پرش به محتوا

مهدی اخوان ثالث: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''اخوان ثالث، مهدي''' (1307 ـ 1369 ش) شاعر، روزنامه نگار، اديب و منتقد.
[[پرونده:Sci393.jpg|بندانگشتی|مهدی اخوان ثالث برگرفته از وبسایت بیتوته قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.beytoote.com/scientific/scientist/biography-autobiography-third-mehdi-mensurable.html]]
'''[[مهدی اخوان ثالث|اخوان ثالث، مهدی]]''' (1307 ـ 1369 ش) شاعر، روزنامه نگار، ادیب و منتقد.


مهدي اخوان ثالث مشهور به م. اميد، ‌شاعر تواناي معاصر ايران در توسِ مشهد و در خانواده‌اي مذهبي چشم به جهان گشود.<sup>1</sup> تحصيلات ابتدايي و دورة هنرستان صنعتي (رشتة آهنگري) را در مشهد گذراند.<sup>2</sup> در نوجواني علي رغم مخالفت پدر نزد استاد سليمان روح افزا و فرزند او تار آموخت. آشنايي جدي او با موسيقي سنّتي سبب درآميختن جان ماية‌شعر او با عروض شعر فارسي شد. هم زمان با موسيقي، ‌به شعر روي آورد. سرمشق اوليه اخوان در شعر، ‌دواوين شاعران كلاسيك ايران بود كه با كمك پدرش آ‎نها را مطالعة مي‌كرد. از استادش، ‌پرويز كاويان جهرمي نيز اصلاح سخن مي‌گفت.<sup>3</sup> اخوان با داشتن سنّ كم چندان در غزل‌سرايي و قصيده‌گويي تبحّر يافت كه كهن گرايان به او، اميدِ شعر كهن لقب دادند.<sup>4</sup> در خرداد 1326 پس از پايان دورة‌ هنرستان، ‌در [[مشهد]] به آهنگري و چاقوسازي پرداخت. سپس به تهران آمد و ضمن كار در تهران و پلشتِ ورامين در مدارس هم تدريس مي‌كرد.<sup>5</sup> او كه نمي‌توانست در برابر هيجانات بشردوستانه بي‌تفاوت بماند، جذب هيجانات و منش‌هاي حزبي شد و به حزب توده پيوست.<sup>6</sup> در 1331 زندگي مشترك خود را با دختر عمويش، ايران (خديجه) اخوان ثالث آغاز كرد. از همسرش صاحب شش فرزند شد كه يكي از دخترانش به نام لاله را بعدها در 1353 از دست داد.<sup>7</sup> نخستين سروده‌هايش را در 1327 و نخستين دفتر شعرش را با نام ''ارغنون'' در 1331 منتشر كرد.<sup>8</sup> اخوان پيش از آشنايي با نيما بر او انتقاد داشت، ‌اما پس از آشنايي با آن شاعر، ‌به راز شيوة او پي برد و بدين ترتيب اسلوب شعري خود را زير تأثير شعر نو نيمايوشيج<sup>*</sup> تغيير داد.<sup>9</sup> وي در 1330 سرپرستي صفحة ادبي روزنامة ''جوانان دموكرات'' را به عهده گرفت و از اين طريق با شاعران جوان آن روز چون سياووش كسرايي<sup>*</sup>، ‌سايه (هوشنگ ابتهاج<sup>*</sup>)، ‌احمد شاملو<sup>*</sup> و ديگران آشنا شد.<sup>10</sup> از همين سال با ادارة بخشِ شعر مجلة ''در راه هنر'' و نوشتن چندين نقد و يادداشت پيرامون شعر نو، مهارت خود را در ادبيات قديم به ثبوت رساند.<sup>11</sup> در 1333 چند ماهي به زندان افتاد. در 1335 مجموعة شعر مشهورش با نام ''زمستان'' را چاپ كرد.<sup>12</sup> در اين اثر، بر خلاف مجموعة ''ارغنون''، با از قوالب شعر كلاسيك دوري جست و به شعر نيمايوشيج روي آورد و با توجه روزافزون به زبان پاك پارسي، زبان جديد خود را در مركز مثلثي كه سه ضلع آن، زبان خراساني يا كلاسيك و زبان رايج يا امروز و زبان نيماست، ‌به نمايش گذاشت.<sup>13</sup> همچنين در 1335 به استوديوي فيلمسازي ابراهيم گلستان<sup>*</sup> راه يافت و در آنجا مسئوليت نظارت بر ضبط صدا و دوبلة گفتار فيلم‌هاي مستند و نيز رسيدگي به متن ترجمه‌ها و رواني گفتار‌ها را به عهده گرفت.<sup>14</sup> از 1338 تا 1350 مجموعه شعرهاي متعددي را منتشر كرد. در 1353 در تلويزيون ملي ايران به اجراي برنامه‌هاي ادبي پرداخت. در 1356 به تدريس در دانشگاه‌هاي تهران، ملي و تربيت معلم مشغول شد. از 1360 دوران بازنشستگي او از خدمات دولتي آغاز گرديد. در اين دوره تا 1369 آثار ديگري به بازار كتاب فرستاد. در 1369 براي نخستين و آخرين بار به چندين كشور از جمله آلمان، ‌انگلستان و فرانسه سفر كرد و در پايان سفر پس از بازگشت به ايران در تهران درگذشت. پيكر شاعر در زادگاهش به خاك سپرده شد.<sup>15</sup>
مهدی اخوان ثالث مشهور به م. امید، ‌شاعر توانای معاصر [[ایران]] در توسِ [[مشهد]] و در خانواده‌ای مذهبی چشم به [[جهان نو|جهان]] گشود<ref>محمدی آملی، محمدرضا. ''آ'''وازِچگور'''''. زندگی و شعر مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ثالث، 1377، ص 24.</ref>. تحصیلات ابتدایی و دوره هنرستان صنعتی (رشته آهنگری) را در [[مشهد]] گذراند<ref>استعلامی، ‌محمد''. '''ادبیات دوره بیداری و معاصر'''''. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران، 2535 (1355)، ص 352.</ref>. در نوجوانی علی رغم مخالفت پدر نزد استاد سلیمان روح افزا و فرزند او تار آموخت. آشنایی جدی او با [[موسیقی مطربی|موسیقی]] سنّتی سبب درآمیختن جان مایه‌شعر او با عروض شعر [[فارسی]] شد. هم زمان با موسیقی، ‌به شعر روی آورد. سرمشق اولیه اخوان در شعر، ‌دواوین شاعران کلاسیک [[ایران باستان|ایران]] بود که با کمک پدرش آ‎نها را مطالعه می‌کرد. از استادش، ‌پرویز کاویان جهرمی نیز اصلاح [[سخن]] می‌گفت<ref>محمدی آملی.محمدرضا. ''آ'''وازِچگور'''''. زندگی و شعر مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ثالث، 1377. ص 25 و 31.</ref>. اخوان با داشتن سنّ کم چندان در غزل‌سرایی و قصیده‌گویی تبحّر یافت که کهن گرایان به او، امیدِ شعر کهن لقب دادند<ref>شمس لنگرودی، محمد. '''''تاریخ تحلیلی شعر نو'''''. تهران: نشر مرکز، 1370، ج 2، ص 296.</ref>. در خرداد 1326 پس از پایان دوره‌ هنرستان، ‌در [[مشهد]] به آهنگری و چاقوسازی پرداخت. سپس به [[تهران مصور|تهران]] آمد و ضمن کار در [[تهران مصور|تهران]] و پلشتِ ورامین در مدارس هم تدریس می‌کرد<ref>کاخی، ‌مرتضی. '''''باغ بی برگی'''''. ‌یادنامه مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ناشران، چ 1، 1370، ص 27.</ref>. او که نمی‌توانست در برابر هیجانات بشردوستانه بی‌تفاوت بماند، جذب هیجانات و منش‌های حزبی شد و به [[حزب توده]] پیوست<ref>شمس لنگرودی.محمد. '''''تاریخ تحلیلی شعر نو'''''. تهران: نشر مرکز، 1370، ج 2. ص 296ـ 297.</ref>. در 1331 زندگی مشترک خود را با دختر عمویش، [[ایران]] (خدیجه) اخوان ثالث آغاز کرد. از همسرش صاحب شش فرزند شد که یکی از دخترانش به نام لاله را بعدها در 1353 از دست داد<ref>کاخی.مرتضی. '''''باغ بی برگی'''''. ‌یادنامه مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ناشران، چ 1، 1370. ص 27ـ 29 (به اختصار).</ref>. نخستین سروده‌هایش را در 1327 و نخستین دفتر شعرش را با نام ''ارغنون'' در 1331 منتشر کرد<ref>استعلامی. ‌محمد''. '''ادبیات دوره بیداری و معاصر'''''. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران، 2535 (1355)، ص 352.</ref>. اخوان پیش از آشنایی با [[نیما یوشیج|نیما]] بر او انتقاد داشت، ‌اما پس از آشنایی با آن شاعر، ‌به راز شیوه او پی برد و بدین ترتیب اسلوب شعری خود را زیر تأثیر شعر نو [[نیما یوشیج|نیمایوشیج]]<sup>*</sup> تغییر داد<ref>زرین کوب، حمید. '''''چشم انداز شعر نو فارسی'''''. تهران: توس، 1358، ص 168ـ 169.</ref>. وی در 1330 سرپرستی صفحه ادبی روزنامه ''جوانان دموکرات'' را به عهده گرفت و از این طریق با شاعران جوان آن روز چون سیاووش کسرایی<sup>*</sup>، ‌[[سایه بازی|سایه]] (هوشنگ ابتهاج<sup>*</sup>)، ‌[[احمد شاملو]]<sup>*</sup> و دیگران آشنا شد<ref>محمدی آملی.محمدرضا. ''آ'''وازِچگور'''''. زندگی و شعر مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ثالث، 1377. ص 54.</ref>. از همین سال با اداره بخشِ شعر مجله ''در راه [[هنر و مردم|هنر]]'' و نوشتن چندین نقد و یادداشت پیرامون شعر نو، مهارت خود را در ادبیات قدیم به ثبوت رساند<ref>شمس لنگرودی.محمد. '''''تاریخ تحلیلی شعر نو'''''. تهران: نشر مرکز، 1370، ج 2. ص 297.</ref>. در 1333 چند ماهی به زندان افتاد. در 1335 مجموعه شعر مشهورش با نام ''زمستان'' را [[چاپ و چاپخانه|چاپ]] کرد<ref>کاخی. ‌مرتضی. '''''باغ بی برگی'''''. ‌یادنامه مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ناشران، چ 1، 1370. ص 28.</ref>. در این اثر، بر خلاف مجموعه ''ارغنون''، با از قوالب شعر کلاسیک دوری جست و به شعر [[نیما یوشیج|نیمایوشیج]] روی آورد و با توجه روزافزون به زبان پاک پارسی، زبان جدید خود را در مرکز مثلثی که سه ضلع آن، زبان خراسانی یا کلاسیک و زبان رایج یا امروز و زبان نیماست، ‌به نمایش گذاشت<ref>حقوقی، محمد. '''''مهدی اخوان ثالث'''''. شعر زمان ما (2)، ‌تهران: نگاه، چ 1، 1370، ص101.</ref>. همچنین در 1335 به استودیوی فیلمسازی ابراهیم [[گلستان سعدی|گلستان]]<sup>*</sup> راه یافت و در آنجا مسئولیت نظارت بر ضبط صدا و دوبله گفتار فیلم‌های مستند و نیز رسیدگی به متن ترجمه‌ها و روانی گفتار‌ها را به عهده گرفت<ref>محمدی آملی، ‌محمدرضا. ''آ'''وازِچگور'''''. زندگی و شعر مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ثالث، 1377. ص 66، 67 و 68 (به اختصار).</ref>. از 1338 تا 1350 مجموعه شعرهای متعددی را منتشر کرد. در 1353 در [[تلویزیون]] ملی [[ایران]] به اجرای برنامه‌های ادبی پرداخت. در 1356 به تدریس در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم مشغول شد. از 1360 دوران بازنشستگی او از خدمات دولتی آغاز گردید. در این دوره تا 1369 آثار دیگری به بازار [[کتاب]] فرستاد. در 1369 برای نخستین و آخرین بار به چندین کشور از جمله آلمان، ‌انگلستان و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87 فرانسه] سفر کرد و در پایان سفر پس از بازگشت به ایران در [[تهران مصور|تهران]] درگذشت. پیکر شاعر در زادگاهش به خاک سپرده شد<ref>کاخی.مرتضی. '''''باغ بی برگی'''''. ‌یادنامه مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ناشران، چ 1، 1370. ص 28 ـ 30 (به اختصار).</ref>.


جز ''زمستان'' و ''ارغنون'' از ديگر آثارش مي‌توان مجموعه‌هاي آخر شاهنامه، ‌از اين اوستا، ‌زندگي مي‌گويد، ‌اما....، ''در حياط كوچك پاييز در زندان''، ''دوزخ''، ''اما سرد و ترا اي كهن بوم و بر دوست دارم'' را نام برد.<sup>16</sup> اخوان هم به سبب طبع و قريحة توانا و پروردة خود و هم بر اثر مايه وري از فرهنگ ايران و ادب فارسي، ‌از شاعران و نمايندگان ارجمند شعر امروز است.<sup>17</sup> او مانند همة نوابغ مستثني بود. مستثني از قاعده. به شهادت آثارش بيش از هر اديب معاصر، اديب‌تر بود.<sup>18</sup> سه كتاب ''زمستان، ‌آخر شاهنامه'' و''از اين اَوِستا'' براي جاوداني كردن نام او كافي است. ما همه وامدار او هستيم.<sup>19</sup> او به سهم خود به داد شعر نو رسيد و بدعت‌هاي نيما را با بدايع خود آراست.<sup>20</sup> تفسير و توضيح يا اطناب يكي از ويژگي‌هاي شعر اخوان است كه در شعر نيما و به طور كلي در شعر ديگر شاعران مشهور معاصر و هم نسل او، اين همه چشمگير نيست.<sup>21</sup> كتاب‌ها، ‌مقالات و نقدهاي بسياري دربارة اخوان و آثارش نوشته‌اند.  
جز ''زمستان'' و ''ارغنون'' از دیگر آثارش می‌توان مجموعه‌های آخر [[شاهنامه و شاهنامه نویسی|شاهنامه]]، ‌از این [[اوستا]]، ‌زندگی می‌گوید، ‌اما....، ''در حیاط کوچک پاییز در زندان''، ''دوزخ''، ''اما سرد و ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم'' را نام برد<ref>حقوقی، محمد. '''''مهدی اخوان ثالث'''''. شعر زمان ما (2)، ‌تهران: نگاه، چ 1، 1370. ص 101، 141، 205، 255، 299 و 321.</ref>. اخوان هم به سبب طبع و قریحه توانا و پرورده خود و هم بر اثر مایه وری از فرهنگ [[ایران امروز|ایران]] و [[ادب]] [[فارسی]]، ‌از شاعران و نمایندگان ارجمند شعر امروز است<ref>یوسفی، ‌غلامحسین. '''''چشمه روشن'''''. تهران: علمی، چ 1، 1362، ص 740.</ref>. او مانند همه نوابغ مستثنی بود. مستثنی از قاعده. به شهادت آثارش بیش از هر [[ادیب الملک|ادیب]] معاصر، ادیب‌تر بود<ref>زریاب خویی، عباس. «در سوگِ امید»، '''''‌باغ بی برگی'''''. به اهتمام مرتضی کاخی، تهران: نشر ناشران، چ1، 1370، ص 269.</ref>. سه [[کتاب]] ''زمستان، ‌آخر [[شاهنامه و شاهنامه نویسی|شاهنامه]]'' و''از این اَوِستا'' برای جاودانی کردن نام او کافی است. ما همه وامدار او هستیم<ref>آتشی، منوچهر. «ما همه وامدار او هستیم»، '''''‌باغ بی برگی'''''.به اهتمام مرتضی کاخی، تهران: نشر ناشران، چ1، ص 74.</ref>. او به سهم خود به داد شعر نو رسید و بدعت‌های نیما را با بدایع خود آراست<ref>خرمشاهی، ‌بها، الدین. «تأملی در شعرِ نماز»، '''''‌باغ بی برگی'''''.به اهتمام مرتضی کاخی، تهران: نشر ناشران، چ1، ص 219.</ref>. تفسیر و توضیح یا اطناب یکی از ویژگی‌های شعر اخوان است که در شعر نیما و به طور کلی در شعر دیگر شاعران مشهور معاصر و هم نسل او، این همه چشمگیر نیست<ref>پورنامداریان، ‌تقی. «برزخ شعر گذشته و امروز »، '''''‌باغ بی برگی'''''.به اهتمام مرتضی کاخی، تهران: نشر ناشران، چ1، ص 189.</ref>. [[کتاب|کتاب‌]]<nowiki/>ها، ‌مقالات و نقدهای بسیاری درباره اخوان و آثارش نوشته‌اند.  


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


# محمدي آملي، محمدرضا. ''آ'''وازِچگور'''''. زندگي و شعر مهدي اخوان ثالث، تهران: نشر ثالث، 1377، ص 24.
* ''[[شاهنامه و شاهنامه نویسی|شاهنامه]]''
# استعلامي، ‌محمد''. '''ادبيات دورة بيداري و معاصر'''''. تهران: دانشگاه سپاهيان انقلاب ايران، 2535 (1355)، ص 352.
* [[حزب توده]]
# محمدي آملي. '''''همان'''''. ص 25 و 31.
* [[مشهد]]
# شمس لنگرودي، محمد. '''''تاريخ تحليلي شعر نو'''''. تهران: نشر مركز، 1370، ج 2، ص 296.
* [[موسیقی مطربی|موسیقی]]
# كاخي، ‌مرتضي. '''''باغ بي برگي'''''. ‌يادنامة مهدي اخوان ثالث، تهران: نشر ناشران، چ 1، 1370، ص 27.
* [[نیما یوشیج|نیمایوشیج]]
# شمس لنگرودي. '''''همان'''''. ص 296ـ 297.
* [[احمد شاملو]]
# كاخي. '''''همان'''''. ص 27ـ 29 (به اختصار).
* [[ایران]]
# استعلامي. همان جا.
# زرين كوب، حميد. '''''چشم انداز شعر نو فارسي'''''. تهران: توس، 1358، صص 168ـ 169.
# محمدي آملي. '''''همان'''''. ص 54.
# شمس لنگرودي. '''''همان'''''. ص 297.
# كاخي. '''''همان'''''. ص 28.
# حقوقي، محمد. '''''مهدي اخوان ثالث'''''. شعر زمان ما (2)، ‌تهران: نگاه، چ 1، 1370، ص .
# محمدي آملي، ‌محمدرضا.'''''همان'''''. ص 66، 67 و 68 (به اختصار).
# كاخي. '''''همان'''''. ص 28 ـ 30 (به اختصار).
# حقوقي، محمد. '''''همان'''''. ص 101، 141، 205، 255، 299 و 321.
# يوسفي، ‌غلامحسين. '''''چشمة روشن'''''. تهران: علمي، چ 1، 1362، ص 740.
# زرياب خويي، عباس. «در سوگِ اميد»، '''''‌باغ بي برگي'''''. به اهتمام مرتضي كاخي، تهران: نشر ناشران، چ1، 1370، ص 269.
# آتشي، منوچهر. «ما همه وامدار او هستيم»، '''''‌باغ بي برگي'''''. همان، ص 74.
# خرمشاهي، ‌بها، الدين. «تأملي در شعرِ نماز»، '''''‌باغ بي برگي'''''. ‌همان، ص 219.
# پورنامداريان، ‌تقي. «برزخ شعر گذشته و امروز »، '''''‌باغ بي برگي'''''. ‌همان، ص 189. و نيز نگ: اخوان ثالث، مهدي. '''''حريم سایههاي سبز'''''. مجموعه مقالات (1)، ‌زير نظر مرتضي كاخي، تهران: زمستان، چ 2، ‌1372 ؛ '''''برگزيدة شعرهاي مهدي اخوان ثالث (م ـ اميد)'''''. چشم انداز شعر امروز (6)، تهران: سازمان نشر كتاب، 1349.


مآخذ
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر

نسخهٔ ‏۱۱ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۱۳

مهدی اخوان ثالث برگرفته از وبسایت بیتوته قابل بازیابی ازhttps://www.beytoote.com/scientific/scientist/biography-autobiography-third-mehdi-mensurable.html

اخوان ثالث، مهدی (1307 ـ 1369 ش) شاعر، روزنامه نگار، ادیب و منتقد.

مهدی اخوان ثالث مشهور به م. امید، ‌شاعر توانای معاصر ایران در توسِ مشهد و در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود[۱]. تحصیلات ابتدایی و دوره هنرستان صنعتی (رشته آهنگری) را در مشهد گذراند[۲]. در نوجوانی علی رغم مخالفت پدر نزد استاد سلیمان روح افزا و فرزند او تار آموخت. آشنایی جدی او با موسیقی سنّتی سبب درآمیختن جان مایه‌شعر او با عروض شعر فارسی شد. هم زمان با موسیقی، ‌به شعر روی آورد. سرمشق اولیه اخوان در شعر، ‌دواوین شاعران کلاسیک ایران بود که با کمک پدرش آ‎نها را مطالعه می‌کرد. از استادش، ‌پرویز کاویان جهرمی نیز اصلاح سخن می‌گفت[۳]. اخوان با داشتن سنّ کم چندان در غزل‌سرایی و قصیده‌گویی تبحّر یافت که کهن گرایان به او، امیدِ شعر کهن لقب دادند[۴]. در خرداد 1326 پس از پایان دوره‌ هنرستان، ‌در مشهد به آهنگری و چاقوسازی پرداخت. سپس به تهران آمد و ضمن کار در تهران و پلشتِ ورامین در مدارس هم تدریس می‌کرد[۵]. او که نمی‌توانست در برابر هیجانات بشردوستانه بی‌تفاوت بماند، جذب هیجانات و منش‌های حزبی شد و به حزب توده پیوست[۶]. در 1331 زندگی مشترک خود را با دختر عمویش، ایران (خدیجه) اخوان ثالث آغاز کرد. از همسرش صاحب شش فرزند شد که یکی از دخترانش به نام لاله را بعدها در 1353 از دست داد[۷]. نخستین سروده‌هایش را در 1327 و نخستین دفتر شعرش را با نام ارغنون در 1331 منتشر کرد[۸]. اخوان پیش از آشنایی با نیما بر او انتقاد داشت، ‌اما پس از آشنایی با آن شاعر، ‌به راز شیوه او پی برد و بدین ترتیب اسلوب شعری خود را زیر تأثیر شعر نو نیمایوشیج* تغییر داد[۹]. وی در 1330 سرپرستی صفحه ادبی روزنامه جوانان دموکرات را به عهده گرفت و از این طریق با شاعران جوان آن روز چون سیاووش کسرایی*، ‌سایه (هوشنگ ابتهاج*)، ‌احمد شاملو* و دیگران آشنا شد[۱۰]. از همین سال با اداره بخشِ شعر مجله در راه هنر و نوشتن چندین نقد و یادداشت پیرامون شعر نو، مهارت خود را در ادبیات قدیم به ثبوت رساند[۱۱]. در 1333 چند ماهی به زندان افتاد. در 1335 مجموعه شعر مشهورش با نام زمستان را چاپ کرد[۱۲]. در این اثر، بر خلاف مجموعه ارغنون، با از قوالب شعر کلاسیک دوری جست و به شعر نیمایوشیج روی آورد و با توجه روزافزون به زبان پاک پارسی، زبان جدید خود را در مرکز مثلثی که سه ضلع آن، زبان خراسانی یا کلاسیک و زبان رایج یا امروز و زبان نیماست، ‌به نمایش گذاشت[۱۳]. همچنین در 1335 به استودیوی فیلمسازی ابراهیم گلستان* راه یافت و در آنجا مسئولیت نظارت بر ضبط صدا و دوبله گفتار فیلم‌های مستند و نیز رسیدگی به متن ترجمه‌ها و روانی گفتار‌ها را به عهده گرفت[۱۴]. از 1338 تا 1350 مجموعه شعرهای متعددی را منتشر کرد. در 1353 در تلویزیون ملی ایران به اجرای برنامه‌های ادبی پرداخت. در 1356 به تدریس در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم مشغول شد. از 1360 دوران بازنشستگی او از خدمات دولتی آغاز گردید. در این دوره تا 1369 آثار دیگری به بازار کتاب فرستاد. در 1369 برای نخستین و آخرین بار به چندین کشور از جمله آلمان، ‌انگلستان و فرانسه سفر کرد و در پایان سفر پس از بازگشت به ایران در تهران درگذشت. پیکر شاعر در زادگاهش به خاک سپرده شد[۱۵].

جز زمستان و ارغنون از دیگر آثارش می‌توان مجموعه‌های آخر شاهنامه، ‌از این اوستا، ‌زندگی می‌گوید، ‌اما....، در حیاط کوچک پاییز در زندان، دوزخ، اما سرد و ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم را نام برد[۱۶]. اخوان هم به سبب طبع و قریحه توانا و پرورده خود و هم بر اثر مایه وری از فرهنگ ایران و ادب فارسی، ‌از شاعران و نمایندگان ارجمند شعر امروز است[۱۷]. او مانند همه نوابغ مستثنی بود. مستثنی از قاعده. به شهادت آثارش بیش از هر ادیب معاصر، ادیب‌تر بود[۱۸]. سه کتاب زمستان، ‌آخر شاهنامه واز این اَوِستا برای جاودانی کردن نام او کافی است. ما همه وامدار او هستیم[۱۹]. او به سهم خود به داد شعر نو رسید و بدعت‌های نیما را با بدایع خود آراست[۲۰]. تفسیر و توضیح یا اطناب یکی از ویژگی‌های شعر اخوان است که در شعر نیما و به طور کلی در شعر دیگر شاعران مشهور معاصر و هم نسل او، این همه چشمگیر نیست[۲۱]. کتاب‌ها، ‌مقالات و نقدهای بسیاری درباره اخوان و آثارش نوشته‌اند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر

  1. محمدی آملی، محمدرضا. آوازِچگور. زندگی و شعر مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ثالث، 1377، ص 24.
  2. استعلامی، ‌محمد. ادبیات دوره بیداری و معاصر. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران، 2535 (1355)، ص 352.
  3. محمدی آملی.محمدرضا. آوازِچگور. زندگی و شعر مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ثالث، 1377. ص 25 و 31.
  4. شمس لنگرودی، محمد. تاریخ تحلیلی شعر نو. تهران: نشر مرکز، 1370، ج 2، ص 296.
  5. کاخی، ‌مرتضی. باغ بی برگی. ‌یادنامه مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ناشران، چ 1، 1370، ص 27.
  6. شمس لنگرودی.محمد. تاریخ تحلیلی شعر نو. تهران: نشر مرکز، 1370، ج 2. ص 296ـ 297.
  7. کاخی.مرتضی. باغ بی برگی. ‌یادنامه مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ناشران، چ 1، 1370. ص 27ـ 29 (به اختصار).
  8. استعلامی. ‌محمد. ادبیات دوره بیداری و معاصر. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران، 2535 (1355)، ص 352.
  9. زرین کوب، حمید. چشم انداز شعر نو فارسی. تهران: توس، 1358، ص 168ـ 169.
  10. محمدی آملی.محمدرضا. آوازِچگور. زندگی و شعر مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ثالث، 1377. ص 54.
  11. شمس لنگرودی.محمد. تاریخ تحلیلی شعر نو. تهران: نشر مرکز، 1370، ج 2. ص 297.
  12. کاخی. ‌مرتضی. باغ بی برگی. ‌یادنامه مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ناشران، چ 1، 1370. ص 28.
  13. حقوقی، محمد. مهدی اخوان ثالث. شعر زمان ما (2)، ‌تهران: نگاه، چ 1، 1370، ص101.
  14. محمدی آملی، ‌محمدرضا. آوازِچگور. زندگی و شعر مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ثالث، 1377. ص 66، 67 و 68 (به اختصار).
  15. کاخی.مرتضی. باغ بی برگی. ‌یادنامه مهدی اخوان ثالث، تهران: نشر ناشران، چ 1، 1370. ص 28 ـ 30 (به اختصار).
  16. حقوقی، محمد. مهدی اخوان ثالث. شعر زمان ما (2)، ‌تهران: نگاه، چ 1، 1370. ص 101، 141، 205، 255، 299 و 321.
  17. یوسفی، ‌غلامحسین. چشمه روشن. تهران: علمی، چ 1، 1362، ص 740.
  18. زریاب خویی، عباس. «در سوگِ امید»، ‌باغ بی برگی. به اهتمام مرتضی کاخی، تهران: نشر ناشران، چ1، 1370، ص 269.
  19. آتشی، منوچهر. «ما همه وامدار او هستیم»، ‌باغ بی برگی.به اهتمام مرتضی کاخی، تهران: نشر ناشران، چ1، ص 74.
  20. خرمشاهی، ‌بها، الدین. «تأملی در شعرِ نماز»، ‌باغ بی برگی.به اهتمام مرتضی کاخی، تهران: نشر ناشران، چ1، ص 219.
  21. پورنامداریان، ‌تقی. «برزخ شعر گذشته و امروز »، ‌باغ بی برگی.به اهتمام مرتضی کاخی، تهران: نشر ناشران، چ1، ص 189.