پرش به محتوا

طنز

از ویکی ایران

طَنْز، طنز واژه‌ای عربی به معنای تمسّخر و استهزاء.

طنز در اصطلاح ادبی، شعر یا نثری است که در آن حماقت یا ضعف‌های اخلاقی، فساد اجتماعی یا اشتباهات بشر، با شیوه‌ای تمسخرآمیز و بیشتر به‌طور غیرمستقیم، ‌بازگو شود[۱]. شاعر یا نویسنده طنزپرداز با هدف اصلاح جامعه، ‌اشخاص یا آداب و رسوم و مسائل موجود در جامعه را به تمسخر می‌گیرد و آن‌ها را به نقد می‌کشد تا بدین طریق آن‌ها را محکوم کند[۲]. طنز همیشه به تفاوت میان آنچه هست و آنچه باید باشد می‌پردازد. احترام جامعه نسبت به آرمان‌های طنزپرداز، سهم مهمی در موفقیت وی دارد و او را در جایگاهی ظریفت‌تر قرار می‌دهد به‌طوری که از نکوهنده پلیدی‌ها، ‌تأثیرگذارتر می‌شود[۳]. طنز با باریک‌ بینی و قدرت اندیشه، مبانی خفی و غریب را که خلاف شرع و شرف انسانی است، از نهانخانه اطوار جامعه بیرون می‌کشد و آن‌ها را چون تازیانه‌ای بر سر جامعه دین برانداز و فرد عدالت‌ستیز می‌کوبد. لذا طنز در هر جامعه‌ای مظهر شناخت اجتماعی و اخلاقی جامعه‌ خود شناخته می‌شود[۴]. طنز تصویر هجو‌آمیزی از جنبه‌های زشت و منفی زندگی، ‌معایب و مفاسد جامعه و حقایق تلخ اجتماعی را به صورتی اغراق‌آمیز به نمایش می‌گذارد تا صفات و مشخصات آن‌ها را نمایان‌تر جلوه دهد و تضاد عمیق وضع موجود با اندیشه یک زندگی متعال و مأمول آشکار گردد[۵]. طنزپردازی همچون داستان‌نویسی، نمایشنامه‌نویسی و شعر، نوعی شیوه بیان برای ابلاغ مطالب انتقادی و همراه با خنده و شوخی است. طنزپرداز برای نیل به هدف خود و موفقیت اثرش، دست به مقایسه می‌زند و زشتی را در برابر زیبایی، ‌بدی را در مقابل خوبی و عفریت جانکاه مرگ را در رویارویی زندگی شیرین قرار می‌دهد و سپس نیزه خشم خود را بر آنچه رنگ بدی و زشتی دارد،‌ فرود می‌آورد. بدین سبب، برخی طنز را چیزی در حدّ عیش و نوش، دسته دیگر حربه‌ای اجتماعی در دوره‌های تاریکی و اختناق و گروه دیگر، طنز پردازان را دریچه‌های اطمینانی برای مردم می‌پندارند[۶]. طنزسرا با شاعران و نویسندگان رمانتیک و احساساتی که همیشه گریان‌اند و تنبلند و نمی‌خواهند در این جهان پهناور دست به کشف خویش بزنند، تفاوت دارد[۷]. جاناتان سویفت(J. Swift) (1667 ـ 1745م) می‌گوید که طنز نوعی عینک است که دارندگان آن عینک، عموماً در آن چهره همه کس جز چهره خودشان را کشف می‌کنند و این دلیل اساسی و عمده‌ای برای پذیرش برخورد طنزنویسان با مردم دنیاست[۸]. اگرچه طنز در کنار هجو و هزل بالیده است، ‌اما تفاوت‌هایی با آن‌ها دارد. هجو و هزل بیشتر با رکاکت لفظ و دشنام توأم است و هدف آن‌ها برانگیختن خنده و مسخره کردن است، ‌ولی طنز نیشخندی غالباً کنایه‌آمیز و همراه با خشم و قهری است که با خودداری حکیمانه‌ای آمیخته باشد. طنز با نوعی شرم و تملک نفس توأم است، ‌اما هجو و هزل دریده‌اند. هزل و هجو صریح‌اند، اما طنز در پرده جای دارد. هجو و هزل و قیح و طنز متین است. هزل به ناهنجاری‌ها فقط می‌خندد، ولی طنز به آن‌ها کینه می‌ورزد و در نابودی آن‌ها می‌کوشد[۹]. طنز از سه اصل تشکیل می‌شود و این سه اصل در تمام طنزهای خوب دیده می‌شود: 1ـ وضعیتی غیر واقعی، که طنزنویس از طریق اغراق و مبالغه به وجود می‌آورد، 2ـ وضعیتی واقعی، که در پشت وضعیت غیر واقعی جای دارد و در واقع نویسنده می‌خواهد از طریق اصل نخست آن را تفهیم کند، 3ـ موقعیت اجتماعی، ‌که به کمک اصل دوم شناخته می‌شود[۱۰].

انواع طنز

طنز را در ادبیات غرب به دو دسته تقسیم کرده‌اند: الف ـ طنز رسمی(Formal) یا مستقیم(Direct) که در آن سخنگو اول شخص است. این «من» ممکن است به شکل مستقیم و یا به واسطه کس دیگری که در اثر مطرح است، ‌با خواننده سخن بگوید. طنز مستقیم خود به دو نوع تقسیم می‌شود که اولی از اسم هوراس(Horace)(65 ـ 8 پ. م) و دومی از نام جوونال(Jurenal)(60 ـ ؟ ـ 140 ؟ م) طنزنویسان مشهور رومی اخذ شده‌اند. ب ـ طنز غیرمستقیم که در آن قهرمانان اثر، خود و عقاید خود را به سخره می‌گیرند. از مشهورترین این نوع، طنز منیپی(Menippran Satire) نام دارد[۱۱].

طنز از نظر قالب نیز چون موضوع‌ها و شیوه‌هایش متنوع است. اوزان بلند، کوتاه، ‌ترجیعات، شعر آزاد، همه و همه را به فراخور به کار می‌برد. در نثر هم به همین گونه است. هر کلمه با تمام بار معنایی خود به کار گرفته می‌شود. صور خیال طنز نیز گوناگون و همیشه رسواکننده است[۱۲].

طنز از دوران کهن در ادبیات همه ملت‌ها کاربرد داشته است. در ادبیات کلاسیک فارسی‌، طنز به شکل نوعی اثر مستقل ادبی و به مفهوم اصلاح‌گرانه، نادر است و آنچه هست، ‌گفتار و حکایات طنزآمیزی است که در کنار هجو رشد کرده است[۱۳]. به عنوان نمونه‌، ابیاتی را در هزل به رودکی* (م 329 ق) شاعر دوره سامانی، قابوس بن وشمگیر (م 403ق)، ‌امیر و ادیب آل زیاری، اسماعیل (صاحب) عباد (م 326ق)، فرمانروا،‌ ادیب و شاعر آل‌بویه، عسجدی مروزی* (م پس از 432 ق) و منوچهری دامغانی* (م 432)، نسبت داده اند[۱۴]. اما تولد واقعی طنز در دوران پس از اسلام، به ویژه در سده‌های 6 و 7ق در ادبیات صوفیه رخ داد، چنان‌که عطار نیشابوری* (م 618ق / ؟م) در الهی‌نامه، ‌نمونه‌ای از طنز فلسفی را به نمایش گذاشت[۱۳]. از میان برجسته‌ترین هجوسرایان این دوره می‌توان به انوری ابیوردی* (م 585 ق / ؟م) سنایی غزنوی* (م 473 ق / ؟م)، ‌خاقانی شروانی* (م 520 ق / ؟م) و ادیب صابر ترمذی* (م 542 ق / ؟م) اشاره کرد[۱۵]. در سده‌های 7 و 8 ق نیز بزرگانی چون مولوی* (م 672 ق / ؟م)، ‌سعدی شیرازی* (م 691 ق / ؟م)، ‌عبید زاکانی* (م 771ق / ؟م) و حافظ شیرازی* (م 791 ق / ؟م) هجو، هزل و طنز را زمینه‌ای برای بیان رندانه آلام بشری و مسائل اجتماعی تلخ روزگار خویش قرار دادند[۱۶]. داستان‌های طنزآمیز سعدی در بوستان* و گلستان* فراوان و به شکل جدی است[۱۷][۱۸]. بیشتر طنزها و شوخی‌های حافظ هم ظرافت پیچیده‌ای دارد که از ذهنی تند برخاسته است[۱۹]. عبید زاکانی* بزرگ‌ترین طنز‌پرداز ادب فارسی، نیز در آثارش بی‌خبری و حماقت جامعه را مورد استهزاء قرار می‌دهد. مشهورترین منظومه طنزآمیز او موش و گربه، ‌تمثیلی از ریاکاری امیر مبارزالدین (حک 713ـ759 ق / ؟م) و مظلومیت شاه شیخ ابواسحاق اینجو (حک 744 ـ 758 ق / ؟م) است[۲۰]. در هر حال هجو و طنز در طی تاریخ ادبیات ایران به جز مقاطع کوتاهی همچنان تداوم یافت و در سده 9ق به میان مردم رخنه کرد، اما تا دوران مشروطیت هیچ‌گاه به جریانی مردمی تبدیل نشد. پس از استقرار مشروطیت (1285ق / ؟م) زمینه‌های طنز نخست در نشریات ادواری به ظهور رسید. شاهسون به کوشش طالبوف* (استانبول، ‌1306ق / ؟م) و شب‌نامه توسط صفراُف (تبریز ، 1310ق / ؟م) و بعدها صوراسرافیل* علی اکبر دهخدا*، ‌نسیم شمال* سید اشرف‌الدین گیلانی* و قرن بیستم میرزاده عشقی*، ‌نخستین نشریات طنز در ایران بودند[۲۱]. در فاصله شهریور 1320 تا 1327ش بیشترین نشریات طنز انتشار یافت که چلنگر، بابا شمل، بهلول و به ویژه توفیق مهم‌ترین آن‌ها بودند[۲۲]. به دنبال روزنامه‌نویسی، طنز در داستان‌نویسی، ‌نمایشنامه‌نویسی و شعر هم نمودار شد. میرزا حبیب اصفهانی* نویسنده و شاعر ایرانی و مترجم رمان کمدی حاجی بابا اثر جیمز موریه(J. Morie) که از 1283ق / ؟م به استانبول تبعید گردید، از روشنفکران هزال و طنزپرداز بود و آثار فراوانی در این زمینه از جمله نوای بوسه پدیدآورد. حاج زین‌العابدین مراغه‌ای* (م 1328ق) نیز که بیشترین سال‌های عمرش را در ترکیه گذراند، سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ خود را با چاشنی طنز و شوخی تألیف کرد. نویسنده دیگر این دوره عبدالرحیم طالبوف* (م 1328ق / ؟م). با آغاز جنبش آزادی‌خواهی در ایران و خارج از کشور، با قلم خود در بیداری مردم کوشید. از آثار طنز گونه او می‌توان کتاب احمد یا سفینه طالبی و مسالک المحسنین را نام برد[۲۳]. اما در قلمرو داستان فارسی جدید، ‌برجسته‌ترین نماینده روند طنزآمیز، محمدعلی جمال زاده* است. بی‌تردید موضوع مجموعه داستان یکی بود و یکی نبود (برلین ،‌1922م) و رمان راه آب نامه جمال زاده، ‌زمینه طنزپردازی را برای او فراهم آورد. در بسیاری از آثار صادق هدایت*، نیز طنز بسیار جلوه دارد. در داستان‌های حاجی‌مراد، مُحَلِّل و طلب آمرزش و در کنار آن‌ها دو مجموعه وغ وغ ساهاب و علویه خانم و ولنگاری هدایت به طور کامل طنز تلخ سیاسی و اجتماعی به کار رفته است. در نمایشنامه فارسی جدید نیز طنز اجتماعی نخستین بار با چند اثر نمایشی از میرزا ملکم‌خان، شکل گرفت. از دیگر نمایشنامه‌های طنزآمیز این دوران، جیجک علیشاه (برلین، ‌مجله ایرانشهر،‌1924م) نوشته ذبیح بهروز، جعفرخان از فرنگ برگشته اثر حسن مقدم، محمودآقا را وکیل کنید از محمد حجازی* و توپ لاستیکی (1936 یا 1937م) اثر صادق چوبک* را می‌توان یاد کرد[۲۴][۲۵]. اما با پیدایی مشروطیت، ‌ادبیات طنز حقیقی که با تکیه بر انتقاد از اجتماع و معایب عمومی جامعه پدید آمده بود، به نفع افکار آزادی‌خواهانه به شعر تغزّلی دست اتّحاد داد[۲۶]. در میان شاعران این دوره، پیشوایی شعر طنزآمیز با اشرف‌الدین گیلانی (نسیم شمال) است که اشعار ساده و مردمی خود را به انتقادهای اجتماعی و سیاسی آراسته می‌کرد. افزون بر او، سروده‌های ادیب الممالک فراهانی*، میرزاده عشقی، ‌ایرج میرزا*، دهخدا، ‌ملک‌الشعرای بهار*، وحید دستگردی و پروین اعتصامی* نیز در خور اعتناست[۲۷]. آنان تلاش کردند که طنز را از تنگنای عداوت شخصی نجات دهند و به آن مفهوم اجتماعی بخشند. محمدعلی افراشته مدیر روزنامه طنزآمیز چلنگر* هم اشعاری به فارسی و گویش گیلکی در انتقاد از بیداد اجتماعی دوره خود سرود. سروده‌های خنده‌آوری هم که فاقد هرگونه جنبه طنز بود، توسط ابوالقاسم حالت* شاعر معاصر در دوره‌های نخست روزنامه فکاهی توفیق* به چاپ رسید[۲۸]. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ‌نیز نشریاتی چون بهلول، ‌حاجی بابا، ‌نامه آهنگر یا چلنگر، ملانصرالدین، ‌مشغولیات یا نمکدون، خورجین، طنز و کاریکاتور و از همه مهم‌تر گُل آقا در زمینه طنز به فعالیت پرداختند[۲۹]. برخی از آثار نویسندگان معاصر ایران چون بهرام صادقی (م 1363ش) و فریدون تنکابنی (1315 ش ـ ) هم در زمینه طنز نوشته شده‌اند[۳۰][۳۱][۳۲][۳۳].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. تهران: مروارید، چ 2، 1357 ، ص 208.
  2. میرصادقی (ذوالقدر)، ‌میمنت. واژه نامه ‌هنر شاعری. ‌تهران: کتاب مهناز، چ 2، 1376، صص 180ـ 181.
  3. پُلارد، ‌آرتور. طنز. ترجمه سعید سعیدپور، ‌تهران: نشر مرکز، ‌چ2، 1381، ص7.
  4. بهزادی اندوهجردی، ‌حسین. طنز و طنزپردازی در ایران. تهران: نشر صدوق ،‌چ1، 1378 ، ص هفده ـ بیست، مقدمه (به اختصار).
  5. آرین‌پو، ‌یحیی. از صبا تا نیما. تهران:‌ جیبی، چ1، 1350، ج2، ص36.
  6. رادفر، ابوالقاسم. «طنز چیست»، ‌گستره تاریخ و ادبیات (1). ‌تهران: نشر گستره، چ1، 1364، ص109.
  7. براهنی،‌ رضا. طلا در مس. تهران: زمان، 1358، ص24.
  8. رادفر، ابوالقاسم. «طنز چیست»، ‌گستره تاریخ و ادبیات (1). ‌تهران: نشر گستره، چ1، 1364، ص118.
  9. اسدی‌پور، بیژن و صلاحی.‌ عمران ؛ طنزآوران امروز ایران. ‌تهران: مروارید، چ2، 1356، ص 7 و 8.
  10. رستگار فسایی، منصور. انواع شعر فارسی. ‌شیراز: نوید‌، چ2، 1380، ص 220 ـ 221.
  11. شمیسا، سیروس. انواع ادبی، ‌تهران: فردوس، چ9، ص 249 ـ 250.
  12. پُلارد، ‌آرتور. طنز. ترجمه سعید سعیدپور، ‌تهران: نشر مرکز، ‌چ2، 1381، ص85.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. تهران: مروارید، چ 2، 1357 ، ص 209.
  14. عباسپور تمیجانی، ‌محمدحسین. بررسی قالب‌های ادب معاصر. ‌تهران: گوتنبرگ، ‌چ2، بی‌تا، ص72.
  15. حلبی، علی‌اصغر. تاریخ طنز و شوخ طبعی در ایران و جهان اسلامی. ‌تهران: بهبهانی ،‌چ1، 1377، ص 462 ، 496، 535، 599 ( به‌ اختصار).
  16. صدر، ‌رویا. بیست سال با طنز. تهران: ‌هرمس، ‌چ1، 1381، ص13.
  17. وامقی، ‌ایرج. «طنز در آثار سعدی» ‌، سلسله‌موی دوست.
  18. مقاله‌های برگزیده درباره سعدی. به کوشش کاووس حسن لی. شیراز: هفت اورنگ، ‌چ1، 1378، ص382.
  19. انوری، ‌حسن. یک قصه بیش نیست. تهران: علمی، چ1، 1368، ص58.
  20. بهزادی اندوهجردی، ‌حسین. طنز و طنزپردازی در ایران. تهران: نشر صدوق ،‌چ1، 1378 ، ص302.
  21. صدر، ‌رویا. بیست سال با طنز. تهران: ‌هرمس، ‌چ1، 1381، ص13-14.
  22. صدر، ‌رویا. بیست سال با طنز. تهران: ‌هرمس، ‌چ1، 1381، ص15.
  23. بهزادی اندوهجردی، ‌حسین. طنز و طنزپردازی در ایران. تهران: نشر صدوق ،‌چ1، 1378 ، ص 520، 630، 641، 649و 650.
  24. منیب الرحمن. «طنز اجتماعی در ادبیات نوین فارسی». ‌ترجمه‌ابوالقاسم رادفر، نامه اقبال.
  25. یادنامه اقبال یغمایی، به کوشش علی آل‌داوود، ‌تهران: هیرمند، چ1، 1377، ص 374 و 387 ( به اختصار).
  26. آرین‌پو، ‌یحیی. از صبا تا نیما. تهران:‌ جیبی، چ1، 1350، ج2، ص 39.
  27. رزمجو، ‌حسین. انواع ادبی. مشهد: آستان قدس رضوی، چ1، 1370، ص98.
  28. منیب الرحمن. «طنز اجتماعی در ادبیات نوین فارسی». ‌ترجمه‌ابوالقاسم رادفر، نامه اقبال، ص 384، 386 و 387.
  29. صدر، ‌رویا. بیست سال با طنز. تهران: ‌هرمس، ‌چ1، 1381، ص 21، 23، 27، 38، 70، 170، 178 و 212 ( به اختصار).
  30. میرصادقی (ذوالقدر)، ‌میمنت. واژه نامه ‌هنر شاعری. ‌تهران: کتاب مهناز، چ 2، 1376، ص 183.
  31. نبوی، ابراهیم. کاوشی در طنز ایران، تهران: جامعه ایرانیان، 1379.
  32. جوادی، حسن. تاریخ طنز در ادبیات فارسی. تهران: کاروان، 1384.
  33. موسوی گرمارودی. دگرخند: درآمدی کوتاه بر طنز، هزل و هجو در تاریخ و تاریخ معاصر. تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1380.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر