پرش به محتوا

هنر تیموریان

از ویکی ایران

هنر در عصر تیموریان در دوره حکومت نیمور لنگ و حکومت شاهرخ و دوران بارور او است که در ذیل شرح داده شده است.

تیمور لنگ

در نیمه‌ی دوم سده‌ی هشتم هجری، یک بار دیگر، یک مغول خونخوار و ویران‌گر از هرج و مرج‌های سیاسی ایران سوء استفاده کرد و خاک ایران را زیر سمّ ستوران خود راند. او در سال ۷۷۳ه.ش تا قلب ایران پیش رانده بود. دوباره شهرهای زیادی با خاک یکسان شد و دوباره مردم بسیار قتل‌عام و غارت شدند و سده‌ی هشتم هجری، که با ایجاد بناهای زیبا و با عظمت آغاز شده بود و کوشش می‌شد خاطره‌های ویرانی‌های مغولان از یادها زدوده شود، به پایان رسید. بسیاری از آن بناهای ظریف و باشکوه با خاک یکسان شد. تیمور، همانند اسلاف مغولش، بی‌رحم و خونخوار بود؛ با این حال، ویرانگری‌های او از ویرانگری‌های چنگیز کمتر بود. بعضی از خرابی‌ها به خواست او نبود. او بسیاری از اماکن مقدس را از ویران شدن حفظ کرد. وی طرفدار ساختمان‌های عظیم و زیبا بود.

هر شهر و دیاری را که می‌گشود هنرمندان و صنعت‌گران آن‌جا را به سمرقند، که پایتخت اصلی او بود، گسیل می‌کرد. همچنان که پس از گشودن شیراز، ۲۰۰ نفر از معماران و آذین‌گران و هنرمندان را با خود به اسارت به سمرقند برد تا آنچه را که می‌دانند در آن‌جا به اجرا گذراند. چنین است که زیباترین بناها و آذین‌گری‌های دوران تیموری را باید در خراسان بزرگ مشاهده کرد. در سده‌ی هشتم هجری معماری ایران، بر پایه‌ی جستجوهای فنی و ابتکارهای سلجوقی استوار شده و با نوآوری‌های تازه‌ای به سوی کمالی بی‌مانند می‌رفت. بازماندگان مغول و بازماندگان تیموری نیز همان شیوه را پیش گرفتند. از سوی دیگر، جانشینان تیمور عموماً مشوقان هنرمندان و حامیان فرهنگ ایرانی بودند و در این دوران است که هنر ایران به شکوه دیگری دست می‌یازد.

تیمور، برای ایجاد ساختمان‌های عظیم و باشکوه در پایتختش، سمرقند، برای اینکه آن‌جا شهری در خور شهرت و جهانگشایی او باشد، از ایران مرکزی، فارس، آذربایجان و حتی بغداد و دمشق، معماران، کاشی‌کاران و آذین‌گران را به سمرقند گسیل داشت و سنگ‌تراشان هندی را نیز به خدمت‌ گرفت. اما مایل بود «در سمرقند مسجد جامعی بسازد که در هیچ جای جهان همانندی، نداشته باشد»، و مسجد عظیمی با شبستانی با ۴۶۰ ستون برپا کرد که در هر گوشه‌ی آن گلدسته‌ای برافراشته شده بود و گنبدی از مرمر صیقل یافته بر آن استوار بود، ولیکن بنا را نپسندید و معمار آن را کشت.

