پرش به محتوا

میرزا آقاخان کرمانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
خط ۴: خط ۴:
اقا عبدالرحیم مشیزی(بردسیری) پدر میرزا اقاخان از ملاکان معتبر کرمان و اجداد و خانواده او صاحب نام و مکنت و اهل علم و عرفان با تعلق خاطر به طریقه نعمت اللهیه بودند<ref>وزیری، احمدعلی‌خان. '''''تاریخ كرمان'''''. تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران: 1375، عملی، حواشی مصحح ص581.</ref>.
اقا عبدالرحیم مشیزی(بردسیری) پدر میرزا اقاخان از ملاکان معتبر کرمان و اجداد و خانواده او صاحب نام و مکنت و اهل علم و عرفان با تعلق خاطر به طریقه نعمت اللهیه بودند<ref>وزیری، احمدعلی‌خان. '''''تاریخ كرمان'''''. تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران: 1375، عملی، حواشی مصحح ص581.</ref>.


میرزا آقاخان تحصیلات اصلی را با آموختن ادبیات، تاریخ، اصول، فقه و حدیث، ریاضیات و منطق، حکمت وعرفان، طب قدیم و.... در [[کرمان]] به انجام رساند و و از معلمانی مانند ملاجعفر پدر شیخ احمد روحی کرمانی، رفیق و شریک رنج و راحت زندگی خود که تا اخر عمر با هم بودند، حاجی آقا صادق و سیدجواد کربلایی اموخت. او که از خانواده‌ای متمول بود در زمان حکمرانی مستبدانه عبدالحمید میرزا ناصرالدوله فرمانفرما با او کنار نیامد و به ناچار مخفیانه به [[اصفهان]] و از آنجا با دوست دیرینه‌اش شیخ احمد روحی به [[استان تهران|تهران]]، [[مشهد]]، استانبول و به قبرس رفت و در قبرس ان دو با دختران رهبر بابی میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، ازدواج کردند<ref>ناظم‌الإسلام كرمانی، میرزامحمد. '''''تاریخ بیداری ایرانیان'''''. تصحیح علی‌اكبر سعیدی‌سیرجانی، تهران: 1346، بنیاد فرهنگ ایران، بخش مقدمه.</ref>. او در نهایت فقر روزگار می‌گذرانید و با روزنامه‌های اختر، استانبول و قانون همکاری داشت و با روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان به تبادل اراء پرداخت<ref>  اجودانی، ماشاءالله. '''''مشروطه ایرانی'''''. تهران: 1383، اختران، چاپ سوم، ص17-16.</ref>.
میرزا آقاخان تحصیلات اصلی را با آموختن ادبیات، تاریخ، اصول، فقه و حدیث، ریاضیات و منطق، حکمت وعرفان، طب قدیم و.... در [[کرمان]] به انجام رساند و و از معلمانی مانند ملاجعفر پدر شیخ احمد روحی کرمانی، رفیق و شریک رنج و راحت زندگی خود که تا اخر عمر با هم بودند، حاجی آقا صادق و سیدجواد کربلایی اموخت. او که از خانواده‌ای متمول بود در زمان حکمرانی مستبدانه عبدالحمید میرزا ناصرالدوله فرمانفرما با او کنار نیامد و به ناچار مخفیانه به [[اصفهان]] و از آنجا با دوست دیرینه‌اش شیخ احمد روحی به [[استان تهران|تهران]]، [[مشهد]]، استانبول و به قبرس رفت و در قبرس ان دو با دختران رهبر بابی میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، ازدواج کردند<ref>ناظم‌الإسلام كرمانی، میرزامحمد. '''''تاریخ بیداری ایرانیان'''''. تصحیح علی‌اكبر سعیدی‌سیرجانی، تهران: 1346، بنیاد فرهنگ ایران، بخش مقدمه.</ref>. او در نهایت فقر روزگار می‌گذرانید و با روزنامه‌های اختر، استانبول و قانون همکاری داشت و با روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان به تبادل آراء پرداخت<ref>  اجودانی، ماشاءالله. '''''مشروطه ایرانی'''''. تهران: 1383، اختران، چاپ سوم، ص17-16.</ref>.


به زودی در جرگه گروه اتحاد [[اسلام]] به رهبری [[سید جمال الدین اسد آبادی|سید جمال‌الدین اسدآبادی]] پیوست و با علمای ایرانی مقیم [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] به مکاتبه پرداخت. فعالیت‌های او و همراهانش بر ضد [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] در زمانی بود که میرزا رضای کرمانی شاه را کشت. آقا خان، شیخ احمد روحی و حسن‌خان خبیرالملک توسط دولت عثمانی به [[ایران]] فرستاده شدند <ref>كسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: 1373، امیركبیر، ص136.</ref> و به دستور محمد‌علی میرزا پسر [[مظفرالدین شاه]] که در [[تبریز]] در مقام ولیعهدی بود، آنان را سر بریدند.(صفر1314ق / م) <ref>گلبن، محمد. «ماجرای قتل میرزا اقان‌خان كرمانی، شیخ احمد روحی و میرزا حسن‌خان خبیرالملك». یغماس19، ش4، 1350.</ref>.
به زودی در جرگه گروه اتحاد [[اسلام]] به رهبری [[سید جمال الدین اسد آبادی|سید جمال‌الدین اسدآبادی]] پیوست و با علمای ایرانی مقیم [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] به مکاتبه پرداخت. فعالیت‌های او و همراهانش بر ضد [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] در زمانی بود که میرزا رضای کرمانی شاه را کشت. آقا خان، شیخ احمد روحی و حسن‌خان خبیرالملک توسط دولت عثمانی به [[ایران]] فرستاده شدند <ref>كسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: 1373، امیركبیر، ص136.</ref> و به دستور محمد‌علی میرزا پسر [[مظفرالدین شاه]] که در [[تبریز]] در مقام ولیعهدی بود، آنان را سر بریدند.(صفر1314ق / م) <ref>گلبن، محمد. «ماجرای قتل میرزا اقان‌خان كرمانی، شیخ احمد روحی و میرزا حسن‌خان خبیرالملك». یغماس19، ش4، 1350.</ref>.
خط ۲۳: خط ۲۳:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
حسن باستانی راد
حسن باستانی راد
[[رده:تاریخ]]
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۴۲

