زرتشت 2
زرتشت، پیامبر آریایی ایران باستان و بنیانگذار اولین آیین یکتاپرستی ایرانیان.
از آنجا که حیات زرتشت را مجموعهای از اساطیر احاطه کردهاند، نمیتوان با اطمینان کامل درباره او سخن گفت. درباره زمان و مکان زندگی زرتشت روایتهای مختلفی وجود دارند. بر اساس این روایات زمان زیستن زرتشت از شش هزار سال پ.م تا 600 پ.م متغیر است اما بنا بر یافتههای زبانشناسی و جامعهشناسی دیرترین زمانی که برای او میتوان در نظر گرفت 1500-1700 پ.م و نزدیکترین زمان 900-1000 پ.م مقارن با جدا شدن اقوام هندی و ایرانی از یکدیگر است[۱].
بنا بر متون دینی زرتشتی و اوستا زادگاه اولیه زرتشت ایران وئجه (ایران ویج) بوده که روایتهای مختلف مکانهای گوناگونی از نواحی شرقی ایران در باختر (بلخ) تا غرب ایران در آتروپاتن(آذربایجان)را برای آن در نظر گرفتهاند اما در اینجا نیز با بهرهگیری از یافتههای زبانشناسی ایرانویج را منطبق با خوارزم بزرگ واقع در شرق ایران میدانند[۲]. بنا بر روایات مختلف، روز ششم فروردین ماه، زادروز زرتشت است و زرتشتیان هر ساله این روز را جشن میگیرند. نام پدر زرتشت پورشسب (اسب خاکستری)، مادرش دغدو، پدربزرگش هیچتسپه و نام خاندانش سپیتمه (سپیدمان) بوده است[۳]. چنانچه از این نامها و نام زرتشت (دارنده شتر زرد) برمیآید، او به جامعهای شبانی تعلق داشته است. زرتشت در سن پانزده سالگی به مقام زوتر (روحانی کامل) رسید و در سن سی سالگی از طریق بهمن (وهومنه) امشاسپند به همپرسی اهورا مزدا (خدای آیین زرتشتی) رفته و به پیامبری برگزیده شد[۴].
زرتشت سه بار ازدواج کرده که از زن اولش صاحب یک پسر و سه دختر و از زن دومش صاحب دو پسر شد. او در نهایت در سن 77 سالگی در آتشکده بلخ به دست یکی از مخالفانش که ظاهراً پیرو آیین مهرپرستی بوده، کشته شد[۵]. آیین زرتشت از میان خدایان آریایی تنها یک خدا یا همان اهورا مزدا (سرور دانا / سپنته مینو) را به عنوان خدای برتر معرفی میکند و نیروهای خیر و دیگر خدایان سازگار با او را تحت عنوان امشاسپندان که تعدادشان بنا بر روایتی هفت و بنا بر روایتی دیگر شش است، تحت فرمان اهورا مزدا قرار میدهد و نیروهای شر و خدایان مخالف با آموزههای زرتشت تحت فرمان اهریمن (انگره مینو)، هماورد اهورا مزدا قرار میگیرند. اساس کار جهان از دیدگاه زرتشت بر مبنای نبرد میان نیروهای خیر و شر است[۶].
زرتشت با برخی از رسوم و آیینهای رایج در میان آریاییان از جمله خوردن گوشت و نوشیدن نوشابه سکرآور هوم و نیز برخی خدایان مرتبط با این آیینها همچون میترا که مراسمهایش با زیادهروی در میگساری و قربانیهای خونین همراه بود، به مخالفت برخاست. اولین کسی که به آیین او گرایید، پسر عمویش میریوماه بود. اما تغییرات و نوآوریهای زرتشت منجر به بروز مخالفتهایی با او و آیینش شد. خاندانهای کولیها و کرپنها و نیز شخصی به نام بَندْوه از مخالفان زرتشت بودهاند که در اشعارش (گاتها) از آنها نام میبرد. او در چهل سالگی بر اثر این دشمنیها به دربار کی گشتاسب، پادشاه سرزمین مجاورش پناه برد و با معالجه اسب مورد علاقه این پادشاه، اعتماد او را به دست آورده و سپس پادشاه ملکه او هوتوسا و پسرش سپندیاد (اسفندیار) را به دین خود فرا خواند[۷].
در اثر گرویدن گشتاسب و اطرافیانش به آیین زردشت، پادشاهان سرزمینهای مجاور با او به مخالفت برخاستند و در نهایت ارجاسب تورانی به سرزمین گشتاسب یورش برد و جنگی دینی در میان این دو پادشاه درگرفت. در این جنگ اسفندیار پسر گشتاسب، زریر برادر گشتاسب، جاماسب داماد زرتشت و بستور در نبرد با ارجاسب شرکت داشته و در نهایت موفق به شکست او شدند[۸]. برخی کی گشتاسب را با گشتاسب، پدر داریوش بزرگ هخامنشی یکی دانستهاند که این نظریه بنا به پارهای دلایل رد شده است. پس از زرتشت دوباره عناصر و خدایان سنتی که از سوی پیامبر طرد شده بودند، به مرور در آیینش راه یافتند. به عنوان مثال راهیابی هوم اما نه به عنوان نوشابهای سکرآور، بلکه به عنوان شیره گیاهی مقدس و نیز میترا نه به عنوان خدایی مستقل بلکه یکی از ایزدان تحت فرمان اهورا مزدا. در دوران هخامنشی و با ملحق شدن نواحی شرقی ایران به امپراطوری هخامنشی، آیین زرتشتی به مرور در امپراطوری نفوذ پیدا کرد و مغان که از دیرباز وظیفه تبلیغ دین و برگزاری مراسمهای آیینی را بر عهده داشتند، مسئول اشاعه این آیین و اجرای مراسمهایش شدند. ظاهراً نظریه تعلق زرتشت به نواحی غربی ایران و آذربایجان در همین زمان اشاعه یافته است، چرا که طایفه مغان متعلق به همین ناحیه بودهاند و برای کسب جایگاهی موجه در آیین زردشت، او را به این ناحیه منسوب میکردهاند[۹].
کتاب اوستا که امروزه مرجع پیروان آیین زرتشتی است، ترکیبی از عناصر همگون زرتشتی و پیشزرتشتی است. نام اوستا، از زبانی که با آن به نگارش درآمده، به ودیعت گرفته شده و از نظر زبانی دو گویش قدیم (گاهانی) و جدید است. بخش اول (گویش گاهانی) که به صورت شعر هجایی به نگارش در آمده و زبان آن از نشر ساختار با زبان وداها، سرودهای مقدس هند باستان (زبان سنسکریت)شباهت بسیاری دارد، منسوب به زرتشت است و از اشعار او محسوب میشود[۱۰]. بخش دوم (گویش جدید) که بعدها پیروان زرتشت با استناد به بخش اول کتاب به آن اضافه کردهاند. مطابق روایتهای گوناگون کتاب کامل اوستا در دوران گشتاسب با خط زرین بر دوازده هزار پوست گاو به نگارش در آمده بود که اسکندر مقدونی در حمله به ایران آن را به آتش کشید. از این رو زرتشتیان به او لقب گجستک (ملعون) دادند. این کتاب پس از آن چهار مرتبه در دوران بلاش اول، پادشاه اشکانی (حک 78-51م)، اردشیر بابکان نخستین پادشاه ساسانی (241-226م) به دست موبد تنسر، شاهپور دوم پادشاه ساسانی (379-310م) به توسط موبد مهراسپندان و مأمون خلیفه عباسی (قرن 9م) به توسط موبد آذر فرنبغ گردآوری مجدد شد[۱۱].
اوستای دوران ساسانی 21 نسک داشته که به سه قسمت نسکهای گاثانیک (امور مینوی)، داتیک (امور جهانی) و هات مانسریک (نیایشها و سرودهای دینی) تقسیم میشد. اوستای کنونی که یک سوم اوستای ساسانی است به پنج قسمت یسنا (گامان)، یشتها، ویسپرد، وندیداد و خرده اوستا تقسیم میشود که بخش آخر خلاصه و برگزیدهای از کل اوستای دوران ساسانی است[۱۲].
در اواخر قرن ششم م الفبای اوستای کنونی از روی الفبای پهلوی ابداع شد و الفبای دین دبیره نام گرفت[۱۳].(13) زرتشتیان برای جهان عمری دوازده هزار ساله قائلند که به چهار دوره سه هزار ساله تقسیم میشود. مطابق دیدگاه آنان زرتشت در پایان سه هزار سال سوم ظهور کرده و پس او سه منجی به نامهای اوشیدر، اوشیدرماه و سوشیانت، هر یک به فاصله هزار سال از دیگری ظهور خواهند کرد که سوشیانت منجی واپسین است و در پایان دوران دوازده هزار ساله جهان ظهور خواهد کرد[۱۴].
رسمیت یافتن دین زرتشتی در دوره ساسانیان (که خود بر آمده از آتشکده بودند) بر گسترش آن افزود اما با ورود اسلام به ایران زرتشتیان به آیین جدید روی آوردند و معدودی در کرمان، یزد، تهران و چند شهر دیگر و نیز زرتشتیانی که به هند رفتند (پارسیان) و در برخی کشورهای دیگر همچنان بر این آیین هستند.
نیز نگاه کنید به
زرتشت
زرتشتی، دین
ساسانیان
آتشکده
مآخذ
1- مزداپور، کتایون. زرتشتیان. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382، ص 16.
2- تفضلی، احمد؛ آموزگار، ژاله. اسطوره زندگی زرتشت. تهران: نشر چشمه، 1380، ص 36.
3- هتینگ، والتربرنو. زرتشت، سیاستمدار یا جادوگر. ترجمه کامران فانی، تهران: کتاب پرواز، 1379، ص 96.
4- بویس، مری. زرتشتیان. ترجمه عسگر بهرامی، تهران: ققنوس، 1382، ص 43.
5- ورمازن، مارتین. آیین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: نشر چشمه، 1380، ص 18.
6- میرسعیدی، نادر. ایران باستان. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382، ص 15.
7- هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه ژاله آموزگار، احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، 1379، ص 145.
8- نوابی، ماهیار. یحیی. ترجمه یادگار زریران، تهران: اساطیر، 1374، ص 47.
9- زرینکوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: امیرکبیر، 1364، ص 48.
10- پورداود، ابراهیم. گاتها. تهران: اساطیر، 1378، ص 45.
11- دوستخواه، جلیل. گزارش و پژوهش. اوستا، کهنترین سرودهای ایرانیان، تهران: مروارید، 1382، ص 14.
12- ابوالقاسمی، محسن. راهنمای زبانهای باستانی ایران. تهران: سمت، 1375، ص 5.
13- ابوالقاسمی، محسن. تاریخ مختصر زبان فارسی. تهران: طهوری، 1378، ص 26.
14-
مهرداد شباهنگ
- ↑ مزداپور، کتایون. زرتشتیان. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382، ص 16.
- ↑ تفضلی، احمد، آموزگار، ژاله. اسطوره زندگی زرتشت. تهران: نشر چشمه، 1380، ص 36.
- ↑ هتینگ، والتربرنو. زرتشت، سیاستمدار یا جادوگر. ترجمه کامران فانی، تهران: کتاب پرواز، 1379، ص 96.
- ↑ بویس، مری. زرتشتیان. ترجمه عسگر بهرامی، تهران: ققنوس، 1382، ص 43.
- ↑ ورمازن، مارتین. آیین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: نشر چشمه، 1380، ص 18.
- ↑ میرسعیدی، نادر. ایران باستان. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382، ص 15.
- ↑ هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه ژاله آموزگار، احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، 1379، ص 145.
- ↑ نوابی، ماهیار. یحیی. ترجمه یادگار زریران، تهران: اساطیر، 1374، ص 47.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: امیرکبیر، 1364، ص 48.
- ↑ پورداود، ابراهیم. گاتها. تهران: اساطیر، 1378، ص 45.
- ↑ دوستخواه، جلیل. گزارش و پژوهش. اوستا، کهنترین سرودهای ایرانیان، تهران: مروارید، 1382، ص 14.
- ↑ ابوالقاسمی، محسن. راهنمای زبانهای باستانی ایران. تهران: سمت، 1375، ص 5.
- ↑ ابوالقاسمی، محسن. تاریخ مختصر زبان فارسی. تهران: طهوری، 1378، ص 26.
- ↑ بهار، مهرداد. پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: نشر آگه، 1381، ص 278.