دوره پنجم، قرن چهاردهم به بعد (ادبیات معاصر)
قرن چهاردهم با تردید در اصول بازگشت ادبی آغازگردید. این دورهکه شروع آن معاصر با پایان حکومت قاجار و حوادث مشروطه است، نوعی رستاخیز ادبی است که شاخص ادبیات ۷۰ سال اخیر است. بازگشت ادبی که از زمان افشاریه آغاز شدهبود، در دورهی قاجار به اوج خود رسید و نمیتوانست پس از آن با ساختارهای اجتماعی جامعهی ایران و تحولات گستردهی آن همنوا گردد؛ چون بخشهایی از ادبیات قدیم مربوط بهگذشتگان است و هیچ ارتباط منطقی با دورهی معاصر ندارد. در ادبیات معاصر براساس تحولات اجتماعی با مضامینی چون قانون، آزادی، برابری، ترقی، تمدن، دانش، صنعت، مبارزه با استعمار، نبرد با خرافات، ایستادگی در برابر زور، عشق به میهن، شهادت، انقلاب و توجه به ستمدیدگان روبرو میشویم[۱].
در حالیکه این بنمایهها در ادبیات سنتی چندان سابقهای ندارد. بهناچار ادیبان و شعرا در جستجوی شکل ادبی متناسب با محتوای زمان برآمدند. از سوی دیگر ارتباط با اروپا و ورود واژگان غربی، صورت زبان را دگرگون ساخت و اندکاندک در اصول پذیرفته شدهی ادبیات سنتی تردیدهایی حاصل شد و ادبیات فارسی به سوی انواع ادبی فرنگی و غربی متمایل گشت. با توجه به این که ادبیات غرب هم پس از رنسانس به ویژه در سبک رمانتیسم به شدّت تحت تأثیر ادبیات ایران و هند قرار گرفت.
نثر فارسی در دورهی معاصر، نوعی نثر واقعگرا است که درپی بیان واقعیات امور ادوار ادبی است و بدینگونه از نثر سنتی فاصله گرفته به جای توصیه به زهد و مبارزه با نفس، به مبارزهی اجتماعی و برقراری عدالت اجتماعی توصیه میکند؛ نظیر نوشتههای سید جمالالدین اسدآبادی. با گسترش روزنامهها، جنبهی گزارشی نثر نو توسعه یافت و بر شدت عینیتگرایی و سادگی آن افزوده گشت، نظیر نثر سیاحتنامهی ابراهیمبیک که نوعاً نثری گزارشی است. سادگی نثر معاصر و علاقه به سادهنویسی باعث گشت تا تعدادی از نویسندگان از گفتار عامیانه و ادبیات مردمی در آثار خود سود جویند. دهخدا با مجموعهی چرند و پرند و همینگونه طالبوف، از این عنصر بسیار استفاده کردند. درهرحال خصوصیت نثر جدید فارسی، یادآور رئالیسم قرن نوزدهم اروپاست'. از جمله نمودهای نثر نو فارسی، داستان یا ادبیات داستانی است. نویسندگان در ادبیات معاصر بدان دلیل به داستان و نثر روایی روی آوردند که اوضاع و احوال اجتماعی و حق خانوادگی و فردی به صورت گسترده در رمان میتوانست بیان شود. از سوی دیگر اصول مورد قبول ادبیات داستانی اروپا، که ادبیات داستانی در آنجا اهمیتی فراوان داشت، از سوی همگان پذیرفتهشد. نخستین رمانهای فارسی که عموماً انتقادی، عاطفی و عشقی بودند به تقلید از ادب اروپایی به نگارش درآمدند. این تقلید در واقع نوعی الهام ادبی محسوب میشد. نمونههایی چون تهران مخوف اثر مشفق کاشانی و زیبا از محمد حجازی از این دست بودند[۲].
درکنار این رمانها نوع دیگری از رمانوارهها رواج یافت که به «رمان تاریخی» معروف است. در این رمانها موضوعات و مصالح تاریخ ایران، دستمایههای داستان نویس بودند؛ نظیر رؤیایکمبوجیه از طالبوف تبریزی. ادبیات داستانی در دوران مشروطه و اوایل قرن حاضر، به نوعی درونگرایی و روانشناختی در آثار هدایت رسید. صادق هدایت با بهرهگیری از این شاخصها علاوه بر سبک روان و فصیح، آثار بینظیری چون بوف کور، سه قطره خون، سگ ولگرد و... را بر جای نهاد که ما در آنها با شخصیتهای چندلایه و تودرتویی روبرو میشویم. او با بهرهگیری از عناصری چون فرهنگ عامه یا فولکلور، وطنپرستی، واقعگرایی اجتماعی و اندکی عنصر طنز، آثار خود را از دیگران متمایز ساخت. قهرمانان داستانهای او اغلب افراد طبقات فرودست اجتماع هستند و اعمال داستانهای او از رفتار این افراد در اجتماع سرچشمه میگیرد، اما او با مهارتی خاص آن را توصیف میکند که کمتر کسی میتواند آن را دریابد. جمالزاده هم با روحیهی طنز و برخورد با مسایل اجتماعی در ادبیات داستانی تجلی میکند و این ویژگی در نخستین اثر او یعنی «یکی بود یکی نبود» به خوبی متجلی است. ادبیات داستانی در مسیر خود در دورهی استبداد رضا شاهی به نمادگرایی یا سمبولیسم گرایش یافت و بعد از شهریور ۱۳۲۰ به رئالیسم انتقادی روی آورد، اما پس از مرداد ۱۳۳۸ ادبیات کنایی و تلویحی هم رشد کرد و در کنار آن ترجمهی آثار اروپایی هم رونق یافت. در واقع آنچه را خود نمیتوانستند بگویند، با ترجمهی آثار مذکور بیان میکردند. در دهههای سی و چهل موضوع شخصی بر داستانها حاکم نیست، موضوع داستانها گاهی متضمن انتقادهای اجتماعی از کشور است مثل تنگسیر، شوهر آهو خانم، سووشون و گاهی نمایشی از جریان سیال ذهن است، مثل آثار هوشنگ گلشیری. رمان فارسی بعد از حوادث ۱۳۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی با مجموعهای از مفاهیم روبروست و امید آن میرود که رمان فارسی در مسیر نوینی قرارگیرد.
شعر معاصر فارسی حوادث و چالشهای بسیاری را پشت سر گذاشته است، در آغاز این دوره، شاعرانی حضور دارند چون عارف قزوینی (متولد ۱۳۰۱ق.) شاعر طنزپرداز و سیاسی، ایرج میرزا که با زبان ساده موضوعات اجتماعی و سیاسی را جسورانه بیانکرده و فرخی یزدی (متولد ۱۳۰۶ق) که ادبیات تودهای را گسترش دادند و به نوعی در اشعار آنها شعر و شعور و شعار شکل یکسانی یافته است. در ادامهی این روند کسانی چون میرزادهی عشقی با اشعار انتقادی و صریح، پروین اعتصامی (متولد ۱۳۲۸ق) با اشعار اخلاقی و اجتماعی و محمدتقی بهار شاعر آتشین قرار دارند. این شاعران سنگ بنای اولیهی ادب مشروطه را گذاشتند و با اشعار اجتماعی و نقادانهی خود همگام با تحرک اجتماعی شعر را به تحول واداشتند.
نیما یوشیج
اما برجستهترین شاعر معاصر، نیما یوشیج است. نیماکه در ۱۳۱۸ق. در مازندران بهدنیا آمد، هنوز هم در ادب فارسی اهمیت خاصی دارد. او با آگاهی به اینکه عروض و قافیه جزء جوهر شعر نیست، با فلسفهی نوین دگرگونی در شعر کلاسیک بوجود آورد. تغییری که نیما به ساختار شعر داد باعث شد تا شعر معاصر متکی بر لحن احساسی و عاطفی شود و بدینسان نه تنها پایههای شعر نیمایی ریخته شد، بلکه شعر سپید هم در ادب فارسی مطرحگردید که در آن هیچگونه وزنی به گوش نمیرسد و بیشتر از منطق نثر پیروی میکند. نیما بهترین اشعارش را مثل قصهی رنگ پریده (۱۲۹۹ش)، افسانه (۱۳۰۱ش)، خانوادهی سرباز (۱۳۰۳ش) در قالب جدید سرود. در شعر او نوعی شبه رئالیسم تا حدی مصنوعی موجود است'. بههر روی شعر نیما و تحولی که در ادبیات فارسی ایجاد کرد مورد استقبال کسانی چون اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، احمد شاملو، منوچهر آتشی و... قرار گرفت.
در مطالعات سبکشناختی آنچه محقّقان در مرحلهی نخست بدان توجه داشتند، تقسیم سخن به سادهترین شکل ممکن بود. بهار که اولین تحقیقات سبکشناسانه را در دهههای آغازین قرن حاضر انجام داده، سخن را به دو شکل نثر و نظم تقسیم کرده و به بررسی سبک نثر فارسی میپردازد. وی سبک نثر فارسی در این تحقیق با توجه به ادوار ادبی بررسی کرده سبکهای نثر فارسی را به شش دورهی ادبی تقسیم میکند[۳].
این دورهها عبارتند از:
- دورهی سامانی (۴۵۰ - ۳۰۰ق.)؛
- دورهی غزنوی و سلجوقی اول (۴۵۰ - ۵۵۰ق)؛
- دورهی سلجوقی دوم و خوارزمشاهیان - نثر فنی (۵۵۰-۶۰۰ق)؛
- دورهی سبک عراقی و نثر فنی (۶۰۰ - ۱۲۰۰ق)؛
- دورهی بازگشت ادبی (۱۲۰۰ - ۱۳۰۰ق)؛
- دورهی سادهنویسی معاصر؛
این روش همچنان به قوت خود باقی است و سبکشناسان در مطالعات خود از آن سود میجویند.
نیز نگاه کنید به
- فروغ فرخزاد
- سهراب سپهری
- احمد شاملو
- نیما یوشیج
- فرخی یزدی
- ایرج میرزا
- صادق هدایت
- محمد حجازی
- عارف قزوینی
- هوشنگ گلشیری
مآخذ
منبع اصلی
تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
احمد تمیم داری