احمد قوام السلطنه( رجال سیاسی): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:E51d9bcf6d91485d945f8eaa6e3ab288.jpg|بندانگشتی|احمد قوام السلطنه برگرفته از وبسایت مجله اینترنتی همیار قابل بازیابی از<nowiki/>https://hamyaar.ir/post/40375/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9/]] | [[پرونده:E51d9bcf6d91485d945f8eaa6e3ab288.jpg|بندانگشتی|احمد قوام السلطنه برگرفته از وبسایت مجله اینترنتی همیار قابل بازیابی از<nowiki/>https://hamyaar.ir/post/40375/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9/]] | ||
'''[[احمد قوام السلطنه( رجال سیاسی)|قوام، احمد، قوامالسلطنه]]''' (1290ق / 1873م-1334ش)، رجل سیاسی، از وزیران و صدراعظم دوره قاجار و نخستوزیر دوره پهلوی. | '''[[احمد قوام السلطنه( رجال سیاسی)|قوام، احمد، قوامالسلطنه]]''' (1290ق / 1873م-1334ش)، رجل سیاسی، از وزیران و صدراعظم [[قاجاریه|دوره قاجار]] و نخستوزیر [[سلسله پهلوی|دوره پهلوی]]. | ||
در تهران متولد شد. او فرزند میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه و برادر وثوقالدوله است<ref> دهخدا، علیاکبر. '''''لغتنامه دهخدا'''''. ذیل قوامالسلطنه. </ref>. تحصیلات متوسطه را در تهران تمام کرد سپس وارد مدرسه حقوق پاریس در رشته علوم سیاسی شد. ولی موفق به اتمام آن نشد<ref>مهدینیا، جعفر. '''''زندگی سیاسی قوامالسلطنه'''''. تهران: فوس، 1370، ص 15.</ref>. پس از بازگشت به ایران به دلیل حسن خط و شیوه نگارش مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت و ملقب به دبیر حضور شد. در سفر سوم مظفرالدین شاه به اروپا در زمره همراهان قرار گرفت و پس از بازگشت به تهران با لقب وزیر حضور رئیس دفتر مخصوص [[مظفرالدین شاه]] شد و در همین سمت فرمان مشروطیت را نوشت و آن را به امضای مظفرالدین شاه رسانید<ref> عاقلی، باقر. '''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381، ص 273 و 274.</ref>. قوام در 1324ق / 1906م پس از فوت نریمان خان قوامالسلطنه وزیر مختار ایران در اتریش با اهدای 25 هزار اشرفی از شاه لقب قوامالسلطنه گرفت<ref>عاقلی، باقر. '''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381 . ص 274 | در [[استان تهران|تهران]] متولد شد. او فرزند میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه و برادر وثوقالدوله است<ref> دهخدا، علیاکبر. '''''لغتنامه دهخدا'''''. ذیل قوامالسلطنه. </ref>. تحصیلات متوسطه را در تهران تمام کرد سپس وارد مدرسه حقوق پاریس در رشته علوم سیاسی شد. ولی موفق به اتمام آن نشد<ref>مهدینیا، جعفر. '''''زندگی سیاسی قوامالسلطنه'''''. تهران: فوس، 1370، ص 15.</ref>. پس از بازگشت به ایران به دلیل حسن خط و شیوه نگارش مورد توجه [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] قرار گرفت و ملقب به دبیر حضور شد. در سفر سوم [[مظفرالدین شاه]] به اروپا در زمره همراهان قرار گرفت و پس از بازگشت به [[استان تهران|تهران]] با لقب وزیر حضور رئیس دفتر مخصوص [[مظفرالدین شاه]] شد و در همین سمت فرمان [[نهضت مشروطه|مشروطیت]] را نوشت و آن را به امضای [[مظفرالدین شاه]] رسانید<ref> عاقلی، باقر. '''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381، ص 273 و 274.</ref>. قوام در 1324ق / 1906م پس از فوت نریمان خان قوامالسلطنه وزیر مختار ایران در اتریش با اهدای 25 هزار اشرفی از شاه لقب قوامالسلطنه گرفت<ref>عاقلی، باقر. '''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381 . ص 274.</ref>. | ||
و در 1329ش به تهران بازگشت. در سال 1331ش با اختلافی که بین مصدق و شاه روی داد بار دیگر به عنوان نخستوزیر انتخاب شد ولی پس از قیام 30 تیر مجبور به استعفا شد<ref>مهدینیا. تهران: فوس، 1370؛ عاقلی. '''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381. ص 286-287. </ref>. مجلس هفدهم در این دوران لایحه مصادره اموال وی را صادر کرد. قوام بعد از این جریان غالباً بیمار بود تا این که بر اثر سکته قلبی درگذشت و در قم مدفون شد<ref>عاقلی.'''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381 . ص 287-288.</ref>. | در کابینه سردار اسعد بختیاری به معاونت وزارت داخله و سپس به معاونت وزارت جنگ منصوب شد. در مرداد 1328ق / 1910م در کابینه اول مستوفیالممالک وزارت جنگ را احراز کرد و توانست لایحه خلع سلاح مجاهدین را از تصویب مجلس بگذراند به همین سبب درگیری بین قوای دولتی و نیروهای [[ستارخان]] در پارک اتابک به وقوع پیوست که منجر به زخمیشدن [[ستارخان|ستار خان]] گردید. در 1329ق / 1911م در کابینه دوم محمدولی خان سپهدار تنکابنی به وزارت عدلیه منصوب شد و در هیئت دولت صمصامالسلطنه بختیاری به وزارت داخله رسید. در 1330ق / 1912م در کابینه محمدعلی خان علاءالسلطنه وزارت مالیه را عهدهدار شد و در 1335ق / 1917م در دوره دوم نخستوزیری علاءالسلطنه وزیر داخله شد. این سمت را در کابینه عینالدوله نیز حفظ کرد<ref>عاقلی، باقر. '''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381 . ص 275.</ref>. | ||
در دوره مستوفیالممالک به عنوان والی خراسان منصوب شد و موجبات انتقال کلنل [[محمد تقی پسیان|محمدتقی خان پسیان]] را برای ریاست ژاندارمری خراسان فراهم کرد. اما پس از کودتای سید ضیاء طباطبایی<sup>*</sup> در 1299ش دستور دستگیری وی به کلنل پسیان داده شد و در نوروز 1300 دستگیر و به [[تهران مصور|تهران]] فرستاده شد<ref>شمیم، علیاصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374، ص 167.</ref>. پس از سقوط دولت سید ضیاء، احمدشاه وی را به عنوان نخستوزیر انتخاب کرد<ref> شمیم، علیاصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374 . ص 618.</ref>. از مهمترین اقدامات وی در این دوران پایان دادن به [[میرزا کوچک خان جنگلی|نهضت جنگل]] و قیام کلنل [[محمد تقی پسیان|محمدتقی پسیان]] در خراسان بود<ref> شمیم، علیاصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374 . ص 619 به بعد.</ref>. اختلافات قوام با احمدشاه و سردار سپه و همچنین نارضایتی شوروی و انگلیس از وی به خاطر طرح مسئله نفت شمال باعث سقوط کابینه وی و جانشینی مشیرالدوله شد<ref> شمیم، علیاصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374 . ص 633 و 634.</ref>. ناتوانی مشیرالدوله در اداره دولت سبب شد مجلس بار دیگر در خرداد 1301ش به کابینه قوامالسلطنه رأی اعتماد دهد<ref>شمیم، علیاصغر. '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374 . ص 636.</ref>. در این دوران وی لایحه تشکیل بانک ملی و استخدام مستشاران آمریکایی را برای امور مالی تقدیم مجلس کرد<ref>عاقلی. '''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381 . ص 276</ref>. در 1302ش ظاهراً به جرم توطئه بر ضد وزیر جنگ تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی توقیف شد و سپس به حالت تبعید به اروپا رفت<ref>تهران: علم، 1381.</ref>. در شهریور 1320ش قوام بار دیگر به صحنه سیاست بازگشت و در مرداد 1321ش به نخستوزیری منصوب شد، ولی در بهمن همان سال استعفا کرد<ref>مهدینیا. '''''زندگی سیاسی قوامالسلطنه'''''. تهران: فوس، 1370، ص 16.</ref>. در 1324ش مجلس چهاردهم بار دیگر وی را به نخستوزیری انتخاب کرد. با خاتمه جنگ جهانی دوم دولت شوروی همچنان قسمتهایی از خاک [[ایران]] را در تصرف داشت و نیز به گرفتن امتیازات نفتی نواحی شمال ایران تمایل داشت و حتی دولتی نیز به ریاست [[جعفر پیشه وری|سید جعفر پیشهوری]] در آذربایجان تشکیل داد. قوام با وعده واگذاری نفت شمال به روسها و امضای موافقتنامه معروف به قوام ـ سادچیکف[] توانست جلوی جمعیت شوروی را از آذربایجان گرفته و غائله آذربایجان را ختم کند<ref>دهخدا. '''''لغتنامه دهخدا'''''. ذیل قوامالسلطنه. </ref>. همچنین [[حزب دموکرات]] ایران را نیز در همین دوران تشکیل داد<ref>مدنی، سید جلالالدین. '''''تاریخ''''' '''''سیاسی معاصر ایران'''''. قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1361، ج 1، ص 160.</ref>. شاه به پاسداشت خدمات وی به او لقب «جناب اشرف» داد، با این حال محبوبیت قوام موجب برانگیخته شدن حسادت شاه و در نتیجه سقوط کابینه قوام در 1326ش شد و او به اروپا رفت<ref>مهدینیا.تهران: فوس، 1370 .</ref>. | |||
و در 1329ش به [[استان تهران|تهران]] بازگشت. در سال 1331ش با اختلافی که بین مصدق و شاه روی داد بار دیگر به عنوان نخستوزیر انتخاب شد ولی پس از قیام 30 تیر مجبور به استعفا شد<ref>مهدینیا. تهران: فوس، 1370؛ عاقلی. '''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381. ص 286-287. </ref>. مجلس هفدهم در این دوران لایحه مصادره اموال وی را صادر کرد. قوام بعد از این جریان غالباً بیمار بود تا این که بر اثر سکته قلبی درگذشت و در [[قم]] مدفون شد<ref>عاقلی.'''''خاندانهای حکومتگر در ایران.''''' تهران: علم، 1381 . ص 287-288.</ref>. | |||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۵: | ||
* [[ستارخان]] | * [[ستارخان]] | ||
* [[مظفرالدین شاه]] | * [[مظفرالدین شاه]] | ||
* [[محمد تقی پسیان]] | |||
== مآخذ == | == مآخذ == | ||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | [https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | ||
| خط ۱۹: | خط ۲۴: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
مهدی جواهری | مهدی جواهری | ||
[[رده:علوم سیاسی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۳

قوام، احمد، قوامالسلطنه (1290ق / 1873م-1334ش)، رجل سیاسی، از وزیران و صدراعظم دوره قاجار و نخستوزیر دوره پهلوی.
در تهران متولد شد. او فرزند میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه و برادر وثوقالدوله است[۱]. تحصیلات متوسطه را در تهران تمام کرد سپس وارد مدرسه حقوق پاریس در رشته علوم سیاسی شد. ولی موفق به اتمام آن نشد[۲]. پس از بازگشت به ایران به دلیل حسن خط و شیوه نگارش مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت و ملقب به دبیر حضور شد. در سفر سوم مظفرالدین شاه به اروپا در زمره همراهان قرار گرفت و پس از بازگشت به تهران با لقب وزیر حضور رئیس دفتر مخصوص مظفرالدین شاه شد و در همین سمت فرمان مشروطیت را نوشت و آن را به امضای مظفرالدین شاه رسانید[۳]. قوام در 1324ق / 1906م پس از فوت نریمان خان قوامالسلطنه وزیر مختار ایران در اتریش با اهدای 25 هزار اشرفی از شاه لقب قوامالسلطنه گرفت[۴].
در کابینه سردار اسعد بختیاری به معاونت وزارت داخله و سپس به معاونت وزارت جنگ منصوب شد. در مرداد 1328ق / 1910م در کابینه اول مستوفیالممالک وزارت جنگ را احراز کرد و توانست لایحه خلع سلاح مجاهدین را از تصویب مجلس بگذراند به همین سبب درگیری بین قوای دولتی و نیروهای ستارخان در پارک اتابک به وقوع پیوست که منجر به زخمیشدن ستار خان گردید. در 1329ق / 1911م در کابینه دوم محمدولی خان سپهدار تنکابنی به وزارت عدلیه منصوب شد و در هیئت دولت صمصامالسلطنه بختیاری به وزارت داخله رسید. در 1330ق / 1912م در کابینه محمدعلی خان علاءالسلطنه وزارت مالیه را عهدهدار شد و در 1335ق / 1917م در دوره دوم نخستوزیری علاءالسلطنه وزیر داخله شد. این سمت را در کابینه عینالدوله نیز حفظ کرد[۵].
در دوره مستوفیالممالک به عنوان والی خراسان منصوب شد و موجبات انتقال کلنل محمدتقی خان پسیان را برای ریاست ژاندارمری خراسان فراهم کرد. اما پس از کودتای سید ضیاء طباطبایی* در 1299ش دستور دستگیری وی به کلنل پسیان داده شد و در نوروز 1300 دستگیر و به تهران فرستاده شد[۶]. پس از سقوط دولت سید ضیاء، احمدشاه وی را به عنوان نخستوزیر انتخاب کرد[۷]. از مهمترین اقدامات وی در این دوران پایان دادن به نهضت جنگل و قیام کلنل محمدتقی پسیان در خراسان بود[۸]. اختلافات قوام با احمدشاه و سردار سپه و همچنین نارضایتی شوروی و انگلیس از وی به خاطر طرح مسئله نفت شمال باعث سقوط کابینه وی و جانشینی مشیرالدوله شد[۹]. ناتوانی مشیرالدوله در اداره دولت سبب شد مجلس بار دیگر در خرداد 1301ش به کابینه قوامالسلطنه رأی اعتماد دهد[۱۰]. در این دوران وی لایحه تشکیل بانک ملی و استخدام مستشاران آمریکایی را برای امور مالی تقدیم مجلس کرد[۱۱]. در 1302ش ظاهراً به جرم توطئه بر ضد وزیر جنگ تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی توقیف شد و سپس به حالت تبعید به اروپا رفت[۱۲]. در شهریور 1320ش قوام بار دیگر به صحنه سیاست بازگشت و در مرداد 1321ش به نخستوزیری منصوب شد، ولی در بهمن همان سال استعفا کرد[۱۳]. در 1324ش مجلس چهاردهم بار دیگر وی را به نخستوزیری انتخاب کرد. با خاتمه جنگ جهانی دوم دولت شوروی همچنان قسمتهایی از خاک ایران را در تصرف داشت و نیز به گرفتن امتیازات نفتی نواحی شمال ایران تمایل داشت و حتی دولتی نیز به ریاست سید جعفر پیشهوری در آذربایجان تشکیل داد. قوام با وعده واگذاری نفت شمال به روسها و امضای موافقتنامه معروف به قوام ـ سادچیکف[] توانست جلوی جمعیت شوروی را از آذربایجان گرفته و غائله آذربایجان را ختم کند[۱۴]. همچنین حزب دموکرات ایران را نیز در همین دوران تشکیل داد[۱۵]. شاه به پاسداشت خدمات وی به او لقب «جناب اشرف» داد، با این حال محبوبیت قوام موجب برانگیخته شدن حسادت شاه و در نتیجه سقوط کابینه قوام در 1326ش شد و او به اروپا رفت[۱۶].
و در 1329ش به تهران بازگشت. در سال 1331ش با اختلافی که بین مصدق و شاه روی داد بار دیگر به عنوان نخستوزیر انتخاب شد ولی پس از قیام 30 تیر مجبور به استعفا شد[۱۷]. مجلس هفدهم در این دوران لایحه مصادره اموال وی را صادر کرد. قوام بعد از این جریان غالباً بیمار بود تا این که بر اثر سکته قلبی درگذشت و در قم مدفون شد[۱۸].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ دهخدا، علیاکبر. لغتنامه دهخدا. ذیل قوامالسلطنه.
- ↑ مهدینیا، جعفر. زندگی سیاسی قوامالسلطنه. تهران: فوس، 1370، ص 15.
- ↑ عاقلی، باقر. خاندانهای حکومتگر در ایران. تهران: علم، 1381، ص 273 و 274.
- ↑ عاقلی، باقر. خاندانهای حکومتگر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 274.
- ↑ عاقلی، باقر. خاندانهای حکومتگر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 275.
- ↑ شمیم، علیاصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374، ص 167.
- ↑ شمیم، علیاصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 618.
- ↑ شمیم، علیاصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 619 به بعد.
- ↑ شمیم، علیاصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 633 و 634.
- ↑ شمیم، علیاصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 636.
- ↑ عاقلی. خاندانهای حکومتگر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 276
- ↑ تهران: علم، 1381.
- ↑ مهدینیا. زندگی سیاسی قوامالسلطنه. تهران: فوس، 1370، ص 16.
- ↑ دهخدا. لغتنامه دهخدا. ذیل قوامالسلطنه.
- ↑ مدنی، سید جلالالدین. تاریخ سیاسی معاصر ایران. قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1361، ج 1، ص 160.
- ↑ مهدینیا.تهران: فوس، 1370 .
- ↑ مهدینیا. تهران: فوس، 1370؛ عاقلی. خاندانهای حکومتگر در ایران. تهران: علم، 1381. ص 286-287.
- ↑ عاقلی.خاندانهای حکومتگر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 287-288.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
مهدی جواهری