در سال ۲۵ - ۷۲۴ه.ش تیمور کاخی عظیم در زادگاه خود «کش» بنا کرد. مورخ دوران تیموری، کلاویخو، که ۶۰ سال بعد از آن دیدن کرده بود و ساختمان هنوز ناتمام بود، روایت‌ کند که بنای کاخ در آن زمان از لحاظ نقشه تازگی داشت. نمای آن سه ایوانی و یادآور کاخ اردشیر در فیروزآباد بود. اتاق‌های پذیرایی در زاویه‌ای قائم به ایوان ورودی باز می‌شد. بلندای تاق ایوان ورودی (سردر) ۵۰ متر بود و در دو سوی آن دو برج گرد مناره مانند با پایه‌ای ۱۲ ضلعی بر پا شده بود. ایوان مرکزی به حیاطی به پهنای ۳۰۰ گام، که از مرمر پوشیده شده بود، باز می‌شد و در طرف دیگر، ایوان بزرگ دیگری به تالار پذیرایی بزرگی با کاشی‌های آبی و زرین و سقف زرین، با کاشی‌های مذهّب و معرق و در برخی از جاها همراه با گچ‌کاری و گچ‌بری، باز می‌شد، ساختمان پشت آن دهلیزها و اتاق‌های متعددی در ۶ طبقه داشت که همه با کاشی‌های مذهّب پوشیده شده بودند. پشت تالار پذیرایی دیوار بزرگی، که به زیبایی ویژه‌ای، با کاشی‌های معرق لاجوردی، فیروزه‌ای، شیری، آبنوس، سبز و قهوه‌ای مایل به طلایی پوشیده شده بود، وجود داشت. برای اینکه نقش‌های متنوع و زیاد این بنا را غیرقابل تحمل ننماید، یک حاشیه‌ی هندسی دقیقاً طراحی شده و براساس نسبت‌های هماهنگ این کثرت نقش را نظم و سامانی می‌بخشید. قاب‌های مستطیلی با کاشی معرق در طرح و اندازه‌های متفاوت با حاشیه‌های‌ گل و بوته‌ای و خطاطی برجسته و به صورت قرینه، قرار گرفته بودند. اندازه‌ی قاب‌ها و جای آن‌ها در ارتباط با اندازه‌های کلی بنا دقیقاً محاسبه شده و تعیین شده بودند. قرنیز پهنی که با خط کوفی کنده‌ کاری شده مزین بود به این بنا اعتبار خاصی می‌داد و تمرکز نقش‌های بزرگ در محل‌های، ویژه‌ای و تقارن آن‌ها آذین ساختمان را قابل تحمل‌تر می‌کرد. و این مجموعه در میان باغ‌های میوه و چمن‌زار پهناوری قرار گرفته بود.

توصیف از بنا، ایوان بزرگ، دیوار پشت آن، ارتفاع ایوان، طبقات ۶ گانه‌ی ساختمان و غیره، نشان می‌دهد که معمار آن کاخ شاپور در تیسفون (ایوان مداین) را الگو ساخته بوده و آذین‌های گچ‌بری شده را با کاشی‌کاری معرق جایگزین کرده بود. مسلماً چنین بنایی از دوران گرویدن آسیای غربی و میانه به اسلام تا آن زمان در سرزمین‌های فلات ایران ساخته نشده بود و این نشان‌گر نبوغ ایرانی در قلمرو زیباشناسی و معماری می‌بود. از این کاخ در حال حاضر جز ویرانه‌ی بزرگی که هنوز رنگ‌های درخشانی دارد، چیزی برجا نمانده است.

بنای باشکوه دیگر تیموری، مسجد بی‌بی خاتون در سمرقند است که در سال ۷۷۷ هجری شمسی آغاز شده و در ۷۸۳ پایان‌ گرفته بود. این مسجد، که هم‌اکنون ویران است و به عقیده‌ی کلاویخو «عالی‌ترین بنای سمرقند است»، یک پیشتاق ورودی به بلندای ۴۰ و پهنای ۱۷ متر داشت که به حیاطی در ابعاد ۹۰ * ۶۰ متر باز می‌شد، ۸ مناره و ۳ گنبد داشت که از آجرهای مذهّب پوشیده شده بود.

بنای دیگر تیموری ساختمان آرامگاه اوست که در سال ۷۸۳ بنا گردید و هنوز نیز از آثار ارزشمند معماری تاریخی سمرقند است. این بنا، که اتاقی هشت گوش است که گنبدی با ۶۴ ترک (خیاره‌های‌ گرد برجسته)، استوار شده بر پایه‌ای استوانه‌ای دارد، ۴ سردر در ۴ جهت اصلی دارد که نشان می‌دهد معمارش به ساختمان‌های ساسانی نظر داشته است. از سوی دیگر، شکل گنبد ترک‌دار آن از معماری همان زمان در شیراز گرفته شده بود و این شعر مشهور در مورد گنبد کهن شاه‌چراغ دلیل بر آن است:

نور می‌بارد از این گنبد هفتاد و دو ترک از در مسجد نر تا به در شاه‌چراغ

پوشش‌ گنبد از کاشی‌های آبی روشن است و ساقه‌ی بلند آن را کتیبه‌ای کوفی از آجرهای زرد زرین تزیین می‌کند. «زیبایی‌شناسی تضاد»، که ویژگی سده‌ی هشتم هجری است، در بیرون و درون بنا آشکار است. ازاره‌های رخامی، قرنیزی از سنگ یشم خاکستری و سبز، تاقچه‌هایی از سنگ آهک سیاه و طارمی مرمرین، آذین بنا را کامل می‌کنند. در سال ۸۳۴، الغ‌بیگ سردری با کاشی‌های معرق عالی بر آن افزود که کار محمد بن محمود اصفهانی است.

از دوران تیمور لنگ، در محدوده‌ی ایران کنونی، چیز درخور توجهی باقی نمانده است. او بیشتر به خراسان شمالی، یعنی سرزمین‌های اطراف جیحون، مرو، سمرقند، بخارا، توجه داشت؛ بویژه سمرقند که پایتخت او بود. بنابراین ما هنر این نواحی را، که بیشتر معماری و تزیینات رنگین (کاشی‌کاری) آنهاست جداگانه مورد بحث قرار می‌دهیم. هنر این بخش از ایران بزرگ، که هم‌اکنون به عنوان آسیای میانه شناخته می‌شود، هنری است ایرانی؛ زیرا بنیادهای آن توسط سامانیان و خوارزمشاهیان ریخته شده و در دوران سلجوقیان مسیر کمالی را پیموده و در زمان تیمور و تیموریان نیز به دست هنرمندان شیراز و اصفهان به کمال خود رسیده است.

شاهرخ و دوران بارور او

پس از مرگ تیمور در ۷۸۴ه.ش پسرش شاهرخ در هرات به پادشاهی نشست. او در ۷۸۶ ماوراء النهر را به تصرف خود درآورد و بر تمام خراسان و کابل و هرات، یعنی ایران خاوری حکومت راند. او بانی مدرسه و مصلای هرات بود که در سال ۷۶۹ آغاز شد و در سال ۸۱۶ پایان‌گرفت. شاهرخ برخلاف پدرش تیمور، مردی صلح‌ طلب و هنر پرور بود. مدرسه‌ی بزرگ او در هرات از نظر بزرگی و عظمت همتای زیباترین بناهای تیمور در سمرقند می‌بود. حیاط آن ۱۰۵ * ۵۷ متر وسعت داشت و دارای ۸ مناره و چندین‌ گنبد بودکه از آن‌ها فقط ۶ مناره برپا مانده است. بخش فوقانی مناره‌ها، یعنی گلدسته‌هایشان، مقرنس‌ کاری بوده و پایه‌های آن‌ها از مرمر می‌باشد و در کنار آن مقبره‌ی‌ گوهرشاد، همسر شاهرخ، قرار گرفته است. این بناها با کاشی‌های، معرق زیبا و نقش‌های بیشتر هندسی آراسته شده‌اند.

مدرسه‌ی خرگرد (یا خوارگرد) در سال ۸۲۳ به پایان رسید. بنایی بی‌مانند و یکدست است. طرح آن را قوام ریخته و به دست غیاث‌الدین شیرازی ساخته شده است. این ساختمان نسبت‌های دقیق یک مدرسه‌ی چهار ایوانی را دارد. حیاط آن چهارگوش مربعی است با ایوان‌هایی هم ارتفاع که ایوان ورودی آن سه دهنه تاق گنبددار است. این بنا با آذین‌های نقاشی شده و گچ‌بری‌های کتیبه‌ای زیبا و مقرنس‌های تودرتو آراسته است. کاشی‌کاری‌های معرق حیاط غنای ویژه و قدرت نقش زیادی دارد و استثنایی است. نمای آن کوتاه و پهن و درخور ستایش بوده و در ژرفای سردری برازنده قرار گرفته است. دیوارهای دو طرف سردر با تاق نماهای نوک تیز، قاب‌های مستطیل است و در انتها، به برج‌های کوتاهی پایان می‌گیرد. تمام نمای ساختمان حالتی افقی و خوابیده دارد که در معماری تیموریان (یا گورکانیان) تازگی دارد.

ساختمان دیگر این دوران، بقعه‌ی شمس‌الدین در یزد است که در آن‌ گچ‌بری منقوش آرایش بنا را تشکیل می‌دهد. در حاشیه‌های سردر نقش‌های هندسی لوزی شکل، همانند آنچه که در کاشی‌کاری‌های ساختمان‌های تیموری در سمرقند دیده می‌شود، آشکار شده‌اند. از ساختمان‌های دیگر دوران شاهرخ باید تربت شیخ جام را با سردری افراشته و بلند و گنبدی کوتاه، مقبره‌ی خواجه عبدالله انصاری، که در سال ۸۰۷ به دست شاهرخ بازسازی شده است، و مسجد کالی تربت جام را نام برد. تربت شیخ جام از نظر تناسبات بنا کمی حالت‌های غیرعادی دارد و شاید هدف از آن تحولی در ارزشمند کردن برخی از بخش‌های بنا بوده است، که البته چندان موفق نیست. از بناهای دیگری که از عهد شاهرخ باقی مانده است مسجد گوهرشاد در مشهد می‌باشد.

مسجد گوهرشاد بزرگ‌ترین بنای تاریخی دوران شاهرخ است که در سال ۵۷۹۷ در مشهد و در جوار حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا(ع) بنا شده است. سردر آن ادامه‌ی سبک سمرقندی تاق‌نما در تاق‌نما، یعنی سبک معماران شیراز است، که تعدادی برجستگی و فرورفتگی‌هایی دارد که به آن ژرفا و نیروی بیشتری می‌دهد. مناره‌های کنار سردر کمی ضخیم‌تر از مناره‌های معمول دوران سلجوقیان و ایلخانیان است و از سطح سکوی پایه‌ی مرمرین آن تا بالا ادامه یافته است. تمام رویه‌ی مناره و همه‌ی پوشش دیوارها و رواق‌های اطراف را بهترین کاشی‌های معرق و کاشی‌های لعاب‌دار، در رنگ‌های آبی لاجوردی، فیروزه‌ای، سفید، سبز شفاف، زرد زعفرانی، زرد، بور، و سیاه آبنوسی، آراسته‌اند. بیشتر نقش‌ها هندسی است و تنوع و یژه‌ای دارد و با نقش‌های اسلیمی و گل و بوته‌ای سازگاری خاصی یافته‌اند.

اندازه‌ی‌گنبد طوری، طراحی شده که از فاصله‌ی هزارقدمی دیده شود. هماهنگی آذین بنا طوری است که از یکنواختی خسته کنند و از تضاد گیج‌کننده در آن پرهیز شده است، و این یکی از ویژگی‌های زیباشناسانه‌ی این بناست و تنها به کمک همسازی طرح‌های‌گل و بوته‌ای اسلیمی با نقش‌های هندسی متنوع و تورفتگی‌ها و برآمدگی‌های رواق‌های اطراف و دهلیزهای باز میان آنها میسر شده است. ایوان شبستان سفید یکدست است، و حال آنکه ۳ ایوان دیگر با کتیبه‌های کوفی فیروزه‌ای روشن با سایه‌ی سفید و رنگ سبز بر زمینه‌ی سرخ آذین شده است. در آذین حیاط مسجد گوهرشاد از همه‌ی سبک‌های تزیینی استفاده شده است و بیننده هرگز از تحسین آن باز نمی‌ایستد. معماری بنا، مانند اکثر معماری‌های تیموریان، معماری جنوب ایران، یعنی شیراز، است و معمار مسجد گوهرشاد نیز قوام‌الدین شیرازی است که معمار اغلب بناهای عهد شاهرخ است. به گفته‌ی آ.پوپ:

«گرچه بیشتر بناهای تیموری در شمال کشور ساخته شده است، ولی نبوغ معماری و آذین‌گری در انحصار شیراز و اصفهان بود».

