهم بود و کتابخانه نفیسی به خط خوشنویسان معروف، از جمله احمد نیریزی داشته است (50: ج2، ص 155). کتابخانه خاندان بزرگ خاتون‌آبادی از قرن دوازدهم به بعد، شهرت داشته و بخش‌هایی از مجموعه آن در میان این خاندان پراکنده است (50: ج 2، ص 151). کتابخانه حزین لاهیجی در قرن دوازدهم حدود 5000 جلد کتاب داشت که در جریان حمله افغان در سال 1135 ق. به‌غارت رفت. وی در سفرنامه خود از غارت کتابخانه و نابودی یکی از آثار ارزشمندش به نام مدّه‌العمر، به‌تلخی چنین یاد می‌کند: "در آن سال ]1135 ق.[، سانحه اصفهان روی داد و کتابخانه حقیر و آنچه بود به غارت رفت و مرا بر تلف شدن آن نسخه، تأسف است..." (187:15).




6. سرانجام، دوران آشفته سیاسی پس از صفویه و انتقال پایتخت از اصفهان به تهران در دوره قاجاریه، سبب كاهش اعتبار سیاسی و فرهنگی شهر اصفهان و كم‌توجهی دربار و دولت به آن گردید.
کتـابخانه عـلامه محمـدباقـر مجـلسی ( ـ1110ق.)، شیخ‌الاسلام اصفهان، از معتبرترین کتابخانه‌های قرن یازدهم و دوازدهم بوده است. وی این کتابخانه را به‌منظور تدوین اثر دایره‌المعارفی حدیثی شیعه، موسوم به بحارالانوار در طی سالیان متمادی فراهم کرد. او برای دستیابی به نسخه‌های مورد نظرش، پیک‌هایی را به شهرها و کشورهای مختلف اعزام می‌کرد، چنان‌که برای آوردن نسخه مدینه‌العلم که در کتابخانه پادشاه یمن بود، پیکی را با تحفه و هدایا به دربار او ارسال کرد. همچنین دستور داد تا از روی کتاب‌های فرسوده و رو به زوال گذشتگان، استنساخ شود و خود نیز تعدادی از آنها را استنساخ کرد. علاوه بر آن، مجموعه کتابخانه‌های علما و دانشمندان معاصر خود، مانند علامه محمدتقی مجلسی (پدرش)، حافظ‌کاظم، سیدمحمد علی، شاه ابوتراب، سیدحسن آل یراق، میرزا غیاث، و افراد دیگر را به کتابخانه خود منتقل کرد. پس از درگذشت او، کتابخانه معظم وی پراکنده شد و هر قسمت به کتابخانه‌ای منتقل گردید؛ چنان‌که مجلدات دست‌نویس بحارالانوار به کتابخانه میرزا عبدالله اصفهانی انتقال یافت. امروزه در بیشتر کتابخانه‌های عمومی و خصوصی داخل و خارج ایران، نسخه‌هایی از کتابخانه او که آثار قلم و یا حواشی و یا حداقل مهر و نشانه وی بر آنهاست موجود است (45: ج 1، ص 175-179؛ 47: ج 2، ص 344؛ 50: ج 2، ص 152).




كتابخانه‌های مساجد و اماكن مذهبی
پادشاهان صفویه نیز عموماً فرهنگ‌دوست و هنرپرور بودند و کتابخانه‌های نفیس و ارزشمندی داشتند. بسیاری از علما، دانشمندان، ادبا، و شعرا معمولاً نفیس‌ترین کتاب‌های خود را به نام پادشاهان عصر مصدّر نموده و به آنان هدیه می‌کردند. علاوه بر آن، بسیاری از کتاب‌های ارزشمند گذشته توسط خوشنویسان نامدار زمان، استنساخ می‌شد که غالباً با تصویر و تذهیب‌های عالی همراه بود.


نخستین مسجد این استان، "جامع عتیق" نام داشت كه در محل آتشكده‌ای در اصفهان بنا گردید (47: ج 1، ص 8) و سپس مسجد دیگری در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) (35-40 ق.) در این شهر ساخته شد كه ظاهراً همان مسجد شعیای نبیّ (ع) است (108:4؛ 522:51). سپس مساجد متعدد دیگری در این شهر و سایر شهرهای استان ساخته شد. به نوشته مافرّوخی در كتاب محاسن اصفهان، مسجد جامع عتیق در زمان هارون‌الرشید (170-193 ق.) گسترش یافت و در سال 309 ق. در زمان خلافت مقتدر عباسی، "ابوعلی‌بن رستم بر ساختمان مسجد افزایش داد كه چهار خانقاه ]شد[ به چهار حدّ و هر حدّی رواقی داشت... و برابر رواق، كتابخانه و حجرات و مخزن‌های كتب به‌همت استاد ابوالعباس ضُبّی احداث شد. در آن كتابخانه، از كتب معتبره نفیسه و مجلداتی از غریب حدیث و اسرار تفسیر و نحو و لغت و اشعار منتخب و سنن انبیا و خلفا و سِیَر ملوك و علما، و از علوم پیشینیان، منطق و ریاضی و طبیعی و الهی گذارده بودند" (12: 110-111). به نوشته ابن اثیر، كتابخانه نفیس مسجد جامع كه فهرستی مشتمل بر سه مجلد قطور داشت، در سال 514 ق. یا 515 ق.، همراه با مسجد و مدارس پیوسته بدان، توسط اسماعیلیه، طعمه حریق شد (111:12؛ 23:26؛ 25:29). مسجد جامع جورجیر یا مسجد جامع صغیر نیز كه به نوشته، مافرّوخی توسط صاحب‌بن عبّاد در اصفهان بنا شد، خانقاه، كتابخانه، مَدْرَس، و مجلس ادبی داشته است كه از این مسجد، هم‌اكنون تنها سردری به جا مانده است (32: ج 1، ص سی و شش، سی و هفت).


شاه اسماعیل اول صفوی (907-930 ق.)، سرسلسله صفویان، گرچه اغلبِ دوران حکومتش به جنگ با دشمنان داخلی و خارجی گذشت، به فرهنگ و هنر علاقه وافر داشت. پس از فتح هرات، هنرمندانی که در زمان سلطان حسین بایغرا در آن شهر گرد آمده و مکتب هنری هرات را به‌وجود آورده بودند، همه را با عزت و احترام به پایتخت خود، تبریز، آورد و کتابخانه باشکوهی ترتیب داد و سرپرستی آن را به کمال‌الدین بهزاد* سپرد. آثاری که برای کتابخانه شاه اسماعیل تهیه شده، همه از نفایس بوده و نمونه‌های آنها در کتابخانه‌های معروف جهان مانند کتابخانه موزه بریتانیا و کتابخانه کنگره امریکا موجود است. شاه طهماسب اول صفوی (930-984 ق.) نیز که خط و نقاشی را نزد برجسته‌ترین استادان فن آموخته بود، به کتابت و کتاب علاقه زیادی داشت و به همین سبب، دارالصنایعی را که پدرش ترتیب داده بود، گسترش داد. کتابخانه شاه طهماسب، بر اثر این توجه، روز به روز غنی‌تر می‌شد تا بدانجا که در شمار معظم‌ترین کتابخانه‌های جهان در آمد. افراد نامداری، مانند محمود نیشابوری، محیی شیرازی، و امیر نظام‌الدین اسکویی، سال‌ها کتابدار این کتابخانه بوده‌اند.


كتابخانه خانقاه شیخ ابومسعود، احمدبن فرات رازی نیز از كتابخانه‌های معتبر قرن سوم به بعد بوده است. وی از عرفای نامدار قرن سوم هجری بود كه در اصفهان اقامت داشت و پس از اینكه درگذشت خانقاهی بر مزارش بنا كردند. به نوشته ابوصالح عبدالرحمن شهرستانی، كه از شاگردان خاصّ او بوده، كتابخانه خانقاه، از نفیس‌ترین كتابخانه‌های ایران بوده است. این كتابخانه تا سال 1264 ق. پا بر جا بود تا اینكه در این سال، به‌سبب مخالفت‌های صدرالدین جبلâ عاملی، از علمای شیعه لبنان، با صوفیه، نفایس خانقاه از جمله كتاب‌های آن به تاراج رفت (50: ج 2، ص 41، 42).


شاه عباس اول صفوی (996-1038 ق.) نیز به تبعیت از اسلاف خود و همچنین تحت تأثیر محیطی که آنها به‌وجود آورده بودند، به هنر و کتاب عشق می‌ورزید. با اینکه وی وارث کتابخانه نفیس شاه طهماسب و سلطان محمد خدابنده بود، در تکمیل و افزایش این گنجینه به‌جِدّ می‌کوشید. بدین‌منظور، دارالصنایع تبریز را به اصفهان منتقل ساخت و کوشش‌های فراوانی به‌کار برد تا خوشنویسان، تصویرگران، تذهیب‌کاران، جلدسازان، زرافشانان، و حلّکاران را برای خلق آثار ارزنده هنری در کتابخانه سلطنتی اصفهان گردآورد و بدین ترتیب، هنرمندان برجسته‌ای مانند علیرضا عباسی، میرعماد حسنی، میرمحمد معصوم، و دیگران به خلق آثار هنری بی‌بدیلی پرداختند. صادقی بیک افشار ارومیه‌ای، مدتها ریاست کتابخانه شاه عباس را برعهده داشت و پس از او این سمت به علیرضا عباسی واگذار شد.


از قرن چهارم به بعد كه محل آموزش و درس و بحث، از مساجد به مدارس منتقل شد، كتابخانه‌های مساجد به‌تدریج از رونق افتاد و در عوض كتابخانه‌های مدارس، اهمیت و اعتبار و گسترش روزافزونی یافت.


دانشمندان، مشاهیر، صدور، و امرا چون به عشق و علاقه شاه عباس به کتاب آگاه بودند، آثار برجسته و نفیسی را که به‌دست می‌آوردند به شاه عباس تقدیم می‌داشتند. امام قلی‌خان، والی فارس، در شیراز دارالصنایعی ایجاد کرد و کتاب‌های نفیسی که در آنجا کتابت می‌شد، به کتابخانه شاه عباس تقدیم می‌داشت. شاه عباس، دوبار بخشی از مجموعه نفیس کتابخانه خود را به دو کتابخانه معتبر آن زمان، یعنی کتابخانه آستان قدس، و کتابخانه بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی* وقف کرد. آدام اولئاری، جهانگرد اروپایی که به سال 1047 ق./ 1637م. از این کتابخانه دیدن کرده، با اشاره به آن مجموعه ارزشمند می‌نویسد که اکثر آنها از نظر هنر و معنی، در دنیا بی‌نظیرند. شاه صفی (1038-1052 ق.) نیز به جمع‌آوری کتاب علاقه فراوان داشت و کتاب‌های زیادی متعلق به کتابخانه او، هم‌اکنون در کتابخانه‌های شخصی موجود است (50: ج 2، ص 138، 141).


در آغاز قرن یازدهم هجری و همزمان با گسترش روابط سیاسی ایران و اروپا، گروه عظیمی از ارامنه جلفا به دستور شاه عباس اول صفوی (996-1038 ق.) به اصفهان كوچانده شدند و كلیسای وانك در محله جلفای اصفهان برای آنها ساخته شد كه از همان آغاز دارای كتابخانه بود. در این كتابخانه نسخه‌های خطی ارمنی مربوط به قرون هفتم و هشتم هجری به بعد نگاهداری می‌شد كه هم‌اكنون نیز موجود است (50: ج 2، ص 139). علاوه بر آن، حدود 25000 جلد كتاب چاپی به زبان‌های ارمنی، فارسی، انگلیسی، و جز آن نگهداری می‌شود (1:33).


شاه عباس دوم صفوی (1052-1077 ق.) نیز، مانند دیگر پادشاهان صفوی به نقاشی و کتاب، علاقه وافر داشت و در زمان او کتابخانه سلطنتی رونق و شکوهی تازه گرفت. محمدامین مشهدی، از شاگردان میرعماد، تصدی این کتابخانه را برعهده داشت (50: ج 2، ص 141). کتابخانه شاه سلیمان صفوی (1077-1105 ق.) را هم باید از کتابخانه‌های معتبر ایران به‌شمار آورد. شاردن، جهانگرد فرانسوی، که در زمان شاه سلیمان از اصفهان دیدار کرده، در توصیف کتابخانه او می‌نویسد: "در کنار عمارت شاه، تالاری وجود دارد که به تالار طویله شاهی معروف است و آن چندین اتاق بزرگ دارد. در این اتاق‌ها کتابخانه شاهی جای دارد و ریاست کتابخانه برعهده میرزا مقیم کتابدار، محول است. کتاب‌های کتابخانه شاهی 15000 جلد است و بیشتر کتاب‌هایش به زبان‌های فارسی، عربی، و ترکی، و نیز به خط کوفی است. در این کتابخانه دو صندوق مهم از کتاب‌ها به زبان‌های اروپایی است. یکی از صندوق‌ها 76 جلد کتاب دارد و صندوق دوم حاوی کتاب‌هایی است که پس از تصرف هرمز، از طرف سپاهیان شاه عباس ]اول[، از کلیسای آن به‌غنیمت گرفته شده است. کتاب‌های این صندوق‌ها بیشتر به زبان‌های آلمانی و فرانسوی است و قسمتی از کتاب‌های خارجی، از غارتِ خانه سفیر ]پرتغال[، هلسنن در هفتاد سال قبل از این به‌دست آمده است" (79:24، 80؛ 50: ج 2، ص 141، 142).


از حمله مغول بدین سو، به‌ویژه در دوران سلسله‌های شیعی صفویه و قاجاریه، اطلاع زیادی از وجود كتابخانه‌های مساجد در دست نیست. یكی از علت‌های آن را می‌توان توجه ویژه پادشاهان و بزرگان این دو سلسله به اماكن مقدس مذهبی و وقف مجموعه‌های شخصی به آستانه‌های حضرت رضا (ع)، حضرت معصومه (س)، و نیز بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی و سایر اماكن مقدس مذهبی دانست.


شاه سلطان حسین صفوی (1105-1135 ق.) علاقه مفرطی به کتاب داشت و بر گنجینه کتابخانه شاه سلیمان افزود. میر احمد نیریزی، خوشنویس معروف، برای کتابخانه شاه سلطان حسین کتابت می‌کرد و اجرت زیادی می‌گرفت. وی بخشی از کتاب‌هایی را که فراهم می‌آورد به کتابخانه مدرسه جدیدالتأسیس چهار باغ اصفهان می‌بخشید. بسیاری از کتاب‌های نفیس این مدرسه در جریان حمله افغان‌ها به اصفهان از بیم غارت به سرداب نمناکی منتقل گردید که پس از گذشت چند سال بسیاری از آنها از بین رفت (50: ج 2، ص 150، 155). از سرنوشت کتابخانه سلطنتی هم اطلاعی در دست نیست. احتمال فراوان دارد که این کتابخانه نیز در جریان حمله افغان‌ها به اصفهان (1135 ق.) غارت شده و از بین رفته است. جیمز فریزر (1124-1167 ق./ 1713-1756 م.)، از کارکنان کمپانی هند شرقی انگلیس و از شرق‌شناسان آن کشور، که در زمان سقوط اصفهان در هند به‌کار اشتغال داشت، اندکی بعد از آن واقعه، 245 نسخه خطی فارسی نفیس را از کتابخانه سلطنتی اصفهان به‌دست آورد. مشخصات این مجموعه در فهرست کارل هرمان اته* آمده است (9: ج 4، ص 508). اسناد ملکی دولت و مردم نیز که در کاخ چهلستون نگهداری می‌شد، توسط افغان‌ها جمع‌آوری گردید و به زاینده‌رود ریخته شد (26:12). گویند هفته‌ها بلکه ماه‌ها کتاب‌های کتابخانه‌های غارت‌شده اصفهان، صرف گرم کردن حمام‌های اصفهان می‌گردید (45: ج 1، ص 18).


تا پایان نیمه اول سال 1378 ش.، در مجموع، 66 واحد كتابخانه با مجموعه 126540 جلد و در حدود 13000 نفر عضو، در سطح مساجد شهرستان‌های استان فعالیت داشته‌اند كه از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره كرد: اصفهان (36 واحد با مجموعه 96440 جلد و 6112 نفر عضو)، اردستان (2 واحد)، خمینی‌شهر (یك واحد با مجموعه 8000 جلد و 500 نفر عضو)، شهرضا (یك واحد با مجموعه 1800 جلد و 54 نفر عضو)، فلاورجان (یك واحد با مجموعه 600 جلد و 45 نفر عضو)، كاشان (5 واحد با مجموعه 13000 جلد و 1412 نفر عضو)، گلپایگان (یك واحد با 113 نفر عضو)، نایین (یك واحد با مجموعه 2000 جلد و 150 نفر عضو)، نجف‌آباد (یك واحد با مجموعه 3500 جلد و 3000 نفر عضو)، و نطنز (2 واحد با مجموعه 1200 جلد و 1265 نفر عضو) (1:39).


اغلب شاهزادگان صفوی نیز به‌تقلید از پدران خود، کتاب‌دوست و هنرپرور بودند؛ از جمله سام میرزا، فرزند شاه اسماعیل اول، و مؤلف تذکره تحفه سامی، فردی فاضل و ادیب بود و دربارش محفل ادبا و مجمع فضلا و شعرا بوده است. وی کتابخانه معتبری داشته و نویسندگان و خوشنویسان بنامی مانند شوقی یزدی، لسانی شیرازی، خواجه مروارید، و قاضی احمد غفاری، مؤلف تاریخ جهان‌آرا، در کتابخانه و دیوان او به‌خدمت اشتغال داشته‌اند. این شاهزاده در اواخر عمر در قلعه قهقهه زندانی بود که کتابخانه‌اش نیز در همان جا قرار داشت. برادر او بهرام میرزا نیز شیفته هنر و ادب بود و خود شعر می‌گفت و "بهرامی" تخلص می‌کرد. وی مدت‌ها حکومت هرات را داشت و در آنجا کتابخانه قابل توجهی فراهم آورد (50: ج 2، ص 130).


كتابخانه‌های مدارس دینی


بر اساس منابع موجود تاریخی، كهن‌ترین كتابخانه‌های مدارس استان، كتابخانه‌های مدارس شرفیه، عزیزیه، صفویه، و مجدیه در قرن ششم در شهر كاشان بوده و به شیعیان تعلق داشته است. عبدالجلیل قزوینی (505 ـ بعد از 585 ق.)، متكلم معروف شیعی در كتاب معروف خود به نام النقض، از كتابخانه‌های آن مدارس یاد كرده و دو تن از استادان آنها را برشمرده است (35: ؛775 79:48-81؛ 50: ج 2، ص 26). مدرسه‌ای نیز در محله كران اصفهان به دستور ملكشاه سلجوقی (465-485 ق.)برای حنفی‌ها و شافعی‌ها ساخته شد كه به مدرسه ملكشاهی معروف گردید و بعدها مزار ملكشاه، خواجه نظام‌الملك و دیگر شاهزادگان سلجوقی گردید (34: 220؛ 73:49). این مدرسه از مدارس معروف قرون پنجم تا هفتم هجری بود و در قرن ششم هجری كتابخانه معتبری داشته كه مرجع محققان و مراجعان علاقه‌مند بوده است (50: ج 2، ص 73).
بعضی از امرای صفوی نیز به‌تبعیت از پادشاهان این سلسله، فرهنگ‌دوست و هنرپرور بودند. رستم‌خان شاملو از زمره این امرا بود که کتابخانه باعظمتی ترتیب داده بود و محمدامین عقیلی، خوشنویس مشهور، مسئولیت آن را برعهده داشت. امام قلی‌خان نیز کتابخانه عظیم و کم‌نظیری داشت که پس از قتل او و پسرانش، پراکنده شد (50: ج 2، ص 140-141).




اما بزرگ‌ترین مدرسه‌ای كه در این ولایت ساخته شد و تا قرن‌ها مانند نداشت، مدرسه نظامیه اصفهان بود كه همانند مدارس مشابه دیگر، به دستور خواجه نظام‌الملك طوسی (408/ 410-485 ق.)، وزیر دانشمند و با كفایت آلب ارسلان و ملكشاه سلجوقی، در پایتخت سلاجقه (اصفهان) ساخته شد. از تاریخ تأسیس این مدرسه اطلاعی در دست نیست. قدیمی‌ترین سند تاریخی در این باره، كتاب محاسن اصفهان مافرّوخی است كه تألیف آن بین سال‌های 465 تا 485 ق.، یعنی دوره پادشاهی ملكشاه، صورت گرفته و نخستین مدرّس آن، ابوبكر محمدبن ثابت خجندی ( ـ 483 ق.)، سالها تولیت و مدرّسی آن نظامیه را برعهده داشته است (222:34، 223).
پس از حمله افغان‌ها به اصفهان بسیاری از کتابخانه‌های شخصی و خاندانی نابود شد و یا در میان افراد خاندان پراکنده گردید و یا همراه علما و دانشمندان به دیگرشهرها انتقال یافت. اما بعد از رفع فتنه افغان و بازگشت مجدد آرامش و امنیت به کشور، از جمله استان اصفهان، بار دیگر کتابخانه‌های شخصی و خاندانی رو به شکوفایی و گسترش نهاد. سید محمدباقر شفتی (1175-1260 ق.) معروف به "حجه‌الاسلام" برجسته‌ترین و قدرتمندترین عالم اصفهان، با ثروت فراوانی که از راه خرید و فروش املاک به‌دست آورده بود، کتابخانه شخصی بزرگ و کم‌نظیری در اصفهان ایجاد کرد. او به جمع‌آوری کتاب‌های نفیس، ارزشمند، و نادر علاقه فراوان داشت و در خرید و تهیه آن، از هیچ‌گونه هزینه‌ای خودداری نمی‌کرد. کتابخانه او در آن زمان، در داشتن نسخه‌های نفیس و ارزشمند بی‌نظیر بود. وی ادعا داشت که هیچ کتابی نیست که از آن نسخه‌ای نداشته باشد، و ارزش آن را در سال 1230 ق. بیش از پنجاه‌هزار تومان تخمین زده‌اند. او به مدت سی سال تا 1260 ق. که بدورد حیات گفت، همچنان برای کتابخانه عظیم خویش، کتاب می‌خرید. کتابخانه او در سه دستگاه ساختمان بود که در هریک، دربانی می‌نشست و کارمندان بسیار داشت (8: ج 3، ص 305، 306؛ 39:28؛ 72:42، 74؛ 47: ج 2، ص 351). حاج محمد ابراهیم کلباسی (1180-1262 ق.)، از علمای اصفهان، به پیروی از همکار خود، سید محمدباقر شفتی، کتابخانه مهم و نفیسی داشت که به فرزندش به‌ارث رسید و پس از درگذشت او، بین فرزندانش تقسیم شد (47: ج 2، ص 352). حاج میرزا محمدهاشم چهارسوقی خوانساری ( -1318 ق.)، نویسنده‌ای کثیرالتألیف بود و کتابخانه‌اش بیش از 10000 جلد کتاب داشت (47: ج 2، ص 353). حاج میرزا یحیی مستوفی ( -1325 ق.) کتابخانه مهمی داشته که پس از وفاتش، کتاب‌ها را در گونی‌های متعدد می‌فروخته‌اند. حاج‌آقا منیرالدین بروجردی (-1342 ق.)، از چهره‌های علمی اصفهان، دارای کتابخانه‌ای معظم و کم‌نظیر بوده که پس از وفات وی به فرزندش رسید و پس از درگذشت او از میان رفت. کتابخانه شیخ محمدرضا نجفی ( ـ1362ق.)، نیز نفیس و ارزشمند بوده است. حاج سیدعلی نجف‌آبادی( ـ1362 ق.)، مرجع تقلید و مدرس بزرگ حوزه علمیه اصفهان، کتابخانه مهم و معتبری داشته که شامل نسخه‌های بسیار نفیس، ارزشمند، و منحصر به فرد، از جمله نسخه‌های مربوط به زمان علامه مجلسی و نیز دست‌نوشته‌های علمای بزرگ و مشهور بوده است. این کتابخانه در میان سال‌های 1339 تا 1349 ق. در یک روز، گونی‌گونی به‌حراج رفت. کتابخانه‌های حاج میرزا ابوالهدی کلباسی ( ـ1356 ق.) و ملاّ احمد بیان‌الواعظین ( ـ1371 ق.) نفیس و ارزشمند بوده است (47: ج 2، ص 355-357) شیخ محمدباقر اصفهانی معروف به "الفت" (1301-1384 ق.)، کتابخانه عظیم و مهمی داشته که پس از وفات او به دانشکده ادبیات اصفهان اهدا شد. آقا بزرگ طهرانی خانه او را مجمع اهل فضل و کمال و کتابخانه‌اش را از نفیس‌ترین کتابخانه‌های اصفهان در زمان خود دانسته است (1: ج 1، جزء 1، ص 198؛ 47: ج 2، ص 357، 358).




نظامیه اصفهان با توجه به موقعیت ممتاز این شهر در دوره سلجوقی و علاقه وافر خواجه نظام‌الملك به دانشمندان و فقها و رسیدگی به وضع آنان، از استادان دانشمند و نام‌آوری كه بیشتر آنان از خجندیان بودند، برخوردار بوده است. وجود این مدرّسان ـ كه علاوه بر نظامیه اصفهان در نظامیه بغداد نیز مراتب مدرّسی و نظارت داشته‌اند ـ نظامیه اصفهان را خیلی زود تبدیل به یكی از مراكز مهم علمی و مذهبی دوره سلجوقی كرد. این نظامیه، كتابخانه معظمی متناسب با دیگر تشكیلات گسترده خود داشته كه كتاب‌های نفیس آن، توجه طالبان علم را به خود معطوف كرده بود. عماد كاتب اصفهانی( ـ597 ق.) در خریده‌القصر، و جمال‌الدین قفطی ( ـ 648 ق.) در تاریخ‌الحكماء، به وجود كتابدار و كتاب‌های نفیس و منحصر به فرد این كتابخانه اشاره كرده‌اند (34: 224؛ 774:35؛ 50: ج 2، ص 73، 74). اغلب مراجعه‌كنندگانِ كتابخانه‌های نظامیه را استادان و دانشجویان تشكیل می‌دادند (27:29). كتابخانه مدرسه شرفیه كاشان نیز در سال 533 ق. بنا شد و پس از حدود دو قرن در سال 721 ق. رو به ویرانی نهاد (23: 102؛ 79:48).
از دیگر کتابخانه‌های شخصی مهم و جدید استان می‌توان از کتابخانه حاج آقا محمد مقدس ( -1378 ق.) که پس از وفات وی به کتابخانه مسجد اعظم در قم منتقل شد، کتابخانه آقا سیدابوالحسن کتابی ( -1398 ق.)، کتابخانه سیدالعراقین، کتابخانه حاج میرزا محمد طبیب‌زاده که پس از وفاتش به کتابخانه بقعه علامه مجلسی منتقل گردید، کتابخانه محمد صدر هاشمی، کتابخانه شیخ محمدعلی حبیب‌آبادی (1269-1355 ش.) مؤلف مکارم‌الآثار، و کتابخانه آیت‌الله حاج آقاحسین خادمی (1280-1363 ش.) نام برد که دارای نسخه‌های خطی کمیاب و بسیار قدیمی بوده‌اند (47: ج 2، ص 358-360).




كتابخانه مدرسه سلطان بخت‌آغا ( ـ769 ق.) همسر شاه محمود مظفری، از كتابخانه‌های معتبر قرن هشتم بوده است. این مدرسه در سال 769 ق. بنا گردید و كتابخانه مدرسه بابا قاسم نیز در همین قرن مورد استفاده صوفیه بوده است (47: ج 2، ص 338 - 339؛ 50: ج 2، ص 100 ).
کتابخانه‌های عمومی


نخستین کتابخانه‌های عمومی در این استان، همانند دیگر استان‌های کشور و جهان اسلام، کتابخانه‌های مساجد بوده است؛ زیرا مساجد در سرزمین‌های اسلامی تا قرن سوم هجری علاوه بر نقش عبادی، نقش و کارکرد آموزشی و تربیتی نیز داشت و از آن پس، با ایجاد مدارس دینی ـ که در کنار مساجد شکل گرفت ـ به‌تدریج نقش آموزشی و تربیتی آن به مدارس محول شد و کتابخانه‌های مدارس رونق یافت؛ اما همچنان کتابخانه‌های مساجد به‌عنوان نخستین و مهم‌ترین کتابخانه‌های عمومی در جهان اسلام و از جمله ایران تا قرن چهاردهم ایفای نقش می‌کرد. گذشته از کتابخانه‌های مساجد، برخی کتابخانه‌های مدارس، شخصی و خاندانی نیز استفاده عام داشته است و غالباً متعلق به مذهب خاصّی بوده و پیروان هر مذهب به کتابخانه‌های خاص خود مراجعه می‌کردند. عبدالجلیل قزوینی از "کتب‌خانه بزرگ" اصفهان در قرن ششم یاد می‌کند که متعلق به شیعیان بوده است (787:35). کتابخانه خجندیان اصفهان در قرن ششم هم، مورد رجوع و استفاده عموم - و به احتمال فراوان، شافعیان - قرار داشت (28:28). سلطان‌العلماء خلیفه سلطان (1001-1064 ق.)، صدراعظم شاه صفی صفوی نیز در مدت صدارت خود کتابخانه‌ای عظیم برای استفاده عموم در اصفهان بنا نهاد (18: 82-83). حاج محمدحسن فاضلی، کتابخانه شخصی بزرگ پدرش (حاج ملاّمحمدمهدی فاضل) در شهر خوانسار را که دارای کتاب‌های خطی زیاد و نسخه‌های نفیس و دوره‌های مجلات فارسی بوده است از سال 1367 ش. بدین سو، به کتابخانه عمومی تبدیل کرده است (525:18).


كتابخانه مدرسه نصرآباد و خانقاه جنب آن را صدرالدین علی طیب به سال 854 ق. بنا كرد و چون جسد مولانا ابوالقاسم نصرآبادی، شاعر و عارف دوره صفویه، در آن دفن شد، این مدرسه به نام وی معروف گردید. كتابخانه مدرسه خواجه مَلِك نیز كه پیش از قرن دهم هجری تأسیس شد، از كتابخانه‌های عظیم و معتبر اصفهان به‌شمار می‌رفته و مرجع دانشمندان بوده است (47: ج 2، ص 350؛ 50: ج 2، ص 101-113).


اما نخستین کتابخانه جدید عمومی استان با نام "کتابخانه فرهنگ اصفهان" در 1323 ش. در این شهر تأسیس شد. طبق آمار سال 1370، تعداد مجموعه آن 26000 جلد و تعداد کارکنان آن 6 نفر بوده است. علاوه بر آن، این کتابخانه صدها نسخه خطی دارد که تا سال 1349 تعداد 706 نسخه آن (248 نسخه فارسی و 458 نسخه عربی) فهرست شده و تاکنون یک جلد آن انتشار یافته است (25: 119، 120؛ 44: ج 1، ص 172، 366). پس از آن، کتابخانه‌های دیگری تا سال 1370 در شهرهای این استان تأسیس گردید، از آن جمله: کاشان (تأسیس 1327، با مجموعه 13084 جلد و 2 نفر کارمند)، شهرضا (تأسیس 1333، با مجموعه 15000 جلد و 2 نفر کارمند)، نایین (تأسیس 1336، با مجموعه 8735 جلد و 1 نفر کارمند)، گلپایگان (تأسیس 1346، با مجموعه 8000 جلد و 3 نفر کارمند)، و نطنز (تأسیس 1350، با مجموعه 8000 جلد و 2 نفر کارمند) (25: 112-214).


در دوره صفویه و قاجاریه، مدارس دینی متعددی در استان اصفهان ساخته شد. شاردن كه در نیمه دوم قرن یازدهم از اصفهان دیدن كرده، تعداد مدارس این شهر را 57 باب نوشته است (167:30). این مدارس كه پس از آن تاریخ، رو به فزونی نهاد، غالباً دارای كتابخانه‌های قابل توجهی بود كه می‌توان از این كتابخانه‌ها نام برد: كتابخانه مدرسه عباسی (قرن دهم هجری)؛ كتابخانه‌های مدارس جدّه بزرگ و جدّه كوچك، آقا كافور، خالصیّه، و شاه سلیمان (قرن یازدهم هجری)؛ كتابخانه‌های مدارس مریم‌بیگم صفوی، ملاعبدالله، و آقا كمال خازن (قرن دوازدهم)، كه دو كتابخانه اخیر در حمله افغان‌ها به اصفهان در سال 1135 ق. غارت شد؛ و كتابخانه معتبر و با عظمت مدرسه چهار باغ (سلطانی) كه حاوی مجموعه نفیس سلطنتی بود و در جریان حمله افغان‌ها، به زیرزمین كتابخانه منتقل شد و به‌سبب رطوبت و آفت موریانه از بین رفت. كتابخانه مدرسه پای قلعه (1217 ق.)، كتابخانه مدرسه میرباقری در خوانسار (1232 ق.)، كتابخانه مدرسه بزرگ صدر (1234 ق.)، كتابخانه مدرسه ایلچی كه تا 1238 ق. دایر بوده است، كتابخانه مدرسه آقا در كاشان (1268 ق.)، كتابخانه مدرسه سلطانی كاشان (1221 ق.)، كتابخانه مدرسه ركن‌الملك (1331 ق.)، كتابخانه مدرسه علمیه حاج میرزا علی در اردستان (1342 ش.)، و كتابخانه مدرسه آیت‌الله اعتمادی (قرن چهاردهم)، نیز از كتابخانه‌های قابل ذكر مدارس دینی استان به‌شمار می‌روند (23: 103، 104، 184؛ 47: ج 2، ص 350-359؛ 50: ج 2، ص 142-173).


کتابخانه‌های عمومی استان اصفهان از نظر وابستگی سازمانی به چند دسته تقسیم می‌شوند:


كتابخانه‌های شخصی و خاندانی


پادشاهان فرهنگ‌دوست و وزرای دانشمندی كه از قرن سوم به بعد در اصفهان منصب وزارت یافتند و نیز علما و دانشمندانی كه به اصفهان مهاجرت كرده و در این شهر سكونت گزیدند، و سرانجام دانشمندانی كه در این شهر پرورش یافتند، به‌سبب علاقه وافرشان به كتاب، به‌تدریج كتابخانه‌های شخصی و خاندانی فراوانی در استان پدید آوردند كه به مهم‌ترین آنها، اشاره می‌شود.
1. کتابخانه‌های وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که تعداد آنها از آغاز تا پایان 1378، بالغ بر 94 واحد بوده و 964,974 جلد کتاب و نشریه، 184 نفر کارمند، و 210,57 نفر عضو داشته‌اند (1:17؛ 47: ج 2، ص 367-371)؛




عمادالدوله علی بویه‌ای (322-338 ق.) كه در آغاز از سوی مردآویج حكومت كرج ابودُلَف (ناحیه‌ای میان اصفهان و همدان) را داشت، دارای كتابخانه قابل توجهی بوده است (47: ج 2، ص 779). اما شاید هیچ كتابخانه شخصی در آن زمان و بعدها به عظمت و بزرگی كتابخانه صاحب‌بن عبّاد* (326-385 ق.) نبوده است. او طی سال‌ها، به‌ویژه نوزده سال وزارت خود در اصفهان، كتابخانه‌ای فراهم آورد كه به گفته خود 117000 جلد كتاب نفیس داشت و برای حمل و نقل آنها، چهارصد شتر لازم بوده است. فهرست این مجموعه عظیم، ده مجلد ذكر شده است. صاحب، این كتابخانه را "وقف عام" (عمومی) كرده بود (27: ج 2، ص 1547؛ 47: ج 2، ص 335-336؛ 50: ج 2، ص 5). انوشیروان بن خالد كاشانی (قرن 5 ق.) وزیر ادیب و دانشمند سلطان محمود سلجوقی و المسترشد بالله عباسی، كتابخانه‌ای بی‌نظیر در كاشان بنا نهاد كه تا سال 674 ق. و به نام خودش بر جای بوده است (47: ج 2، ص 23، 24).
2. کتابخانه‌های وابسته به جمعیت هلال احمر، که طبق آمار سال 1376، مجموعه کل آنها 40000 جلد و تعداد اعضای آن 966,69 نفر بوده است (34:37)؛




خجندیان نیز كه خاندانی اهل فضل و دانش بودند كتابخانه معتبری داشتند كه حدود صد سال سابقه داشت، تا اینكه در سال 542 ق. به تحریك حاكم اصفهان و در جریان آشوب مذهبی آن سال به‌آتش كشیده شد و آسیب فراوان دید؛ اما اندكی پس از آن واقعه، كتابخانه احیا گردید. چنان‌كه ابوالشرف گلپایگانی در ترجمه تاریخ یمینی آورده، وی نسخه‌ای از تفسیر صدجلدی را كه متعلق به مدرسه صابونی نیشابور بوده، در سال 545 ق. (سه سال پس از آتش‌سوزی)، در كتابخانه خجندیان اصفهان یافته و از آن استفاده فراوان كرده است (2: ج 1، ص 694؛ 28:28؛ 39:49؛ 50: ج 2، ص 35).
3. کتابخانه‌های وابسته به مراکز فرهنگی و انجمن‌های خیریّه، که کتابخانه عمومی مجتمع فاطمیّه (اصفهان) وابسته به حسینیه و دارالشفاء فاطمیّه (تأسیس 1363، با مجموعه 8000 جلد) و کتابخانه تخصصی دارالقرآن‌الکریم (اصفهان)، وابسته به دارالقرآن‌الکریم اصفهان (تأسیس 1373)، و نیز کتابخانه انجمن خیریه زنان جلفا (تأسیس 1327ق./ 1909)، و کتابخانه حمایت بینوایان زنان ارامنه (تأسیس 1328 ق./ 1910) در اصفهان را می‌توان در زمره نخستین کتابخانه‌های وابسته به این مراکز شمرد (32: ج 1، ص 1)؛




حاج حسن بیك (معاصر شاه عباس اول صفوی)، از اعیان و اشراف اصفهان و از دوستداران كتاب بود، كه نسخه‌های نفیس و ارزشمندی برای كتابخانه‌اش تهیه می‌كرد. كتاب گرشاسب‌نامه در سال 1025 ق. برای كتابخانه او تحریر شد كه علیرضا عباسی، نقاش معروف، هفت مجلس برای آن تصویر كرد. كلیات خاقانی كه در 1038 ق. كتابت شده، متعلق به كتابخانه او بوده است (50: ج 2، ص 152، 153). كتابخانه شیخ علی منشار ( ـ984 ق.)، حدود 4000 جلد كتاب داشت كه اغلب آنها از هند فراهم شده بود (94:20؛ 47: ج 2، ص 339). شیخ بهاءالدین عاملی، معروف به "شیخ بهایی" (953-1030 ق.خود كتابخانه قابل توجهی داشته و پس از درگذشت پدر زنش (شیخ علی منشارمجموعه ارزشمند وی به دخترش رسید و جزو كتابخانه شیخ بهایی گردید (94:20). بعد از اینكه كتابخانه مرقد امام رضا (آستان قدس رضوی) در مشهد توسط ازبكان غارت شد، شیخ بهایی، بخشی از مجموعه خود را به آن كتابخانه هدیه كرد كه بسیاری از آنها هم‌اكنون موجود است (47: ج 2، ص 339-340؛ 50: ج 2، ص 139). ملاّمحمد مقیم، كتابدار كتابخانه شاه سلیمان صفوی (1068-1077 ق.خود مردی كتابدوست و نسخه‌شناس بود. وی كتابخانه‌ای در اصفهان برای خویش فراهم كرد و كتاب‌های نفیسی را كه در سفر هند به‌همراه آورده بود به مجموعه كتابخانه خود افزود (47: ج 2، ص 343؛ 50: ج 2، ص 152). به گفته میرزا عبدالله اصفهانی معروف به "افندی"، ملاّمحسن فیض كاشانی (1007-1091ق.كتابخانه معظمی در كاشان و سپس در اصفهان داشته است. آقا حسین خوانساری (1016-1099 ق.)، فقیه و عالم معروف، كتابخانه مهم و بزرگی داشت كه پس از گذشت چند قرن، هنوز آثار خطی او به‌طور گسترده در كتابخانه‌های ایران موجود است و اغلب كتابخانه‌های بزرگ ایران، تعدادی از مجموعه او را نگهداری می‌كنند (46: ج ص 460).
4. کتابخانه‌های وابسته به شهرداری، که از جمله این کتابخانه‌ها می‌توان از کتابخانه عمومی راغب اصفهانی (تأسیس 1369کتابخانه عمومی طغرایی اصفهانی (تأسیس 1370کتابخانه عمومی قدس (تأسیس 1371)، کتابخانه عمومی ابوالفرج اصفهانی (تأسیس 1371کتابخانه عمومی علامه امینی (تأسیس 1372کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین (تأسیس 1372)، و کتابخانه عمومی میرداماد (تأسیس 1372، با مجموعه 16000 جلد) نام برد (47: ج ص 368-371).




شیخ نجیب‌الدین رضا، متخلص به "نجیب"، از مشایخ سلسله ذهبیه و از عرفای نامدار معاصر شاه سلیمان، كتابخانه معظمی داشت كه مورد استفاده و مراجعه پیروان آن سلسله بوده. هم‌اكنون تعداد زیادی از مجموعه كتاب‌های او در كتابخانه‌های خصوصی كشور موجود است (50: ج 2، ص 145). خاندان بزرگ و معروف روضاتی نیز از قرن 12 ق. به‌بعد، كتابخانه بزرگ و بااهمیتی در اصفهان داشته‌اند. حاج میر ابوالقاسم، مشهور به "میركبیر" (1090-1158 ق.)، سرسلسله این خاندان، مجموعه ارزشمندی فراهم كرد كه بسیاری از نسخ آن توسط وی استنساخ شده بود. حاج میرسید محمد ( ـ1293 ق.)، از علما و دانشمندان زمان، كتابشناس و نسخه‌شناس متبحری بوده است؛ و برادرش، سید محمدباقر خوانساری در تدوین اثر معروف زندگینامه‌ای خود، به نام روضات‌الجنات از دانش و تخصص او بهره می‌گرفته است. گویند هزار نسخه خطی به نظر او رسیده كه تمام یا قسمتی از آنها به خط اوست (409:18، 410؛ 47: ج 1، ص 431، 432؛ 50 : ج 2، ص 153). ملاّمحمد رفیع خوانساری نیز مجموعه گرانقدری داشته كه آن را وقف یكی از مدارس دینی اصفهان كرد (345:18). كتابخانه میرفندرسكی ( -1050 ق.)، حكیم و فیلسوف معروف، شهرت بسزایی داشته است كه پس از مرگ وی بنا بر وصیتش به كتابخانه آستانه شیخ صفی‌الدین در اردبیل منتقل شد (47: ج 2، ص 341؛ 50: ج 2، ص 150). میرزا عبدالله اصفهانی ( - 1130 ق.) صاحب كتاب زندگینامه‌ای معروف ریاض‌العلماء و حیاض‌الفضلا، برای تدوین كتابش، كتابخانه معتبر و نفیسی تدارك دیده بود (47: ج 2، ص 346؛ 50: ج 2، ص 154). میرزا ابوتراب اصفهانی، خود از افاضل اصفهان در قرن دوازدهم بود و كتابخانه نفیسی به خط خوشنویسان معروف، از جمله احمد نیریزی داشته است (50: ج2، ص 155). كتابخانه خاندان بزرگ خاتون‌آبادی از قرن دوازدهم به بعد، شهرت داشته و بخش‌هایی از مجموعه آن در میان این خاندان پراكنده است (50: ج 2، ص 151). كتابخانه حزین لاهیجی در قرن دوازدهم حدود 5000 جلد كتاب داشت كه در جریان حمله افغان در سال 1135 ق. به‌غارت رفت. وی در سفرنامه خود از غارت كتابخانه و نابودی یكی از آثار ارزشمندش به نام مدّه‌العمر، به‌تلخی چنین یاد می‌كند: "در آن سال ]1135 ق.[، سانحه اصفهان روی داد و كتابخانه حقیر و آنچه بود به غارت رفت و مرا بر تلف شدن آن نسخه، تأسف است..." (187:15).
کتابخانه ارامنه جلفای اصفهان (تأسیس قرن 11 ق.)، با مجموعه‌ای شامل 25000 جلد کتاب به زبان‌های مختلف، به‌عنوان نخستین کتابخانه ارامنه، مورد استفاده دانشجویان و محققان ارمنی و غیرارمنی است (1:33).




كتـابخانه عـلامه محمـدباقـر مجـلسی ( ـ1110ق.)، شیخ‌الاسلام اصفهان، از معتبرترین كتابخانه‌های قرن یازدهم و دوازدهم بوده است. وی این كتابخانه را به‌منظور تدوین اثر دایره‌المعارفی حدیثی شیعه، موسوم به بحارالانوار در طی سالیان متمادی فراهم كرد. او برای دستیابی به نسخه‌های مورد نظرش، پیك‌هایی را به شهرها و كشورهای مختلف اعزام می‌كرد، چنان‌كه برای آوردن نسخه مدینه‌العلم كه در كتابخانه پادشاه یمن بود، پیكی را با تحفه و هدایا به دربار او ارسال كرد. همچنین دستور داد تا از روی كتاب‌های فرسوده و رو به زوال گذشتگان، استنساخ شود و خود نیز تعدادی از آنها را استنساخ كرد. علاوه بر آن، مجموعه كتابخانه‌های علما و دانشمندان معاصر خود، مانند علامه محمدتقی مجلسی (پدرش)، حافظ‌كاظم، سیدمحمد علی، شاه ابوتراب، سیدحسن آل یراق، میرزا غیاث، و افراد دیگر را به كتابخانه خود منتقل كرد. پس از درگذشت او، كتابخانه معظم وی پراكنده شد و هر قسمت به كتابخانه‌ای منتقل گردید؛ چنان‌كه مجلدات دست‌نویس بحارالانوار به كتابخانه میرزا عبدالله اصفهانی انتقال یافت. امروزه در بیشتر كتابخانه‌های عمومی و خصوصی داخل و خارج ایران، نسخه‌هایی از كتابخانه او كه آثار قلم و یا حواشی و یا حداقل مهر و نشانه وی بر آنهاست موجود است (45: ج 1، ص 175-179؛ 47: ج 2، ص 344؛ 50: ج 2، ص 152).
تعداد کل کتابخانه‌های عمومی استان اصفهان تا پایان سال 1378، در حدود 106 باب، مجموعه 2063964 جلد، تعداد اعضا 76094 نفر، و تعداد کارکنان 184 نفر بوده است (47: ج 2، ص 368-371؛ 1:17).




پادشاهان صفویه نیز عموماً فرهنگ‌دوست و هنرپرور بودند و كتابخانه‌های نفیس و ارزشمندی داشتند. بسیاری از علما، دانشمندان، ادبا، و شعرا معمولاً نفیس‌ترین كتاب‌های خود را به نام پادشاهان عصر مصدّر نموده و به آنان هدیه می‌كردند. علاوه بر آن، بسیاری از كتاب‌های ارزشمند گذشته توسط خوشنویسان نامدار زمان، استنساخ می‌شد كه غالباً با تصویر و تذهیب‌های عالی همراه بود.
کتابخانه‌های کودکان و نوجوانان


نخستین کتابخانه کودکان و نوجوانان استان اصفهان در سال 1344 ش. در شهر نجف‌آباد و سپس در سایر شهرهای استان به این شرح تأسیس شد: اصفهان (تأسیس 1346)، رَهنان (تأسیس 1347)، خمینی‌شهر (تأسیس 1348)، شهرضا (تأسیس 1349)، سمیرم (تأسیس 1350)، اردستان (تأسیس 1352)، کاشان (تأسیس 1353)، گلپایگان (تأسیس 1354)، خوانسار و زرّین‌شهر (تأسیس 1356)، شاهین‌دژ و نایین (تأسیس 1357)، فولادشهر (تأسیس 1358)، نطنز (تأسیس 1360)، دهاقان (تأسیس 1371)، و کتابخانه خانه کودک و نوجوان باغ غدیر اصفهان (تأسیس 1372، با مجموعه 8000 جلد). تعداد این کتابخانه‌ها در شهر اصفهان 8 واحد و مجموعه آنها در حدود 69000 جلد است. تا پایان سال 1378، تعداد کتابخانه‌های کودکان و نوجوانان در سراسر استان 29 باب، تعداد کارکنان 116 نفر، و مجموعه آنها (طبق آمار سال 1377) 279335جلد بوده است (40: 2؛ 47: ج 2، ص 369-370).


شاه اسماعیل اول صفوی (907-930 ق.)، سرسلسله صفویان، گرچه اغلبِ دوران حكومتش به جنگ با دشمنان داخلی و خارجی گذشت، به فرهنگ و هنر علاقه وافر داشت. پس از فتح هرات، هنرمندانی كه در زمان سلطان حسین بایغرا در آن شهر گرد آمده و مكتب هنری هرات را به‌وجود آورده بودند، همه را با عزت و احترام به پایتخت خود، تبریز، آورد و كتابخانه باشكوهی ترتیب داد و سرپرستی آن را به كمال‌الدین بهزاد* سپرد. آثاری كه برای كتابخانه شاه اسماعیل تهیه شده، همه از نفایس بوده و نمونه‌های آنها در كتابخانه‌های معروف جهان مانند كتابخانه موزه بریتانیا و كتابخانه كنگره امریكا موجود است. شاه طهماسب اول صفوی (930-984 ق.) نیز كه خط و نقاشی را نزد برجسته‌ترین استادان فن آموخته بود، به كتابت و كتاب علاقه زیادی داشت و به همین سبب، دارالصنایعی را كه پدرش ترتیب داده بود، گسترش داد. كتابخانه شاه طهماسب، بر اثر این توجه، روز به روز غنی‌تر می‌شد تا بدانجا كه در شمار معظم‌ترین كتابخانه‌های جهان در آمد. افراد نامداری، مانند محمود نیشابوری، محیی شیرازی، و امیر نظام‌الدین اسكویی، سال‌ها كتابدار این كتابخانه بوده‌اند.


کتابخانه‌های آموزشگاهی


شاه عباس اول صفوی (996-1038 ق.) نیز به تبعیت از اسلاف خود و همچنین تحت تأثیر محیطی كه آنها به‌وجود آورده بودند، به هنر و كتاب عشق می‌ورزید. با اینكه وی وارث كتابخانه نفیس شاه طهماسب و سلطان محمد خدابنده بود، در تكمیل و افزایش این گنجینه به‌جِدّ می‌كوشید. بدین‌منظور، دارالصنایع تبریز را به اصفهان منتقل ساخت و كوشش‌های فراوانی به‌كار برد تا خوشنویسان، تصویرگران، تذهیب‌كاران، جلدسازان، زرافشانان، و حلّكاران را برای خلق آثار ارزنده هنری در كتابخانه سلطنتی اصفهان گردآورد و بدین ترتیب، هنرمندان برجسته‌ای مانند علیرضا عباسی، میرعماد حسنی، میرمحمد معصوم، و دیگران به خلق آثار هنری بی‌بدیلی پرداختند. صادقی بیك افشار ارومیه‌ای، مدتها ریاست كتابخانه شاه عباس را برعهده داشت و پس از او این سمت به علیرضا عباسی واگذار شد.
نخستین مدرسه به سبک جدید در سال 1280 ق. توسط هیأت تبلیغ مذهبی لازاریست‌های فرانسوی، تحت عنوان مدرسه راهبه‌های سَن ونسان دوپل در اصفهان تأسیس شد. سپس به دستور ناصرالدین شاه قاجار (1264-1313 ق.)، کتابخانه قدیمی ارامنه اصفهان به این مدرسه منتقل گردید. از این رو، می‌توان آن را به‌عنوان نخستین کتابخانه آموزشگاهی استان برشمرد.




دانشمندان، مشاهیر، صدور، و امرا چون به عشق و علاقه شاه عباس به كتاب آگاه بودند، آثار برجسته و نفیسی را كه به‌دست می‌آوردند به شاه عباس تقدیم می‌داشتند. امام قلی‌خان، والی فارس، در شیراز دارالصنایعی ایجاد كرد و كتاب‌های نفیسی كه در آنجا كتابت می‌شد، به كتابخانه شاه عباس تقدیم می‌داشت. شاه عباس، دوبار بخشی از مجموعه نفیس كتابخانه خود را به دو كتابخانه معتبر آن زمان، یعنی كتابخانه آستان قدس، و كتابخانه بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی* وقف كرد. آدام اولئاری، جهانگرد اروپایی كه به سال 1047 ق./ 1637م. از این كتابخانه دیدن كرده، با اشاره به آن مجموعه ارزشمند می‌نویسد كه اكثر آنها از نظر هنر و معنی، در دنیا بی‌نظیرند. شاه صفی (1038-1052 ق.) نیز به جمع‌آوری كتاب علاقه فراوان داشت و كتاب‌های زیادی متعلق به كتابخانه او، هم‌اكنون در كتابخانه‌های شخصی موجود است (50: ج 2، ص 138، 141).
از آن پس، کتابخانه‌های متعددی در مدارس اصفهان تأسیس گردید که می‌توان از کتابخانه مدرسه متوسطه صارمیه اصفهان ـ که به‌سبب نام مؤسس آن (صارم‌الدوله) صارمیه خوانده می‌شد ـ نام برد. این کتابخانه در سال 1300 ش. تأسیس شد و دارای 500 جلد کتاب بود، که اکثر آنها از طرف صارم‌الدوله به این کتابخانه اهدا گردیده بود. در سال 1321 ق. نخستین کتابخانه آموزشگاهی برای دانش‌آموزان ارامنه در مدرسه ملی کانانیان ـ که بعداً به دبیرستان شاه عباس مبدل شد ـ افتتاح گردید (31: 397، 403، 404، 532، 533).




شاه عباس دوم صفوی (1052-1077 ق.) نیز، مانند دیگر پادشاهان صفوی به نقاشی و كتاب، علاقه وافر داشت و در زمان او كتابخانه سلطنتی رونق و شكوهی تازه گرفت. محمدامین مشهدی، از شاگردان میرعماد، تصدی این كتابخانه را برعهده داشت (50: ج 2، ص 141). كتابخانه شاه سلیمان صفوی (1077-1105 ق.) را هم باید از كتابخانه‌های معتبر ایران به‌شمار آورد. شاردن، جهانگرد فرانسوی، كه در زمان شاه سلیمان از اصفهان دیدار كرده، در توصیف كتابخانه او می‌نویسد: "در كنار عمارت شاه، تالاری وجود دارد كه به تالار طویله شاهی معروف است و آن چندین اتاق بزرگ دارد. در این اتاق‌ها كتابخانه شاهی جای دارد و ریاست كتابخانه برعهده میرزا مقیم كتابدار، محول است. كتاب‌های كتابخانه شاهی 15000 جلد است و بیشتر كتاب‌هایش به زبان‌های فارسی، عربی، و تركی، و نیز به خط كوفی است. در این كتابخانه دو صندوق مهم از كتاب‌ها به زبان‌های اروپایی است. یكی از صندوق‌ها 76 جلد كتاب دارد و صندوق دوم حاوی كتاب‌هایی است كه پس از تصرف هرمز، از طرف سپاهیان شاه عباس ]اول[، از كلیسای آن به‌غنیمت گرفته شده است. كتاب‌های این صندوق‌ها بیشتر به زبان‌های آلمانی و فرانسوی است و قسمتی از كتاب‌های خارجی، از غارتِ خانه سفیر ]پرتغال[، هلسنن در هفتاد سال قبل از این به‌دست آمده است" (79:24، 80؛ 50: ج 2، ص 141، 142).
پس از انقلاب اسلامی کتابخانه‌های متعددی در مدارس سراسر استان تأسیس شد که تا پایان شش ماهه اول 1378 تعداد کل کتابخانه‌های آموزشگاهی استان 1877 واحد، و مجموعه آنها 1989816 جلد بوده است (1:36).




شاه سلطان حسین صفوی (1105-1135 ق.) علاقه مفرطی به كتاب داشت و بر گنجینه كتابخانه شاه سلیمان افزود. میر احمد نیریزی، خوشنویس معروف، برای كتابخانه شاه سلطان حسین كتابت می‌كرد و اجرت زیادی می‌گرفت. وی بخشی از كتاب‌هایی را كه فراهم می‌آورد به كتابخانه مدرسه جدیدالتأسیس چهار باغ اصفهان می‌بخشید. بسیاری از كتاب‌های نفیس این مدرسه در جریان حمله افغان‌ها به اصفهان از بیم غارت به سرداب نمناكی منتقل گردید كه پس از گذشت چند سال بسیاری از آنها از بین رفت (50: ج 2، ص 150، 155). از سرنوشت كتابخانه سلطنتی هم اطلاعی در دست نیست. احتمال فراوان دارد كه این كتابخانه نیز در جریان حمله افغان‌ها به اصفهان (1135 ق.) غارت شده و از بین رفته است. جیمز فریزر (1124-1167 ق./ 1713-1756 م.)، از كاركنان كمپانی هند شرقی انگلیس و از شرق‌شناسان آن كشور، كه در زمان سقوط اصفهان در هند به‌كار اشتغال داشت، اندكی بعد از آن واقعه، 245 نسخه خطی فارسی نفیس را از كتابخانه سلطنتی اصفهان به‌دست آورد. مشخصات این مجموعه در فهرست كارل هرمان اته* آمده است (9: ج 4، ص 508). اسناد ملكی دولت و مردم نیز كه در كاخ چهلستون نگهداری می‌شد، توسط افغان‌ها جمع‌آوری گردید و به زاینده‌رود ریخته شد (26:12). گویند هفته‌ها بلكه ماه‌ها كتاب‌های كتابخانه‌های غارت‌شده اصفهان، صرف گرم كردن حمام‌های اصفهان می‌گردید (45: ج 1، ص 18).
کتابخانه‌های تخصصی


چنان‌که پیش از این گفته شد به‌سبب وجود فرقه‌های گوناگون مذهبی در استان، تعداد قابل توجهی از کتابخانه‌های استان، مورد استفاده پیروان همان مذهب بوده و مجموعه‌های آنها نیز بالطبع مربوط به دانش و معارف همان مذهب بوده است. "کتب‌خانه بزرگ اصفهان" در قرن ششم، کتابخانه اختصاصی شیعیان؛ کتابخانه خاندان خجندی در قرن ششم، خاص شافعیان اصفهان؛ و کتابخانه شیخ نجیب‌الدین رضا نیز در قرن یازدهم، مورد استفاده صوفیه بوده است. از اوایل قرن چهاردهم هجری نیز، کتابخانه‌های تخصصی جدید در استان شکل گرفت.


اغلب شاهزادگان صفوی نیز به‌تقلید از پدران خود، كتاب‌دوست و هنرپرور بودند؛ از جمله سام میرزا، فرزند شاه اسماعیل اول، و مؤلف تذكره تحفه سامی، فردی فاضل و ادیب بود و دربارش محفل ادبا و مجمع فضلا و شعرا بوده است. وی كتابخانه معتبری داشته و نویسندگان و خوشنویسان بنامی مانند شوقی یزدی، لسانی شیرازی، خواجه مروارید، و قاضی احمد غفاری، مؤلف تاریخ جهان‌آرا، در كتابخانه و دیوان او به‌خدمت اشتغال داشته‌اند. این شاهزاده در اواخر عمر در قلعه قهقهه زندانی بود كه كتابخانه‌اش نیز در همان جا قرار داشت. برادر او بهرام میرزا نیز شیفته هنر و ادب بود و خود شعر می‌گفت و "بهرامی" تخلص می‌كرد. وی مدت‌ها حكومت هرات را داشت و در آنجا كتابخانه قابل توجهی فراهم آورد (50: ج 2، ص 130).


نخست کتابخانه اختصاصی باشگاه ارامنه جلفا در سال 1304 ق. در اصفهان تأسیس گردید و سپس کتابخانه‌های متعددی در سراسر استان تشکیل شد، از جمله: کتابخانه شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان (تأسیس 1347، با مجموعه 7832 جلد و 2 نفر کارمند)، کتابخانه مجتمع فولاد مبارکه - مرکز اطلاعات علمی و فنی - (تأسیس 1361، با مجموعه 13390 جلد و 12 نفر کارمند)، کتابخانه سازمان تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی (با مجموعه 4664 جلد و 1 نفر کارمند)، کتابخانه مرکز تحقیقات، مطالعات، و سنجش سازمان صداوسیما (با مجموعه 10327 جلد، 330 نفر عضو، و 1 نفر کارمند)، و کتابخانه اداره کل راه و ترابری (با مجموعه 4489 جلد، 361 نفر عضو، و 1 نفر کارمند) (11: 167، 192، 221).


بعضی از امرای صفوی نیز به‌تبعیت از پادشاهان این سلسله، فرهنگ‌دوست و هنرپرور بودند. رستم‌خان شاملو از زمره این امرا بود كه كتابخانه باعظمتی ترتیب داده بود و محمدامین عقیلی، خوشنویس مشهور، مسئولیت آن را برعهده داشت. امام قلی‌خان نیز كتابخانه عظیم و كم‌نظیری داشت كه پس از قتل او و پسرانش، پراكنده شد (50: ج 2، ص 140-141).


تا پایان سال 1376، تعداد کل کتابخانه‌های تخصصی این استان 12 واحد، با مجموعه 163908 جلد، و 69 نفر کارمند بوده است (37: 50، 52).


پس از حمله افغان‌ها به اصفهان بسیاری از كتابخانه‌های شخصی و خاندانی نابود شد و یا در میان افراد خاندان پراكنده گردید و یا همراه علما و دانشمندان به دیگرشهرها انتقال یافت. اما بعد از رفع فتنه افغان و بازگشت مجدد آرامش و امنیت به كشور، از جمله استان اصفهان، بار دیگر كتابخانه‌های شخصی و خاندانی رو به شكوفایی و گسترش نهاد. سید محمدباقر شفتی (1175-1260 ق.) معروف به "حجه‌الاسلام" برجسته‌ترین و قدرتمندترین عالم اصفهان، با ثروت فراوانی كه از راه خرید و فروش املاك به‌دست آورده بود، كتابخانه شخصی بزرگ و كم‌نظیری در اصفهان ایجاد كرد. او به جمع‌آوری كتاب‌های نفیس، ارزشمند، و نادر علاقه فراوان داشت و در خرید و تهیه آن، از هیچ‌گونه هزینه‌ای خودداری نمی‌كرد. كتابخانه او در آن زمان، در داشتن نسخه‌های نفیس و ارزشمند بی‌نظیر بود. وی ادعا داشت كه هیچ كتابی نیست كه از آن نسخه‌ای نداشته باشد، و ارزش آن را در سال 1230 ق. بیش از پنجاه‌هزار تومان تخمین زده‌اند. او به مدت سی سال تا 1260 ق. كه بدورد حیات گفت، همچنان برای كتابخانه عظیم خویش، كتاب می‌خرید. كتابخانه او در سه دستگاه ساختمان بود كه در هریك، دربانی می‌نشست و كارمندان بسیار داشت (8: ج 3، ص 305، 306؛ 39:28؛ 72:42، 74؛ 47: ج 2، ص 351). حاج محمد ابراهیم كلباسی (1180-1262 ق.)، از علمای اصفهان، به پیروی از همكار خود، سید محمدباقر شفتی، كتابخانه مهم و نفیسی داشت كه به فرزندش به‌ارث رسید و پس از درگذشت او، بین فرزندانش تقسیم شد (47: ج 2، ص 352). حاج میرزا محمدهاشم چهارسوقی خوانساری ( -1318 ق.)، نویسنده‌ای كثیرالتألیف بود و كتابخانه‌اش بیش از 10000 جلد كتاب داشت (47: ج 2، ص 353). حاج میرزا یحیی مستوفی ( -1325 ق.) كتابخانه مهمی داشته كه پس از وفاتش، كتاب‌ها را در گونی‌های متعدد می‌فروخته‌اند. حاج‌آقا منیرالدین بروجردی (-1342 ق.)، از چهره‌های علمی اصفهان، دارای كتابخانه‌ای معظم و كم‌نظیر بوده كه پس از وفات وی به فرزندش رسید و پس از درگذشت او از میان رفت. كتابخانه شیخ محمدرضا نجفی ( ـ1362ق.)، نیز نفیس و ارزشمند بوده است. حاج سیدعلی نجف‌آبادی( ـ1362 ق.)، مرجع تقلید و مدرس بزرگ حوزه علمیه اصفهان، كتابخانه مهم و معتبری داشته كه شامل نسخه‌های بسیار نفیس، ارزشمند، و منحصر به فرد، از جمله نسخه‌های مربوط به زمان علامه مجلسی و نیز دست‌نوشته‌های علمای بزرگ و مشهور بوده است. این كتابخانه در میان سال‌های 1339 تا 1349 ق. در یك روز، گونی‌گونی به‌حراج رفت. كتابخانه‌های حاج میرزا ابوالهدی كلباسی ( ـ1356 ق.) و ملاّ احمد بیان‌الواعظین ( ـ1371 ق.) نفیس و ارزشمند بوده است (47: ج 2، ص 355-357) شیخ محمدباقر اصفهانی معروف به "الفت" (1301-1384 ق.)، كتابخانه عظیم و مهمی داشته كه پس از وفات او به دانشكده ادبیات اصفهان اهدا شد. آقا بزرگ طهرانی خانه او را مجمع اهل فضل و كمال و كتابخانه‌اش را از نفیس‌ترین كتابخانه‌های اصفهان در زمان خود دانسته است (1: ج 1، جزء 1، ص 198؛ 47: ج 2، ص 357، 358).


کتابخانه‌های دانشگاهی


از دیگر كتابخانه‌های شخصی مهم و جدید استان می‌توان از كتابخانه حاج آقا محمد مقدس ( -1378 ق.) كه پس از وفات وی به كتابخانه مسجد اعظم در قم منتقل شد، كتابخانه آقا سیدابوالحسن كتابی ( -1398 ق.)، كتابخانه سیدالعراقین، كتابخانه حاج میرزا محمد طبیب‌زاده كه پس از وفاتش به كتابخانه بقعه علامه مجلسی منتقل گردید، كتابخانه محمد صدر هاشمی، كتابخانه شیخ محمدعلی حبیب‌آبادی (1269-1355 ش.) مؤلف مكارم‌الآثار، و كتابخانه آیت‌الله حاج آقاحسین خادمی (1280-1363 ش.) نام برد كه دارای نسخه‌های خطی كمیاب و بسیار قدیمی بوده‌اند (47: ج 2، ص 358-360).
اگر مدارس دینی گذشته را مدارس عالی و یا دانشگاه‌های آن زمان بدانیم، تاریخ تأسیس کتابخانه‌های این مدارس به قرن پنجم و تشکیل مدرسه ملکشاهی و مهم‌تر از آن، به کتابخانه مدرسه بزرگ و معتبر نظامیه اصفهان باز می‌گردد. اما از آن جهت که آموزش علوم و معارف اسلامی، هدف اصلی این مدارس بود، کتابخانه‌های آنها نیز جزو کتابخانه‌های مدارس دینی منظور گردید.




كتابخانه‌های عمومی
نخستین کتابخانه دانشگاهی به‌معنای جدید در سال 1337 ش. در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان تأسیس شد. تعداد کتاب‌های این کتابخانه در 1366 ش.، بالغ بر 85000 جلد بود. بخش مهمی از کتابخانه در این سال دچار آتش‌سوزی شد، اما اندکی پیش از آن 30000 جلد از کتاب‌ها به کتابخانه مرکزی دانشگاه منتقل شده بود. مجموعه این کتابخانه در سال 1370، بیش از 76000 جلد و کارکنان آن 4 نفر بوده است. پس از آن، کتابخانه‌های دانشکده‌ای متعددی در این دانشگاه تأسیس شد. در حال حاضر، این دانشگاه دارای 19 کتابخانه دانشکده‌ای است، که تعدادی از آنها عبارتند از: کتابخانه دانشکده علوم (تأسیس 1343، با مجموعه 35000 جلد و 8 نفر کارمند)؛ کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه (تأسیس 1348، با مجموعه 43579 جلد، و 4 نفر متخصص کتابداری)، که دارای بیش از 1200 نسخه خطی است که به آن کتابخانه، وقف یا اهدا شده است؛ و کتابخانه دانشکده علوم تربیتی (تأسیس 1349، با مجموعه 110500 جلد، و 2 نفر کارمند). مجموعه کل کتابخانه‌های دانشگاه اصفهان تا پایان سال 1370، در حدود 320000 جلد بوده و 58 نفر کارمند داشته است (11: 43-46؛ 47: ج 2، ص 363-366).


نخستین كتابخانه‌های عمومی در این استان، همانند دیگر استان‌های كشور و جهان اسلام، كتابخانه‌های مساجد بوده است؛ زیرا مساجد در سرزمین‌های اسلامی تا قرن سوم هجری علاوه بر نقش عبادی، نقش و كاركرد آموزشی و تربیتی نیز داشت و از آن پس، با ایجاد مدارس دینی ـ كه در كنار مساجد شكل گرفت ـ به‌تدریج نقش آموزشی و تربیتی آن به مدارس محول شد و كتابخانه‌های مدارس رونق یافت؛ اما همچنان كتابخانه‌های مساجد به‌عنوان نخستین و مهم‌ترین كتابخانه‌های عمومی در جهان اسلام و از جمله ایران تا قرن چهاردهم ایفای نقش می‌كرد. گذشته از كتابخانه‌های مساجد، برخی كتابخانه‌های مدارس، شخصی و خاندانی نیز استفاده عام داشته است و غالباً متعلق به مذهب خاصّی بوده و پیروان هر مذهب به كتابخانه‌های خاص خود مراجعه می‌كردند. عبدالجلیل قزوینی از "كتب‌خانه بزرگ" اصفهان در قرن ششم یاد می‌كند كه متعلق به شیعیان بوده است (787:35). كتابخانه خجندیان اصفهان در قرن ششم هم، مورد رجوع و استفاده عموم - و به احتمال فراوان، شافعیان - قرار داشت (28:28). سلطان‌العلماء خلیفه سلطان (1001-1064 ق.)، صدراعظم شاه صفی صفوی نیز در مدت صدارت خود كتابخانه‌ای عظیم برای استفاده عموم در اصفهان بنا نهاد (18: 82-83). حاج محمدحسن فاضلی، كتابخانه شخصی بزرگ پدرش (حاج ملاّمحمدمهدی فاضل) در شهر خوانسار را كه دارای كتاب‌های خطی زیاد و نسخه‌های نفیس و دوره‌های مجلات فارسی بوده است از سال 1367 ش. بدین سو، به كتابخانه عمومی تبدیل كرده است (525:18).


دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نیز از دیگر دانشگاه‌های معتبر استان به‌شمار می‌رود که دارای کتابخانه‌های مهمی به این شرح است: کتابخانه مرکزی دانشگاه (با مجموعه 22200 جلد، 7000 نفر عضو، و 22 نفر کارمند)، کتابخانه دانشکده پزشکی (با مجموعه 53680 جلد، 2385 نفر عضو، و 14 نفر کارمند)، و کتابخانه دانشکده داروسازی (با مجموعه 21323 جلد و 6 نفر کارمند). مجموعه کل کتابخانه‌های این دانشگاه (طبق آمار سال 1376)، در حدود 145000 جلد، با 13919 نفر عضو، و 65 نفر کارمند است (37: 42).


اما نخستین كتابخانه جدید عمومی استان با نام "كتابخانه فرهنگ اصفهان" در 1323 ش. در این شهر تأسیس شد. طبق آمار سال 1370، تعداد مجموعه آن 26000 جلد و تعداد كاركنان آن 6 نفر بوده است. علاوه بر آن، این كتابخانه صدها نسخه خطی دارد كه تا سال 1349 تعداد 706 نسخه آن (248 نسخه فارسی و 458 نسخه عربی) فهرست شده و تاكنون یك جلد آن انتشار یافته است (25: 119، 120؛ 44: ج 1، ص 172، 366). پس از آن، كتابخانه‌های دیگری تا سال 1370 در شهرهای این استان تأسیس گردید، از آن جمله: كاشان (تأسیس 1327، با مجموعه 13084 جلد و 2 نفر كارمند)، شهرضا (تأسیس 1333، با مجموعه 15000 جلد و 2 نفر كارمند)، نایین (تأسیس 1336، با مجموعه 8735 جلد و 1 نفر كارمند)، گلپایگان (تأسیس 1346، با مجموعه 8000 جلد و 3 نفر كارمند)، و نطنز (تأسیس 1350، با مجموعه 8000 جلد و 2 نفر كارمند) (25: 112-214).


کتابخانه مرکزی آموزشکده فنی شهید مهاجر اصفهان (تأسیس 1347، با مجموعه 12115 جلد، 900 نفر عضو، و 2 نفر کارمند)، کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی کاشان (با مجموعه 21607 جلد، 2000 نفر عضو، و 12 نفر کارمند)، کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی اصفهان (تأسیس 1356، با مجموعه 22852 جلد، و 18 نفر کارمند)، و کتابخانه دانشگاه صنایع دفاعی در شاهین‌شهر (تأسیس 1365، با مجموعه 10243 جلد، و 9 نفر کارمند)، از جمله کتابخانه‌های مهم دانشگاهی استان محسوب می‌شود (11: 37، 95-144؛ 37: 39-44).


كتابخانه‌های عمومی استان اصفهان از نظر وابستگی سازمانی به چند دسته تقسیم می‌شوند:


تا پایان سال 1376، تعداد کل کتابخانه‌های دانشگاهی استان، 22 واحد، مجموعه آنها مشتمل بر 536700 جلد، و تعداد کارکنان آنها 175 نفر بوده است (11: 95، 144؛ 37: 36-45).


1. كتابخانه‌های وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، كه تعداد آنها از آغاز تا پایان 1378، بالغ بر 94 واحد بوده و 964,974 جلد كتاب و نشریه، 184 نفر كارمند، و 210,57 نفر عضو داشته‌اند (1:17؛ 47: ج 2، ص 367-371)؛
2. كتابخانه‌های وابسته به جمعیت هلال احمر، كه طبق آمار سال 1376، مجموعه كل آنها 40000 جلد و تعداد اعضای آن 966,69 نفر بوده است (34:37)؛
3. كتابخانه‌های وابسته به مراكز فرهنگی و انجمن‌های خیریّه، كه كتابخانه عمومی مجتمع فاطمیّه (اصفهان) وابسته به حسینیه و دارالشفاء فاطمیّه (تأسیس 1363، با مجموعه 8000 جلد) و كتابخانه تخصصی دارالقرآن‌الكریم (اصفهان)، وابسته به دارالقرآن‌الكریم اصفهان (تأسیس 1373)، و نیز كتابخانه انجمن خیریه زنان جلفا (تأسیس 1327ق./ 1909)، و كتابخانه حمایت بینوایان زنان ارامنه (تأسیس 1328 ق./ 1910) در اصفهان را می‌توان در زمره نخستین كتابخانه‌های وابسته به این مراكز شمرد (32: ج 1، ص 1)؛
4. كتابخانه‌های وابسته به شهرداری، كه از جمله این كتابخانه‌ها می‌توان از كتابخانه عمومی راغب اصفهانی (تأسیس 1369)، كتابخانه عمومی طغرایی اصفهانی (تأسیس 1370)، كتابخانه عمومی قدس (تأسیس 1371)، كتابخانه عمومی ابوالفرج اصفهانی (تأسیس 1371)، كتابخانه عمومی علامه امینی (تأسیس 1372)، كتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین (تأسیس 1372)، و كتابخانه عمومی میرداماد (تأسیس 1372، با مجموعه 16000 جلد) نام برد (47: ج 2، ص 368-371).
كتابخانه ارامنه جلفای اصفهان (تأسیس قرن 11 ق.)، با مجموعه‌ای شامل 25000 جلد كتاب به زبان‌های مختلف، به‌عنوان نخستین كتابخانه ارامنه، مورد استفاده دانشجویان و محققان ارمنی و غیرارمنی است (1:33).
تعداد كل كتابخانه‌های عمومی استان اصفهان تا پایان سال 1378، در حدود 106 باب، مجموعه 2063964 جلد، تعداد اعضا 76094 نفر، و تعداد كاركنان 184 نفر بوده است (47: ج 2، ص 368-371؛ 1:17).
كتابخانه‌های كودكان و نوجوانان
نخستین كتابخانه كودكان و نوجوانان استان اصفهان در سال 1344 ش. در شهر نجف‌آباد و سپس در سایر شهرهای استان به این شرح تأسیس شد: اصفهان (تأسیس 1346)، رَهنان (تأسیس 1347)، خمینی‌شهر (تأسیس 1348)، شهرضا (تأسیس 1349)، سمیرم (تأسیس 1350)، اردستان (تأسیس 1352)، كاشان (تأسیس 1353)، گلپایگان (تأسیس 1354)، خوانسار و زرّین‌شهر (تأسیس 1356)، شاهین‌دژ و نایین (تأسیس 1357)، فولادشهر (تأسیس 1358)، نطنز (تأسیس 1360)، دهاقان (تأسیس 1371)، و كتابخانه خانه كودك و نوجوان باغ غدیر اصفهان (تأسیس 1372، با مجموعه 8000 جلد). تعداد این كتابخانه‌ها در شهر اصفهان 8 واحد و مجموعه آنها در حدود 69000 جلد است. تا پایان سال 1378، تعداد كتابخانه‌های كودكان و نوجوانان در سراسر استان 29 باب، تعداد كاركنان 116 نفر، و مجموعه آنها (طبق آمار سال 1377) 279335جلد بوده است (40: 2؛ 47: ج 2، ص 369-370).
كتابخانه‌های آموزشگاهی
نخستین مدرسه به سبك جدید در سال 1280 ق. توسط هیأت تبلیغ مذهبی لازاریست‌های فرانسوی، تحت عنوان مدرسه راهبه‌های سَن ونسان دوپل در اصفهان تأسیس شد. سپس به دستور ناصرالدین شاه قاجار (1264-1313 ق.)، كتابخانه قدیمی ارامنه اصفهان به این مدرسه منتقل گردید. از این رو، می‌توان آن را به‌عنوان نخستین كتابخانه آموزشگاهی استان برشمرد.
از آن پس، كتابخانه‌های متعددی در مدارس اصفهان تأسیس گردید كه می‌توان از كتابخانه مدرسه متوسطه صارمیه اصفهان ـ كه به‌سبب نام مؤسس آن (صارم‌الدوله) صارمیه خوانده می‌شد ـ نام برد. این كتابخانه در سال 1300 ش. تأسیس شد و دارای 500 جلد كتاب بود، كه اكثر آنها از طرف صارم‌الدوله به این كتابخانه اهدا گردیده بود. در سال 1321 ق. نخستین كتابخانه آموزشگاهی برای دانش‌آموزان ارامنه در مدرسه ملی كانانیان ـ كه بعداً به دبیرستان شاه عباس مبدل شد ـ افتتاح گردید (31: 397، 403، 404، 532، 533).
پس از انقلاب اسلامی كتابخانه‌های متعددی در مدارس سراسر استان تأسیس شد كه تا پایان شش ماهه اول 1378 تعداد كل كتابخانه‌های آموزشگاهی استان 1877 واحد، و مجموعه آنها 1989816 جلد بوده است (1:36).
كتابخانه‌های تخصصی
چنان‌كه پیش از این گفته شد به‌سبب وجود فرقه‌های گوناگون مذهبی در استان، تعداد قابل توجهی از كتابخانه‌های استان، مورد استفاده پیروان همان مذهب بوده و مجموعه‌های آنها نیز بالطبع مربوط به دانش و معارف همان مذهب بوده است. "كتب‌خانه بزرگ اصفهان" در قرن ششم، كتابخانه اختصاصی شیعیان؛ كتابخانه خاندان خجندی در قرن ششم، خاص شافعیان اصفهان؛ و كتابخانه شیخ نجیب‌الدین رضا نیز در قرن یازدهم، مورد استفاده صوفیه بوده است. از اوایل قرن چهاردهم هجری نیز، كتابخانه‌های تخصصی جدید در استان شكل گرفت.
نخست كتابخانه اختصاصی باشگاه ارامنه جلفا در سال 1304 ق. در اصفهان تأسیس گردید و سپس كتابخانه‌های متعددی در سراسر استان تشكیل شد، از جمله: كتابخانه شركت سهامی ذوب آهن اصفهان (تأسیس 1347، با مجموعه 7832 جلد و 2 نفر كارمند)، كتابخانه مجتمع فولاد مباركه - مركز اطلاعات علمی و فنی - (تأسیس 1361، با مجموعه 13390 جلد و 12 نفر كارمند)، كتابخانه سازمان تحقیقات كشاورزی و منابع طبیعی (با مجموعه 4664 جلد و 1 نفر كارمند)، كتابخانه مركز تحقیقات، مطالعات، و سنجش سازمان صداوسیما (با مجموعه 10327 جلد، 330 نفر عضو، و 1 نفر كارمند)، و كتابخانه اداره كل راه و ترابری (با مجموعه 4489 جلد، 361 نفر عضو، و 1 نفر كارمند) (11: 167، 192، 221).
تا پایان سال 1376، تعداد كل كتابخانه‌های تخصصی این استان 12 واحد، با مجموعه 163908 جلد، و 69 نفر كارمند بوده است (37: 50، 52).
كتابخانه‌های دانشگاهی
اگر مدارس دینی گذشته را مدارس عالی و یا دانشگاه‌های آن زمان بدانیم، تاریخ تأسیس كتابخانه‌های این مدارس به قرن پنجم و تشكیل مدرسه ملكشاهی و مهم‌تر از آن، به كتابخانه مدرسه بزرگ و معتبر نظامیه اصفهان باز می‌گردد. اما از آن جهت كه آموزش علوم و معارف اسلامی، هدف اصلی این مدارس بود، كتابخانه‌های آنها نیز جزو كتابخانه‌های مدارس دینی منظور گردید.
نخستین كتابخانه دانشگاهی به‌معنای جدید در سال 1337 ش. در دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان تأسیس شد. تعداد كتاب‌های این كتابخانه در 1366 ش.، بالغ بر 85000 جلد بود. بخش مهمی از كتابخانه در این سال دچار آتش‌سوزی شد، اما اندكی پیش از آن 30000 جلد از كتاب‌ها به كتابخانه مركزی دانشگاه منتقل شده بود. مجموعه این كتابخانه در سال 1370، بیش از 76000 جلد و كاركنان آن 4 نفر بوده است. پس از آن، كتابخانه‌های دانشكده‌ای متعددی در این دانشگاه تأسیس شد. در حال حاضر، این دانشگاه دارای 19 كتابخانه دانشكده‌ای است، كه تعدادی از آنها عبارتند از: كتابخانه دانشكده علوم (تأسیس 1343، با مجموعه 35000 جلد و 8 نفر كارمند)؛ كتابخانه مركزی و مركز اسناد دانشگاه (تأسیس 1348، با مجموعه 43579 جلد، و 4 نفر متخصص كتابداری)، كه دارای بیش از 1200 نسخه خطی است كه به آن كتابخانه، وقف یا اهدا شده است؛ و كتابخانه دانشكده علوم تربیتی (تأسیس 1349، با مجموعه 110500 جلد، و 2 نفر كارمند). مجموعه كل كتابخانه‌های دانشگاه اصفهان تا پایان سال 1370، در حدود 320000 جلد بوده و 58 نفر كارمند داشته است (11: 43-46؛ 47: ج 2، ص 363-366).
دانشگاه علوم پزشكی اصفهان نیز از دیگر دانشگاه‌های معتبر استان به‌شمار می‌رود كه دارای كتابخانه‌های مهمی به این شرح است: كتابخانه مركزی دانشگاه (با مجموعه 22200 جلد، 7000 نفر عضو، و 22 نفر كارمند)، كتابخانه دانشكده پزشكی (با مجموعه 53680 جلد، 2385 نفر عضو، و 14 نفر كارمند)، و كتابخانه دانشكده داروسازی (با مجموعه 21323 جلد و 6 نفر كارمند). مجموعه كل كتابخانه‌های این دانشگاه (طبق آمار سال 1376)، در حدود 145000 جلد، با 13919 نفر عضو، و 65 نفر كارمند است (37: 42).
كتابخانه مركزی آموزشكده فنی شهید مهاجر اصفهان (تأسیس 1347، با مجموعه 12115 جلد، 900 نفر عضو، و 2 نفر كارمند)، كتابخانه دانشگاه علوم پزشكی كاشان (با مجموعه 21607 جلد، 2000 نفر عضو، و 12 نفر كارمند)، كتابخانه مركزی دانشگاه صنعتی اصفهان (تأسیس 1356، با مجموعه 22852 جلد، و 18 نفر كارمند)، و كتابخانه دانشگاه صنایع دفاعی در شاهین‌شهر (تأسیس 1365، با مجموعه 10243 جلد، و 9 نفر كارمند)، از جمله كتابخانه‌های مهم دانشگاهی استان محسوب می‌شود (11: 37، 95-144؛ 37: 39-44).
تا پایان سال 1376، تعداد كل كتابخانه‌های دانشگاهی استان، 22 واحد، مجموعه آنها مشتمل بر 536700 جلد، و تعداد كاركنان آنها 175 نفر بوده است (11: 95، 144؛ 37: 36-45).




خط ۲۷۲: خط ۲۲۱:
2) آل داوود، علی. "آل خجند". دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 1، ص 694-698؛
2) آل داوود، علی. "آل خجند". دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 1، ص 694-698؛


3) ابن‌ندیم، محمدبن اسحاق. الفهرست. ترجمه محمدرضا تجدد. تهران: امیركبیر، 1366؛
3) ابن‌ندیم، محمدبن اسحاق. الفهرست. ترجمه محمدرضا تجدد. تهران: امیرکبیر، 1366؛


4) ابونعیم، احمدبن عبدالله. ذكر اخبار اصفهان. ترجمه نورالله كسایی. تهران: سروش، 1376؛
4) ابونعیم، احمدبن عبدالله. ذکر اخبار اصفهان. ترجمه نورالله کسایی. تهران: سروش، 1376؛


5) "اصفهان". دایره‌المعارف تشیع، ج 2، ص 215-220؛
5) "اصفهان". دایره‌المعارف تشیع، ج 2، ص 215-220؛
خط ۲۸۶: خط ۲۳۵:
9) "بودلیان". دانشنامه جهان اسلام، ج ،4 ص 507-509؛
9) "بودلیان". دانشنامه جهان اسلام، ج ،4 ص 507-509؛


10) پاكتچی، احمد. "ابن عمید". دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 4، ص 340-343؛
10) پاکتچی، احمد. "ابن عمید". دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 4، ص 340-343؛


11) تعاونی، شیرین (خالقی). راهنمای مراكز اسناد و كتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. ویرایش 2. تهران: كتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370؛
11) تعاونی، شیرین (خالقی). راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. ویرایش 2. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370؛


12) جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368؛
12) جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368؛


13) جعفریان، رسول. علل بر افتادن صفویان، مكافات‌نامه. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت پژوهشی، 1372؛
13) جعفریان، رسول. علل بر افتادن صفویان، مکافات‌نامه. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت پژوهشی، 1372؛


14) جلالی نایینی، محمدرضا. "ابوحامد صدرالدین محمد تُركه اصفهانی"، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دكتر سیدجعفر شهیدی. به‌اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، 1374، ص 623-636؛
14) جلالی نایینی، محمدرضا. "ابوحامد صدرالدین محمد تُرکه اصفهانی"، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سیدجعفر شهیدی. به‌اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، 1374، ص 623-636؛


15) حزین لاهیجی، محمدعلی. تاریخ و سفرنامه حزین. تحقیق و تصحیح علی دوانی. تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1375؛
15) حزین لاهیجی، محمدعلی. تاریخ و سفرنامه حزین. تحقیق و تصحیح علی دوانی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375؛


16) حورانی، آلبرت. "هجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران". ترجمه مرتضی اسعدی. كیهان فرهنگی، س. سوم، 8 (آبان 1365): 13-16؛
16) حورانی، آلبرت. "هجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران". ترجمه مرتضی اسعدی. کیهان فرهنگی، س. سوم، 8 (آبان 1365): 13-16؛


17) "خلاصه گزارش كتابخانه‌های عمومی كشور". ]تهران[: هیأت امنای كتابخانه‌های عمومی كشور، دبیرخانه، مدیریت مطالعات و برنامه‌ریزی پژوهشی، 1378، (پلی‌كپی
17) "خلاصه گزارش کتابخانه‌های عمومی کشور". ]تهران[: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، مدیریت مطالعات و برنامه‌ریزی پژوهشی، 1378، (پلی‌کپی


18) دانشمندان خوانسار در كتب تراجم. به كوشش محمدعلی حسینی یزدی؛ رسول علوی؛ و علی‌اكبر زمانی‌نژاد. قم: دفتر كنگره محقق خوانساری، 1378؛
18) دانشمندان خوانسار در کتب تراجم. به کوشش محمدعلی حسینی یزدی؛ رسول علوی؛ و علی‌اکبر زمانی‌نژاد. قم: دفتر کنگره محقق خوانساری، 1378؛


19) دوانی، علی. مفاخر اسلام، ج :8 دانشمندان لاهیجان. تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1375؛
19) دوانی، علی. مفاخر اسلام، ج :8 دانشمندان لاهیجان. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375؛


20) رجبی، محمدحسن. مشاهیر زنان ایرانی و پارسی‌گوی. تهران: سروش، 1374؛
20) رجبی، محمدحسن. مشاهیر زنان ایرانی و پارسی‌گوی. تهران: سروش، 1374؛
خط ۳۱۰: خط ۲۵۹:
21) زنده‌دل، حسن و دیگران. مجموعه راهنمای جامع جهانگردی استان اصفهان. تهران: نشر ایرانگردان، 1377؛
21) زنده‌دل، حسن و دیگران. مجموعه راهنمای جامع جهانگردی استان اصفهان. تهران: نشر ایرانگردان، 1377؛


22) سرشماری عمومی نفوس و مسكن :1375 استان اصفهان. تهران: مركز آمار ایران، 1376؛
22) سرشماری عمومی نفوس و مسکن :1375 استان اصفهان. تهران: مرکز آمار ایران، 1376؛


23) سلمانی‌آرانی، حبیب‌الله. سیمای كاشان (كانون فضیلت). ]قم[: بشیر، 1375؛
23) سلمانی‌آرانی، حبیب‌الله. سیمای کاشان (کانون فضیلت). ]قم[: بشیر، 1375؛


24) شاردن، ژان. سفرنامه شاردن (بخش اصفهان). ترجمه حسین عریضی. تهران: انتشارات پگاه، 1362؛
24) شاردن، ژان. سفرنامه شاردن (بخش اصفهان). ترجمه حسین عریضی. تهران: انتشارات پگاه، 1362؛


25) شناسنامه كتابخانه‌های عمومی كشور. تهران: هیأت امنای كتابخانه‌های عمومی كشور، دبیرخانه، 1370؛
25) شناسنامه کتابخانه‌های عمومی کشور. تهران: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، 1370؛


26) شهابی، علی‌اكبر. تاریخچه وقف در اسلام. ]تهران: بی‌نا[، 1343؛
26) شهابی، علی‌اکبر. تاریخچه وقف در اسلام. ]تهران: بی‌نا[، 1343؛


27) "صاحب‌بن عبّاد". دایره‌المعارف فارسی]مصاحب[، ج 2، ص 1546-1547؛
27) "صاحب‌بن عبّاد". دایره‌المعارف فارسی]مصاحب[، ج 2، ص 1546-1547؛
خط ۳۲۴: خط ۲۷۳:
28) صدرهاشمی، محمد. "خاندان خجندی در اصفهان". یادگار. س. سوم، 1 (شهریور 1325): 10-31؛
28) صدرهاشمی، محمد. "خاندان خجندی در اصفهان". یادگار. س. سوم، 1 (شهریور 1325): 10-31؛


29) غنیمه، عبدالرحیم. تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی. ترجمه نورالله كسایی. تهران: انتشارات یزدان، 1364
29) غنیمه، عبدالرحیم. تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی. ترجمه نورالله کسایی. تهران: انتشارات یزدان، 1364


30) فرهانی منفرد، مهدی. مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی. تهران: امیركبیر، 1377؛
30) فرهانی منفرد، مهدی. مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی. تهران: امیرکبیر، 1377؛


31) قاسمی‌پویا، اقبال. مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان. تهران: مركز نشر دانشگاهی، 1377؛
31) قاسمی‌پویا، اقبال. مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377؛


32) كتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375؛
32) کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375؛


33) كتابخانه كلیسای وانك به معاونت پژوهشی كتابخانه ملی. نامه. مورخ 10/12/78؛
33) کتابخانه کلیسای وانک به معاونت پژوهشی کتابخانه ملی. نامه. مورخ 10/12/78؛


34) كسایی، نورالله. مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن. تهران: امیركبیر، 1374؛
34) کسایی، نورالله. مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن. تهران: امیرکبیر، 1374؛


35) كی‌منش، عباس. "كتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی"، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دكتر سید جعفر شهیدی. به اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، ،1374 767-794؛
35) کی‌منش، عباس. "کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی"، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سید جعفر شهیدی. به اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، ،1374 767-794؛


36) "گزارش شماره :8 تعداد كل كتابخانه و كتاب در سطح مدارس كشور". ]تهران[: وزارت آموزش و پرورش، 1378 (پلی‌كپی
36) "گزارش شماره :8 تعداد کل کتابخانه و کتاب در سطح مدارس کشور". ]تهران[: وزارت آموزش و پرورش، 1378 (پلی‌کپی


37) گزارش فرهنگی كشور 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مركز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378؛
37) گزارش فرهنگی کشور 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378؛


38) گلچین معانی، احمد. كاروان هند. مشهد: آستان قدس رضوی، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1369؛
38) گلچین معانی، احمد. کاروان هند. مشهد: آستان قدس رضوی، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1369؛


39) "لیست كتابخانه‌های مساجد و امكانات موجود در آنها به تفكیك استان‌ها". تهران: ستاد عالی هماهنگی و نظارت بر كانون‌های فرهنگی و هنری مساجد، مدیریت امور كتابخانه‌ها، 1378 (پلی‌كپی
39) "لیست کتابخانه‌های مساجد و امکانات موجود در آنها به تفکیک استان‌ها". تهران: ستاد عالی هماهنگی و نظارت بر کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد، مدیریت امور کتابخانه‌ها، 1378 (پلی‌کپی


40) "لیست مراكز براساس استان‌ها". تهران: كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، معاونت فرهنگی، 1378، (پلی‌كپی
40) "لیست مراکز براساس استان‌ها". تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، معاونت فرهنگی، 1378، (پلی‌کپی


41) مسعودی، ابوالحسن علی‌بن حسین. مروج‌الذهب و معادن الجوهر. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374؛
41) مسعودی، ابوالحسن علی‌بن حسین. مروج‌الذهب و معادن الجوهر. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374؛


42) مظفری، رضا. مشاهیر گیلان. قم: مؤسسه فرهنگی و انتشارات مشهور، 1376؛
42) مظفری، رضا. مشاهیر گیلان. قم: مؤسسه فرهنگی و انتشارات مشهور، 1376؛
خط ۳۵۴: خط ۳۰۳:
43) معین، محمد. فرهنگ فارسی، ج 5، ذیل "صاحب"؛
43) معین، محمد. فرهنگ فارسی، ج 5، ذیل "صاحب"؛


44) مقصود همدانی، جواد. فهرست نسخه‌های خطی كتابخانه‌های عمومی اصفهان. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1349؛
44) مقصود همدانی، جواد. فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه‌های عمومی اصفهان. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1349؛


45) مهدوی، مصلح‌الدین. زندگینامه علامه مجلسی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در قرن 11 هجری. اصفهان: انتشارات حسینیه عمادزاده، ]بی‌تا[؛
45) مهدوی، مصلح‌الدین. زندگینامه علامه مجلسی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در قرن 11 هجری. اصفهان: انتشارات حسینیه عمادزاده، ]بی‌تا[؛
خط ۳۶۲: خط ۳۱۱:
47) موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376؛
47) موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376؛


48) نراقی، حسن. آثار تاریخی شهرستان‌های كاشان و نطنز. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1374؛
48) نراقی، حسن. آثار تاریخی شهرستان‌های کاشان و نطنز. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1374؛


49) همایونفرخ، ركن‌الدین. تاریخچه كتابخانه‌های ایران و كتابخانه‌های عمومی. تهران: سازمان كتابخانه‌های عمومی شهردرای تهران، 1344؛
49) همایونفرخ، رکن‌الدین. تاریخچه کتابخانه‌های ایران و کتابخانه‌های عمومی. تهران: سازمان کتابخانه‌های عمومی شهردرای تهران، 1344؛


50) همو. كتاب و كتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر كنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره كل نگارش، 1347؛
50) همو. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347؛


51) هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: كتابفروشی ثقفی، 1344.
51) هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: کتابفروشی ثقفی، 1344.


منبع اصلی
منبع اصلی

نسخهٔ ‏۳۰ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۴۵

اصفهان

استان اصفهان در مرکز کشور قرار دارد و از شمال به استان‌های مرکزی، قم، و سمنان؛ از جنوب به استان‌های فارس و کهگیلویه و بویراحمد؛ از شرق به استان‌های خراسان و یزد؛ و از غرب به استان‌های لرستان و چهارمحال و بختیاری محدود است. جمعیت استان (طبق آمار سال 1375) 3923255 نفر و مساحت آن 105937 کیلومترمربع است.

استان اصفهان دارای 17 شهرستان، 60 شهر، 37 بخش، و 116 دهستان بوده و مرکز آن، شهر اصفهان است. شهرستان‌های استان عبارت است از: اصفهان، اردستان، برخوار و میمه، خمینی‌شهر، خوانسار، سمیرم، شهرضا، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، کاشان، گلپایگان، لنجان، مبارکه، نایین، نجف‌آباد، و نطنز (21: [29]؛ 22: پانزده، شانزده).

تاریخچه

استان اصفهان از کهن‌ترین کانون‌های تمدن در سرزمین ایران است. تپه‌های سیلگ در نزدیکی کاشان، خاستگاه یکی از نخستین تمدن‌های بشری بوده است. گریشمن، باستان‌شناس معروف فرانسوی که تپه‌های تاریخی سیلگ را از 1311 تا 1316 ش. حفاری کرده، می‌نویسد: "کاوش‌های منطقه سیلگ، وجود یک تمدن طولانی بومی را در نظر ما آشکار می‌نماید که بدون انقطاع از هزاره هفتم تا سده‌های آخر هزاره چهارم پیش از میلاد ادامه داشته است". همچنین با مطالعه الواح عیلامی کشف‌شده در این منطقه، تاریخ پیدایش خط را به سه تا دو هزار و پانصد سال پیش تخمین زده‌اند (26:48).

شهر اصفهان نیز از جمله شهرهای باستانی ایران است. برخی مورخان بنای این شهر را به تهمورث، سومین پادشاه سلسله پیشدادیان، نسبت داده‌اند (6:12؛ 32: ج 1، ص هجده). این شهر در زمان هخامنشیان به نام "گابا" یا "گِیْ" معروف بوده که پس از اسلام، اعراب آن را "جِیْ" نامیده‌اند (32: ج 1، ص نوزده؛ 1:51). اصفهان، در منابع تاریخی و جغرافیایی، به نام‌های اسپادان (بطلمیوسی)، سپاهان (پهلوی)، اصبهان (عربی)، و اصفهان (عربی و فارسی کنونی) آمده که به احتمال فراوان، اصل کلمه، پهلوی است. به نوشته برخی اسطوره‌شناسان و مورخان گذشته، کاوه آهنگر از اهالی فریدن اصفهان بوده و یاران او نیز اصفهانی بوده‌اند (32: ج ،1 ص بیست‌ویک). استرابون (63 ق.م. - 20 م.)، مورخ نامدار رومی، اصفهان را از شهرهای مهم ایران در زمان هخامنشیان (559-330 ق.م.) می‌داند؛ اما طبری و حمزه اصفهانی، از مورخان معروف مسلمان، بنای اصفهان را توسط اسکندر مقدونی (356-323 ق.م.) دانسته‌اند (32: ج 1، ص بیست؛ 14:51).

اصفهان در دوره ساسانیان ولیعهدنشین و مرکز تجمع سپاه (اسپاهان) بوده و به‌منزله دژ مستحکمی به‌شمار می‌رفته و شاید به همین سبب یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، پس از شکست خوردن از سپاه اسلام، مدتی را در اصفهان به‌سر برد (4:51). وجود آتشگاه معروف بر روی قله کوه منفرد در غرب شهر اصفهان، نشانه شکوه و آبادانی این شهر در دوره ساسانیان است (5:51-8). مسعودی در مروج‌الذّهب، این آتشگاه را یکی از هفت آتشگاه بزرگ زرتشتیان قبل از اسلام دانسته که تا زمان وی نزد زرتشتیان مقدس بوده است (12: 6؛ 41: ج 1، ص 589).

ابن ندیم در کتاب الفهرست، از قول ابومعشر بلخی ( -272 ق.)، درباره عشق و علاقه پادشاهان باستانی ایران در حفظ و صیانت دانش، کتاب، و کتابخانه، مطالبی نقل می‌کند. بلخی از قول فردی مطلع و مطمئن می‌گوید که در سال 250ق.، قسمتی از دژ "سارویه جی" اصفهان خراب شد. گمان نمی‌رفت که در آنجا اتاق و جای سکونتی باشد، لکن انباری پدیدار شد که در آن کتاب‌های بسیاری به‌دست آمد که کسی به خواندن آنها آشنا نبود. به گفته بلخی، وی مجلداتی از این کتاب‌ها را دیده بود و ابن عمید نیز آنها را برای ترجمه به بیت‌الحکمه در بغداد فرستاد که یکی از مترجمان، یوحنّای مسیحی بود. از جمله آثار کشف‌شده در آن دژ، نامه یکی از پادشاهان باستانی ایران بدین مضمون بود:

در روزگار تهمورث، اخترشناسان از آینده خبر دادند که با فرو باریدن باران‌های پی‌درپی و فراوان در غرب، توفانی سهمناک برپا خواهد شد و زمان آن دویست و سی‌ویک سال و سیصد روز پس از نخستین روز پادشاهی تهمورث خواهد بود. تهمورث شاه که از دوستداران دانش، و خود از دانش‌پژوهان با فرّ و فرهنگ بود، بیمناک شد که مبادا این بلا از غرب به شرق کشیده شود و سرزمین‌های شرق نیز آسیب ببیند؛ پس کارشناسان و بنّایان را فراخواند و فرمان داد تا جست‌وجو نمایند که هر جا از آسیب زلزله و رطوبت مصون است، برگزینند و برای پاسداری از دانش‌های نیاکان در آنجا دژی بسازند. بنّایان و کارآگاهان، سارویه جی اصفهان را پسندیدند و دژ سارویه را ساختند. آنگاه فرمان داد تا در آن دژ، جایی زرّین بنا کنند و آنچه از دانش‌های گوناگون که در گنج‌خانه او بود و بر پوست توز نوشته بودند، در آن محل زرّین جای دادند تا از آسیب توفان در امان بماند و پس از فرونشستن توفان، مردمان از دانش‌های گذشتگان بهره‌یاب گردند.


ابن ندیم می‌نویسد که من خود در سال 342 ق. این کتاب‌ها را دیده‌ام و چنان‌که گفته‌اند، آنها بسیار گندزا بودند و تا یک سال، کسی از بوی بدشان نمی‌توانست بدانها نزدیک شود (3: 438-440؛ 49: 14-15).

اصفهان در سال‌های 19 تا 23 ق. توسط اعراب مسلمان فتح شد (6: ج 1، ص 162؛ 32: ج 1، ص بیست‌وچهار؛ 51: 10،11). در آن زمان، اصفهان از دو منطقه جیْ و یهودیّه تشکیل می‌شد که در منطقه یهودیّه، گروه بزرگی از یهودیان زندگی می‌کردند (6: ج 1، ص 162؛ 51: 16-19). به نوشته ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه و نیز یاقوت در معجم‌البلدان، بخت‌النّصر (604-526 ق.م.)، پادشاه بابل، پس از فتح اورشلیم، یهودیان این شهر را اسیر کرد و به بابل برد. اما گروهی از آنان را در کنار جی ـ که بعداً یهودیّه خوانده شد ـ اسکان داد (12: 7، 8)، اما ابونُعیم اصفهانی در ذکر اخبار اصفهان، تأسیس یهودیّه را در اواخر حکومت منصور عباسی (136-158 ق.) می‌داند (129:4).

استان اصفهان، به‌ویژه مرکز آن، شهر اصفهان، در دوره اسلامی بارها مراحل شکوه و عظمت و اقتدار، و نیز افول و انحطاط سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی را آزموده است. در جریان این فراز و فرود تاریخی، کتابخانه‌ها به‌عنوان نماد علم و دانش، رشد و گسترش فراوان یافتند و بارها نیز دستخوش غارت، ویرانی، و آتش‌سوزی گردیدند.

عواملی که موجب شکوفایی و گسترش کتابخانه‌های این استان در دوران اسلامی گردید عبارت است از:

  1. تشویق اسلام به کسب علم و دانش و ارج گذاشتن به مقام علما و دانشمندان و اهتمام تازه‌مسلمانان، از جمله ایرانیان به فراگیری قرآن کریم، احادیث و روایات، و احکام دینی.
  2. مرکزیت اصفهان در دوران سلسله‌های آل بویه، سلاجقه، و صفویه و پایتختی اصفهان در زمان سلاجقه و صفویه، و توجه خاص پادشاهان این دو سلسله به اصفهان، سبب شکوه، آبادانی، ثروت، و عظمت این شهر شد. بسیاری از علما، ادبا، دانشمندان، و هنرمندان در این دوران، روی به این شهر آوردند و به رونق و شکوه فرهنگی آن افزودند؛ چنان‌که ابوبکر محمدبن ثابت خجندی ( 483 ق.)، از علمای مرو، که خاندان دانشمند خجندی (خجندیان یا آل خجند) از اعقاب اویند، به خواهش خواجه نظام‌الملک طوسی به اصفهان رفت و در مدرسه نظامیه این شهر تدریس کرد (2: ج 1، ص 694). همچنین صدرالدین محمد تُرکه اصفهانی، از علما و حکمای بزرگ نیمه دوم سده هفتم و نیمه اول سده هشتم هجری از ترکستان به اصفهان مهاجرت کرد و در این شهر ساکن گردید و خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، وزیر دانشمند غازان خان، ارادتی خاص به او داشته است. خاندان وی (آل تُرکه) در حدود 400 تا 450 سال و تا اواخر سلسله صفوی، در ایران، به‌ویژه اصفهان، مصدر خدمات فرهنگی بوده‌اند (14: 623 - 624).به خواهش پادشاهان صفوی، گروه کثیری از علما و فقهای شیعه جبلâ عامل، عراق، و بحرین به شهرهای ایران از جمله اصفهان آمدند که مورد احترام و تکریم فراوان پادشاهان و مردم قرار گرفتند. یکی از پژوهشگران معاصر راجع به خدمات فرهنگی علمای مهاجر جبل عامل به ایران می‌نویسد: "کتاب‌های زیادی در این زمان در زمینه‌های مختلف دانش‌های شیعی ]توسط علمای جبل عامل[ به رشته تحریر در آمد که بسیاری از آنها به‌صورت نسخه‌های دستنوشته در کتابخانه‌های ایران و دیگر کشورهای جهان پراکنده است. شمار این کتاب‌ها به اندازه‌ای است که ارائه فهرستی از نام‌های آنها و نگارندگانشان، از حوصله این پژوهش بیرون است". وی یکی دیگر از خدمات فرهنگی آنها را بنیان‌گذاری کتابخانه آستان قدس رضوی* برشمرده است (16: 13-16؛ 167:30، 168).
  3. وزرای دانشمند و با کفایتی چون ابن‌عمید ( -360 ق.)، صاحب‌بن عَبّاد (326-385 ق.)، ابن سینا (370-428 ق.)، ابن مسکویه ( -420 ق.)، میرزا رفیع‌الدین محمد صدر ( -1034ق.)، میرزا حبیب‌الله صدر ( -1060 ق.)، و سلطان‌العلما خلیفه سلطان (1001-1064 ق.) در این شهر وزارت یافتند (10: ج 4، ص 341-343؛ 19: ج 8، ص 144 -154؛ 32: ج 1، ص سی‌وپنج).صاحب‌بن عبّاد به‌مدت 19 سال (341-360 ق.) در اصفهان، سمت کاتب و 6 سال نیز وزارت مؤیدالدوله دیلمی را برعهده داشت. در این مدت وی عمارات متعددی در این شهر بنا کرد و بر شکوه و آبادانی آن افزود. اهل فضل و ادب دور او گرد آمدند و از کمک‌های مادی و حمایت‌های وی برخوردار شدند و شهر به مجمع دانشمندان و ادبا تبدیل گردید (15:12، 16؛ 32: ج 1، ص سی‌وسه؛ 43: ج 5، ذیل "صاحب"). صاحب، هر سال پنجاه‌هزار دینار به بغداد می‌فرستاد تا بر علما، فقها، شعرا، قرّا، سادات، و صلحا تقسیم کنند (771:35). همچنین غیاث‌الدین منصور شیرازی، میرزا رفیع‌الدین محمد صدر، میرزا حبیب‌الله صدر، و سلطان‌العلماء، خود از حکما، علما، و دانشمندان زمان خویش بودند و از این رو، احترام علما و دانشمندان را نگاه می‌داشتند و در تکریم و توقیر ایشان می‌کوشیدند. قصایدی که ملاّ عبدالرزاق لاهیجی ( -1072 ق.) در مدح این سه تن سروده، مؤید همین نظر است (19: ج 8، ص 145-158).
  4. علما و دانشمندانی که غالباً از دیگر شهرها به اصفهان مهاجرت کردند، علم و دانش را در خاندان خویش به میراث گذاشتند و خاندان‌های علمی فراوانی پدید آوردند که اخلاف آنان، میراث معنوی سرسلسله خود و نیز میراث مکتوب (کتابخانه) خاندان کهن و سرشناس خویش را پاسداری می‌کردند (624:14). عمر این خاندان‌های علمی، گاه به چند قرن می‌رسید که بعضی از آنها هنوز به حیات معنوی خویش ادامه می‌دهند. یکی از محققان معاصر، نام و شرح حال 46 خاندان علمی اصفهان را از قرن پنجم تا چهاردهم به اجمال برشمرده است (47: ج 1، ص 395-553). بسیاری از این خاندان‌ها، کتابخانه‌هایی داشتند که علاوه بر استفاده افراد عالم و دانشمند خود، دیگر علاقه‌مندان نیز می‌توانستند از مجموعه آن استفاده کنند که کتابخانه خجندیان یا آل خجند در قرن ششم و کتابخانه شیخ نجیب رضا در قرن یازدهم از آن زمره است (28:28). علاوه بر آن، بسیاری از علما و ادبا، از خوانِ کرم و نعمت این خاندان‌ها برخوردار بودند که بذل و بخشش صدرالدین خجندی ( ـ552 ق.) در حق شعرا و دانشمندان، معروف است (23:28).
  5. اهتمام پادشاهان، شاهزادگان و بزرگان سلسله‌های ایرانی، به‌ویژه صفوی، و دیگر اعیان و افراد مؤمن و متمول به امور خیریه و وقف، سبب احداث، تعمیر، و یا مرمت صدها باب مسجد، مدرسه، و جز آن گردید که اغلب آنها کتابخانه داشتند و در طول زمان رو به گسترش نهادند (26: 84-89).

با این همه، عوامل متعددی موجب از میان رفتن شکوه و اعتبار، و حتی ویرانی اصفهان و به تبع آن ویرانی کتابخانه‌ها و نابودی کتاب‌ها و در نتیجه کاهش چشمگیر تعداد کتابخانه‌های استان در طول قرون گردیده که از میان آنها می‌توان به عوامل زیر اشاره کرد :

1. آشوب‌های مذهبی فراوانی که از قرن چهارم تا قرن دهم (ظهور صفویه) و از آن پس تا اوایل قرن چهاردهم گهگاه در اصفهان و دیگر شهرهای استان روی می‌داد، سبب کشته شدن بسیاری از مردم و نابودی بازارها، خانه‌ها، مساجد، مدارس، و کتابخانه‌های پیروان مذاهب می‌گردید. این درگیری‌های خونین که از سال 345 ق. و با نزاع میان سنّیان و شیعیان اصفهان شروع شد، بارها به‌صورت‌های گوناگون ادامه یافت که می‌توان به این موارد اشاره کرد: قتل عام شافعی‌ها و حنفی‌ها توسط باطنی‌ها (اسماعیلیه) در 494 ق. و در مقابل، آتش‌زدن باطنی‌ها، کشتار باطنی‌ها در 511 ق.، درگیری‌های خونین میان شافعی‌ها و حنفی‌ها در سال‌های 542 ق.، 560 ق.، 582 ق.، و 633 ق.، چنان‌که در سال 542 ق. به تحریک حاکم اصفهان، حنفی‌ها، مدرسه خجندیان را - که متعلق به شافعی‌ها بود ـ غارت کردند و کتابخانه معتبر آن را به آتش کشیدند (14:28، 28؛ 219:34، 220). سپس در طول حکومت صفویه و پس از آن، جنگ حیدری و نعمتی و متشرعه و صوفیه، بعضاً موجب ویرانی و نابودی کتابخانه‌ها گردید؛


2. هجوم لشکریان دشمن، بارها موجب ویرانی شهر و قتل عام مردم گردید که می‌توان به حمله سپاه مغول در سال 633 ق.، کشتار 70000 نفر از مردم اصفهان در سال 789 ق. توسط امیر تیمور، سرکوب شورش و قتل عام مردم اصفهان به‌دست جهانشاه قراقویونلو ( ـ872 ق.)، و سرانجام سقوط اصفهان در محرم 1135 ق. به‌دست افاغنه یاد کرد. در واقعه اخیر هزاران نفر از شاهزادگان، امرای لشکر، و بزرگان صفوی، و نیز گروه کثیری از مردم و علمای شیعه به‌قتل رسیدند و مساجد و مدارس دینی متعددی با کتابخانه‌ها و مجموعه‌هایشان به‌کلی از میان رفت یا غارت شد که از جمله می‌توان از کتابخانه سلطنتی، کتابخانه مدرسه ملاّعبدالله، کتابخانه مدرسه آقا کمال خازن، و کتابخانه شخصی و مهم حزین لاهیجی نام برد (5: ج 2، ص 217-219؛ 13: 303-310؛ 15: 187؛ 47: ج 2، ص 340، 347، 348)؛


3. از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول صفوی (907 ق.) تا سقوط اصفهان و برچیده شدن این سلسله (1135 ق.)، صدها نفر از شعرا، علما، هنرمندان، و دانشمندان ایرانی به‌سبب سخت‌گیری‌های مذهبی و سیاسی صفویان، و یا انگیزه‌های شخصی و سایر ملاحظات به هند، عثمانی، و ماوراءالنهر مهاجرت کردند و به خدمت دربار و پادشاهان این کشورها در آمدند (7: 169-186؛ 38: ج 1، ص چهار ـ پنج). احمد گلچین معانی، شرح حال 745 شاعر را که در طول سلسله صفوی به هند مهاجرت کردند، به‌تفصیل آورده است (38: ج 1، ص چهار ـ پنج). تعداد قابل توجهی از آنان از مشاهیر این استان هستند و یا از دربار پادشاهان، شاهزادگان، و بزرگان صفوی در اصفهان، رخت سفر به‌سوی دیار غربت بربستند. بنا به رسم معمول، بسیاری از آنان صاحب کتابخانه یا مجموعه‌های شخصی بوده‌اند و احتمال فراوان می‌توان داد که بسیاری از آثار و مجموعه‌های شخصی نیز همراه آنها، به آن سرزمین‌ها منتقل شده باشد؛


4. در جریان حمله افغان و پس از آنکه اصفهان دستخوش ویرانی و ناامنی گردید، گروه زیادی از علمای برجسته شهرهای ایران، از جمله اصفهان، رحل اقامت در عتبات افکندند و حوزه‌های دینی آنجا را قوت بخشیدند. احتمال دارد که در جریان این مهاجرت، بخشی از مجموعه‌های شخصی و خاندانی استان که از فتنه افغان مصون مانده بود، بدانجا انتقال یافته باشد؛


5. بخشی از مجموعه‌ها و کتابخانه‌های شخصی و خاندانی به مرور زمان میان افراد خاندان تقسیم و پراکنده گردید یا پس از فوت صاحب آن، به‌حراج گذاشته شد. کتابخانه خاندان خاتون‌آبادی و مجلسی، و نیز کتابخانه‌های شخصی حاج محمد ابراهیم قزوینی، حاج میرزا یحیی مستوفی و دیگران به همین سرنوشت دچار گردید (47: ج 2، ص 352-357؛ 50: ج 2، ص 179)؛


6. سرانجام، دوران آشفته سیاسی پس از صفویه و انتقال پایتخت از اصفهان به تهران در دوره قاجاریه، سبب کاهش اعتبار سیاسی و فرهنگی شهر اصفهان و کم‌توجهی دربار و دولت به آن گردید.


کتابخانه‌های مساجد و اماکن مذهبی

نخستین مسجد این استان، "جامع عتیق" نام داشت که در محل آتشکده‌ای در اصفهان بنا گردید (47: ج 1، ص 8) و سپس مسجد دیگری در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) (35-40 ق.) در این شهر ساخته شد که ظاهراً همان مسجد شعیای نبیّ (ع) است (108:4؛ 522:51). سپس مساجد متعدد دیگری در این شهر و سایر شهرهای استان ساخته شد. به نوشته مافرّوخی در کتاب محاسن اصفهان، مسجد جامع عتیق در زمان هارون‌الرشید (170-193 ق.) گسترش یافت و در سال 309 ق. در زمان خلافت مقتدر عباسی، "ابوعلی‌بن رستم بر ساختمان مسجد افزایش داد که چهار خانقاه ]شد[ به چهار حدّ و هر حدّی رواقی داشت... و برابر رواق، کتابخانه و حجرات و مخزن‌های کتب به‌همت استاد ابوالعباس ضُبّی احداث شد. در آن کتابخانه، از کتب معتبره نفیسه و مجلداتی از غریب حدیث و اسرار تفسیر و نحو و لغت و اشعار منتخب و سنن انبیا و خلفا و سِیَر ملوک و علما، و از علوم پیشینیان، منطق و ریاضی و طبیعی و الهی گذارده بودند" (12: 110-111). به نوشته ابن اثیر، کتابخانه نفیس مسجد جامع که فهرستی مشتمل بر سه مجلد قطور داشت، در سال 514 ق. یا 515 ق.، همراه با مسجد و مدارس پیوسته بدان، توسط اسماعیلیه، طعمه حریق شد (111:12؛ 23:26؛ 25:29). مسجد جامع جورجیر یا مسجد جامع صغیر نیز که به نوشته، مافرّوخی توسط صاحب‌بن عبّاد در اصفهان بنا شد، خانقاه، کتابخانه، مَدْرَس، و مجلس ادبی داشته است که از این مسجد، هم‌اکنون تنها سردری به جا مانده است (32: ج 1، ص سی و شش، سی و هفت).


کتابخانه خانقاه شیخ ابومسعود، احمدبن فرات رازی نیز از کتابخانه‌های معتبر قرن سوم به بعد بوده است. وی از عرفای نامدار قرن سوم هجری بود که در اصفهان اقامت داشت و پس از اینکه درگذشت خانقاهی بر مزارش بنا کردند. به نوشته ابوصالح عبدالرحمن شهرستانی، که از شاگردان خاصّ او بوده، کتابخانه خانقاه، از نفیس‌ترین کتابخانه‌های ایران بوده است. این کتابخانه تا سال 1264 ق. پا بر جا بود تا اینکه در این سال، به‌سبب مخالفت‌های صدرالدین جبلâ عاملی، از علمای شیعه لبنان، با صوفیه، نفایس خانقاه از جمله کتاب‌های آن به تاراج رفت (50: ج 2، ص 41، 42).


از قرن چهارم به بعد که محل آموزش و درس و بحث، از مساجد به مدارس منتقل شد، کتابخانه‌های مساجد به‌تدریج از رونق افتاد و در عوض کتابخانه‌های مدارس، اهمیت و اعتبار و گسترش روزافزونی یافت.


در آغاز قرن یازدهم هجری و همزمان با گسترش روابط سیاسی ایران و اروپا، گروه عظیمی از ارامنه جلفا به دستور شاه عباس اول صفوی (996-1038 ق.) به اصفهان کوچانده شدند و کلیسای وانک در محله جلفای اصفهان برای آنها ساخته شد که از همان آغاز دارای کتابخانه بود. در این کتابخانه نسخه‌های خطی ارمنی مربوط به قرون هفتم و هشتم هجری به بعد نگاهداری می‌شد که هم‌اکنون نیز موجود است (50: ج 2، ص 139). علاوه بر آن، حدود 25000 جلد کتاب چاپی به زبان‌های ارمنی، فارسی، انگلیسی، و جز آن نگهداری می‌شود (1:33).


از حمله مغول بدین سو، به‌ویژه در دوران سلسله‌های شیعی صفویه و قاجاریه، اطلاع زیادی از وجود کتابخانه‌های مساجد در دست نیست. یکی از علت‌های آن را می‌توان توجه ویژه پادشاهان و بزرگان این دو سلسله به اماکن مقدس مذهبی و وقف مجموعه‌های شخصی به آستانه‌های حضرت رضا (ع)، حضرت معصومه (س)، و نیز بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی و سایر اماکن مقدس مذهبی دانست.


تا پایان نیمه اول سال 1378 ش.، در مجموع، 66 واحد کتابخانه با مجموعه 126540 جلد و در حدود 13000 نفر عضو، در سطح مساجد شهرستان‌های استان فعالیت داشته‌اند که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: اصفهان (36 واحد با مجموعه 96440 جلد و 6112 نفر عضو)، اردستان (2 واحد)، خمینی‌شهر (یک واحد با مجموعه 8000 جلد و 500 نفر عضو)، شهرضا (یک واحد با مجموعه 1800 جلد و 54 نفر عضو)، فلاورجان (یک واحد با مجموعه 600 جلد و 45 نفر عضو)، کاشان (5 واحد با مجموعه 13000 جلد و 1412 نفر عضو)، گلپایگان (یک واحد با 113 نفر عضو)، نایین (یک واحد با مجموعه 2000 جلد و 150 نفر عضو)، نجف‌آباد (یک واحد با مجموعه 3500 جلد و 3000 نفر عضو)، و نطنز (2 واحد با مجموعه 1200 جلد و 1265 نفر عضو) (1:39).


کتابخانه‌های مدارس دینی

بر اساس منابع موجود تاریخی، کهن‌ترین کتابخانه‌های مدارس استان، کتابخانه‌های مدارس شرفیه، عزیزیه، صفویه، و مجدیه در قرن ششم در شهر کاشان بوده و به شیعیان تعلق داشته است. عبدالجلیل قزوینی (505 ـ بعد از 585 ق.)، متکلم معروف شیعی در کتاب معروف خود به نام النقض، از کتابخانه‌های آن مدارس یاد کرده و دو تن از استادان آنها را برشمرده است (35: ؛775 79:48-81؛ 50: ج 2، ص 26). مدرسه‌ای نیز در محله کران اصفهان به دستور ملکشاه سلجوقی (465-485 ق.)برای حنفی‌ها و شافعی‌ها ساخته شد که به مدرسه ملکشاهی معروف گردید و بعدها مزار ملکشاه، خواجه نظام‌الملک و دیگر شاهزادگان سلجوقی گردید (34: 220؛ 73:49). این مدرسه از مدارس معروف قرون پنجم تا هفتم هجری بود و در قرن ششم هجری کتابخانه معتبری داشته که مرجع محققان و مراجعان علاقه‌مند بوده است (50: ج 2، ص 73).


اما بزرگ‌ترین مدرسه‌ای که در این ولایت ساخته شد و تا قرن‌ها مانند نداشت، مدرسه نظامیه اصفهان بود که همانند مدارس مشابه دیگر، به دستور خواجه نظام‌الملک طوسی (408/ 410-485 ق.)، وزیر دانشمند و با کفایت آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی، در پایتخت سلاجقه (اصفهان) ساخته شد. از تاریخ تأسیس این مدرسه اطلاعی در دست نیست. قدیمی‌ترین سند تاریخی در این باره، کتاب محاسن اصفهان مافرّوخی است که تألیف آن بین سال‌های 465 تا 485 ق.، یعنی دوره پادشاهی ملکشاه، صورت گرفته و نخستین مدرّس آن، ابوبکر محمدبن ثابت خجندی ( ـ 483 ق.)، سالها تولیت و مدرّسی آن نظامیه را برعهده داشته است (222:34، 223).


نظامیه اصفهان با توجه به موقعیت ممتاز این شهر در دوره سلجوقی و علاقه وافر خواجه نظام‌الملک به دانشمندان و فقها و رسیدگی به وضع آنان، از استادان دانشمند و نام‌آوری که بیشتر آنان از خجندیان بودند، برخوردار بوده است. وجود این مدرّسان ـ که علاوه بر نظامیه اصفهان در نظامیه بغداد نیز مراتب مدرّسی و نظارت داشته‌اند ـ نظامیه اصفهان را خیلی زود تبدیل به یکی از مراکز مهم علمی و مذهبی دوره سلجوقی کرد. این نظامیه، کتابخانه معظمی متناسب با دیگر تشکیلات گسترده خود داشته که کتاب‌های نفیس آن، توجه طالبان علم را به خود معطوف کرده بود. عماد کاتب اصفهانی( ـ597 ق.) در خریده‌القصر، و جمال‌الدین قفطی ( ـ 648 ق.) در تاریخ‌الحکماء، به وجود کتابدار و کتاب‌های نفیس و منحصر به فرد این کتابخانه اشاره کرده‌اند (34: 224؛ 774:35؛ 50: ج 2، ص 73، 74). اغلب مراجعه‌کنندگانِ کتابخانه‌های نظامیه را استادان و دانشجویان تشکیل می‌دادند (27:29). کتابخانه مدرسه شرفیه کاشان نیز در سال 533 ق. بنا شد و پس از حدود دو قرن در سال 721 ق. رو به ویرانی نهاد (23: 102؛ 79:48).


کتابخانه مدرسه سلطان بخت‌آغا ( ـ769 ق.) همسر شاه محمود مظفری، از کتابخانه‌های معتبر قرن هشتم بوده است. این مدرسه در سال 769 ق. بنا گردید و کتابخانه مدرسه بابا قاسم نیز در همین قرن مورد استفاده صوفیه بوده است (47: ج 2، ص 338 - 339؛ 50: ج 2، ص 100 ).


کتابخانه مدرسه نصرآباد و خانقاه جنب آن را صدرالدین علی طیب به سال 854 ق. بنا کرد و چون جسد مولانا ابوالقاسم نصرآبادی، شاعر و عارف دوره صفویه، در آن دفن شد، این مدرسه به نام وی معروف گردید. کتابخانه مدرسه خواجه مَلِک نیز که پیش از قرن دهم هجری تأسیس شد، از کتابخانه‌های عظیم و معتبر اصفهان به‌شمار می‌رفته و مرجع دانشمندان بوده است (47: ج 2، ص 350؛ 50: ج 2، ص 101-113).


در دوره صفویه و قاجاریه، مدارس دینی متعددی در استان اصفهان ساخته شد. شاردن که در نیمه دوم قرن یازدهم از اصفهان دیدن کرده، تعداد مدارس این شهر را 57 باب نوشته است (167:30). این مدارس که پس از آن تاریخ، رو به فزونی نهاد، غالباً دارای کتابخانه‌های قابل توجهی بود که می‌توان از این کتابخانه‌ها نام برد: کتابخانه مدرسه عباسی (قرن دهم هجری)؛ کتابخانه‌های مدارس جدّه بزرگ و جدّه کوچک، آقا کافور، خالصیّه، و شاه سلیمان (قرن یازدهم هجری)؛ کتابخانه‌های مدارس مریم‌بیگم صفوی، ملاعبدالله، و آقا کمال خازن (قرن دوازدهم)، که دو کتابخانه اخیر در حمله افغان‌ها به اصفهان در سال 1135 ق. غارت شد؛ و کتابخانه معتبر و با عظمت مدرسه چهار باغ (سلطانی) که حاوی مجموعه نفیس سلطنتی بود و در جریان حمله افغان‌ها، به زیرزمین کتابخانه منتقل شد و به‌سبب رطوبت و آفت موریانه از بین رفت. کتابخانه مدرسه پای قلعه (1217 ق.)، کتابخانه مدرسه میرباقری در خوانسار (1232 ق.)، کتابخانه مدرسه بزرگ صدر (1234 ق.)، کتابخانه مدرسه ایلچی که تا 1238 ق. دایر بوده است، کتابخانه مدرسه آقا در کاشان (1268 ق.)، کتابخانه مدرسه سلطانی کاشان (1221 ق.)، کتابخانه مدرسه رکن‌الملک (1331 ق.)، کتابخانه مدرسه علمیه حاج میرزا علی در اردستان (1342 ش.)، و کتابخانه مدرسه آیت‌الله اعتمادی (قرن چهاردهم)، نیز از کتابخانه‌های قابل ذکر مدارس دینی استان به‌شمار می‌روند (23: 103، 104، 184؛ 47: ج 2، ص 350-359؛ 50: ج 2، ص 142-173).


کتابخانه‌های شخصی و خاندانی

پادشاهان فرهنگ‌دوست و وزرای دانشمندی که از قرن سوم به بعد در اصفهان منصب وزارت یافتند و نیز علما و دانشمندانی که به اصفهان مهاجرت کرده و در این شهر سکونت گزیدند، و سرانجام دانشمندانی که در این شهر پرورش یافتند، به‌سبب علاقه وافرشان به کتاب، به‌تدریج کتابخانه‌های شخصی و خاندانی فراوانی در استان پدید آوردند که به مهم‌ترین آنها، اشاره می‌شود.


عمادالدوله علی بویه‌ای (322-338 ق.) که در آغاز از سوی مردآویج حکومت کرج ابودُلَف (ناحیه‌ای میان اصفهان و همدان) را داشت، دارای کتابخانه قابل توجهی بوده است (47: ج 2، ص 779). اما شاید هیچ کتابخانه شخصی در آن زمان و بعدها به عظمت و بزرگی کتابخانه صاحب‌بن عبّاد* (326-385 ق.) نبوده است. او طی سال‌ها، به‌ویژه نوزده سال وزارت خود در اصفهان، کتابخانه‌ای فراهم آورد که به گفته خود 117000 جلد کتاب نفیس داشت و برای حمل و نقل آنها، چهارصد شتر لازم بوده است. فهرست این مجموعه عظیم، ده مجلد ذکر شده است. صاحب، این کتابخانه را "وقف عام" (عمومی) کرده بود (27: ج 2، ص 1547؛ 47: ج 2، ص 335-336؛ 50: ج 2، ص 5). انوشیروان بن خالد کاشانی (قرن 5 ق.) وزیر ادیب و دانشمند سلطان محمود سلجوقی و المسترشد بالله عباسی، کتابخانه‌ای بی‌نظیر در کاشان بنا نهاد که تا سال 674 ق. و به نام خودش بر جای بوده است (47: ج 2، ص 23، 24).


خجندیان نیز که خاندانی اهل فضل و دانش بودند کتابخانه معتبری داشتند که حدود صد سال سابقه داشت، تا اینکه در سال 542 ق. به تحریک حاکم اصفهان و در جریان آشوب مذهبی آن سال به‌آتش کشیده شد و آسیب فراوان دید؛ اما اندکی پس از آن واقعه، کتابخانه احیا گردید. چنان‌که ابوالشرف گلپایگانی در ترجمه تاریخ یمینی آورده، وی نسخه‌ای از تفسیر صدجلدی را که متعلق به مدرسه صابونی نیشابور بوده، در سال 545 ق. (سه سال پس از آتش‌سوزی)، در کتابخانه خجندیان اصفهان یافته و از آن استفاده فراوان کرده است (2: ج 1، ص 694؛ 28:28؛ 39:49؛ 50: ج 2، ص 35).


حاج حسن بیک (معاصر شاه عباس اول صفوی)، از اعیان و اشراف اصفهان و از دوستداران کتاب بود، که نسخه‌های نفیس و ارزشمندی برای کتابخانه‌اش تهیه می‌کرد. کتاب گرشاسب‌نامه در سال 1025 ق. برای کتابخانه او تحریر شد که علیرضا عباسی، نقاش معروف، هفت مجلس برای آن تصویر کرد. کلیات خاقانی که در 1038 ق. کتابت شده، متعلق به کتابخانه او بوده است (50: ج 2، ص 152، 153). کتابخانه شیخ علی منشار ( ـ984 ق.)، حدود 4000 جلد کتاب داشت که اغلب آنها از هند فراهم شده بود (94:20؛ 47: ج 2، ص 339). شیخ بهاءالدین عاملی، معروف به "شیخ بهایی" (953-1030 ق.)، خود کتابخانه قابل توجهی داشته و پس از درگذشت پدر زنش (شیخ علی منشار)، مجموعه ارزشمند وی به دخترش رسید و جزو کتابخانه شیخ بهایی گردید (94:20). بعد از اینکه کتابخانه مرقد امام رضا (آستان قدس رضوی) در مشهد توسط ازبکان غارت شد، شیخ بهایی، بخشی از مجموعه خود را به آن کتابخانه هدیه کرد که بسیاری از آنها هم‌اکنون موجود است (47: ج 2، ص 339-340؛ 50: ج 2، ص 139). ملاّمحمد مقیم، کتابدار کتابخانه شاه سلیمان صفوی (1068-1077 ق.)، خود مردی کتابدوست و نسخه‌شناس بود. وی کتابخانه‌ای در اصفهان برای خویش فراهم کرد و کتاب‌های نفیسی را که در سفر هند به‌همراه آورده بود به مجموعه کتابخانه خود افزود (47: ج 2، ص 343؛ 50: ج 2، ص 152). به گفته میرزا عبدالله اصفهانی معروف به "افندی"، ملاّمحسن فیض کاشانی (1007-1091ق.)، کتابخانه معظمی در کاشان و سپس در اصفهان داشته است. آقا حسین خوانساری (1016-1099 ق.)، فقیه و عالم معروف، کتابخانه مهم و بزرگی داشت که پس از گذشت چند قرن، هنوز آثار خطی او به‌طور گسترده در کتابخانه‌های ایران موجود است و اغلب کتابخانه‌های بزرگ ایران، تعدادی از مجموعه او را نگهداری می‌کنند (46: ج 1، ص 460).


شیخ نجیب‌الدین رضا، متخلص به "نجیب"، از مشایخ سلسله ذهبیه و از عرفای نامدار معاصر شاه سلیمان، کتابخانه معظمی داشت که مورد استفاده و مراجعه پیروان آن سلسله بوده. هم‌اکنون تعداد زیادی از مجموعه کتاب‌های او در کتابخانه‌های خصوصی کشور موجود است (50: ج 2، ص 145). خاندان بزرگ و معروف روضاتی نیز از قرن 12 ق. به‌بعد، کتابخانه بزرگ و بااهمیتی در اصفهان داشته‌اند. حاج میر ابوالقاسم، مشهور به "میرکبیر" (1090-1158 ق.)، سرسلسله این خاندان، مجموعه ارزشمندی فراهم کرد که بسیاری از نسخ آن توسط وی استنساخ شده بود. حاج میرسید محمد ( ـ1293 ق.)، از علما و دانشمندان زمان، کتابشناس و نسخه‌شناس متبحری بوده است؛ و برادرش، سید محمدباقر خوانساری در تدوین اثر معروف زندگینامه‌ای خود، به نام روضات‌الجنات از دانش و تخصص او بهره می‌گرفته است. گویند هزار نسخه خطی به نظر او رسیده که تمام یا قسمتی از آنها به خط اوست (409:18، 410؛ 47: ج 1، ص 431، 432؛ 50 : ج 2، ص 153). ملاّمحمد رفیع خوانساری نیز مجموعه گرانقدری داشته که آن را وقف یکی از مدارس دینی اصفهان کرد (345:18). کتابخانه میرفندرسکی ( -1050 ق.)، حکیم و فیلسوف معروف، شهرت بسزایی داشته است که پس از مرگ وی بنا بر وصیتش به کتابخانه آستانه شیخ صفی‌الدین در اردبیل منتقل شد (47: ج 2، ص 341؛ 50: ج 2، ص 150). میرزا عبدالله اصفهانی ( - 1130 ق.) صاحب کتاب زندگینامه‌ای معروف ریاض‌العلماء و حیاض‌الفضلا، برای تدوین کتابش، کتابخانه معتبر و نفیسی تدارک دیده بود (47: ج 2، ص 346؛ 50: ج 2، ص 154). میرزا ابوتراب اصفهانی، خود از افاضل اصفهان در قرن دوازدهم بود و کتابخانه نفیسی به خط خوشنویسان معروف، از جمله احمد نیریزی داشته است (50: ج2، ص 155). کتابخانه خاندان بزرگ خاتون‌آبادی از قرن دوازدهم به بعد، شهرت داشته و بخش‌هایی از مجموعه آن در میان این خاندان پراکنده است (50: ج 2، ص 151). کتابخانه حزین لاهیجی در قرن دوازدهم حدود 5000 جلد کتاب داشت که در جریان حمله افغان در سال 1135 ق. به‌غارت رفت. وی در سفرنامه خود از غارت کتابخانه و نابودی یکی از آثار ارزشمندش به نام مدّه‌العمر، به‌تلخی چنین یاد می‌کند: "در آن سال ]1135 ق.[، سانحه اصفهان روی داد و کتابخانه حقیر و آنچه بود به غارت رفت و مرا بر تلف شدن آن نسخه، تأسف است..." (187:15).


کتـابخانه عـلامه محمـدباقـر مجـلسی ( ـ1110ق.)، شیخ‌الاسلام اصفهان، از معتبرترین کتابخانه‌های قرن یازدهم و دوازدهم بوده است. وی این کتابخانه را به‌منظور تدوین اثر دایره‌المعارفی حدیثی شیعه، موسوم به بحارالانوار در طی سالیان متمادی فراهم کرد. او برای دستیابی به نسخه‌های مورد نظرش، پیک‌هایی را به شهرها و کشورهای مختلف اعزام می‌کرد، چنان‌که برای آوردن نسخه مدینه‌العلم که در کتابخانه پادشاه یمن بود، پیکی را با تحفه و هدایا به دربار او ارسال کرد. همچنین دستور داد تا از روی کتاب‌های فرسوده و رو به زوال گذشتگان، استنساخ شود و خود نیز تعدادی از آنها را استنساخ کرد. علاوه بر آن، مجموعه کتابخانه‌های علما و دانشمندان معاصر خود، مانند علامه محمدتقی مجلسی (پدرش)، حافظ‌کاظم، سیدمحمد علی، شاه ابوتراب، سیدحسن آل یراق، میرزا غیاث، و افراد دیگر را به کتابخانه خود منتقل کرد. پس از درگذشت او، کتابخانه معظم وی پراکنده شد و هر قسمت به کتابخانه‌ای منتقل گردید؛ چنان‌که مجلدات دست‌نویس بحارالانوار به کتابخانه میرزا عبدالله اصفهانی انتقال یافت. امروزه در بیشتر کتابخانه‌های عمومی و خصوصی داخل و خارج ایران، نسخه‌هایی از کتابخانه او که آثار قلم و یا حواشی و یا حداقل مهر و نشانه وی بر آنهاست موجود است (45: ج 1، ص 175-179؛ 47: ج 2، ص 344؛ 50: ج 2، ص 152).


پادشاهان صفویه نیز عموماً فرهنگ‌دوست و هنرپرور بودند و کتابخانه‌های نفیس و ارزشمندی داشتند. بسیاری از علما، دانشمندان، ادبا، و شعرا معمولاً نفیس‌ترین کتاب‌های خود را به نام پادشاهان عصر مصدّر نموده و به آنان هدیه می‌کردند. علاوه بر آن، بسیاری از کتاب‌های ارزشمند گذشته توسط خوشنویسان نامدار زمان، استنساخ می‌شد که غالباً با تصویر و تذهیب‌های عالی همراه بود.


شاه اسماعیل اول صفوی (907-930 ق.)، سرسلسله صفویان، گرچه اغلبِ دوران حکومتش به جنگ با دشمنان داخلی و خارجی گذشت، به فرهنگ و هنر علاقه وافر داشت. پس از فتح هرات، هنرمندانی که در زمان سلطان حسین بایغرا در آن شهر گرد آمده و مکتب هنری هرات را به‌وجود آورده بودند، همه را با عزت و احترام به پایتخت خود، تبریز، آورد و کتابخانه باشکوهی ترتیب داد و سرپرستی آن را به کمال‌الدین بهزاد* سپرد. آثاری که برای کتابخانه شاه اسماعیل تهیه شده، همه از نفایس بوده و نمونه‌های آنها در کتابخانه‌های معروف جهان مانند کتابخانه موزه بریتانیا و کتابخانه کنگره امریکا موجود است. شاه طهماسب اول صفوی (930-984 ق.) نیز که خط و نقاشی را نزد برجسته‌ترین استادان فن آموخته بود، به کتابت و کتاب علاقه زیادی داشت و به همین سبب، دارالصنایعی را که پدرش ترتیب داده بود، گسترش داد. کتابخانه شاه طهماسب، بر اثر این توجه، روز به روز غنی‌تر می‌شد تا بدانجا که در شمار معظم‌ترین کتابخانه‌های جهان در آمد. افراد نامداری، مانند محمود نیشابوری، محیی شیرازی، و امیر نظام‌الدین اسکویی، سال‌ها کتابدار این کتابخانه بوده‌اند.


شاه عباس اول صفوی (996-1038 ق.) نیز به تبعیت از اسلاف خود و همچنین تحت تأثیر محیطی که آنها به‌وجود آورده بودند، به هنر و کتاب عشق می‌ورزید. با اینکه وی وارث کتابخانه نفیس شاه طهماسب و سلطان محمد خدابنده بود، در تکمیل و افزایش این گنجینه به‌جِدّ می‌کوشید. بدین‌منظور، دارالصنایع تبریز را به اصفهان منتقل ساخت و کوشش‌های فراوانی به‌کار برد تا خوشنویسان، تصویرگران، تذهیب‌کاران، جلدسازان، زرافشانان، و حلّکاران را برای خلق آثار ارزنده هنری در کتابخانه سلطنتی اصفهان گردآورد و بدین ترتیب، هنرمندان برجسته‌ای مانند علیرضا عباسی، میرعماد حسنی، میرمحمد معصوم، و دیگران به خلق آثار هنری بی‌بدیلی پرداختند. صادقی بیک افشار ارومیه‌ای، مدتها ریاست کتابخانه شاه عباس را برعهده داشت و پس از او این سمت به علیرضا عباسی واگذار شد.


دانشمندان، مشاهیر، صدور، و امرا چون به عشق و علاقه شاه عباس به کتاب آگاه بودند، آثار برجسته و نفیسی را که به‌دست می‌آوردند به شاه عباس تقدیم می‌داشتند. امام قلی‌خان، والی فارس، در شیراز دارالصنایعی ایجاد کرد و کتاب‌های نفیسی که در آنجا کتابت می‌شد، به کتابخانه شاه عباس تقدیم می‌داشت. شاه عباس، دوبار بخشی از مجموعه نفیس کتابخانه خود را به دو کتابخانه معتبر آن زمان، یعنی کتابخانه آستان قدس، و کتابخانه بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی* وقف کرد. آدام اولئاری، جهانگرد اروپایی که به سال 1047 ق./ 1637م. از این کتابخانه دیدن کرده، با اشاره به آن مجموعه ارزشمند می‌نویسد که اکثر آنها از نظر هنر و معنی، در دنیا بی‌نظیرند. شاه صفی (1038-1052 ق.) نیز به جمع‌آوری کتاب علاقه فراوان داشت و کتاب‌های زیادی متعلق به کتابخانه او، هم‌اکنون در کتابخانه‌های شخصی موجود است (50: ج 2، ص 138، 141).


شاه عباس دوم صفوی (1052-1077 ق.) نیز، مانند دیگر پادشاهان صفوی به نقاشی و کتاب، علاقه وافر داشت و در زمان او کتابخانه سلطنتی رونق و شکوهی تازه گرفت. محمدامین مشهدی، از شاگردان میرعماد، تصدی این کتابخانه را برعهده داشت (50: ج 2، ص 141). کتابخانه شاه سلیمان صفوی (1077-1105 ق.) را هم باید از کتابخانه‌های معتبر ایران به‌شمار آورد. شاردن، جهانگرد فرانسوی، که در زمان شاه سلیمان از اصفهان دیدار کرده، در توصیف کتابخانه او می‌نویسد: "در کنار عمارت شاه، تالاری وجود دارد که به تالار طویله شاهی معروف است و آن چندین اتاق بزرگ دارد. در این اتاق‌ها کتابخانه شاهی جای دارد و ریاست کتابخانه برعهده میرزا مقیم کتابدار، محول است. کتاب‌های کتابخانه شاهی 15000 جلد است و بیشتر کتاب‌هایش به زبان‌های فارسی، عربی، و ترکی، و نیز به خط کوفی است. در این کتابخانه دو صندوق مهم از کتاب‌ها به زبان‌های اروپایی است. یکی از صندوق‌ها 76 جلد کتاب دارد و صندوق دوم حاوی کتاب‌هایی است که پس از تصرف هرمز، از طرف سپاهیان شاه عباس ]اول[، از کلیسای آن به‌غنیمت گرفته شده است. کتاب‌های این صندوق‌ها بیشتر به زبان‌های آلمانی و فرانسوی است و قسمتی از کتاب‌های خارجی، از غارتِ خانه سفیر ]پرتغال[، هلسنن در هفتاد سال قبل از این به‌دست آمده است" (79:24، 80؛ 50: ج 2، ص 141، 142).


شاه سلطان حسین صفوی (1105-1135 ق.) علاقه مفرطی به کتاب داشت و بر گنجینه کتابخانه شاه سلیمان افزود. میر احمد نیریزی، خوشنویس معروف، برای کتابخانه شاه سلطان حسین کتابت می‌کرد و اجرت زیادی می‌گرفت. وی بخشی از کتاب‌هایی را که فراهم می‌آورد به کتابخانه مدرسه جدیدالتأسیس چهار باغ اصفهان می‌بخشید. بسیاری از کتاب‌های نفیس این مدرسه در جریان حمله افغان‌ها به اصفهان از بیم غارت به سرداب نمناکی منتقل گردید که پس از گذشت چند سال بسیاری از آنها از بین رفت (50: ج 2، ص 150، 155). از سرنوشت کتابخانه سلطنتی هم اطلاعی در دست نیست. احتمال فراوان دارد که این کتابخانه نیز در جریان حمله افغان‌ها به اصفهان (1135 ق.) غارت شده و از بین رفته است. جیمز فریزر (1124-1167 ق./ 1713-1756 م.)، از کارکنان کمپانی هند شرقی انگلیس و از شرق‌شناسان آن کشور، که در زمان سقوط اصفهان در هند به‌کار اشتغال داشت، اندکی بعد از آن واقعه، 245 نسخه خطی فارسی نفیس را از کتابخانه سلطنتی اصفهان به‌دست آورد. مشخصات این مجموعه در فهرست کارل هرمان اته* آمده است (9: ج 4، ص 508). اسناد ملکی دولت و مردم نیز که در کاخ چهلستون نگهداری می‌شد، توسط افغان‌ها جمع‌آوری گردید و به زاینده‌رود ریخته شد (26:12). گویند هفته‌ها بلکه ماه‌ها کتاب‌های کتابخانه‌های غارت‌شده اصفهان، صرف گرم کردن حمام‌های اصفهان می‌گردید (45: ج 1، ص 18).


اغلب شاهزادگان صفوی نیز به‌تقلید از پدران خود، کتاب‌دوست و هنرپرور بودند؛ از جمله سام میرزا، فرزند شاه اسماعیل اول، و مؤلف تذکره تحفه سامی، فردی فاضل و ادیب بود و دربارش محفل ادبا و مجمع فضلا و شعرا بوده است. وی کتابخانه معتبری داشته و نویسندگان و خوشنویسان بنامی مانند شوقی یزدی، لسانی شیرازی، خواجه مروارید، و قاضی احمد غفاری، مؤلف تاریخ جهان‌آرا، در کتابخانه و دیوان او به‌خدمت اشتغال داشته‌اند. این شاهزاده در اواخر عمر در قلعه قهقهه زندانی بود که کتابخانه‌اش نیز در همان جا قرار داشت. برادر او بهرام میرزا نیز شیفته هنر و ادب بود و خود شعر می‌گفت و "بهرامی" تخلص می‌کرد. وی مدت‌ها حکومت هرات را داشت و در آنجا کتابخانه قابل توجهی فراهم آورد (50: ج 2، ص 130).


بعضی از امرای صفوی نیز به‌تبعیت از پادشاهان این سلسله، فرهنگ‌دوست و هنرپرور بودند. رستم‌خان شاملو از زمره این امرا بود که کتابخانه باعظمتی ترتیب داده بود و محمدامین عقیلی، خوشنویس مشهور، مسئولیت آن را برعهده داشت. امام قلی‌خان نیز کتابخانه عظیم و کم‌نظیری داشت که پس از قتل او و پسرانش، پراکنده شد (50: ج 2، ص 140-141).


پس از حمله افغان‌ها به اصفهان بسیاری از کتابخانه‌های شخصی و خاندانی نابود شد و یا در میان افراد خاندان پراکنده گردید و یا همراه علما و دانشمندان به دیگرشهرها انتقال یافت. اما بعد از رفع فتنه افغان و بازگشت مجدد آرامش و امنیت به کشور، از جمله استان اصفهان، بار دیگر کتابخانه‌های شخصی و خاندانی رو به شکوفایی و گسترش نهاد. سید محمدباقر شفتی (1175-1260 ق.) معروف به "حجه‌الاسلام" برجسته‌ترین و قدرتمندترین عالم اصفهان، با ثروت فراوانی که از راه خرید و فروش املاک به‌دست آورده بود، کتابخانه شخصی بزرگ و کم‌نظیری در اصفهان ایجاد کرد. او به جمع‌آوری کتاب‌های نفیس، ارزشمند، و نادر علاقه فراوان داشت و در خرید و تهیه آن، از هیچ‌گونه هزینه‌ای خودداری نمی‌کرد. کتابخانه او در آن زمان، در داشتن نسخه‌های نفیس و ارزشمند بی‌نظیر بود. وی ادعا داشت که هیچ کتابی نیست که از آن نسخه‌ای نداشته باشد، و ارزش آن را در سال 1230 ق. بیش از پنجاه‌هزار تومان تخمین زده‌اند. او به مدت سی سال تا 1260 ق. که بدورد حیات گفت، همچنان برای کتابخانه عظیم خویش، کتاب می‌خرید. کتابخانه او در سه دستگاه ساختمان بود که در هریک، دربانی می‌نشست و کارمندان بسیار داشت (8: ج 3، ص 305، 306؛ 39:28؛ 72:42، 74؛ 47: ج 2، ص 351). حاج محمد ابراهیم کلباسی (1180-1262 ق.)، از علمای اصفهان، به پیروی از همکار خود، سید محمدباقر شفتی، کتابخانه مهم و نفیسی داشت که به فرزندش به‌ارث رسید و پس از درگذشت او، بین فرزندانش تقسیم شد (47: ج 2، ص 352). حاج میرزا محمدهاشم چهارسوقی خوانساری ( -1318 ق.)، نویسنده‌ای کثیرالتألیف بود و کتابخانه‌اش بیش از 10000 جلد کتاب داشت (47: ج 2، ص 353). حاج میرزا یحیی مستوفی ( -1325 ق.) کتابخانه مهمی داشته که پس از وفاتش، کتاب‌ها را در گونی‌های متعدد می‌فروخته‌اند. حاج‌آقا منیرالدین بروجردی (-1342 ق.)، از چهره‌های علمی اصفهان، دارای کتابخانه‌ای معظم و کم‌نظیر بوده که پس از وفات وی به فرزندش رسید و پس از درگذشت او از میان رفت. کتابخانه شیخ محمدرضا نجفی ( ـ1362ق.)، نیز نفیس و ارزشمند بوده است. حاج سیدعلی نجف‌آبادی( ـ1362 ق.)، مرجع تقلید و مدرس بزرگ حوزه علمیه اصفهان، کتابخانه مهم و معتبری داشته که شامل نسخه‌های بسیار نفیس، ارزشمند، و منحصر به فرد، از جمله نسخه‌های مربوط به زمان علامه مجلسی و نیز دست‌نوشته‌های علمای بزرگ و مشهور بوده است. این کتابخانه در میان سال‌های 1339 تا 1349 ق. در یک روز، گونی‌گونی به‌حراج رفت. کتابخانه‌های حاج میرزا ابوالهدی کلباسی ( ـ1356 ق.) و ملاّ احمد بیان‌الواعظین ( ـ1371 ق.) نفیس و ارزشمند بوده است (47: ج 2، ص 355-357) شیخ محمدباقر اصفهانی معروف به "الفت" (1301-1384 ق.)، کتابخانه عظیم و مهمی داشته که پس از وفات او به دانشکده ادبیات اصفهان اهدا شد. آقا بزرگ طهرانی خانه او را مجمع اهل فضل و کمال و کتابخانه‌اش را از نفیس‌ترین کتابخانه‌های اصفهان در زمان خود دانسته است (1: ج 1، جزء 1، ص 198؛ 47: ج 2، ص 357، 358).


از دیگر کتابخانه‌های شخصی مهم و جدید استان می‌توان از کتابخانه حاج آقا محمد مقدس ( -1378 ق.) که پس از وفات وی به کتابخانه مسجد اعظم در قم منتقل شد، کتابخانه آقا سیدابوالحسن کتابی ( -1398 ق.)، کتابخانه سیدالعراقین، کتابخانه حاج میرزا محمد طبیب‌زاده که پس از وفاتش به کتابخانه بقعه علامه مجلسی منتقل گردید، کتابخانه محمد صدر هاشمی، کتابخانه شیخ محمدعلی حبیب‌آبادی (1269-1355 ش.) مؤلف مکارم‌الآثار، و کتابخانه آیت‌الله حاج آقاحسین خادمی (1280-1363 ش.) نام برد که دارای نسخه‌های خطی کمیاب و بسیار قدیمی بوده‌اند (47: ج 2، ص 358-360).


کتابخانه‌های عمومی

نخستین کتابخانه‌های عمومی در این استان، همانند دیگر استان‌های کشور و جهان اسلام، کتابخانه‌های مساجد بوده است؛ زیرا مساجد در سرزمین‌های اسلامی تا قرن سوم هجری علاوه بر نقش عبادی، نقش و کارکرد آموزشی و تربیتی نیز داشت و از آن پس، با ایجاد مدارس دینی ـ که در کنار مساجد شکل گرفت ـ به‌تدریج نقش آموزشی و تربیتی آن به مدارس محول شد و کتابخانه‌های مدارس رونق یافت؛ اما همچنان کتابخانه‌های مساجد به‌عنوان نخستین و مهم‌ترین کتابخانه‌های عمومی در جهان اسلام و از جمله ایران تا قرن چهاردهم ایفای نقش می‌کرد. گذشته از کتابخانه‌های مساجد، برخی کتابخانه‌های مدارس، شخصی و خاندانی نیز استفاده عام داشته است و غالباً متعلق به مذهب خاصّی بوده و پیروان هر مذهب به کتابخانه‌های خاص خود مراجعه می‌کردند. عبدالجلیل قزوینی از "کتب‌خانه بزرگ" اصفهان در قرن ششم یاد می‌کند که متعلق به شیعیان بوده است (787:35). کتابخانه خجندیان اصفهان در قرن ششم هم، مورد رجوع و استفاده عموم - و به احتمال فراوان، شافعیان - قرار داشت (28:28). سلطان‌العلماء خلیفه سلطان (1001-1064 ق.)، صدراعظم شاه صفی صفوی نیز در مدت صدارت خود کتابخانه‌ای عظیم برای استفاده عموم در اصفهان بنا نهاد (18: 82-83). حاج محمدحسن فاضلی، کتابخانه شخصی بزرگ پدرش (حاج ملاّمحمدمهدی فاضل) در شهر خوانسار را که دارای کتاب‌های خطی زیاد و نسخه‌های نفیس و دوره‌های مجلات فارسی بوده است از سال 1367 ش. بدین سو، به کتابخانه عمومی تبدیل کرده است (525:18).


اما نخستین کتابخانه جدید عمومی استان با نام "کتابخانه فرهنگ اصفهان" در 1323 ش. در این شهر تأسیس شد. طبق آمار سال 1370، تعداد مجموعه آن 26000 جلد و تعداد کارکنان آن 6 نفر بوده است. علاوه بر آن، این کتابخانه صدها نسخه خطی دارد که تا سال 1349 تعداد 706 نسخه آن (248 نسخه فارسی و 458 نسخه عربی) فهرست شده و تاکنون یک جلد آن انتشار یافته است (25: 119، 120؛ 44: ج 1، ص 172، 366). پس از آن، کتابخانه‌های دیگری تا سال 1370 در شهرهای این استان تأسیس گردید، از آن جمله: کاشان (تأسیس 1327، با مجموعه 13084 جلد و 2 نفر کارمند)، شهرضا (تأسیس 1333، با مجموعه 15000 جلد و 2 نفر کارمند)، نایین (تأسیس 1336، با مجموعه 8735 جلد و 1 نفر کارمند)، گلپایگان (تأسیس 1346، با مجموعه 8000 جلد و 3 نفر کارمند)، و نطنز (تأسیس 1350، با مجموعه 8000 جلد و 2 نفر کارمند) (25: 112-214).


کتابخانه‌های عمومی استان اصفهان از نظر وابستگی سازمانی به چند دسته تقسیم می‌شوند:


1. کتابخانه‌های وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که تعداد آنها از آغاز تا پایان 1378، بالغ بر 94 واحد بوده و 964,974 جلد کتاب و نشریه، 184 نفر کارمند، و 210,57 نفر عضو داشته‌اند (1:17؛ 47: ج 2، ص 367-371)؛


2. کتابخانه‌های وابسته به جمعیت هلال احمر، که طبق آمار سال 1376، مجموعه کل آنها 40000 جلد و تعداد اعضای آن 966,69 نفر بوده است (34:37)؛


3. کتابخانه‌های وابسته به مراکز فرهنگی و انجمن‌های خیریّه، که کتابخانه عمومی مجتمع فاطمیّه (اصفهان) وابسته به حسینیه و دارالشفاء فاطمیّه (تأسیس 1363، با مجموعه 8000 جلد) و کتابخانه تخصصی دارالقرآن‌الکریم (اصفهان)، وابسته به دارالقرآن‌الکریم اصفهان (تأسیس 1373)، و نیز کتابخانه انجمن خیریه زنان جلفا (تأسیس 1327ق./ 1909)، و کتابخانه حمایت بینوایان زنان ارامنه (تأسیس 1328 ق./ 1910) در اصفهان را می‌توان در زمره نخستین کتابخانه‌های وابسته به این مراکز شمرد (32: ج 1، ص 1)؛


4. کتابخانه‌های وابسته به شهرداری، که از جمله این کتابخانه‌ها می‌توان از کتابخانه عمومی راغب اصفهانی (تأسیس 1369)، کتابخانه عمومی طغرایی اصفهانی (تأسیس 1370)، کتابخانه عمومی قدس (تأسیس 1371)، کتابخانه عمومی ابوالفرج اصفهانی (تأسیس 1371)، کتابخانه عمومی علامه امینی (تأسیس 1372)، کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین (تأسیس 1372)، و کتابخانه عمومی میرداماد (تأسیس 1372، با مجموعه 16000 جلد) نام برد (47: ج 2، ص 368-371).


کتابخانه ارامنه جلفای اصفهان (تأسیس قرن 11 ق.)، با مجموعه‌ای شامل 25000 جلد کتاب به زبان‌های مختلف، به‌عنوان نخستین کتابخانه ارامنه، مورد استفاده دانشجویان و محققان ارمنی و غیرارمنی است (1:33).


تعداد کل کتابخانه‌های عمومی استان اصفهان تا پایان سال 1378، در حدود 106 باب، مجموعه 2063964 جلد، تعداد اعضا 76094 نفر، و تعداد کارکنان 184 نفر بوده است (47: ج 2، ص 368-371؛ 1:17).


کتابخانه‌های کودکان و نوجوانان

نخستین کتابخانه کودکان و نوجوانان استان اصفهان در سال 1344 ش. در شهر نجف‌آباد و سپس در سایر شهرهای استان به این شرح تأسیس شد: اصفهان (تأسیس 1346)، رَهنان (تأسیس 1347)، خمینی‌شهر (تأسیس 1348)، شهرضا (تأسیس 1349)، سمیرم (تأسیس 1350)، اردستان (تأسیس 1352)، کاشان (تأسیس 1353)، گلپایگان (تأسیس 1354)، خوانسار و زرّین‌شهر (تأسیس 1356)، شاهین‌دژ و نایین (تأسیس 1357)، فولادشهر (تأسیس 1358)، نطنز (تأسیس 1360)، دهاقان (تأسیس 1371)، و کتابخانه خانه کودک و نوجوان باغ غدیر اصفهان (تأسیس 1372، با مجموعه 8000 جلد). تعداد این کتابخانه‌ها در شهر اصفهان 8 واحد و مجموعه آنها در حدود 69000 جلد است. تا پایان سال 1378، تعداد کتابخانه‌های کودکان و نوجوانان در سراسر استان 29 باب، تعداد کارکنان 116 نفر، و مجموعه آنها (طبق آمار سال 1377) 279335جلد بوده است (40: 2؛ 47: ج 2، ص 369-370).


کتابخانه‌های آموزشگاهی

نخستین مدرسه به سبک جدید در سال 1280 ق. توسط هیأت تبلیغ مذهبی لازاریست‌های فرانسوی، تحت عنوان مدرسه راهبه‌های سَن ونسان دوپل در اصفهان تأسیس شد. سپس به دستور ناصرالدین شاه قاجار (1264-1313 ق.)، کتابخانه قدیمی ارامنه اصفهان به این مدرسه منتقل گردید. از این رو، می‌توان آن را به‌عنوان نخستین کتابخانه آموزشگاهی استان برشمرد.


از آن پس، کتابخانه‌های متعددی در مدارس اصفهان تأسیس گردید که می‌توان از کتابخانه مدرسه متوسطه صارمیه اصفهان ـ که به‌سبب نام مؤسس آن (صارم‌الدوله) صارمیه خوانده می‌شد ـ نام برد. این کتابخانه در سال 1300 ش. تأسیس شد و دارای 500 جلد کتاب بود، که اکثر آنها از طرف صارم‌الدوله به این کتابخانه اهدا گردیده بود. در سال 1321 ق. نخستین کتابخانه آموزشگاهی برای دانش‌آموزان ارامنه در مدرسه ملی کانانیان ـ که بعداً به دبیرستان شاه عباس مبدل شد ـ افتتاح گردید (31: 397، 403، 404، 532، 533).


پس از انقلاب اسلامی کتابخانه‌های متعددی در مدارس سراسر استان تأسیس شد که تا پایان شش ماهه اول 1378 تعداد کل کتابخانه‌های آموزشگاهی استان 1877 واحد، و مجموعه آنها 1989816 جلد بوده است (1:36).


کتابخانه‌های تخصصی

چنان‌که پیش از این گفته شد به‌سبب وجود فرقه‌های گوناگون مذهبی در استان، تعداد قابل توجهی از کتابخانه‌های استان، مورد استفاده پیروان همان مذهب بوده و مجموعه‌های آنها نیز بالطبع مربوط به دانش و معارف همان مذهب بوده است. "کتب‌خانه بزرگ اصفهان" در قرن ششم، کتابخانه اختصاصی شیعیان؛ کتابخانه خاندان خجندی در قرن ششم، خاص شافعیان اصفهان؛ و کتابخانه شیخ نجیب‌الدین رضا نیز در قرن یازدهم، مورد استفاده صوفیه بوده است. از اوایل قرن چهاردهم هجری نیز، کتابخانه‌های تخصصی جدید در استان شکل گرفت.


نخست کتابخانه اختصاصی باشگاه ارامنه جلفا در سال 1304 ق. در اصفهان تأسیس گردید و سپس کتابخانه‌های متعددی در سراسر استان تشکیل شد، از جمله: کتابخانه شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان (تأسیس 1347، با مجموعه 7832 جلد و 2 نفر کارمند)، کتابخانه مجتمع فولاد مبارکه - مرکز اطلاعات علمی و فنی - (تأسیس 1361، با مجموعه 13390 جلد و 12 نفر کارمند)، کتابخانه سازمان تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی (با مجموعه 4664 جلد و 1 نفر کارمند)، کتابخانه مرکز تحقیقات، مطالعات، و سنجش سازمان صداوسیما (با مجموعه 10327 جلد، 330 نفر عضو، و 1 نفر کارمند)، و کتابخانه اداره کل راه و ترابری (با مجموعه 4489 جلد، 361 نفر عضو، و 1 نفر کارمند) (11: 167، 192، 221).


تا پایان سال 1376، تعداد کل کتابخانه‌های تخصصی این استان 12 واحد، با مجموعه 163908 جلد، و 69 نفر کارمند بوده است (37: 50، 52).


کتابخانه‌های دانشگاهی

اگر مدارس دینی گذشته را مدارس عالی و یا دانشگاه‌های آن زمان بدانیم، تاریخ تأسیس کتابخانه‌های این مدارس به قرن پنجم و تشکیل مدرسه ملکشاهی و مهم‌تر از آن، به کتابخانه مدرسه بزرگ و معتبر نظامیه اصفهان باز می‌گردد. اما از آن جهت که آموزش علوم و معارف اسلامی، هدف اصلی این مدارس بود، کتابخانه‌های آنها نیز جزو کتابخانه‌های مدارس دینی منظور گردید.


نخستین کتابخانه دانشگاهی به‌معنای جدید در سال 1337 ش. در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان تأسیس شد. تعداد کتاب‌های این کتابخانه در 1366 ش.، بالغ بر 85000 جلد بود. بخش مهمی از کتابخانه در این سال دچار آتش‌سوزی شد، اما اندکی پیش از آن 30000 جلد از کتاب‌ها به کتابخانه مرکزی دانشگاه منتقل شده بود. مجموعه این کتابخانه در سال 1370، بیش از 76000 جلد و کارکنان آن 4 نفر بوده است. پس از آن، کتابخانه‌های دانشکده‌ای متعددی در این دانشگاه تأسیس شد. در حال حاضر، این دانشگاه دارای 19 کتابخانه دانشکده‌ای است، که تعدادی از آنها عبارتند از: کتابخانه دانشکده علوم (تأسیس 1343، با مجموعه 35000 جلد و 8 نفر کارمند)؛ کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه (تأسیس 1348، با مجموعه 43579 جلد، و 4 نفر متخصص کتابداری)، که دارای بیش از 1200 نسخه خطی است که به آن کتابخانه، وقف یا اهدا شده است؛ و کتابخانه دانشکده علوم تربیتی (تأسیس 1349، با مجموعه 110500 جلد، و 2 نفر کارمند). مجموعه کل کتابخانه‌های دانشگاه اصفهان تا پایان سال 1370، در حدود 320000 جلد بوده و 58 نفر کارمند داشته است (11: 43-46؛ 47: ج 2، ص 363-366).


دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نیز از دیگر دانشگاه‌های معتبر استان به‌شمار می‌رود که دارای کتابخانه‌های مهمی به این شرح است: کتابخانه مرکزی دانشگاه (با مجموعه 22200 جلد، 7000 نفر عضو، و 22 نفر کارمند)، کتابخانه دانشکده پزشکی (با مجموعه 53680 جلد، 2385 نفر عضو، و 14 نفر کارمند)، و کتابخانه دانشکده داروسازی (با مجموعه 21323 جلد و 6 نفر کارمند). مجموعه کل کتابخانه‌های این دانشگاه (طبق آمار سال 1376)، در حدود 145000 جلد، با 13919 نفر عضو، و 65 نفر کارمند است (37: 42).


کتابخانه مرکزی آموزشکده فنی شهید مهاجر اصفهان (تأسیس 1347، با مجموعه 12115 جلد، 900 نفر عضو، و 2 نفر کارمند)، کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی کاشان (با مجموعه 21607 جلد، 2000 نفر عضو، و 12 نفر کارمند)، کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی اصفهان (تأسیس 1356، با مجموعه 22852 جلد، و 18 نفر کارمند)، و کتابخانه دانشگاه صنایع دفاعی در شاهین‌شهر (تأسیس 1365، با مجموعه 10243 جلد، و 9 نفر کارمند)، از جمله کتابخانه‌های مهم دانشگاهی استان محسوب می‌شود (11: 37، 95-144؛ 37: 39-44).


تا پایان سال 1376، تعداد کل کتابخانه‌های دانشگاهی استان، 22 واحد، مجموعه آنها مشتمل بر 536700 جلد، و تعداد کارکنان آنها 175 نفر بوده است (11: 95، 144؛ 37: 36-45).



مآخذ:

1) آقا بزرگ طهرانی، محمدمحسن. طبقات اعلام‌الشیعه، القسم‌الاول من الجزءالاول و هو نقباء البشر فی القرن‌الرابع‌عشر. مشهد: دارالمرتضی، 1404 ق. = 1363؛

2) آل داوود، علی. "آل خجند". دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 1، ص 694-698؛

3) ابن‌ندیم، محمدبن اسحاق. الفهرست. ترجمه محمدرضا تجدد. تهران: امیرکبیر، 1366؛

4) ابونعیم، احمدبن عبدالله. ذکر اخبار اصفهان. ترجمه نورالله کسایی. تهران: سروش، 1376؛

5) "اصفهان". دایره‌المعارف تشیع، ج 2، ص 215-220؛

6) "اصفهان". دایره‌المعارف فارسی ]مصاحب[، ج 1، ص 162-163؛

7) امین ریاحی، محمد. زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی. تهران: پاژنگ، 1369؛

8) بامداد، مهدی. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری. تهران: زوار، 1371؛

9) "بودلیان". دانشنامه جهان اسلام، ج ،4 ص 507-509؛

10) پاکتچی، احمد. "ابن عمید". دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 4، ص 340-343؛

11) تعاونی، شیرین (خالقی). راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. ویرایش 2. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370؛

12) جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368؛

13) جعفریان، رسول. علل بر افتادن صفویان، مکافات‌نامه. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت پژوهشی، 1372؛

14) جلالی نایینی، محمدرضا. "ابوحامد صدرالدین محمد تُرکه اصفهانی"، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سیدجعفر شهیدی. به‌اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، 1374، ص 623-636؛

15) حزین لاهیجی، محمدعلی. تاریخ و سفرنامه حزین. تحقیق و تصحیح علی دوانی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375؛

16) حورانی، آلبرت. "هجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران". ترجمه مرتضی اسعدی. کیهان فرهنگی، س. سوم، 8 (آبان 1365): 13-16؛

17) "خلاصه گزارش کتابخانه‌های عمومی کشور". ]تهران[: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، مدیریت مطالعات و برنامه‌ریزی پژوهشی، 1378، (پلی‌کپی)؛

18) دانشمندان خوانسار در کتب تراجم. به کوشش محمدعلی حسینی یزدی؛ رسول علوی؛ و علی‌اکبر زمانی‌نژاد. قم: دفتر کنگره محقق خوانساری، 1378؛

19) دوانی، علی. مفاخر اسلام، ج :8 دانشمندان لاهیجان. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375؛

20) رجبی، محمدحسن. مشاهیر زنان ایرانی و پارسی‌گوی. تهران: سروش، 1374؛

21) زنده‌دل، حسن و دیگران. مجموعه راهنمای جامع جهانگردی استان اصفهان. تهران: نشر ایرانگردان، 1377؛

22) سرشماری عمومی نفوس و مسکن :1375 استان اصفهان. تهران: مرکز آمار ایران، 1376؛

23) سلمانی‌آرانی، حبیب‌الله. سیمای کاشان (کانون فضیلت). ]قم[: بشیر، 1375؛

24) شاردن، ژان. سفرنامه شاردن (بخش اصفهان). ترجمه حسین عریضی. تهران: انتشارات پگاه، 1362؛

25) شناسنامه کتابخانه‌های عمومی کشور. تهران: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، 1370؛

26) شهابی، علی‌اکبر. تاریخچه وقف در اسلام. ]تهران: بی‌نا[، 1343؛

27) "صاحب‌بن عبّاد". دایره‌المعارف فارسی]مصاحب[، ج 2، ص 1546-1547؛

28) صدرهاشمی، محمد. "خاندان خجندی در اصفهان". یادگار. س. سوم، 1 (شهریور 1325): 10-31؛

29) غنیمه، عبدالرحیم. تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی. ترجمه نورالله کسایی. تهران: انتشارات یزدان، 1364

30) فرهانی منفرد، مهدی. مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی. تهران: امیرکبیر، 1377؛

31) قاسمی‌پویا، اقبال. مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377؛

32) کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375؛

33) کتابخانه کلیسای وانک به معاونت پژوهشی کتابخانه ملی. نامه. مورخ 10/12/78؛

34) کسایی، نورالله. مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن. تهران: امیرکبیر، 1374؛

35) کی‌منش، عباس. "کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی"، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سید جعفر شهیدی. به اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، ،1374 767-794؛

36) "گزارش شماره :8 تعداد کل کتابخانه و کتاب در سطح مدارس کشور". ]تهران[: وزارت آموزش و پرورش، 1378 (پلی‌کپی)؛

37) گزارش فرهنگی کشور 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378؛

38) گلچین معانی، احمد. کاروان هند. مشهد: آستان قدس رضوی، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1369؛

39) "لیست کتابخانه‌های مساجد و امکانات موجود در آنها به تفکیک استان‌ها". تهران: ستاد عالی هماهنگی و نظارت بر کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد، مدیریت امور کتابخانه‌ها، 1378 (پلی‌کپی)؛

40) "لیست مراکز براساس استان‌ها". تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، معاونت فرهنگی، 1378، (پلی‌کپی)؛

41) مسعودی، ابوالحسن علی‌بن حسین. مروج‌الذهب و معادن الجوهر. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374؛

42) مظفری، رضا. مشاهیر گیلان. قم: مؤسسه فرهنگی و انتشارات مشهور، 1376؛

43) معین، محمد. فرهنگ فارسی، ج 5، ذیل "صاحب"؛

44) مقصود همدانی، جواد. فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه‌های عمومی اصفهان. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1349؛

45) مهدوی، مصلح‌الدین. زندگینامه علامه مجلسی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در قرن 11 هجری. اصفهان: انتشارات حسینیه عمادزاده، ]بی‌تا[؛

46) موحد، صمد. "آقا حسین خوانساری". دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 1، ص 459-460؛

47) موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376؛

48) نراقی، حسن. آثار تاریخی شهرستان‌های کاشان و نطنز. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1374؛

49) همایونفرخ، رکن‌الدین. تاریخچه کتابخانه‌های ایران و کتابخانه‌های عمومی. تهران: سازمان کتابخانه‌های عمومی شهردرای تهران، 1344؛

50) همو. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347؛

51) هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: کتابفروشی ثقفی، 1344.

منبع اصلی

اصفهان، کتابخانه های (1381). دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی ایران. جلد اول، تهران: انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.

نویسنده مقاله

محمدحسن رجبی