پرش به محتوا

شهریار، محمدحسین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''شهریار، محمدحسین''' (1324ق / 1906م ـ 1367ش)، شاعر. سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج میرآقا خشكنابی از وكلای برجستة تبریز و از دانشمندان و اهل ادب بود. در تبریز به دنیا آمد.<sup>1</sup> دوران كودكی را كه با انقلاب تبریز مصادف بود در ده...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''شهریار، محمدحسین''' (1324ق / 1906م ـ 1367ش)، شاعر.
[[پرونده:شهریار، محمدحسین.jpg|بندانگشتی|محمدحسین شهریار برگرفته از سایت کتابراه قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.ketabrah.ir/author/3916-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1]]
شهریار، محمدحسین (1324ق / 1906م ـ 1367ش)، شاعر.


سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج میرآقا خشكنابی از وكلای برجستة [[تبریز]] و از دانشمندان و اهل ادب بود. در [[تبریز]] به دنیا آمد.<sup>1</sup> دوران كودكی را كه با انقلاب تبریز مصادف بود در دهات شنگول آباد، ‌قیش قرشاق و خشكناب به سر برد. مقدمات را با قرائت ''گلستان'' و ''نصاب الصبیان'' در مكتب ده و نزد پدر آموخت و خیلی زود با ''دیوان حافظ'' آشنایی یافت. دوره‌های ابتدایی و اول متوسطه و مقداری از ادبیات عرب را در تبریز آموخت.<sup>2</sup> سپس به تهران آمد و در مدرسة درالفنون تحصیلات متوسطه را تكمیل كرد. در 1303ق وارد دانشكدة‌ پزشكی شد، اما كمی پیش از آنكه این دوره را به پایان برساند، به دلایلی چون تنگدستی و شكست عاطفی در عشقی ناكام، پزشكی را رها كرد و در خط شاعری افتاد. پس از آن به خراسان رفت و با كمال‌الملك نقاش مشهور آن روزگار دیدار كرد. از 1310ش وارد خدمات دولتی شد و پس از چند بار تغییر شغل سرانجام در بانك كشاورزی به كار پرداخت و تا زمان بازنشستگی در همین خدمت ماند. او بیشتر اوقات خود را با شعر و ادب می‌گذراند.<sup>3</sup> رفت و آمد با ملك الشعرای بهار ـ‌ سیاسی‌ترین شاعر عهد و نمایندة مجلس ـ معاشرت با میرزادة عشقی، مراودات با فرخی یزدی، ‌مشاعره و مسابقة شعری با عارف قزوینی و بیش از همه تلمذ نزد شهید سیدحسن مدرس نیز تمایلات سیاسی نسبتاً پر رنگی را در تفكرات شهریار به وجود آورد. بعدها مسائلی چون خاطرة رشادت‌های مدرس در مقابل رضاخان میرپنج و خودكشی یار غارش، ‌حبیب میكده از ترس تهدیدات عوامل رضاخان به نفرت او از دستگاه رضاخان افزود. تأثیر این دوره را در برخی از اشعار سیاسی او می‌توان دید.<sup>4</sup> او در طول اقامت طولانی خود در تبریز با عزیزه دختر دایی خود ازدواج كرد و ازوی دارای دو دختر و یك پسر شد. اما بازگشت شهریار همراه خانواده‌اش به تهران برایش خوش یمن نبود، چرا كه همسرش در تهران درگذشت و ناچار شاعر خسته و شكسته دل با فرزندانش به تبریز بازگشت.<sup>5</sup> شهریاز در تبریز تا مدت‌ها با حقوق بازنشستگی مختصری كه از بانك كشاورزی دریافت می‌داشت، ‌به سختی روزگار می‌گذراند تا اینكه هیأت امنای دانشگاه تبریز عنوان استادی افتخاری دانشكدة ادبیات تبریز را به وی اعطا كرد. همچنین وزارت فرهنگ ایران به پیشنهاد فرهنگ آذربایجان شرقی، ‌آموزشگاهی را در شهر تبریز به نام وی نامگذاری كرد و روز 26 اسفندماه را در تاریخ فرهنگ آذربایجان «روز شهریار» نامید.<sup>6</sup> شهریار افزون بر شعر با موسیقی نیز آشنایی داشت و خود سه تار می‌نواخت. سرانجام در زادگاهش درگذشت و در مقبرةالشعرای تبریز به خاك سپرده شد.