بهترین طراحان و صنعت‌گران غرب و مرکز و جنوب ایران به خدمت تیموریان درآمدند و شرق و شمال ایران را از نظر معماری غنی‌ کردند، لیکن با سلطه‌ی جهانشاه قراقویونلو بر غرب و مرکز و جنوب ایران، اصفهان توانست در آذین با کاشی معرق از دیگر شهرهای ایران پیشی‌گیرد. نیز در طراحی، «شاه‌نشینی» از سال ۸۲۶ه.ش در مسجد جامع اصفهان کار سید محمود نامی است که همتای کارهای خراسان است ولیکن در رنگ به آن‌ها نمی‌رسد. لیکن پیشتاق «درب امام»، که از سال ۸۳۲ه.ش است، یکی از زیباترین نمونه‌های معماری و آذین‌گری ایران است. بنای این ساختمان در دوران آل مظفر آغاز شد و در عهد جهانشاه قراقویونلو پایان پذیرفت. ساختمان بر قبر دو امامزاده، ابراهیم بطحی و زین‌العابدین ساخته شده و تاریخ پایان آن ۸۵۷ه است. ایوان اصلی آن، که به راهرو راه داشت و در دوره‌ی صفویان در راهروی آن مسدود شد، از شاهکارهای رنگی ایران است. به قول آندره گدار:

«تناسبات آن به قدری دقیق، و نقش تزیینی و زیبایی توزیع رنگ‌ها، لطافت و کیفیت کار به اندازه‌ای‌کامل هستند که انسان از تماشای هیچ‌یک از آثار این هنر، غیر از مسجد کبود تبریز که آن هم در زمان جهانشاه ساخته شده، آنقدر احساس لذت نمی‌کند. درواقع آن اثر یک پارچه جواهر است».

«درب امام»، که ایوان نام‌برده در جلو آن قرار دارد، تا زمان تغییر وضع و تبدیل آن به حرم آرامگاه، در زمان شاه سلیمان، تالار واحدی بود. پوشش بیرونی گنبد، که تالار اصلی بنا را می‌پوشاند و در زمان شاه‌ عباس بزرگ تعمیر شده بود، به دست شاه سلیمان دوباره مرمت‌ گردید و روی این ایوان‌ گنبد کوچکی هم ساخته شد. هنوز بخشی ازکتیبه‌ی آن به تاریخ ۱۰۸۱ه (زمان شاه سلیمان) و به خط رضا امامی برجا مانده است.

مسجد کبود تبریز تقریباً همزمان با ساختمان درب امام اصفهان، بنا گردید. این مسجد نیز شاهکار کاشی‌کاری رنگین و هنر تزیینی ایران در سده‌ی نهم هجری است. این مسجد در سال ۸۴۴ه.ش در اثر زمین‌ لرزه‌ای‌که تبریز را ویران‌کرد و 70/000 نفر را هلاک نمود فرو ریخت. از این مسجد، غیر از چند ستون و دیوار بیرونی و نمای آن که در وضع رقت‌ باری است، چیزی برجا نمانده است. این بنا یکی از معدود مسجدهایی است که تمام ساختمان آن پوشیده شده بود؛ زیرا هوای سرد تبریز چنین ایجاب می‌کرد. خانم دیولافوا(Dieulafoy) که در سده‌ی سیزدهم هجری از این مسجد دیدن کرده بود، می‌نویسد که نمای درونی پیشتاق ورودی مسجد با کاشی‌های معرق زیبایی آذین شده بود که چنان با دقت و ظرافت بریده شده بودند که یکپارچه به نظر می‌آمد. نقش‌های آن دسته گل‌های درهم تنیده شده‌ای را نشان می‌داد که هیچ همانندی با نقش‌های ترکیب‌های هندسی دوران سلجوقی و ایلخانی نداشت و میان رنگ‌های آبی کمرنگ، سبز تیره، سفید، زرد کاهی (بور)، و نقش‌های آبی پر رنگ چنان هماهنگی و سازش وجود داشت که بدون از بین بردن جلوه‌ی مجموعه، یکنواختی را از میان می‌برد و همین امر سبب مشهور شدن آن به مسجد کبود شده بود.

دری کوتاه به داخل شبستان باز می‌شد. این شبستان از دو تالار بزرگ تشکیل شده بود که گنبدی آن را می‌پوشاند و اطراف آن‌ها با دالان‌هایی به هم راه داشت. تالار اول را کاشی معرق‌های، رنگارنگ آذین‌ کرده بودند که از همان شیوه‌ی اَذین‌ گری ایوان پیروی می‌کرد. نقش‌های آن به دلیل آجرهای کبود مایل به سرخ آن‌ها، برجستگی ویژه‌ای یافته بود که در محل به کار بردن کاشی‌های یکدست آشکار نبود. تالار دوم، که تالار محراب بود، از آجرهای آبی کوچک، که به شکل شش گوشه بریده شده بودند، آراسته شده بود و کاشی‌های آبی پر رنگ با حاشیه‌ای از شاخ و برگ‌های زرین زیباتر جلوه می‌کرد.

درون یکی از درگاه‌های بزرگ تالار بزرگ مسجد؛ بویژه این نام‌گذاری «مسجد کبود» را تجسم می‌بخشد. آنچه که مسجد کبود را به شاهکاری از آذین‌گری کاشی‌کاری معرق تبدیل و مشهور می‌کرد، چگونگی ترکیب رنگ‌های تازه و متنوع آن بود. رنگ‌های قهوه‌ای، رنگ برگ خشک شده، زرد اخرایی، سبز زیتونی، چنان هماهنگی ایجاد کردند که در هیچ جای دیگر مانندش دیده نشده بود. در مسجد گوهرشاد نیز رنگ‌های مشابهی به کار برده شده که رنگ سرخ آجر طبیعی که در آنها وارد شده است از یکنواختی بین آنها می‌کاهد. اینجا این رنگ سرخ آجر با رنگ آبی لاجوردی زمینه‌ها ترکیب شده و رنگ بنفشی را القا می‌کند که چندان خوشایند نیست. در مسجد کبود رنگ‌ها هم نطیف‌تر و هم بهتر پراکنده و توزیع شده‌اند و رنگ آجر هم مستقیماً داخل رنگ‌های کاشی نشده است و نقش آن نیز روح بیشتری دارد.

معمار مسجد کبود، بنابر کتیبه‌ی سردر، نعمت‌الله بن محمد بواب بوده است. در دو طرف نمای دراز آن (۵۰ متر تقریباً) دو برج گرد بوده است که بر روی آن‌ها احتمالاً گلدسته‌ها بنا شده بوده‌اند. این برج‌ها خود نشان‌گر سبک تیموری می‌باشد. این مسجد در مجموع ۹ گنبد داشته است.

مسجد جامع (جمعه‌ی) اصفهان نیز در همین دوره‌ی جهانشاه تکمیل شد. ورودی آن، که در نمای باختری حیاط قرار دارد، پیشتاق زیبایی است که در دهه‌های پیش تعمیر شده است. تاریخ آذین‌های مسجد با تاریخ ساخت قسمت‌های دیگر آن، که در دوران اوزن حسن آق قویونلو ساخته شده، یکی نیست. در زمان پادشاهی ابوالمظفر رستم بهادرخان، نوه‌ی اوزن حسن، هم تعمیرات کلی و اساسی در مسجد انجام شده است که تاریخش در کتیبه‌ی ایوان جنوبی ۸۸۰ه (حدود ۸۴۱هش) آمده است. کاشی‌کاری‌های داخل ایوان جنوبی برجسته بوده و همانند معرق‌های «درب امام» است.

به‌طورکلی، تزیینات در زمان اوزن حسن، خیلی آزادتر، ملایم‌تر و گوناگون‌تر و تازه‌تر از تزیینات در کوشک می‌باشد (که در زمان جهانشاه انجام گرفته بود). آثار دیگر دوران تیموریان، در ایران کنونی، که از سده‌ی نهم هجری برجا مانده است، مسجد شاه از سال ۵۸۳۰ ش، در مشهد مقدس می‌باشد. شکل‌ گنبد آن از گنبد مسجد گوهرشاد ناب‌تر و کامل‌تر است. در درون آن یک شیار تزیینی برجسته‌ی سبز رنگ روی زمینه‌ی نارنجی روشن و سفید بر بالای ازاره‌ی آن، حالتی پر هیجان و شگرف ایجاد می‌کند. مدرسه‌ی دو در در مشهد نیز از آثار همین دوره است. این مسجد گنبد بسیار زیبایی دارد که از گنبد مسجد شاه کشیده‌تر است و کتیبه‌ای به خط ثلث برجسته در کمرکش خود دارد و در کمر آن پنجره‌های عمودی تزیین شده است که با مشبک‌های چوبین‌گره چینی شده و حالت بسیار زیبا و گیرایی به آن داده است.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی