پرش به محتوا

اصفهان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''اصفهان،''' شهري كهن و مركز استان و شهرستاني به همين نام در ايران. اين شهر در زبان پهلوي «سپاهان» خوانده مي‌شده است.<sup>1</sup> بسئوس از آن به صورت‌هاي «سپاهان» و «اسپهان» و بطلميوس به صورت «اسپاذانه» يا «اسپادانا» ياد كرده‌اند<sup>2</sup> و در متون فا...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''اصفهان،''' شهري كهن و مركز استان و شهرستاني به همين نام در ايران. اين شهر در زبان پهلوي «سپاهان» خوانده مي‌شده است.<sup>1</sup> بسئوس از آن به صورت‌هاي «سپاهان» و «اسپهان» و بطلميوس به صورت «اسپاذانه» يا «اسپادانا» ياد كرده‌اند<sup>2</sup> و در متون فارسي سده‌هاي نخستين اسلامي به صورت‌هاي «سپاهان» و «اسپهان» آمده است<sup>3</sup> و در منابع عربي به صورت معرب آن «اصبهان»<sup>4</sup> و «اصفهان»<sup>5</sup> به كار رفته است. برخي از ايران‌شناسان بر اين باورند اين نام ريشه در واژة «سپاه» دارد و از آن‌رو كه اين شهر در روزگار ساسانيان محل تجمع سپاهيان بوده، آن را سپاهيان خوانده‌اند<sup>6</sup> و برخي ديگر اين نام را برگرفته از واژة «اسب» دانسته و آن را محل نگهداري اسب معنا كرده‌اند.<sup>7</sup>  
[[پرونده:کاخ چهلستون.jpg|بندانگشتی|کاخ چهل‌ستون، برگرفته از سایت سفر مارکت، قابل بازیابی از<nowiki/>https://safarmarket.com/]]
'''اصفهان،''' شهری کهن و مرکز استان و شهرستانی به همین نام در [[کشور ایران|ایران]]. این شهر در زبان پهلوی «سپاهان» خوانده می‌شده است<ref>Nyberg, H. S., '''''A Manual of pahLavi''''', Wiesbaden, 1974, Vol II, p. 177.</ref>. بسئوس از آن به صورت‌های «سپاهان» و «اسپهان» و بطلمیوس به صورت «اسپاذانه» یا «اسپادانا» یاد کرده‌اند<ref>Marquart, J., '''''Ērānšahr Nach Der Geograph ie Des Ps Moses Xorenaci''''', BerLin, 1901, p. 27.</ref> و در متون فارسی سده‌های نخستین اسلامی به صورت‌های «سپاهان» و «اسپهان» آمده است<ref> '''''حدودالعالم من المشرق الي المغرب.''''' به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1340، ص31، 32، 136.</ref><ref>اصطخری، ابراهيم'''''. مسالک و ممالک'''''. به كوشش ايرج افشار، تهران: علمی فرهنگی، 1368، ص164- 165.</ref><ref>بكران، محمد بن نجيب. '''''جهان نامه.''''' به كوشش محمدامين رياحی. تهران: ابن‌سينا، 1342، ص14، 15، 48.</ref> و در منابع عربی به صورت معرب آن «اصبهان»<ref> ابن خردادبه، عبيدالله. '''''المسالک و الممالک'''''. به كوشش دخوبه، ليدن: بريل، 1889م، ص21، 26، 29.</ref><ref>سمعانی، عبدالكريم. '''''الانساب'''''. به كوشش عبدالله عمر البارودی، بيروت: دارلجنان، 1408ق، ج1، ص175.</ref><ref>ياقوت حموی، '''''معجم البلدان'''''. تهران: اسدی، 1965، ج1، ص292.</ref> و «اصفهان»<ref>مقدسی، محمد. '''''احسن التقاسيم'''''. به كوشش دخويه، ليدن: بريل، 1906م، ص26، 29.</ref> به کار رفته است. برخی از ایران‌شناسان بر این باورند این نام ریشه در واژه «سپاه» دارد و از آن‌رو که این شهر در روزگار [[ساسانیان]] محل تجمع سپاهیان بوده، آن را سپاهیان خوانده‌اند<ref>Nyberg, Ibid.</ref> و برخی دیگر این نام را برگرفته از واژه «اسب» دانسته و آن را محل نگهداری اسب معنا کرده‌اند<ref>  Lockhart, L. '''''Persian Cities''''', London, 1960, p. 18.</ref>.


استان اصفهان با 6/106993 كم<sup>2</sup> مساحت، بر پاية تقسيمات كشوري 1381ش متشكل از 19 شهرستان، 43 بخش و 83 شهر است و در سرشماري 1375ش 3923255 تن جمعيت داشته است كه از آن ميان حدود 74% در مناطق شهري و 26% در مناطق روستايي ساكن بوده‌اند.<sup>8</sup> اين استان از شمال به استان يزد و از غرب به استان‌هاي لرستان، چهارمحال بختياري و كهگيلويه و بويراحمد محدود است.<sup>9</sup> استان اصفهان از لحاظ ناهمواري‌هاي جغرافيايي به دو بخش كوهستاني و جلگه‌اي تقسيم مي شود. ناحية كوهستاني اين استان كه از حدود كوه‌هاي گلپايگان تا بلندي‌هاي دنا در سميرم گسترش دارد، بخش‌هاي غربي و جنوب غربي استان را پوشانده است و كوه‌هاي آن از پيش كوه‌هاي زاگرس به شمار مي‌آيد. افزون بر آن در نواحي مركزي استان اصفهان بلندي‌هاي كركس نيز در پيرامون نطنز و كاشان به چشم مي‌خورد. ناحية جلگه‌اي و هموار استان ميان دو رشته كوه غربي و مركزي اين استان جاي دارد. اين ناحيه از آبرفت‌هاي زاينده‌ رود به وجود آمده است و با شيبي ملايم به تالاب گاوخوني در جنوب شرقي استان اصفهان منتهي مي‌گردد. اين جلگة وسيع كه به وسيلة زاينده‌ رود و شاخه‌هاي آن آبياري مي‌شود. از آبادترين و پرجميعت‌ترين نقاط ايران است. نواحي شرقي استان اصفهان را زمين‌هاي هموار دشت كوير فراگرفته است.<sup>10</sup> استان اصفهان داراي آب و هوايي متنوع است و ميزان بارش و دما در آن تابع وضعيت توپوگرافي هر منطقه است. ميانگين دماي هواي استان از غرب به شرق افزايش مي‌يابد. بارندگي در استان اصفهان غالباً تحت تأثير توده‌‌هاي هوايي است كه از جانب غرب وارد استان مي‌شوند. كوه‌هاي زاگرس كه در غرب استان اصفهان قرار دارد، اين توده‌هاي هوا را شديداً تحت تأثير قرار مي‌دهند و از رطوبت يا باران‌زايي آن‌ها مي‌كاهند به گونه‌اي كه بيشتر رطوبت توده‌هاي هوا در غرب استان تخليه مي‌شود. لذا ميزان بارش از غرب به شرق كاهش مي‌يابد.<sup>11</sup>
استان اصفهان با 6/106993 کم<sup>2</sup> مساحت، بر پایه تقسیمات کشوری 1381ش متشکل از 19 شهرستان، 43 بخش و 83 شهر است و در سرشماری 1375ش 3923255 تن جمعیت داشته است که از آن میان حدود 74% در مناطق شهری و 26% در مناطق روستایی ساکن بوده‌اند<ref> '''''آمار نامه استان اصفهان- 1375'''''. اصفهان: سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان، 1376.</ref><ref>دفتر تقسیمات كشوری'''''. نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات كشوری'''''. تهران: دفتر تقسیمات كشوری (وزارت كشور)، 1384، ص10، 11.</ref>. این استان از شمال به [[استان یزد]] و از غرب به استان‌های [[استان لرستان|لرستان]]، [[استان چهارمحال و بختیاری|چهارمحال بختیاری]] و [[استان کهگیلویه و بویراحمد|کهگیلویه و بویراحمد]] محدود است<ref> '''''نقشه جمهوری اسلامی ایران بر اساس تقسیمات كشوری'''''. گیتاشناسی، تهران: 1383، نقشه شمـ 290.</ref>. استان اصفهان از لحاظ ناهمواری‌های جغرافیایی به دو بخش کوهستانی و جلگه‌ای تقسیم می شود. ناحیه کوهستانی این استان که از حدود کوه‌های گلپایگان تا بلندی‌های دنا در سمیرم گسترش دارد، بخش‌های غربی و جنوب غربی استان را پوشانده است و کوه‌های آن از پیش کوه‌های [[زاگرس]] به شمار می‌آید. افزون بر آن در نواحی مرکزی استان اصفهان بلندی‌های کرکس نیز در پیرامون نطنز و کاشان به چشم می‌خورد. ناحیه جلگه‌ای و هموار استان میان دو رشته کوه غربی و مرکزی این استان جای دارد. این ناحیه از آبرفت‌های زاینده‌ رود به وجود آمده است و با شیبی ملایم به تالاب گاوخونی در جنوب شرقی استان اصفهان منتهی می‌گردد. این جلگه وسیع که به وسیله [[زاینده رود|زاینده‌ رود]] و شاخه‌های آن آبیاری می‌شود. از آبادترین و پرجمیعت‌ترین نقاط ایران است. نواحی شرقی استان اصفهان را زمین‌های هموار دشت کویر فراگرفته است<ref>'''''جغرافیای استان اصفهان'''''. تهران: سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، 1381، ص4- 5.</ref><ref>'''''جغرافیای كامل ایران'''''. تهران: دفتر تحقیقات و برنامه‌ریزی و تألیف وزارت آموزش و پرورش، 1366، ج2، ص295- 339.</ref>. استان اصفهان دارای آب و هوایی متنوع است و میزان بارش و دما در آن تابع وضعیت توپوگرافی هر منطقه است. میانگین دمای هوای استان از غرب به شرق افزایش می‌یابد. بارندگی در استان اصفهان غالباً تحت تأثیر توده‌‌های هوایی است که از جانب غرب وارد استان می‌شوند. کوه‌های [[زاگرس]] که در غرب استان اصفهان قرار دارد، این توده‌های هوا را شدیداً تحت تأثیر قرار می‌دهند و از رطوبت یا باران‌زایی آن‌ها می‌کاهند به گونه‌ای که بیشتر رطوبت توده‌های هوا در غرب استان تخلیه می‌شود. لذا میزان بارش از غرب به شرق کاهش می‌یابد<ref>'''''جغرافیای استان اصفهان.''''' تهران: سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، 1381، ص 8-9.</ref>.


'''پيشينة تاريخي:''' منطقة اصفهان به سبب شرايط مناسب طبيعي و آب فراوان زاينده رود از ديرباز يكي از كانون‌هاي جميعتي در فلات ايران بوده است. در كتيبه‌هاي بابلي متعلق به سه تا دو هزار سال پيش از ميلاد، به اين منطقه به عنوان شرقي‌ترين نقطة امپراتوري ايلام اشاره شده است.<sup>12</sup> بنابر مدارك آشوري متعلق به نيمة دوم سدة 8 ق‌م در آن روزگار مردماني ايراني زبان از تبار مادها در ناحية اصفهان به سر مي‌برده‌اند.<sup>13</sup> هردوت در اثر تاريخي خود از مردماني به نام پارتاكني نام مي‌برد كه يكي از قبايل شش‌گانة تشكيل دهندة اتحادية مادها بوده‌اند.<sup>14</sup> اين نام بر سرزمين محل اقامت اين مردمان نيز اطلاق مي‌شده است. سرزمين پارتاكنا كه توسط زاينده رود آبياري مي‌شده ميان دو رشته‌ كوه متوازي ـ زاگرس از يك سو و كوه‌هاي كركس و شير كوه از ديگر سو ـ كه از شمال غربي به جنوب غربي امتداد دارند واقع بوده و از نواحي دوازده‌گانة پادشاهي مادها به شمار مي‌رفته است و تقريباً منطبق با استان اصفهان امروزي بوده است.<sup>15</sup> عمده‌ترين شهر اين ناحيه گابينه يا گابيانه (گابا يا گي) بوده است كه در متون دورة اسلامي از آن به صورت جي ياد شده است. اين نام تا به امروز به عنوان يك از محلات شهر اصفهان زنده مانده است. ديرينگي گابيانه به دورة ايلام باستان مي‌رسد و مركز ناحية انزان بوده است.<sup>16</sup> در دورة هخامنشيان اين شهر يكي از اقامتگاه‌هاي شاهي به شمار مي‌رفته است.<sup>17</sup> در روزگار اشكانيان، پادشاهاني محلي بر ناحية اصفهان فرمانروايي داشتند كه بنا به گزارش طبري، در اواخر پادشاهي اردوان پنجم آخرين شاهنشاه اشكاني، شاذ شاپور، نامي از دودمان پادشاهان محلي اصفهان بر اين ناحيه حكومت داشته است كه به دست اردشير بابكان سر دودمان شاهنشاهي ساسانيان كشته شد و قلمرو پادشاهيش به تصرف اردشير درآمد.<sup>18</sup> در زمان  ساسانيان اصفهان يكي از استان‌هاي اين شاهنشاهي به شمار مي‌رفته كه تحت فرمانروايي يك تن مرزبان كه از جانب حكومت مركزي به اين سمت گماشته مي‌شد اداره مي‌گرديد.<sup>19</sup> اصفهان از شهرهاي عمدة دورة ساسانيان به شمار مي‌رفته و بنابر اسناد بر جاي مانده از آن روزگار، حداقل در اواخر دورة ساسانيان اين شهر مركز واسپوهرانِ ايران بوده و واسپوهران آماركار يا مستوفي خراج واسپوهران در اصفهان اقامت داشته است.<sup>20</sup> در روزگار پادشاهي يزدگرد اول بنا به درخواست سوسن دخت ـ همسر يهوديش ـ گروهي از يهوديان در بخشي از اصفهان اسكان داده شدند كه با توسعة آن بخشي از شهر به محلة يهوديه معروف گرديد.<sup>21</sup> اصفهان در روزگار ساسانيان متشكل از هفت محله يا شهرك نزديك به هم به نام‌هاي، شهرستان، مهرين، شادريه يا سارويه، درام، قه، كهنه و جار بوده است. ظاهراً در اواخر دورة ساسانيان ويراني به اصفهان راه يافته بود، چنانكه به هنگام چيرگي تازيان بر آن فقط سه محله يا شهرك از آن هفت محله بر جاي بود.<sup>22</sup> اصفهان به روزگار خلافت عمر بن خطاب در 21ق / 642م<sup>23</sup> و بنا به روايتي ديگر در 23ق<sup>24</sup> به دست عرب‌ها گشوده شد. جغرافي‌نويسان سده‌هاي نخستين اسلامي عموماً اصفهان را ناحيه و شهري آباد با كشاورزي، صنعت و تجارتي پر رونق وصف كرده‌اند. بنا به گزارش اين دسته از جغرافي‌نويسان در آن روزگار، اصفهان متشكل از دو بخش يهوديه يا جهودستان و شهرستان يا جي بوده است. اين دو محله حدود دو ميل از يكديگر فاصله داشته‌اند، بخش يهوديه از لحاظ وسعت دو برابر شهرستان (جي) بوده است.<sup>25</sup> ظاهراً در دورة اسلامي به تدريج از رونق و آباداني جي كاسته شد و بخشي از ساكنان مسلمان آن به محلة يهوديه نقل مكان كردند و بر آباداني و وسعت محلة يهوديه افزوده گرديد.<sup>26</sup> تا پايان سدة 3ق اصفهان مستقيماً توسط حاكماني كه از جانب دستگاه خلفاي اموي و عباسي منصوب مي‌شدند، اداره مي‌شد. در 301ق / 914م سامانيان براي مدت زمان كوتاهي بر اصفهان استيلا يافتند، اما بار ديگر در 304ق خليفة عباسي به آن‌جا دست يافت و حاكمي بر آن منصوب كرد.<sup>27</sup> در 319ق / 931م مرداويج امير زياري، اصفهان را از دست والي خليفه بيرون كرد. در 323ق / 935م پس از درگذشت مرداويج، اصفهان به تصرف امراي آل‌بويه درآمد.<sup>29</sup> در زمان آل‌بويه به ويژه در دورة فرمانروايي ركن‌الدوله، شهر اصفهان رونق تازه‌اي يافت، بناي قلعة تبرك و كشيدن با روي شهر را به او نسبت داده‌اند.<sup>30</sup> با افول دولت بويهيان و بر آمدن دولت سلجوقيان، اصفهان در 431ق / 1040م از جانب طغرل‌بيك سردودمان سلسلة سلجوقيان به ابومنصور فرامرز از امراي كاكويي واگذار شد. اما به علت بروز اختلاف ميان آن دو، طغرل در 443ق / 1051م اصفهان را به تصرف در آورد و پايتخت خود را از ري به اصفهان منتقل كرد.<sup>31</sup> در روزگار فرمانروايي طغرل و جانشينانش، الب ارسلان و ملكشاه، با احداث كاخ‌ها و بناهايي در اصفهان، اين شهر رو به توسعه نهاد.<sup>32</sup> در 590ق / 1194م سلطان تكش خوارزمشاه بر طغرل سوم آخرين پادشاه سلجوقي چيره شد و اصفهان را به قلمرو خوارزمشاهيان افزود.<sup>33</sup> اما ديري نپائيد كه در 623ق / 1226م مغولان به اصفهان تاختند و آسيب‌هاي بسياري بر شهر وارد آوردند.<sup>34</sup> اما دو سال پس از آن سلطان جلال‌الدين خوارزمشاه اصفهان را تصرف و آن‌جا را مركز عمليات سپاهيان خود عليه مغولان قرار داد.<sup>35</sup> اما سرانجام در 633ق / 1236م به دست مغولان افتاد.<sup>36</sup>
=== پیشینه تاریخی ===
منطقه اصفهان به سبب شرایط مناسب طبیعی و آب فراوان [[زاینده رود]] از دیرباز یکی از کانون‌های جمیعتی در [[فلات پهناور ایران|فلات ایران]] بوده است. در کتیبه‌های بابلی متعلق به سه تا دو هزار سال پیش از میلاد، به این منطقه به عنوان شرقی‌ترین نقطه امپراتوری [[ایلام]] اشاره شده است<ref>آمید، پیر. '''''تاریخ عیلام'''''. ترجمه شیرین بیانی، تهران: دانشگاه تهران، 1349، ص2.</ref><ref>كیهان، مسعود. '''''جغرافیای مفصل ایران'''''. ج 2، سیاسی، تهران: ابن‌سینا، 1311، ص413.</ref>. بنابر مدارک آشوری متعلق به نیمه دوم سده 8 ق‌م در آن روزگار مردمانی ایرانی زبان از تبار [[ماد|مادها]] در ناحیه اصفهان به سر می‌برده‌اند<ref name=":0">دیاکونف، ا. م. '''''تاریخ ماد.''''' ترجمه کریم کشاورز، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1345، ص192- 193.</ref>. هردوت در اثر تاریخی خود از مردمانی به نام پارتاکنی نام می‌برد که یکی از قبایل شش‌گانه تشکیل دهنده اتحادیه [[ماد|مادها]] بوده‌اند<ref>Herodotus, '''''The History''''', Tr. H. Cary, London, 1898, p. 46.</ref>. این نام بر سرزمین محل اقامت این مردمان نیز اطلاق می‌شده است. سرزمین پارتاکنا که توسط زاینده رود آبیاری می‌شده میان دو رشته‌ کوه متوازی ـ [[زاگرس]] از یک سو و کوه‌های کرکس و شیر کوه از دیگر سو ـ که از شمال غربی به جنوب غربی امتداد دارند واقع بوده و از نواحی دوازده‌گانه پادشاهی مادها به شمار می‌رفته است و تقریباً منطبق با استان اصفهان امروزی بوده است<ref name=":0" /><ref>Geiger, W. & Kahn, E., '''''Grundrissder iran is chen Philologie, BerLin, 1974.'''''</ref>. عمده‌ترین شهر این ناحیه گابینه یا گابیانه (گابا یا گی) بوده است که در متون دوره اسلامی از آن به صورت جی یاد شده است. این نام تا به امروز به عنوان یک از محلات شهر اصفهان زنده مانده است. دیرینگی گابیانه به دوره ایلام باستان می‌رسد و مرکز ناحیه انزان بوده است<ref>كیهان، مسعود. '''''جغرافیای مفصل ایران'''''. ج 2، سیاسی، تهران: ابن‌سینا، 1311، ص413.</ref><ref>شفقی، سیروس. '''''جغرافیای اصفهان'''''. اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1353، ص162.</ref>. در دوره [[هخامنشیان]] این شهر یکی از اقامتگاه‌های شاهی به شمار می‌رفته است<ref>Herts feld, E., '''''Iran in the Ancient east''''', Tehran, 1976; p. 222; Lockhart, L., Ibid, p. 19.</ref>. در روزگار اشکانیان، پادشاهانی محلی بر ناحیه اصفهان فرمانروایی داشتند که بنا به گزارش طبری، در اواخر پادشاهی اردوان پنجم آخرین شاهنشاه اشکانی، شاذ شاپور، نامی از دودمان پادشاهان محلی اصفهان بر این ناحیه حکومت داشته است که به دست [[اردشیر بابکان]] سر دودمان شاهنشاهی [[ساسانیان]] کشته شد و قلمرو پادشاهیش به تصرف [[اردشیر بابکان|اردشیر]] درآمد<ref>طبری، محمد. '''''تاریخ طبری'''''. به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف مصر، 1961، ج2، ص40.</ref>. در زمان  [[ساسانیان]] اصفهان یکی از استان‌های این شاهنشاهی به شمار می‌رفته که تحت فرمانروایی یک تن مرزبان که از جانب حکومت مرکزی به این سمت گماشته می‌شد اداره می‌گردید<ref>  کریستین سن، آرتور. '''''ایران در زمان ساسانیان'''''. ترجمه رشید یاسمی، تهران: ابن‌سینا، 1351، ص159.</ref>. اصفهان از شهرهای عمده دوره [[ساسانیان]] به شمار می‌رفته و بنابر اسناد بر جای مانده از آن روزگار، حداقل در اواخر دوره [[ساسانیان]] این شهر مرکز واسپوهرانِ [[کشور ایران|ایران]] بوده و واسپوهران آمارکار یا مستوفی خراج واسپوهران در اصفهان اقامت داشته است<ref>همو. ص530؛ فرای، ریچارد. '''''عصر زرین فرهنگ ایران'''''. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: سروش، 1363، ص27-28.</ref>.  


در 789ق / 1387م امير تيمور گوركاني اصفهان را به تصرف درآورد و حدود 70.000 تن از مردم شهر را كشت و از سر كشتگان كله‌ مناره برپا ساخت.<sup>37</sup> در اواخر دورة تيموري اصفهان به تصرف قراقويونلوها درآمد، اما در 872ق / 1467م اوزون حسن، رئيس تركمانهاي آق‌قويونلو بر قراقويونلوها چيره شد و اصفهان را ضميمة قلمرو خود ساخت.<sup>38</sup> اوج شكوفايي اصفهان به روزگار پادشاهان صفويه باز مي‌گردد. در 1006ق / 1597م، شاه عباس اول پايتخت شاهان صفويه را از قزوين به اصفهان منتقل كرد.<sup>39</sup> در دورة فرمانروايي شاه عباس اول، با برپايي بناهايي چند مانند ميدان نقش جهان يا ميدان شاه، عمارت عالي‌قاپو، مسجد شيخ‌ لطف‌الله، مسجد شاه، سردر قيصريه و احداث خيابان طويل و عريض چهارباغ و قصبة جلفا و كليساهاي آن، اصفهان به يكي از بزرگ‌ترين و پرشكوه‌ترين شهرهان آن روزگار جهان بدل شد.<sup>41</sup> در دورة جانشينان شاه عباس اول نيز بناهاي پرشكوهي در اصفهان احداث شد كه بر آباداني اين شهر هر چه بيشتر افزوده شد.<sup>42</sup> در 1143ق / 1633م شهر اصفهان به محاصرة محمود افغان درآمد و پس از چند ماه محاصرة شهر به دست سپاهيان محمود افتاد؛ در طي اين چند ماه محاصره، اصفهان دچار قحطي بزرگي گرديد.<sup>43</sup>
در روزگار پادشاهی یزدگرد اول بنا به درخواست سوسن دخت ـ همسر یهودیش ـ گروهی از یهودیان در بخشی از اصفهان اسکان داده شدند که با توسعه آن بخشی از شهر به محله یهودیه معروف گردید<ref>Marquart. Ibid, p. 29.</ref><ref>كیهان، مسعود. '''''جغرافیای مفصل ایران'''''. ج 2، سیاسی، تهران: ابن‌سینا، 1311، ج2، ص413.</ref>. اصفهان در روزگار [[ساسانیان]] متشکل از هفت محله یا شهرک نزدیک به هم به نام‌های، شهرستان، مهرین، شادریه یا سارویه، درام، قه، کهنه و جار بوده است. ظاهراً در اواخر دوره [[ساسانیان]] ویرانی به اصفهان راه یافته بود، چنانکه به هنگام چیرگی تازیان بر آن فقط سه محله یا شهرک از آن هفت محله بر جای بود<ref>'''''مجمل التواریخ و القصص'''''. به کوشش ملک‌الشعرای بهار، تهران: کلایه خاور، ص525.</ref>. اصفهان به روزگار خلافت عمر بن خطاب در 21ق / 642م<ref>طبری، محمد. '''''تاریخ طبری'''''. به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف مصر، 1961، ج4، ص138- 139.</ref> و بنا به روایتی دیگر در 23ق<ref>بلاذری، احمد'''''. فتوح البلدان'''''. به کوشش عبدالله انیس الطباع، بیروت: المعارف، 1987م، ص436.</ref> به دست عرب‌ها گشوده شد. جغرافی‌نویسان سده‌های نخستین اسلامی عموماً اصفهان را ناحیه و شهری آباد با کشاورزی، صنعت و تجارتی پر رونق وصف کرده‌اند. بنا به گزارش این دسته از جغرافی‌نویسان در آن روزگار، اصفهان متشکل از دو بخش [[یهودیان|یهودیه]] یا جهودستان و شهرستان یا جی بوده است. این دو محله حدود دو میل از یکدیگر فاصله داشته‌اند، بخش یهودیه از لحاظ وسعت دو برابر شهرستان (جی) بوده است<ref>ابن‌حوقل، ابوالقاسم. '''''صورهالارض'''''. به کوشش کرامرس، لیدن: بریل، 1938م، ص362- 363؛ اصطفری. همان. ص 164- 165؛ مقدسی. همان. ص 386-390؛ یاقوت حموی'''''.''''' همان. ج2، ص3، 342، 343.</ref>. ظاهراً در دوره اسلامی به تدریج از رونق و آبادانی جی کاسته شد و بخشی از ساکنان مسلمان آن به محله یهودیه نقل مکان کردند و بر آبادانی و وسعت محله یهودیه افزوده گردید<ref>یاقوت، حموی. '''''برگزیده مشترک'''''. ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران: ابن‌سینا، ص 187.</ref>. تا پایان سده 3ق اصفهان مستقیماً توسط حاکمانی که از جانب دستگاه خلفای اموی و عباسی منصوب می‌شدند، اداره می‌شد. در 301ق / 914م سامانیان برای مدت زمان کوتاهی بر اصفهان استیلا یافتند، اما بار دیگر در 304ق خلیفه عباسی به آن‌جا دست یافت و حاکمی بر آن منصوب کرد<ref>مادلونگ، و. «سلسله‌های کوچک شمال ایران»، '''''تاریخ ایران کمبریج'''''. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1380، ج4، ص185.</ref>.


چيرگي افغانها بر اصفهان (1135- 1142ق / 1723-1729م)، اين شهر را از رونق تجاري و اقتصادي گذشته انداخت<sup>44</sup> و از آن پس اصفهان رو به انحطاط نهاد. در 1142ق نادر پس از غلبه بر سپاهيان اشرف افغان وارد اصفهان شد و اين شهر را به تصرف درآورد.<sup>45</sup> در دورة پادشاهي نادر به سبب آن‌كه او پايتخت ثابتي نداشت و بيشتر به شهرهاي خراسان دلبستگي داشت، از رونق اصفهان كاسته شد؛ در روزگار زنديه و قاجاريه نيز چون پايتخت به شيراز و سپس به تهران منتقل شد، اصفهان، اهميت و اعتبار گذشتة خود را به كلي از دست داد و از جميعت آن به نحو چشمگيري كاسته شد. در طول حكومت‌ قاجارها (1209- 1344ق / 1794-1925م) به ويژه در دورة حكمراني ظل‌السلطان پسر ارشد ناصرالدين شاه، انحطاط اصفهان به حد كمال رسيد و بسياري از محله‌هاي آن ويران و خالي از سكنه و يا نيمه ويران شد.<sup>46</sup> اما در دورة پادشاهي دودمان پهلوي شهر اصفهان بار ديگر مورد توجه واقع شد و رو به آباداني و پيشرفت نهاد.<sup>47</sup> به گونه‌اي كه امروزه شهر اصفهان با 1245163 تن جمعيت (آبان 1375)، به يكي از آبادترين و پرجمعيت‌ترين شهرهاي ايران بدل شده است و به سبب آثار تاريخي موجود در آن از قطب‌هاي بزرگ جهانگردي ايران به شمار مي‌آيد.<sup>48</sup> مهم‌ترين جاذبه‌هاي تاريخي استان اصفهان عبارت‌اند از: كاخ‌هاي عالي‌قاپو، چهل‌ستون، هشت بهشت؛ پل‌هاي الله ورديخان، خواجو، شهرستان‌ و ماران، مناره‌هاي، چهل‌دختر، ساربان، زيار، راهروان و منار جنبان، مدارس چهار باغ، بابا قاسم، ملا عبدالله، بازار اصفهان، ميدان نقش جهان و مساجد جامع عباسي (مسجد شاه) و شيخ لطف‌الله.<sup>49</sup>
در 319ق / 931م مرداویج امیر زیاری، اصفهان را از دست والی خلیفه بیرون کرد. در 323ق / 935م پس از درگذشت مرداویج، اصفهان به تصرف امرای [[آل بویه|آل‌بویه]] درآمد<ref>بوسه، هیرمبرت. «ایران در عصر آل‌‌بویه»، '''''تاریخ ایران کمبریج'''''. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1380، ج4، ص222، 223.</ref>. در زمان آل‌بویه به ویژه در دوره فرمانروایی رکن‌الدوله، شهر اصفهان رونق تازه‌ای یافت، بنای قلعه تبرک و کشیدن با روی شهر را به او نسبت داده‌اند<ref>'''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1379، ج9، ص170.</ref>. با افول دولت بویهیان و بر آمدن دولت [[سلجوقیان]]، اصفهان در 431ق / 1040م از جانب طغرل‌بیک سردودمان سلسله [[سلجوقیان]] به ابومنصور فرامرز از امرای کاکویی واگذار شد. اما به علت بروز اختلاف میان آن دو، طغرل در 443ق / 1051م اصفهان را به تصرف در آورد و پایتخت خود را از ری به اصفهان منتقل کرد<ref>باسورث، ک، ا. «تاریخ سیاسی و دودمانی ایران»، '''''تاریخ ایران کمبریج'''''. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1380، ج5، ص44، 45.</ref>. در روزگار فرمانروایی طغرل و جانشینانش، الب ارسلان و ملکشاه، با احداث کاخ‌ها و بناهایی در اصفهان، این شهر رو به توسعه نهاد<ref>مافرخی، مفضل. '''''محاسن اصفهان'''''. به کوشش جلال‌الدین حسینی تهرانی، تهران: انتشارات مجلس، ص101.</ref><ref>ناصرخسرو. '''''سفرنامه'''''. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: انتشارات انجمن آثار ملی، ص165- 166.</ref>. در 590ق / 1194م سلطان تکش [[خوارزمشاهیان|خوارزمشاه]] بر طغرل سوم آخرین پادشاه [[سلجوقیان|سلجوقی]] چیره شد و اصفهان را به قلمرو [[خوارزمشاهیان]] افزود.<sup>33</sup> اما دیری نپائید که در 623ق / 1226م [[مغول ها|مغولان]] به اصفهان تاختند و آسیب‌های بسیاری بر شهر وارد آوردند<ref name=":1">اصفهانی، محمد مهدی. '''''نصف جهان فی تعریف الاصفهان.''''' به کوشش منوچهر ستوده، تهران: امیرکبیر، 1368، ص176.</ref>. اما دو سال پس از آن سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه اصفهان را تصرف و آن‌جا را مرکز عملیات سپاهیان خود علیه [[مغول ها|مغولان]] قرار داد<ref>اقبال آشتیانی، عباس. '''''از حمله چنگیز تا تشکیل دولت تیموری'''''. تهران: امیرکبیر، 1356، ج1، ص122- 124.</ref>. اما سرانجام در 633ق / 1236م به دست [[مغول ها|مغولان]] افتاد<ref>منهاج‌السراج، جرجانی. '''''طبقات ناصری'''''. به کوشش خادم حسینی، کلکته: 1864م، ص424- 432.</ref>.


در 789ق / 1387م امیر تیمور گورکانی اصفهان را به تصرف درآورد و حدود 70.000 تن از مردم شهر را کشت و از سر کشتگان کله‌ مناره برپا ساخت<ref name=":1" />. در اواخر دوره تیموری اصفهان به تصرف قراقویونلوها درآمد، اما در 872ق / 1467م اوزون حسن، رئیس ترکمانهای آق‌قویونلو بر قراقویونلوها چیره شد و اصفهان را ضمیمه قلمرو خود ساخت<ref>هنرفر، لطف‌الله. '''''اصفهان.''''' تهران: ابن‌سینا، ص97- 98.</ref>. اوج شکوفایی اصفهان به روزگار پادشاهان [[صفویان|صفویه]] باز می‌گردد. در 1006ق / 1597م، شاه عباس اول پایتخت شاهان صفویه را از [[استان قزوین|قزوین]] به اصفهان منتقل کرد<ref>اسکندربیک ترکمان. '''''عالم آرای عباسی.''''' تهران: امیرکبیر، 1350، ج2، ص544.</ref>. در دوره فرمانروایی شاه عباس اول، با برپایی بناهایی چند مانند میدان نقش جهان یا میدان شاه، عمارت عالی‌قاپو، [[شیخ لطف الله عاملی اصفهانی|مسجد شیخ‌ لطف‌الله]]، [[مسجد شاه اصفهان|مسجد شاه]]، سردر قیصریه و احداث خیابان طویل و عریض چهارباغ و قصبه جلفا و کلیساهای آن<ref>هنرفر، لطف‌الله. '''''اصفهان.''''' تهران: ابن‌سینا، ص99.</ref>، اصفهان به یکی از بزرگ‌ترین و پرشکوه‌ترین شهرهان آن روزگار جهان بدل شد<ref>شاردن، '''''سیاحت نامه.''''' ترجمه محمد عباسی، تهران: امیرکبیر، 1345، ج7، ص51.</ref>. در دوره جانشینان شاه عباس اول نیز بناهای پرشکوهی در اصفهان احداث شد که بر آبادانی این شهر هر چه بیشتر افزوده شد<ref>هنرفر، لطف‌الله. '''''اصفهان.''''' تهران: ابن‌سینا، ص99- 102.</ref>. در 1143ق / 1633م شهر اصفهان به محاصره محمود افغان درآمد و پس از چند ماه محاصره شهر به دست سپاهیان محمود افتاد؛ در طی این چند ماه محاصره، اصفهان دچار قحطی بزرگی گردید<ref>رستم‌الحکما (محمدهاشم آصف). '''''رستم التواریخ.''''' به کوشش محمد مشیری، تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، 1357، ص159.</ref><ref>کلهارت، لارنس. '''''انقراض سلسله صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران.''''' ترجمه مصطفی قلی‌عماد، تهران: 1343، ص192- 196.</ref>.
[[پرونده:اصفهان.jpg|بندانگشتی|میدان نقش جهان اصفهان ، برگرفته از سایت سفر مارکت، قابل بازیابی از<nowiki/>https://safarmarket.com/]]
چیرگی افغانها بر اصفهان (1135- 1142ق / 1723-1729م)، این شهر را از رونق تجاری و اقتصادی گذشته انداخت<ref>شفقی، سیروس. '''''جغرافیای اصفهان'''''. اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1353،  ص289.</ref> و از آن پس اصفهان رو به انحطاط نهاد. در 1142ق نادر پس از غلبه بر سپاهیان اشرف افغان وارد اصفهان شد و این شهر را به تصرف درآورد<ref>استرآبادی، مهدی. '''''جهانگشای نادری'''''. به کوشش عبدالله انوار، تهران: بهمن، 1341، ص102- 107.</ref>. در دوره پادشاهی نادر به سبب آن‌که او پایتخت ثابتی نداشت و بیشتر به شهرهای خراسان دلبستگی داشت، از رونق اصفهان کاسته شد؛ در روزگار [[زندیه]] و [[قاجاریه]] نیز چون پایتخت به [[شیراز]] و سپس به [[استان تهران|تهران]] منتقل شد، اصفهان، اهمیت و اعتبار گذشته خود را به کلی از دست داد و از جمیعت آن به نحو چشمگیری کاسته شد. در طول حکومت‌ [[قاجاریه|قاجارها]] (1209- 1344ق / 1794-1925م) به ویژه در دوره حکمرانی ظل‌السلطان پسر ارشد [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]]، انحطاط اصفهان به حد کمال رسید و بسیاری از محله‌های آن ویران و خالی از سکنه و یا نیمه ویران شد<ref>تحویلدار، میرزا حسین‌خان. '''''جغرافیای اصفهان'''''. به کوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342، ص31- 33.</ref>. اما در دوره پادشاهی [[سلسله پهلوی|دودمان پهلوی]] شهر اصفهان بار دیگر مورد توجه واقع شد و رو به آبادانی و پیشرفت نهاد<ref>شفقی، سیروس. '''''جغرافیای اصفهان'''''. اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1353،  ص289.</ref><ref>هنرفر، لطف‌الله. '''''اصفهان.''''' تهران: ابن‌سینا، ص178.</ref>. به گونه‌ای که امروزه شهر اصفهان با 1245163 تن جمعیت (آبان 1375)، به یکی از آبادترین و پرجمعیت‌ترین شهرهای [[کشور ایران|ایران]] بدل شده است و به سبب آثار تاریخی موجود در آن از قطب‌های بزرگ جهانگردی [[کشور ایران|ایران]] به شمار می‌آید<ref>'''''سرشماری عمومی نفوس و مسکن - 1375، نتایج تفصیلی شهرستان اصفهان'''''. تهران: سازمان برنامه و بودجه مرکز آمار ایران، 1376، ص40.</ref><ref>'''''فرهنگ جغرافیای آبادی‌های کشور.''''' تهران: سازمان جغرافیایی ارتش، 1367، ج71، ص25- 35.</ref>. مهم‌ترین جاذبه‌های تاریخی استان اصفهان عبارت‌اند از: کاخ‌های عالی‌قاپو، چهل‌ستون، هشت بهشت؛ پل‌های الله وردیخان، خواجو، شهرستان‌ و ماران، مناره‌های، چهل‌دختر، ساربان، زیار، راهروان و منار جنبان، مدارس چهار باغ، بابا قاسم، ملا عبدالله، بازار اصفهان، میدان نقش جهان و مساجد [[مسجد شاه اصفهان|جامع عباسی (مسجد شاه)]] و شیخ لطف‌الله<ref>زنده‌ دل، '''''حسن.مجموعه راهنمای جامع ایرانگردی'''''. استان اصفهان، تهران: نشر ایرانگردی، 1377، جمـ</ref>.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.    Nyberg, H. S., '''''A Manual of pahLavi''''', Wiesbaden, 1974, Vol II, p. 177.
* [[استان یزد]]
 
* [[استان لرستان|لرستان]]
2.    Marquart, J., '''''Ērānšahr Nach Der Geograph ie Des Ps Moses Xorenaci''''', BerLin, 1901, p. 27.
* [[استان چهارمحال و بختیاری|چهارمحال بختیاری]]
 
* [[استان کهگیلویه و بویراحمد|کهگیلویه و بویراحمد]]
3.    '''''حدودالعالم من المشرق الي المغرب.''''' به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1340، ص31، 32، 136؛ اصطخري، ابراهيم'''''. مسالك و ممالك'''''. به كوشش ايرج افشار، تهران: علمي فرهنگي، 1368، ص164- 165؛ بكران، محمد بن نجيب. '''''جهان نامه.''''' به كوشش محمدامين رياحي. تهران: ابن‌سينا، 1342، ص14، 15، 48.
* [[ایلام]]
 
* [[زاینده رود|زاینده‌ رود]]
4.    ابن خردادبه، عبيدالله. '''''المسالك و الممالك'''''. به كوشش دخوبه، ليدن: بريل، 1889م، ص21، 26، 29؛ سمعاني، عبدالكريم. '''''الانساب'''''. به كوشش عبدالله عمر البارودي، بيروت: دارلجنان، 1408ق، ج1، ص175؛ ياقوت حموي، '''''معجم البلدان'''''. تهران: اسدي، 1965، ج1، ص292.
== مآخذ ==
 
<references />
5.    مقدسي، محمد. احسن التقاسيم. به كوشش دخويه، ليدن: بريل، 1906م، ص26، 29.
 
6.    Nyberg, Ibid.
 
7.    Lockhart, L. '''''Persian Cities''''', London, 1960, p. 18.
 
8.    '''''آمار نامة استان اصفهان- 1375'''''. اصفهان: سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان، 1376، «ج»؛ دفتر تقسيمات كشوري'''''. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري'''''. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1384، ص10، 11.
 
9.    '''''نقشة جمهوري اسلامي ايران بر اساس تقسيمات كشوري'''''. گيتاشناسي، تهران: 1383، نقشة شمـ 290.
 
10.  '''''جغرافياي استان اصفهان'''''. تهران: سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش، 1381، ص4- 5؛ '''''جغرافياي كامل ايران'''''. تهران: دفتر تحقيقات و برنامه‌ريزي و تأليف وزارت آموزش و پرورش، 1366، ج2، ص295- 339.
 
11.  '''''جغرافياي استان اصفهان'''''. ص 8-9.
 
12.  آميد، پير. '''''تاريخ عيلام'''''. ترجمة شيرين بياني، تهران: دانشگاه تهران، 1349، ص2؛ كيهان، مسعود. '''''جغرافياي مفصل ايران'''''. ج 2، سياسي، تهران: ابن‌سينا، 1311، ص413.
 
13.  دياكونف، ا. م. '''''تاريخ ماد.''''' ترجمة كريم كشاورز، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1345، ص192- 193.
 
14.  Herodotus, '''''The History''''', Tr. H. Cary, London, 1898, p. 46.
 
15.  دياكونف. ص111، 119 (نقشه)، 122.
 
Geiger, W. & Kahn, E., '''''Grundrissder iran is chen Philologie, BerLin, 1974.'''''
 
16.  كيهان. همان. ج2، ص413؛ شفقي، سيروس. '''''جغرافياي اصفهان'''''. اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1353، ص162.
 
17.  Herts feld, E., '''''Iran in the Ancient east''''', Tehran, 1976; p. 222; Lockhart, L., Ibid, p. 19.
 
18.  طبري، محمد. '''''تاريخ طبري'''''. به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره: دارالمعارف مصر، 1961، ج2، ص40.
 
19.  كريستين سن، آرتور. '''''ايران در زمان ساسانيان'''''. ترجمة رشيد ياسمي، تهران: ابن‌سينا، 1351، ص159.
 
20.  همو. ص530؛ فراي، ريچارد. '''''عصر زرين فرهنگ ايران'''''. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: سروش، 1363، ص27-28.
 
21.  Marquart. Ibid, p. 29.
 
كيهان'''''.''''' همان. ج2، ص413.
 
22.  '''''مجمل التواريخ و القصص'''''. به كوشش ملك‌الشعراي بهار، تهران: كلاية خاور، ص525.
 
23.  طبري. همان. ج4، ص138- 139.
 
24.  بلاذري، احمد'''''. فتوح البلدان'''''. به كوشش عبدالله انيس الطباع، بيروت: المعارف، 1987م، ص436.
 
25.  ابن‌حوقل، ابوالقاسم. '''''صورةالارض'''''. به كوشش كرامرس، ليدن: بريل، 1938م، ص362- 363؛ اصطفري. همان. ص 164- 165؛ مقدسي. همان. ص 386-390؛ ياقوت حموي'''''.''''' همان. ج2، ص3، 342، 343.
 
26.  ياقوت، حموي. '''''برگزيدة مشترك'''''. ترجمة محمد پروين گنابادي، تهران: ابن‌سينا، ص 187.
 
27.  EI2. Vol IV, p. 100.
 
28.  مادلونگ، و. «سلسله‌هاي كوچك شمال ايران»، '''''تاريخ ايران كمبريج'''''. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1380، ج4، ص185.
 
29.  بوسه، هيرمبرت. «ايران در عصر آل‌‌بويه»، '''''تاريخ ايران كمبريج'''''. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1380، ج4، ص222، 223.
 
30.  '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: 1379، ج9، ص170.
 
31.  باسورث، ك، ا. «تاريخ سياسي و دودماني ايران»، '''''تاريخ ايران كمبريج'''''. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1380، ج5، ص44، 45.
 
32.  مافرخي، مفضل. '''''محاسن اصفهان'''''. به كوشش جلال‌الدين حسيني تهراني، تهران: انتشارات مجلس، ص101؛ ناصرخسرو. '''''سفرنامه'''''. به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: انتشارات انجمن آثار ملي، ص165- 166.
 
Lambton, A. k. s, "The saljuq and Mongol Periods", '''''The Cambridge History of Iran''''', Cambridg, 1968, vol V, p. 223; Lockhart, Ibid, p. 21.
 
33.  EI2. vol IV, p. 102.
 
هنرفر، لطف‌الله. '''''اصفهان.''''' تهران: ابن‌سينا، ص92.
 
34.  اصفهاني، محمد مهدي. '''''نصف جهان في تعريف الاصفهان.''''' به كوشش منوچهر ستوده، تهران: اميركبير، 1368، ص176.
 
35.  اقبال آشتياني، عباس. '''''از حملة چنگيز تا تشكيل دولت تيموري'''''. تهران: اميركبير، 1356، ج1، ص122- 124.
 
36.  منهاج‌السراج، جرجاني. '''''طبقات ناصري'''''. به كوشش خادم حسيني، كلكته: 1864م، ص424- 432.
 
37.  اصفهاني، همانجا.
 
38.  هنرفر. همان. ص97- 98.
 
39.  اسكندربيك تركمان. '''''عالم آراي عباسي.''''' تهران: اميركبير، 1350، ج2، ص544.
 
40.  هنرفر. همان. ص99.
 
41.  شاردن، '''''سياحت نامه.''''' ترجمة محمد عباسي، تهران: اميركبير، 1345، ج7، ص51.
 
42.  هنرفر. همان. ص99- 102.
 
43.  رستم‌الحكما (محمدهاشم آصف). '''''رستم التواريخ.''''' به كوشش محمد مشيري، تهران: شركت سهامي كتاب‌هاي جيبي، 1357، ص159؛ كلهارت، لارنس. '''''انقراض سلسلة صفويه و ايام استيلاي افاغنه در ايران.''''' ترجمة مصطفي قلي‌عماد، تهران: 1343، ص192- 196.
 
44.  شفقي. همان. ص289.
 
45.  استرآبادي، مهدي. '''''جهانگشاي نادري'''''. به كوشش عبدالله انوار، تهران: بهمن، 1341، ص102- 107.
 
46.  شفقي. همان. ص290- 292؛ تحويلدار، ميرزا حسين‌خان. '''''جغرافياي اصفهان'''''. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342، ص31- 33.
 
47.  هنرفر. همان. ص178؛ شفقي. همان. ص159.
 
48.  '''''سرشماري عمومي نفوس و مسكن - 1375، نتايج تفصيلي شهرستان اصفهان'''''. تهران: سازمان برنامه و بودجه مركز آمار ايران، 1376، ص40؛ '''''فرهنگ جغرافياي آبادي‌هاي كشور.''''' تهران: سازمان جغرافيايي ارتش، 1367، ج71، ص25- 35.
 
49.  زنده‌ دل، حسن. '''''مجموعة راهنماي جامع ايرانگردي.''''' استان اصفهان، تهران: نشر ايرانگردي، 1377، جمـ .


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
علی همدانی
علی همدانی
[[رده:جغرافیا]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۳

کاخ چهل‌ستون، برگرفته از سایت سفر مارکت، قابل بازیابی ازhttps://safarmarket.com/

اصفهان، شهری کهن و مرکز استان و شهرستانی به همین نام در ایران. این شهر در زبان پهلوی «سپاهان» خوانده می‌شده است[۱]. بسئوس از آن به صورت‌های «سپاهان» و «اسپهان» و بطلمیوس به صورت «اسپاذانه» یا «اسپادانا» یاد کرده‌اند[۲] و در متون فارسی سده‌های نخستین اسلامی به صورت‌های «سپاهان» و «اسپهان» آمده است[۳][۴][۵] و در منابع عربی به صورت معرب آن «اصبهان»[۶][۷][۸] و «اصفهان»[۹] به کار رفته است. برخی از ایران‌شناسان بر این باورند این نام ریشه در واژه «سپاه» دارد و از آن‌رو که این شهر در روزگار ساسانیان محل تجمع سپاهیان بوده، آن را سپاهیان خوانده‌اند[۱۰] و برخی دیگر این نام را برگرفته از واژه «اسب» دانسته و آن را محل نگهداری اسب معنا کرده‌اند[۱۱].

استان اصفهان با 6/106993 کم2 مساحت، بر پایه تقسیمات کشوری 1381ش متشکل از 19 شهرستان، 43 بخش و 83 شهر است و در سرشماری 1375ش 3923255 تن جمعیت داشته است که از آن میان حدود 74% در مناطق شهری و 26% در مناطق روستایی ساکن بوده‌اند[۱۲][۱۳]. این استان از شمال به استان یزد و از غرب به استان‌های لرستان، چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد محدود است[۱۴]. استان اصفهان از لحاظ ناهمواری‌های جغرافیایی به دو بخش کوهستانی و جلگه‌ای تقسیم می شود. ناحیه کوهستانی این استان که از حدود کوه‌های گلپایگان تا بلندی‌های دنا در سمیرم گسترش دارد، بخش‌های غربی و جنوب غربی استان را پوشانده است و کوه‌های آن از پیش کوه‌های زاگرس به شمار می‌آید. افزون بر آن در نواحی مرکزی استان اصفهان بلندی‌های کرکس نیز در پیرامون نطنز و کاشان به چشم می‌خورد. ناحیه جلگه‌ای و هموار استان میان دو رشته کوه غربی و مرکزی این استان جای دارد. این ناحیه از آبرفت‌های زاینده‌ رود به وجود آمده است و با شیبی ملایم به تالاب گاوخونی در جنوب شرقی استان اصفهان منتهی می‌گردد. این جلگه وسیع که به وسیله زاینده‌ رود و شاخه‌های آن آبیاری می‌شود. از آبادترین و پرجمیعت‌ترین نقاط ایران است. نواحی شرقی استان اصفهان را زمین‌های هموار دشت کویر فراگرفته است[۱۵][۱۶]. استان اصفهان دارای آب و هوایی متنوع است و میزان بارش و دما در آن تابع وضعیت توپوگرافی هر منطقه است. میانگین دمای هوای استان از غرب به شرق افزایش می‌یابد. بارندگی در استان اصفهان غالباً تحت تأثیر توده‌‌های هوایی است که از جانب غرب وارد استان می‌شوند. کوه‌های زاگرس که در غرب استان اصفهان قرار دارد، این توده‌های هوا را شدیداً تحت تأثیر قرار می‌دهند و از رطوبت یا باران‌زایی آن‌ها می‌کاهند به گونه‌ای که بیشتر رطوبت توده‌های هوا در غرب استان تخلیه می‌شود. لذا میزان بارش از غرب به شرق کاهش می‌یابد[۱۷].

پیشینه تاریخی

منطقه اصفهان به سبب شرایط مناسب طبیعی و آب فراوان زاینده رود از دیرباز یکی از کانون‌های جمیعتی در فلات ایران بوده است. در کتیبه‌های بابلی متعلق به سه تا دو هزار سال پیش از میلاد، به این منطقه به عنوان شرقی‌ترین نقطه امپراتوری ایلام اشاره شده است[۱۸][۱۹]. بنابر مدارک آشوری متعلق به نیمه دوم سده 8 ق‌م در آن روزگار مردمانی ایرانی زبان از تبار مادها در ناحیه اصفهان به سر می‌برده‌اند[۲۰]. هردوت در اثر تاریخی خود از مردمانی به نام پارتاکنی نام می‌برد که یکی از قبایل شش‌گانه تشکیل دهنده اتحادیه مادها بوده‌اند[۲۱]. این نام بر سرزمین محل اقامت این مردمان نیز اطلاق می‌شده است. سرزمین پارتاکنا که توسط زاینده رود آبیاری می‌شده میان دو رشته‌ کوه متوازی ـ زاگرس از یک سو و کوه‌های کرکس و شیر کوه از دیگر سو ـ که از شمال غربی به جنوب غربی امتداد دارند واقع بوده و از نواحی دوازده‌گانه پادشاهی مادها به شمار می‌رفته است و تقریباً منطبق با استان اصفهان امروزی بوده است[۲۰][۲۲]. عمده‌ترین شهر این ناحیه گابینه یا گابیانه (گابا یا گی) بوده است که در متون دوره اسلامی از آن به صورت جی یاد شده است. این نام تا به امروز به عنوان یک از محلات شهر اصفهان زنده مانده است. دیرینگی گابیانه به دوره ایلام باستان می‌رسد و مرکز ناحیه انزان بوده است[۲۳][۲۴]. در دوره هخامنشیان این شهر یکی از اقامتگاه‌های شاهی به شمار می‌رفته است[۲۵]. در روزگار اشکانیان، پادشاهانی محلی بر ناحیه اصفهان فرمانروایی داشتند که بنا به گزارش طبری، در اواخر پادشاهی اردوان پنجم آخرین شاهنشاه اشکانی، شاذ شاپور، نامی از دودمان پادشاهان محلی اصفهان بر این ناحیه حکومت داشته است که به دست اردشیر بابکان سر دودمان شاهنشاهی ساسانیان کشته شد و قلمرو پادشاهیش به تصرف اردشیر درآمد[۲۶]. در زمان  ساسانیان اصفهان یکی از استان‌های این شاهنشاهی به شمار می‌رفته که تحت فرمانروایی یک تن مرزبان که از جانب حکومت مرکزی به این سمت گماشته می‌شد اداره می‌گردید[۲۷]. اصفهان از شهرهای عمده دوره ساسانیان به شمار می‌رفته و بنابر اسناد بر جای مانده از آن روزگار، حداقل در اواخر دوره ساسانیان این شهر مرکز واسپوهرانِ ایران بوده و واسپوهران آمارکار یا مستوفی خراج واسپوهران در اصفهان اقامت داشته است[۲۸].

در روزگار پادشاهی یزدگرد اول بنا به درخواست سوسن دخت ـ همسر یهودیش ـ گروهی از یهودیان در بخشی از اصفهان اسکان داده شدند که با توسعه آن بخشی از شهر به محله یهودیه معروف گردید[۲۹][۳۰]. اصفهان در روزگار ساسانیان متشکل از هفت محله یا شهرک نزدیک به هم به نام‌های، شهرستان، مهرین، شادریه یا سارویه، درام، قه، کهنه و جار بوده است. ظاهراً در اواخر دوره ساسانیان ویرانی به اصفهان راه یافته بود، چنانکه به هنگام چیرگی تازیان بر آن فقط سه محله یا شهرک از آن هفت محله بر جای بود[۳۱]. اصفهان به روزگار خلافت عمر بن خطاب در 21ق / 642م[۳۲] و بنا به روایتی دیگر در 23ق[۳۳] به دست عرب‌ها گشوده شد. جغرافی‌نویسان سده‌های نخستین اسلامی عموماً اصفهان را ناحیه و شهری آباد با کشاورزی، صنعت و تجارتی پر رونق وصف کرده‌اند. بنا به گزارش این دسته از جغرافی‌نویسان در آن روزگار، اصفهان متشکل از دو بخش یهودیه یا جهودستان و شهرستان یا جی بوده است. این دو محله حدود دو میل از یکدیگر فاصله داشته‌اند، بخش یهودیه از لحاظ وسعت دو برابر شهرستان (جی) بوده است[۳۴]. ظاهراً در دوره اسلامی به تدریج از رونق و آبادانی جی کاسته شد و بخشی از ساکنان مسلمان آن به محله یهودیه نقل مکان کردند و بر آبادانی و وسعت محله یهودیه افزوده گردید[۳۵]. تا پایان سده 3ق اصفهان مستقیماً توسط حاکمانی که از جانب دستگاه خلفای اموی و عباسی منصوب می‌شدند، اداره می‌شد. در 301ق / 914م سامانیان برای مدت زمان کوتاهی بر اصفهان استیلا یافتند، اما بار دیگر در 304ق خلیفه عباسی به آن‌جا دست یافت و حاکمی بر آن منصوب کرد[۳۶].

در 319ق / 931م مرداویج امیر زیاری، اصفهان را از دست والی خلیفه بیرون کرد. در 323ق / 935م پس از درگذشت مرداویج، اصفهان به تصرف امرای آل‌بویه درآمد[۳۷]. در زمان آل‌بویه به ویژه در دوره فرمانروایی رکن‌الدوله، شهر اصفهان رونق تازه‌ای یافت، بنای قلعه تبرک و کشیدن با روی شهر را به او نسبت داده‌اند[۳۸]. با افول دولت بویهیان و بر آمدن دولت سلجوقیان، اصفهان در 431ق / 1040م از جانب طغرل‌بیک سردودمان سلسله سلجوقیان به ابومنصور فرامرز از امرای کاکویی واگذار شد. اما به علت بروز اختلاف میان آن دو، طغرل در 443ق / 1051م اصفهان را به تصرف در آورد و پایتخت خود را از ری به اصفهان منتقل کرد[۳۹]. در روزگار فرمانروایی طغرل و جانشینانش، الب ارسلان و ملکشاه، با احداث کاخ‌ها و بناهایی در اصفهان، این شهر رو به توسعه نهاد[۴۰][۴۱]. در 590ق / 1194م سلطان تکش خوارزمشاه بر طغرل سوم آخرین پادشاه سلجوقی چیره شد و اصفهان را به قلمرو خوارزمشاهیان افزود.33 اما دیری نپائید که در 623ق / 1226م مغولان به اصفهان تاختند و آسیب‌های بسیاری بر شهر وارد آوردند[۴۲]. اما دو سال پس از آن سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه اصفهان را تصرف و آن‌جا را مرکز عملیات سپاهیان خود علیه مغولان قرار داد[۴۳]. اما سرانجام در 633ق / 1236م به دست مغولان افتاد[۴۴].

در 789ق / 1387م امیر تیمور گورکانی اصفهان را به تصرف درآورد و حدود 70.000 تن از مردم شهر را کشت و از سر کشتگان کله‌ مناره برپا ساخت[۴۲]. در اواخر دوره تیموری اصفهان به تصرف قراقویونلوها درآمد، اما در 872ق / 1467م اوزون حسن، رئیس ترکمانهای آق‌قویونلو بر قراقویونلوها چیره شد و اصفهان را ضمیمه قلمرو خود ساخت[۴۵]. اوج شکوفایی اصفهان به روزگار پادشاهان صفویه باز می‌گردد. در 1006ق / 1597م، شاه عباس اول پایتخت شاهان صفویه را از قزوین به اصفهان منتقل کرد[۴۶]. در دوره فرمانروایی شاه عباس اول، با برپایی بناهایی چند مانند میدان نقش جهان یا میدان شاه، عمارت عالی‌قاپو، مسجد شیخ‌ لطف‌الله، مسجد شاه، سردر قیصریه و احداث خیابان طویل و عریض چهارباغ و قصبه جلفا و کلیساهای آن[۴۷]، اصفهان به یکی از بزرگ‌ترین و پرشکوه‌ترین شهرهان آن روزگار جهان بدل شد[۴۸]. در دوره جانشینان شاه عباس اول نیز بناهای پرشکوهی در اصفهان احداث شد که بر آبادانی این شهر هر چه بیشتر افزوده شد[۴۹]. در 1143ق / 1633م شهر اصفهان به محاصره محمود افغان درآمد و پس از چند ماه محاصره شهر به دست سپاهیان محمود افتاد؛ در طی این چند ماه محاصره، اصفهان دچار قحطی بزرگی گردید[۵۰][۵۱].

میدان نقش جهان اصفهان ، برگرفته از سایت سفر مارکت، قابل بازیابی ازhttps://safarmarket.com/

چیرگی افغانها بر اصفهان (1135- 1142ق / 1723-1729م)، این شهر را از رونق تجاری و اقتصادی گذشته انداخت[۵۲] و از آن پس اصفهان رو به انحطاط نهاد. در 1142ق نادر پس از غلبه بر سپاهیان اشرف افغان وارد اصفهان شد و این شهر را به تصرف درآورد[۵۳]. در دوره پادشاهی نادر به سبب آن‌که او پایتخت ثابتی نداشت و بیشتر به شهرهای خراسان دلبستگی داشت، از رونق اصفهان کاسته شد؛ در روزگار زندیه و قاجاریه نیز چون پایتخت به شیراز و سپس به تهران منتقل شد، اصفهان، اهمیت و اعتبار گذشته خود را به کلی از دست داد و از جمیعت آن به نحو چشمگیری کاسته شد. در طول حکومت‌ قاجارها (1209- 1344ق / 1794-1925م) به ویژه در دوره حکمرانی ظل‌السلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه، انحطاط اصفهان به حد کمال رسید و بسیاری از محله‌های آن ویران و خالی از سکنه و یا نیمه ویران شد[۵۴]. اما در دوره پادشاهی دودمان پهلوی شهر اصفهان بار دیگر مورد توجه واقع شد و رو به آبادانی و پیشرفت نهاد[۵۵][۵۶]. به گونه‌ای که امروزه شهر اصفهان با 1245163 تن جمعیت (آبان 1375)، به یکی از آبادترین و پرجمعیت‌ترین شهرهای ایران بدل شده است و به سبب آثار تاریخی موجود در آن از قطب‌های بزرگ جهانگردی ایران به شمار می‌آید[۵۷][۵۸]. مهم‌ترین جاذبه‌های تاریخی استان اصفهان عبارت‌اند از: کاخ‌های عالی‌قاپو، چهل‌ستون، هشت بهشت؛ پل‌های الله وردیخان، خواجو، شهرستان‌ و ماران، مناره‌های، چهل‌دختر، ساربان، زیار، راهروان و منار جنبان، مدارس چهار باغ، بابا قاسم، ملا عبدالله، بازار اصفهان، میدان نقش جهان و مساجد جامع عباسی (مسجد شاه) و شیخ لطف‌الله[۵۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. Nyberg, H. S., A Manual of pahLavi, Wiesbaden, 1974, Vol II, p. 177.
  2. Marquart, J., Ērānšahr Nach Der Geograph ie Des Ps Moses Xorenaci, BerLin, 1901, p. 27.
  3.  حدودالعالم من المشرق الي المغرب. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1340، ص31، 32، 136.
  4. اصطخری، ابراهيم. مسالک و ممالک. به كوشش ايرج افشار، تهران: علمی فرهنگی، 1368، ص164- 165.
  5. بكران، محمد بن نجيب. جهان نامه. به كوشش محمدامين رياحی. تهران: ابن‌سينا، 1342، ص14، 15، 48.
  6.  ابن خردادبه، عبيدالله. المسالک و الممالک. به كوشش دخوبه، ليدن: بريل، 1889م، ص21، 26، 29.
  7. سمعانی، عبدالكريم. الانساب. به كوشش عبدالله عمر البارودی، بيروت: دارلجنان، 1408ق، ج1، ص175.
  8. ياقوت حموی، معجم البلدان. تهران: اسدی، 1965، ج1، ص292.
  9. مقدسی، محمد. احسن التقاسيم. به كوشش دخويه، ليدن: بريل، 1906م، ص26، 29.
  10. Nyberg, Ibid.
  11.   Lockhart, L. Persian Cities, London, 1960, p. 18.
  12.  آمار نامه استان اصفهان- 1375. اصفهان: سازمان برنامه و بودجه استان اصفهان، 1376.
  13. دفتر تقسیمات كشوری. نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات كشوری. تهران: دفتر تقسیمات كشوری (وزارت كشور)، 1384، ص10، 11.
  14.  نقشه جمهوری اسلامی ایران بر اساس تقسیمات كشوری. گیتاشناسی، تهران: 1383، نقشه شمـ 290.
  15. جغرافیای استان اصفهان. تهران: سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، 1381، ص4- 5.
  16. جغرافیای كامل ایران. تهران: دفتر تحقیقات و برنامه‌ریزی و تألیف وزارت آموزش و پرورش، 1366، ج2، ص295- 339.
  17. جغرافیای استان اصفهان. تهران: سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، 1381، ص 8-9.
  18. آمید، پیر. تاریخ عیلام. ترجمه شیرین بیانی، تهران: دانشگاه تهران، 1349، ص2.
  19. كیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران. ج 2، سیاسی، تهران: ابن‌سینا، 1311، ص413.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ دیاکونف، ا. م. تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1345، ص192- 193.
  21. Herodotus, The History, Tr. H. Cary, London, 1898, p. 46.
  22. Geiger, W. & Kahn, E., Grundrissder iran is chen Philologie, BerLin, 1974.
  23. كیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران. ج 2، سیاسی، تهران: ابن‌سینا، 1311، ص413.
  24. شفقی، سیروس. جغرافیای اصفهان. اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1353، ص162.
  25. Herts feld, E., Iran in the Ancient east, Tehran, 1976; p. 222; Lockhart, L., Ibid, p. 19.
  26. طبری، محمد. تاریخ طبری. به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف مصر، 1961، ج2، ص40.
  27.   کریستین سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمه رشید یاسمی، تهران: ابن‌سینا، 1351، ص159.
  28. همو. ص530؛ فرای، ریچارد. عصر زرین فرهنگ ایران. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: سروش، 1363، ص27-28.
  29. Marquart. Ibid, p. 29.
  30. كیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران. ج 2، سیاسی، تهران: ابن‌سینا، 1311، ج2، ص413.
  31. مجمل التواریخ و القصص. به کوشش ملک‌الشعرای بهار، تهران: کلایه خاور، ص525.
  32. طبری، محمد. تاریخ طبری. به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دارالمعارف مصر، 1961، ج4، ص138- 139.
  33. بلاذری، احمد. فتوح البلدان. به کوشش عبدالله انیس الطباع، بیروت: المعارف، 1987م، ص436.
  34. ابن‌حوقل، ابوالقاسم. صورهالارض. به کوشش کرامرس، لیدن: بریل، 1938م، ص362- 363؛ اصطفری. همان. ص 164- 165؛ مقدسی. همان. ص 386-390؛ یاقوت حموی. همان. ج2، ص3، 342، 343.
  35. یاقوت، حموی. برگزیده مشترک. ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران: ابن‌سینا، ص 187.
  36. مادلونگ، و. «سلسله‌های کوچک شمال ایران»، تاریخ ایران کمبریج. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1380، ج4، ص185.
  37. بوسه، هیرمبرت. «ایران در عصر آل‌‌بویه»، تاریخ ایران کمبریج. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1380، ج4، ص222، 223.
  38. دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1379، ج9، ص170.
  39. باسورث، ک، ا. «تاریخ سیاسی و دودمانی ایران»، تاریخ ایران کمبریج. ترجمه حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، 1380، ج5، ص44، 45.
  40. مافرخی، مفضل. محاسن اصفهان. به کوشش جلال‌الدین حسینی تهرانی، تهران: انتشارات مجلس، ص101.
  41. ناصرخسرو. سفرنامه. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: انتشارات انجمن آثار ملی، ص165- 166.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ اصفهانی، محمد مهدی. نصف جهان فی تعریف الاصفهان. به کوشش منوچهر ستوده، تهران: امیرکبیر، 1368، ص176.
  43. اقبال آشتیانی، عباس. از حمله چنگیز تا تشکیل دولت تیموری. تهران: امیرکبیر، 1356، ج1، ص122- 124.
  44. منهاج‌السراج، جرجانی. طبقات ناصری. به کوشش خادم حسینی، کلکته: 1864م، ص424- 432.
  45. هنرفر، لطف‌الله. اصفهان. تهران: ابن‌سینا، ص97- 98.
  46. اسکندربیک ترکمان. عالم آرای عباسی. تهران: امیرکبیر، 1350، ج2، ص544.
  47. هنرفر، لطف‌الله. اصفهان. تهران: ابن‌سینا، ص99.
  48. شاردن، سیاحت نامه. ترجمه محمد عباسی، تهران: امیرکبیر، 1345، ج7، ص51.
  49. هنرفر، لطف‌الله. اصفهان. تهران: ابن‌سینا، ص99- 102.
  50. رستم‌الحکما (محمدهاشم آصف). رستم التواریخ. به کوشش محمد مشیری، تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، 1357، ص159.
  51. کلهارت، لارنس. انقراض سلسله صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران. ترجمه مصطفی قلی‌عماد، تهران: 1343، ص192- 196.
  52. شفقی، سیروس. جغرافیای اصفهان. اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1353، ص289.
  53. استرآبادی، مهدی. جهانگشای نادری. به کوشش عبدالله انوار، تهران: بهمن، 1341، ص102- 107.
  54. تحویلدار، میرزا حسین‌خان. جغرافیای اصفهان. به کوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، 1342، ص31- 33.
  55. شفقی، سیروس. جغرافیای اصفهان. اصفهان: دانشگاه اصفهان، 1353، ص289.
  56. هنرفر، لطف‌الله. اصفهان. تهران: ابن‌سینا، ص178.
  57. سرشماری عمومی نفوس و مسکن - 1375، نتایج تفصیلی شهرستان اصفهان. تهران: سازمان برنامه و بودجه مرکز آمار ایران، 1376، ص40.
  58. فرهنگ جغرافیای آبادی‌های کشور. تهران: سازمان جغرافیایی ارتش، 1367، ج71، ص25- 35.
  59. زنده‌ دل، حسن.مجموعه راهنمای جامع ایرانگردی. استان اصفهان، تهران: نشر ایرانگردی، 1377، جمـ

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی همدانی