پرش به محتوا

احمد قوام السلطنه( رجال سیاسی)

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۴۳ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
احمد قوام السلطنه برگرفته از وبسایت مجله اینترنتی همیار قابل بازیابی ازhttps://hamyaar.ir/post/40375/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9/

قوام، احمد، قوام‌السلطنه (1290ق / 1873م-1334ش)، رجل سیاسی، از وزیران و صدراعظم دوره قاجار و نخست‌وزیر دوره پهلوی.

در تهران متولد شد. او فرزند میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه و برادر وثوق‌الدوله است[۱]. تحصیلات متوسطه را در تهران تمام کرد سپس وارد مدرسه حقوق پاریس در رشته علوم سیاسی شد. ولی موفق به اتمام آن نشد[۲]. پس از بازگشت به ایران به دلیل حسن خط و شیوه نگارش مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت و ملقب به دبیر حضور شد. در سفر سوم مظفرالدین شاه به اروپا در زمره همراهان قرار گرفت و پس از بازگشت به تهران با لقب وزیر حضور رئیس دفتر مخصوص مظفرالدین شاه شد و در همین سمت فرمان مشروطیت را نوشت و آن را به امضای مظفرالدین شاه رسانید[۳]. قوام در 1324ق / 1906م پس از فوت نریمان خان قوام‌السلطنه وزیر مختار ایران در اتریش با اهدای 25 هزار اشرفی از شاه لقب قوام‌السلطنه گرفت[۴].

در کابینه سردار اسعد بختیاری به معاونت وزارت داخله و سپس به معاونت وزارت جنگ منصوب شد. در مرداد 1328ق / 1910م در کابینه اول مستوفی‌الممالک وزارت جنگ را احراز کرد و توانست لایحه خلع سلاح مجاهدین را از تصویب مجلس بگذراند به همین سبب درگیری بین قوای دولتی و نیروهای ستارخان در پارک اتابک به وقوع پیوست که منجر به زخمی‌شدن ستار خان گردید. در 1329ق / 1911م در کابینه دوم محمدولی خان سپهدار تنکابنی به وزارت عدلیه منصوب شد و در هیئت دولت صمصام‌السلطنه بختیاری به وزارت داخله رسید. در 1330ق / 1912م در کابینه محمدعلی خان علاءالسلطنه وزارت مالیه را عهده‌دار شد و در 1335ق / 1917م در دوره دوم نخست‌وزیری علاءالسلطنه وزیر داخله شد. این سمت را در کابینه عین‌الدوله نیز حفظ کرد[۵].

در دوره مستوفی‌الممالک به عنوان والی خراسان منصوب شد و موجبات انتقال کلنل محمدتقی خان پسیان را برای ریاست ژاندارمری خراسان فراهم کرد. اما پس از کودتای سید ضیاء طباطبایی* در 1299ش دستور دستگیری وی به کلنل پسیان داده شد و در نوروز 1300 دستگیر و به تهران فرستاده شد[۶]. پس از سقوط دولت سید ضیاء، احمدشاه وی را به عنوان نخست‌وزیر انتخاب کرد[۷]. از مهم‌ترین اقدامات وی در این دوران پایان دادن به نهضت جنگل و قیام کلنل محمدتقی پسیان در خراسان بود[۸]. اختلافات قوام با احمدشاه و سردار سپه و همچنین نارضایتی شوروی و انگلیس از وی به خاطر طرح مسئله نفت شمال باعث سقوط کابینه وی و جانشینی مشیرالدوله شد[۹]. ناتوانی مشیرالدوله در اداره دولت سبب شد مجلس بار دیگر در خرداد 1301ش به کابینه قوام‌السلطنه رأی اعتماد دهد[۱۰]. در این دوران وی لایحه تشکیل بانک ملی و استخدام مستشاران آمریکایی را برای امور مالی تقدیم مجلس کرد[۱۱]. در 1302ش ظاهراً به جرم توطئه بر ضد وزیر جنگ تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی توقیف شد و سپس به حالت تبعید به اروپا رفت[۱۲]. در شهریور 1320ش قوام بار دیگر به صحنه سیاست بازگشت و در مرداد 1321ش به نخست‌وزیری منصوب شد، ولی در بهمن همان سال استعفا کرد[۱۳]. در 1324ش مجلس چهاردهم بار دیگر وی را به نخست‌وزیری انتخاب کرد. با خاتمه جنگ جهانی دوم دولت شوروی همچنان قسمت‌هایی از خاک ایران را در تصرف داشت و نیز به گرفتن امتیازات نفتی نواحی شمال ایران تمایل داشت و حتی دولتی نیز به ریاست سید جعفر پیشه‌وری در آذربایجان تشکیل داد. قوام با وعده واگذاری نفت شمال به روس‌ها و امضای موافقت‌نامه معروف به قوام ـ سادچیکف[] توانست جلوی جمعیت شوروی را از آذربایجان گرفته و غائله آذربایجان را ختم کند[۱۴]. همچنین حزب دموکرات ایران را نیز در همین دوران تشکیل داد[۱۵]. شاه به پاسداشت خدمات وی به او لقب «جناب اشرف» داد، با این حال محبوبیت قوام موجب برانگیخته شدن حسادت شاه و در نتیجه سقوط کابینه قوام در 1326ش شد و او به اروپا رفت[۱۶].

و در 1329ش به تهران بازگشت. در سال 1331ش با اختلافی که بین مصدق و شاه روی داد بار دیگر به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد ولی پس از قیام 30 تیر مجبور به استعفا شد[۱۷]. مجلس هفدهم در این دوران لایحه مصادره اموال وی را صادر کرد. قوام بعد از این جریان غالباً بیمار بود تا این که بر اثر سکته قلبی درگذشت و در قم مدفون شد[۱۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1.    دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. ذیل قوام‌السلطنه.
  2. مهدی‌نیا، جعفر. زندگی سیاسی قوام‌السلطنه. تهران: فوس، 1370، ص 15.
  3.   عاقلی، باقر. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381، ص 273 و 274.
  4. عاقلی، باقر. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 274.
  5. عاقلی، باقر. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381  . ص 275.
  6. شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374، ص 167.
  7.   شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 618.
  8.   شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 619 به بعد.
  9.    شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 633 و 634.
  10. شمیم، علی‌اصغر. ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374 . ص 636.
  11. عاقلی. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 276
  12. تهران: علم، 1381.
  13. مهدی‌نیا. زندگی سیاسی قوام‌السلطنه. تهران: فوس، 1370، ص 16.
  14. دهخدا. لغت‌نامه دهخدا. ذیل قوام‌السلطنه.
  15. مدنی، سید جلال‌الدین. تاریخ سیاسی معاصر ایران. قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1361، ج 1، ص 160.
  16. مهدی‌نیا.تهران: فوس، 1370 .
  17. مهدی‌نیا. تهران: فوس، 1370؛ عاقلی. خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381. ص 286-287.
  18. عاقلی.خاندان‌های حکومت‌گر در ایران. تهران: علم، 1381 . ص 287-288.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

مهدی جواهری