پرش به محتوا

خمینی، روح الله: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
آیت‌الله خمینی پیوسته نسبت به سیاست‌های ضد دینی [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه پهلوی]] اظهار مخالفت می‌کرد. به همین سبب نخستین مجلس درس اخلاق او از سوی مأموران شهربانی [[رضا شاه پهلوی|رضا شاه]] تعطیل شد<ref>انصاری، حمید. '''''حدیث بیداری'''''. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 25-26.</ref><ref>'''''بیوگرافی پیشوا'''''. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، 1/26-29.</ref>.
آیت‌الله خمینی پیوسته نسبت به سیاست‌های ضد دینی [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه پهلوی]] اظهار مخالفت می‌کرد. به همین سبب نخستین مجلس درس اخلاق او از سوی مأموران شهربانی [[رضا شاه پهلوی|رضا شاه]] تعطیل شد<ref>انصاری، حمید. '''''حدیث بیداری'''''. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 25-26.</ref><ref>'''''بیوگرافی پیشوا'''''. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، 1/26-29.</ref>.


پس از درگذشت [[آیت الله بروجردی|آیت‌الله بروجردی]] در1340 محمدرضا شاه پهلوی به تصور آن‌که قدرت روحانی متمرکزی در کشور وجود ندارد، در صدد انجام اصلاحات مورد نظر آمریکا برآمد. آیت‌الله خمینی با آگاهی بر این نکته به مخالفت با اقدامات شاه پرداخت و به تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی اعتراض کرد؛ زیرا برای مثال با حذف شرط مسلمان بودن، این لایحه راه را برای ورود غیرمسلمانان به ویژه بهائیان، در ارکان مهم کشور می‌گشود<ref>فراتی، عبدالوهاب. '''''تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (از مرجعیت امام خمینی تا تبعید).''''' تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379ش، ص 36-41.</ref><ref>خمینی، روح‌الله. '''''صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، 1/29- 35.</ref>. حاصل تلاش‌های آیت‌الله خمینی و دیگر مراجع و علمای دینی، لغو مصوبه یاد شده در آذر 1341 بود<ref>انصاری، حمید. '''''حدیث بیداری'''''. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 41.</ref><ref>'''''بیوگرافی پیشوا'''''. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، جلد1، ص. 86-88.</ref>.
پس از درگذشت [[آیت الله بروجردی|آیت‌الله بروجردی]] در1340 محمدرضا شاه پهلوی به تصور آن‌که قدرت روحانی متمرکزی در کشور وجود ندارد، در صدد انجام اصلاحات مورد نظر آمریکا برآمد. [[امام خمینی|آیت‌الله خمینی]] با آگاهی بر این نکته به مخالفت با اقدامات شاه پرداخت و به تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی اعتراض کرد؛ زیرا برای مثال با حذف شرط مسلمان بودن، این لایحه راه را برای ورود غیرمسلمانان به ویژه بهائیان، در ارکان مهم کشور می‌گشود<ref>فراتی، عبدالوهاب. '''''تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (از مرجعیت امام خمینی تا تبعید).''''' تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379ش، ص 36-41.</ref><ref>خمینی، روح‌الله. '''''صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، 1/29- 35.</ref>. حاصل تلاش‌های [[امام خمینی|آیت‌الله خمینی]] و دیگر مراجع و علمای دینی، لغو مصوبه یاد شده در آذر 1341 بود<ref>انصاری، حمید. '''''حدیث بیداری'''''. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 41.</ref><ref>'''''بیوگرافی پیشوا'''''. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، جلد1، ص. 86-88.</ref>.


یکی دیگر از اقدامات [[امام خمینی|آیت‌الله خمینی]] ابراز مخالفت با طرح [[انقلاب سفید]] و اصول ششگانه آن و صدور اعلامیه‌ای مبنی بر تحریم همه‌پرسی 6 بهمن 1341 بود. شاه برای دیدار با علما و مراجع دینی و جلب موافقت آنان به قم سفر کرد، اما بنابر درخواست آیت‌الله خمینی، از علما و اهالی [[قم]]، شهر به حالت تعطیل درآمد و هیچ کس به استقبال شاه نرفت. شاه نیز پس از سخنانی تند خطاب به روحانیان به تهران بازگشت و همه‌پرسی 6 بهمن را برگزار کرد. اما آیت‌الله خمینی در اعتراض به این همه‌پرسی، عید نوروز 1342 را عزای عمومی اعلام کرد<ref>خمینی، روح‌الله. '''''صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، جلد 1، ص. 37.</ref>. در پی  آن نیروهای انتظامی در دوم فروردین که مصادف با شهادت امام جعفر صادق (ع) و مراسم سوگواری بود، به [[مدرسه فیضیه]] حمله و عده‌ای را مجروح و دستگیر کردند. با فرا رسیدن محرم 1342ش، آیت‌الله خمینی از روحانیان خواست تا در سخنرانی‌های خود برضد رژیم شاه و اسرائیل افشاگری کنند<ref>خمینی، روح‌الله. '''''صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، جلد 1، ص 52-53.</ref>. و خود نیز، در 13 خرداد 1342ش سخنرانی تندی بر ضد شاه و اسرائیل ایراد کرد<ref>خمینی، روح‌الله. '''''صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، جلد 1، ص 54-57.</ref> که در پی آن در سحرگاه 15 خرداد، در منزلش دستگیر و به [[استان تهران|تهران]] منتقل شد. مردم‌ شهرهای [[قم]]، [[اصفهان]] و [[استان تهران|تهران]] در اعتراض به دستگیری [[امام خمینی|آیت‌الله خمینی]]، با سردادن شعار «یا مرگ یا [[امام خمینی|خمینی]]»<ref>انصاری، حمید. '''''حدیث بیداری'''''. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 53.</ref><ref>'''''بیوگرافی پیشوا'''''. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، جلد 1، ص. 48-54.</ref> راهپیمایی‌های گسترده‌ای برپا کردند که به زد و خورد با نظامیان انجامید که عده‌ای مجروح و کشته شدند.
یکی دیگر از اقدامات [[امام خمینی|آیت‌الله خمینی]] ابراز مخالفت با طرح [[انقلاب سفید]] و اصول ششگانه آن و صدور اعلامیه‌ای مبنی بر تحریم همه‌پرسی 6 بهمن 1341 بود. شاه برای دیدار با علما و مراجع دینی و جلب موافقت آنان به قم سفر کرد، اما بنابر درخواست آیت‌الله خمینی، از علما و اهالی [[قم]]، شهر به حالت تعطیل درآمد و هیچ کس به استقبال شاه نرفت. شاه نیز پس از سخنانی تند خطاب به روحانیان به تهران بازگشت و همه‌پرسی 6 بهمن را برگزار کرد. اما آیت‌الله خمینی در اعتراض به این همه‌پرسی، عید نوروز 1342 را عزای عمومی اعلام کرد<ref>خمینی، روح‌الله. '''''صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، جلد 1، ص. 37.</ref>. در پی  آن نیروهای انتظامی در دوم فروردین که مصادف با شهادت امام جعفر صادق (ع) و مراسم سوگواری بود، به [[مدرسه فیضیه]] حمله و عده‌ای را مجروح و دستگیر کردند. با فرا رسیدن محرم 1342ش، آیت‌الله خمینی از روحانیان خواست تا در سخنرانی‌های خود برضد رژیم شاه و اسرائیل افشاگری کنند<ref>خمینی، روح‌الله. '''''صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، جلد 1، ص 52-53.</ref>. و خود نیز، در 13 خرداد 1342ش سخنرانی تندی بر ضد شاه و اسرائیل ایراد کرد<ref>خمینی، روح‌الله. '''''صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی'''''. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، جلد 1، ص 54-57.</ref> که در پی آن در سحرگاه 15 خرداد، در منزلش دستگیر و به [[استان تهران|تهران]] منتقل شد. مردم‌ شهرهای [[قم]]، [[اصفهان]] و [[استان تهران|تهران]] در اعتراض به دستگیری [[امام خمینی|آیت‌الله خمینی]]، با سردادن شعار «یا مرگ یا [[امام خمینی|خمینی]]»<ref>انصاری، حمید. '''''حدیث بیداری'''''. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 53.</ref><ref>'''''بیوگرافی پیشوا'''''. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، جلد 1، ص. 48-54.</ref> راهپیمایی‌های گسترده‌ای برپا کردند که به زد و خورد با نظامیان انجامید که عده‌ای مجروح و کشته شدند.

نسخهٔ ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۰۵

خمینی، روح‌الله، مشهور به امام خمینی (1320ق/ 1902م ـ 1368ش)، فقیه، مرجع تقلید، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران.

سید روح‌الله در خمین متولد شد[۱]. پدرش سیدمصطفی، که روحانی و یکی از ملاکان سرشناس خمین بود، پنج ماه پس از تولد فرزندش به دست خوانین محلی کشته شد و از آن پس مادر و عمه‌اش سرپرستی او را به عهده گرفتند[۱][۲]. روح‌الله خواندن و نوشتن را در مکتب خانه ملاابوالقاسم فراگرفت و پس از فراگیری مقدمات علوم دینی، در 19 سالگی برای ادامه تحصیلات دینی به حوزه علمیه اراک رفت و از محضر استادانی چون شیخ محمد گلپایگانی، شیخ عباس اراکی و شیخ محمد علی بروجردی بهره برد[۳]. در نیمه اول 1301ش در پی تأسیس حوزه علمیه قم، بدانجا رفت و در حجره‌ای از مدرسه دارالشفا ساکن شد و به فراگیری فقه و اصول نزد شیخ عبدالکریم حائری یزدی، فلسفه و هیأت نزد سید ابوالحسن رفیعی قزوینی پرداخت. دروس نظری عرفان را به مدت 7 سال نزد آیت‌الله محمدعلی شاه‌آبادی آموخت و تأثیرات روحی و رفتاری بسیاری از او پذیرفت[۴]. و سرانجام در 1313ش به درجه اجتهاد رسید. او پس از فوت شیخ عبدالکریم حائری در 1315ش، دیگر در درس هیچ استادی حاضر نشد و از آن پس به تدریس پرداخت. در 28 سالگی با دختر حاج میرزا محمد ثقفی یکی از روحانیان تهرانی مقیم قم ازدواج کرد و صاحب 8 فرزند شد.

آیت‌الله خمینی پیوسته نسبت به سیاست‌های ضد دینی رضاشاه پهلوی اظهار مخالفت می‌کرد. به همین سبب نخستین مجلس درس اخلاق او از سوی مأموران شهربانی رضا شاه تعطیل شد[۵][۶].

پس از درگذشت آیت‌الله بروجردی در1340 محمدرضا شاه پهلوی به تصور آن‌که قدرت روحانی متمرکزی در کشور وجود ندارد، در صدد انجام اصلاحات مورد نظر آمریکا برآمد. آیت‌الله خمینی با آگاهی بر این نکته به مخالفت با اقدامات شاه پرداخت و به تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی اعتراض کرد؛ زیرا برای مثال با حذف شرط مسلمان بودن، این لایحه راه را برای ورود غیرمسلمانان به ویژه بهائیان، در ارکان مهم کشور می‌گشود[۷][۸]. حاصل تلاش‌های آیت‌الله خمینی و دیگر مراجع و علمای دینی، لغو مصوبه یاد شده در آذر 1341 بود[۹][۱۰].

یکی دیگر از اقدامات آیت‌الله خمینی ابراز مخالفت با طرح انقلاب سفید و اصول ششگانه آن و صدور اعلامیه‌ای مبنی بر تحریم همه‌پرسی 6 بهمن 1341 بود. شاه برای دیدار با علما و مراجع دینی و جلب موافقت آنان به قم سفر کرد، اما بنابر درخواست آیت‌الله خمینی، از علما و اهالی قم، شهر به حالت تعطیل درآمد و هیچ کس به استقبال شاه نرفت. شاه نیز پس از سخنانی تند خطاب به روحانیان به تهران بازگشت و همه‌پرسی 6 بهمن را برگزار کرد. اما آیت‌الله خمینی در اعتراض به این همه‌پرسی، عید نوروز 1342 را عزای عمومی اعلام کرد[۱۱]. در پی  آن نیروهای انتظامی در دوم فروردین که مصادف با شهادت امام جعفر صادق (ع) و مراسم سوگواری بود، به مدرسه فیضیه حمله و عده‌ای را مجروح و دستگیر کردند. با فرا رسیدن محرم 1342ش، آیت‌الله خمینی از روحانیان خواست تا در سخنرانی‌های خود برضد رژیم شاه و اسرائیل افشاگری کنند[۱۲]. و خود نیز، در 13 خرداد 1342ش سخنرانی تندی بر ضد شاه و اسرائیل ایراد کرد[۱۳] که در پی آن در سحرگاه 15 خرداد، در منزلش دستگیر و به تهران منتقل شد. مردم‌ شهرهای قم، اصفهان و تهران در اعتراض به دستگیری آیت‌الله خمینی، با سردادن شعار «یا مرگ یا خمینی»[۱۴][۱۵] راهپیمایی‌های گسترده‌ای برپا کردند که به زد و خورد با نظامیان انجامید که عده‌ای مجروح و کشته شدند.

آیت‌الله خمینی مدتی در زندان قصر و عشرت‌آباد و سپس در خانه‌ای در تهران زیر نظر مأموران امنیتی رژیم پهلوی به سر برد و سرانجام در پی فشار مردم، علما و شخصیت‌های مذهبی و سیاسی، در 8 فروردین 1343ش به قم بازگردانده شد[۱۶]. او پس از تصویب لایحه کاپیتولاسیون در 14 مهر 1343، با انتشار اعلامیه‌ و سخنرانی به مخالفت با آن برخاست و موجب آگاهی و اعتراض مردم نسبت به این لایحه گردید و به همین سبب در 13 آبان 1343 بازداشت و به ترکیه تبعید شد. پس از چندی فرزند ارشد ایشان، سید مصطفی، نیز به همانجا تبعید گردید[۱۷]. سپس هر دو در 13 مهر 1344 به عراق برده شدند و در شهر نجف اقامت گزیدند.

آیت‌الله خمینی در سال‌‌های تبعید، به تدریس و تألیف مشغول بود و پیوسته با سخنرانی و انتشار اعلامیه‌ها و پیام‌های متعدد خطاب به ملت ایران به ویژه روحانیان و دانشجویان نسبت به اوضاع سیاسی ایران و سرنوشت مسلمانان منطقه اظهار عقیده و موضع‌گیری می‌کرد و مردم را به قیام بر ضد رژیم پهلوی فرا می‌خواند. از جمله اعلامیه و اعتراض ایشان بر ضد کنسرسیوم نفت، برگزاری جشن‌های دوهزار و پانصد ساله و تحریم عضویت در حزب رستاخیز* است[۱۸][۱۹]. در پی درگذشت سید مصطفی، فرزند ارشد امام، در نجف، مراسم سوگواری متعددی در نجف و ایران برگزار شد. تجلیل از شخصیت آیت‌الله خمینی در این مراسم، سبب شد رژیم پهلوی به انتشار مقاله‌ای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم رشیدی مطلق در 17 دی 1356ش در روزنامه اطلاعات اقدام کند و در آن توهین‌های بسیاری به امام خمینی ابراز دارد. جمعی از طلاب و مردم قم و تهران به این مقاله، اعتراض کردند و چند تن از آنان در درگیری با نظامیان مجروح و شهید شدند. اعلام عزای عمومی و برگزاری مراسم سوم، هفتم و چهلم شهدای قم، تهران و چند شهر دیگر، و درگیری‌های پی‌درپی با نظامیان و افزایش تعداد شهیدان به قیام عمومی مردم انجامید. نخستین بار در این تظاهرات مردم آیت‌الله خمینی را امام خواندند و خواستار بازگشت او به ایران شدند.

حکومت عراق به درخواست شاه ایران با محاصره خانه امام‌ خمینی مانع فعالیت‌های انقلابی او شد. امام نیز تصمیم گرفت عراق را به قصد کویت ترک کند. اما حکومت کویت با اقامت ایشان موافقت نکرد. سپس امام خمینی بنا به دعوت ایرانیان مقیم پاریس، به فرانسه رفت و در حومه پاریس در روستای نوفل لوشاتو اقامت گزید[۲۰]. از آن پس فعالیت‌های امام در جهت براندازی حکومت پهلوی و نقش ایشان در رهبری قیام مردم آشکارتر شد و در نتیجه این فعالیت‌ها شاه در 26 دی ایران را ترک کرد و امام در 12 بهمن 1357 در زمان دولت شاهپور بختیار به ایران بازگشت و مورد استقبال با شکوه مردم ایران قرار گرفت. او از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رفت و در آن‌جا در سخنرانی خود رژیم شاه را غیرقانونی خواند و از ارتش خواست تا به مردم بپیوندند و سپس برنامه حکومت و نظام مورد نظر خود را اعلام کرد.

امام خمینی در 16 بهمن 1357 مهندس مهدی بازرگان را به ریاست دولت موقت منصوب کرد[۲۱]. پس از اقامت امام در تهران مردم گروه گروه به دیدار ایشان می‌رفتند. دیدار عده‌ای از افسران نیروی هوایی با امام خمینی و  شورش آن‌ها در پادگان سبب شد تا رژیم برای سرکوبی آنان شبانه به پادگان نیروی هوایی در تهران یورش ببرد. پس از آن حکومت نظامی و منع عبور و مرور اعلام شد. اما امام خمینی در اطلاعیه‌ای از مردم خواست تا به مقررات منع عبور و مرور بی‌توجهی و در مقابل رژیم ایستادگی کنند. سرانجام رژیم سلطنتی سقوط کرد و انقلاب اسلامی مردم ایران در 22 بهمن 1357 به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید.

پس از برگزاری همه‌پرسی 12 فروردین 1358 و برقراری نظام جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی رهبری نظام را عهده‌دار شد و جمعی را در مجلس خبرگان برای تدوین قانون اساسی گرد هم آورد و شرایط برگزاری نخستین دوره ریاست جمهوری ایران را فراهم ساخت و فرمان تأسیس نهادهایی چون بسیج* و بنیاد مستضعفان* و سپاه پاسداران* را صادر و برای حمایت از مردم فلسطین آخرین جمعه ماه رمضان را روز قدس اعلام کرد.

از مهم‌ترین اقدامات دیگر امام خمینی، عزل آیت‌الله حسینعلی منتظری از قائم مقامی رهبری، ارسال پیام مبسوط به تاریخ 11 دی 1367 برای گورباچف [1]رئیس اتحاد جماهیر شوروی، صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی و بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی است[۲۲].

از مهم‌ترین وقایع دوران رهبری امام خمینی تصرف سفارت آمریکا در تهران و نیز جنگ هشت ساله عراق با ایران است که با پذیرش قطعنامه صلح 598 پایان یافت.

او سرانجام پس از چند روز بستری شدن در بیمارستان در 13 خرداد 1368 در سن 87 سالگی درگذشت. پیکر ایشان با حضور میلیون‌ها نفر در 16 خرداد در مجاورت بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. از ایشان وصیت‌نامه‌ای مفصل به تاریخ 26 بهمن1361ش بر جای مانده است. آثار به جا مانده از امام خمینی شامل رسالات، تقریرات، نامه‌ها و کتاب‌های متعددی است از جمله: کشف الاسرار (1346ق) شرح دعای سحر (1347ق)، مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه (1349ق)، حاشیه بر شرح فصوص الحکم (1355ش)، شرح چهل حدیث (1358ش)، سرالصلوه (1358ش)، آداب نماز (1361ش)، تحریرالوسیله (حاصل دوران تبعید در ترکیه) و توضیع المسائل ایشان در احکام گوناگون فقهی، رساله الاجتهاد و التقلید (1370ش)، رساله فی الطب و الاراده (1371ش)، ویژه‌نامه سالگرد ارتحال امام‌ خمینی همشهری 13/3/ 1374[۲۳].

نیز نگاه کنید به



مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص 14.
  2. خاطرات آیت‌الله پسندیده. به كوشش محمدجواد مرادی‌نیا، تهران: سوره، 1374ش، ص 14-20.
  3. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 16.
  4. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 16-18.
  5. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 25-26.
  6. بیوگرافی پیشوا. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، 1/26-29.
  7. فراتی، عبدالوهاب. تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (از مرجعیت امام خمینی تا تبعید). تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379ش، ص 36-41.
  8. خمینی، روح‌الله. صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، 1/29- 35.
  9. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 41.
  10. بیوگرافی پیشوا. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، جلد1، ص. 86-88.
  11. خمینی، روح‌الله. صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، جلد 1، ص. 37.
  12. خمینی، روح‌الله. صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، جلد 1، ص 52-53.
  13. خمینی، روح‌الله. صحیفه نور. مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1361ش، جلد 1، ص 54-57.
  14. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 53.
  15. بیوگرافی پیشوا. انتشارات پانزدهم خرداد، شمـ 4، جلد 1، ص. 48-54.
  16. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 48-59.
  17. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 61-68.
  18. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 81-92.
  19. فردوسی‌پور، اسماعیل. همگام با خورشید. قم: مجتمع فرهنگی اجتماعی امام خمینی فردوس، 1372ش، ص 221-227.
  20. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص 96-101.
  21. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص 102-107.
  22. انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص. 156- 160.
  23. برای آثار امام خمینی نک: انصاری، حمید. حدیث بیداری. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374ش، ص 215-216.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

جعفر گلشن