میرزا آقاخان کرمانی، قابل بازیابی از https://qajartime.com/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C/

میرزا آقاخان کرمانی، میرزا عبدالحسین بردسیری معروف به میرزا آقاخان کرمانی اندیشمند نوگرا، شاعر و نویسنده نامدار و آزادی خواه و اصلاح‌گر دوره ناصری (1314-1275ق/1896-1853م)

اقا عبدالرحیم مشیزی(بردسیری) پدر میرزا اقاخان از ملاکان معتبر کرمان و اجداد و خانواده او صاحب نام و مکنت و اهل علم و عرفان با تعلق خاطر به طریقه نعمت اللهیه بودند[۱].

میرزا آقاخان تحصیلات اصلی را با آموختن ادبیات، تاریخ، اصول، فقه و حدیث، ریاضیات و منطق، حکمت وعرفان، طب قدیم و.... در کرمان به انجام رساند و و از معلمانی مانند ملاجعفر پدر شیخ احمد روحی کرمانی، رفیق و شریک رنج و راحت زندگی خود که تا اخر عمر با هم بودند، حاجی آقا صادق و سیدجواد کربلایی اموخت. او که از خانواده‌ای متمول بود در زمان حکمرانی مستبدانه عبدالحمید میرزا ناصرالدوله فرمانفرما با او کنار نیامد و به ناچار مخفیانه به اصفهان و از آنجا با دوست دیرینه‌اش شیخ احمد روحی به تهران، مشهد، استانبول و به قبرس رفت و در قبرس ان دو با دختران رهبر بابی میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، ازدواج کردند[۲]. او در نهایت فقر روزگار می‌گذرانید و با روزنامه‌های اختر، استانبول و قانون همکاری داشت و با روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان به تبادل آراء پرداخت[۳].

به زودی در جرگه گروه اتحاد اسلام به رهبری سید جمال‌الدین اسدآبادی پیوست و با علمای ایرانی مقیم عراق به مکاتبه پرداخت. فعالیت‌های او و همراهانش بر ضد ناصرالدین شاه در زمانی بود که میرزا رضای کرمانی شاه را کشت. آقا خان، شیخ احمد روحی و حسن‌خان خبیرالملک توسط دولت عثمانی به ایران فرستاده شدند [۴] و به دستور محمد‌علی میرزا پسر مظفرالدین شاه که در تبریز در مقام ولیعهدی بود، آنان را سر بریدند.(صفر1314ق / م) [۵].

برخی او را «نماینده کامل عیار فرهنگ ایرانی» [۶] و برخی «طلایه‌دار برجسته اندیشه نوگرایانه در ایران» [۷]خوانده‌اند. اشنایی و تسلط بر زبان‌های خارجی و تسلط بر تاریخ به ویژه تاریخ ایران باستان، بهره‌مندی از توانایی ادبی در گفتار و نوشتار، دستیابی به منابع علمی تاریخی و سیاسی اروپا باعث شد در میان روشنفکران ایرانی عصر قاجار که در بروز نهضت‌های فکری تأثیر بسیار داشتند متمایز و نام‌اور شود. ائینه اسکندری [۸]، نامه باستان (سالارنامه)، رضوان، آئین سخنوری، سه مکتوب، ریحان، صدخطابه، هفتاد و دو ملت. رساله‌هایی در تاریخ ایران، ترجمه تلماک، هشت بهشت و... از آثار اوست. او متحول‌کننده سنت‌های تاریخ‌نگاری ایرانی و از متفکران بر جسته قائل به فلسفه مادی و اصالت طبیعت، معتقد به استفاده تعقل در تاریخ و مبرز در هنر نویسندگی و شاعری بود و در روشنفکران پیش از مشروطه تأثیر بسیار گذارد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. وزیری، احمدعلی‌خان. تاریخ كرمان. تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تهران: 1375، عملی، حواشی مصحح ص581.
  2. ناظم‌الإسلام كرمانی، میرزامحمد. تاریخ بیداری ایرانیان. تصحیح علی‌اكبر سعیدی‌سیرجانی، تهران: 1346، بنیاد فرهنگ ایران، بخش مقدمه.
  3.   اجودانی، ماشاءالله. مشروطه ایرانی. تهران: 1383، اختران، چاپ سوم، ص17-16.
  4. كسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: 1373، امیركبیر، ص136.
  5. گلبن، محمد. «ماجرای قتل میرزا اقان‌خان كرمانی، شیخ احمد روحی و میرزا حسن‌خان خبیرالملك». یغماس19، ش4، 1350.
  6. ادمیت، فریدون. اندیشه‌های میرزا اقاخان كرمانی. تهران: 1357، پیام، ص14.
  7. حائری، عبدالهادی. «میرزا اقاخان كرمانی»، خود اگاهی و تاریخ پژوهی. به كوشش شهرام یوسفی‌فر، تهران: 1380، دانشگاه تهران و مؤسسه دانش و پژوهش ایران، ص427.
  8. اقاخان كرمانی، میرزا عبدالحسین. ائینه اسكندری یا تاریخ ایران. تصحیح و چاپ جهانگیر صوراسرافیل، تهران: بی‌نا، 1326-1324ق.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

حسن باستانی راد