پرش به محتوا

روابط فرهنگی ایران با جهان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:


ایران، بویژه در قرون متأخر تأثیر فراوانی از فرهنگ دیگر کشورها گرفته است و به نوعی می‌توان گفت که این تأثیر فرهنگی، حیات اجتماعی و حتی سیاسی ایرانیان را دگرگون ساخته است. این امر بیشتر در دو قرن اخیر خود را نشان داده و به طور مشخص در انقلاب مشروطه و حوادث پیش و پس از آن رخ نموده است. برای نشان دادن این موضوع که خود زمینه ساز ایجاد رابطه فرهنگی میان ایران و کشورهای غربی است، به بررسی چند نمونه از شیوه تأثیرات پدید آمده در ایران می‌پردازیم.
ایران، بویژه در قرون متأخر تأثیر فراوانی از فرهنگ دیگر کشورها گرفته است و به نوعی می‌توان گفت که این تأثیر فرهنگی، حیات اجتماعی و حتی سیاسی ایرانیان را دگرگون ساخته است. این امر بیشتر در دو قرن اخیر خود را نشان داده و به طور مشخص در [[انقلاب مشروطه]] و حوادث پیش و پس از آن رخ نموده است. برای نشان دادن این موضوع که خود زمینه ساز ایجاد رابطه فرهنگی میان ایران و کشورهای غربی است، به بررسی چند نمونه از شیوه تأثیرات پدید آمده در ایران می‌پردازیم.


=== تحول در اندیشه سیاسی - اجتماعی ===
=== تحول در اندیشه سیاسی - اجتماعی ===
بر اثر آشنایی متفکران ایرانی با تفکر اروپایی اعم از فلسفه و اندیشه‌های سیاسی - اجتماعی، تفکر رایج در ایران در مسیر تحولی شگرف قرار گرفت. آغاز نهضت روشنفکری در ایران که افرادی چون میرزا ملکم‌خان ناظم الدوله و میرزا فتحعلی آخوندزاده آغازگر آن بودند، کاملاً تحت تأثیر فرهنگ و اندیشه اروپایی بود. ضدّیت با مذهب، عقل محوری، سخن از دموکراسی و آزادی و نقد استبداد و خودکامگی، طرح مسأله توسعه و ترقی و ... همگی به سبک متفکران دوران جدید تفکر غرب، در ذهن و اندیشه روشنفکران ایرانی جای گرفت.'<ref>فربدون آدمیّت، اندیشه‌های ترقی، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۱، صص ۸۰-۶۵.</ref>البته بخشهایی از روحانیت شیعه که رهبری فکری مردم را در ایران در اختیار داشتند، به مخالفت شدید با نهضت روشنفکری پرداختند و شاید به دلیل همین مخالفت، روشنفکران دوران [[قاجاریه|قاجار]] جای چندانی در نزد مردم عادی نیافتند. اما بعضی از روحانیون نیز خودبه‌خود در مسیر تأثیرپذیری فرهنگی قرار گرفتند و معانی پدید آمده در آن سوی رابطه فرهنگی را به درون اندیشه خود راه دادند. روحانیون طرفدار نهضت مشروطه همچون سید محمد طباطبایی، [[سید عبدالله بهبهانی]] و میرزای نائینی نمونه‌های بارز این گروه از روحانیون هستند. علامه نائینی در کتاب تنبیه‌الامة و تنزیة الملة می‌کوشد تا اندیشه دموکراسی جدید را که احتمالا پس از مطالعه طبایع الاستبداد عبدالرحمن کواکبی با آن آشنا شده‌بود، با تفکر شیعی پیوند دهد. البته کواکبی خود نیز از اندیشه‌های الالغیری ایتالیایی تأثیر پذیرفته بود.<ref>عبدالهادی حائری، تشیّع و مشروطیت، تهران: خوارزمی، ۱۳۶۵، صص ۱۰۰-۸۵_</ref> به هر حال اندیشه‌های جدید سیاسی -اجتماعی و نیز تفکرات نوین فلسفی پدید آمده در فرهنگ غرب تأثیر فراوانی بر تفکر ایرانیان‌گذاشت. این تأثیر تا دوره‌های بعدی نیز ادامه یافت. و حتی در دوران پیروزی انقلاب نیز وارد شدن عنصر جمهوریت و نیز مفاهیمی چون آزادی و دموکراسی در آن نشان از این تأثیر بنیادین داشته است.  
بر اثر آشنایی متفکران ایرانی با تفکر اروپایی اعم از فلسفه و اندیشه‌های سیاسی - اجتماعی، تفکر رایج در ایران در مسیر تحولی شگرف قرار گرفت. آغاز نهضت روشنفکری در ایران که افرادی چون میرزا ملکم‌خان ناظم الدوله و میرزا فتحعلی آخوندزاده آغازگر آن بودند، کاملاً تحت تأثیر فرهنگ و اندیشه اروپایی بود. ضدّیت با مذهب، عقل محوری، سخن از دموکراسی و آزادی و نقد استبداد و خودکامگی، طرح مسأله توسعه و ترقی و ... همگی به سبک متفکران دوران جدید تفکر غرب، در ذهن و اندیشه روشنفکران ایرانی جای گرفت.'<ref>فربدون آدمیّت، اندیشه‌های ترقی، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۱، صص ۸۰-۶۵.</ref>البته بخشهایی از روحانیت شیعه که رهبری فکری مردم را در ایران در اختیار داشتند، به مخالفت شدید با نهضت روشنفکری پرداختند و شاید به دلیل همین مخالفت، روشنفکران دوران [[قاجاریه|قاجار]] جای چندانی در نزد مردم عادی نیافتند. اما بعضی از روحانیون نیز خودبه‌خود در مسیر تأثیرپذیری فرهنگی قرار گرفتند و معانی پدید آمده در آن سوی رابطه فرهنگی را به درون اندیشه خود راه دادند. روحانیون طرفدار [[نهضت مشروطه]] همچون سید محمد طباطبایی، [[سید عبدالله بهبهانی]] و میرزای نائینی نمونه‌های بارز این گروه از روحانیون هستند. علامه نائینی در کتاب تنبیه‌الامة و تنزیة الملة می‌کوشد تا اندیشه دموکراسی جدید را که احتمالا پس از مطالعه طبایع الاستبداد عبدالرحمن کواکبی با آن آشنا شده‌بود، با تفکر شیعی پیوند دهد. البته کواکبی خود نیز از اندیشه‌های الالغیری ایتالیایی تأثیر پذیرفته بود.<ref>عبدالهادی حائری، تشیّع و مشروطیت، تهران: خوارزمی، ۱۳۶۵، صص ۱۰۰-۸۵_</ref> به هر حال اندیشه‌های جدید سیاسی -اجتماعی و نیز تفکرات نوین فلسفی پدید آمده در فرهنگ غرب تأثیر فراوانی بر تفکر ایرانیان‌گذاشت. این تأثیر تا دوره‌های بعدی نیز ادامه یافت. و حتی در دوران پیروزی انقلاب نیز وارد شدن عنصر جمهوریت و نیز مفاهیمی چون آزادی و دموکراسی در آن نشان از این تأثیر بنیادین داشته است.  


=== تحول در نظام آموزشی - تربیتی ===
=== تحول در نظام آموزشی - تربیتی ===
خط ۹: خط ۹:


=== تحول در فرهنگ سیاسی ===
=== تحول در فرهنگ سیاسی ===
با پیدایش انقلاب مشروطه و آغاز به کار مطبوعات، فرهنگ سنتی سیاسی ایران متحول گردید. مفاهیمی چون دموکراسی، آزادی بیان و مشارکت سیاسی در جامعه ایران پدیدآمد و نهادهایی همچون قانون اساسی، پارلمان و بوروکراسی پدیدار گشت. مجموعه این مفاهیم و نهادهای جدید که مولود فرهنگ سیاسی قرون جدید در اروپاست، موجب شد که فرهنگ سیاسی مردم ایران و بویژه نحوه رفتار سیاسی آنان تغییر کند. حضور مؤثر مطبوعات و طرح تدریجی افکار عمومی سبب شد که رفته رفته مردم نیز در تحولات سیاسی جایگاهی بیابند. گرچه نظامهای دیکتاتوری پدید آمده پس از مشروطه و کودتای سوم اسفند، باز هم در تحلیل نهایی جایی برای مردم باقی نگذاردند، اما به هر حال در این دوران، با اهمیت یافتن نقش مطبوعات و نیز افکار عمومی، تحولی شگرف در فرهنگ سیاسی ایران پدید آمد. طرح مفهوم جمهوری در دوران صدارت رضاخان و نیز اصلاحات شبه دموکراتیک در دوران محمدرضا شاه نشانه‌هایی از تأثیر تحول در فرهنگ سیاسی مردم ایران است<ref>ر.ک: ملک‌الشعرای بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۷، ج ۱.</ref> که در دوران انقلاب اسلامی به طرح عنصر جمهوریت و نیزگنجاندن نهادهای جمهوریت در نظام نوین سیاسی ایران منجر شد.  
با پیدایش [[انقلاب مشروطه]] و آغاز به کار مطبوعات، فرهنگ سنتی سیاسی ایران متحول گردید. مفاهیمی چون دموکراسی، آزادی بیان و مشارکت سیاسی در جامعه ایران پدیدآمد و نهادهایی همچون قانون اساسی، پارلمان و بوروکراسی پدیدار گشت. مجموعه این مفاهیم و نهادهای جدید که مولود فرهنگ سیاسی قرون جدید در اروپاست، موجب شد که فرهنگ سیاسی مردم ایران و بویژه نحوه رفتار سیاسی آنان تغییر کند. حضور مؤثر مطبوعات و طرح تدریجی افکار عمومی سبب شد که رفته رفته مردم نیز در تحولات سیاسی جایگاهی بیابند. گرچه نظامهای دیکتاتوری پدید آمده پس از [[نهضت مشروطه|مشروطه]] و [[کودتای سوم اسفند]]، باز هم در تحلیل نهایی جایی برای مردم باقی نگذاردند، اما به هر حال در این دوران، با اهمیت یافتن نقش مطبوعات و نیز افکار عمومی، تحولی شگرف در فرهنگ سیاسی ایران پدید آمد. طرح مفهوم جمهوری در دوران صدارت رضاخان و نیز اصلاحات شبه دموکراتیک در دوران [[محمدرضا شاه پهلوی|محمدرضا شاه]] نشانه‌هایی از تأثیر تحول در فرهنگ سیاسی مردم ایران است<ref>ر.ک: ملک‌الشعرای بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۷، ج ۱.</ref> که در دوران [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] به طرح عنصر جمهوریت و نیزگنجاندن نهادهای جمهوریت در نظام نوین سیاسی ایران منجر شد.  


=== تحول در هنر ===
=== تحول در هنر ===
بر اثر رابطه فرهنگی ایران و اروپا هنرهای نوینی در ایران پدید آمد و هنرهای سنتی ایرا( نیز متحول گردید و حتی تثبیت شد. پس از ارتباط کمرنگی که در دوران ناصر الدین شاه میان ایران و کشورهای اروپایی برقرار شد، نقاشانی همچون کمال الملک با سبکهای نوین نقاشی در اروپا و بویژه سبک ناتورالیسم آشنا شدند و تحت تأثیر آن قرار گرفتند و این تأثیر سر منشأ تحول در سبکهای نقاشی ایران بویژه در نزد شاگردان و پیروان کمال‌الملک شد. موسیقی، کلاسیک رفته رفته در ایران مطرح گشت و موسیقی‌دانان سنتی ایران نیز با آشنا شدن با تکنولوژی ضبط صدا و نیز نت‌نویسی و نت‌خوانی، فصل جدیدی را در موسیقی ایرانی گشودند. کلنل علی نقی خان وزیری و شاگردان او همچون ابوالحسن صبا از کسانی بودند که کوشیدند تا ردیفهای موسیقی ایرانی را با نت ماندگار سازند و نیز سازهای جدیدی همچون ویلن را وارد موسیقی ایرانی سازند. همچنین تلاشهایی برای ارکستریزه کردن موسیقی ایرانی صورت گرفت که فی نفسه بر ماهیت این موسیقی تأثیرگذارد.<ref>ر.ک: روح‌الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، تهران: صفی علی‌شاه، بی‌تا.</ref> هنرهای نوینی همچون سینما و تئاتر نیز بر اثر ارتباط فرهنگی ایران با روسیه و اروپا بنیاد گذارده شدند.گرچه برخی از سنتهای نمایشی ایرانی مانند تخت حوضی و یا گونه‌هایی از تعزیه و سیاوش خوانی در ایران از گذشته وجود داشت و اما تئاتر به مفهوم جدید آن و نیز سینما بر اثر ارتباط فرهنگی با روسیه و اروپا در ایران به وجود آمد و حیات فرهنگی - هنری جامعه را پس از مدتی به طور کامل تحت تأثیر خود قرار داد. از سال ۱۲۹۰ دکتر سید علی نصر و محقق الدوله چند نمایشنامه ترجمه شده از فرانسه را در پارک مسعودیه (ظل السلطان) در میدان بهارستان اجرا کردند و از سال ۱۲۸۴ در عمارت فرهنگ واقع در ساختمان متعلق به ظل السلطان نمایش ریش تراش سویل به نویسندگی محمدعلی فروغی به اجرا درآمد. بعدها با تأسیس دانشکده هنرهای زیبا، تشکیل گروههای فعال تئاتری و احداث تالارهای سنگلج و تئاتر شهر، جریان قدرتمندی به عنوان هنر نمایش و تئاتر در جامعه ایران به وجود آمد.<ref>ر.ک: فصلنامه تئاتر، شماره ۱۵، ۱۳۶۸.</ref>  
بر اثر رابطه فرهنگی ایران و اروپا هنرهای نوینی در ایران پدید آمد و هنرهای سنتی ایرا( نیز متحول گردید و حتی تثبیت شد. پس از ارتباط کمرنگی که در دوران [[ناصر الدین شاه قاجار|ناصر الدین شاه]] میان ایران و کشورهای اروپایی برقرار شد، نقاشانی همچون کمال الملک با سبکهای نوین نقاشی در اروپا و بویژه سبک ناتورالیسم آشنا شدند و تحت تأثیر آن قرار گرفتند و این تأثیر سر منشأ تحول در سبکهای نقاشی ایران بویژه در نزد شاگردان و پیروان کمال‌الملک شد. موسیقی، کلاسیک رفته رفته در ایران مطرح گشت و موسیقی‌دانان سنتی ایران نیز با آشنا شدن با تکنولوژی ضبط صدا و نیز نت‌نویسی و نت‌خوانی، فصل جدیدی را در موسیقی ایرانی گشودند. کلنل علی نقی خان وزیری و شاگردان او همچون ابوالحسن صبا از کسانی بودند که کوشیدند تا ردیفهای موسیقی ایرانی را با نت ماندگار سازند و نیز سازهای جدیدی همچون ویلن را وارد موسیقی ایرانی سازند. همچنین تلاشهایی برای ارکستریزه کردن موسیقی ایرانی صورت گرفت که فی نفسه بر ماهیت این موسیقی تأثیرگذارد.<ref>ر.ک: روح‌الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، تهران: صفی علی‌شاه، بی‌تا.</ref>  
 
هنرهای نوینی همچون سینما و تئاتر نیز بر اثر ارتباط فرهنگی ایران با روسیه و اروپا بنیاد گذارده شدند.گرچه برخی از سنتهای نمایشی ایرانی مانند تخت حوضی و یا گونه‌هایی از تعزیه و سیاوش خوانی در ایران از گذشته وجود داشت و اما تئاتر به مفهوم جدید آن و نیز سینما بر اثر ارتباط فرهنگی با روسیه و اروپا در ایران به وجود آمد و حیات فرهنگی - هنری جامعه را پس از مدتی به طور کامل تحت تأثیر خود قرار داد. از سال ۱۲۹۰ دکتر سید علی نصر و محقق الدوله چند نمایشنامه ترجمه شده از فرانسه را در پارک مسعودیه (ظل السلطان) در میدان بهارستان اجرا کردند و از سال ۱۲۸۴ در عمارت فرهنگ واقع در ساختمان متعلق به ظل السلطان نمایش ریش تراش سویل به نویسندگی محمدعلی فروغی به اجرا درآمد. بعدها با تأسیس دانشکده هنرهای زیبا، تشکیل گروههای فعال تئاتری و احداث تالارهای سنگلج و تئاتر شهر، جریان قدرتمندی به عنوان هنر نمایش و تئاتر در جامعه ایران به وجود آمد.<ref>ر.ک: فصلنامه تئاتر، شماره ۱۵، ۱۳۶۸.</ref>  


همچنین از زمانی که سینماتوگراف به عنوان هنری تازه توسط ردسی خان اهل روسیه و نیز ارامنه مقیم تهران به لاله‌زار به عنوان مرکز فرهنگی آن دوران راه یافت<ref>ر.ک: جمال امید، تاریخ سینمای ایران، تهران: بی‌نا، ۱۳۶۸، ج ۱.</ref> نهایتاً تولید فیلمهای، ایرانی به بیش از ۷۰ فیلم در سال رسید، هنر جدید و قدرتمندی در ایران پدید آمد که فرهنگ و هنر ایران را متأثر ساخت. بدین ترتیب حوزه هنر نیز در ایران بشدت تحت تاثیر رابطه فرهنگی ایران با ارو پا قرار گرفت.  
همچنین از زمانی که سینماتوگراف به عنوان هنری تازه توسط ردسی خان اهل روسیه و نیز ارامنه مقیم تهران به لاله‌زار به عنوان مرکز فرهنگی آن دوران راه یافت<ref>ر.ک: جمال امید، تاریخ سینمای ایران، تهران: بی‌نا، ۱۳۶۸، ج ۱.</ref> نهایتاً تولید فیلمهای، ایرانی به بیش از ۷۰ فیلم در سال رسید، هنر جدید و قدرتمندی در ایران پدید آمد که فرهنگ و هنر ایران را متأثر ساخت. بدین ترتیب حوزه هنر نیز در ایران بشدت تحت تاثیر رابطه فرهنگی ایران با ارو پا قرار گرفت.  
خط ۱۸: خط ۲۰:
پیدایش رادیو و تلویزیون نیز حاصل تعامل فرهنگی ایران با اروپاست. با آمدن این رسانه‌های قدرتمند، تحولی شگرف در فرهنگ جامعه ایران پدیدار گشت. بخصوص که تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از تولیدات فرهِنگی کشورهای دیگر بویژه اروپا و امریکا به گونه نامحدودی توسط این رسانه‌ها به مردم عرضه می‌شد و موسیقی، فیلم و سایر هنرهای غربی تأثیری عمیق بر جامعه ایران باقی می‌گذاشت. البته بخش بزرگی از جامعه ایران به دلیل پایبندی به مذهب در مقابل این روند مقاومت می‌کرد و حتی به تحریم رادیو، تلویزیون، سینما و تئاتر می‌پرداخت. اما همین واکنش منفی نیز نشانه تأثیر این رابطه فرهنگی است.  
پیدایش رادیو و تلویزیون نیز حاصل تعامل فرهنگی ایران با اروپاست. با آمدن این رسانه‌های قدرتمند، تحولی شگرف در فرهنگ جامعه ایران پدیدار گشت. بخصوص که تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از تولیدات فرهِنگی کشورهای دیگر بویژه اروپا و امریکا به گونه نامحدودی توسط این رسانه‌ها به مردم عرضه می‌شد و موسیقی، فیلم و سایر هنرهای غربی تأثیری عمیق بر جامعه ایران باقی می‌گذاشت. البته بخش بزرگی از جامعه ایران به دلیل پایبندی به مذهب در مقابل این روند مقاومت می‌کرد و حتی به تحریم رادیو، تلویزیون، سینما و تئاتر می‌پرداخت. اما همین واکنش منفی نیز نشانه تأثیر این رابطه فرهنگی است.  


