پرش به محتوا

کتابخانه های تهران

از ویکی ایران

استان تهران در قسمت شمالی مرکز ایران قرار دارد و از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از شرق به استان سمنان، و از غرب به استان قزوین محدود است. مساحت این استان 18956 کیلومتر مربع و جمعیت این استان (طبق آمار سال 1375) در حدود 11200000 نفر و مساحت آن 18956کیلومتر مربع است که از این تعداد 65 درصد در شهرها و 35 درصد در روستاها سکونت داشته‌اند.

کتابخانه و موزه ملی ملک ، قابل بازیابی ازhttps://www.mizanonline.ir/fa/news/4764644/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%84%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C

استان تهران دارای 10 شهرستان، 35 شهر، 29 بخش، 93 دهستان، و 3383 آبادی است. مرکز این استان شهر تهران است و دیگر شهرهای آن آبعلی، دماوند، ری، شمیران، فیروزکوه، کرج، و ورامین است[۱].

تاریخچه

تهران، برخلاف بیشتر شهرهای بزرگ ایران، پیشینه دراز و قابل توجهی ندارد. نام تهران از دو بخش "ته" به‌معنای گرم، و "ران" - که پسوند جایگاه است - ترکیب شده و احتمالا در روزگاران کهن، قشلاق مردمی بوده که تابستان‌ها را در شمیران (جای سرد) ییلاق می‌کرده‌اند. کهن‌ترین منبعی که از تهران یاد کرده فارسنامه ابن بلخی (پیش از 510 ق.) است که، در آن روزگار، تهران را روستای کوچکی دانسته است. در سال‌های 617 و 621 ق.، که مغولان ری را ویران و مردم آن را قتل عام کردند، تهران به‌جای شهر ازمیان‌رفته ری سر برآورد. این شهر در دوران صفویه به‌تدریج رو به آبادانی گذاشت و در 1200 ق. که آقا محمدخان قاجار (1193 - 1211 ق.) سرسلسله قاجاریان، در این شهر تاجگذاری کرد پایتخت ایران گردید[۲]. برخلاف تهران، ری از شهرهای باستانی ایران است که پیشینه آن به دوران مادها می‌رسد. ری در دوران قبل و بعد از اسلام از شهرهای آباد و مهم ایران بوده است. این شهر، در خلال سال‌های 18 تا 24 ق. توسط سپاه اسلام فتح شد و از مراکز مهم تشیع در ایران محسوب می‌گردید و مورد توجه خاص سلسله شیعی آل بویه (322-447 ق.) بود[۳]. وجود وزرای دانشمند و فرهنگ‌دوست این سلسله، همچون ابن‌عمید ( - 360 ق.) و صاحب‌بن عبّاد (326-385ق.)، باعث شکوه و رونق فرهنگی این شهر گردید و علما و دانشمندان زیادی با تشویق و حمایت آن دو، به تألیف، تصنیف، و فعالیت‌های علمی پرداختند[۴].

هرچند ری پس از حمله سلطان محمود غزنوی (387-421 ق.) دچار آسیب فراوانی گردید، از آن پس و تا حمله مغول، این شهر همچنان اعتبار و اهمیت ویژه‌ای داشت و توصیف کتابخانه‌های مهم و معتبر آن در کتاب‌های تاریخ و سفرنامه آمده است[۵].

در دوره صفویه، توجه خاصی به اماکن مقدس مذهبی و از جمله آستانه‌ها گردید. اموال و موقوفات زیادی به آنها اختصاص یافت و پادشاهان و بزرگان صفوی مجموعه‌های ارزشمندی وقف آستانه‌ها کردند. شاه عباس اول صفوی در 1037 ق. تعداد 119 جلد کتاب نفیس وقف آستانه حضرت عبدالعظیم (ع) کرد که سه جلد از آنها بر جای مانده است[۵]. در دوره قاجار (1210-1344 ق.) که تهران به‌عنوان پایتخت کشور انتخاب شد آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)، مورد توجه خاص پادشاهان و بزرگان این سلسله قرار گرفت و اهمیت روزافزونی یافت. میرزا محمدتقی نوری، که در حدود 1230 ق. از کتابخانه آستانه دیدن کرد، آن را کتابخانه‌ای بزرگ و معتبر دانسته که در محل فعلی کفش‌کن ایوان بزرگ قرار داشته است. در سال 1324 ش.، کتابخانه‌ای در شرق امامزاده حمزه تأسیس شد که تا 1339 ش. دایر بوده است. در اردیبهشت همان سال، کتابخانه‌ای در دو طبقه در جنوب امامزاده حمزه ساخته شد. کهن‌ترین قرآن خطی موجود در این کتابخانه، به خط نسخ و ثلث، در 940 ق. تحریر یافته است و همچنین کهن‌ترین سند رسمی، فرمان شاه طهماسب اول صفوی (930-984 ق.)، درباره اوقاف و تولیت آستانه حضرت عبدالعظیم (ع) است[۵].

کتابخانه‌های شخصی و خاندانی

کتابخانه آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)، قابل بازیابی از https://www.abdulazim.com/fa/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87/%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%8C-%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF#portlet-mosts-visited

براساس منابع تاریخی، کهن‌ترین کتابخانه شخصی استان، متعلق به ابن‌عمید ( -360 ق.) در ری بوده است. وی، علاوه بر مجموعه ارزشمندی که خود فراهم کرده بود، مجموعه 15000 جلدی کتابخانه حبشی‌بن معزالدوله ( -369 ق.)، از امرای آل بویه را به همراه کتاب‌های جلدنشده فراوان او مصادره کرد[۶][۷] که ابن مسکویه ( - 421 ق.) به مدت هفت سال سمت کتابداری کتابخانه او را برعهده داشت[۸][۹]. گویند هنگامی که ترکان خراسانی خانه‌اش را غارت کردند و او از این امر آگاهی یافت، نخستین پرسش او این بود که کتابخانه چه شد، و چون اطلاع یافت که به کتاب‌ها آسیبی نرسیده است به از دست رفتن تمام اموالش اهمیتی نداد و گفت "هر چیزی عوض دارد جز کتابخانه". چون وی درگذشت، کتابخانه او به‌تملک فرزندش ابوالفتح ذوالکفایتین در آمد[۱۰][۱۱].

صاحب‌بن عبّاد نیز - چنان‌که خود می‌نویسد - در کتابخانه شخصی‌اش در ری، 117000 جلد کتاب نفیس داشته است. هنگامی که نوح‌بن منصور سامانی (365-387ق.) از او دعوت کرد تا برای تصدی وزارت وی به خراسان برود، در مقام پوزش برآمد و نوشت که "حرکت من به بخارا زحمت و تکلیف زیاد دارد؛ زیرا حمل و نقل کتابخانه‌ام تنها 400 شتر لازم دارد"[۱۲][۱۳]. چنان‌که از قراین تاریخی بر می‌آید، صاحب پس از آنکه توفیق یافت ابوالفتح ذوالکفایتین را از صحنه سیاست و وزارت براند، اموالش را مصادره کرد و کتابخانه ارزشمند وی را به کتابخانه خود انتقال داد. گویند فهرست کتاب‌های کتابخانه صاحب ده جلد بوده است[۱۴][۱۲].

رستم‌بن شهریار (379 ق.- )، از امرای آل بویه، نیز کتابخانه معتبری در ری داشته است. ابن اسفندیار ( -613ق.) که در دستگاه رستم خدمت می‌کرد، پس از کشته شدن رستم در طبرستان، به ری گریخت و مدت‌ها در کتابخانه او پنهان بود و از مجموعه آن استفاده می‌کرد. این کتابخانه تا حمله مغول به ری (617 ق.) وجود داشته است[۱۵].

عبدالجلیل قزوینی (504-585 ق.) در کتاب النقض خود، ضمن برشمردن کتابخانه‌های شخصی شیعیان، به "کتب‌خانه صاحبی" در ری نیز اشاره می‌کند[۱۶]. شرف‌الدین محمد، معروف به "نقیب‌النقبای ری" (قرن 6 ق.)، از دانشمندان زمان خود و ممدوح ابوالحسن بیهقی بود و عبدالجلیل قزوینی نیز کتاب النقض خود را به خواهش او تألیف کرد. به گفته بیهقی، وی کتابخانه نقیب‌النقبا را به هنگام اقامتش در ری دیده و از آن سود جسته است[۱۷].

در دوره قاجاریان، و پس از آنکه تهران به‌عنوان پایتخت کشور برگزیده شد، دولتمردان دانشور، علما، دانشمندان، هنرمندان، و صنعتگران را به این شهر آوردند و کتابخانه‌های متعددی از جمله کتابخانه‌های خاندانی، مدارس دینی، مساجد، و سپس مؤسسات آموزشی نوین پدید آمد. میرزا عبدالوهاب نشاط (1175-1244 ق.) منشی ادیب و شاعر قاجار، مجموعه قابل توجهی داشته که خط و امضای وی بر پشت اغلب آنها بوده است که پس از مرگ وی، این مجموعه نیز پراکنده شد. عبدالله منشی طبری ( -1280ق.)، نویسنده دانشمند شرح قاموس، کتابخانه ارزشمندی داشت که پس از مرگ وی پراکنده گردید[۱۸]. محمودمیرزا قاجار (1214-1280 ق.)، شاهزاده فاضل و ادیب قاجار، کتابخانه معتبری داشته که میرزا ابوالحسن نهاوندی، متخلص به "امید"، سال‌ها کتابدار آن بود. از جمله نسخه‌های نفیس آن دیوان صائب تبریزی به خط شاعر بود که هم‌اکنون جزو مجموعه خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی است[۱۹].

کتابخانه مجلس شورای اسلامی ، قابل بازیابی ازhttps://ical.ir/

کتابخانه سیف‌الدوله سلطان محمدمیرزا، در قرن 13 ق.، بسیار نفیس و به نوشته ناسخ‌التواریخ تا سال 1288 ق. دایر بوده است. اعتضادالسلطنه، از شاهزادگان دانشمند قاجار و رئیس مدرسه دارالفنون، کتابخانه معتبری داشت که بخشی از مجموعه آن، پس از مرگ وی، به کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار انتقال یافت[۱۹][۲۰]؛ بهمن‌میرزا قاجار ( -1301ق.)، مجموعه‌ای نفیس داشته که بسیاری از نسخه‌های آن به کتابخانه مجلس شورای ملی داده شد. فرهادمیرزا معتمدالدوله (1233-1305 ق.)، از شاهزادگان دانشمند قاجار، کتابخانه معتبر و نفیسی داشت که همگی دارای امضا و تاریخ خرید بود. مجموعه وی پس از مرگش پراکنده شد. بعضی از نسخه‌های کتابخانه وی هم‌اکنون در کتابخانه و موزه ملی ملک، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، و بسیاری از کتابخانه‌های شخصی در داخل و خارج کشور موجود است[۲۱]؛ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (1259-1313 ق.)، وزیر دانشمند انطباعات ناصری، و مؤلف و سرپرست آثار ارزشمند مرجع، کتابخانه گرانقدری داشته که شامل 4000 جلد کتاب خطی و چاپی به زبان‌های فارسی، عربی، ترکی، و فرانسوی بوده است که بخش قابل توجهی از مجموعه این کتابخانه، پس از مرگ او، توسط ذکاءالملک فروغی و سردار اسعد بختیاری خریداری گردید[۲۲][۲۳]. عبدالصمدمیرزا عزالدوله نیز شیفته کتاب بود و نسخه‌های خطی نفیس و کمیاب را به بهایی گران از سراسر جهان خریداری می‌کرد؛ نسخه اصلی دیوان ابن یمین و نسخه مصوّر شاهنامه که در زمان شاه طهماسب اول صفوی (930-984 ق.) نوشته شده از جمله نفایس آن بود. میرعلی شیرازی، ملقب به "شمس‌الادبا"، سال‌ها سمت کتابداری کتابخانه عزالدوله را برعهده داشت[۱۹]؛ میرزا تقی لسان‌الملک، ملقب به "سپهر" (1207-1297 ق.)، مورخ نامدار دوره قاجار و مؤلف ناسخ‌التواریخ، کتابخانه نفیسی داشته که، پس از مرگش، اغلب کتاب‌های او پراکنده گردید؛ رضاقلی‌خان هدایت (1215-1288 ق.)، مورخ نامدار دیگر دوره قاجار و مؤلف روضه‌الصفا، مجموعه خطی ارزشمندی داشته که تا اواخر سلطنت احمدشاه قاجار (1327 ق. - 1304 ش.) نگهداری می‌شد، اما بعدآ متفرق گردید و بخشی از آن به خارج از کشور انتقال یافت؛ کتابخانه امیرنظام گرّوسی (1236-1317 ق.)، که شهرت و اعتباری داشت، در اواخر عمر وی به گرّوس منتقل شد[۲۴]؛ و حاج علی کنی (1226-1306 ق.)، عالم معروف و مقتدر تهران، کتابخانه قابل توجهی داشت که پس از او در میان خانواده‌اش بر جای ماند[۲۵].

از دیگر کتابخانه‌های مهم شخصی این استان در دوران قاجار و پهلوی می‌توان از کتابخانه مهندس‌الممالک غفاری (1260-1333 ق.)، کتابخانه سردار کبیر جمشید، کتابخانه ظهیرالدوله (1281-1342 ق.) که پس از بمباران مجلس (1326 ق.) به‌غارت رفت، کتابخانه سلطان‌المحققین، کتابخانه شیخ عبدالحسین تهرانی ( - 1286 ق.)، کتابخانه سیدنصرالله تقوی (1245-1326)، کتابخانه نصرالله بدر (قرن14 ق.) - که از جمله نسخه‌های نفیس آن کتاب‌العین خلیل بن احمد (قرن 2 ق.) بود - کتابخانه شریعت سنگلجی ( - 1323)، شامل مجموعه کتاب‌های کلام شیعه و اهل سنّت، کتابخانه فخرالدین نصیری امینی (1289 - )، و کتابخانه عبدالحسین تیمورتاش (1260-1312 ش.) نام برد[۲۶]. در دهه‌های اخیر نیز صدها نفر از محققان و نویسندگان، برحسب تخصص و علایق شخصی خویش، کتابخانه‌های معتبر و ارزشمندی شامل کتاب‌های خطی و چاپی فارسی، عربی، و زبان‌های اروپایی برای خود فراهم آورده‌اند که به‌عنوان نمونه می‌توان از کتابخانه محیط طباطبایی، کتابخانه محمد مشکوه، کتابخانه محدّث ارموی، کتابخانه مرتضی مدرسی چهاردهی، کتابخانه اغرار ثقفی، کتابخانه مدرس رضوی، کتابخانه آیت‌زاده مازندرانی، کتابخانه دکتر صحت، کتابخانه ادیب برومند، کتابخانه مجتبی مینوی، کتابخانه سیدعزیزالله طباطبایی، و کتابخانه رکن‌الدین همایونفرخ نام برد[۲۷]. بعضی از این افراد در زمان حیات خود، مجموعه‌هایشان را به کتابخانه‌های بزرگ دانشگاهی، عمومی، یا تخصصی هدیه کردند که، برحسب وصیّتشان، بر این کتابخانه‌ها وقف گردید یا توسط این قبیل کتابخانه‌ها خریداری شد.

کتابخانه‌های مدارس دینی. عبدالجلیل قزوینی (504-585 ق.)، در کتاب النقض، از هشت مدرسه نام می‌برد که همه آنها کتابخانه‌هایی آراسته به انواع کتاب داشته؛ از جمله مدرسه سید تاج‌الدین‌محمد کیسکی یا گیلکی، که در زمان طغرل سلجوقی (429-455 ق.) بنا شده بود، مدرسه شمس‌الاسلام حسکا بابویه، که در آن نماز جماعت، قرائت قرآن، مجلس وعظ وفتوا و مانند آن برقرار بوده است، و مدرسه‌ای که میان آن دو مدرسه وجود داشته و متعلق به سادات کیکی بوده و به خانقاه زنان شهرت داشته است. از دیگر مدارس به مدرسه فقیه علی جاسبی در کوی اصفهانیان، مدرسه خواجه عبدالجبار مفید که چهارصد طلبه در آن مشغول به تحصیل فقه و کلام بودند، مدرسه کوی فیروز، و مدرسه خواجه امام رشید رازی نزدیک دروازه جاروب بندان که بیش از دویست طلبه در آن به تحصیل اشتغال داشتند می‌توان اشاره کرد. قزوینی همچنین از خانقاه‌هایی چون خانقاه امیراقبالی و خانقاه علی عثمان نام می‌برد که پیوسته منزل سادات عالم زاهد و متدین بوده و کتابخانه‌های عظیم و شایان توجهی داشته است[۲۸][۲۹].

از دیگر کتابخانه‌های معتبر قرن 5 و 6 ق. می‌توان کتابخانه مدرسه رضویه در ورامین، مدرسه وزانیان، که بانی آن وزین‌الملک ابوسعد هندوی قمی ( -598ق.) بود، کتابخانه مدرسه زیدیان، کتابخانه مدرسه قطب‌الدین راوندی ( -573ق.)، کتابخانه سلطان محمد سلجوقی (498ق.- )، و مدرسه کوی فیروزه از بناهای پادشاهان سلجوقی را نام برد[۳۰]. پس از حمله مغول، ری به‌کلی ویران گردید و از آن پس نشانی از وجود کتابخانه در این شهر در دست نیست. در زمان فتحعلی شاه قاجار (1212-1250 ق.) مساجد و مدارس زیادی در تهران، پایتخت قاجاریان، ساخته شد که از جمله آنها مدرسه دارالشفا بود که کتابخانه آن توسط میرزا ابوالحسن جلوه (1238-1314ق.) بنا گردید[۲۱]. در سال 1240ق. فخرالدوله حاکم مرو، در تهران مدرسه‌ای ساخت که نخست به نام وی مدرسه فخریه و سپس به مدرسه مروی شهرت یافت. در نخستین سال‌های تأسیس، در کتابخانه آن بیش از دوهزار جلد کتاب خطی وجود داشت که نسخه مصوّر و نفیس خمسه نظامی، اثر کمال‌الدین بهزاد ( -844/855 ق.)، از جمله آنها بوده است[۳۱][۳۲]. کتابخانه مدرسه صدر تهران که در 1230 ق. بنا گردید و کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار که پس از مرگ میرزا حسین‌خان سپهسالار (1298 ق.) تأسیس شد، در نخستین سال‌های فعالیت آن، حدود چهارهزار جلد کتاب داشت که قسمت مهمی از آن، مجموعه شخصی اعتضادالسلطنه (1234-1298 ق.) بود. این کتابخانه حدود 4160 جلد نسخه خطی دارد که فهرست آن در 3 جلد چاپ شده است[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶]. مدرسه دانگی (تأسیس 1289 ق.)، مدرسه شاهزاده (تأسیس 1300 ق.)، و مدرسه کاظمیه (تأسیس 1302 ق.) نیز هریک کتابخانه مستقل و قابل توجهی داشته است[۳۷].پس از انقلاب اسلامی، مدارس دینی متعددی در تهران و شهرهای دیگر استان تأسیس گردید که اطلاع دقیقی از تعداد و کتابخانه‌های متعلق به آنها در دست نیست.

کتابخانه ملی ایران در استان تهران ، قابل بازیابی از https://funzi.co/mag/travel-directory/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C/

کتابخانه ملی

در سال 1268 ق. کتابخانه دارالفنون - همزمان با تأسیس مدرسه دارالفنون - احداث، و در سال 1314 ق. کتابخانه دیگری به نام کتابخانه ملی ایران، در جنب این کتابخانه بنا شد. این دو کتابخانه در سال 1326 ق. در هم ادغام شد و با نام کتابخانه عمومی معارف آغاز به‌کار کرد.

کتابخانه ملی، عنوانی بود که در سال 1316 ش. رسمآ به این کتابخانه داده شد. بنابراین، پیشینه آن با درنظر گرفتن مجموعه اولیه، به بیش از 143 سال، و رسمآ به 63 سال می‌رسد. در طول این مدت، کتابخانه با عنوان‌های گوناگون از جمله: کتابخانه ملی فرهنگ، کتابخانه معارف، کتابخانه فردوسی، و کتابخانه ملی تهران نامیده شد.

اساسنامه کتابخانه ملی، که در 16 آبان 1369 به تصویب رسید، این کتابخانه را مؤسسه‌ای آموزشی (علمی)، تحقیقاتی، و خدماتی دانسته که زیر نظر مستقیم ریاست جمهوری انجام وظیفه می‌کند و هدف آن گردآوری، حفاظت، سازماندهی، و اشاعه اطلاعات مربوط به آثار مکتوب و غیرمکتوب در ایران، ایرانیان خارج از کشور، یا مباحث ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی است[۳۸].

هسته اولیه مجموعه کتابخانه ملی را کتاب‌های کتابخانه عمومی معارف، که شامل تعداد 16306 جلد کتاب خطی و چاپی بوده، تشکیل می‌دهد که در سال 1315 ش. به کتابخانه ملی منتقل شد. قدیمی‌ترین کتاب‌های چاپی این کتابخانه رساله جهادیه، اثر قائم‌مقام فراهانی به تاریخ 1234 ق.، و کتاب‌های قانون، و نجات ابوعلی سینا به زبان عربی است که در سال 1593 م. در ایتالیا به چاپ رسیده است[۳۹].

طبق آمار سال 1378، کل مجموعه کتابخانه ملی در حدود 1460000 منبع شامل کتاب، نشریه، جزوه، نقشه، تمبر، اسلاید، عکس، پوستر، و جز آن بوده است[۴۰].

مجموعه این کتابخانه از طریق قانون واسپاری، خرید، هدیه، و وقف فراهم می‌شود[۴۱]. کتابخانه ملی ایران، در حال حاضر، در پنج ساختمان جدا و دور از هم فعالیت می‌کند و ساختمان جدید آن در زمینی به وسعت 90000 متر مربع در حال احداث است که ظرفیت 7000000 منبع در آن پیش‌بینی شده است[۴۲].

کتابخانه‌های عمومی

کتابخانه شخصی معروف و معتبر و بی‌نظیر صاحب‌بن عبّاد (326-385 ق.) در ری، که به گفته وی 117000 جلد کتاب داشته، در زمان خود وی "وقف عام" بوده و "دارالکتب" نامیده می‌شده است. این کتابخانه در جریان حمله ویرانگرانه سلطان محمود غزنوی به ری در 420ق. آسیب فراوان دید. به نوشته مجمل‌التواریخوالقصص "... [سلطان محمود] بسیار دارها بفرمود زدن و بزرگان دیلم را بر درخت کشیدند و بهری را در پوست گاو دوخت و به غزنین فرستاد و تعداد پنجاه خروار دفتر روافض و باطنیان و فلاسفه از سراهای ایشان بیرون آورد و زیر درخت‌های آویختگان بفرمود سوختن ...". پس از سوزاندن کتاب‌های مربوط به عقاید و آرای شیعیان و معتزله، هنوز این کتابخانه چنان عظمتی داشته که ابوالحسن بیهقی (490-565 ق.) می‌نویسد: "کتابخانه را پس از سوزانده شدن به دستور سلطان محمود دیدم و می‌توانم بر صعوبت حمل و نقل آن از ری به بخارا و صحت نظر صاحب‌بن عبّاد که گفت حمل کتاب‌ها برای وی دشوار است گواهی دهم"[۴۳][۴۴]. چنان‌که عبدالجلیل قزوینی در کتاب النقض یادآور شده، این کتابخانه تا زمان حیات وی همچنان فعالیت داشته است[۴۴].

از قرن 7 ق. تا اوایل قرن 14 ق. از وجود کتابخانه‌های عمومی اطلاعی در دست نیست. در خلال سال‌های 1316 تا 1322 ق.، میرزاحسین خازن لشکر در جنب مدرسه و مسجدی که خود او در نزدیکی ارک تأسیس کرده بود، کتابخانه‌ای با مجموعه وقفی تأسیس کرد که مدیریت آن برعهده حاج میرزاحسن شریعتمدار بود.

در سال 1322 ق.، ادیب‌الممالک فراهانی قرائت‌خانه مظفری را به‌منظور "تعلیم و استفاده عمومی" علاقه‌مندان و افراد کم‌بضاعت تأسیس کرد. اندکی پس از پیروزی جنبش مشروطه در 1324 ق.، روزنامه‌های متعددی در تهران انتشار یافت که با استقبال فراوان خوانندگان روبه‌رو گردید. قرائت‌خانه اسلامیه، که از آن جمله بود، پس از صدور فرمان مشروطیت و صرفآ به‌منظور مطالعه روزنامه‌ها به‌همت سید حسین رزّاز تجریشی در 1324 ق. تأسیس شد. پس از آن نیز قرائت‌خانه وطنیه در 1325 ق. گشایش یافت که سال بعد، بر اثر بمباران مجلس، تاراج گردید[۴۵].

کتابخانه مرکزی پارک شهر ، قابل بازیابی ازhttps://www.iranpl.ir/news/59101/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86

اما نخستین کتابخانه عمومی به سبک جدید در تهران کتابخانه مرکزی پارک شهر بود که در سال 1341 گشایش یافت و، تا سال 1370، دارای مجموعه‌ای در حدود 79000 جلد، 860,10 نفر عضو، و 37 کارمند بوده است. سپس کتابخانه‌های دیگری در سراسر شهرستان‌های این استان دایر گردید، که کتابخانه حسینیه ارشاد (دارای مجموعه 89055 جلدی، با 25000 نفر عضو، و 22 کارمند)، کتابخانه عمومی شهر ری (تأسیس 1346، با مجموعه 20000 جلد، 1222 نفر عضو، و 5 کارمند)، کتابخانه عمومی کرج (تأسیس 1346، با مجموعه 23000 جلد، 1060 نفر عضو، و 3 کارمند)، کتابخانه عمومی فیروزکوه (تأسیس 1351، با مجموعه 8000 جلد، 129 نفر عضو، و 3 کارمند)، کتابخانه عمومی فشم (تأسیس 1358، با مجموعه 5000 جلد، 1400 نفر عضو، و 5 کارمند)، کتابخانه عمومی مهرشهر (تأسیس 1360، با مجموعه 10000 جلد، 1060 نفر عضو، و 3 کارمند)، و کتابخانه عمومی ورامین (تأسیس 1363، با مجموعه 8000 جلد، 1056 نفر عضو، و 5 کارمند) از آن جمله‌اند[۴۶]. برخی کتابخانه‌های عمومی فعّال در شهر تهران عبارتند از: کتابخانه عمومی شهید باهنر (تأسیس 1343)؛ کتابخانه عمومی شهید چمران (تأسیس 1345)؛ و کتابخانه عمومی شهید دستغیب (تأسیس 1347)[۴۶].

در سال 1378، تعداد 71 واحد کتابخانه عمومی در این استان وجود داشته که دارای مجموعه‌ای در حدود 1000000جلد کتاب، با 137817 نفر عضو، و 419 کارمند بوده است[۴۷]؛ افزون بر آن، تعدادی کتابخانه عمومی (وابسته به جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران) نیز با 8000 جلد کتاب، و 2800 نفر عضو در استان فعالیت داشته است[۴۸]. در همین سال، تعداد کتابخانه‌های مساجد استان نیز به 178 واحد رسیده که مجموعه‌ای بالغ بر 440000 جلد کتاب، با 55000 نفر عضو، و 318 کارمند را شامل می‌شده است[۴۹].

در سال 1344، بخش کودکان کتابخانه‌های عمومی کشور به‌صورت مستقل به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سپرده شد. این کتابخانه‌ها زیر نظر معاونت پژوهشی کانون قرار داشت و از فعالیت‌های مختلف این کتابخانه‌ها، برگزاری نمایشگاه‌ها، شرکت در مسابقات جهانی، آموزش هنرهای تجسمی و نمایشی، آموزش معارف اسلامی، کوهنوردی، و جز آن است. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از سال 1366 از طریق واحد پستی و واحدهای سیّار روستایی، به کتاب‌رسانی و ترویج فرهنگ مطالعه میان کودکان و نوجوانان پرداخته است[۵۰].

نخستین کتابخانه کودکان و نوجوانان استان تهران، در سال 1352 در شهر تهران تأسیس شد. این کتابخانه‌ها در سایر شهرهای استان از جمله کرج (تأسیس 1353)، دماوند (تأسیس 1355)، هشتگرد (تأسیس 1356)، فیروزکوه (تأسیس 1358)، ورامین (تأسیس 1373)، لواسان (تأسیس 1375) و اسلامشهر (تأسیس 1376) نیز فعالیت داشته‌اند که تا سال 1378، تعداد 50 واحد از آنها در حدود 400000 جلد کتاب، با 35000 نفر عضو، و 270 کارمند داشته است[۵۱].

کتابخانه مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی با طراحی بی‌نظیر ، قابل بازیابی ازhttps://atna.atu.ac.ir/fa/news/136669/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%A6%DB%8C

کتابخانه‌های دانشگاهی

نخستین کتابخانه دانشگاهی این استان در سال 1313 ش. در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران گشایش یافت. این کتابخانه، در سال 1370، دارای مجموعه‌ای در حدود 150000 جلد کتاب و 14 نفر کارمند بوده است[۵۲].

از دیگر کتابخانه‌های دانشگاهی وابسته به دانشگاه تهران می‌توان از کتابخانه دانشکده فنی (تأسیس 1313، با مجموعه 20000 جلد، و 7 نفر کارمند)، کتابخانه دانشکده الهیات (با مجموعه 25000 جلد، و 4 کارمند)، کتابخانه دانشکده حقوق و معارف اسلامی (تأسیس 1318، با مجموعه 125000 جلد و 13 کارمند) نام برد[۵۳].

کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، نیز از قدیمی‌ترین کتابخانه‌های دانشگاهی تهران است که با اهدای 1329 نسخه خطی محمد مشکوه در اواخر سال 1328ش. بنیان یافت و ساختمان جدید آن، در سال 1349، در 9 طبقه افتتاح شد. مجموعه کتاب‌های چاپی این کتابخانه در پایان سال 1376 به 321574 جلد رسیده که از این تعداد در حدود 15000 جلد آن نسخه خطی بوده است. قدیمی‌ترین اثر در مجموعه کتاب‌های چاپ سنگی و نایاب این کتابخانه متعلق به 115 سال پیش است[۵۴].

تعداد کل کتابخانه‌های وابسته به این دانشگاه (طبق آمار سال 1370)، 24 واحد بوده که دارای 900000 جلد کتاب و نشریه، و 235 نفر کارمند بوده است[۵۵].

کتابخانه مرکزی دانشگاه صنعتی امیرکبیر (تأسیس 1337، با 35000 جلد کتاب، و 32 کارمند)؛ کتابخانه مرکزی دانشگاه الزهراء (تأسیس 1343، با 80000 جلد کتاب، و 23 کارمند)؛ کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی (تأسیس 1349، با 250000 جلد کتاب، و 54 کارمند)؛ و کتابخانه دانشگاه صنعتی شریف (با 12000 جلد کتاب و 37 کارمند) از کتابخانه‌های دانشگاهی معتبر این استان به‌شمار می‌روند (:7 54، 75، 79، 97، 99). کتابخانه دانشگاه علامه طباطبایی نیز (طبق آمار سال 1376) مجموعه‌ای در حدود 60000 جلد کتاب، و 20 کارمند داشته و کتابخانه دانشکده علوم اجتماعی (با مجموعه 20000 جلد، 1300 نفر عضو، و 10 کارمند)، کتابخانه دانشکده اقتصاد (با مجموعه 36000 جلد، 2000 نفر عضو، و 10 کارمند)، و کتابخانه دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی (با مجموعه 30000 جلد، 1800 نفر عضو، و 7 کارمند) وابسته به آن بوده است[۵۶].

کتابخانه‌های تخصصی

در این استان، کتابخانه‌های تخصصی متعددی که وابسته به سازمان‌ها هستند می‌توان یافت که برخی از مهم‌ترین آنها در اینجا مورد اشاره قرار می‌گیرد. کتابخانه انستیتو پاستور ایران در سال 1298 ش. تأسیس شد. این کتابخانه در سال 1370، دارای 1000 جلد کتاب و 2 کارمند بوده و از کتابخانه‌های تخصصی قدیمی این استان محسوب می‌شود[۵۷]. در سال 1309 نیز کتابخانه مؤسسه علمی رازی کرج با مجموعه‌ای در حدود 6000 جلد و 9 نفر کارمند افتتاح گردید، و، به دنبال آن، کتابخانه‌های دیگری در سایر شهرستان‌های استان تشکیل شد، که کتابخانه موزه ملی ایران (تأسیس 1316)، کتابخانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران (تأسیس 1340)، کتابخانه مرکز آمار ایران (تأسیس 1344)، و کتابخانه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی (تأسیس 1347) در زمره این کتابخانه‌ها هستند[۵۸][۵۹]. کتابخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در سال 1347 تأسیس شد که تا سال 1370 دارای 37000 جلد کتاب و نشریه و 5 کارمند بوده است[۶۰]. در سال 1353 کتابخانه سازمان انرژی اتمی ایران (با مجموعه 73500 جلد و 26 کارمند) و نیز در همان سال کتابخانه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (با مجموعه 20000 جلد و 10 کارمند) گشایش یافت[۶۱]. از دیگر کتابخانه‌های تخصصی قابل ذکر در این استان می‌توان از کتابخانه سازمان بهزیستی کشور (با مجموعه 14000 جلد، 1200 نفر عضو، و 6 کارمند)، کتابخانه وزارت کشاورزی (با مجموعه 21000 جلد، 700 نفر عضو، و 79 کارمند) و کتابخانه مرکزی نهاد ریاست جمهوری (با مجموعه 30000 جلد، و 10 کارمند) نام برد[۶۲].

کتابخانه مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال 1360 تأسیس شد. مجموعه این کتابخانه در سال 1379، بالغ بر 32000 جلد کتاب و 6000 نسخه نشریه ادواری بوده است. بخش آرشیو این مرکز نیز به جمع‌آوری، نگهداری، و سازماندهی اسناد تاریخی در موضوع انقلاب اسلامی و اسناد مربوط به سال‌های پس از 1300 ش. می‌پردازد[۶۳].

کتابخانه مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی همزمان با تأسیس این مرکز، در سال 1362، بنیاد گردید. این کتابخانه، امروزه بزرگ‌ترین و معتبرترین کتابخانه تخصصی کشور به‌شمار می‌رود که به‌منظور تدوین دایره‌المعارف بزرگ اسلامی فراهم آمده است. تعداد کارمندان این کتابخانه در 1378، بالغ بر 39 نفر و منابع کتابخانه در پایان سال 1379 به این شرح بوده است: کتاب‌های چاپی (فارسی، عربی، و زبان‌های اروپایی) 362152 جلد که از این تعداد 8955 جلد آن عکسی و 1799 جلد آن خطی است. نشریات ادواری 2065 عنوان است که شامل 1198 عنوان فارسی، 400 عنوان عربی و 512 عنوان به زبان‌های اروپایی است. علاوه بر این، کتابخانه دارای 1169 حلقه میکروفیلم، 3929 قطعه عکس و اسلاید، 187 عدد سی. دی.، و حدود 10000 برگ سند تاریخی است[۶۴][۶۵].

کتابخانه‌های آموزشگاهی

در سال 1278 ق. نخستین مدرسه توسط اروپاییان در تهران تأسیس شد و در 1289 ق. نیز اولین مدرسه توسط مدیران ایرانی در تهران گشایش یافت[۶۶]. پس از جنبش مشروطیت، "قانون اداری وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه" در 28 شعبان 1328 ق. به تصویب رسید. بر اساس ماده پنجم این قانون تشکیل کتابخانه و مجموعه‌های علمی و تاریخی در مدارس از جمله وظایف اداره معارف بود[۶۷]، اما هیچ‌گونه اطلاعی از وجود نخستین کتابخانه‌های آموزشگاهی در استان در دست نیست.

تا پایان نیمه اول 1378، تعداد کل کتابخانه‌های آموزشگاهی استان تهران 3411 واحد بوده که مجموعه‌ای در حدود 4700000 جلد کتاب داشته است[۶۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. آمارنامه استان تهران 1375. تهران: سازمان برنامه و بودجه استان تهران، 1376، ص3،35،35.
  2. تهران. دایره‌المعارف تشیع، ج5، ص176-177.
  3. ری. دایره‌المعارف فارسی [مصاحب]، ج1، ص1143-1144.
  4. ابن عمید. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج4، ص343.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ آستانه حضرت عبدالعظیم. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص357.
  6. کتابخانه ابن عمید. دایره‌المعارف اسلامیه (ایران). ج8، ص152.
  7. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در یاد نامه شهیدی. تهران: طرح نو، 1374، ص781.
  8. ابن عمید. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج4، ص342.
  9. ابن مسکویه. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص56.
  10. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در یاد نامه شهیدی. تهران: طرح نو، 1374، ص782.
  11. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص8.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در یاد نامه شهیدی. تهران: طرح نو، 1374، ص783.
  13. کتابخانه ابن عمید. دایره‌المعارف اسلامیه (ایران). ج8، ص153.
  14. کتابخانه ابن عمید. دایره‌المعارف اسلامیه (ایران). ج8، ص152-153.
  15. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص22و23.
  16. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در یاد نامه شهیدی. تهران: طرح نو، 1374، ص786-787.
  17. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در یاد نامه شهیدی. تهران: طرح نو، 1374، ص787.
  18. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص166، 167، 176.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص172-173.
  20. سپهر، محمدتقی‌بن محمدعلی. ناسخ‌التواریخ. تهران: کتابفروشی اسلامیه، [بی‌تا]، ج1، ص711.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص168.
  22. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص170.
  23. اعتمادالسلطنه. فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، ج3، ص53.
  24. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص177.
  25. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص174.
  26. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ص174-202.
  27. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص202-211.
  28. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در یاد نامه شهیدی. تهران: طرح نو، 1374، ص774-775.
  29. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص24و25.
  30. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص67.
  31. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص171.
  32. کتابخانه ابن عمید. دایره‌المعارف اسلامیه (ایران). ج8، ص171.
  33. معرفی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد مدرسه عالی شهید مطهری(2): بخش کتب خطی. رهنمون، 6 (پاییز 1372)، ص174-177.
  34. کتابخانه ابن عمید. دایره‌المعارف اسلامیه (ایران). ج8، ص172.
  35. رجبی، مهدی؛ میرمحمد صادق، سعید. مسجد ومدرسه عالی شهید مطهری. ماهنامه دینی، فرهنگی، اجتماعی مسجد. س. چهارم، 20 (خرداد و تیر 1374)، ص53.
  36. گزارش سالانه کتابخانه مرکز در 1379. تهران: مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، کتابخانه، 1379 (پلی کپی)، ص174-177.
  37. همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص213.
  38. نامجو، عباس. سیمای فرهنگی ایران. تهران: عیلام، 1378، ص426.
  39. نامجو، عباس. سیمای فرهنگی ایران. تهران: عیلام، 1378، ص426-427.
  40. کتابخانه‌های ملی و بزرگ کشورهای جهان: آمار و اطلاعات 40 کتابخانه ملی و بزرگ جهان در چند سال اخیر. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1379، ص19.
  41. کتابخانه‌های ملی و بزرگ کشورهای جهان: آمار و اطلاعات 40 کتابخانه ملی و بزرگ جهان در چند سال اخیر. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1379، ص20.
  42. نامجو، عباس. سیمای فرهنگی ایران. تهران: عیلام، 1378، ص427.
  43. کی‌منش، عباس. کتابخانه‌های ایران در ادوار نخستین و میانه تمدن اسلامی، در یاد نامه شهیدی. تهران: طرح نو، 1374، ص784.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ همایونفرخ، رکن‌الدین. کتاب و کتابخانه‌های شاهنشاهی ایران. وزارت فرهنگ و هنر، اداره کل نگارش، 1346، ج2، ص9-10.
  45. انصاری، نوش‌آفرین (محقق). کتابخانه‌های ایران از تأسیس دارالفنون تا انقلاب مشروطیت. آینده. س. دهم، 10 و 11 (بهمن 1363)، ص668، 669، 674.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ شناسنامه کتابخانه‌های عمومی کشور. تهران: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، 1370، ص428-485.
  47. خلاصه گزارش نیمه دوم 1378 کتابخانه‌های عمومی کشور. تهران: هیأت امنای کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیرخانه، مدیریت مطالعات و برنامه‌ریزی پژوهشی، 1378 (پلی کپی).
  48. گزارش فرهنگی کشور، 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378، ص34.
  49. آستانه حضرت عبدالعظیم. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ص21.
  50. نامجو، عباس. سیمای فرهنگی ایران. تهران: عیلام، 1378، ص436.
  51. لیست مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان[ بر اساس استان‌ها]. تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، معاونت فرهنگی، 1377-1378 (پلی کپی)، ص،1،3،4.
  52. تعاونی، شیرین (خالقی)؛ عزیزی، ایراندخت. راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370، ص58.
  53. تعاونی، شیرین (خالقی)؛ عزیزی، ایراندخت. راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370، ص58،61،64.
  54. نامجو، عباس. سیمای فرهنگی ایران. تهران: عیلام، 1378، ص427-428.
  55. تعاونی، شیرین (خالقی)؛ عزیزی، ایراندخت. راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370، ص57-64.
  56. گزارش فرهنگی کشور، 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378، ص37.
  57. تعاونی، شیرین (خالقی)؛ عزیزی، ایراندخت. راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370، ص12.
  58. گزارش فرهنگی کشور، 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378، ص47 ، 228، 238.
  59. تعاونی، شیرین (خالقی)؛ عزیزی، ایراندخت. راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370، ص11،16.
  60. تعاونی، شیرین (خالقی)؛ عزیزی، ایراندخت. راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370، ص262.
  61. تعاونی، شیرین (خالقی)؛ عزیزی، ایراندخت. راهنمای مراکز اسناد و کتابخانه‌های تخصصی، اختصاصی و دانشگاهی. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 1370، ص159،204.
  62. گزارش فرهنگی کشور، 1376. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز آمار و برنامه‌ریزی پژوهش‌های فرهنگی و هنری، 1378، ص38، 47-49.
  63. نامجو، عباس. سیمای فرهنگی ایران. تهران: عیلام، 1378، ص437.
  64. گزارش سالانه کتابخانه مرکز در 1379. تهران: مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، کتابخانه، 1379 (پلی کپی)، ص1.
  65. مجیدی، عنایت‌الله. کتابخانه و مرکز اسناد مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، در مجموعه مقالات کنگره بین‌المللی کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی(21-23 شهریور 1374)، دفتر دوم: کتابخانه. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی،1379، ص846.
  66. قاسمی پویا، اقبال. مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377، ص289و524.
  67. قاسمی پویا، اقبال. مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377، ص251.
  68. گزارش شماره 8: تعداد کل کتابخانه و کتاب در سطح مدارس کشور. تهران: وزارت آموزش و پرورش، [1378](پلی کپی)، ص1.

منبع اصلی

تهران، کتابخانه های (1381). دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی ایران. جلد اول، تهران: انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.

نویسندگان مقاله

محمدحسن رجبی و مهناز علیجانی