پرش به محتوا

آتشکده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''آتشكده،''' یا آتشگاه، پرستشگاه زردشتيان و جای نگهداری آتش مقدسِ هميشه فروزان و اجرای آئین‌های دینی در آن و در برابر آتش. اگر چه در فارسي باستان از آتشكده نامي نيامده اما در اوستا<sup>*</sup> به آن اشاره شده است<sup>1</sup> و از بناهاي دورة هخامنشي<sup>*</sup...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''آتشكده،''' یا آتشگاه، پرستشگاه زردشتيان و جای نگهداری آتش مقدسِ هميشه فروزان و اجرای آئین‌های دینی در آن و در برابر آتش.
[[پرونده:1809916 164.jpg|بندانگشتی|آتشکده یزد، قابل بازیابی از https://fararu.com/fa/news/684064/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%88-%D8%B4%D8%B9%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DB%B1%DB%B5%DB%B0%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87]]
'''آتشکده،''' یا آتشگاه، پرستشگاه [[زرتشتی، دین|زردشتیان]] و جای نگهداری [[آتش]] مقدسِ همیشه فروزان و اجرای آئین‌های دینی در آن و در برابر [[آتش]].


اگر چه در فارسي باستان از آتشكده نامي نيامده اما در اوستا<sup>*</sup> به آن اشاره شده است<sup>1</sup> و از بناهاي دورة هخامنشي<sup>*</sup> بر مي‌آيد كه نور و آتش از تقدس ويژه‌اي برخوردار بوده است. آتشكده را در دورة پارتيان،<sup>*</sup> «آتش روشن» و در نوشته‌‌هاي پهلوي مانِ (خانه) آتش مي‌خواندند. از نخستين نمونه‌هاي آتشكده‌ها، كركوي در كوه خواجه سيستان مربوط به اوايل دورة پارتيان است.<sup>2</sup>رسمي‌شدن دين زردشتي<sup>*</sup> در زمان ساسانيان باعث توسعة آتشكده‌ها شد. آذَرْفَرْنْبغ (آتش روحانيان) در كاويان فارس،<sup>3</sup> آذَرگُشْنَسْب (آتش جنگجويان) در شير آذربایجان (تخت سليمان)<sup>*4</sup> و در آذر بُرزين‌مهر (آتش كشاورزان) در ريوند نيشابور<sup>5</sup> مهم‌ترين آتشكده‌هاي دورة ساسانيان و در سه سرزمين اصلي، پارس‌ها، مادها و پارتيان بودند. آتش نيز از نظر اهميت در سه نوع ''بهرام، آدُران'' و ''دادگاه'' بود كه بهرام به عنوان مقدس‌ترين نوع آتش در آن سه آتشكدة بزرگ فروزان بود.<sup>6</sup> پيوند سياست و مذهب در زمان ساسانيان به ويژه در مراسم تاج‌گذاري پادشاهان، بارعام‌هاي عمومي، جشن‌هاي بزرگ ملي و در آتشكده‌هاي بزرگ آن زمان انجام مي‌پذيرفت.<sup>7</sup>
اگر چه در [[ایران باستان|فارسی باستان]] از آتشکده نامی نیامده اما در [[اوستا]]<sup>*</sup> به آن اشاره شده است<ref>['''''يسنا''''']'''.''' گزارش پورداود، ابراهيم. به کوشش بهرام فره‌وشني، تهران: 1356(2536)، دانشگاه تهران، ص 22 و 125-145.</ref> و از بناهای [[هخامنشیان|دوره هخامنشی]] بر می‌آید که نور و [[آتش]] از تقدس ویژه‌ای برخوردار بوده است. آتشکده را در [[پارتیان|دوره پارتیان]]،<sup>*</sup> «آتش روشن» و در نوشته‌‌های پهلوی مانِ (خانه) [[آتش]] می‌خواندند. از نخستین نمونه‌های آتشکده‌ها، کرکوی در کوه خواجه سیستان مربوط به اوایل [[پارتیان|دوره پارتیان]] است<ref>M. Boyce "Ataškada" in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985, Vol 3, p. 9</ref>. رسمی‌شدن [[زرتشتی، دین|دین زردشتی]]<sup>*</sup> در زمان [[ساسانیان]] باعث توسعه آتشکده‌ها شد. آذَرْفَرْنْبغ (آتش روحانیان) در کاویان [[استان فارس|فارس]]<ref>M. Boyce "Ādurfarnbāg". in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985. Vol 1, p.473-475.</ref>، آذَرگُشْنَسْب (آتش جنگجویان) در شیر آذربایجان ([[تخت سلیمان]])<sup>*</sup><ref>M. Boyce "ĀdurGušnasp". in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985, Vol I, p. 475-476</ref><ref>اوشیدری، جهانگیر. '''''دانشنامه مزدیسنا'''''. تهران: 1371، نشر مرکز، ص76-77.</ref> و در آذر بُرزین‌مهر ([[آتش]] کشاورزان) در ریوند [[نیشابور]]<ref name=":0">M. Boyce, "Ādurburzēn- Mihr" in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985, Vol I, p. 472-473</ref><ref name=":1">صادقی، علی‌اشرف. «محل آذر برزین‌مهر»، '''''نامه ایران باستان'''''. سال سوم، شماره2، پائیز و زمستان1382، ص5-17.</ref> مهم‌ترین آتشکده‌های [[ساسانیان|دوره ساسانیان]] و در سه سرزمین اصلی، پارس‌ها، مادها و [[پارتیان]] بودند. [[آتش]] نیز از نظر اهمیت در سه نوع ''بهرام، آدُران'' و ''دادگاه'' بود که بهرام به عنوان مقدس‌ترین نوع [[آتش]] در آن سه آتشکده بزرگ فروزان بود<ref>عفیفی، رحیم. '''''اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی'''''. توس: 1374، ص408-411.</ref>. پیوند سیاست و مذهب در زمان [[ساسانیان]] به ویژه در مراسم تاج‌گذاری پادشاهان، بارعام‌های عمومی، جشن‌های بزرگ ملی و در آتشکده‌های بزرگ آن زمان انجام می‌پذیرفت<ref>'''''[تاریخ ایران].''''' پژوهش دانشگاه کمبریج. به کوشش احسان یارشاطر، ترجمه حسن انوشه، تهران: 1377، امیرکبیر، ج3، بخش2، ص335-338.</ref>.


بسياري از آتشكده‌هاي زمان ساسانيان تا چند سده پس از اسلام برقرار بودند. اما از آن‌جا كه زردشتيان به آئين جديد روي آوردند و از شمار آتشكده‌ها كاسته شد، تقدس مكاني آتشكده‌ها با تبديل آن‌ها به مسجد حفظ گرديد.<sup>8</sup> كوچ زردشتيان مهاجر به هند (پارسيان)<sup>*</sup> باعث شد آتشكدة سنجان در گجرات بنا شود و همراه با ايران در هندوستان نيز بناي آتشكده‌ها تداوم يابد. بناهايي كه از نظر معماري الهام گرفته از آثاري چون تخت‌جمشيد هستند.<sup>9</sup> آتش به عنوان مهم‌ترين ركن هر آتشكده اگر چه در عهد باستان در مكاني تاريك محصور نبود اما به تدريج بر آن بنايي مكعب مانند ساختند كه گنبدي برروي آتش بر چهارطاقي از جنس سنگ، آجر، خشت و ملاط گچ و ساروج استوار مي‌شده.<sup>5</sup>
بسیاری از آتشکده‌های زمان [[ساسانیان]] تا چند سده پس از [[اسلام]] برقرار بودند. اما از آن‌جا که [[زرتشتی، دین|زردشتیان]] به آئین جدید روی آوردند و از شمار آتشکده‌ها کاسته شد، تقدس مکانی آتشکده‌ها با تبدیل آن‌ها به مسجد حفظ گردید<ref>M. shokoohy, "Two fire Temples converted to Mosques in central Iran" '''''in Act Iranica''''', 25 Leiden, p. 545-572</ref>. کوچ زردشتیان مهاجر به هند ([[پارسیان]]) باعث شد آتشکده سنجان در گجرات بنا شود و همراه با ایران در هندوستان نیز بنای آتشکده‌ها تداوم یابد. بناهایی که از نظر معماری الهام گرفته از آثاری چون تخت‌جمشید هستند<ref>M. Boyce "Ataškada" in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985,Vol 3, p. 10.</ref>. [[آتش]] به عنوان مهم‌ترین رکن هر آتشکده اگر چه در عهد باستان در مکانی تاریک محصور نبود اما به تدریج بر آن بنایی مکعب مانند ساختند که گنبدی برروی [[آتش]] بر چهارطاقی از جنس سنگ، آجر، خشت و ملاط گچ و ساروج استوار می‌شده<ref name=":0" /><ref name=":1" />.