به هر حال، رابطه فرهنگی ایران با کشورهای غربی آثار فراوانی بر حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران گذارد. اگر فرهنگ را به مفهوم معانی پدیدآمده در یک حوزه تمدنی، بدانیم، می‌بینیم که در قرون جدید معانی و نمادهای پدیدآمده در حوزه فرهنگی مغرب زمین تأثیر فراوانی براین سوی رابطه فرهنگی گذارده‌است. در مورد ارزشیابی این تأثیر، نظرهای مختلفی وجود دارد. عده‌ای این تأثیر را منفی و مخرب ارزیابی می‌کنند و آن را باعث تهی‌شدن هویت فرهنگی مردم ایران و گام‌گذاردن در مسیر وابستگی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، می‌دانند. اما عده‌ای دیگر آن را حرکتی ناگزیر به سوی مدرنیسم می‌شمرندکه فرهنگ و مفاهیم فرهنگی مبنا و پایه آن است. به هر حال آنچه انکارناپذیر است، تأثیر شگرفی است که رابطه و تماس فرهنگی ایران و غرب صرف‌نظر از مثبت یا منفی‌بودن آن، در حیات سیاسی و اجتماعی مردم ایران گذارده‌است.  
به هر حال، رابطه فرهنگی ایران با کشورهای غربی آثار فراوانی بر حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران گذارد. اگر فرهنگ را به مفهوم معانی پدیدآمده در یک حوزه تمدنی، بدانیم، می‌بینیم که در قرون جدید معانی و نمادهای پدیدآمده در حوزه فرهنگی مغرب زمین تأثیر فراوانی براین سوی رابطه فرهنگی گذارده‌است. در مورد ارزشیابی این تأثیر، نظرهای مختلفی وجود دارد. عده‌ای این تأثیر را منفی و مخرب ارزیابی می‌کنند و آن را باعث تهی‌شدن هویت فرهنگی مردم ایران و گام‌گذاردن در مسیر وابستگی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، می‌دانند. اما عده‌ای دیگر آن را حرکتی ناگزیر به سوی مدرنیسم می‌شمرندکه فرهنگ و مفاهیم فرهنگی مبنا و پایه آن است. به هر حال آنچه انکارناپذیر است، تأثیر شگرفی است که رابطه و تماس فرهنگی ایران و غرب صرف‌نظر از مثبت یا منفی‌بودن آن، در حیات سیاسی و اجتماعی مردم ایران گذارده‌است. اما اگر فرهنگ را به معنای دیگر یعنی مجموعه‌ای از نهادها و رفتارها بگیریم، آنگاه نحوه بررسی رابطه فرهنگی ایران با کشورهای دیگر متفاوت خواهد بود. این معنای دوم فرهنگ بیشتر تحت تأثیر تعریف ادوارد تایلور است. تایلور می‌نویسد: <blockquote>«فرهنگ یا تمدن،کلیت پیچیده و درهم تنیده‌ای است که شامل دانش، باورها، هنر، اخلاقیات، قانون، آداب و سنن و تمام تواناییها و عاداتی می‌شود که انسان به عنوان یک عضو جامعه کسب می‌کند».<ref>Edward. B. Tylor, Primilive Culture, London: John Mary, 1903, Vol. 1, P:</ref> </blockquote>بر مبنای این تعریف است که پاره‌ای از نویسندگان، روابط فرهنگی را به نمادهایی خاص که عناصر مورد نظر تایلور در آنها موجود است، محدود کرده و در نهایت روابط فرهنگی را ب دیپلماسی فرهنگی هم معنی کرده‌اند.گرچه نوشته‌های فراوانی در توضیح تفاوت میان روابط فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی وجود دارد، ولی عملاً در بسیاری از بررسیها، روابط فرهنگی نه به مفهوم نخست، بلکه به عنوان دیپلماسی یعنی روابط رسمی فرهنگی میان دولتها در حیطه‌های مشخص مورد توجه قرارگرفته‌است.<ref>John. B. Thompson, O.P. Cit., P. 321</ref>


اما اگر فرهنگ را به معنای دیگر یعنی مجموعه‌ای از نهادها و رفتارها بگیریم، آنگاه نحوه بررسی رابطه فرهنگی ایران با کشورهای دیگر متفاوت خواهد بود. این معنای دوم فرهنگ بیشتر تحت تأثیر تعریف ادوارد تایلور است. تایلور می‌نویسد:  <blockquote>«فرهنگ یا تمدن،کلیت پیچیده و درهم تنیده‌ای است که شامل دانش، باورها، هنر، اخلاقیات، قانون، آداب و سنن و تمام تواناییها و عاداتی می‌شود که انسان به عنوان یک عضو جامعه کسب می‌کند».<ref>Edward. B. Tylor, Primilive Culture, London: John Mary, 1903, Vol. 1, P:</ref> </blockquote>بر مبنای این تعریف است که پاره‌ای از نویسندگان، روابط فرهنگی را به نمادهایی خاص که عناصر مورد نظر تایلور در آنها موجود است، محدود کرده و در نهایت روابط فرهنگی را ب دیپلماسی فرهنگی هم معنی کرده‌اند.گرچه نوشته‌های فراوانی در توضیح تفاوت میان روابط فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی وجود دارد، ولی عملاً در بسیاری از بررسیها، روابط فرهنگی نه به مفهوم نخست، بلکه به عنوان دیپلماسی یعنی روابط رسمی فرهنگی میان دولتها در حیطه‌های مشخص مورد توجه قرارگرفته‌است.<ref>John. B. Thompson, O.P. Cit., P. 321</ref>
حال اگر بخواهیم روابط فرهنگی ایران را از منظر دیپلماسی نیز بنگریم، باز هم تأثیر آن را ژرف و بنیادین خواهیم یافت. بررسی مختصری در تاریخ روابط خارجی ایران نشان می‌دهد که روابط رسمی فرهنگی، نقش تسهیل‌کننده و مهمی در دیپلماسی خارجی ایران داشته است. بررسی روابط ایران با سه کشور مهم اروپایی یعنی انگلستان، فرانسه و آلمان مؤید این نظر است. البته در روابط ایران و انگلستان فرهنگ نقشی متفاوت ایفا کرده است اما در روابط با فرانسه و آلمان به عنوان عاملی زمینه‌ساز مطرح بوده است.


حال اگر بخواهیم روابط فرهنگی ایران را از منظر دیپلماسی نیز بنگریم، باز هم تأثیر آن را ژرف و بنیادین خواهیم یافت. بررسی مختصری در تاریخ روابط خارجی ایران نشان می‌دهد که روابط رسمی فرهنگی، نقش تسهیل‌کننده و مهمی در دیپلماسی خارجی ایران داشته است.
در روابط ایران و انگلستان در دوره نفوذ و سلطه این‌کشور، نمادها و نیز شخصیتها و رجال فرهنگی نقش مهمی داشتند. لَژهای فراماسونری وابسته به انگلستان بیشترین سهم را در تربیت و پرورش شخصیتهای سیاسی و رجالی چون میرزا ملکم خان، سپهسالار و وثوق الدوله داشته است.<ref>ر.ک: اسماعیل رائین، حقوق‌بگیران انگلیس در ایران، تهران: جاویدان، بی‌تا.</ref> علاوه بر این، حضور شرق شناسان انگلیسی همچون ادوارد براون که نوشته او یکی از منابع تاریخ ادبیات ایران است، زمینه‌ساز حضور فرهنگی انگلیسیها در ایران شد. در دوره‌های بعد حضور دانشجویان و محققان ایرانی در انگلستان که در سال ۱۳۵۶/۱۹۷۷ شمار آنها به ده‌هزار نفر می‌رسید، مایه گسترش روابط فرهنگی دو کشور بود. همچنین تعداد فراوان مؤسسات آموزش زبان انگلیسی در ایران و نیز گسترش دپارتمانهای ایرانشناسی و زبان فارسی در انگلستان نشانه روابط فرهنگی خوب دو کشور محسوب می‌شد. این رابطه فرهنگی زمینه‌ساز و تسهیل‌کننده رابطه سیاسی - اقتصادی دو طرف بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی یک رویداد فرهنگی موجبات تعارض سیاسی کشور را در یک دوران ده ساله فراهم ساخت.<ref>ماری هجران،گزارش روابط ایران و انگلیس، تهران: آرشیو مرکز مطالعات فرهنگی - بین‌المللی، صص ۱۰-۵.</ref> انتشار کتاب آیات شیطانی و موضع‌گیری امام خمینی و مسلمانان ایرانی، روابط سیاسی دو کشور را بحرانی، ساخت؛ در حالی که روابط اقتصادی تقریباً نزدیک هر دو کشور همچنان ادامه داشت. به این ترتیب رابطه فرهنگی ایران و انگلستان در طول تاریخ همواره تأثیری فراوان بر رونق و یا افول رابطه سیاسی دو کشور داشته است.  
 
بررسی روابط ایران با سه کشور مهم اروپایی یعنی انگلستان، فرانسه و آلمان مؤید این نظر است. البته در روابط ایران و انگلستان فرهنگ نقشی متفاوت ایفا کرده است اما در روابط با فرانسه و آلمان به عنوان عاملی زمینه‌ساز مطرح بوده است.  


در روابط ایران و انگلستان در دوره نفوذ و سلطه این‌کشور، نمادها و نیز شخصیتها و رجال فرهنگی نقش مهمی داشتند. لَژهای فراماسونری وابسته به انگلستان بیشترین سهم را در تربیت و پرورش شخصیتهای سیاسی و رجالی چون میرزا ملکم خان، سپهسالار و وثوق الدوله داشته است.<ref>ر.ک: اسماعیل رائین، حقوق‌بگیران انگلیس در ایران، تهران: جاویدان، بی‌تا.</ref> علاوه بر این، حضور شرق شناسان انگلیسی همچون ادوارد براون که نوشته او یکی از منابع تاریخ ادبیات ایران است، زمینه‌ساز حضور فرهنگی انگلیسیها در ایران شد. در دوره‌های بعد حضور دانشجویان و محققان ایرانی در انگلستان که در سال ۱۳۵۶/۱۹۷۷ شمار آنها به ده‌هزار نفر می‌رسید، مایه گسترش روابط فرهنگی دو کشور بود. همچنین تعداد فراوان مؤسسات آموزش زبان انگلیسی در ایران و نیز گسترش دپارتمانهای ایرانشناسی و زبان فارسی در انگلستان نشانه روابط فرهنگی خوب دو کشور محسوب می‌شد. این رابطه فرهنگی زمینه‌ساز و تسهیل‌کننده رابطه سیاسی - اقتصادی دو طرف بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی یک رویداد فرهنگی موجبات تعارض سیاسی کشور را در یک دوران ده ساله فراهم ساخت.<ref>ماری هجران،گزارش روابط ایران و انگلیس، تهران: آرشیو مرکز مطالعات فرهنگی - بین‌المللی، صص ۱۰-۵.</ref> انتشار کتاب آیات شیطانی و موضع‌گیری امام خمینی و مسلمانان ایرانی، روابط سیاسی دو کشور را بحرانی، ساخت؛ در حالی که روابط اقتصادی تقریباً نزدیک هر دو کشور همچنان ادامه داشت. به این ترتیب رابطه فرهنگی ایران و انگلستان در طول تاریخ همواره تأثیری فراوان بر رونق و یا افول رابطه سیاسی دو کشور داشته است.
اما در مورد رابطه ایران و فرانسه، علائق و روابط فرهنگی همواره یکی از مهمترین زمینه‌های ارتباط میان دو کشور بوده است. در دوران ناپلئون بناپارت پس از یک دوره نزدیکی روابط سیاسی -اقتصادی و نظامی بین دو کشور، به دلیل انعقاد عهدنامه تیلسیت میان فرانسه و روسیه، این روابط متزلزل‌گردید <ref>عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران: سیمرغ، ۱۳۵۵، صص ۱۲۰-۱۱۸.</ref>و از آن پس هرگز رابطه نزدیک و تعیین‌کننده‌ای میان فرانسه و ایران برقرار نشد. ارتباط سیاسی ایران و فرانسه هیچگاه کاملاً استراتژیک و در نظام جهانی تعیین کننده نبوده و رابطه اقتصادی دو کشور نیز همواره زیر سایه روابط اقتصادی ایران با امریکا، انگلستان، آلمان و شرق آسیا بوده است. در این میان فرهنگ مهمترین عامل پیوند دو کشور است. به طور مثال، نخستین‌گروه دانش پژوهان ایرانی از دانشگاههای تازه تأسیس دوران جدید، به فرانسه رفتند و از سال ۱۹۵۰ انجمن فرهنگی ایران و فرانسه در تهران کار خود را آغاز کرد و خانه ایران در پاریس نیز دست به کار فعالیتهای گسترده‌ای در عرصه فرهنگ گردید. سالانه دو تا سه هزار دانشجوی ایرانی برای تحصیل راهی فرانسه می‌شدند که روشنفکرانی همچون دکتر شریعتی نیز در زمره آن بودند و بعدها نقش مهمی در تحول فضای فکری ایران ایفا کردند. فعالیتهای فرهنگی در دو کشور بسیار گسترده بوده است.<ref>محمدحسین نعیمی، نگاهی به وضعیت فرهنگی فرانسه، تهران: اداره کل فرهنگی اروپا و امریکا، ۱۳۷۲، صص ۸-۲۷۰.</ref>


اما در مورد رابطه ایران و فرانسه، علائق و روابط فرهنگی همواره یکی از مهمترین زمینه‌های ارتباط میان دو کشور بوده است. در دوران ناپلئون بناپارت پس از یک دوره نزدیکی روابط سیاسی -اقتصادی و نظامی بین دو کشور، به دلیل انعقاد عهدنامه تیلسیت میان فرانسه و روسیه، این روابط متزلزل‌گردید <ref>عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران: سیمرغ، ۱۳۵۵، صص ۱۲۰-۱۱۸.</ref>و از آن پس هرگز رابطه نزدیک و تعیین‌کننده‌ای میان فرانسه و ایران برقرار نشد. ارتباط سیاسی ایران و فرانسه هیچگاه کاملاً استراتژیک و در نظام جهانی تعیین کننده نبوده و رابطه اقتصادی دو کشور نیز همواره زیر سایه روابط اقتصادی ایران با امریکا، انگلستان، آلمان و شرق آسیا بوده است. در این میان فرهنگ مهمترین عامل پیوند دو کشور است. به طور مثال، نخستین‌گروه دانش پژوهان ایرانی از دانشگاههای تازه تأسیس دوران جدید، به فرانسه رفتند و از سال ۱۹۵۰ انجمن فرهنگی ایران و فرانسه در تهران کار خود را آغاز کرد و خانه ایران در پاریس نیز دست به کار فعالیتهای گسترده‌ای در عرصه فرهنگ گردید. سالانه دو تا سه هزار دانشجوی ایرانی برای تحصیل راهی فرانسه می‌شدند که روشنفکرانی همچون دکتر شریعتی نیز در زمره آن بودند و بعدها نقش مهمی در تحول فضای فکری ایران ایفا کردند. فعالیتهای فرهنگی در دو کشور بسیار گسترده بوده است.<ref>محمدحسین نعیمی، نگاهی به وضعیت فرهنگی فرانسه، تهران: اداره کل فرهنگی اروپا و امریکا، ۱۳۷۲، صص ۸-۲۷۰.</ref> در سال ۱۹۶۱/۱۳۴۰ نمایشگاه بزرگی با عنوان هفت هزار سال هنر ایران در فرانسه برگزار شد و مراکزی چون انجمن مکالمات ایرانی وابسته به دانشگاه پاریس (تأسیس ۱۹۳۱/۱۳۱۰)، مرکز ایرانی بنیاد اسلامی در اروپا (تأسیس ۱۹۵۹/۱۳۳۸) و مرکز خاور شناسان فرانسه، مطالعات و انتشارات فراوانی درباره فرهنگ ایران داشتند. هفته‌های فرهنگی فرانسه به کرّات در ایران برگزار شده و مدارس سن‌لویی پیش از انقلاب اسلامی فعالیت گسترده‌ای در چند شهر ایران داشته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی عملاً سطح روابط فرهنگی میان دو کشور کاهش یافت. تعطیلی خانه فرهنگ فرانسه و مدارس سن لویی در ایران و نیز خانه ایران در پاریس نشانه‌هایی از آن است. همچنین حملات و انتقادات وسیع پارلمان و دولت فرانسه به بنیادگرایی مذهبی در ایران و نیز مسأله حجاب زنان گویای این امر است.<ref>محمدحسین نعیمی، نگاهی به وضعیت فرهنگی فرانسه، تهران: اداره کل فرهنگی اروپا و امریکا، ۱۳۷۲، صص ۲۸۲-۲۷۸.</ref> با این حال حضور دانشجویان ایرانی و نیز مرکز مطالعات ایرانشناسی فرانسه بیانگر باقی ماندن رابطه فرهنگی میان دو کشور است. حضور موفق سینمای ایران در دوره‌های مختلف جشنواره کن و نمایشهای ایرانی در جشنواره آوینیون و جشنواره پاییزی پاریس‌گو یای وجود رابطه فرهنگی میان دو کشور است؛ رابطه‌ای که در نهایت به بازگشایی خانه ایران در پاریس و نیز رایزنی فرهنگی فرانسه در ایران انجامید.  
در سال ۱۹۶۱/۱۳۴۰ نمایشگاه بزرگی با عنوان هفت هزار سال هنر ایران در فرانسه برگزار شد و مراکزی چون انجمن مکالمات ایرانی وابسته به دانشگاه پاریس (تأسیس ۱۹۳۱/۱۳۱۰)، مرکز ایرانی بنیاد اسلامی در اروپا (تأسیس ۱۹۵۹/۱۳۳۸) و مرکز خاور شناسان فرانسه، مطالعات و انتشارات فراوانی درباره فرهنگ ایران داشتند. هفته‌های فرهنگی فرانسه به کرّات در ایران برگزار شده و مدارس سن‌لویی پیش از انقلاب اسلامی فعالیت گسترده‌ای در چند شهر ایران داشته است. پس از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] عملاً سطح روابط فرهنگی میان دو کشور کاهش یافت. تعطیلی خانه فرهنگ فرانسه و مدارس سن لویی در ایران و نیز خانه ایران در پاریس نشانه‌هایی از آن است. همچنین حملات و انتقادات وسیع پارلمان و دولت فرانسه به بنیادگرایی مذهبی در ایران و نیز مسأله حجاب زنان گویای این امر است.<ref>محمدحسین نعیمی، نگاهی به وضعیت فرهنگی فرانسه، تهران: اداره کل فرهنگی اروپا و امریکا، ۱۳۷۲، صص ۲۸۲-۲۷۸.</ref> با این حال حضور دانشجویان ایرانی و نیز مرکز مطالعات ایرانشناسی فرانسه بیانگر باقی ماندن رابطه فرهنگی میان دو کشور است. حضور موفق سینمای ایران در دوره‌های مختلف جشنواره کن و نمایشهای ایرانی در جشنواره آوینیون و جشنواره پاییزی پاریس‌گو یای وجود رابطه فرهنگی میان دو کشور است؛ رابطه‌ای که در نهایت به بازگشایی خانه ایران در پاریس و نیز رایزنی فرهنگی فرانسه در ایران انجامید.  


در مورد رابطه ایران و آلمان، فرهنگ همواره نقش تسهیل‌کننده و بحران‌زدایی میان دو کشور داشته‌است. از زمان اتحاد آلمان در سال ۱۸۷۱/۱۲۵۰ نمایندگان امپراتوری تازه تأسیس آلمان تمایل خود را به برقراری ارتباط نزدیک با ایران اعلام‌کردند. در سال ۱۸۷۲/۱۲۵۱ و یلهلم گایگر کتابی به نام فرهنگ شرق ایران در روزگاران گذشته تدوین‌کرد و دانشمندانی چون فریدریش، ارنست کونل، ارنست امیل و هرتسفلد مردم آلمان را با فرهنگ ایران آشناساختند. از سوی دیگر امیرکبیر از متخصصان آلمانی در تأسیس دارالفنون کمک گرفت<ref>اسماعیل امین مقدم، پانصد سال روابط ایران و آلمان، تهران: معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۷، صص ۲۱، ۲۲، ۷۷.</ref> و به دلیل گسترش تدریجی نفوذ روس و انگلیس در ایران دوره [[قاجاریه|قاجار]]، تمایل به نیروی سوم در میان روشنفکران ایرانی گسترش یافت و آلمان در بسیاری از موارد به عنوان این نیروی سوم تلقی می‌شد. حضور روشنفکران ایران در دولت مهاجرین در [[کرمانشاه]] در زمان جنگ جهانی اول و گرایش آنها به دولت آلمان به همین سبب بود.  
در مورد رابطه ایران و آلمان، فرهنگ همواره نقش تسهیل‌کننده و بحران‌زدایی میان دو کشور داشته‌است. از زمان اتحاد آلمان در سال ۱۸۷۱/۱۲۵۰ نمایندگان امپراتوری تازه تأسیس آلمان تمایل خود را به برقراری ارتباط نزدیک با ایران اعلام‌کردند. در سال ۱۸۷۲/۱۲۵۱ و یلهلم گایگر کتابی به نام فرهنگ شرق ایران در روزگاران گذشته تدوین‌کرد و دانشمندانی چون فریدریش، ارنست کونل، ارنست امیل و هرتسفلد مردم آلمان را با فرهنگ ایران آشناساختند. از سوی دیگر امیرکبیر از متخصصان آلمانی در تأسیس [[دارالفنون]] کمک گرفت<ref>اسماعیل امین مقدم، پانصد سال روابط ایران و آلمان، تهران: معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۷، صص ۲۱، ۲۲، ۷۷.</ref> و به دلیل گسترش تدریجی نفوذ روس و انگلیس در ایران دوره [[قاجاریه|قاجار]]، تمایل به نیروی سوم در میان روشنفکران ایرانی گسترش یافت و آلمان در بسیاری از موارد به عنوان این نیروی سوم تلقی می‌شد. حضور روشنفکران ایران در دولت مهاجرین در [[کرمانشاه]] در زمان [[جنگ جهانی اول]] و گرایش آنها به دولت آلمان به همین سبب بود.  


با شکست آلمان در جنگ جهانی اول، روابط سیاسی ایران و آلمان قطع شد اما از سال ۱۹۲۵/۱۳۰۴ روابط و فعالیتهای فرهنگی زمینه‌ساز روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور شد. حضور دانشجویان و روشنفکران ایرانی در آلمان و نیز تأسیس مجموعه‌ای از هنرستانهای آلمانی به سرپرستی دکتر اشترنک در ایران نمونه‌ای از این امر است. در ابتدای روی کارآمدن رضاخان، حملات متقابل دولت و مطبوعات ژرمنوفیل (هوادار آلمان) زیاد بود، اما پس از مدتی امتیازات فراوانی برای تأسیس هنرستانهای جدید به آلمانیها داده‌شد و تعداد زیادی دانشجو نیز راهی آلمان شدند. تبلیغات وسیع مطبوعات ایران از سال ۱۹۳۸/۱۳۱۷ به نفع آلمان زمینه‌ساز روابط نزدیک دو کشور بود اما در طول جنگ مجدداً روابط سیاسی دو کشور قطع شد.<ref>وزارت فرهنگ و هنر، تاریخ روابط فرهنگی ایران از آغاز تاکنون، تهران: وزارت فرهنگ و هنر، بی‌تا، صص ۱۱۸ و ۱۱۹.</ref> با این حال باز هم پایه‌گذار بهبود روابط دو کشور، انجمنها و فعالیتهای فرهنگی آنان بود. پس از جنگ جهانی دوم، انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان تشکیل شد و به ریاست فن هنتیک و نیابت سید حسن تقی‌زاده فعالیت خود را آغاز کرد. به همت این انجمن در سال ۱۹۴۵/۱۳۲۴ هفته فرهنگی ایران و آلمان در دانشگاه تهران برگزار شد که فضای ضد آلمانی، موجود در ایران را تغییر داد. مدرسه آلمانیها و انستیتو گوته در سال ۱۹۵۸/۱۳۳۷ تأسیس و زمینه‌ساز روابط گسترده فرهنگی دو کشور شد؛ روابطی که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰/ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به اوج خود رسید.<ref>اسماعیل امین مقدم، پانصد سال روابط ایران و آلمان، تهران: معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۷، صص 188-190.</ref>  
با شکست آلمان در [[جنگ جهانی اول]]، روابط سیاسی ایران و آلمان قطع شد اما از سال ۱۹۲۵/۱۳۰۴ روابط و فعالیتهای فرهنگی زمینه‌ساز روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور شد. حضور دانشجویان و روشنفکران ایرانی در آلمان و نیز تأسیس مجموعه‌ای از هنرستانهای آلمانی به سرپرستی دکتر اشترنک در ایران نمونه‌ای از این امر است. در ابتدای روی کارآمدن رضاخان، حملات متقابل دولت و مطبوعات ژرمنوفیل (هوادار آلمان) زیاد بود، اما پس از مدتی امتیازات فراوانی برای تأسیس هنرستانهای جدید به آلمانیها داده‌شد و تعداد زیادی دانشجو نیز راهی آلمان شدند. تبلیغات وسیع مطبوعات ایران از سال ۱۹۳۸/۱۳۱۷ به نفع آلمان زمینه‌ساز روابط نزدیک دو کشور بود اما در طول جنگ مجدداً روابط سیاسی دو کشور قطع شد.<ref>وزارت فرهنگ و هنر، تاریخ روابط فرهنگی ایران از آغاز تاکنون، تهران: وزارت فرهنگ و هنر، بی‌تا، صص ۱۱۸ و ۱۱۹.</ref> با این حال باز هم پایه‌گذار بهبود روابط دو کشور، انجمنها و فعالیتهای فرهنگی آنان بود. پس از جنگ جهانی دوم، انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان تشکیل شد و به ریاست فن هنتیک و نیابت سید حسن تقی‌زاده فعالیت خود را آغاز کرد. به همت این انجمن در سال ۱۹۴۵/۱۳۲۴ هفته فرهنگی ایران و آلمان در دانشگاه تهران برگزار شد که فضای ضد آلمانی، موجود در ایران را تغییر داد. مدرسه آلمانیها و انستیتو گوته در سال ۱۹۵۸/۱۳۳۷ تأسیس و زمینه‌ساز روابط گسترده فرهنگی دو کشور شد؛ روابطی که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰/ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به اوج خود رسید.<ref>اسماعیل امین مقدم، پانصد سال روابط ایران و آلمان، تهران: معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۷، صص 188-190.</ref>  


پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سه بار حوادث فرهنگی موجب اختلال در روابط سیاسی دو کشور شد. در سال ۱۹۸۶/۱۳۶۵ به دنبال پخش برنامه‌های توهین‌آمیز درباره رهبر انقلاب اسلامی در آلمان غربی، مؤسسات فرهنگی آلمان از جمله انستیتو گوته در ایران تعطیل شد.<ref>اسماعیل امین مقدم، پانصد سال روابط ایران و آلمان، تهران: معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۷، ص 196.</ref> سه سال بعد درپی صدور فتوای قتل سلمان رشدی روابط دو کشور مجدداً بحرانی شد و در سال ۱۹۹۱/۱۳۷۰ با تعطیلی غرفه کتاب ایران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب در آلمان مشکلاتی در روابط فرهنگی دو کشور بروز کرد. با این حال حجم بالای مناسبات فرهنگی دو کشور موجب زمینه‌سازی و تسهیل روابط سیاسی و اقتصادی ایران و آلمان بوده است. بر این اساس ملاحظه می‌شود که در دوره‌های مختلف تاریخی، روابط دیپلماتیک و رسمی فرهنگی نقش مهمی در روابط کلی ایران با دیگر کشورهای جهان داشته است.گرچه این نقش‌گاه در جهت منفی ایفا شده، اما تأثیر عمومی آن انکارناپذیر است.  
پس از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] در ایران سه بار حوادث فرهنگی موجب اختلال در روابط سیاسی دو کشور شد. در سال ۱۹۸۶/۱۳۶۵ به دنبال پخش برنامه‌های توهین‌آمیز درباره رهبر [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] در آلمان غربی، مؤسسات فرهنگی آلمان از جمله انستیتو گوته در ایران تعطیل شد.<ref>اسماعیل امین مقدم، پانصد سال روابط ایران و آلمان، تهران: معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۷، ص 196.</ref> سه سال بعد درپی صدور فتوای قتل سلمان رشدی روابط دو کشور مجدداً بحرانی شد و در سال ۱۹۹۱/۱۳۷۰ با تعطیلی غرفه کتاب ایران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب در آلمان مشکلاتی در روابط فرهنگی دو کشور بروز کرد. با این حال حجم بالای مناسبات فرهنگی دو کشور موجب زمینه‌سازی و تسهیل روابط سیاسی و اقتصادی ایران و آلمان بوده است. بر این اساس ملاحظه می‌شود که در دوره‌های مختلف تاریخی، روابط دیپلماتیک و رسمی فرهنگی نقش مهمی در روابط کلی ایران با دیگر کشورهای جهان داشته است.گرچه این نقش‌گاه در جهت منفی ایفا شده، اما تأثیر عمومی آن انکارناپذیر است.  


== نیز نگاه کنبد به ==
== نیز نگاه کنبد به ==


* [https://iranology-e.ir/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D9%88_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 آغاز استعمار نو در ایران]
* [[آغاز استعمار نو در ایران]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87 سیاست خارجی ایران در زمان سلطنت محمدرضاشاه]
* [[سیاست خارجی ایران در زمان سلطنت محمدرضاشاه]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87 سیاست مستقل ملی محمدرضاشاه]
* [[سیاست مستقل ملی محمدرضاشاه]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D9%88%D9%86_%D9%88_%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 دکترین نیکسون و ژاندارمی ایران]
* [[دکترین نیکسون و ژاندارمی ایران]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران]
* [[سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران]]
* [https://iranology-e.ir/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87_%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85_%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7_%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%B7%D9%84%D8%A8 رابطه رژیم سلطنتی ایران با جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]
* [[رابطه رژیم سلطنتی ایران با جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
خط ۵۳: خط ۵۳:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
عباس منوچهری
عباس منوچهری
[[رده:ارتباطات]]
[[رده:فرهنگ و نظام فرهنگی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۳۵

ایران، بویژه در قرون متأخر تأثیر فراوانی از فرهنگ دیگر کشورها گرفته است و به نوعی می‌توان گفت که این تأثیر فرهنگی، حیات اجتماعی و حتی سیاسی ایرانیان را دگرگون ساخته است. این امر بیشتر در دو قرن اخیر خود را نشان داده و به طور مشخص در انقلاب مشروطه و حوادث پیش و پس از آن رخ نموده است. برای نشان دادن این موضوع که خود زمینه ساز ایجاد رابطه فرهنگی میان ایران و کشورهای غربی است، به بررسی چند نمونه از شیوه تأثیرات پدید آمده در ایران می‌پردازیم.

تحول در اندیشه سیاسی - اجتماعی

بر اثر آشنایی متفکران ایرانی با تفکر اروپایی اعم از فلسفه و اندیشه‌های سیاسی - اجتماعی، تفکر رایج در ایران در مسیر تحولی شگرف قرار گرفت. آغاز نهضت روشنفکری در ایران که افرادی چون میرزا ملکم‌خان ناظم الدوله و میرزا فتحعلی آخوندزاده آغازگر آن بودند، کاملاً تحت تأثیر فرهنگ و اندیشه اروپایی بود. ضدّیت با مذهب، عقل محوری، سخن از دموکراسی و آزادی و نقد استبداد و خودکامگی، طرح مسأله توسعه و ترقی و ... همگی به سبک متفکران دوران جدید تفکر غرب، در ذهن و اندیشه روشنفکران ایرانی جای گرفت.'[۱]البته بخشهایی از روحانیت شیعه که رهبری فکری مردم را در ایران در اختیار داشتند، به مخالفت شدید با نهضت روشنفکری پرداختند و شاید به دلیل همین مخالفت، روشنفکران دوران قاجار جای چندانی در نزد مردم عادی نیافتند. اما بعضی از روحانیون نیز خودبه‌خود در مسیر تأثیرپذیری فرهنگی قرار گرفتند و معانی پدید آمده در آن سوی رابطه فرهنگی را به درون اندیشه خود راه دادند. روحانیون طرفدار نهضت مشروطه همچون سید محمد طباطبایی، سید عبدالله بهبهانی و میرزای نائینی نمونه‌های بارز این گروه از روحانیون هستند. علامه نائینی در کتاب تنبیه‌الامة و تنزیة الملة می‌کوشد تا اندیشه دموکراسی جدید را که احتمالا پس از مطالعه طبایع الاستبداد عبدالرحمن کواکبی با آن آشنا شده‌بود، با تفکر شیعی پیوند دهد. البته کواکبی خود نیز از اندیشه‌های الالغیری ایتالیایی تأثیر پذیرفته بود.[۲] به هر حال اندیشه‌های جدید سیاسی -اجتماعی و نیز تفکرات نوین فلسفی پدید آمده در فرهنگ غرب تأثیر فراوانی بر تفکر ایرانیان‌گذاشت. این تأثیر تا دوره‌های بعدی نیز ادامه یافت. و حتی در دوران پیروزی انقلاب نیز وارد شدن عنصر جمهوریت و نیز مفاهیمی چون آزادی و دموکراسی در آن نشان از این تأثیر بنیادین داشته است.

تحول در نظام آموزشی - تربیتی

با اوج گیری رابطه فرهنگی ایران و اروپا بتدریج نظامهای نوین تعلیم و تربیت و بویژه مدارس جدید، فضای فرهنگی ایران را دگرگون ساخت. تأسیس دارالفنون به شیوه مدارس نوین اروپایی و نیز توسعه تدریجی مدارسی چون رشدیه در دوران قاجار نخستین گامهای برداشته شده در این زمینه است. با تأسیس وزارت فرهنگ و گشترش دبستانها و دبیرستانهای جدید، ایجاد دانشگاه تهران و به دنبال آن دیگر دانشگاهها، نظامهای نوین تعلیم و تربیتی که از الگوی، مدارس و دانشگاههای اروپایی‌گرفته شده‌بود و دروس برگرفته از علوم جدید بویژه علوم انسانی در آن تدریس می‌شد، جایگزین نظامهای سنتی تعلیم و تربیت در ایران شدند.[۳] همچنینِ گروههای زیادی از دانشجویان ایرانی برای فراگیری دانش جدید راهی مغرب زمین شدند و بدین‌سان در سایه رابطه فرهنگی، مجموعه نظام آموزشی که تربیت‌کننده نخبگان جامعه ایران است، متحول شد.

تحول در فرهنگ سیاسی

با پیدایش انقلاب مشروطه و آغاز به کار مطبوعات، فرهنگ سنتی سیاسی ایران متحول گردید. مفاهیمی چون دموکراسی، آزادی بیان و مشارکت سیاسی در جامعه ایران پدیدآمد و نهادهایی همچون قانون اساسی، پارلمان و بوروکراسی پدیدار گشت. مجموعه این مفاهیم و نهادهای جدید که مولود فرهنگ سیاسی قرون جدید در اروپاست، موجب شد که فرهنگ سیاسی مردم ایران و بویژه نحوه رفتار سیاسی آنان تغییر کند. حضور مؤثر مطبوعات و طرح تدریجی افکار عمومی سبب شد که رفته رفته مردم نیز در تحولات سیاسی جایگاهی بیابند. گرچه نظامهای دیکتاتوری پدید آمده پس از مشروطه و کودتای سوم اسفند، باز هم در تحلیل نهایی جایی برای مردم باقی نگذاردند، اما به هر حال در این دوران، با اهمیت یافتن نقش مطبوعات و نیز افکار عمومی، تحولی شگرف در فرهنگ سیاسی ایران پدید آمد. طرح مفهوم جمهوری در دوران صدارت رضاخان و نیز اصلاحات شبه دموکراتیک در دوران محمدرضا شاه نشانه‌هایی از تأثیر تحول در فرهنگ سیاسی مردم ایران است[۴] که در دوران انقلاب اسلامی به طرح عنصر جمهوریت و نیزگنجاندن نهادهای جمهوریت در نظام نوین سیاسی ایران منجر شد.

تحول در هنر

بر اثر رابطه فرهنگی ایران و اروپا هنرهای نوینی در ایران پدید آمد و هنرهای سنتی ایرا( نیز متحول گردید و حتی تثبیت شد. پس از ارتباط کمرنگی که در دوران ناصر الدین شاه میان ایران و کشورهای اروپایی برقرار شد، نقاشانی همچون کمال الملک با سبکهای نوین نقاشی در اروپا و بویژه سبک ناتورالیسم آشنا شدند و تحت تأثیر آن قرار گرفتند و این تأثیر سر منشأ تحول در سبکهای نقاشی ایران بویژه در نزد شاگردان و پیروان کمال‌الملک شد. موسیقی، کلاسیک رفته رفته در ایران مطرح گشت و موسیقی‌دانان سنتی ایران نیز با آشنا شدن با تکنولوژی ضبط صدا و نیز نت‌نویسی و نت‌خوانی، فصل جدیدی را در موسیقی ایرانی گشودند. کلنل علی نقی خان وزیری و شاگردان او همچون ابوالحسن صبا از کسانی بودند که کوشیدند تا ردیفهای موسیقی ایرانی را با نت ماندگار سازند و نیز سازهای جدیدی همچون ویلن را وارد موسیقی ایرانی سازند. همچنین تلاشهایی برای ارکستریزه کردن موسیقی ایرانی صورت گرفت که فی نفسه بر ماهیت این موسیقی تأثیرگذارد.[۵]

هنرهای نوینی همچون سینما و تئاتر نیز بر اثر ارتباط فرهنگی ایران با روسیه و اروپا بنیاد گذارده شدند.گرچه برخی از سنتهای نمایشی ایرانی مانند تخت حوضی و یا گونه‌هایی از تعزیه و سیاوش خوانی در ایران از گذشته وجود داشت و اما تئاتر به مفهوم جدید آن و نیز سینما بر اثر ارتباط فرهنگی با روسیه و اروپا در ایران به وجود آمد و حیات فرهنگی - هنری جامعه را پس از مدتی به طور کامل تحت تأثیر خود قرار داد. از سال ۱۲۹۰ دکتر سید علی نصر و محقق الدوله چند نمایشنامه ترجمه شده از فرانسه را در پارک مسعودیه (ظل السلطان) در میدان بهارستان اجرا کردند و از سال ۱۲۸۴ در عمارت فرهنگ واقع در ساختمان متعلق به ظل السلطان نمایش ریش تراش سویل به نویسندگی محمدعلی فروغی به اجرا درآمد. بعدها با تأسیس دانشکده هنرهای زیبا، تشکیل گروههای فعال تئاتری و احداث تالارهای سنگلج و تئاتر شهر، جریان قدرتمندی به عنوان هنر نمایش و تئاتر در جامعه ایران به وجود آمد.[۶]

همچنین از زمانی که سینماتوگراف به عنوان هنری تازه توسط ردسی خان اهل روسیه و نیز ارامنه مقیم تهران به لاله‌زار به عنوان مرکز فرهنگی آن دوران راه یافت[۷] نهایتاً تولید فیلمهای، ایرانی به بیش از ۷۰ فیلم در سال رسید، هنر جدید و قدرتمندی در ایران پدید آمد که فرهنگ و هنر ایران را متأثر ساخت. بدین ترتیب حوزه هنر نیز در ایران بشدت تحت تاثیر رابطه فرهنگی ایران با ارو پا قرار گرفت.

پیدایش رادیو و تلویزیون نیز حاصل تعامل فرهنگی ایران با اروپاست. با آمدن این رسانه‌های قدرتمند، تحولی شگرف در فرهنگ جامعه ایران پدیدار گشت. بخصوص که تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، بسیاری از تولیدات فرهِنگی کشورهای دیگر بویژه اروپا و امریکا به گونه نامحدودی توسط این رسانه‌ها به مردم عرضه می‌شد و موسیقی، فیلم و سایر هنرهای غربی تأثیری عمیق بر جامعه ایران باقی می‌گذاشت. البته بخش بزرگی از جامعه ایران به دلیل پایبندی به مذهب در مقابل این روند مقاومت می‌کرد و حتی به تحریم رادیو، تلویزیون، سینما و تئاتر می‌پرداخت. اما همین واکنش منفی نیز نشانه تأثیر این رابطه فرهنگی است.

به هر حال، رابطه فرهنگی ایران با کشورهای غربی آثار فراوانی بر حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران گذارد. اگر فرهنگ را به مفهوم معانی پدیدآمده در یک حوزه تمدنی، بدانیم، می‌بینیم که در قرون جدید معانی و نمادهای پدیدآمده در حوزه فرهنگی مغرب زمین تأثیر فراوانی براین سوی رابطه فرهنگی گذارده‌است. در مورد ارزشیابی این تأثیر، نظرهای مختلفی وجود دارد. عده‌ای این تأثیر را منفی و مخرب ارزیابی می‌کنند و آن را باعث تهی‌شدن هویت فرهنگی مردم ایران و گام‌گذاردن در مسیر وابستگی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، می‌دانند. اما عده‌ای دیگر آن را حرکتی ناگزیر به سوی مدرنیسم می‌شمرندکه فرهنگ و مفاهیم فرهنگی مبنا و پایه آن است. به هر حال آنچه انکارناپذیر است، تأثیر شگرفی است که رابطه و تماس فرهنگی ایران و غرب صرف‌نظر از مثبت یا منفی‌بودن آن، در حیات سیاسی و اجتماعی مردم ایران گذارده‌است. اما اگر فرهنگ را به معنای دیگر یعنی مجموعه‌ای از نهادها و رفتارها بگیریم، آنگاه نحوه بررسی رابطه فرهنگی ایران با کشورهای دیگر متفاوت خواهد بود. این معنای دوم فرهنگ بیشتر تحت تأثیر تعریف ادوارد تایلور است. تایلور می‌نویسد:

«فرهنگ یا تمدن،کلیت پیچیده و درهم تنیده‌ای است که شامل دانش، باورها، هنر، اخلاقیات، قانون، آداب و سنن و تمام تواناییها و عاداتی می‌شود که انسان به عنوان یک عضو جامعه کسب می‌کند».[۸]

بر مبنای این تعریف است که پاره‌ای از نویسندگان، روابط فرهنگی را به نمادهایی خاص که عناصر مورد نظر تایلور در آنها موجود است، محدود کرده و در نهایت روابط فرهنگی را ب دیپلماسی فرهنگی هم معنی کرده‌اند.گرچه نوشته‌های فراوانی در توضیح تفاوت میان روابط فرهنگی و دیپلماسی فرهنگی وجود دارد، ولی عملاً در بسیاری از بررسیها، روابط فرهنگی نه به مفهوم نخست، بلکه به عنوان دیپلماسی یعنی روابط رسمی فرهنگی میان دولتها در حیطه‌های مشخص مورد توجه قرارگرفته‌است.[۹]

حال اگر بخواهیم روابط فرهنگی ایران را از منظر دیپلماسی نیز بنگریم، باز هم تأثیر آن را ژرف و بنیادین خواهیم یافت. بررسی مختصری در تاریخ روابط خارجی ایران نشان می‌دهد که روابط رسمی فرهنگی، نقش تسهیل‌کننده و مهمی در دیپلماسی خارجی ایران داشته است. بررسی روابط ایران با سه کشور مهم اروپایی یعنی انگلستان، فرانسه و آلمان مؤید این نظر است. البته در روابط ایران و انگلستان فرهنگ نقشی متفاوت ایفا کرده است اما در روابط با فرانسه و آلمان به عنوان عاملی زمینه‌ساز مطرح بوده است.

در روابط ایران و انگلستان در دوره نفوذ و سلطه این‌کشور، نمادها و نیز شخصیتها و رجال فرهنگی نقش مهمی داشتند. لَژهای فراماسونری وابسته به انگلستان بیشترین سهم را در تربیت و پرورش شخصیتهای سیاسی و رجالی چون میرزا ملکم خان، سپهسالار و وثوق الدوله داشته است.[۱۰] علاوه بر این، حضور شرق شناسان انگلیسی همچون ادوارد براون که نوشته او یکی از منابع تاریخ ادبیات ایران است، زمینه‌ساز حضور فرهنگی انگلیسیها در ایران شد. در دوره‌های بعد حضور دانشجویان و محققان ایرانی در انگلستان که در سال ۱۳۵۶/۱۹۷۷ شمار آنها به ده‌هزار نفر می‌رسید، مایه گسترش روابط فرهنگی دو کشور بود. همچنین تعداد فراوان مؤسسات آموزش زبان انگلیسی در ایران و نیز گسترش دپارتمانهای ایرانشناسی و زبان فارسی در انگلستان نشانه روابط فرهنگی خوب دو کشور محسوب می‌شد. این رابطه فرهنگی زمینه‌ساز و تسهیل‌کننده رابطه سیاسی - اقتصادی دو طرف بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی یک رویداد فرهنگی موجبات تعارض سیاسی کشور را در یک دوران ده ساله فراهم ساخت.[۱۱] انتشار کتاب آیات شیطانی و موضع‌گیری امام خمینی و مسلمانان ایرانی، روابط سیاسی دو کشور را بحرانی، ساخت؛ در حالی که روابط اقتصادی تقریباً نزدیک هر دو کشور همچنان ادامه داشت. به این ترتیب رابطه فرهنگی ایران و انگلستان در طول تاریخ همواره تأثیری فراوان بر رونق و یا افول رابطه سیاسی دو کشور داشته است.

اما در مورد رابطه ایران و فرانسه، علائق و روابط فرهنگی همواره یکی از مهمترین زمینه‌های ارتباط میان دو کشور بوده است. در دوران ناپلئون بناپارت پس از یک دوره نزدیکی روابط سیاسی -اقتصادی و نظامی بین دو کشور، به دلیل انعقاد عهدنامه تیلسیت میان فرانسه و روسیه، این روابط متزلزل‌گردید [۱۲]و از آن پس هرگز رابطه نزدیک و تعیین‌کننده‌ای میان فرانسه و ایران برقرار نشد. ارتباط سیاسی ایران و فرانسه هیچگاه کاملاً استراتژیک و در نظام جهانی تعیین کننده نبوده و رابطه اقتصادی دو کشور نیز همواره زیر سایه روابط اقتصادی ایران با امریکا، انگلستان، آلمان و شرق آسیا بوده است. در این میان فرهنگ مهمترین عامل پیوند دو کشور است. به طور مثال، نخستین‌گروه دانش پژوهان ایرانی از دانشگاههای تازه تأسیس دوران جدید، به فرانسه رفتند و از سال ۱۹۵۰ انجمن فرهنگی ایران و فرانسه در تهران کار خود را آغاز کرد و خانه ایران در پاریس نیز دست به کار فعالیتهای گسترده‌ای در عرصه فرهنگ گردید. سالانه دو تا سه هزار دانشجوی ایرانی برای تحصیل راهی فرانسه می‌شدند که روشنفکرانی همچون دکتر شریعتی نیز در زمره آن بودند و بعدها نقش مهمی در تحول فضای فکری ایران ایفا کردند. فعالیتهای فرهنگی در دو کشور بسیار گسترده بوده است.[۱۳]

در سال ۱۹۶۱/۱۳۴۰ نمایشگاه بزرگی با عنوان هفت هزار سال هنر ایران در فرانسه برگزار شد و مراکزی چون انجمن مکالمات ایرانی وابسته به دانشگاه پاریس (تأسیس ۱۹۳۱/۱۳۱۰)، مرکز ایرانی بنیاد اسلامی در اروپا (تأسیس ۱۹۵۹/۱۳۳۸) و مرکز خاور شناسان فرانسه، مطالعات و انتشارات فراوانی درباره فرهنگ ایران داشتند. هفته‌های فرهنگی فرانسه به کرّات در ایران برگزار شده و مدارس سن‌لویی پیش از انقلاب اسلامی فعالیت گسترده‌ای در چند شهر ایران داشته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی عملاً سطح روابط فرهنگی میان دو کشور کاهش یافت. تعطیلی خانه فرهنگ فرانسه و مدارس سن لویی در ایران و نیز خانه ایران در پاریس نشانه‌هایی از آن است. همچنین حملات و انتقادات وسیع پارلمان و دولت فرانسه به بنیادگرایی مذهبی در ایران و نیز مسأله حجاب زنان گویای این امر است.[۱۴] با این حال حضور دانشجویان ایرانی و نیز مرکز مطالعات ایرانشناسی فرانسه بیانگر باقی ماندن رابطه فرهنگی میان دو کشور است. حضور موفق سینمای ایران در دوره‌های مختلف جشنواره کن و نمایشهای ایرانی در جشنواره آوینیون و جشنواره پاییزی پاریس‌گو یای وجود رابطه فرهنگی میان دو کشور است؛ رابطه‌ای که در نهایت به بازگشایی خانه ایران در پاریس و نیز رایزنی فرهنگی فرانسه در ایران انجامید.

در مورد رابطه ایران و آلمان، فرهنگ همواره نقش تسهیل‌کننده و بحران‌زدایی میان دو کشور داشته‌است. از زمان اتحاد آلمان در سال ۱۸۷۱/۱۲۵۰ نمایندگان امپراتوری تازه تأسیس آلمان تمایل خود را به برقراری ارتباط نزدیک با ایران اعلام‌کردند. در سال ۱۸۷۲/۱۲۵۱ و یلهلم گایگر کتابی به نام فرهنگ شرق ایران در روزگاران گذشته تدوین‌کرد و دانشمندانی چون فریدریش، ارنست کونل، ارنست امیل و هرتسفلد مردم آلمان را با فرهنگ ایران آشناساختند. از سوی دیگر امیرکبیر از متخصصان آلمانی در تأسیس دارالفنون کمک گرفت[۱۵] و به دلیل گسترش تدریجی نفوذ روس و انگلیس در ایران دوره قاجار، تمایل به نیروی سوم در میان روشنفکران ایرانی گسترش یافت و آلمان در بسیاری از موارد به عنوان این نیروی سوم تلقی می‌شد. حضور روشنفکران ایران در دولت مهاجرین در کرمانشاه در زمان جنگ جهانی اول و گرایش آنها به دولت آلمان به همین سبب بود.

با شکست آلمان در جنگ جهانی اول، روابط سیاسی ایران و آلمان قطع شد اما از سال ۱۹۲۵/۱۳۰۴ روابط و فعالیتهای فرهنگی زمینه‌ساز روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور شد. حضور دانشجویان و روشنفکران ایرانی در آلمان و نیز تأسیس مجموعه‌ای از هنرستانهای آلمانی به سرپرستی دکتر اشترنک در ایران نمونه‌ای از این امر است. در ابتدای روی کارآمدن رضاخان، حملات متقابل دولت و مطبوعات ژرمنوفیل (هوادار آلمان) زیاد بود، اما پس از مدتی امتیازات فراوانی برای تأسیس هنرستانهای جدید به آلمانیها داده‌شد و تعداد زیادی دانشجو نیز راهی آلمان شدند. تبلیغات وسیع مطبوعات ایران از سال ۱۹۳۸/۱۳۱۷ به نفع آلمان زمینه‌ساز روابط نزدیک دو کشور بود اما در طول جنگ مجدداً روابط سیاسی دو کشور قطع شد.[۱۶] با این حال باز هم پایه‌گذار بهبود روابط دو کشور، انجمنها و فعالیتهای فرهنگی آنان بود. پس از جنگ جهانی دوم، انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان تشکیل شد و به ریاست فن هنتیک و نیابت سید حسن تقی‌زاده فعالیت خود را آغاز کرد. به همت این انجمن در سال ۱۹۴۵/۱۳۲۴ هفته فرهنگی ایران و آلمان در دانشگاه تهران برگزار شد که فضای ضد آلمانی، موجود در ایران را تغییر داد. مدرسه آلمانیها و انستیتو گوته در سال ۱۹۵۸/۱۳۳۷ تأسیس و زمینه‌ساز روابط گسترده فرهنگی دو کشور شد؛ روابطی که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰/ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به اوج خود رسید.[۱۷]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سه بار حوادث فرهنگی موجب اختلال در روابط سیاسی دو کشور شد. در سال ۱۹۸۶/۱۳۶۵ به دنبال پخش برنامه‌های توهین‌آمیز درباره رهبر انقلاب اسلامی در آلمان غربی، مؤسسات فرهنگی آلمان از جمله انستیتو گوته در ایران تعطیل شد.[۱۸] سه سال بعد درپی صدور فتوای قتل سلمان رشدی روابط دو کشور مجدداً بحرانی شد و در سال ۱۹۹۱/۱۳۷۰ با تعطیلی غرفه کتاب ایران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب در آلمان مشکلاتی در روابط فرهنگی دو کشور بروز کرد. با این حال حجم بالای مناسبات فرهنگی دو کشور موجب زمینه‌سازی و تسهیل روابط سیاسی و اقتصادی ایران و آلمان بوده است. بر این اساس ملاحظه می‌شود که در دوره‌های مختلف تاریخی، روابط دیپلماتیک و رسمی فرهنگی نقش مهمی در روابط کلی ایران با دیگر کشورهای جهان داشته است.گرچه این نقش‌گاه در جهت منفی ایفا شده، اما تأثیر عمومی آن انکارناپذیر است.

نیز نگاه کنبد به

مآخذ

  1. فربدون آدمیّت، اندیشه‌های ترقی، تهران: خوارزمی، ۱۳۵۱، صص ۸۰-۶۵.
  2. عبدالهادی حائری، تشیّع و مشروطیت، تهران: خوارزمی، ۱۳۶۵، صص ۱۰۰-۸۵_
  3. ر. ک: علی‌محمدنقوی، جامعه‌شناسی غرب‌گرایی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۱، ج ۲.
  4. ر.ک: ملک‌الشعرای بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۷، ج ۱.
  5. ر.ک: روح‌الله خالقی، سرگذشت موسیقی ایران، تهران: صفی علی‌شاه، بی‌تا.
  6. ر.ک: فصلنامه تئاتر، شماره ۱۵، ۱۳۶۸.
  7. ر.ک: جمال امید، تاریخ سینمای ایران، تهران: بی‌نا، ۱۳۶۸، ج ۱.
  8. Edward. B. Tylor, Primilive Culture, London: John Mary, 1903, Vol. 1, P:
  9. John. B. Thompson, O.P. Cit., P. 321
  10. ر.ک: اسماعیل رائین، حقوق‌بگیران انگلیس در ایران، تهران: جاویدان، بی‌تا.
  11. ماری هجران،گزارش روابط ایران و انگلیس، تهران: آرشیو مرکز مطالعات فرهنگی - بین‌المللی، صص ۱۰-۵.
  12. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران: سیمرغ، ۱۳۵۵، صص ۱۲۰-۱۱۸.
  13. محمدحسین نعیمی، نگاهی به وضعیت فرهنگی فرانسه، تهران: اداره کل فرهنگی اروپا و امریکا، ۱۳۷۲، صص ۸-۲۷۰.
  14. محمدحسین نعیمی، نگاهی به وضعیت فرهنگی فرانسه، تهران: اداره کل فرهنگی اروپا و امریکا، ۱۳۷۲، صص ۲۸۲-۲۷۸.
  15. اسماعیل امین مقدم، پانصد سال روابط ایران و آلمان، تهران: معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۷، صص ۲۱، ۲۲، ۷۷.
  16. وزارت فرهنگ و هنر، تاریخ روابط فرهنگی ایران از آغاز تاکنون، تهران: وزارت فرهنگ و هنر، بی‌تا، صص ۱۱۸ و ۱۱۹.
  17. اسماعیل امین مقدم، پانصد سال روابط ایران و آلمان، تهران: معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۷، صص 188-190.
  18. اسماعیل امین مقدم، پانصد سال روابط ایران و آلمان، تهران: معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۷، ص 196.

منبع اصلی

منوچهری، عباس(1381). کتاب ایران: نظام سیاسی در ایران. ویراستاری محسن شانه چی. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی – بین المللی.

نویسنده مقاله

عباس منوچهری