<sup>7</sup> منظومة ''روح پروانه'' (تهران، 1310ش)، اشعاری كه به میرزا احمدخان اشتری اهدا شده است (با مقدمة ملك الشعرای بهار و سعید نفیسی، 1310ش)، ''‌دیوان كامل'' (تهران، 4 ج؛ ‌تبریز، ‌2 ج) از آثار وی هستند.<sup>8</sup> منظومة مشهور ''حیدربابایه سلام'' (تبریز، 1332ش) او نیز از شاهكارهای ادبیات تركی آذربایجانی است كه تحت عنوان ''سلام به حیدربابای'' به فارسی هم برگردانیده شده است.<sup>9</sup> در حیات شعری شهریار سه دورة مشخص وجود دارد: 1ـ دورة‌جوانی كه در این دوره غزل‌های پرشور عاشقانه‌اش را می‌سراید، 2ـ دوره‌ای كه از آشنایی با ''افسانة'' نیما آغاز می‌شود و شاعر دست كم معاصرترین آثارش را پدید می‌آورد، 3ـ دوره‌ای كه به سالهای پختگی و پیری او برمی گردد و نوعی عرفان در اشعارش آشكار است.<sup>10</sup> او در انواع شعر مهارت داشت، اما شعرش بیشتر در مایة غزل رونق دارد. شاید بتوان شهریار را در میان شاعران امروز پس از بهار بهترین پیرو مكتب بازگشت ادبی دانست.<sup>11</sup> او در شاعری استعداد درخشانی داشت. ذوق نوجویی و نواندیشی در بسیاری از اشعارش منعكس است: تازگی مضمون، ‌صورخیال، ‌تعبیر، ‌حتی قالب شعر دیوان او از بسیاری شاعران نسل وی متمایز كرده است.<sup>12</sup>
سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج میرآقا خشکنابی از وکلای برجسته [[تبریز]] و از دانشمندان و اهل ادب بود. در [[تبریز]] به دنیا آمد<ref>احمدی، احمد و رزمجو، حسین. '''''سیر''''' '''''سخن'''''. مشهد: باستان، 1345، ج 2، ص 334.</ref>. دوران کودکی را که با [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] تبریز مصادف بود در دهات شنگول آباد، ‌قیش قرشاق و خشکناب به سر برد. مقدمات را با قرائت [[گلستان سعدی|گلستان]] و نصاب الصبیان در مکتب ده و نزد پدر آموخت و خیلی زود با دیوان حافظ آشنایی یافت. دوره‌های ابتدایی و اول متوسطه و مقداری از ادبیات عرب را در [[تبریز]] آموخت<ref>آرین پور، یحیی. '''''از نیما تا روزگار ما'''''. تهران: زوّار، چ 1، ‌1374، ص 510.</ref>. سپس به [[استان تهران|تهران]] آمد و در مدرسه درالفنون تحصیلات متوسطه را تکمیل کرد. در 1303ق وارد دانشکده‌ پزشکی شد، اما کمی پیش از آنکه این دوره را به پایان برساند، به دلایلی چون تنگدستی و شکست عاطفی در عشقی ناکام، پزشکی را رها کرد و در خط شاعری افتاد. پس از آن به خراسان رفت و با کمال‌الملک نقاش مشهور آن روزگار دیدار کرد. از 1310ش وارد خدمات دولتی شد و پس از چند بار تغییر شغل سرانجام در بانک کشاورزی به کار پرداخت و تا زمان بازنشستگی در همین خدمت ماند. او بیشتر اوقات خود را با شعر و ادب می‌گذراند<ref>یاحقی، محمدجعفر. '''''جویبار لحظه‌ها'''''. تهران: جامی، چ 1، 1378، ص 176.</ref>. رفت و آمد با [[ملک الشعرای بهار]] ـ‌ سیاسی‌ترین شاعر عهد و نماینده مجلس ـ معاشرت با [[میرزاده عشقی]]، مراودات با [[فرخی یزدی]]، ‌مشاعره و مسابقه شعری با [[عارف قزوینی]] و بیش از همه تلمذ نزد شهید [[سیدحسن مدرس]] نیز تمایلات سیاسی نسبتاً پر رنگی را در تفکرات شهریار به وجود آورد. بعدها مسائلی چون خاطره رشادت‌های مدرس در مقابل [[رضا شاه پهلوی|رضاخان میرپنج]] و خودکشی یار غارش، ‌حبیب میکده از ترس تهدیدات عوامل [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] به نفرت او از دستگاه [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] افزود. تأثیر این دوره را در برخی از اشعار سیاسی او می‌توان دید<ref>فردی، اصغر. مقدمه بر '''''شهریار و انقلاب اسلامی'''''. به کوشش اصغر فردی، تهران: انتشارات بین‌المللی الهدی، 1372، ص هشت ـ نه (مقدمه).</ref>.


'''مآخذ:'''
او در طول اقامت طولانی خود در [[تبریز]] با عزیزه دختر دایی خود ازدواج کرد و ازوی دارای دو دختر و یک پسر شد. اما بازگشت شهریار همراه خانواده‌اش به [[استان تهران|تهران]] برایش خوش یمن نبود، چرا که همسرش در [[استان تهران|تهران]] درگذشت و ناچار شاعر خسته و شکسته دل با فرزندانش به [[تبریز]] بازگشت<ref>منزوی، ‌حسین''. '''این ترک پارسی گوی'''''. ‌تهران: برگ، 1372، ‌ص 17.</ref>. شهریار در [[تبریز]] تا مدت‌ها با حقوق بازنشستگی مختصری که از بانک کشاورزی دریافت می‌داشت، ‌به سختی روزگار می‌گذراند تا اینکه هیأت امنای دانشگاه تبریز عنوان استادی افتخاری دانشکده ادبیات [[تبریز]] را به وی اعطا کرد. همچنین وزارت فرهنگ ایران به پیشنهاد فرهنگ [[آذربایجان شرقی]]، ‌آموزشگاهی را در [[تبریز|شهر تبریز]] به نام وی نامگذاری کرد و روز 26 اسفندماه را در تاریخ فرهنگ آذربایجان «روز شهریار» نامید<ref>آرین پور، یحیی. '''''از نیما تا روزگار ما'''''. تهران: زوّار، چ 1، ‌1374، ص 510-511.</ref>. شهریار افزون بر شعر با موسیقی نیز آشنایی داشت و خود سه تار می‌نواخت. سرانجام در زادگاهش درگذشت و در مقبره الشعرای [[تبریز]] به خاک سپرده شد<ref>'''''اثرآفرینان'''''. به کوشش کمال حاج سیدجوادی، با همکاری عبدالحسین نوایی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، 1378، ج 3، ص 386.</ref>. منظومه روح پروانه (تهران، 1310ش)، اشعاری که به میرزا احمدخان اشتری اهدا شده است (با مقدمه [[ملک الشعرای بهار]] و [[سعید نفیسی]]، 1310ش)، ‌دیوان کامل (تهران، 4 ج؛ ‌[[تبریز|تبریز،]] ‌2 ج) از آثار وی هستند<ref>آرین پور، یحیی. '''''از نیما تا روزگار ما'''''. تهران: زوّار، چ 1، ‌1374، ص 511.</ref>. منظومه مشهور حیدربابایه سلام ([[تبریز]]، 1332ش) او نیز از شاهکارهای ادبیات [[ترکی]] آذربایجانی است که تحت عنوان سلام به حیدربابای به [[فارسی]] هم برگردانیده شده است<ref>یاحقی، محمدجعفر. '''''جویبار لحظه‌ها'''''. تهران: جامی، چ 1، 1378، ص 177.</ref>. در حیات شعری شهریار سه دوره مشخص وجود دارد:


1.    احمدی، احمد و رزمجو، حسین. '''''سیر''''' '''''سخن'''''. مشهد: باستان، 1345، ج 2، ص 334.
# دوره‌جوانی که در این دوره غزل‌های پرشور عاشقانه‌اش را می‌سراید؛
# دوره‌ای که از آشنایی با افسانه [[نیما یوشیج|نیما]] آغاز می‌شود و شاعر دست کم معاصرترین آثارش را پدید می‌آورد؛
# دوره‌ای که به سالهای پختگی و پیری او برمی گردد و نوعی عرفان در اشعارش آشکار است<ref>منزوی، ‌حسین''. '''این ترک پارسی گوی'''''. ‌تهران: برگ، 1372، ‌ص 19.</ref>.  


2.    آرین پور، یحیی. '''''از نیما تا روزگار ما'''''. تهران: زوّار، چ 1، ‌1374، ص 510.
او در انواع شعر مهارت داشت، اما شعرش بیشتر در مایه غزل رونق دارد. شاید بتوان شهریار را در میان شاعران امروز پس از بهار بهترین پیرو مکتب بازگشت ادبی دانست<ref>استعلامی، محمد. '''''ادبیات دوره بیداری و معاصر'''''. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران. 1355، ص 401.</ref>. او در شاعری استعداد درخشانی داشت. ذوق نوجویی و نواندیشی در بسیاری از اشعارش منعکس است: تازگی مضمون، ‌صورخیال، ‌تعبیر، ‌حتی قالب شعر [[دیوان]] او از بسیاری شاعران نسل وی متمایز کرده است<ref>یوسفی، ‌غلامحسین. '''''چشمه روشن'''''. تهران: علمی، 1362، ص 635 و 637.</ref>.


3.    یاحقی، محمدجعفر. '''''جویبار لحظه‌ها'''''. تهران: جامی، چ 1، 1378، ص 176.
== نیز نگاه کنید به ==


4.    فردی، اصغر. مقدمه بر '''''شهریار و انقلاب اسلامی'''''. به كوشش اصغر فردی، تهران: انتشارات بین‌المللی الهدی، 1372، ص هشت ـ نه (مقدمه).
* [[تبریز]]
* [[انقلاب اسلامی ایران]]
* [[استان تهران]]
* [[ملک الشعرای بهار]]
* [[میرزاده عشقی]]
* [[فرخی یزدی]]
* [[عارف قزوینی]]
* [[سیدحسن مدرس]]


5.    منزوی، ‌حسین''. '''این ترك پارسی گوی'''''. ‌تهران: برگ، 1372، ‌ص 17.
== مآخذ ==
<references />


6.    آرین‌پور. '''''همان'''''. ‌ص 510ـ 511.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
7.    '''''اثرآفرینان'''''. به كوشش كمال حاج سیدجوادی، با همكاری عبدالحسین نوایی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، 1378، ج 3، ص 386.
 
8.    آرین‌پور. '''''همان'''''. ص 511.
 
9.    یاحقی. '''''همان'''''. ص 177.
 
10. منزوی. '''''همان'''''. ص 19.
 
11. استعلامی، محمد. '''''ادبیات دورة بیداری و معاصر'''''. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران. 1355، ص 401.
 
12. یوسفی، ‌غلامحسین. '''''چشمة روشن'''''. تهران: علمی، 1362، ص 635 و 637.


== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۱۱

محمدحسین شهریار برگرفته از سایت کتابراه قابل بازیابی ازhttps://www.ketabrah.ir/author/3916-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1

شهریار، محمدحسین (1324ق / 1906م ـ 1367ش)، شاعر.

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج میرآقا خشکنابی از وکلای برجسته تبریز و از دانشمندان و اهل ادب بود. در تبریز به دنیا آمد[۱]. دوران کودکی را که با انقلاب تبریز مصادف بود در دهات شنگول آباد، ‌قیش قرشاق و خشکناب به سر برد. مقدمات را با قرائت گلستان و نصاب الصبیان در مکتب ده و نزد پدر آموخت و خیلی زود با دیوان حافظ آشنایی یافت. دوره‌های ابتدایی و اول متوسطه و مقداری از ادبیات عرب را در تبریز آموخت[۲]. سپس به تهران آمد و در مدرسه درالفنون تحصیلات متوسطه را تکمیل کرد. در 1303ق وارد دانشکده‌ پزشکی شد، اما کمی پیش از آنکه این دوره را به پایان برساند، به دلایلی چون تنگدستی و شکست عاطفی در عشقی ناکام، پزشکی را رها کرد و در خط شاعری افتاد. پس از آن به خراسان رفت و با کمال‌الملک نقاش مشهور آن روزگار دیدار کرد. از 1310ش وارد خدمات دولتی شد و پس از چند بار تغییر شغل سرانجام در بانک کشاورزی به کار پرداخت و تا زمان بازنشستگی در همین خدمت ماند. او بیشتر اوقات خود را با شعر و ادب می‌گذراند[۳]. رفت و آمد با ملک الشعرای بهار ـ‌ سیاسی‌ترین شاعر عهد و نماینده مجلس ـ معاشرت با میرزاده عشقی، مراودات با فرخی یزدی، ‌مشاعره و مسابقه شعری با عارف قزوینی و بیش از همه تلمذ نزد شهید سیدحسن مدرس نیز تمایلات سیاسی نسبتاً پر رنگی را در تفکرات شهریار به وجود آورد. بعدها مسائلی چون خاطره رشادت‌های مدرس در مقابل رضاخان میرپنج و خودکشی یار غارش، ‌حبیب میکده از ترس تهدیدات عوامل رضاخان به نفرت او از دستگاه رضاخان افزود. تأثیر این دوره را در برخی از اشعار سیاسی او می‌توان دید[۴].

او در طول اقامت طولانی خود در تبریز با عزیزه دختر دایی خود ازدواج کرد و ازوی دارای دو دختر و یک پسر شد. اما بازگشت شهریار همراه خانواده‌اش به تهران برایش خوش یمن نبود، چرا که همسرش در تهران درگذشت و ناچار شاعر خسته و شکسته دل با فرزندانش به تبریز بازگشت[۵]. شهریار در تبریز تا مدت‌ها با حقوق بازنشستگی مختصری که از بانک کشاورزی دریافت می‌داشت، ‌به سختی روزگار می‌گذراند تا اینکه هیأت امنای دانشگاه تبریز عنوان استادی افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را به وی اعطا کرد. همچنین وزارت فرهنگ ایران به پیشنهاد فرهنگ آذربایجان شرقی، ‌آموزشگاهی را در شهر تبریز به نام وی نامگذاری کرد و روز 26 اسفندماه را در تاریخ فرهنگ آذربایجان «روز شهریار» نامید[۶]. شهریار افزون بر شعر با موسیقی نیز آشنایی داشت و خود سه تار می‌نواخت. سرانجام در زادگاهش درگذشت و در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد[۷]. منظومه روح پروانه (تهران، 1310ش)، اشعاری که به میرزا احمدخان اشتری اهدا شده است (با مقدمه ملک الشعرای بهار و سعید نفیسی، 1310ش)، ‌دیوان کامل (تهران، 4 ج؛ ‌تبریز، ‌2 ج) از آثار وی هستند[۸]. منظومه مشهور حیدربابایه سلام (تبریز، 1332ش) او نیز از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی است که تحت عنوان سلام به حیدربابای به فارسی هم برگردانیده شده است[۹]. در حیات شعری شهریار سه دوره مشخص وجود دارد:

  1. دوره‌جوانی که در این دوره غزل‌های پرشور عاشقانه‌اش را می‌سراید؛
  2. دوره‌ای که از آشنایی با افسانه نیما آغاز می‌شود و شاعر دست کم معاصرترین آثارش را پدید می‌آورد؛
  3. دوره‌ای که به سالهای پختگی و پیری او برمی گردد و نوعی عرفان در اشعارش آشکار است[۱۰].

او در انواع شعر مهارت داشت، اما شعرش بیشتر در مایه غزل رونق دارد. شاید بتوان شهریار را در میان شاعران امروز پس از بهار بهترین پیرو مکتب بازگشت ادبی دانست[۱۱]. او در شاعری استعداد درخشانی داشت. ذوق نوجویی و نواندیشی در بسیاری از اشعارش منعکس است: تازگی مضمون، ‌صورخیال، ‌تعبیر، ‌حتی قالب شعر دیوان او از بسیاری شاعران نسل وی متمایز کرده است[۱۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. احمدی، احمد و رزمجو، حسین. سیر سخن. مشهد: باستان، 1345، ج 2، ص 334.
  2. آرین پور، یحیی. از نیما تا روزگار ما. تهران: زوّار، چ 1، ‌1374، ص 510.
  3. یاحقی، محمدجعفر. جویبار لحظه‌ها. تهران: جامی، چ 1، 1378، ص 176.
  4. فردی، اصغر. مقدمه بر شهریار و انقلاب اسلامی. به کوشش اصغر فردی، تهران: انتشارات بین‌المللی الهدی، 1372، ص هشت ـ نه (مقدمه).
  5. منزوی، ‌حسین. این ترک پارسی گوی. ‌تهران: برگ، 1372، ‌ص 17.
  6. آرین پور، یحیی. از نیما تا روزگار ما. تهران: زوّار، چ 1، ‌1374، ص 510-511.
  7. اثرآفرینان. به کوشش کمال حاج سیدجوادی، با همکاری عبدالحسین نوایی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، 1378، ج 3، ص 386.
  8. آرین پور، یحیی. از نیما تا روزگار ما. تهران: زوّار، چ 1، ‌1374، ص 511.
  9. یاحقی، محمدجعفر. جویبار لحظه‌ها. تهران: جامی، چ 1، 1378، ص 177.
  10. منزوی، ‌حسین. این ترک پارسی گوی. ‌تهران: برگ، 1372، ‌ص 19.
  11. استعلامی، محمد. ادبیات دوره بیداری و معاصر. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران. 1355، ص 401.
  12. یوسفی، ‌غلامحسین. چشمه روشن. تهران: علمی، 1362، ص 635 و 637.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر