پرش به محتوا

کتابخانه های اصفهان

از ویکی ایران
کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان ، قابل بازیابی از https://aoapedia.ir/%/

استان اصفهان در مرکز کشور قرار دارد و از شمال به استان‌های مرکزی، قم، و سمنان؛ از جنوب به استان‌های فارس و کهگیلویه و بویراحمد؛ از شرق به استان‌های خراسان و یزد؛ و از غرب به استان‌های لرستان و چهارمحال و بختیاری محدود است. جمعیت استان (طبق آمار سال 1375) 3923255 نفر و مساحت آن 105937 کیلومترمربع است.

استان اصفهان دارای 17 شهرستان، 60 شهر، 37 بخش، و 116 دهستان بوده و مرکز آن، شهر اصفهان است. شهرستان‌های استان عبارت است از: اصفهان، اردستان، برخوار و میمه، خمینی‌شهر، خوانسار، سمیرم، شهرضا، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، کاشان، گلپایگان، لنجان، مبارکه، نایین، نجف‌آباد، و نطنز[۱][۲].

تاریخچه

استان اصفهان از کهن‌ترین کانون‌های تمدن در سرزمین ایران است. تپه‌های سیلگ در نزدیکی کاشان، خاستگاه یکی از نخستین تمدن‌های بشری بوده است. گریشمن، باستان‌شناس معروف فرانسوی که تپه‌های تاریخی سیلگ را از 1311 تا 1316 ش. حفاری کرده، می‌نویسد:

"کاوش‌های منطقه سیلگ، وجود یک تمدن طولانی بومی را در نظر ما آشکار می‌نماید که بدون انقطاع از هزاره هفتم تا سده‌های آخر هزاره چهارم پیش از میلاد ادامه داشته است".

همچنین با مطالعه الواح عیلامی کشف‌شده در این منطقه، تاریخ پیدایش خط را به سه تا دو هزار و پانصد سال پیش تخمین زده‌اند[۳]. شهر اصفهان نیز از جمله شهرهای باستانی ایران است. برخی مورخان بنای این شهر را به تهمورث، سومین پادشاه سلسله پیشدادیان، نسبت داده‌اند[۴][۵]. این شهر در زمان هخامنشیان به نام "گابا" یا "گِیْ" معروف بوده که پس از اسلام، اعراب آن را "جِیْ" نامیده‌اند[۶][۷]. اصفهان، در منابع تاریخی و جغرافیایی، به نام‌های اسپادان (بطلمیوسی)، سپاهان (پهلوی)، اصبهان (عربی)، و اصفهان (عربی و فارسی کنونی) آمده که به احتمال فراوان، اصل کلمه، پهلوی است. به نوشته برخی اسطوره‌شناسان و مورخان گذشته، کاوه آهنگر از اهالی فریدن اصفهان بوده و یاران او نیز اصفهانی بوده‌اند[۸]. استرابون (63 ق.م. - 20 م.)، مورخ نامدار رومی، اصفهان را از شهرهای مهم ایران در زمان هخامنشیان (559-330 ق.م.) می‌داند؛ اما طبری و حمزه اصفهانی، از مورخان معروف مسلمان، بنای اصفهان را توسط اسکندر مقدونی (356-323 ق.م.) دانسته‌اند[۹][۱۰].

اصفهان در دوره ساسانیان ولیعهدنشین و مرکز تجمع سپاه (اسپاهان) بوده و به‌منزله دژ مستحکمی به‌شمار می‌رفته و شاید به همین سبب یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، پس از شکست خوردن از سپاه اسلام، مدتی را در اصفهان به‌سر برد[۱۱]. وجود آتشگاه معروف بر روی قله کوه منفرد در غرب شهر اصفهان، نشانه شکوه و آبادانی این شهر در دوره ساسانیان است[۱۲]. مسعودی در مروج‌الذّهب، این آتشگاه را یکی از هفت آتشگاه بزرگ زرتشتیان قبل از اسلام دانسته که تا زمان وی نزد زرتشتیان مقدس بوده است[۱۳][۱۴].

ابن ندیم در کتاب الفهرست، از قول ابومعشر بلخی ( 272 ق.)، درباره عشق و علاقه پادشاهان باستانی ایران در حفظ و صیانت دانش، کتاب، و کتابخانه، مطالبی نقل می‌کند. بلخی از قول فردی مطلع و مطمئن می‌گوید که در سال 250ق.، قسمتی از دژ "سارویه جی" اصفهان خراب شد. گمان نمی‌رفت که در آنجا اتاق و جای سکونتی باشد، لکن انباری پدیدار شد که در آن کتاب‌های بسیاری به‌دست آمد که کسی به خواندن آنها آشنا نبود. به گفته بلخی، وی مجلداتی از این کتاب‌ها را دیده بود و ابن عمید نیز آنها را برای ترجمه به بیت‌الحکمه در بغداد فرستاد که یکی از مترجمان، یوحنّای مسیحی بود. از جمله آثار کشف‌شده در آن دژ، نامه یکی از پادشاهان باستانی ایران بدین مضمون بود:

در روزگار تهمورث، اخترشناسان از آینده خبر دادند که با فرو باریدن باران‌های پی‌درپی و فراوان در غرب، توفانی سهمناک برپا خواهد شد و زمان آن دویست و سی‌ویک سال و سیصد روز پس از نخستین روز پادشاهی تهمورث خواهد بود. تهمورث شاه که از دوستداران دانش، و خود از دانش‌پژوهان با فرّ و فرهنگ بود، بیمناک شد که مبادا این بلا از غرب به شرق کشیده شود و سرزمین‌های شرق نیز آسیب ببیند؛ پس کارشناسان و بنّایان را فراخواند و فرمان داد تا جست‌وجو نمایند که هر جا از آسیب زلزله و رطوبت مصون است، برگزینند و برای پاسداری از دانش‌های نیاکان در آنجا دژی بسازند. بنّایان و کارآگاهان، سارویه جی اصفهان را پسندیدند و دژ سارویه را ساختند. آنگاه فرمان داد تا در آن دژ، جایی زرّین بنا کنند و آنچه از دانش‌های گوناگون که در گنج‌خانه او بود و بر پوست توز نوشته بودند، در آن محل زرّین جای دادند تا از آسیب توفان در امان بماند و پس از فرونشستن توفان، مردمان از دانش‌های گذشتگان بهره‌یاب گردند.

ابن ندیم می‌نویسد که من خود در سال 342 ق. این کتاب‌ها را دیده‌ام و چنان‌که گفته‌اند، آنها بسیار گندزا بودند و تا یک سال، کسی از بوی بدشان نمی‌توانست بدانها نزدیک شود [۱۵][۱۶].

اصفهان در سال‌های 19 تا 23 ق. توسط اعراب مسلمان فتح شد[۱۷][۱۸][۱۹]. در آن زمان، اصفهان از دو منطقه جیْ و یهودیّه تشکیل می‌شد که در منطقه یهودیّه، گروه بزرگی از یهودیان زندگی می‌کردند[۲۰][۱۹]. به نوشته ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه و نیز یاقوت در معجم‌البلدان، بخت‌النّصر (604-526 ق.م.)، پادشاه بابل، پس از فتح اورشلیم، یهودیان این شهر را اسیر کرد و به بابل برد. اما گروهی از آنان را در کنار جی ـ که بعداً یهودیّه خوانده شد ـ اسکان داد[۲۱][۲۲]، اما ابونُعیم اصفهانی در ذکر اخبار اصفهان، تأسیس یهودیّه را در اواخر حکومت منصور عباسی (136-158 ق.) می‌داند[۲۳].

استان اصفهان، به‌ویژه مرکز آن، شهر اصفهان، در دوره اسلامی بارها مراحل شکوه و عظمت و اقتدار، و نیز افول و انحطاط سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی را آزموده است. در جریان این فراز و فرود تاریخی، کتابخانه‌ها به‌عنوان نماد علم و دانش، رشد و گسترش فراوان یافتند و بارها نیز دستخوش غارت، ویرانی، و آتش‌سوزی گردیدند.

عواملی که موجب شکوفایی و گسترش کتابخانه‌های این استان در دوران اسلامی گردید عبارت است از:

  1. تشویق اسلام به کسب علم و دانش و ارج گذاشتن به مقام علما و دانشمندان و اهتمام تازه‌مسلمانان، از جمله ایرانیان به فراگیری قرآن کریم، احادیث و روایات، و احکام دینی.
  2. مرکزیت اصفهان در دوران سلسله‌های آل بویه، سلاجقه، و صفویه و پایتختی اصفهان در زمان سلاجقه و صفویه، و توجه خاص پادشاهان این دو سلسله به اصفهان، سبب شکوه، آبادانی، ثروت، و عظمت این شهر شد. بسیاری از علما، ادبا، دانشمندان، و هنرمندان در این دوران، روی به این شهر آوردند و به رونق و شکوه فرهنگی آن افزودند؛ چنان‌که ابوبکر محمدبن ثابت خجندی ( 483 ق.)، از علمای مرو، که خاندان دانشمند خجندی (خجندیان یا آل خجند) از اعقاب اویند، به خواهش خواجه نظام‌الملک طوسی به اصفهان رفت و در مدرسه نظامیه این شهر تدریس کرد[۲۴]. همچنین صدرالدین محمد تُرکه اصفهانی، از علما و حکمای بزرگ نیمه دوم سده هفتم و نیمه اول سده هشتم هجری از ترکستان به اصفهان مهاجرت کرد و در این شهر ساکن گردید و خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، وزیر دانشمند غازانخان، ارادتی خاص به او داشته است. خاندان وی (آل تُرکه) در حدود 400 تا 450 سال و تا اواخر سلسله صفوی، در ایران، به‌ویژه اصفهان، مصدر خدمات فرهنگی بوده‌اند[۲۵].به خواهش پادشاهان صفوی، گروه کثیری از علما و فقهای شیعه جبل عامل، عراق، و بحرین به شهرهای ایران از جمله اصفهان آمدند که مورد احترام و تکریم فراوان پادشاهان و مردم قرار گرفتند. یکی از پژوهشگران معاصر راجع به خدمات فرهنگی علمای مهاجر جبل عامل به ایران می‌نویسد: "کتاب‌های زیادی در این زمان در زمینه‌های مختلف دانش‌های شیعی ]توسط علمای جبل عامل[ به رشته تحریر در آمد که بسیاری از آنها به‌صورت نسخه‌های دستنوشته در کتابخانه‌های ایران و دیگر کشورهای جهان پراکنده است. شمار این کتاب‌ها به اندازه‌ای است که ارائه فهرستی از نام‌های آنها و نگارندگانشان، از حوصله این پژوهش بیرون است". وی یکی دیگر از خدمات فرهنگی آنها را بنیان‌گذاری کتابخانه آستان قدس رضوی برشمرده است[۲۶][۲۷].
  3. وزرای دانشمند و با کفایتی چون ابن‌عمید ( -360 ق.)، صاحب‌بن عَبّاد (326-385 ق.)، ابن سینا (370-428 ق.)، ابن مسکویه ( -420 ق.)، میرزا رفیع‌الدین محمد صدر ( -1034ق.)، میرزا حبیب‌الله صدر ( -1060 ق.)، و سلطان‌العلما خلیفه سلطان (1001-1064 ق.) در این شهر وزارت یافتند[۲۸][۲۹][۳۰].صاحب‌بن عبّاد به‌مدت 19 سال (341-360 ق.) در اصفهان، سمت کاتب و 6 سال نیز وزارت مؤیدالدوله دیلمی را برعهده داشت. در این مدت وی عمارات متعددی در این شهر بنا کرد و بر شکوه و آبادانی آن افزود. اهل فضل و ادب دور او گرد آمدند و از کمک‌های مادی و حمایت‌های وی برخوردار شدند و شهر به مجمع دانشمندان و ادبا تبدیل گردید[۳۱][۳۲][۳۳]. صاحب، هر سال پنجاه‌هزار دینار به بغداد می‌فرستاد تا بر علما، فقها، شعرا، قرّا، سادات، و صلحا تقسیم کنند[۳۴]. همچنین غیاث‌الدین منصور شیرازی، میرزا رفیع‌الدین محمد صدر، میرزا حبیب‌الله صدر، و سلطان‌العلماء، خود از حکما، علما، و دانشمندان زمان خویش بودند و از این رو، احترام علما و دانشمندان را نگاه می‌داشتند و در تکریم و توقیر ایشان می‌کوشیدند. قصایدی که ملاّ عبدالرزاق لاهیجی ( -1072 ق.) در مدح این سه تن سروده، مؤید همین نظر است[۳۵].
  4. علما و دانشمندانی که غالباً از دیگر شهرها به اصفهان مهاجرت کردند، علم و دانش را در خاندان خویش به میراث گذاشتند و خاندان‌های علمی فراوانی پدید آوردند که اخلاف آنان، میراث معنوی سرسلسله خود و نیز میراث مکتوب (کتابخانه) خاندان کهن و سرشناس خویش را پاسداری می‌کردند[۳۶]. عمر این خاندان‌های علمی، گاه به چند قرن می‌رسید که بعضی از آنها هنوز به حیات معنوی خویش ادامه می‌دهند. یکی از محققان معاصر، نام و شرح حال 46 خاندان علمی اصفهان را از قرن پنجم تا چهاردهم به اجمال برشمرده است[۳۷]. بسیاری از این خاندان‌ها، کتابخانه‌هایی داشتند که علاوه بر استفاده افراد عالم و دانشمند خود، دیگر علاقه‌مندان نیز می‌توانستند از مجموعه آن استفاده کنند که کتابخانه خجندیان یا آل خجند در قرن ششم و کتابخانه شیخ نجیب رضا در قرن یازدهم از آن زمره است[۳۸]. علاوه بر آن، بسیاری از علما و ادبا، از خوانِ کرم و نعمت این خاندان‌ها برخوردار بودند که بذل و بخشش صدرالدین خجندی ( 552 ق.) در حق شعرا و دانشمندان، معروف است[۳۹].
  5. اهتمام پادشاهان، شاهزادگان و بزرگان سلسله‌های ایرانی، به‌ویژه صفوی، و دیگر اعیان و افراد مؤمن و متمول به امور خیریه و وقف، سبب احداث، تعمیر، و یا مرمت صدها باب مسجد، مدرسه، و جز آن گردید که اغلب آنها کتابخانه داشتند و در طول زمان رو به گسترش نهادند[۴۰].

با این همه، عوامل متعددی موجب از میان رفتن شکوه و اعتبار، و حتی ویرانی اصفهان و به تبع آن ویرانی کتابخانه‌ها و نابودی کتاب‌ها و در نتیجه کاهش چشمگیر تعداد کتابخانه‌های استان در طول قرون گردیده که از میان آنها می‌توان به عوامل زیر اشاره کرد :

1. آشوب‌های مذهبی فراوانی که از قرن چهارم تا قرن دهم (ظهور صفویه) و از آن پس تا اوایل قرن چهاردهم گهگاه در اصفهان و دیگر شهرهای استان روی می‌داد، سبب کشته شدن بسیاری از مردم و نابودی بازارها، خانه‌ها، مساجد، مدارس، و کتابخانه‌های پیروان مذاهب می‌گردید. این درگیری‌های خونین که از سال 345 ق. و با نزاع میان سنّیان و شیعیان اصفهان شروع شد، بارها به‌صورت‌های گوناگون ادامه یافت که می‌توان به این موارد اشاره کرد: قتل عام شافعی‌ها و حنفی‌ها توسط باطنی‌ها (اسماعیلیه) در 494 ق. و در مقابل، آتش‌زدن باطنی‌ها، کشتار باطنی‌ها در 511 ق.، درگیری‌های خونین میان شافعی‌ها و حنفی‌ها در سال‌های 542 ق.، 560 ق.، 582 ق.، و 633 ق.، چنان‌که در سال 542 ق. به تحریک حاکم اصفهان، حنفی‌ها، مدرسه خجندیان را - که متعلق به شافعی‌ها بود ـ غارت کردند و کتابخانه معتبر آن را به آتش کشیدند[۴۱][۴۲]. سپس در طول حکومت صفویه و پس از آن، جنگ حیدری و نعمتی و متشرعه و صوفیه، بعضاً موجب ویرانی و نابودی کتابخانه‌ها گردید؛

2. هجوم لشکریان دشمن، بارها موجب ویرانی شهر و قتل عام مردم گردید که می‌توان به حمله سپاه مغول در سال 633 ق.، کشتار 70000 نفر از مردم اصفهان در سال 789 ق. توسط امیر تیمور، سرکوب شورش و قتل عام مردم اصفهان به‌دست جهانشاه قراقویونلو ( 872 ق.)، و سرانجام سقوط اصفهان در محرم 1135 ق. به‌دست افاغنه یاد کرد. در واقعه اخیر هزاران نفر از شاهزادگان، امرای لشکر، و بزرگان صفوی، و نیز گروه کثیری از مردم و علمای شیعه به‌قتل رسیدند و مساجد و مدارس دینی متعددی با کتابخانه‌ها و مجموعه‌هایشان به‌کلی از میان رفت یا غارت شد که از جمله می‌توان از کتابخانه سلطنتی، کتابخانه مدرسه ملاّعبدالله، کتابخانه مدرسه آقا کمال خازن، و کتابخانه شخصی و مهم حزین لاهیجی نام برد[۴۳][۴۴][۴۴][۴۵][۴۶]؛

3. از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول صفوی (907 ق.) تا سقوط اصفهان و برچیده شدن این سلسله (1135 ق.)، صدها نفر از شعرا، علما، هنرمندان، و دانشمندان ایرانی به‌سبب سخت‌گیری‌های مذهبی و سیاسی صفویان، و یا انگیزه‌های شخصی و سایر ملاحظات به هند، عثمانی، و ماوراءالنهر مهاجرت کردند و به خدمت دربار و پادشاهان این کشورها در آمدند[۴۷][۴۸]. احمد گلچین معانی، شرح حال 745 شاعر را که در طول سلسله صفوی به هند مهاجرت کردند، به‌تفصیل آورده است[۴۸]. تعداد قابل توجهی از آنان از مشاهیر این استان هستند و یا از دربار پادشاهان، شاهزادگان، و بزرگان صفوی در اصفهان، رخت سفر به‌سوی دیار غربت بربستند. بنا به رسم معمول، بسیاری از آنان صاحب کتابخانه یا مجموعه‌های شخصی بوده‌اند و احتمال فراوان می‌توان داد که بسیاری از آثار و مجموعه‌های شخصی نیز همراه آنها، به آن سرزمین‌ها منتقل شده باشد؛

4. در جریان حمله افغان و پس از آنکه اصفهان دستخوش ویرانی و ناامنی گردید، گروه زیادی از علمای برجسته شهرهای ایران، از جمله اصفهان، رحل اقامت در عتبات افکندند و حوزه‌های دینی آنجا را قوت بخشیدند. احتمال دارد که در جریان این مهاجرت، بخشی از مجموعه‌های شخصی و خاندانی استان که از فتنه افغان مصون مانده بود، بدانجا انتقال یافته باشد؛

5. بخشی از مجموعه‌ها و کتابخانه‌های شخصی و خاندانی به مرور زمان میان افراد خاندان تقسیم و پراکنده گردید یا پس از فوت صاحب آن، به‌حراج گذاشته شد. کتابخانه خاندان خاتون‌آبادی و مجلسی، و نیز کتابخانه‌های شخصی حاج محمد ابراهیم قزوینی، حاج میرزا یحیی مستوفی و دیگران به همین سرنوشت دچار گردید[۴۹][۵۰]؛

6. سرانجام، دوران آشفته سیاسی پس از صفویه و انتقال پایتخت از اصفهان به تهران در دوره قاجاریه، سبب کاهش اعتبار سیاسی و فرهنگی شهر اصفهان و کم‌توجهی دربار و دولت به آن گردید.

مسجد جامع عتیق اصفهان ، قابل بازیابی ازhttps://mrbilit.com/mag/jameh-mosque-of-isfahan/

کتابخانه‌های مساجد و اماکن مذهبی

نخستین مسجد این استان، "جامع عتیق" نام داشت که در محل آتشکده‌ای در اصفهان بنا گردید[۵۱] و سپس مسجد دیگری در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) (35-40 ق.) در این شهر ساخته شد که ظاهراً همان مسجد شعیان نبیّ (ع) است[۵۲][۵۳]. سپس مساجد متعدد دیگری در این شهر و سایر شهرهای استان ساخته شد. به نوشته مافرّوخی در کتاب محاسن اصفهان، مسجد جامع عتیق در زمان هارون‌الرشید (170-193 ق.) گسترش یافت و در سال 309 ق. در زمان خلافت مقتدر عباسی، "ابوعلی‌بن رستم بر ساختمان مسجد افزایش داد که چهار خانقاه شد به چهار حدّ و هر حدّی رواقی داشت... و برابر رواق، کتابخانه و حجرات و مخزن‌های کتب به‌همت استاد ابوالعباس ضُبّی احداث شد. در آن کتابخانه، از کتب معتبره نفیسه و مجلداتی از غریب حدیث و اسرار تفسیر و نحو و لغت و اشعار منتخب و سنن انبیا و خلفا و سِیَر ملوک و علما، و از علوم پیشینیان، منطق و ریاضی و طبیعی و الهی گذارده بودند"[۵۴]. به نوشته ابن اثیر، کتابخانه نفیس مسجد جامع که فهرستی مشتمل بر سه مجلد قطور داشت، در سال 514 ق. یا 515 ق.، همراه با مسجد و مدارس پیوسته بدان، توسط اسماعیلیه، طعمه حریق شد[۵۵][۵۶][۵۷]. مسجد جامع جورجیر یا مسجد جامع صغیر نیز که به نوشته، مافرّوخی توسط صاحب‌بن عبّاد در اصفهان بنا شد، خانقاه، کتابخانه، مَدْرَس، و مجلس ادبی داشته است که از این مسجد، هم‌اکنون تنها سردری به جا مانده است[۵۸].