در گذشته تنها موبدان مي‌توانستند آتش را از نزديك ببينند<sup>10</sup> اما درسده‌هاي اخير ورود به آتشكده و دين آتش از پشت شيشه براي همگان ميسر شد. آتشكده‌هايي مانند نياسركاشان و كعبه زردشت در نقش‌رستم<sup>*</sup> از نظر قدمت تاريخي و آتشكده‌هاي كرمان و يزد (از نظر مركزيت مناطق زردشتي‌نشين اهميت بسيار دارند. با مهاجرت زردشتيان در يك سدة اخير به تهران، آتشكده‌هايي با الهام از آتشكده‌هاي قديمي در اين شهر ساخته شدند. گدار [1]ضمن برشمردن آتشكده‌هاي ايران در دوره‌هاي مختلف از پديد آمدن آتشكده در دورة هخامنشيان و تكامل و تداوم آن در دوره‌هاي بعد خبر مي‌دهد.<sup>11</sup> به گونه‌اي بناي چهارطاقي با گنبد مدور در دوران ساسانيان به اوج خود رسيد و در ساختار معماري آتشكده‌ها به كار گرفته شد.<sup>12</sup> تا آن‌جا كه گنبد و چهارطاقي مساجد نيز از آن الهام گرفت.<sup>13</sup>
در گذشته تنها موبدان می‌توانستند آتش را از نزدیک ببینند<ref>گیمن، ژاک‌دوشن. '''''دین ایران باستان'''''. رویا منجم. تهران: 1375، فکر روز، ص124-128.</ref>، اما درسده‌های اخیر ورود به آتشکده و دین آتش از پشت شیشه برای همگان میسر شد. آتشکده‌هایی مانند نیاسر[[کاشان]] و کعبه زردشت در [[نقش رستم|نقش‌رستم]] از نظر قدمت تاریخی و آتشکده‌های [[کرمان]] و [[یزد]] (از نظر مرکزیت مناطق زردشتی‌نشین اهمیت بسیار دارند. با مهاجرت [[زرتشتی، دین|زردشتیان]] در یک سده اخیر به تهران، آتشکده‌هایی با الهام از آتشکده‌های قدیمی در این شهر ساخته شدند. گدار(André Godard) ضمن برشمردن آتشکده‌های ایران در دوره‌های مختلف از پدید آمدن آتشکده در [[هخامنشیان|دوره هخامنشیان]] و تکامل و تداوم آن در دوره‌های بعد خبر می‌دهد<ref>گدار، آندره و دیگران. '''''آثار ایران'''''. ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، مشهد: 1375، آستان قدس رضوی، ج1، ص77.</ref>. به گونه‌ای بنای چهارطاقی با گنبد مدور در دوران [[ساسانیان]] به اوج خود رسید و در ساختار معماری آتشکده‌ها به کار گرفته شد<ref>اوشیدری، چهانگیر. '''''نور، آتش، آتشکده در آئین زردشت'''''. تهران: 1379، مؤلف، ص55-56.</ref>. تا آن‌جا که گنبد و چهارطاقی مساجد نیز از آن الهام گرفت<ref>تفضلی، احمد. '''''«آتشکده» در دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1367، بنیاد دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص99.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[آتش]]
* [[زرتشتی، دین]]
* [[ساسانیان]]
* [[پارسیان]]
* [[پارتیان]]
* [[اوستا]]


# ['''''يسنا''''']'''.''' گزارش پورداود، ابراهيم. به كوشش بهرام فره‌وشني، تهران: 1356(2536)، دانشگاه تهران، ص 22 و 125-145.
== مآخذ ==
# M. Boyce "Ataškada" in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985, Vol 3, p. 9.
<references />
# M. Boyce "Ādurfarnbāg". in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985. Vol 1, p.473-475.
# M. Boyce "ĀdurGušnasp". in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985, Vol I, p. 475-476. براي آگاهي بيشتر: اوشيدري، جهانگير. '''''دانشنامة مزديسنا'''''. تهران: 1371، نشر مركز، ص76-77.
# M. Boyce, "Ādurburzēn- Mihr" in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985, Vol I, p. 472-473. و صادقي، علي‌اشرف. «محل آذر برزين‌مهر»، '''''نامة ايران باستان'''''. سال سوم، شمارة2، پائيز و زمستان1382، ص5-17.
# عفيفي، رحيم. '''''اساطير و فرهنگ ايران در نوشته‌هاي پهلوي'''''. توس: 1374، ص408-411.
# '''''[تاريخ ايران].''''' پژوهش دانشگاه كمبريج. به كوشش احسان يارشاطر، ترجمة حسن انوشه، تهران: 1377، اميركبير، ج3، بخش2، ص335-338.
# M. shokoohy, "Two fire Temples converted to Mosques in central Iran" '''''in Act Iranica''''', 25 Leiden, p. 545-572.
# Boyce, "ATaškada" Ibid, p. 10.
# گيمن، ژاك‌دوشن. '''''دين ايران باستان'''''. رويا منجم. تهران: 1375، فكر روز، ص124-128.
# گدار، آندره و ديگران. '''''آثار ايران'''''. ترجمة ابوالحسن سروقد مقدم، مشهد: 1375، آستان قدس رضوي، ج1، ص77.
# اوشيدري، چهانگير. '''''نور، آتش، آتشكده در آئين زردشت'''''. تهران: 1379، مؤلف، ص55-56.
# تفضلي، احمد. '''''«آتشكده» در دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: 1367، بنياد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، ج1، ص99.


[1]. André Godard
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
حسین شیخ
حسین شیخ

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۶

آتشکده یزد، قابل بازیابی از https://fararu.com/fa/news/684064/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D9%88-%D8%B4%D8%B9%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DB%B1%DB%B5%DB%B0%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87

آتشکده، یا آتشگاه، پرستشگاه زردشتیان و جای نگهداری آتش مقدسِ همیشه فروزان و اجرای آئین‌های دینی در آن و در برابر آتش.

اگر چه در فارسی باستان از آتشکده نامی نیامده اما در اوستا* به آن اشاره شده است[۱] و از بناهای دوره هخامنشی بر می‌آید که نور و آتش از تقدس ویژه‌ای برخوردار بوده است. آتشکده را در دوره پارتیان،* «آتش روشن» و در نوشته‌‌های پهلوی مانِ (خانه) آتش می‌خواندند. از نخستین نمونه‌های آتشکده‌ها، کرکوی در کوه خواجه سیستان مربوط به اوایل دوره پارتیان است[۲]. رسمی‌شدن دین زردشتی* در زمان ساسانیان باعث توسعه آتشکده‌ها شد. آذَرْفَرْنْبغ (آتش روحانیان) در کاویان فارس[۳]، آذَرگُشْنَسْب (آتش جنگجویان) در شیر آذربایجان (تخت سلیمان)*[۴][۵] و در آذر بُرزین‌مهر (آتش کشاورزان) در ریوند نیشابور[۶][۷] مهم‌ترین آتشکده‌های دوره ساسانیان و در سه سرزمین اصلی، پارس‌ها، مادها و پارتیان بودند. آتش نیز از نظر اهمیت در سه نوع بهرام، آدُران و دادگاه بود که بهرام به عنوان مقدس‌ترین نوع آتش در آن سه آتشکده بزرگ فروزان بود[۸]. پیوند سیاست و مذهب در زمان ساسانیان به ویژه در مراسم تاج‌گذاری پادشاهان، بارعام‌های عمومی، جشن‌های بزرگ ملی و در آتشکده‌های بزرگ آن زمان انجام می‌پذیرفت[۹].

بسیاری از آتشکده‌های زمان ساسانیان تا چند سده پس از اسلام برقرار بودند. اما از آن‌جا که زردشتیان به آئین جدید روی آوردند و از شمار آتشکده‌ها کاسته شد، تقدس مکانی آتشکده‌ها با تبدیل آن‌ها به مسجد حفظ گردید[۱۰]. کوچ زردشتیان مهاجر به هند (پارسیان) باعث شد آتشکده سنجان در گجرات بنا شود و همراه با ایران در هندوستان نیز بنای آتشکده‌ها تداوم یابد. بناهایی که از نظر معماری الهام گرفته از آثاری چون تخت‌جمشید هستند[۱۱]. آتش به عنوان مهم‌ترین رکن هر آتشکده اگر چه در عهد باستان در مکانی تاریک محصور نبود اما به تدریج بر آن بنایی مکعب مانند ساختند که گنبدی برروی آتش بر چهارطاقی از جنس سنگ، آجر، خشت و ملاط گچ و ساروج استوار می‌شده[۶][۷].

در گذشته تنها موبدان می‌توانستند آتش را از نزدیک ببینند[۱۲]، اما درسده‌های اخیر ورود به آتشکده و دین آتش از پشت شیشه برای همگان میسر شد. آتشکده‌هایی مانند نیاسرکاشان و کعبه زردشت در نقش‌رستم از نظر قدمت تاریخی و آتشکده‌های کرمان و یزد (از نظر مرکزیت مناطق زردشتی‌نشین اهمیت بسیار دارند. با مهاجرت زردشتیان در یک سده اخیر به تهران، آتشکده‌هایی با الهام از آتشکده‌های قدیمی در این شهر ساخته شدند. گدار(André Godard) ضمن برشمردن آتشکده‌های ایران در دوره‌های مختلف از پدید آمدن آتشکده در دوره هخامنشیان و تکامل و تداوم آن در دوره‌های بعد خبر می‌دهد[۱۳]. به گونه‌ای بنای چهارطاقی با گنبد مدور در دوران ساسانیان به اوج خود رسید و در ساختار معماری آتشکده‌ها به کار گرفته شد[۱۴]. تا آن‌جا که گنبد و چهارطاقی مساجد نیز از آن الهام گرفت[۱۵].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. [يسنا]. گزارش پورداود، ابراهيم. به کوشش بهرام فره‌وشني، تهران: 1356(2536)، دانشگاه تهران، ص 22 و 125-145.
  2. M. Boyce "Ataškada" in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985, Vol 3, p. 9
  3. M. Boyce "Ādurfarnbāg". in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985. Vol 1, p.473-475.
  4. M. Boyce "ĀdurGušnasp". in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985, Vol I, p. 475-476
  5. اوشیدری، جهانگیر. دانشنامه مزدیسنا. تهران: 1371، نشر مرکز، ص76-77.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ M. Boyce, "Ādurburzēn- Mihr" in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985, Vol I, p. 472-473
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ صادقی، علی‌اشرف. «محل آذر برزین‌مهر»، نامه ایران باستان. سال سوم، شماره2، پائیز و زمستان1382، ص5-17.
  8. عفیفی، رحیم. اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. توس: 1374، ص408-411.
  9. [تاریخ ایران]. پژوهش دانشگاه کمبریج. به کوشش احسان یارشاطر، ترجمه حسن انوشه، تهران: 1377، امیرکبیر، ج3، بخش2، ص335-338.
  10. M. shokoohy, "Two fire Temples converted to Mosques in central Iran" in Act Iranica, 25 Leiden, p. 545-572
  11. M. Boyce "Ataškada" in Encyclopaedia Iranica, new york, 1985,Vol 3, p. 10.
  12. گیمن، ژاک‌دوشن. دین ایران باستان. رویا منجم. تهران: 1375، فکر روز، ص124-128.
  13. گدار، آندره و دیگران. آثار ایران. ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، مشهد: 1375، آستان قدس رضوی، ج1، ص77.
  14. اوشیدری، چهانگیر. نور، آتش، آتشکده در آئین زردشت. تهران: 1379، مؤلف، ص55-56.
  15. تفضلی، احمد. «آتشکده» در دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1367، بنیاد دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص99.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

حسین شیخ