شهریار، محمدحسین

شهریار، محمدحسین (1324ق / 1906م ـ 1367ش)، شاعر.
سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج میرآقا خشکنابی از وکلای برجسته تبریز و از دانشمندان و اهل ادب بود. در تبریز به دنیا آمد[۱]. دوران کودکی را که با انقلاب تبریز مصادف بود در دهات شنگول آباد، قیش قرشاق و خشکناب به سر برد. مقدمات را با قرائت گلستان و نصاب الصبیان در مکتب ده و نزد پدر آموخت و خیلی زود با دیوان حافظ آشنایی یافت. دورههای ابتدایی و اول متوسطه و مقداری از ادبیات عرب را در تبریز آموخت[۲]. سپس به تهران آمد و در مدرسه درالفنون تحصیلات متوسطه را تکمیل کرد. در 1303ق وارد دانشکده پزشکی شد، اما کمی پیش از آنکه این دوره را به پایان برساند، به دلایلی چون تنگدستی و شکست عاطفی در عشقی ناکام، پزشکی را رها کرد و در خط شاعری افتاد. پس از آن به خراسان رفت و با کمالالملک نقاش مشهور آن روزگار دیدار کرد. از 1310ش وارد خدمات دولتی شد و پس از چند بار تغییر شغل سرانجام در بانک کشاورزی به کار پرداخت و تا زمان بازنشستگی در همین خدمت ماند. او بیشتر اوقات خود را با شعر و ادب میگذراند[۳]. رفت و آمد با ملک الشعرای بهار ـ سیاسیترین شاعر عهد و نماینده مجلس ـ معاشرت با میرزاده عشقی، مراودات با فرخی یزدی، مشاعره و مسابقه شعری با عارف قزوینی و بیش از همه تلمذ نزد شهید سیدحسن مدرس نیز تمایلات سیاسی نسبتاً پر رنگی را در تفکرات شهریار به وجود آورد. بعدها مسائلی چون خاطره رشادتهای مدرس در مقابل رضاخان میرپنج و خودکشی یار غارش، حبیب میکده از ترس تهدیدات عوامل رضاخان به نفرت او از دستگاه رضاخان افزود. تأثیر این دوره را در برخی از اشعار سیاسی او میتوان دید[۴].
او در طول اقامت طولانی خود در تبریز با عزیزه دختر دایی خود ازدواج کرد و ازوی دارای دو دختر و یک پسر شد. اما بازگشت شهریار همراه خانوادهاش به تهران برایش خوش یمن نبود، چرا که همسرش در تهران درگذشت و ناچار شاعر خسته و شکسته دل با فرزندانش به تبریز بازگشت[۵]. شهریار در تبریز تا مدتها با حقوق بازنشستگی مختصری که از بانک کشاورزی دریافت میداشت، به سختی روزگار میگذراند تا اینکه هیأت امنای دانشگاه تبریز عنوان استادی افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را به وی اعطا کرد. همچنین وزارت فرهنگ ایران به پیشنهاد فرهنگ آذربایجان شرقی، آموزشگاهی را در شهر تبریز به نام وی نامگذاری کرد و روز 26 اسفندماه را در تاریخ فرهنگ آذربایجان «روز شهریار» نامید[۶]. شهریار افزون بر شعر با موسیقی نیز آشنایی داشت و خود سه تار مینواخت. سرانجام در زادگاهش درگذشت و در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد[۷]. منظومه روح پروانه (تهران، 1310ش)، اشعاری که به میرزا احمدخان اشتری اهدا شده است (با مقدمه ملک الشعرای بهار و سعید نفیسی، 1310ش)، دیوان کامل (تهران، 4 ج؛ تبریز، 2 ج) از آثار وی هستند[۸]. منظومه مشهور حیدربابایه سلام (تبریز، 1332ش) او نیز از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی است که تحت عنوان سلام به حیدربابای به فارسی هم برگردانیده شده است[۹]. در حیات شعری شهریار سه دوره مشخص وجود دارد:
- دورهجوانی که در این دوره غزلهای پرشور عاشقانهاش را میسراید؛
- دورهای که از آشنایی با افسانه نیما آغاز میشود و شاعر دست کم معاصرترین آثارش را پدید میآورد؛
- دورهای که به سالهای پختگی و پیری او برمی گردد و نوعی عرفان در اشعارش آشکار است[۱۰].
او در انواع شعر مهارت داشت، اما شعرش بیشتر در مایه غزل رونق دارد. شاید بتوان شهریار را در میان شاعران امروز پس از بهار بهترین پیرو مکتب بازگشت ادبی دانست[۱۱]. او در شاعری استعداد درخشانی داشت. ذوق نوجویی و نواندیشی در بسیاری از اشعارش منعکس است: تازگی مضمون، صورخیال، تعبیر، حتی قالب شعر دیوان او از بسیاری شاعران نسل وی متمایز کرده است[۱۲].
نیز نگاه کنید به
- تبریز
- انقلاب اسلامی ایران
- استان تهران
- ملک الشعرای بهار
- میرزاده عشقی
- فرخی یزدی
- عارف قزوینی
- سیدحسن مدرس
مآخذ
- ↑ احمدی، احمد و رزمجو، حسین. سیر سخن. مشهد: باستان، 1345، ج 2، ص 334.
- ↑ آرین پور، یحیی. از نیما تا روزگار ما. تهران: زوّار، چ 1، 1374، ص 510.
- ↑ یاحقی، محمدجعفر. جویبار لحظهها. تهران: جامی، چ 1، 1378، ص 176.
- ↑ فردی، اصغر. مقدمه بر شهریار و انقلاب اسلامی. به کوشش اصغر فردی، تهران: انتشارات بینالمللی الهدی، 1372، ص هشت ـ نه (مقدمه).
- ↑ منزوی، حسین. این ترک پارسی گوی. تهران: برگ، 1372، ص 17.
- ↑ آرین پور، یحیی. از نیما تا روزگار ما. تهران: زوّار، چ 1، 1374، ص 510-511.
- ↑ اثرآفرینان. به کوشش کمال حاج سیدجوادی، با همکاری عبدالحسین نوایی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، 1378، ج 3، ص 386.
- ↑ آرین پور، یحیی. از نیما تا روزگار ما. تهران: زوّار، چ 1، 1374، ص 511.
- ↑ یاحقی، محمدجعفر. جویبار لحظهها. تهران: جامی، چ 1، 1378، ص 177.
- ↑ منزوی، حسین. این ترک پارسی گوی. تهران: برگ، 1372، ص 19.
- ↑ استعلامی، محمد. ادبیات دوره بیداری و معاصر. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران. 1355، ص 401.
- ↑ یوسفی، غلامحسین. چشمه روشن. تهران: علمی، 1362، ص 635 و 637.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
ابوالقاسم رادفر