کتابخانه خانقاه شیخ ابومسعود، احمدبن فرات رازی نیز از کتابخانه‌های معتبر قرن سوم به بعد بوده است. وی از عرفای نامدار قرن سوم هجری بود که در اصفهان اقامت داشت و پس از اینکه درگذشت خانقاهی بر مزارش بنا کردند. به نوشته ابوصالح عبدالرحمن شهرستانی، که از شاگردان خاصّ او بوده، کتابخانه خانقاه، از نفیس‌ترین کتابخانه‌های ایران بوده است. این کتابخانه تا سال 1264 ق. پابرجا بود تا اینکه در این سال، به‌سبب مخالفت‌های صدرالدین جبل عاملی، از علمای شیعه لبنان، با صوفیه، نفایس خانقاه از جمله کتاب‌های آن به تاراج رفت[۵۹].

از قرن چهارم به بعد که محل آموزش و درس و بحث، از مساجد به مدارس منتقل شد، کتابخانه‌های مساجد به‌تدریج از رونق افتاد و در عوض کتابخانه‌های مدارس، اهمیت و اعتبار و گسترش روزافزونی یافت.

در آغاز قرن یازدهم هجری و همزمان با گسترش روابط سیاسی ایران و اروپا، گروه عظیمی از ارامنه جلفا به دستور شاه عباس اول صفوی (996-1038 ق.) به اصفهان کوچانده شدند و کلیسای وانک در محله جلفای اصفهان برای آنها ساخته شد که از همان آغاز دارای کتابخانه بود. در این کتابخانه نسخه‌های خطی ارمنی مربوط به قرون هفتم و هشتم هجری به بعد نگاهداری می‌شد که هم‌اکنون نیز موجود است[۶۰]. علاوه بر آن، حدود 25000 جلد کتاب چاپی به زبان‌های ارمنی، فارسی، انگلیسی، و جز آن نگهداری می‌شود[۳۲].

از حمله مغول بدین سو، به‌ویژه در دوران سلسله‌های شیعی صفویه و قاجاریه، اطلاع زیادی از وجود کتابخانه‌های مساجد در دست نیست. یکی از علت‌های آن را می‌توان توجه ویژه پادشاهان و بزرگان این دو سلسله به اماکن مقدس مذهبی و وقف مجموعه‌های شخصی به آستانه‌های حضرت رضا (ع)، حضرت معصومه (س)، و نیز بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی و سایر اماکن مقدس مذهبی دانست.

تا پایان نیمه اول سال 1378 ش.، در مجموع، 66 واحد کتابخانه با مجموعه 126540 جلد و در حدود 13000 نفر عضو، در سطح مساجد شهرستان‌های استان فعالیت داشته‌اند که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: اصفهان (36 واحد با مجموعه 96440 جلد و 6112 نفر عضو)، اردستان (2 واحد)، خمینی‌شهر (یک واحد با مجموعه 8000 جلد و 500 نفر عضو)، شهرضا (یک واحد با مجموعه 1800 جلد و 54 نفر عضو)، فلاورجان (یک واحد با مجموعه 600 جلد و 45 نفر عضو)، کاشان (5 واحد با مجموعه 13000 جلد و 1412 نفر عضو)، گلپایگان (یک واحد با 113 نفر عضو)، نایین (یک واحد با مجموعه 2000 جلد و 150 نفر عضو)، نجف‌آباد (یک واحد با مجموعه 3500 جلد و 3000 نفر عضو)، و نطنز (2 واحد با مجموعه 1200 جلد و 1265 نفر عضو)[۶۱].

کتابخانه‌های مدارس دینی

بر اساس منابع موجود تاریخی، کهن‌ترین کتابخانه‌های مدارس استان، کتابخانه‌های مدارس شرفیه، عزیزیه، صفویه، و مجدیه در قرن ششم در شهر کاشان بوده و به شیعیان تعلق داشته است. عبدالجلیل قزوینی (505 ـ بعد از 585 ق.)، متکلم معروف شیعی در کتاب معروف خود به نام النقض، از کتابخانه‌های آن مدارس یاد کرده و دو تن از استادان آنها را برشمرده است[۶۲][۶۳][۶۴]. مدرسه‌ای نیز در محله کران اصفهان به دستور ملکشاه سلجوقی (465-485 ق.)برای حنفی‌ها و شافعی‌ها ساخته شد که به مدرسه ملکشاهی معروف گردید و بعدها مزار ملکشاه، خواجه نظام‌الملک و دیگر شاهزادگان سلجوقی گردید[۶۵][۶۶]. این مدرسه از مدارس معروف قرون پنجم تا هفتم هجری بود و در قرن ششم هجری کتابخانه معتبری داشته که مرجع محققان و مراجعان علاقه‌مند بوده است[۶۷].

اما بزرگ‌ترین مدرسه‌ای که در این ولایت ساخته شد و تا قرن‌ها مانند نداشت، مدرسه نظامیه اصفهان بود که همانند مدارس مشابه دیگر، به دستور خواجه نظام‌الملک طوسی (408/ 410-485 ق.)، وزیر دانشمند و با کفایت آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی، در پایتخت سلاجقه (اصفهان) ساخته شد. از تاریخ تأسیس این مدرسه اطلاعی در دست نیست. قدیمی‌ترین سند تاریخی در این باره، کتاب محاسن اصفهان مافرّوخی است که تألیف آن بین سال‌های 465 تا 485 ق.، یعنی دوره پادشاهی ملکشاه، صورت گرفته و نخستین مدرّس آن، ابوبکر محمدبن ثابت خجندی ( ـ 483 ق.)، سال‌ها تولیت و مدرّسی آن نظامیه را برعهده داشته است[۶۸].

نظامیه اصفهان با توجه به موقعیت ممتاز این شهر در دوره سلجوقی و علاقه وافر خواجه نظام‌الملک به دانشمندان و فقها و رسیدگی به وضع آنان، از استادان دانشمند و نام‌آوری که بیشتر آنان از خجندیان بودند، برخوردار بوده است. وجود این مدرّسان ـ که علاوه بر نظامیه اصفهان در نظامیه بغداد نیز مراتب مدرّسی و نظارت داشته‌اند ـ نظامیه اصفهان را خیلی زود تبدیل به یکی از مراکز مهم علمی و مذهبی دوره سلجوقی کرد. این نظامیه، کتابخانه معظمی متناسب با دیگر تشکیلات گسترده خود داشته که کتاب‌های نفیس آن، توجه طالبان علم را به خود معطوف کرده بود. عماد کاتب اصفهانی( ـ597 ق.) در خریده‌القصر، و جمال‌الدین قفطی ( ـ 648 ق.) در تاریخ‌الحکماء، به وجود کتابدار و کتاب‌های نفیس و منحصر به فرد این کتابخانه اشاره کرده‌اند[۶۹][۷۰][۷۱]. اغلب مراجعه‌کنندگانِ کتابخانه‌های نظامیه را استادان و دانشجویان تشکیل می‌دادند[۷۲]. کتابخانه مدرسه شرفیه کاشان نیز در سال 533 ق. بنا شد و پس از حدود دو قرن در سال 721 ق. رو به ویرانی نهاد[۷۳][۷۴].

کتابخانه مدرسه سلطان بخت‌آغا ( ـ769 ق.) همسر شاه محمود مظفری، از کتابخانه‌های معتبر قرن هشتم بوده است. این مدرسه در سال 769 ق. بنا گردید و کتابخانه مدرسه بابا قاسم نیز در همین قرن مورد استفاده صوفیه بوده است[۷۵][۷۶].

کتابخانه مدرسه نصرآباد و خانقاه جنب آن را صدرالدین علی طیب به سال 854 ق. بنا کرد و چون جسد مولانا ابوالقاسم نصرآبادی، شاعر و عارف دوره صفویه، در آن دفن شد، این مدرسه به نام وی معروف گردید. کتابخانه مدرسه خواجه مَلِک نیز که پیش از قرن دهم هجری تأسیس شد، از کتابخانه‌های عظیم و معتبر اصفهان به‌شمار می‌رفته و مرجع دانشمندان بوده است[۷۷][۷۸].

در دوره صفویه و قاجاریه، مدارس دینی متعددی در استان اصفهان ساخته شد. شاردن که در نیمه دوم قرن یازدهم از اصفهان دیدن کرده، تعداد مدارس این شهر را 57 باب نوشته است (167:30). این مدارس که پس از آن تاریخ، رو به فزونی نهاد، غالباً دارای کتابخانه‌های قابل توجهی بود که می‌توان از این کتابخانه‌ها نام برد: کتابخانه مدرسه عباسی (قرن دهم هجری)؛ کتابخانه‌های مدارس جدّه بزرگ و جدّه کوچک، آقا کافور، خالصیّه، و شاه سلیمان (قرن یازدهم هجری)؛ کتابخانه‌های مدارس مریم‌بیگم صفوی، ملاعبدالله، و آقا کمال خازن (قرن دوازدهم)، که دو کتابخانه اخیر در حمله افغان‌ها به اصفهان در سال 1135 ق. غارت شد؛ و کتابخانه معتبر و با عظمت مدرسه چهارباغ (سلطانی) که حاوی مجموعه نفیس سلطنتی بود و در جریان حمله افغان‌ها، به زیرزمین کتابخانه منتقل شد و به‌سبب رطوبت و آفت موریانه از بین رفت. کتابخانه مدرسه پای قلعه (1217 ق.)، کتابخانه مدرسه میرباقری در خوانسار (1232 ق.)، کتابخانه مدرسه بزرگ صدر (1234 ق.)، کتابخانه مدرسه ایلچی که تا 1238 ق. دایر بوده است، کتابخانه مدرسه آقا در کاشان (1268 ق.)، کتابخانه مدرسه سلطانی کاشان (1221 ق.)، کتابخانه مدرسه رکن‌الملک (1331 ق.)، کتابخانه مدرسه علمیه حاج میرزا علی در اردستان (1342 ش.)، و کتابخانه مدرسه آیت‌الله اعتمادی (قرن چهاردهم)، نیز از کتابخانه‌های قابل ذکر مدارس دینی استان به‌شمار می‌روند[۷۹][۸۰][۸۱].

کتابخانه‌های شخصی و خاندانی

پادشاهان فرهنگ‌دوست و وزرای دانشمندی که از قرن سوم به بعد در اصفهان منصب وزارت یافتند و نیز علما و دانشمندانی که به اصفهان مهاجرت کرده و در این شهر سکونت گزیدند، و سرانجام دانشمندانی که در این شهر پرورش یافتند، به‌سبب علاقه وافرشان به کتاب، به‌تدریج کتابخانه‌های شخصی و خاندانی فراوانی در استان پدید آوردند که به مهم‌ترین آنها، اشاره می‌شود.

عمادالدوله علی بویه‌ای (322-338 ق.) که در آغاز از سوی مردآویج حکومت کرج ابودُلَف (ناحیه‌ای میان اصفهان و همدان) را داشت، دارای کتابخانه قابل توجهی بوده است[۸۲]. اما شاید هیچ کتابخانه شخصی در آن زمان و بعدها به عظمت و بزرگی کتابخانه صاحب‌بن عبّاد (326-385 ق.) نبوده است. او طی سال‌ها، به‌ویژه نوزده سال وزارت خود در اصفهان، کتابخانه‌ای فراهم آورد که به گفته خود 117000 جلد کتاب نفیس داشت و برای حمل و نقل آنها، چهارصد شتر لازم بوده است. فهرست این مجموعه عظیم، ده مجلد ذکر شده است. صاحب، این کتابخانه را وقف عام (عمومی) کرده بود[۸۳][۸۴][۸۵]. انوشیروان بن خالد کاشانی (قرن 5 ق.) وزیر ادیب و دانشمند سلطان محمود سلجوقی و المسترشد بالله عباسی، کتابخانه‌ای بی‌نظیر در کاشان بنا نهاد که تا سال 674 ق. و به نام خودش بر جای بوده است[۸۶].

خجندیان نیز که خاندانی اهل فضل و دانش بودند کتابخانه معتبری داشتند که حدود صد سال سابقه داشت، تا اینکه در سال 542 ق. به تحریک حاکم اصفهان و در جریان آشوب مذهبی آن سال به‌آتش کشیده شد و آسیب فراوان دید؛ اما اندکی پس از آن واقعه، کتابخانه احیا گردید. چنان‌که ابوالشرف گلپایگانی در ترجمه تاریخ یمینی آورده، وی نسخه‌ای از تفسیر صدجلدی را که متعلق به مدرسه صابونی نیشابور بوده، در سال 545 ق. (سه سال پس از آتش‌سوزی)، در کتابخانه خجندیان اصفهان یافته و از آن استفاده فراوان کرده است [۸۷][۳۸][۸۸][۸۹].

حاج حسن بیک (معاصر شاه عباس اول صفوی)، از اعیان و اشراف اصفهان و از دوستداران کتاب بود، که نسخه‌های نفیس و ارزشمندی برای کتابخانه‌اش تهیه می‌کرد. کتاب گرشاسب‌نامه در سال 1025 ق. برای کتابخانه او تحریر شد که علیرضا عباسی، نقاش معروف، هفت مجلس برای آن تصویر کرد. کلیات خاقانی که در 1038 ق. کتابت شده، متعلق به کتابخانه او بوده است[۹۰]. کتابخانه شیخ علی منشار ( ـ984 ق.)، حدود 4000 جلد کتاب داشت که اغلب آنها از هند فراهم شده بود[۹۱][۹۲]. شیخ بهاءالدین عاملی، معروف به "شیخ بهایی" (953-1030 ق.)، خود کتابخانه قابل توجهی داشته و پس از درگذشت پدر زنش (شیخ علی منشار)، مجموعه ارزشمند وی به دخترش رسید و جزو کتابخانه شیخ بهایی گردید[۹۲]. بعد از اینکه کتابخانه مرقد امام رضا (آستان قدس رضوی) در مشهد توسط ازبکان غارت شد، شیخ بهایی، بخشی از مجموعه خود را به آن کتابخانه هدیه کرد که بسیاری از آنها هم‌اکنون موجود است[۹۳][۹۴]. ملاّمحمد مقیم، کتابدار کتابخانه شاه سلیمان صفوی (1068-1077 ق.)، خود مردی کتابدوست و نسخه‌شناس بود. وی کتابخانه‌ای در اصفهان برای خویش فراهم کرد و کتاب‌های نفیسی را که در سفر هند به‌همراه آورده بود به مجموعه کتابخانه خود افزود[۹۵][۹۶]. به گفته میرزا عبدالله اصفهانی معروف به "افندی"، ملاّمحسن فیض کاشانی (1007-1091ق.)، کتابخانه معظمی در کاشان و سپس در اصفهان داشته است. آقا حسین خوانساری (1016-1099 ق.)، فقیه و عالم معروف، کتابخانه مهم و بزرگی داشت که پس از گذشت چند قرن، هنوز آثار خطی او به‌طور گسترده در کتابخانه‌های ایران موجود است و اغلب کتابخانه‌های بزرگ ایران، تعدادی از مجموعه او را نگهداری می‌کنند[۹۷].

شیخ نجیب‌الدین رضا، متخلص به "نجیب"، از مشایخ سلسله ذهبیه و از عرفای نامدار معاصر شاه سلیمان، کتابخانه معظمی داشت که مورد استفاده و مراجعه پیروان آن سلسله بوده. هم‌اکنون تعداد زیادی از مجموعه کتاب‌های او در کتابخانه‌های خصوصی کشور موجود است[۹۸]. خاندان بزرگ و معروف روضاتی نیز از قرن 12 ق. به‌بعد، کتابخانه بزرگ و بااهمیتی در اصفهان داشته‌اند. حاج میر ابوالقاسم، مشهور به "میرکبیر" (1090-1158 ق.)، سرسلسله این خاندان، مجموعه ارزشمندی فراهم کرد که بسیاری از نسخ آن توسط وی استنساخ شده بود. حاج میرسید محمد ( ـ1293 ق.)، از علما و دانشمندان زمان، کتابشناس و نسخه‌شناس متبحری بوده است؛ و برادرش، سید محمدباقر خوانساری در تدوین اثر معروف زندگینامه‌ای خود، به نام روضات‌الجنات از دانش و تخصص او بهره می‌گرفته است. گویند هزار نسخه خطی به نظر او رسیده که تمام یا قسمتی از آنها به خط اوست[۹۹][۱۰۰] [۱۰۱]. ملاّمحمد رفیع خوانساری نیز مجموعه گرانقدری داشته که آن را وقف یکی از مدارس دینی اصفهان کرد[۱۰۲]. کتابخانه میرفندرسکی ( -1050 ق.)، حکیم و فیلسوف معروف، شهرت بسزایی داشته است که پس از مرگ وی بنا بر وصیتش به کتابخانه آستانه شیخ صفی‌الدین در اردبیل منتقل شد[۱۰۳][۱۰۴]. میرزا عبدالله اصفهانی ( - 1130 ق.) صاحب کتاب زندگینامه‌ای معروف ریاض‌العلماء و حیاض‌الفضلا، برای تدوین کتابش، کتابخانه معتبر و نفیسی تدارک دیده بود[۱۰۵][۱۰۶]. میرزا ابوتراب اصفهانی، خود از افاضل اصفهان در قرن دوازدهم بود و کتابخانه نفیسی به خط خوشنویسان معروف، از جمله احمد نیریزی داشته است[۱۰۷]. کتابخانه خاندان بزرگ خاتون‌آبادی از قرن دوازدهم به بعد، شهرت داشته و بخش‌هایی از مجموعه آن در میان این خاندان پراکنده است[۱۰۸]. کتابخانه حزین لاهیجی در قرن دوازدهم حدود 5000 جلد کتاب داشت که در جریان حمله افغان در سال 1135 ق. به‌غارت رفت. وی در سفرنامه خود از غارت کتابخانه و نابودی یکی از آثار ارزشمندش به نام مدّه‌العمر، به‌تلخی چنین یاد می‌کند: "در آن سال 1135 ق.، سانحه اصفهان روی داد و کتابخانه حقیر و آنچه بود به غارت رفت و مرا بر تلف شدن آن نسخه، تأسف است..."[۱۰۹].

کتـابخانه عـلامه محمـدباقـر مجلسی ( ـ1110ق.)، شیخ‌الاسلام اصفهان، از معتبرترین کتابخانه‌های قرن یازدهم و دوازدهم بوده است. وی این کتابخانه را به‌منظور تدوین اثر دایره‌المعارفی حدیثی شیعه، موسوم به بحارالانوار در طی سالیان متمادی فراهم کرد. او برای دستیابی به نسخه‌های مورد نظرش، پیک‌هایی را به شهرها و کشورهای مختلف اعزام می‌کرد، چنان‌که برای آوردن نسخه مدینه‌العلم که در کتابخانه پادشاه یمن بود، پیکی را با تحفه و هدایا به دربار او ارسال کرد. همچنین دستور داد تا از روی کتاب‌های فرسوده و رو به زوال گذشتگان، استنساخ شود و خود نیز تعدادی از آنها را استنساخ کرد. علاوه بر آن، مجموعه کتابخانه‌های علما و دانشمندان معاصر خود، مانند علامه محمدتقی مجلسی (پدرش)، حافظ‌کاظم، سیدمحمد علی، شاه ابوتراب، سیدحسن آل یراق، میرزا غیاث، و افراد دیگر را به کتابخانه خود منتقل کرد. پس از درگذشت او، کتابخانه معظم وی پراکنده شد و هر قسمت به کتابخانه‌ای منتقل گردید؛ چنان‌که مجلدات دست‌نویس بحارالانوار به کتابخانه میرزا عبدالله اصفهانی انتقال یافت. امروزه در بیشتر کتابخانه‌های عمومی و خصوصی داخل و خارج ایران، نسخه‌هایی از کتابخانه او که آثار قلم و یا حواشی و یا حداقل مهر و نشانه وی بر آنهاست موجود است[۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲].

پادشاهان صفویه نیز عموماً فرهنگ‌دوست و هنرپرور بودند و کتابخانه‌های نفیس و ارزشمندی داشتند. بسیاری از علما، دانشمندان، ادبا، و شعرا معمولاً نفیس‌ترین کتاب‌های خود را به نام پادشاهان عصر مصدّر نموده و به آنان هدیه می‌کردند. علاوه بر آن، بسیاری از کتاب‌های ارزشمند گذشته توسط خوشنویسان نامدار زمان، استنساخ می‌شد که غالباً با تصویر و تذهیب‌های عالی همراه بود.

شاه اسماعیل اول صفوی (907-930 ق.)، سرسلسله صفویان، گرچه اغلبِ دوران حکومتش به جنگ با دشمنان داخلی و خارجی گذشت، به فرهنگ و هنر علاقه وافر داشت. پس از فتح هرات، هنرمندانی که در زمان سلطان حسین بایغرا در آن شهر گرد آمده و مکتب هنری هرات را به‌وجود آورده بودند، همه را با عزت و احترام به پایتخت خود، تبریز، آورد و کتابخانه باشکوهی ترتیب داد و سرپرستی آن را به کمال‌الدین بهزاد سپرد. آثاری که برای کتابخانه شاه اسماعیل تهیه شده، همه از نفایس بوده و نمونه‌های آنها در کتابخانه‌های معروف جهان مانند کتابخانه موزه بریتانیا و کتابخانه کنگره امریکا موجود است. شاه طهماسب اول صفوی (930-984 ق.) نیز که خط و نقاشی را نزد برجسته‌ترین استادان فن آموخته بود، به کتابت و کتاب علاقه زیادی داشت و به همین سبب، دارالصنایعی را که پدرش ترتیب داده بود، گسترش داد. کتابخانه شاه طهماسب، بر اثر این توجه، روز به روز غنی‌تر می‌شد تا بدانجا که در شمار معظم‌ترین کتابخانه‌های جهان در آمد. افراد نامداری، مانند محمود نیشابوری، محیی شیرازی، و امیر نظام‌الدین اسکویی، سال‌ها کتابدار این کتابخانه بوده‌اند.

شاه عباس اول صفوی (996-1038 ق.) نیز به تبعیت از اسلاف خود و همچنین تحت تأثیر محیطی که آنها به‌وجود آورده بودند، به هنر و کتاب عشق می‌ورزید. با اینکه وی وارث کتابخانه نفیس شاه طهماسب و سلطان محمد خدابنده بود، در تکمیل و افزایش این گنجینه به‌جِدّ می‌کوشید. بدین‌منظور، دارالصنایع تبریز را به اصفهان منتقل ساخت و کوشش‌های فراوانی به‌کار برد تا خوشنویسان، تصویرگران، تذهیب‌کاران، جلدسازان، زرافشانان، و حلّکاران را برای خلق آثار ارزنده هنری در کتابخانه سلطنتی اصفهان گردآورد و بدین ترتیب، هنرمندان برجسته‌ای مانند علیرضا عباسی، میرعماد حسنی، میرمحمد معصوم، و دیگران به خلق آثار هنری بی‌بدیلی پرداختند. صادقی بیک افشار ارومیه‌ای، مدت‌ها ریاست کتابخانه شاه عباس را برعهده داشت و پس از او این سمت به علیرضا عباسی واگذار شد.

دانشمندان، مشاهیر، صدور، و امرا چون به عشق و علاقه شاه عباس به کتاب آگاه بودند، آثار برجسته و نفیسی را که به‌دست می‌آوردند به شاه عباس تقدیم می‌داشتند. امام قلی‌خان، والی فارس، در شیراز دارالصنایعی ایجاد کرد و کتاب‌های نفیسی که در آنجا کتابت می‌شد، به کتابخانه شاه عباس تقدیم می‌داشت. شاه عباس، دوبار بخشی از مجموعه نفیس کتابخانه خود را به دو کتابخانه معتبر آن زمان، یعنی کتابخانه آستان قدس، و کتابخانه بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی وقف کرد. آدام اولئاری، جهانگرد اروپایی که به سال 1047 ق./ 1637م. از این کتابخانه دیدن کرده، با اشاره به آن مجموعه ارزشمند می‌نویسد که اکثر آنها از نظر هنر و معنی، در دنیا بی‌نظیرند. شاه صفی (1038-1052 ق.) نیز به جمع‌آوری کتاب علاقه فراوان داشت و کتاب‌های زیادی متعلق به کتابخانه او، هم‌اکنون در کتابخانه‌های شخصی موجود است[۱۱۳].

شاه عباس دوم صفوی (1052-1077 ق.) نیز، مانند دیگر پادشاهان صفوی به نقاشی و کتاب، علاقه وافر داشت و در زمان او کتابخانه سلطنتی رونق و شکوهی تازه گرفت. محمدامین مشهدی، از شاگردان میرعماد، تصدی این کتابخانه را برعهده داشت[۱۱۴]. کتابخانه شاه سلیمان صفوی (1077-1105 ق.) را هم باید از کتابخانه‌های معتبر ایران به‌شمار آورد. شاردن، جهانگرد فرانسوی، که در زمان شاه سلیمان از اصفهان دیدار کرده، در توصیف کتابخانه او می‌نویسد:

در کنار عمارت شاه، تالاری وجود دارد که به تالار طویله شاهی معروف است و آن چندین اتاق بزرگ دارد. در این اتاق‌ها کتابخانه شاهی جای دارد و ریاست کتابخانه برعهده میرزا مقیم کتابدار، محول است. کتاب‌های کتابخانه شاهی 15000 جلد است و بیشتر کتاب‌هایش به زبان‌های فارسی، عربی، و ترکی، و نیز به خط کوفی است. در این کتابخانه دو صندوق مهم از کتاب‌ها به زبان‌های اروپایی است. یکی از صندوق‌ها 76 جلد کتاب دارد و صندوق دوم حاوی کتاب‌هایی است که پس از تصرف هرمز، از طرف سپاهیان شاه عباس اول، از کلیسای آن به‌غنیمت گرفته شده است. کتاب‌های این صندوق‌ها بیشتر به زبان‌های آلمانی و فرانسوی است و قسمتی از کتاب‌های خارجی، از غارتِ خانه سفیر پرتغال، هلسنن در هفتاد سال قبل از این به‌دست آمده است[۱۱۵][۱۱۶].

شاه سلطان حسین صفوی (1105-1135 ق.) علاقه مفرطی به کتاب داشت و بر گنجینه کتابخانه شاه سلیمان افزود. میر احمد نیریزی، خوشنویس معروف، برای کتابخانه شاه سلطان حسین کتابت می‌کرد و اجرت زیادی می‌گرفت. وی بخشی از کتاب‌هایی را که فراهم می‌آورد به کتابخانه مدرسه جدیدالتأسیس چهار باغ اصفهان می‌بخشید. بسیاری از کتاب‌های نفیس این مدرسه در جریان حمله افغان‌ها به اصفهان از بیم غارت به سرداب نمناکی منتقل گردید که پس از گذشت چند سال بسیاری از آنها از بین رفت[۱۱۷]. از سرنوشت کتابخانه سلطنتی هم اطلاعی در دست نیست. احتمال فراوان دارد که این کتابخانه نیز در جریان حمله افغان‌ها به اصفهان (1135 ق.) غارت شده و از بین رفته است. جیمز فریزر (1124-1167 ق./ 1713-1756 م.)، از کارکنان کمپانی هند شرقی انگلیس و از شرق‌شناسان آن کشور، که در زمان سقوط اصفهان در هند به‌کار اشتغال داشت، اندکی بعد از آن واقعه، 245 نسخه خطی فارسی نفیس را از کتابخانه سلطنتی اصفهان به‌دست آورد. مشخصات این مجموعه در فهرست کارل هرمان اته آمده است[۱۱۸]. اسناد ملکی دولت و مردم نیز که در کاخ چهلستون نگهداری می‌شد، توسط افغان‌ها جمع‌آوری گردید و به زاینده‌رود ریخته شد[۱۱۹]. گویند هفته‌ها بلکه ماه‌ها کتاب‌های کتابخانه‌های غارت‌شده اصفهان، صرف گرم کردن حمام‌های اصفهان می‌گردید[۱۲۰].

اغلب شاهزادگان صفوی نیز به‌تقلید از پدران خود، کتاب‌دوست و هنرپرور بودند؛ از جمله سام میرزا، فرزند شاه اسماعیل اول، و مؤلف تذکره تحفه سامی، فردی فاضل و ادیب بود و دربارش محفل ادبا و مجمع فضلا و شعرا بوده است. وی کتابخانه معتبری داشته و نویسندگان و خوشنویسان بنامی مانند شوقی یزدی، لسانی شیرازی، خواجه مروارید، و قاضی احمد غفاری، مؤلف تاریخ جهان‌آرا، در کتابخانه و دیوان او به‌خدمت اشتغال داشته‌اند. این شاهزاده در اواخر عمر در قلعه قهقهه زندانی بود که کتابخانه‌اش نیز در همان جا قرار داشت. برادر او بهرام میرزا نیز شیفته هنر و ادب بود و خود شعر می‌گفت و "بهرامی" تخلص می‌کرد. وی مدت‌ها حکومت هرات را داشت و در آنجا کتابخانه قابل توجهی فراهم آورد [۱۲۱].

بعضی از امرای صفوی نیز به‌تبعیت از پادشاهان این سلسله، فرهنگ‌دوست و هنرپرور بودند. رستم‌خان شاملو از زمره این امرا بود که کتابخانه باعظمتی ترتیب داده بود و محمدامین عقیلی، خوشنویس مشهور، مسئولیت آن را برعهده داشت. امام قلی‌خان نیز کتابخانه عظیم و کم‌نظیری داشت که پس از قتل او و پسرانش، پراکنده شد[۱۲۲].

پس از حمله افغان‌ها به اصفهان بسیاری از کتابخانه‌های شخصی و خاندانی نابود شد و یا در میان افراد خاندان پراکنده گردید و یا همراه علما و دانشمندان به دیگر شهرها انتقال یافت. اما بعد از رفع فتنه افغان و بازگشت مجدد آرامش و امنیت به کشور، از جمله استان اصفهان، بار دیگر کتابخانه‌های شخصی و خاندانی رو به شکوفایی و گسترش نهاد. سید محمدباقر شفتی (1175-1260 ق.) معروف به "حجه‌الاسلام" برجسته‌ترین و قدرتمندترین عالم اصفهان، با ثروت فراوانی که از راه خرید و فروش املاک به‌دست آورده بود، کتابخانه شخصی بزرگ و کم‌نظیری در اصفهان ایجاد کرد. او به جمع‌آوری کتاب‌های نفیس، ارزشمند، و نادر علاقه فراوان داشت و در خرید و تهیه آن، از هیچ‌گونه هزینه‌ای خودداری نمی‌کرد. کتابخانه او در آن زمان، در داشتن نسخه‌های نفیس و ارزشمند بی‌نظیر بود. وی ادعا داشت که هیچ کتابی نیست که از آن نسخه‌ای نداشته باشد، و ارزش آن را در سال 1230 ق. بیش از پنجاه‌هزار تومان تخمین زده‌اند. او به مدت سی سال تا 1260 ق. که بدورد حیات گفت، همچنان برای کتابخانه عظیم خویش، کتاب می‌خرید. کتابخانه او در سه دستگاه ساختمان بود که در هریک، دربانی می‌نشست و کارمندان بسیار داشت[۱۲۳][۱۲۴][۱۲۵][۱۲۶]. حاج محمد ابراهیم کلباسی (1180-1262 ق.)، از علمای اصفهان، به پیروی از همکار خود، سید محمدباقر شفتی، کتابخانه مهم و نفیسی داشت که به فرزندش به‌ارث رسید و پس از درگذشت او، بین فرزندانش تقسیم شد[۱۲۷]. حاج میرزا محمدهاشم چهارسوقی خوانساری ( -1318 ق.)، نویسنده‌ای کثیرالتألیف بود و کتابخانه‌اش بیش از 10000 جلد کتاب داشت[۱۲۸]. حاج میرزا یحیی مستوفی ( -1325 ق.) کتابخانه مهمی داشته که پس از وفاتش، کتاب‌ها را در گونی‌های متعدد می‌فروخته‌اند. حاج‌آقا منیرالدین بروجردی (-1342 ق.)، از چهره‌های علمی اصفهان، دارای کتابخانه‌ای معظم و کم‌نظیر بوده که پس از وفات وی به فرزندش رسید و پس از درگذشت او از میان رفت. کتابخانه شیخ محمدرضا نجفی ( ـ1362ق.)، نیز نفیس و ارزشمند بوده است. حاج سیدعلی نجف‌آبادی( ـ1362 ق.)، مرجع تقلید و مدرس بزرگ حوزه علمیه اصفهان، کتابخانه مهم و معتبری داشته که شامل نسخه‌های بسیار نفیس، ارزشمند، و منحصر به فرد، از جمله نسخه‌های مربوط به زمان علامه مجلسی و نیز دست‌نوشته‌های علمای بزرگ و مشهور بوده است. این کتابخانه در میان سال‌های 1339 تا 1349 ق. در یک روز، گونی‌گونی به‌حراج رفت. کتابخانه‌های حاج میرزا ابوالهدی کلباسی ( ـ1356 ق.) و ملاّ احمد بیان‌الواعظین ( ـ1371 ق.) نفیس و ارزشمند بوده است[۱۲۹] شیخ محمدباقر اصفهانی معروف به "الفت" (1301-1384 ق.)، کتابخانه عظیم و مهمی داشته که پس از وفات او به دانشکده ادبیات اصفهان اهدا شد. آقا بزرگ طهرانی خانه او را مجمع اهل فضل و کمال و کتابخانه‌اش را از نفیس‌ترین کتابخانه‌های اصفهان در زمان خود دانسته است[۱۳۰][۱۳۱].

از دیگر کتابخانه‌های شخصی مهم و جدید استان می‌توان از کتابخانه حاج آقا محمد مقدس ( -1378 ق.) که پس از وفات وی به کتابخانه مسجد اعظم در قم منتقل شد، کتابخانه آقا سیدابوالحسن کتابی ( -1398 ق.)، کتابخانه سیدالعراقین، کتابخانه حاج میرزا محمد طبیب‌زاده که پس از وفاتش به کتابخانه بقعه علامه مجلسی منتقل گردید، کتابخانه محمد صدر هاشمی، کتابخانه شیخ محمدعلی حبیب‌آبادی (1269-1355 ش.) مؤلف مکارم‌الآثار، و کتابخانه آیت‌الله حاج آقاحسین خادمی (1280-1363 ش.) نام برد که دارای نسخه‌های خطی کمیاب و بسیار قدیمی بوده‌اند[۱۳۲].

کتابخانه عمومی توحید اصفهان ، قابل بازیابی ازhttps://www.ibna.ir/news/520457/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

کتابخانه‌های عمومی

نخستین کتابخانه‌های عمومی در این استان، همانند دیگر استان‌های کشور و جهان اسلام، کتابخانه‌های مساجد بوده است؛ زیرا مساجد در سرزمین‌های اسلامی تا قرن سوم هجری علاوه بر نقش عبادی، نقش و کارکرد آموزشی و تربیتی نیز داشت و از آن پس، با ایجاد مدارس دینی ـ که در کنار مساجد شکل گرفت ـ به‌تدریج نقش آموزشی و تربیتی آن به مدارس محول شد و کتابخانه‌های مدارس رونق یافت؛ اما همچنان کتابخانه‌های مساجد به‌عنوان نخستین و مهم‌ترین کتابخانه‌های عمومی در جهان اسلام و از جمله ایران تا قرن چهاردهم ایفای نقش می‌کرد. گذشته از کتابخانه‌های مساجد، برخی کتابخانه‌های مدارس، شخصی و خاندانی نیز استفاده عام داشته است و غالباً متعلق به مذهب خاصّی بوده و پیروان هر مذهب به کتابخانه‌های خاص خود مراجعه می‌کردند. عبدالجلیل قزوینی از "کتب‌خانه بزرگ" اصفهان در قرن ششم یاد می‌کند که متعلق به شیعیان بوده است[۱۳۳]. کتابخانه خجندیان اصفهان در قرن ششم هم، مورد رجوع و استفاده عموم - و به احتمال فراوان، شافعیان - قرار داشت[۳۸]. سلطان‌العلماء خلیفه سلطان (1001-1064 ق.)، صدراعظم شاه صفی صفوی نیز در مدت صدارت خود کتابخانه‌ای عظیم برای استفاده عموم در اصفهان بنا نهاد[۱۳۴]. حاج محمدحسن فاضلی، کتابخانه شخصی بزرگ پدرش (حاج ملاّمحمدمهدی فاضل) در شهر خوانسار را که دارای کتاب‌های خطی زیاد و نسخه‌های نفیس و دوره‌های مجلات فارسی بوده است از سال 1367 ش. بدین سو، به کتابخانه عمومی تبدیل کرده است[۱۳۵].

اما نخستین کتابخانه جدید عمومی استان با نام "کتابخانه فرهنگ اصفهان" در 1323 ش. در این شهر تأسیس شد. طبق آمار سال 1370، تعداد مجموعه آن 26000 جلد و تعداد کارکنان آن 6 نفر بوده است. علاوه بر آن، این کتابخانه صدها نسخه خطی دارد که تا سال 1349 تعداد 706 نسخه آن (248 نسخه فارسی و 458 نسخه عربی) فهرست شده و تاکنون یک جلد آن انتشار یافته است[۱۳۶]. پس از آن، کتابخانه‌های دیگری تا سال 1370 در شهرهای این استان تأسیس گردید، از آن جمله: کاشان (تأسیس 1327، با مجموعه 13084 جلد و 2 نفر کارمند)، شهرضا (تأسیس 1333، با مجموعه 15000 جلد و 2 نفر کارمند)، نایین (تأسیس 1336، با مجموعه 8735 جلد و 1 نفر کارمند)، گلپایگان (تأسیس 1346، با مجموعه 8000 جلد و 3 نفر کارمند)، و نطنز (تأسیس 1350، با مجموعه 8000 جلد و 2 نفر کارمند)[۱۳۷].

کتابخانه‌های عمومی استان اصفهان از نظر وابستگی سازمانی به چند دسته تقسیم می‌شوند:

1. کتابخانه‌های وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که تعداد آنها از آغاز تا پایان 1378، بالغ بر 94 واحد بوده و 964,974 جلد کتاب و نشریه، 184 نفر کارمند، و 210,57 نفر عضو داشته‌اند[۱۳۸][۱۳۹].

2. کتابخانه‌های وابسته به جمعیت هلال احمر، که طبق آمار سال 1376، مجموعه کل آنها 40000 جلد و تعداد اعضای آن 966,69 نفر بوده است[۱۴۰]؛

3. کتابخانه‌های وابسته به مراکز فرهنگی و انجمن‌های خیریّه، که کتابخانه عمومی مجتمع فاطمیّه (اصفهان) وابسته به حسینیه و دارالشفاء فاطمیّه (تأسیس 1363، با مجموعه 8000 جلد) و کتابخانه تخصصی دارالقرآن‌الکریم (اصفهان)، وابسته به دارالقرآن‌الکریم اصفهان (تأسیس 1373)، و نیز کتابخانه انجمن خیریه زنان جلفا (تأسیس 1327ق./ 1909)، و کتابخانه حمایت بینوایان زنان ارامنه (تأسیس 1328 ق./ 1910) در اصفهان را می‌توان در زمره نخستین کتابخانه‌های وابسته به این مراکز شمرد[۱۴۱].

4. کتابخانه‌های وابسته به شهرداری، که از جمله این کتابخانه‌ها می‌توان از کتابخانه عمومی راغب اصفهانی (تأسیس 1369)، کتابخانه عمومی طغرایی اصفهانی (تأسیس 1370)، کتابخانه عمومی قدس (تأسیس 1371)، کتابخانه عمومی ابوالفرج اصفهانی (تأسیس 1371)، کتابخانه عمومی علامه امینی (تأسیس 1372)، کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین (تأسیس 1372)، و کتابخانه عمومی میرداماد (تأسیس 1372، با مجموعه 16000 جلد) نام برد[۱۴۲].

کتابخانه ارامنه جلفای اصفهان (تأسیس قرن 11 ق.)، با مجموعه‌ای شامل 25000 جلد کتاب به زبان‌های مختلف، به‌عنوان نخستین کتابخانه ارامنه، مورد استفاده دانشجویان و محققان ارمنی و غیرارمنی است[۱۴۳].

تعداد کل کتابخانه‌های عمومی استان اصفهان تا پایان سال 1378، در حدود 106 باب، مجموعه 2063964 جلد، تعداد اعضا 76094 نفر، و تعداد کارکنان 184 نفر بوده است[۱۴۴][۱۳۹].

کتابخانه‌های کودکان و نوجوانان

نخستین کتابخانه کودکان و نوجوانان استان اصفهان در سال 1344 ش. در شهر نجف‌آباد و سپس در سایر شهرهای استان به این شرح تأسیس شد: اصفهان (تأسیس 1346)، رَهنان (تأسیس 1347)، خمینی‌شهر (تأسیس 1348)، شهرضا (تأسیس 1349)، سمیرم (تأسیس 1350)، اردستان (تأسیس 1352)، کاشان (تأسیس 1353)، گلپایگان (تأسیس 1354)، خوانسار و زرّین‌شهر (تأسیس 1356)، شاهین‌دژ و نایین (تأسیس 1357)، فولادشهر (تأسیس 1358)، نطنز (تأسیس 1360)، دهاقان (تأسیس 1371)، و کتابخانه خانه کودک و نوجوان باغ غدیر اصفهان (تأسیس 1372، با مجموعه 8000 جلد). تعداد این کتابخانه‌ها در شهر اصفهان 8 واحد و مجموعه آنها در حدود 69000 جلد است. تا پایان سال 1378، تعداد کتابخانه‌های کودکان و نوجوانان در سراسر استان 29 باب، تعداد کارکنان 116 نفر، و مجموعه آنها (طبق آمار سال 1377) 279335جلد بوده است[۱۴۵][۱۴۶].

کتابخانه‌های آموزشگاهی

نخستین مدرسه به سبک جدید در سال 1280 ق. توسط هیأت تبلیغ مذهبی لازاریست‌های فرانسوی، تحت عنوان مدرسه راهبه‌های سَن ونسان دوپل در اصفهان تأسیس شد. سپس به دستور ناصرالدین شاه قاجار (1264-1313 ق.)، کتابخانه قدیمی ارامنه اصفهان به این مدرسه منتقل گردید. از این رو، می‌توان آن را به‌عنوان نخستین کتابخانه آموزشگاهی استان برشمرد.

از آن پس، کتابخانه‌های متعددی در مدارس اصفهان تأسیس گردید که می‌توان از کتابخانه مدرسه متوسطه صارمیه اصفهان ـ که به‌سبب نام مؤسس آن (صارم‌الدوله) صارمیه خوانده می‌شد ـ نام برد. این کتابخانه در سال 1300 ش. تأسیس شد و دارای 500 جلد کتاب بود، که اکثر آنها از طرف صارم‌الدوله به این کتابخانه اهدا گردیده بود. در سال 1321 ق. نخستین کتابخانه آموزشگاهی برای دانش‌آموزان ارامنه در مدرسه ملی کانانیان ـ که بعداً به دبیرستان شاه عباس مبدل شد ـ افتتاح گردید[۱۴۷].

پس از انقلاب اسلامی کتابخانه‌های متعددی در مدارس سراسر استان تأسیس شد که تا پایان شش ماهه اول 1378 تعداد کل کتابخانه‌های آموزشگاهی استان 1877 واحد، و مجموعه آنها 1989816 جلد بوده است[۱۴۸].

کتابخانه‌های تخصصی

چنان‌که پیش از این گفته شد به‌سبب وجود فرقه‌های گوناگون مذهبی در استان، تعداد قابل توجهی از کتابخانه‌های استان، مورد استفاده پیروان همان مذهب بوده و مجموعه‌های آنها نیز بالطبع مربوط به دانش و معارف همان مذهب بوده است. "کتب‌خانه بزرگ اصفهان" در قرن ششم، کتابخانه اختصاصی شیعیان؛ کتابخانه خاندان خجندی در قرن ششم، خاص شافعیان اصفهان؛ و کتابخانه شیخ نجیب‌الدین رضا نیز در قرن یازدهم، مورد استفاده صوفیه بوده است. از اوایل قرن چهاردهم هجری نیز، کتابخانه‌های تخصصی جدید در استان شکل گرفت.

نخست کتابخانه اختصاصی باشگاه ارامنه جلفا در سال 1304 ق. در اصفهان تأسیس گردید و سپس کتابخانه‌های متعددی در سراسر استان تشکیل شد، از جمله: کتابخانه شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان (تأسیس 1347، با مجموعه 7832 جلد و 2 نفر کارمند)، کتابخانه مجتمع فولاد مبارکه - مرکز اطلاعات علمی و فنی - (تأسیس 1361، با مجموعه 13390 جلد و 12 نفر کارمند)، کتابخانه سازمان تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی (با مجموعه 4664 جلد و 1 نفر کارمند)، کتابخانه مرکز تحقیقات، مطالعات، و سنجش سازمان صداوسیما (با مجموعه 10327 جلد، 330 نفر عضو، و 1 نفر کارمند)، و کتابخانه اداره کل راه و ترابری (با مجموعه 4489 جلد، 361 نفر عضو، و 1 نفر کارمند)[۱۴۹].

تا پایان سال 1376، تعداد کل کتابخانه‌های تخصصی این استان 12 واحد، با مجموعه 163908 جلد، و 69 نفر کارمند بوده است[۱۵۰].

کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی اصفهان ، قابل بازیابی ازhttps://daneshamooz.iut.ac.ir/fa/central-library

کتابخانه‌های دانشگاهی

اگر مدارس دینی گذشته را مدارس عالی و یا دانشگاه‌های آن زمان بدانیم، تاریخ تأسیس کتابخانه‌های این مدارس به قرن پنجم و تشکیل مدرسه ملکشاهی و مهم‌تر از آن، به کتابخانه مدرسه بزرگ و معتبر نظامیه اصفهان باز می‌گردد. اما از آن جهت که آموزش علوم و معارف اسلامی، هدف اصلی این مدارس بود، کتابخانه‌های آنها نیز جزو کتابخانه‌های مدارس دینی منظور گردید.

نخستین کتابخانه دانشگاهی به‌معنای جدید در سال 1337 ش. در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان تأسیس شد. تعداد کتاب‌های این کتابخانه در 1366 ش.، بالغ بر 85000 جلد بود. بخش مهمی از کتابخانه در این سال دچار آتش‌سوزی شد، اما اندکی پیش از آن 30000 جلد از کتاب‌ها به کتابخانه مرکزی دانشگاه منتقل شده بود. مجموعه این کتابخانه در سال 1370، بیش از 76000 جلد و کارکنان آن 4 نفر بوده است. پس از آن، کتابخانه‌های دانشکده‌ای متعددی در این دانشگاه تأسیس شد. در حال حاضر، این دانشگاه دارای 19 کتابخانه دانشکده‌ای است، که تعدادی از آنها عبارتند از: کتابخانه دانشکده علوم (تأسیس 1343، با مجموعه 35000 جلد و 8 نفر کارمند)؛ کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه (تأسیس 1348، با مجموعه 43579 جلد، و 4 نفر متخصص کتابداری)، که دارای بیش از 1200 نسخه خطی است که به آن کتابخانه، وقف یا اهدا شده است؛ و کتابخانه دانشکده علوم تربیتی (تأسیس 1349، با مجموعه 110500 جلد، و 2 نفر کارمند). مجموعه کل کتابخانه‌های دانشگاه اصفهان تا پایان سال 1370، در حدود 320000 جلد بوده و 58 نفر کارمند داشته است[۱۵۱][۱۵۲].

دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نیز از دیگر دانشگاه‌های معتبر استان به‌شمار می‌رود که دارای کتابخانه‌های مهمی به این شرح است: کتابخانه مرکزی دانشگاه (با مجموعه 22200 جلد، 7000 نفر عضو، و 22 نفر کارمند)، کتابخانه دانشکده پزشکی (با مجموعه 53680 جلد، 2385 نفر عضو، و 14 نفر کارمند)، و کتابخانه دانشکده داروسازی (با مجموعه 21323 جلد و 6 نفر کارمند). مجموعه کل کتابخانه‌های این دانشگاه (طبق آمار سال 1376)، در حدود 145000 جلد، با 13919 نفر عضو، و 65 نفر کارمند است[۱۵۳].

کتابخانه مرکزی آموزشکده فنی شهید مهاجر اصفهان (تأسیس 1347، با مجموعه 12115 جلد، 900 نفر عضو، و 2 نفر کارمند)، کتابخانه دانشگاه علوم پزشکی کاشان (با مجموعه 21607 جلد، 2000 نفر عضو، و 12 نفر کارمند)، کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی اصفهان (تأسیس 1356، با مجموعه 22852 جلد، و 18 نفر کارمند)، و کتابخانه دانشگاه صنایع دفاعی در شاهین‌شهر (تأسیس 1365، با مجموعه 10243 جلد، و 9 نفر کارمند)، از جمله کتابخانه‌های مهم دانشگاهی استان محسوب می‌شود[۱۵۴][۱۵۵].

تا پایان سال 1376، تعداد کل کتابخانه‌های دانشگاهی استان، 22 واحد، مجموعه آنها مشتمل بر 536700 جلد، و تعداد کارکنان آنها 175 نفر بوده است[۱۵۶][۱۵۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. غنیمه، عبدالرحیم. تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی. ترجمه نورالله کسایی. تهران: انتشارات یزدان، 1364.
  2. سرشماری عمومی نفوس و مسکن :1375 استان اصفهان. تهران: مرکز آمار ایران، 1376، ص15و16.
  3. نراقی، حسن. آثار تاریخی شهرستان‌های کاشان و نطنز. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1374، ص26.
  4. جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368، ص6.
  5. کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375، ج1 ، ص18.
  6. کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375، ج1 ، ص19.
  7. هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: کتابفروشی ثقفی، 1344، ص1.
  8. کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375، ج1 ، ص21.
  9. کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375، ج1، ص20.
  10. هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: کتابفروشی ثقفی، 1344، ص14.
  11. هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: کتابفروشی ثقفی، 1344، ص4.
  12. هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: کتابفروشی ثقفی، 1344، ص5-8.
  13. جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368، ص6.
  14. مسعودی، ابوالحسن علی‌بن حسین. مروج‌الذهب و معادن الجوهر. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374، ج1، ص589.
  15. ابن‌ندیم، محمدبن اسحاق. الفهرست. ترجمه محمدرضا تجدد. تهران: امیرکبیر، 1366، ص438-440.
  16. همایونفرخ، رکن‌الدین. تاریخچه کتابخانه‌های ایران و کتابخانه‌های عمومی. تهران: سازمان کتابخانه‌های عمومی شهردرای تهران، 1344، ص14و15.
  17. هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: کتابفروشی ثقفی، 1344، ص10و11.
  18. کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375، ج1 ، ص24.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ اصفهان. دایره‌المعارف فارسی [مصاحب]، ج 1، ص 162.
  20. هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: کتابفروشی ثقفی، 1344، ص16-19.
  21. جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368، ص7،8.
  22. جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368، ص7و8.
  23. ابونعیم، احمدبن عبدالله. ذکر اخبار اصفهان. ترجمه نورالله کسایی. تهران: سروش، 1376، ص129.
  24. آل داوود، علی. آل خجند. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 1، ص694.
  25. جلالی نایینی، محمدرضا. ابوحامد صدرالدین محمد تُرکه اصفهانی، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سیدجعفر شهیدی. به‌اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، 1374، ص623-624.
  26. حورانی، آلبرت. هجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران. ترجمه مرتضی اسعدی. کیهان فرهنگی، س. سوم، 8 (آبان 1365): ص13-16.
  27. فرهانی منفرد، مهدی. مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی. تهران: امیرکبیر، 1377، ص167و168.
  28. پاکتچی، احمد. ابن عمید. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 4، ص 340-343.
  29. دوانی، علی. مفاخر اسلام، ج :8 دانشمندان لاهیجان. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375، ج8، ص144 -154.
  30. کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375، ج1، ص35.
  31. جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368، ص15.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375، ج1 ، ص33.
  33. معین، محمد. فرهنگ فارسی، ج 5، ذیل "صاحب".
  34. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سید جعفر شهیدی. به اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، ،1374، ص771.
  35. دوانی، علی. مفاخر اسلام، ج :8 دانشمندان لاهیجان. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375،ج8، ص145-158.
  36. جلالی نایینی، محمدرضا. ابوحامد صدرالدین محمد تُرکه اصفهانی، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سیدجعفر شهیدی. به‌اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، 1374، ص624.
  37. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج1، ص395-553.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ صدرهاشمی، محمد. خاندان خجندی در اصفهان. یادگار. س. سوم، (شهریور 1325)، ص28.
  39. صدرهاشمی، محمد. خاندان خجندی در اصفهان. یادگار. س. سوم، (شهریور 1325)، ص23.
  40. شهابی، علی‌اکبر. تاریخچه وقف در اسلام. [تهران: بی‌نا]، 1343، ص84-89.
  41. صدرهاشمی، محمد. خاندان خجندی در اصفهان. یادگار. س. سوم، (شهریور 1325)، ص14.
  42. کسایی، نورالله. مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن. تهران: امیرکبیر، 1374، ص219 و 220.
  43. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص340، 347، 348.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ اصفهان. دایره‌المعارف تشیع، ج 2، ص 217-219.
  45. جعفریان، رسول. علل بر افتادن صفویان، مکافات‌نامه. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت پژوهشی، 1372، ص303-310.
  46. حزین لاهیجی، محمدعلی. تاریخ و سفرنامه حزین. تحقیق و تصحیح علی دوانی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375، ص187.
  47. امین ریاحی، محمد. زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی. تهران: پاژنگ، 1369، ص169-186.
  48. ۴۸٫۰ ۴۸٫۱ گلچین معانی، احمد. کاروان هند. مشهد: آستان قدس رضوی، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1369، ج1، ص4و5.
  49. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج1، ص352-357.
  50. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص179.
  51. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج1، ص8.
  52. هنرفر، لطف‌الله. گنجینه آثار تاریخی اصفهان. اصفهان: کتابفروشی ثقفی، 1344، ص522.
  53. ابونعیم، احمدبن عبدالله. ذکر اخبار اصفهان. ترجمه نورالله کسایی. تهران: سروش، 1376، ص108.
  54. جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368، ص110-111.
  55. جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368، ص111.
  56. شهابی، علی‌اکبر. تاریخچه وقف در اسلام. [تهران: بی‌نا]، 1343، ص23.
  57. غنیمه، عبدالرحیم. تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی. ترجمه نورالله کسایی. تهران: انتشارات یزدان، 1364، ص25.
  58. کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375، ج1 ، ص36و37.
  59. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص41و42.
  60. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص139.
  61. لیست کتابخانه‌های مساجد و امکانات موجود در آنها به تفکیک استان‌ها. تهران: ستاد عالی هماهنگی و نظارت بر کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد، مدیریت امور کتابخانه‌ها، 1378 (پلی‌کپی)، ص1.
  62. نراقی، حسن. آثار تاریخی شهرستان‌های کاشان و نطنز. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1374، ص79-81.
  63. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سید جعفر شهیدی. به اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، ،1374، ص775.
  64. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص26.
  65. همایونفرخ، رکن‌الدین. تاریخچه کتابخانه‌های ایران و کتابخانه‌های عمومی. تهران: سازمان کتابخانه‌های عمومی شهردرای تهران، 1344، ص73.
  66. کسایی، نورالله. مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن. تهران: امیرکبیر، 1374، ص220.
  67. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص73.
  68. کسایی، نورالله. مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن. تهران: امیرکبیر، 1374، ص222 و 223.
  69. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سید جعفر شهیدی. به اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، ،1374، ص774.
  70. کسایی، نورالله. مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن. تهران: امیرکبیر، 1374، ص224.
  71. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص73،74.
  72. غنیمه، عبدالرحیم. تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی. ترجمه نورالله کسایی. تهران: انتشارات یزدان، 1364، ص27.
  73. نراقی، حسن. آثار تاریخی شهرستان‌های کاشان و نطنز. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1374، ص79.
  74. سلمانی‌آرانی، حبیب‌الله. سیمای کاشان (کانون فضیلت). [قم]: بشیر، 1375، ص102.
  75. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص338و339.
  76. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص100.
  77. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص350.
  78. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص101-113.
  79. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص350-359.
  80. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص142-173.
  81. سلمانی‌آرانی، حبیب‌الله. سیمای کاشان (کانون فضیلت). [قم]: بشیر، 1375، ص103،104،184.
  82. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص779.
  83. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص335-336.
  84. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص5.
  85. صاحب‌بن عبّاد. دایره‌المعارف فارسی[مصاحب]، ج 2، ص1547.
  86. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص23و24.
  87. همایونفرخ، رکن‌الدین. تاریخچه کتابخانه‌های ایران و کتابخانه‌های عمومی. تهران: سازمان کتابخانه‌های عمومی شهردرای تهران، 1344، ص39.
  88. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص35.
  89. آل داوود، علی. آل خجند. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج1، ص694.
  90. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص152،15.
  91. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص339.
  92. ۹۲٫۰ ۹۲٫۱ رجبی، محمدحسن. مشاهیر زنان ایرانی و پارسی‌گوی. تهران: سروش، 1374، ص94.
  93. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص339-340.
  94. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص139.
  95. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص343.
  96. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص152.
  97. موحد، صمد. آقا حسین خوانساری. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی. ج 1، ص 459-460، ج1، ص460.
  98. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص145.
  99. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص153.
  100. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج1، ص431، 432.
  101. دانشمندان خوانسار در کتب تراجم. به کوشش محمدعلی حسینی یزدی؛ رسول علوی؛ و علی‌اکبر زمانی‌نژاد. قم: دفتر کنگره محقق خوانساری، 1378، ص409،410.
  102. دانشمندان خوانسار در کتب تراجم. به کوشش محمدعلی حسینی یزدی؛ رسول علوی؛ و علی‌اکبر زمانی‌نژاد. قم: دفتر کنگره محقق خوانساری، 1378، ص345.
  103. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص341.
  104. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص150.
  105. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص346.
  106. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص154.
  107. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص155.
  108. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص151.
  109. حزین لاهیجی، محمدعلی. تاریخ و سفرنامه حزین. تحقیق و تصحیح علی دوانی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375، ص187.
  110. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص152.
  111. مهدوی، مصلح‌الدین. زندگینامه علامه مجلسی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در قرن 11 هجری. اصفهان: انتشارات حسینیه عمادزاده، [بی‌تا]، ج1، ص175-179.
  112. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص344.
  113. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص138، 141.
  114. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص141.
  115. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص141،142.
  116. شاردن، ژان. سفرنامه شاردن (بخش اصفهان). ترجمه حسین عریضی. تهران: انتشارات پگاه، 1362، ص79،80.
  117. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص150، 155.
  118. "بودلیان". دانشنامه جهان اسلام، ج4، ص508.
  119. جابری انصاری، محمدحسن. تاریخ اصفهان. ترتیب و تصحیح و تعلیق جمشید مظاهری. اصفهان: مشعل، 1368، ص26.
  120. مهدوی، مصلح‌الدین. زندگینامه علامه مجلسی، تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در قرن 11 هجری. اصفهان: انتشارات حسینیه عمادزاده، [بی‌تا]، ج1، ص18.
  121. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج2، ص130.
  122. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. ج :2 از صدر اسلام تا عصر کنونی تهران: وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1347، ج 2، ص140-141.
  123. صدرهاشمی، محمد. خاندان خجندی در اصفهان. یادگار. س. سوم، (شهریور 1325)، ص39.
  124. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص351.
  125. بامداد، مهدی. شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری. تهران: زوار، 1371، ج3، ص305، 306.
  126. مظفری، رضا. مشاهیر گیلان. قم: مؤسسه فرهنگی و انتشارات مشهور، 1376، ص72،74.
  127. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص352.
  128. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص353.
  129. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص 355-357.
  130. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص357، 358.
  131. آقا بزرگ طهرانی، محمدمحسن. طبقات اعلام‌الشیعه، القسم‌الاول من الجزءالاول و هو نقباء البشر فی القرن‌الرابع‌عشر. مشهد: دارالمرتضی، 1404 ق. 1363،ج1، جز1، ص198.
  132. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص358-360.
  133. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در نامه شهیدی: جشن‌نامه استاد دکتر سید جعفر شهیدی. به اهتمام علی‌اصغر محمدخانی؛ ویراستار حسن انوشه. تهران: طرح نو، ،1374، ص787.
  134. دانشمندان خوانسار در کتب تراجم. به کوشش محمدعلی حسینی یزدی؛ رسول علوی؛ و علی‌اکبر زمانی‌نژاد. قم: دفتر کنگره محقق خوانساری، 1378، ص82-83.
  135. دانشمندان خوانسار در کتب تراجم. به کوشش محمدعلی حسینی یزدی؛ رسول علوی؛ و علی‌اکبر زمانی‌نژاد. قم: دفتر کنگره محقق خوانساری، 1378، ص525.
  136. شناسنامه کتابخانه‌های عمومی کشور. تهران: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، ص119،120.
  137. شناسنامه کتابخانه‌های عمومی کشور. تهران: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، 1370، ص112-214.
  138. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص367-371.
  139. ۱۳۹٫۰ ۱۳۹٫۱ خلاصه گزارش کتابخانه‌های عمومی کشور. [تهران]: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، مدیریت مطالعات و برنامه‌ریزی پژوهشی، 1378، (پلی‌کپی)، ص1.
  140. گزارش فرهنگی کشور 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378، ص34.
  141. کتابی، محمدباقر. رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر. اصفهان: انتشارات گل، 1375، ج1، ص1.
  142. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص368-371.
  143. کتابخانه کلیسای وانک به معاونت پژوهشی کتابخانه ملی. نامه. مورخ 10/12/78، ص1.
  144. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص368-371.
  145. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص369-370.
  146. لیست مراکز براساس استان‌ها. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، معاونت فرهنگی، 1378، (پلی‌کپی)، ص2.
  147. قاسمی‌پویا، اقبال. مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377، ص397، 403، 404، 532، 533.
  148. گزارش شماره :8 تعداد کل کتابخانه و کتاب در سطح مدارس کشور. [تهران]: وزارت آموزش و پرورش، 1378 (پلی‌کپی)، ص1.
  149. تعاونی، شیرین (خالقی). راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. ویرایش 2. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370،ص167، 192، 221.
  150. گزارش فرهنگی کشور 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378، ص50،52.
  151. موحد ابطحی، حجت. ریشه‌ها و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان در طول تاریخ. اصفهان: دفتر تبلیغات المهدی (عج)، 1418 ق. = 1376، ج2، ص363-366.
  152. تعاونی، شیرین (خالقی). راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. ویرایش 2. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370، ص43-46.
  153. گزارش فرهنگی کشور 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378، ص42.
  154. تعاونی، شیرین (خالقی). راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. ویرایش 2. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ص37،95-144.
  155. گزارش فرهنگی کشور 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378، ص39-44.
  156. تعاونی، شیرین (خالقی). راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. ویرایش 2. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370، ص95،144.
  157. گزارش فرهنگی کشور 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378، ص36-45.

منبع اصلی

اصفهان، کتابخانه های (1381). دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی ایران. جلد اول، تهران: انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.

نویسنده مقاله

محمدحسن رجبی