پرش به محتوا

آموزش و پرورش در دوره رضاشاه پهلوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''آموزش و پرورش در دوران پهلوی''' الف) دوران رضاشاه در حالی که احمد شاه جوان، آخرین پادشاه قاجار، سلطنتی ظاهری در کشور داشت و جنگ جهانی اول کشورهای درگیر و حتی کشورهای بی‌طرف مانند ایران را در شعله‌های خود می‌سوزاند، انقلاب روسیه در ۱۹۱۷ میل...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''آموزش و پرورش در دوران پهلوی'''
در حالی که احمد شاه جوان، آخرین پادشاه [[قاجاریه|قاجار]]، سلطنتی ظاهری در کشور داشت و [[جنگ جهانی اول]] کشورهای درگیر و حتی کشورهای بی‌طرف مانند [[کشور ایران|ایران]] را در شعله‌های خود می‌سوزاند، انقلاب روسیه در ۱۹۱۷ میلادی به وقوع پیوست. روس‌ها که در شمال [[کشور ایران|ایران]] حضور داشتند قوای خود را از [[کشور ایران|ایران]] خارج کردند و انگلیسی‌ها دامنه نفوذ خود را به شمال [[کشور ایران|ایران]] هم کشاندند. در این هنگام [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]]، فرمانده قوای قزاق در [[استان تهران|قزوین]]، طی مذاکره و توافق با انگلیسی‌ها و سیدضیاءالدین طباطبایی در سال ۱۲۹۹ شمسی به طرف [[استان تهران|تهران]] حرکت و آنجا را بدون مقاومت تصرف کرد. او پس از مدتی در ۱۳۰۴ شمسی با عنوان [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه]]، [[سلسله پهلوی]] را بنیان نهاد. [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه]] بعد از انقراض [[قاجاریه|قاجار]] و تقویت حکومت مرکزی و به وجود آوردن آرامش نسبی شروع به اقدامات گوناگون در زمینه‌های مختلف و از جمله آموزش و پرورش کرد. ایجاد آموزش و پرورش همگانی اجباری و توسعه آن، تمرکز آموزش عالی در قالب دانشگاه تهران، ایجاد مراکز تربیت معلم برای مردان و زنان از مهمترین اقدامات او در زمینه آموزش و پرورش بود. در تمام این سال‌ها حکومت کوشید از آموزش و پرورش به عنوان ابزاری برای توجیه و تحکیم اقتدار [[رضا شاه پهلوی|رضا شاه]]، ترویج ملی گرایی افراطی بدون توجه به تفاوت‌های قومی و دینی موجود در [[کشور ایران|ایران]]، ترویج و تثبیت [[فارسی|زبان فارسی]] به عنوان زبان رسمی و عمومی کشور و تردد ارزش‌های سنتی موجود بهره گیرد.


الف) دوران رضاشاه
باید گفت برخی از این اهداف فاقد زمینه فرهنگی اجتماعی بود و برانگیختن مقاومت مردم و اقشار سنتی مانع از رشد قابل قبول کمی و کیفی آموزش و پرورش در ایران شد. اینک تحولات و اصلاحات به وجود آمده در آموزش و پرورش در سال‌های بعد از [[نهضت مشروطه|مشروطه]] و به ویژه سال‌های ابتدایی [[سلسله پهلوی|حکومت پهلوی]]، یعنی زمان [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه]] را بررسی می‌کنیم:


در حالی که احمد شاه جوان، آخرین پادشاه قاجار، سلطنتی ظاهری در کشور داشت و جنگ جهانی اول کشورهای درگیر و حتی کشورهای بی‌طرف مانند ایران را در شعله‌های خود می‌سوزاند، انقلاب روسیه در ۱۹۱۷ میلادی به وقوع پیوست. روس‌ها که در شمال ایران حضور داشتند قوای خود را از ایران خارج کردند و انگلیسی‌ها دامنه نفوذ خود را به شمال ایران هم کشاندند. در این هنگام رضاخان، فرمانده قوای قزاق در قزوین، طی مذاکره و توافق با انگلیسی‌ها و سیدضیاءالدین طباطبایی در سال ۱۲۹۹ شمسی به طرف تهران حرکت و آنجا را بدون مقاومت تصرف کرد. او پس از مدتی در ۱۳۰۴ شمسی با عنوان رضاشاه، سلسله پهلوی را بنیان نهاد. رضاشاه بعد از انقراض قاجار و تقویت حکومت مرکزی و به وجود آوردن آرامش نسبی شروع به اقدامات گوناگون در زمینه‌های مختلف و از جمله آموزش و پرورش کرد. ایجاد آموزش و پرورش همگانی اجباری و توسعه آن، تمرکز آموزش عالی در قالب دانشگاه تهران، ایجاد مراکز تربیت معلم برای مردان و زنان از مهمترین اقدامات او در زمینه آموزش و پرورش بود. در تمام این سال‌ها حکومت کوشید از آموزش و پرورش به عنوان ابزاری برای توجیه و تحکیم اقتدار رضا شاه، ترویج ملی گرایی افراطی بدون توجه به
شورای عالی معارف در سال ۱۳۰۰ شمسی با اعضای مجتهد جامع الشرایط، رؤسای مدارس عالی و متوسطه، معلمان، چند دانشمند و ده عضو افتخاری تشکیل شد و به تهیه و تدوین قوانین و مقررات، تعیین اهداف، خط مشی و برنامه‌ریزی تعلیم و تربیت پرداخت. با تصویب قانون تأسیس شورای عالی فرهنگ، همه کارهای مربوط به مدرسه‌ها مانند سازمان، برنامه، امتحان و استخدام معلم مدارس، در سراسر کشور هماهنگ شد و تأسیس مدارس خصوصی محدود شد. در سال ۱۳۰۸ شمسی. تألیف و چاپ کتاب‌های درسی دوره ابتدایی و در سال ۱۳۱۷ شمسی تألیف و چاپ کتاب‌های درسی دوره متوسطه در اختیار دولت قرار گرفت. آموزش ابتدایی برای همه کودکان رایگان شد ولی دانش‌آموزان متوسطه مبلغ ناچیزی برای تحصیل در دبیرستان می‌پرداختند.  


با تأسیس دبستان‌های دولتی تعداد مکتب‌ها کاهش یافت. مدرسه‌های خصوصی ناگزیر شدند از برنامه مدارس دولتی پیروی کنند و دولت بر امتحانات این مدارس نظارت می‌کرد. آموزش پیش از دبستان نیز با این که جزو آموزش رسمی نبود، با تأسیس کودکستان‌ها پایه گذاری شد. در سال ۱۲۹۷ شمسی ۱۳۳۷ قمری دولت بودجه اداره فرهنگ را دو برابر کرد. در همین سال دارالمعلمین مرکزی تأسیس و در تهران دارالمعلمات و چهل دبستان و هشت دبیرستان احداث شد. به موجب تصویب دولت، از این سال به بعد در دوایر دولتی سال شمار خورشیدی مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۳۰۰ شمسی آموزش متوسطه به دو دوره و دوره دوم آن به دو شعبه علمی و ادبی تقسیم شد.


۱۷۲
در ۱۳۰۴ شمسی که قانون نظام وظیفه وضع شد دانش‌آموزان و دانشجویانی که به تحصیل اشتغال داشتند از خدمت بخشوده شدند و مقرر گشت فارغ‌التحصیلان دبیرستان یک سال خدمت کنند و فارغ‌التحصیلان مدارس عالی از درجه لیسانس به بالا به کلی بخشوده شوند. بعدها این قوانین تغییراتی یافت و قرار شد فارغ‌التحصیلان مدارس عالی یک سال و فارغ‌التحصیلان دبیرستان یک سال و نیم خدمت وظیفه کنند. آنها نخست در مدرسه نظام مشغول می‌شدند و سپس با درجه ستوانی خدمت را ادامه می‌دادند.
 
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
 
تفاوت‌های قومی و دینی موجود در ایران، ترویج و تثبیت زبان فارسی به عنوان زبان رسمی و عمومی کشور و تردد ارزش‌های سنتی موجود بهره گیرد.
 
باید گفت برخی از این اهداف فاقد زمینه فرهنگی اجتماعی بود و برانگیختن مقاومت مردم و اقشار سنتی مانع از رشد قابل قبول کمی و کیفی آموزش و پرورش در ایران شد. اینک تحولات و اصلاحات به وجود آمده در آموزش و پرورش در سال‌های بعد از مشروطه و به ویژه سال‌های ابتدایی حکومت پهلوی، یعنی زمان رضاشاه را بررسی می‌کنیم:
 
شورای عالی معارف در سال ۱۳۰۰ شمسی با اعضای مجتهد جامع الشرایط، رؤسای مدارس عالی و متوسطه، معلمان، چند دانشمند و ده عضو افتخاری تشکیل شد و به تهیه و تدوین قوانین و مقررات، تعیین اهداف، خط مشی و برنامه‌ریزی تعلیم و تربیت پرداخت. با تصویب قانون تأسیس شورای عالی فرهنگ، همه کارهای مربوط به مدرسه‌ها مانند سازمان، برنامه، امتحان و استخدام معلم مدارس، در سراسر کشور هماهنگ شد و تأسیس مدارس خصوصی محدود شد. در سال ۱۳۰۸ شمسی. تألیف و چاپ کتاب‌های درسی دوره ابتدایی و در سال ۱۳۱۷ شمسی تألیف و چاپ کتاب‌های درسی دوره متوسطه در اختیار دولت قرار گرفت. آموزش ابتدایی برای همه کودکان رایگان شد ولی دانش‌آموزان متوسطه مبلغ ناچیزی برای تحصیل در دبیرستان می‌پرداختند. با تأسیس دبستان‌های دولتی تعداد مکتب‌ها کاهش یافت. مدرسه‌های خصوصی ناگزیر شدند از برنامه مدارس دولتی پیروی کنند و دولت بر امتحانات این مدارس نظارت می‌کرد. آموزش پیش از دبستان نیز با این که جزو آموزش رسمی نبود، با تأسیس کودکستان‌ها پایه گذاری شد. در سال ۱۲۹۷ شمسی ۱۳۳۷ قمری دولت بودجه اداره فرهنگ را دو برابر کرد. در همین سال دارالمعلمین مرکزی تأسیس و در تهران دارالمعلمات و چهل دبستان و هشت دبیرستان احداث شد. به موجب تصویب دولت، از این سال به بعد در دوایر دولتی سال شمار خورشیدی مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۳۰۰ شمسی آموزش متوسطه به دو دوره و دوره دوم آن به دو شعبه علمی و ادبی تقسیم شد. در ۱۳۰۴ شمسی که قانون نظام وظیفه وضع شد دانش‌آموزان و دانشجویانی که به تحصیل اشتغال داشتند از خدمت بخشوده شدند و مقرر گشت فارغ‌التحصیلان دبیرستان یک سال خدمت کنند و فارغ‌التحصیلان مدارس عالی از درجه لیسانس به بالا به کلی بخشوده شوند. بعدها این قوانین تغییراتی یافت و قرار شد فارغ‌التحصیلان مدارس عالی یک سال و
 
 
آموزش و پرورش در دوران پهلوی - الف) رضاشاه
 
۱۷۳
 
فارغ‌التحصیلان دبیرستان یک سال و نیم خدمت وظیفه کنند. آنها نخست در مدرسه نظام مشغول می‌شدند و سپس با درجه ستوانی خدمت را ادامه می‌دادند.


به موجب مصوبه ۱۳۱۷ شمسی، فارغ‌التحصیلان مدارس متوسطه و عالی مانند دیگر جوانان می‌بایست دو سال خدمت می‌کردند؛ یک سال در آموزشگاه عالی افسری به فراگرفتن آموزش نظامی مشغول می‌شدند و یک سال با درجه ستوانی در ارتش خدمت می‌کردند. در ۱۳۰۷ شمسی به موجب قانون مخصوصی، دولت یک میلیون ریال برای فرستادن دانشجو به خارج تخصیص داد که تا شش سال به طور فرایاری همه ساله یک میلیون ریال بیش از سال پیش پرداخت می‌شد. تا سال ۱۳۱۳ شمسی دست کم سالی ۱۰۰ تن دانشجو به اروپا و آمریکا اعزام شدند که ۳۵ درصد آنها به فراگرفتن علوم و ادبیات و آماده کردن خویش برای خدمت در آموزش و پرورش پرداختند.
به موجب مصوبه ۱۳۱۷ شمسی، فارغ‌التحصیلان مدارس متوسطه و عالی مانند دیگر جوانان می‌بایست دو سال خدمت می‌کردند؛ یک سال در آموزشگاه عالی افسری به فراگرفتن آموزش نظامی مشغول می‌شدند و یک سال با درجه ستوانی در ارتش خدمت می‌کردند. در ۱۳۰۷ شمسی به موجب قانون مخصوصی، دولت یک میلیون ریال برای فرستادن دانشجو به خارج تخصیص داد که تا شش سال به طور فرایاری همه ساله یک میلیون ریال بیش از سال پیش پرداخت می‌شد. تا سال ۱۳۱۳ شمسی دست کم سالی ۱۰۰ تن دانشجو به اروپا و آمریکا اعزام شدند که ۳۵ درصد آنها به فراگرفتن علوم و ادبیات و آماده کردن خویش برای خدمت در آموزش و پرورش پرداختند.
خط ۲۷: خط ۱۳:
در ۱۳۰۷ شمسی دارالمعلمین مرکزی که ویژه تحصیلات متوسطه بود به دانش‌سرای عالی تبدیل گردید و مخصوص تربیت دبیر برای دبیرستان‌ها شد. برنامه دبیرستان‌ها نیز اصلاح و برنامه‌ای منظم برای امتحانات رسمی معین گردید. برای دبستان‌ها نیز یک دوره کتاب درسی از روی اصول آموزش و پرورش در ظرف شش سال نوشته و چاپ شد.
در ۱۳۰۷ شمسی دارالمعلمین مرکزی که ویژه تحصیلات متوسطه بود به دانش‌سرای عالی تبدیل گردید و مخصوص تربیت دبیر برای دبیرستان‌ها شد. برنامه دبیرستان‌ها نیز اصلاح و برنامه‌ای منظم برای امتحانات رسمی معین گردید. برای دبستان‌ها نیز یک دوره کتاب درسی از روی اصول آموزش و پرورش در ظرف شش سال نوشته و چاپ شد.


در ۱۳۱۱ شمسی توسعه دارالمعلمین عالی آغاز شد و کنابخانه و شش آموزشگاه در آن به وجود آمد و کارهای فوق برنامه که در آموزشگاه‌های ایران سابقه نداشت، در آنجا معمول گردید. در اوایل ۱۳۱۲ شمسی انجمن ملی تربیت بدنی تشکیل گردید و اقداماتی برای ترویج انواع ورزش‌ها و پیش آهنگی صورت گرفت. در ۱۹ اسفند ۱۳۱۲ شمسی قانون تربیت معلم وضع شد که نه تنها تأسیس دانش سراهای مقدماتی را در تمام کشور اجازه داد، بلکه امتیازات مخصوصی برای آموزگاران و دبیران و طرز استخدام و ترفیع و بازنشستگی آنان معین کرد. از سال ۱۳۱۳ شمسی توجه دولت به ایجاد بناهای فرهنگی معطوف گردید. در تهران بنای موزه ایران باستان و در شهرستان‌های مهم به تدریج ساختمان‌هایی برای دانش سرای مقدماتی و دبیرستان ساخته شد.
در ۱۳۱۱ شمسی توسعه دارالمعلمین عالی آغاز شد و کنابخانه و شش آموزشگاه در آن به وجود آمد و کارهای فوق برنامه که در آموزشگاه‌های [[کشور ایران|ایران]] سابقه نداشت، در آنجا معمول گردید. در اوایل ۱۳۱۲ شمسی انجمن ملی تربیت بدنی تشکیل گردید و اقداماتی برای ترویج انواع ورزش‌ها و پیش آهنگی صورت گرفت. در ۱۹ اسفند ۱۳۱۲ شمسی قانون تربیت معلم وضع شد که نه تنها تأسیس دانش سراهای مقدماتی را در تمام کشور اجازه داد، بلکه امتیازات مخصوصی برای آموزگاران و دبیران و طرز استخدام و ترفیع و بازنشستگی آنان معین کرد. از سال ۱۳۱۳ شمسی توجه دولت به ایجاد بناهای فرهنگی معطوف گردید. در [[استان تهران|تهران]] بنای موزه [[ایران باستان]] و در شهرستان‌های مهم به تدریج ساختمان‌هایی برای دانش سرای مقدماتی و دبیرستان ساخته شد.
 
در هشتم خرداد ۱۳۱۳ شمسی اساسنامه دانشگاه تهران به تصویب مجلس رسید و بی‌درنگ شروع به تهیه زمین و ساختمان برای ایجاد دانشکده‌های مختلف شد. در این قانون
 
 
۱۷۴
 
تاریخ آموزش و پرورش در ایران


برای معلمان مدارس عالی امتیازات خاصی منظور شد و استخدام و بازنشستگی آنان تحت قوانین معینی قرار گرفت.
در هشتم خرداد ۱۳۱۳ شمسی اساسنامه دانشگاه تهران به تصویب [[مجلس شورای ملی|مجلس]] رسید و بی‌درنگ شروع به تهیه زمین و ساختمان برای ایجاد دانشکده‌های مختلف شد. در این قانون برای معلمان مدارس عالی امتیازات خاصی منظور شد و استخدام و بازنشستگی آنان تحت قوانین معینی قرار گرفت. در فروردین ۱۳۱۴ شمسی برای حفظ و پیشرفت [[فارسی|زبان فارسی]] و وضع اصطلاحات علمی فرهنگستان ایران به وجود آمد.


در فروردین ۱۳۱۴ شمسی برای حفظ و پیشرفت زبان فارسی و وضع اصطلاحات علمی فرهنگستان ایران به وجود آمد.
از شهریور ۱۳۱۴ شمسی دبستان‌های مختلط در [[استان تهران|تهران]] و شهرهای دیگر تأسیس شد و پسران و دختران برای نخستین بار با هم به تحصیل پرداختند. از مهرماه ۱۳۱۵ شمسی به موجب تصمیم دولت در تمام کشور در هر دبستان دو کلاس برای آموزش بزرگسالان تأسیس شد. طبق آمار خرداد ۱۳۱۸ شمسی بیش از ۱۳۶۰۰۰ نفر سالمند در این کلاس‌ها مشغول به تحصیل بودند.


از شهریور ۱۳۱۴ شمسی دبستان‌های مختلط در تهران و شهرهای دیگر تأسیس شد و پسران و دختران برای نخستین بار با هم به تحصیل پرداختند.
در دی ماه ۱۳۱۷ شمسی کشف حجاب صورت گرفت و به زنها اجازه تحصیل در مدارس عالی به طور برابر با مردان داده شد که این اقدام با مخالفت شدید روحانیان و مردم روبرو شد. در سالنامه سال ۱۳۱۸ شمسی وزارت فرهنگ ضمن مقایسه می‌خوانیم: در سال ۱۲۹۷ شمسی در تمام کشور ۲۹۵ آموزشگاه ابتدایی و متوسطه و عالی بود که در آنها ۲۳۰۳۳ دانش‌آموز مشغول به تحصیل بودند و بودجه وزارت معارف ۲۶۰۰۰۰ تومان بود؛ در حالی که در سال ۱۳۱۸ شمسی علاوه بر ۲۳۵۶ مکتب و ۲۹۸ مدرسه علوم دینی، ۱۹۴۱ آموزشگاه ابتدایی، متوسطه و عالی در سراسر ایران تأسیس شده بود که ۲۹۶۲۵۳ دانش‌آموز داشتند و بودجه وزارت معارف در آن زمان بیش از نُه میلیون تومان بود<ref>صدیق، عیسی (1319)، '''''تاریخ مختصر آموزش و پرورش'''''، تهران: شرکت طبع تهران، ص ۳۷۱-۳۵۹.</ref>.


از مهرماه ۱۳۱۵ شمسی به موجب تصمیم دولت در تمام کشور در هر دبستان دو کلاس برای آموزش بزرگسالان تأسیس شد. طبق آمار خرداد ۱۳۱۸ شمسی بیش از ۱۳۶۰۰۰ نفر سالمند در این کلاس‌ها مشغول به تحصیل بودند.
== نیز نگاه کنید به ==


در دی ماه ۱۳۱۷ شمسی کشف حجاب صورت گرفت و به زنها اجازه تحصیل در مدارس عالی به طور برابر با مردان داده شد که این اقدام با مخالفت شدید روحانیان و مردم روبرو شد. در سالنامه سال ۱۳۱۸ شمسی وزارت فرهنگ ضمن مقایسه می‌خوانیم: در سال ۱۲۹۷ شمسی در تمام کشور ۲۹۵ آموزشگاه ابتدایی و متوسطه و عالی بود که در آنها ۲۳۰۳۳ دانش‌آموز مشغول به تحصیل بودند و بودجه وزارت معارف ۲۶۰۰۰۰ تومان بود؛ در حالی که در سال ۱۳۱۸ شمسی علاوه بر ۲۳۵۶ مکتب و ۲۹۸ مدرسه علوم دینی، ۱۹۴۱ آموزشگاه ابتدایی، متوسطه و عالی در سراسر ایران تأسیس شده بود که ۲۹۶۲۵۳ دانش‌آموز داشتند و بودجه وزارت معارف در آن زمان بیش از نُه میلیون تومان بود.^{۱}
* [[آموزش و پرورش در دوره قاجاریان]]
* [[دارالفنون]]
* [[انقلاب مشروطه و تأثیر آن در آموزش و پرورش]]
* [[سازمان آموزش و پرورش]]
* [[آموزش و پرورش در دوره محمدرضا شاه پهلوی]]


1. عیسی صدیق، تاریخ مختصر آموزش و پرورش، صص ۳۷۱-۳۵۹.
== مآخذ ==
<references />


== منبع اصلی ==
ملک، حسن (1387). کتاب ایران: تاریخ آموزش و پرورش در ایران. ویراستاری مرضیه مرآت نیا. تهران: [https://alhoda.ir موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی].


== نویسنده مقاله ==
حسن ملک


.
[[رده:تعلیم و تربیت]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۲۴

در حالی که احمد شاه جوان، آخرین پادشاه قاجار، سلطنتی ظاهری در کشور داشت و جنگ جهانی اول کشورهای درگیر و حتی کشورهای بی‌طرف مانند ایران را در شعله‌های خود می‌سوزاند، انقلاب روسیه در ۱۹۱۷ میلادی به وقوع پیوست. روس‌ها که در شمال ایران حضور داشتند قوای خود را از ایران خارج کردند و انگلیسی‌ها دامنه نفوذ خود را به شمال ایران هم کشاندند. در این هنگام رضاخان، فرمانده قوای قزاق در قزوین، طی مذاکره و توافق با انگلیسی‌ها و سیدضیاءالدین طباطبایی در سال ۱۲۹۹ شمسی به طرف تهران حرکت و آنجا را بدون مقاومت تصرف کرد. او پس از مدتی در ۱۳۰۴ شمسی با عنوان رضاشاه، سلسله پهلوی را بنیان نهاد. رضاشاه بعد از انقراض قاجار و تقویت حکومت مرکزی و به وجود آوردن آرامش نسبی شروع به اقدامات گوناگون در زمینه‌های مختلف و از جمله آموزش و پرورش کرد. ایجاد آموزش و پرورش همگانی اجباری و توسعه آن، تمرکز آموزش عالی در قالب دانشگاه تهران، ایجاد مراکز تربیت معلم برای مردان و زنان از مهمترین اقدامات او در زمینه آموزش و پرورش بود. در تمام این سال‌ها حکومت کوشید از آموزش و پرورش به عنوان ابزاری برای توجیه و تحکیم اقتدار رضا شاه، ترویج ملی گرایی افراطی بدون توجه به تفاوت‌های قومی و دینی موجود در ایران، ترویج و تثبیت زبان فارسی به عنوان زبان رسمی و عمومی کشور و تردد ارزش‌های سنتی موجود بهره گیرد.

باید گفت برخی از این اهداف فاقد زمینه فرهنگی اجتماعی بود و برانگیختن مقاومت مردم و اقشار سنتی مانع از رشد قابل قبول کمی و کیفی آموزش و پرورش در ایران شد. اینک تحولات و اصلاحات به وجود آمده در آموزش و پرورش در سال‌های بعد از مشروطه و به ویژه سال‌های ابتدایی حکومت پهلوی، یعنی زمان رضاشاه را بررسی می‌کنیم:

شورای عالی معارف در سال ۱۳۰۰ شمسی با اعضای مجتهد جامع الشرایط، رؤسای مدارس عالی و متوسطه، معلمان، چند دانشمند و ده عضو افتخاری تشکیل شد و به تهیه و تدوین قوانین و مقررات، تعیین اهداف، خط مشی و برنامه‌ریزی تعلیم و تربیت پرداخت. با تصویب قانون تأسیس شورای عالی فرهنگ، همه کارهای مربوط به مدرسه‌ها مانند سازمان، برنامه، امتحان و استخدام معلم مدارس، در سراسر کشور هماهنگ شد و تأسیس مدارس خصوصی محدود شد. در سال ۱۳۰۸ شمسی. تألیف و چاپ کتاب‌های درسی دوره ابتدایی و در سال ۱۳۱۷ شمسی تألیف و چاپ کتاب‌های درسی دوره متوسطه در اختیار دولت قرار گرفت. آموزش ابتدایی برای همه کودکان رایگان شد ولی دانش‌آموزان متوسطه مبلغ ناچیزی برای تحصیل در دبیرستان می‌پرداختند.

با تأسیس دبستان‌های دولتی تعداد مکتب‌ها کاهش یافت. مدرسه‌های خصوصی ناگزیر شدند از برنامه مدارس دولتی پیروی کنند و دولت بر امتحانات این مدارس نظارت می‌کرد. آموزش پیش از دبستان نیز با این که جزو آموزش رسمی نبود، با تأسیس کودکستان‌ها پایه گذاری شد. در سال ۱۲۹۷ شمسی ۱۳۳۷ قمری دولت بودجه اداره فرهنگ را دو برابر کرد. در همین سال دارالمعلمین مرکزی تأسیس و در تهران دارالمعلمات و چهل دبستان و هشت دبیرستان احداث شد. به موجب تصویب دولت، از این سال به بعد در دوایر دولتی سال شمار خورشیدی مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۳۰۰ شمسی آموزش متوسطه به دو دوره و دوره دوم آن به دو شعبه علمی و ادبی تقسیم شد.

در ۱۳۰۴ شمسی که قانون نظام وظیفه وضع شد دانش‌آموزان و دانشجویانی که به تحصیل اشتغال داشتند از خدمت بخشوده شدند و مقرر گشت فارغ‌التحصیلان دبیرستان یک سال خدمت کنند و فارغ‌التحصیلان مدارس عالی از درجه لیسانس به بالا به کلی بخشوده شوند. بعدها این قوانین تغییراتی یافت و قرار شد فارغ‌التحصیلان مدارس عالی یک سال و فارغ‌التحصیلان دبیرستان یک سال و نیم خدمت وظیفه کنند. آنها نخست در مدرسه نظام مشغول می‌شدند و سپس با درجه ستوانی خدمت را ادامه می‌دادند.

به موجب مصوبه ۱۳۱۷ شمسی، فارغ‌التحصیلان مدارس متوسطه و عالی مانند دیگر جوانان می‌بایست دو سال خدمت می‌کردند؛ یک سال در آموزشگاه عالی افسری به فراگرفتن آموزش نظامی مشغول می‌شدند و یک سال با درجه ستوانی در ارتش خدمت می‌کردند. در ۱۳۰۷ شمسی به موجب قانون مخصوصی، دولت یک میلیون ریال برای فرستادن دانشجو به خارج تخصیص داد که تا شش سال به طور فرایاری همه ساله یک میلیون ریال بیش از سال پیش پرداخت می‌شد. تا سال ۱۳۱۳ شمسی دست کم سالی ۱۰۰ تن دانشجو به اروپا و آمریکا اعزام شدند که ۳۵ درصد آنها به فراگرفتن علوم و ادبیات و آماده کردن خویش برای خدمت در آموزش و پرورش پرداختند.

در ۱۳۰۷ شمسی دارالمعلمین مرکزی که ویژه تحصیلات متوسطه بود به دانش‌سرای عالی تبدیل گردید و مخصوص تربیت دبیر برای دبیرستان‌ها شد. برنامه دبیرستان‌ها نیز اصلاح و برنامه‌ای منظم برای امتحانات رسمی معین گردید. برای دبستان‌ها نیز یک دوره کتاب درسی از روی اصول آموزش و پرورش در ظرف شش سال نوشته و چاپ شد.

در ۱۳۱۱ شمسی توسعه دارالمعلمین عالی آغاز شد و کنابخانه و شش آموزشگاه در آن به وجود آمد و کارهای فوق برنامه که در آموزشگاه‌های ایران سابقه نداشت، در آنجا معمول گردید. در اوایل ۱۳۱۲ شمسی انجمن ملی تربیت بدنی تشکیل گردید و اقداماتی برای ترویج انواع ورزش‌ها و پیش آهنگی صورت گرفت. در ۱۹ اسفند ۱۳۱۲ شمسی قانون تربیت معلم وضع شد که نه تنها تأسیس دانش سراهای مقدماتی را در تمام کشور اجازه داد، بلکه امتیازات مخصوصی برای آموزگاران و دبیران و طرز استخدام و ترفیع و بازنشستگی آنان معین کرد. از سال ۱۳۱۳ شمسی توجه دولت به ایجاد بناهای فرهنگی معطوف گردید. در تهران بنای موزه ایران باستان و در شهرستان‌های مهم به تدریج ساختمان‌هایی برای دانش سرای مقدماتی و دبیرستان ساخته شد.

در هشتم خرداد ۱۳۱۳ شمسی اساسنامه دانشگاه تهران به تصویب مجلس رسید و بی‌درنگ شروع به تهیه زمین و ساختمان برای ایجاد دانشکده‌های مختلف شد. در این قانون برای معلمان مدارس عالی امتیازات خاصی منظور شد و استخدام و بازنشستگی آنان تحت قوانین معینی قرار گرفت. در فروردین ۱۳۱۴ شمسی برای حفظ و پیشرفت زبان فارسی و وضع اصطلاحات علمی فرهنگستان ایران به وجود آمد.

از شهریور ۱۳۱۴ شمسی دبستان‌های مختلط در تهران و شهرهای دیگر تأسیس شد و پسران و دختران برای نخستین بار با هم به تحصیل پرداختند. از مهرماه ۱۳۱۵ شمسی به موجب تصمیم دولت در تمام کشور در هر دبستان دو کلاس برای آموزش بزرگسالان تأسیس شد. طبق آمار خرداد ۱۳۱۸ شمسی بیش از ۱۳۶۰۰۰ نفر سالمند در این کلاس‌ها مشغول به تحصیل بودند.

در دی ماه ۱۳۱۷ شمسی کشف حجاب صورت گرفت و به زنها اجازه تحصیل در مدارس عالی به طور برابر با مردان داده شد که این اقدام با مخالفت شدید روحانیان و مردم روبرو شد. در سالنامه سال ۱۳۱۸ شمسی وزارت فرهنگ ضمن مقایسه می‌خوانیم: در سال ۱۲۹۷ شمسی در تمام کشور ۲۹۵ آموزشگاه ابتدایی و متوسطه و عالی بود که در آنها ۲۳۰۳۳ دانش‌آموز مشغول به تحصیل بودند و بودجه وزارت معارف ۲۶۰۰۰۰ تومان بود؛ در حالی که در سال ۱۳۱۸ شمسی علاوه بر ۲۳۵۶ مکتب و ۲۹۸ مدرسه علوم دینی، ۱۹۴۱ آموزشگاه ابتدایی، متوسطه و عالی در سراسر ایران تأسیس شده بود که ۲۹۶۲۵۳ دانش‌آموز داشتند و بودجه وزارت معارف در آن زمان بیش از نُه میلیون تومان بود[۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صدیق، عیسی (1319)، تاریخ مختصر آموزش و پرورش، تهران: شرکت طبع تهران، ص ۳۷۱-۳۵۹.

منبع اصلی

ملک، حسن (1387). کتاب ایران: تاریخ آموزش و پرورش در ایران. ویراستاری مرضیه مرآت نیا. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حسن ملک